محراب
چاپ / ذخیره PDF

مبانی تربیتی خانواده در سیره فاطمی،۲

نسخه چاپی متن از سایت محراب

"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"

 

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ، حَبِیبِ إِلَهِ الْعَالَمِینَ، أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ، وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمُنْتَجَبِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ، وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَجْمَعِینَ. اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلاً وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.»

شب جمعه است؛ شب رحمت، شب مغفرت و شب زیارتی حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام). اول دعایی که می‌کنیم این است که ان‌شاءالله خداوند در ظهور آقامون تعجیل بفرماید؛ باران رحمتش را در این شهر و همه بلاد ایران نازل بفرماید؛ و ان‌شاءالله بیماران، به‌ویژه بیماری که سفارش کردند را لباس عافیت بپوشاند. باز هم برای سلامتی امام زمان، نثار اموات خودتان، شهدا، امام عزیز، ان‌شاءالله نابودی صهیونیست‌ها و حفظ امنیت کشورمان، صلواتی عنایت کنیم.

بحران جهانی و پروژه «جنگ علیه خانواده»

دیشب عرض کردم سبک زندگی و سیره حضرت زهرا را به پنج قسمت می‌شود تقسیم کرد: سیره عبادی که دیشب بحث کردم و عبادت‌های ایشان؛ سیره خانوادگی که امشب عرض می‌کنیم؛ حالا دیگر سیره اقتصادی و سیاسی و اجتماعی‌اش بماند. به هر حال درسته زندگی این دو شخصیت، یعنی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا کوتاه بوده—تقریباً نه سال—اما بسیاری نکات در آن هست که به درد خانواده امروز ما می‌خورد.

ببینید، خانواده در دنیا متزلزل شده؛ در دنیا اول هم در غرب از هم پاشید. حدود شاید فکر می‌کنم نزدیک بیست و هفت هشت سال پیش، در آمریکا یک آقایی یک کتابی نوشت که حالا اسمش را می‌گویم؛ در اینترنت هم می‌توانید بزنید پیدایش کنید. این کتاب آمد در ایران ترجمه شد. نویسنده این کتاب «ویلیام گاردنر» هست، اسمش گاردنر است. این کتاب در بازار هست، ترجمه شده؛ اسم این کتاب را گذاشت «جنگ علیه خانواده». نویسنده سی سال پیش—حالا هنوز هوش مصنوعی و چت و نمی‌دانم این چیزهای امروزی نبود، آن‌قدر هنوز فضای مجازی گسترش پیدا نکرده بود، اینترنت آن‌قدر نبود؛ سی سال پیش فکر می‌کنم ۱۹۹۶ این کتاب را نوشت—در این کتاب گفت همه حواسشان به جنگ نظامی است، اما حواسشان نیست که دشمن یک جنگی علیه نهاد خانواده شروع کرده و دارد خانواده‌ها را از هم می‌پاشد.

حالا چه‌جور؟ یکی از ابعادش همین همجنس‌گرایی است که در غرب رسمیت دارد. بنده خودم یک دهه صفر آلمان منبر می‌رفتم در مسجد امام علیِ هامبورگ. خب مسجد مهمی است آن مسجد؛ البته الان بستندش، ریختند همه را بیرون کردند و درِ مسجد را هم بستند، ولی خب سال‌ها شهید بهشتی آنجا بود، آقایان دیگر بودند. این مسجد سابقه تقریباً پنجاه و پنج شش ساله دارد، چون آیت‌الله‌العظمی بروجردی سال چهل—سال چهل ایشان فوت کرد—آن موقع دستور ساخت این مسجد را داد؛ در بهترین منطقه هامبورگ، لب رودخانه، خیلی شیک است. بزنید در فضای مجازی می‌بینید؛ معروف است به «گنبد آبی». یک گنبد آبی دارد، اصلاً ستون ندارد، برخلاف اینجا که ستون است، هیچی ستون ندارد؛ یک مسجد شیک است.

خب ما یک دهه آنجا منبر داشتیم؛ بحث انبیا را هم می‌گفتیم. یک شب حضرت نوح، یک شب حضرت ابراهیم؛ می‌گفتیم به درد این‌ها می‌خورد، بالاخره هم ایرانی‌ها، هم خارجی‌ها. اول یک کمی زندگی آن پیغمبر را می‌گفتیم، بعد مشکلات زمان مردمشان را می‌گفتیم، بعد راهکارش را می‌گفتیم. مثلاً می‌گفتیم مردم زمان شعیب کم‌فروش بودند، گناه اقتصادی؛ مردم زمان مثلاً فرض کنید که ابراهیم بت‌پرست بودند؛ مردم زمان موسی گوساله‌پرست بودند؛ تا یک شب رسیدیم به حضرت لوط. همین‌طور که پیغمبران را وصل می‌کردیم، رسیدیم به این پیغمبر؛ خب این را هم توضیح دادیم که گناه این مردم هم همین گناه اخلاقی بود. فرداش ما را خواستند! گفتند شما حق نداری اینجا روی این موضوع—ولو در قرآن آمده، حرامه—شما حق نداری صحبت کنی؛ چون اینجا در این کشور رسمیت دارد! یعنی یک مرد و مرد می‌توانند تشکیل خانواده بدهند، یک زن و زن می‌توانند تشکیل خانواده بدهند!

خب این یک جنگ علیه خانواده است؛ که الان یکی از سؤالاتی که از رؤسای جمهور ما همیشه در مصاحبه‌های خارجی می‌کنند همینه که شما چرا اجازه نمی‌دهید در کشورتان؟ بحث—ببخشید، یک خرده شفاف صحبت می‌کنم دیگر، حالا سعی می‌کنم مراعات کنم البته—روابط پنهانی؛ حالا البته این‌ها اسمش را لوکس می‌کنند، می‌گویند «ازدواج سفید» یا می‌گویند «پارتنر». یعنی چی؟ یعنی کسی که با کسی دوست است ولی زن و شوهر نیستند؛ هم‌خانه، شش ماه، یک سال، دو سال، ده سال! خب این را چهارده قرن پیش خدا در قرآن ممنوع کرده؛ هم برای آقایان، هم برای خانم‌ها. می‌گوید هیچ مردی حق ندارد با زنی دوست بشود منهای ازدواج، و هیچ زنی نمی‌تواند با مردی روابط برقرار کند منهای ازدواج. آیه هم دو تا کلمه است: «مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ». أَخْدان جمع «خِدْن» است؛ خِدن یعنی دوست. آقایان: «مُتَّخِذِی»؛ اتخاذ یعنی گرفتن دیگر؛ نگیرید «أَخْدَانٍ» یعنی دوست‌های غیر ازدواج. خانم‌ها: «مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ»؛ مال زن‌ها می‌شود «مُتَّخِذَاتِ»، مال آقایان می‌شود «مُتَّخِذِی». این هم یکی از عواملی که خانواده را از هم پاشید.

و بحث‌های فمینیسم؛ بحث‌هایی که الان شهر شما الحمدلله گرفتار نیست ان‌شاءالله به این امور، اما بحث الان—سلام علیکم—بحث سگ‌آوری به جای فرزندآوری است. رسماً دیگر الان به حیوان می‌گوید مادر، برادر، خواهر! یواش‌یواش… نتیجه این کتاب—یک بار دیگر اسم کتاب را می‌گویم: «جنگ علیه خانواده»، نویسنده «ویلیام گاردنر»، یک خانمی در قم ترجمه کرده این کتاب را—و ایشان آنجا می‌شمرد که آقا، یک کودتای خزنده‌ای سال‌هاست شروع شده برای پاشیدن نظام خانواده. لذا در غرب شما چهل پنجاه درصد در بعضی کشورها فرزند نامشروع دارید، سقط جنین بالا دارید، طلاق بالا دارید، کاهش فرزند دارید؛ بسیاری از این کشورها دچار مشکل پیری شدند.

من یک سال بلغارستان بودم، سال هشتاد و پنج؛ یعنی چند سال پیش؟ بیست سال پیش تقریباً. آن زمان می‌گفتند ما یک میلیون کاهش جمعیت داریم؛ مجبور شده بودند از پاکستان و افغانستان مهاجر وارد کنند. من بازار بلغارستان رفتم برای سر زدن، توی صوفیه؛ با هر خانم—بیشتر فروشنده‌ها خانم بودند—با هر خانمی که صحبت می‌کردی فارسی بلد بود! تعجب کردم، گفتم اینجا این کشور به این دوری، آن‌ور ترکیه است! دیدیم اکثراً این‌ها شوهرهایشان مال افغانستان‌اند؛ مهاجر پذیرفتند که این مشکل جمعیت را حل کنند.

وضعیت بحرانی آمارها در ایران

خب، متأسفانه این جنگ علیه خانواده به کشور ما هم سرایت کرد و پیش رفت. دلیلش هم:

  1. افزایش طلاق: ما الان کشورمان یک وقتی سیزده درصد، دوازده درصد، گاهی در بعضی استان‌ها پنج درصد، گاهی بعضی جاها مثل یزد صفر درصد، یعنی هیچ طلاق نداشتیم؛ الان آمار طلاق کشور بالای بیست و پنج درصده؛ یعنی هر چهار تا ازدواج یک طلاقه، بعضی جاها سی درصد. این اولین نمودش بود.
  2. کاهش شدید ازدواج: ده دوازده میلیون مجرد در کشور، همه هم سن‌ها بالا، یعنی سن ازدواج گذشته.
  3. کاهش فرزند: یعنی می‌بینی شما یک پدری دوازده تا بچه داشته قدیم—من می‌شناسم و می‌شناسم—الان دوازده تا بچه‌اش دوازده تا بچه ندارند! یعنی دوازده‌تایی زور بابا را نداشتند که بتوانند؛ چون یکی‌شان دارد، یکی ندارد، روی‌هم‌رفته نه تا مثلاً این آقا نوه دارد؛ همه بچه‌هایش روی هم کار این یک مرد را نتوانستند انجام بدهند! کاهش شدید.

و فکر هم نکنید این‌ها فقط عوامل اقتصادی دارد، نه! پیرمردها در مجلس هستند می‌دانند؛ قدیم‌ها مسلماً چهل پنجاه سال پیش امکانات اقتصادی کمتر از الان بود؛ سختی، صعوبت، جاده، ماشین، رفت‌وآمد، بیمارستان، پزشک، مسلماً کمتر بود، الان امکانات بیشتره. و من رفتم این‌ها را که می‌گویم تحقیق کردم؛ در خانواده‌های ثروتمند به‌مراتب فرزندآوری و این مسائل کمتر از خانواده‌های فقیره. بازم شما مثلاً تهران که می‌روید، طرف میدان شوش بیشتره تا ولنجک، تا مثلاً زعفرانیه، تا خیابان‌های بالا. یعنی باز در خانواده‌های متوسط و فقیر ازدواج و فرزندآوری بیشتر، طلاق کمتر؛ اما در خانواده‌های ثروتمند این آمار بیشتره.

خب، پس بسیار بحث خانواده مهمه. ما سال پنجاه و نه در کشور دو میلیون و پانصد هزار تولد داشتیم با چقدر جمعیت؟ با جمعیت چهل میلیون. امسال—یعنی چهارصد و سه، پارسال—نهصد هزار تولد داشتیم با نزدیک نود میلیون جمعیت، هشتاد و خرده‌ای میلیون جمعیت! خودتان همه‌تان الحمدلله مردم زواره خوبشان اینه که همه ماشاءالله باسواد و اهل تشخیص‌اند؛ خودتان تناسب ببندید: چهل میلیون، دو میلیون و پانصد هزار؛ هشتاد نود میلیون، نهصد هزار! حالا این در کنار آمار اینکه تلویزیون می‌گوید—من رسمی‌اش را نمی‌دانم، غیررسمی‌اش را، آنی که رسمی خود سیما امسال اعلام کرد گفت پانصد هزار تا سقط جنین! پانصد هزار خیلیه، جمعیت یک شهره، بلکه جمعیت چند تا شهره!

جایگاه قدسی ازدواج در آیات و روایات

من این درد را گفتم برای اینکه بحث امشبم جا بیفتد. اسلام خانواده را بسیار مهم می‌داند. من دو سه تا حدیث بخوانم و آیه؛ یکیش آیه بیست و یک سوره روم، می‌فرماید ازدواج سه تا تأثیر مهم در زندگی شما دارد:

«وَ مِنْ آیَاتِهِ»؛ یکی از نشانه‌های خدا این است: «أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا»؛ آرامش می‌گیرید. «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً»؛ محبت به هم می‌کنید، دو نفر به هم محب… «وَ رَحْمَةً»؛ رحمت خدا بر سر آن‌ها نازل می‌شود.

لذا فرمود:

«مِسْکِینٌ مِسْکِینٌ مِسْکِینٌ…»

مسکین آن نیست که پول ندارد، مسکین آن نیست که خانه ندارد؛ مسکین کیست؟

«رَجُلٌ لَیْسَتْ لَهُ امْرَأَةٌ»

مردی است که زن ندارد؛ حالا یا زن نگرفته، یا گرفته زنش فوت کرده، طلاق گرفته، نمی‌رود ازدواج کند، بچه‌هایش نمی‌گذارند. اصلاً این‌طور نبوده در گذشته. این بحث امشب من مال مجردها نیست، مال متأهل‌های مجردشده هم هست؛ حالا چه آقا، چه خانم، که همسر از دست دادند یا طلاق گرفتند.

ببینید روایات ما عجیبه آقایان! رسول خدا می‌فرماید به امیرالمؤمنین: علی جان، سه چیز را تأخیر نینداز؛ یک، نماز وقتی وقتش می‌رسد:

«یَا عَلِیُّ، ثَلَاثٌ لَا تُؤَخِّرْهَا: الصَّلَاةُ إِذَا أَتَتْ [أَوْ حَانَ وَقْتُهَا]…»

نماز را اول وقت بخوان. شما بچه‌ات هم اگر ظهر صدایش بزنی، عصری بگوید بله، ناراحت می‌شوی؛ می‌گویی چهار ساعت پیش گفتم بابا، الان می‌گی بله؟! اول ظهر می‌گوید «حَیَّ عَلَی الصَّلَاةِ»، چهار بعدازظهر چرا به نماز می‌ایستی؟ همون لحظه بایست.

دو: «وَ الْجَنَازَةُ إِذَا حَضَرَتْ»؛ جنازه وقتی آماده است نگذارید تأخیر بیفتد، دفنش کنید.

سه: «وَ الْأَیِّمُ إِذَا وَجَدْتَ لَهَا کُفْواً»؛ «أَیِّم» یعنی مجرد، نه فقط دختر یا پسر؛ چه دختر، چه پسر مجرد، اگر کفو پیدا شد، در آتش هم نیندازش که پس‌فردا طلاق بگیرد با یک بچه برگردد، نه؛ کفو، بروند مشاوره، بروند سنجش، به هم بخورند، شرایطش فراهم بشود: «إِذَا وَجَدْتَ لَهَا کُفْواً».

فرمود چهار جا دعا به اجابت می‌رسد، این‌ها را خوب گوش بدهید:

  1. موقع باران؛ ان‌شاءالله بر ما نازل بشود.
  2. موقع باز شدن درِ کعبه؛ درِ کعبه که باز می‌شود.
  3. وقتی انسان به پدر و مادرش نگاه می‌کند دعا می‌کند: «نَظَرُ الْوَلَدِ إِلَی وَالِدَیْهِ».
  4. یکی هم موقع ازدواج؛ وقتی خطبه می‌خوانند، انکاح، ازدواج.

ببینید، این‌ها همه دلیل بر اهمیت این بحثه.

فرمود رسول خدا: سه نفر را خدا گفته شک نکنند من یاری‌شان می‌کنم؛ سه گروه را خدا فرموده:

«ثَلَاثَةٌ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ عَوْنُهُمْ»

«عَوْن» یعنی یاری دیگر؛ سه گروه را خدا گفته من بر خودم لازم می‌دانم یاری‌شان کنم:

  1. «الْمُجَاهِدُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ کسی که در راه خدا می‌جنگد؛ اگر شهید شد که خب جایگاه خودش را دارد، اگر زنده ماند اجر دارد.
  2. کسی که پول قرض می‌کند نیتش این است بدهد؛ بعضی‌ها از همان اول نیت این است که ندهند! ببینید، من یک چیزی به شما عرض کنم: کسی که وام می‌گیرد، قصد می‌کند ندهد، خدا به او نمی‌دهد که بدهد، نمی‌تواند بدهد. ما روایت داریم اگر کسی اظهار فقر کند، خدا فقیرش می‌کند؛ دارد ولی می‌گوید ندارم؛ می‌گوید نداری؟ خب پس همین که خودت می‌گویی، من یک کار می‌کنم که ندار بشوی! لذا اظهار فقر، فقر می‌آورد؛ نیت اینکه قرض را پس ندهی، ناتوانی می‌آورد. فرمود کسی که قرض می‌گیرد—من روایتش را بخوانم برایتان: «وَ الْمُکَاتَبُ الَّذِی یُرِیدُ الْأَدَاءَ»—کسی که می‌نویسد، قرضی می‌گیرد، قصد ادا دارد، می‌خواهد بپردازد.
  3. پس سه گروه را خدا یاری می‌کند: مجاهد در راه خدا؛ کسی که قرض می‌گیرد نیتش برگرداندن است؛ یکی هم جوانی که ازدواج می‌کند که به گناه نیفتد. خدا می‌گوید—پیغمبر می‌فرماید: «وَ النَّاکِحُ الَّذِی یُرِیدُ الْعَفَافَ»؛ کسی که ازدواج می‌کند قصدش عفت و خویشتن‌داری است.

لذا شما قرآن را ببینید وعده داده؛ وعده داده به اینکه اگر کسی ازدواج کرد ما بی‌نیازش می‌کنیم:

«مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ سَاءَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

کسی ازدواج را به خاطر مسائل اقتصادی ترک کند، سوءظن به خداست؛ سوءظن! چون خدا در قرآن می‌گوید من اگر کسی ازدواج کرد بی‌نیازش می‌کنم: «یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ». امام فرمود اگر کسی گفت من زن نمی‌گیرم چون ندارم، چون بیچاره‌ام، چون فقیرم، این بدگمانی به خداست.

خب، فکر می‌کنم کافی باشد تا همین‌جا این قسمت بحث. پس نهاد خانواده بسیار مهمه:

«مَا بُنِیَ بِنَاءٌ فِی الْإِسْلَامِ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزْوِیجِ»

هیچ ساختمانی در اسلام، بنایی به اندازه ساختمان ازدواج اهمیت ندارد.

۲۵ ذی‌الحجه؛ روز خانواده و نزول سوره هل‌اتی

سازمان ملل—نمی‌دانم چه سالی بود، ولی هست، در اینترنت بزنید هست—جلسه‌ای گرفتند تصویب کردند یک روز را بگذارند «روز خانواده». بالاخره اعضای سازمان ملل بحث کردند و به دلایلی، ۱۵ مِی—ماه انگلیسی‌ها، ماه مسیحی‌ها—۱۵ مِی را گذاشتند روز خانواده. ۱۵ مِی امسال در کشور ما در اردیبهشت بود. ولی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ایران تصویب دیگری کرد؛ مثل روز زن که در دنیا یک روزی است، اما در کشور ما میلاد حضرت زهراست؛ روز مرد میلاد امیرالمؤمنین است؛ روز دختر کیه؟ میلاد حضرت معصومه است. این هم شورای—این را هم بدانید بد نیست—انقلاب فرهنگی، حالا متأسفانه خیلی جا نیفتاده؛ روز مرد و این‌ها جا افتاد، روز زن جا افتاد، اما این جا نیفتاده. شورای انقلاب فرهنگی بیست و پنجم ذی‌الحجه را اعلام کرد روز خانواده، یعنی پنج روز مانده به محرم.

چرا حالا این روز را انتخاب کرد؟ چون این روز، روز نزول سوره «هَلْ أَتَی» است؛ سوره هل‌اتی که درباره حضرت زهراست و خانواده‌اش، که سه شب نانشان را به مسکین و دیگه چی؟ یتیم و اسیر دادند. این سوره بیست و پنج ذی‌الحجه نازل شده. این سوره چون آن روز نازل شده—ان‌شاءالله خدا قسمتتان کند—حرم ابوالفضل العباس، تاج ضریح حرم حضرت ابوالفضل این سوره است؛ بالایش همین سوره هل‌اتی است. تاج ضریح حرم امام حسین سوره «وَ الْفَجْرِ» است. این را هم یاد بگیرید بد نیست: بالای حرم حضرت ابوالفضل آن تاجش سوره هل‌اتی است، حرم اباعبدالله سوره والفجر. بیست و پنجم ذی‌الحجه، یک هفته بعد از غدیر، پنج روز به محرم، در تقویم جمهوری اسلامی روز خانواده است؛ اما در سازمان ملل ۱۵ مِی است، که خب با تقویم ما تغییر می‌کند، امسال اردیبهشت بود.

پنجاه اصل برای تحکیم بنیاد خانواده

خب، من آقایان، یک بحث راجع به خانواده دارم؛ البته نوشتم هم، سه جلد کتاب از من چاپ شده به نام «خانواده» در بازار هست. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله ری‌شهری را، شب جمعه است، ایشان هم یک کتابی دارد به نام «تحکیم خانواده». این‌هایی که من عرض می‌کنم خیلی‌هایش آنجا هست. من هم نمی‌رسم در این نیم ساعت باقی‌مانده از منبر همه این‌ها را بگویم. و غالباً هم این بحث را جاهایی که می‌روم کارگاه می‌گذارم؛ یعنی می‌گویم تخته بیاورید یا پروژکتور را بیاورید من می‌نویسم، یا پاورپوینت کردم آنجا می‌گویم توضیح می‌دهم، چهار پنج ساعت هم طول می‌کشد. البته بینش یک فاصله‌ای می‌اندازیم، یک ساعت و نیم، دوباره می‌روند بیرون، دوباره سه تا جلسه غالباً یک ساعت، یک ساعت و نیم من این‌ها را می‌گویم. من که نمی‌توانم همه این‌ها را الان در نیم ساعت برای شما بگویم؛ اما آنی که آنجا می‌گویم و الان برای شما اشاره می‌کنم این است: بیست و پنج تا «باید»، بیست و پنج تا «نباید»؛ می‌شود پنجاه تا.

من اعتقادم اینه اگر خانواده‌ها این پنجاه تا را رعایت کنند، دادگاه‌های خانواده خلوت می‌شود، طلاق تمام می‌شود، دعواها تمام می‌شود، اگر رعایت کنند. منتها آن کارگاه‌ها هم که می‌گوییم بعدش می‌روند دعوا می‌کنند! چون آن‌هایی که به مردها گفتیم زن‌ها می‌گویند: «به تو گفت!»، آن‌هایی هم که به زن‌ها گفتیم مردها می‌گویند: «ببین به تو گفت!»، باز دعوایشان می‌شود! مشکل را حل نمی‌کند.

و اجازه می‌خواهم از شما، از آن «باید»ها، ده تا را برای شما بگویم؛ «نباید»ش را هم نمی‌گوییم دیگر، حالا یک وقت دیگر. این‌ها پنجاه تاست. گفت یک آقایی رفته بود منبر، همه‌اش از بهشت می‌گفت؛ بهشت اینه، بهشت اونه، حور دارد، قصر دارد، کاخ دارد… یکی گفت: «حاج‌آقا، این‌ها پررو می‌شوند که همه‌اش از بهشت شما می‌گی! یک خورده هم از جهنم بگو بترسند گناه نکنند.» گفت: «آن را که ان‌شاءالله می‌روند می‌بینند، ولش کن! اینجا را که نمی‌روند بگذار من برایشان توضیح بدهم!» حالا شما ان‌شاءالله بهشت را دارید می‌بینید، اما اگر اجازه بدهید من از این پنجاه تا—که خودم اعتقادم این است یک ماه ماه رمضان منبر اینه، یعنی سی روز هر روز یکی از این اصل‌ها، دو تا از این اصل‌ها گفته بشود یک ماه رمضون را اداره می‌کند—ولی خب ده تایش را برای شما امشب می‌گویم؛ تلفیقی هم می‌گویم. خواهش می‌کنم دقت کنید؛ نگویید: «ای آقا، این‌ها را چهل سال پیش برای ما می‌گفتی، دیگه الان که ما پیر شدیم، زنمان پیر شده، دیگه از ما گذشته، نوه داریم!» نه، این پنجاه اصل به‌روز است، پیر و جوان ندارد.

ده اصل کلیدی در روابط همسران

اصل اول: معنویت در خانواده

اصل اول در زندگی زناشویی و خانوادگی، «اصل معنویت» است که دیشب هم گفتم؛ اهمیت دادن به دینداری بچه‌ها. پدر اهل نماز باشد، مادر اهل نماز باشد، اهل قرآن باشد؛ خود این مؤثره. والّا مادری که حجاب رعایت نمی‌کند، پدری که نماز نمی‌خواند، بچه‌ای که می‌بیند مامانش روی تلفن دارد دروغ می‌گوید به مادربزرگش، دارد دروغ می‌گوید به باباش، بچه‌ای که می‌بیند بابا دارد در خانه بداخلاقی می‌کند، خب این از دین زده می‌شود. من در اصفهان یک جوانی آمد پیش من گفت: «من نماز نمی‌خوانم چون بابام نمازخوانه، متدینه، مسجدبرو است، بداخلاقه؛ می‌آید در خانه فحش می‌دهد، به مادرم تندی می‌کند، من اصلاً نمی‌خواهم همچین دینی را!» از دین زده می‌شود به خاطر بدخلقی پدری که نمازخوانه. این یک اصل.

اصل دوم: ابراز محبت

اصل دوم، «اصل محبت» است. زن دیوار نیست، ماشین نیست؛ مرد دوچرخه و موتور نیست که به او نگی؛ آدم به ماشینش نمی‌گوید دوستت دارم، ولی به زن باید گفت دوستت دارم! زن به مرد باید بگوید من دوستت دارم. رسول خدا فرمود بالاترین هدیه برای یک زن این است که شوهرش بگوید: «إِنِّی أُحِبُّکِ»، من دوستت دارم.

ائمه ما این‌طور بودند. من یک دوستی دارم در قم روحانیه؛ یکی دو ماه پیش آمد در اتاق ما، بیست ساله با هم رفیقیم، دست من را گرفت ببوسد! گفتم: «ول کن، بیست ساله با من رفیقی، حالا امروز…؟!» گفت: «تو رو خدا بگذار دستت را ببوسم!» گفتم: «برای چی؟ می‌خواهی مسخره‌ام کنی؟» گفت: «نه به خدا، مدیونم به شما!» گفتم: «چرا؟» گفت: «امروز از در رفتم تو، خانمم گفت: فدات بشم، قربونت برم! گفتم: خانم، ما خیلی ساله با هم زن و شوهریم، چی شده؟ گفت: دیشب آقای رفیعی کلاس داشت برای خانم‌های طلبه‌ها، گفت هر وقت حضرت علی از در می‌رفت، حضرت زهرا می‌گفت فدات بشم: رُوحِی لِرُوحِکَ الْفِدَاءُ، جانم فدات! من می‌خواهم به حضرت زهرا تأسی کنم. حالا بگذار من دست شما را ببوسم که زن من بعد بیست سال به من گفت فدات بشم!» به خدا می‌گفته حضرت زهرا! حضرت علی می‌فرمود از در خانه وارد می‌شوم، غم‌های دلم زدوده می‌شود.

ما یک آشنا داریم در قم می‌گوید: «به خدا یک روز که هوا خراب می‌شود تعطیل می‌شود، یا دولت می‌گوید برق نیست تعطیل می‌کند، عزا من را می‌گیرد! می‌گویم ای دادِ من، با این مرد چه کنم در این خانه؟!» گفت: «حاج‌آقا، نمی‌شود کاری کنی این بازنشستگی شصت… بیست سال بشود شصت سال؟!» گفتم: «چرا؟» گفت: «نیاید در خانه من!» ببین، آن‌قدر باید مرد در خانه اظهار محبت کند که اگر گفتند بازنشسته شد، زنش کیف کند، نه عزا بگیرد! اظهار محبت به هم گفتن. شما نامه امام را بخوانید از بیروت به خانمش؛ امام پیرمرد بوده، چه نامه‌ای نوشته: «تصدقت گردم، قربانت شوم، فدایت…» این هم اصل دوم.

اصل سوم: همکاری و تعامل

اصل سوم در زندگی زناشویی، «اصل همکاری» است. می‌دانید امیرالمؤمنین در خانه جارو می‌زده: «وَ یَکْنُسُ الْبَیْتَ»، عدس پاک می‌کرده، «وَ یَحْتَطِبُ»—این‌ها حدیث است—هیزم می‌آورده، بچه نگه می‌داشته. من یک چیزی به شما عرض کنم: همه من و شما یک گناه‌هایی گردنمان است؛ روایت داریم خدمت به عیال، کفاره گناهان بزرگه؛ کسی که به همسر خدمت می‌کند ثواب صدّیق و شهید دارد. این اصل همکاری، اصل تعامل؛ هی تکلف و تجبر و زورگویی نباشد. بعضی‌ها این‌طورند: سر سفره نشسته، «آب را بیار، نمک را بیار»، هی بیار بیار، هی دستور می‌دهند! خدا رحمت کند حضرت امام را؛ همسر ایشان فرموده بودند من گاهی امتحان می‌کردم، مثلاً در را باز می‌گذاشتم می‌نشستم ببینم امام می‌گوید پاشو برو در را ببند؟ دیدم خودش پا می‌شود می‌رود در را می‌بندد؛ یک بار به ما امر نکرد، نهی نکرد. این اصل همکاری و تعامل در خانه.

اصل چهارم: خوش‌اخلاقی و حُسن معاشرت

اصل چهارم: خوش‌خلقی، خوش‌برخوردی. آقا، این آیه قرآن: «وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»؛ آقایان، در خانه با زن‌هایتان با نیکی برخورد کنید. امام صادق فرمود یک مرد در خانه سه تا ویژگی باید داشته باشد، این‌ها را حفظ کنید. یک آقایی می‌گفت: «یک شب شما یک حدیث خواندی هفت ماده بود؛ من به یکی بعد از منبر گفتم اگر هفت‌تایش را بگویی سکه بهت می‌دهم! هرچی فکر کرد سه تایش بیشتر یادش نیامد.» گفتم: «خب، این‌ها فنّ است؛ یک کاغذی آدم باید یاد… داشته باشد یادداشت کند بعضی از این‌ها را.»

فرمود امام صادق (علیه‌السلام) یک مرد باید در خانه سه تا ویژگی داشته باشد: یک، خوش‌اخلاقی؛ دو، سخاوت؛ سه، غیرت. عربی‌اش را هم بخوانم:

«إِنَّ الْمَرْءَ یَحْتَاجُ فِی مَنْزِلِهِ وَ عِیَالِهِ إِلَی ثَلَاثِ خِلَالٍ… مُعَاشَرَةٍ جَمِیلَةٍ… وَ سَعَةٍ بِتَقْدِیرٍ… وَ غَیْرَةٍ بِتَحَصُّنٍ»

خوش‌خلقی، معاشرت جمیله؛ سخاوت، به مقداری که دارد؛ و سوم، غیرت با خویشتن‌داری. مرد لباسِ زن است، زن لباس مرد است؛ خوش‌خلقی.

البته یک چیزی به خانم‌ها بگویم: اگر یک وقت مردتان بداخلاقه، روایت داریم شما صبر بکنید، با حضرت زهرا محشور می‌شوید، فشار قبر هم ندارید. حدیث دارد زنی که بر بداخلاقی مرد صبر کند، محشرش با حضرت زهراست و فشار قبر ندارد. البته این مجوز شما آقایان نیست که از فردا بداخلاقی کنید بگویید: «من دوست دارم خانمم با حضرت زهرا محشور بشود، بداخلاقی کنم!» نه، من دارم وظیفه آن‌ها را می‌گویم.

اما برای اینکه خانم‌ها به هر حال از این بحث بهره‌مند شده باشند، این داستان را می‌گویم، همه‌تان شنیدید؛ بارها در منبر… شما بزرگ‌پامنبر هستید دیگر، هیچ شهری به اندازه شما سخنرانی در آن نشده، خیلی ماشاءالله اینجا جلسه بوده. فرمانده، سردار رشید اسلام از دنیا رفت: «سعد»؛ سردار از دنیا رفت، معروفه، همه‌تان شنیدید. پیغمبر فرمود: تعطیل عمومی! فردا همه در تشییع جنازه شرکت می‌کنند، خودم هم می‌آیم. عمار آمد، مقداد آمد، امیرالمؤمنین آمد، خود پیغمبر آمد؛ علاوه بر این جمعیت، هفتاد هزار مَلَک و فرشته هم آمد. پیغمبر بر بدن نماز خواند، خودش در قبر گذاشت. ما الان یکی خیلی مهم باشد، مقام معظم رهبری نماز می‌خواند، دیگر در قبر نمی‌گذارد؛ مثلاً بر شهید سلیمانی، بر این‌ها نماز خواندند، در قبر نگذاشت؛ [پیغمبر] نماز خواند، در قبر گذاشت. آن‌قدر مادرش خوشحال شد، گفت: «پسرم، هَنِیئاً لَکَ الْجَنَّةُ؛ بهشت بر تو گوارا!» آقایان، خواهران، رسول خدا فرمودند: خانم، الان فشار قبر گرفتش، دارد عذاب می‌کشد! چرا یا رسول‌الله؟ به خدا اهل نماز بوده، اهل روزه بوده، همه کارهایش بیست بوده! من عربی‌اش را بخوانم؛ فرمود:

«إِنَّهُ کَانَ فِی خُلُقِهِ مَعَ أَهْلِهِ سُوءٌ»

ایشان در خانه بداخلاق بود!

من یک وقتی از آیت‌الله مظاهری—آیت‌الله مظاهری استاد من بوده، من چند سال پیش ایشان درس خواندم—گفتم: «یعنی چه آخه سوء؟» گفت: «معنایش این نیست که فحش می‌داده؛ اگر فحش می‌داد که اصلاً بهشت نمی‌رفت!» آقای مظاهری فرمودند، با آن لهجه خودشان فرمودند: «تلخ بوده، نچسب بوده!» همین، در خانه یک خورده تلخ بوده، نچسب. بعضی مردها در خانه این‌طورند، محیط خانه را سرد می‌کنند. خب، این چهارمین اصل: خوش‌اخلاقی.

به پیغمبر خدا گفتند یک خانمی است—این را هم من هی سعی می‌کنم یک‌به‌یک، برد-برد باشد، به نفع شما نشود، به نفع خانم نشود، دو طرف را با هم می‌گویم—به رسول خدا گفتند در همسایگی ما یک خانمی است خیلی اهل نماز است، اهل روزه است:

«إِنَّ فُلَانَةَ تَصُومُ النَّهَارَ وَ تَقُومُ اللَّیْلَ»

شب‌ها نماز می‌خواند، روزها روزه می‌گیرد، فقط یا رسول‌الله با این زبانش مردم را آزار می‌دهد! پیغمبر فرمود:

«لَا خَیْرَ فِیهَا… هِیَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ [لَا خَیْرَ فِی صَلَاتِهَا وَ لَا صِیَامِهَا]»

نه نمازش به دردش می‌خورد، نه روزه‌اش. خب، پس ببینید: معنویت، محبت—یادمان بماند—همکاری، خوش‌خلقی.

اصل پنجم: گذشت و مدارا

اصل پنجم: «اصل گذشت». آقا، زندگی است، در آن سختی پیش می‌آید؛ بالاخره مرد یک خطایی می‌کند، زن یک خطایی می‌کند، عیب ندارد، موقت با هم قهر کنید، یک ساعت، دو ساعت؛ اما یک ماه، دو ماه؟! یک وقت من می‌شناسم بعضی آقایان سه ماه در خانه با خانمش قهره! روایات ما می‌گوید بیش از سه روز دو تا مسلمان قهر باشند، هر دویشان از مسلمانی خارج‌اند. آمد پیش پیغمبر گفت: «یا رسول‌الله، بچه‌ام حرفم را گوش نمی‌دهد، با او قهر کنم؟» فرمود: «آره، ولی طولش نده؛ همین‌قدر که بفهمد بد کرده کافی است.» لذا عفو و گذشت:

«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ»

قرآن کریم می‌فرماید این آقایان و خانم‌هایی که گذشت دارند، خشمشان را کنترل می‌کنند، در خانه عصبانی نمی‌شوند، داد نمی‌زنند، نمی‌شکنند، فریاد نمی‌زنند—خدایی نکرده دست بزن ان‌شاءالله اگر کسی داشته باشد که خب بده، ان‌شاءالله ندارند—این‌ها زود می‌روند بهشت. آیه همین است در آل‌عمران: «سَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ»؛ بشتابید به بهشت. چه‌جوری؟

«وَ الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ»

این هم اصل پنجم که اصل بسیار مهمی است: گذشت.

آقایان عزیز، خواهران گرامی، من نمی‌دانم واقعاً در میان این اصول مهم چه‌جوری، از کدامش انتخاب کنم که بتوانم مهم‌ترینش را به شما گفته باشم.

اصل ششم: حس تقدیر و سپاسگزاری

اصل ششم: «اصل حس تقدیر». خانم، دست شما درد نکند ناهار درست کردی؛ آقا، دست شما درد نکند این چیزها را تهیه کردی. من در روایت دیدم آدم‌هایی را می‌آورند به صحرای محشر، ملائکه به او می‌گویند شما مشکلت شکر نکردنه؛ می‌گوید: «برو بابا، اشتباه می‌کنی! من همه‌اش می‌گفتم الحمدلله، الهی شکر.» می‌گویند: «بله، شکر واسطه نعمت را به جا نیاوردی؛ بالاخره این پزشک بچه‌ات را خوب کرد، این معلم به بچه‌ات درس داد، تشکر نکردی.»

آقا، رسول خدا بعد از رحلت خدیجه کبری می‌فرمود:

«أَیْنَ مِثْلُ خَدِیجَةَ؟»

کو مثل خدیجه؟! امیرالمؤمنین به یک آقایی از قبیله بنی‌سعد فرمود: قدرِ فاطمه… در خانه من آن‌قدر مشک آب آورد که اثرش روی بدنش ماند، یعنی جای بندِ مشک؛ آن‌قدر آسیاب کرد که دستش اثرش ماند. تقدیر می‌کردند. شما آقایان می‌دانید، شما خانم‌ها می‌دانید، این نه سال زندگی حضرت علی و حضرت زهرا، غیر از چهار تا بچه، هم دوران فقر بوده، هم دوران جنگ بوده؛ مکه که نبوده، مدینه بوده؛ از همان سالی که این‌ها ازدواج کردند جنگ بدر شروع شد، بعد احد شروع شد، خندق شروع شد، مدام جنگ بوده، و زهرای مرضیه با یک مرد رزمنده زندگی می‌کرده که اکثراً در مأموریت بوده. این اصل بسیار مهمی است در زندگی: حس تقدیر، حس تشکر. وجود مقدس پیغمبر خدا حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گاهی از کسانی که در زمان جاهلیت مشرک بودند و یک خدمتی به ایشان کرده بودند یاد می‌کرد، می‌گفت فلانی فلان خدمت را به ما کرد. زن و شوهر، از هم تشکر کنیم.

اصل هفتم: کسب رضایت همسر

اصل بعدی—هفتم می‌شود ظاهراً، حالا من دیگر از دستم تعدادش در رفت—اصل بعدی که بسیار مهم و قابل توجه در زندگی زناشویی است، «اصل کسب رضایت» است. یک زن خوب—این را دقت کنید—کسی است که بفهمد مردش از چی بدش می‌آید، بگذارد کنار؛ از چه لباسی، از چه غذایی، از چه کلمه‌ای، روی چی حساسه، بگذارد کنار. از چی خوشش می‌آید؟ کدام پیراهن، کدام لباس، کدام برخورد، کدام کلمه؟ کسب رضایت از غذا و لباس و حرف بگیرید تا رفت‌وآمد و گفتگو و همه مسائل؛ این اصل رضاست.

خدای تبارک و تعالی—روایت دارد مردان تنوع‌طلب و زنان تنوع‌طلب را خدا دوست ندارد: «ذَوَّاقِینَ وَ الذَّوَّاقَاتِ»؛ حالا بیشتر از این نمی‌توانم توضیح بدهم. لذا این اصل بسیار مهمی است: اصل کسب رضایت. شما شبی که—خانم‌ها دقت کنید—زهرای مرضیه جان می‌داد، اول‌سؤالی که از حضرت علی کرد این بود: علی جان، از من راضی هستی یا نه؟ «فاطمه جان، این حرف‌ها چیه؟» اما نه، بگو؛ چون پدرم فرمود زنی که شوهرش از او راضی نباشد آمرزیده نمی‌شود. خانم‌ها، روایت داریم زنی که بخوابد و شوهرش از او غضبناک باشد، تا صبح فرشته‌ها لعنتش می‌کنند. سعی کنید غضب مرد را برنینگیزید؛ و خانم‌ها، آقایان هم همین‌طور، فرق نمی‌کند، این‌ها دوطرفه است؛ اصل کسب رضایت.

خب، با یک کلامی از حضرت زهرا سه تا اصل هم می‌گویم؛ با یک کلام، آن چیه؟ حضرت زهرا در بستر وقتی نشست، امیرالمؤمنین کنارش بود—خواهش می‌کنم اگر همه عرایض من هم یادتان رفت، همین را حفظ کنید کافیه—گفت علی جان، سه چیز در زندگی من با تو نبود؛ من از این سه تا، سه تا اصل می‌خواهم بیرون بیاورم:

«یَا ابْنَ عَمِّ، مَا عَهِدْتَنِی کَاذِبَةً…»

اصل هشتم: صداقت و راستگویی

دروغ بهت نگفتم؛ «اصل صداقت». زن و مرد نباید به هم دروغ بگویند. البته راست گفتن واجب نیست؛ من بیرون با رفقا یک غذایی خوردم، بیایم خانه بگویم، خانمم ناراحت می‌شود، نمی‌گویم، عیب ندارد. خانم در خیابان می‌رفت، یک مردی یک متلکی به او انداخت، بیاید خانه به شوهرش بگوید، می‌گوید چی بود برم بزنمش عصبانی می‌شود؛ خب نیا بگو، عیب ندارد. راست گفتن واجب نیست، اما دروغ گفتن حرامه!

و امان از اینکه آقایان، ما در جامعه از دروغ چقدر لطمه می‌خوریم! در حوزه بین‌الملل و سیاست بگیرید دروغ‌هایی که به ما گفتند؛ در حوزه مسئولین بگیرید دروغ‌هایی که به مردم می‌گویند؛ در حوزه خودمان هم نگاه کنید دیگر، حالا هی گردن دیگران نیندازیم. این است که یکی از موفقیت‌های روز قیامت اینه:

«هَذَا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ»

روز قیامت هم صداقت به درد می‌خورد. ما وقتی مؤمنین را می‌خواهیم تعریف کنیم به آن‌ها می‌گوییم صادقین؛ آیه قرآنه دیگر: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ». رزمنده‌ها را می‌خواهیم تعریف کنیم می‌گوییم: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ». علی جان، من دروغ بهت نگفتم.

اصل نهم: امانتداری و نفی خیانت

دو: عذر می‌خواهم از شما مردم شهر زواره، ولی من بعضی شهرها رفتم سخنرانی، به من گفتند آقا این دومین مشکل ماست. اخیراً یک جایی رفته بودم—حالا اسم نمی‌برم دیگر، ناراحت بشوند—قاضی آن شهر گفت: آقا، بیش از پنجاه مورد پرونده داریم در همین موردی که شما داری می‌گویی، در همین مورد! علی جان، من بهت دروغ نگفتم؛ دو: «وَ لَا خَائِنَةً»، خیانت بهت نکردم. وای به زنی یا مردی که خیانت کند به مردش یا به زنش! خیانت… خیلی حضرت علی ناراحت شد، گفت: فاطمه جان، این حرف‌ها چیه می‌زنی؟ تو دختر پیغمبری! من برداشتم این است که حضرت زهرا که معصومه است، دارد یاد می‌دهد به جامعه: در زندگی زناشویی دروغ نه، خیانت نه!

اصل دهم: همراهی، پذیرش مدیریت و آراستگی

و سوم که به خانم‌ها مربوط می‌شود: «وَ لَا خَالَفْتُکَ مُنْذُ عَاشَرْتَنِی»؛ من هیچ‌وقت علی جان با تو مخالفت نکردم. گفتی بچه می‌خواهم، گفتم چشم؛ گفتی بروم جنگ، گفتم برو؛ گفتی غذایمان را امشب بدهیم به فقیر، گرسنه بخوابیم، گفتم باشه. خوشا به حال زنی که مرد را در خانه نکوبد، تحقیر نکند. خانم‌ها، مردتان را در خانه پیش بچه‌ها ضعیف نکنید؛ مرد ستونه، این ستون بیفتد سقف می‌ریزد: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ». قَوّام به معنای جبّار نیست، قَوّام به معنای استواری است، به معنای عامل حفظ. این سه تا اصلی که از این کلام حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) استفاده می‌شود.

یکی دیگر هم بگویم، دیگر عرایضم را جمع کنم: «اصل آراستگی»، پرهیز از شلختگی، چه زن، چه مرد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ایستاده بود با اصحابش صحبت می‌کرد، یک خانمی آمد رد بشود، حالا یک خرده به خودش رسیده بود آن خانمه. ان‌شاءالله خداوند حجاب جامعه ما را حفظ کند. این بدحجابی یکی از آثارش همینه که زن و مردها را از هم دور می‌کند؛ وقتی افراد در خیابان، در کوچه رنگ‌وارنگ می‌بینند، دیگر نمی‌توانند زندگی کنند. این یکی از حکمت‌های این است که اسلام می‌گوید حجاب. من با طلبه‌های خارجی سر و کار دارم، از اروپا، از چین؛ در کلاس من چینی هست، برزیلی هست. من یک کلاس دارم یکشنبه‌هاست، دوشنبه‌ها صبح؛ یکی‌شان مال برزیله، یکی مال چینه، یکی مال تایوانه، یکی مال پاکستان، مال آذربایجانه. این‌ها کشورشان آزاد بوده دیگر، حجاب نبوده در آن؛ خود این‌ها می‌گویند، می‌گویند ما اینجا بیشتر به زن‌هایمان علاقه‌مند می‌شویم چون حجاب—در قم را می‌گویند—می‌بینیم. می‌گویند وقتی ولنگار شد جامعه، مثل اینه که شما در خیابان همین‌طور هرچی راه می‌روی غذا ریخته باشند: مرغ، چلوکباب، پیتزا؛ دیگر کسی رستوران نمی‌رود! وقتی یک آدمی… این‌هایی که بدحجابی می‌کنند حواسشان نیست، خودشان دارند تیشه می‌زنند به ریشه زندگی‌ها، هم خودشان هم دیگران. پوشش برای زن یک احترامه، یک مقامه، یک جایگاهه، یک انگیزه است برای ازدواج و تشکیل خانواده؛ والّا اگر طرف دید آن‌هایی که در خانه دنبالشان می‌گردد در خیابان پیدا می‌شود، ازدواج نمی‌کند. این نکته بسیار مهمی است.

این آراستگی؛ امیرالمؤمنین دید این مردها شروع کردند به این خانمه نگاه کردن، فرمود—حالا به تعبیر من—خجالت بکشید، مگه شما زن ندارید؟ زن شما مثل همینه: «إِنَّ مَعَ کُلِّ رَجُلٍ امْرَأَةً کَهَذِهِ». یعنی کسی که ازدواج می‌کند همسر دارد، عفت باید بورزد؛ و یکی از راه‌های عفت‌ورزی اینه که زن و مرد آراستگی داشته باشند. امام باقر (علیه‌السلام) ریش‌هایشان را رنگ زده بودند، عطر زده بودند، شانه زده بودند، لباس شیک؛ یک نفر ایشان را دید گفت: «آقا، خیلی به خودتان رسیدید!» فرمود مرد به خودش برسد، عفت زنش زیاد می‌شود؛ نمی‌گوید نگاه کن، مردهای مردم این‌اند، مرد من اینه! زن هم همین‌طور. لذا توجه به آراستگی؛ آن‌قدر پیغمبر به خودش گاهی می‌رسید که همسرش می‌گفت آقا چه خبره؟! می‌فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ»

خدا زیباست، زیبایی را دوست دارد.

خب، ما این حدود ده تا اصلی که خدمت شما عرض کردیم، دیگه حالا بقیه‌اش هم طلبتان ان‌شاءالله یک فرصت دیگری. جمع‌بندی حرفم اینه: دیشب و امشب در یک خط، به قول ما طلبه‌ها؛ دیشب عرض کردم عبادت فراتر از نماز و روزه است: کار، تلاش، تفکر، کارِ مردم راه انداختن، صلح بین دو نفر، این‌ها همه عبادت است. امشب هم عرض کردم قوام خانواده به پنجاه تا اصله که ده تایش را گفتم؛ اگر این اصول را رعایت کنند طلاق می‌آید پایین، خانواده‌ها… گذشت باشد، محبت باشد، تقدیر باشد، عرض می‌کنم که کسب رضایت باشد، صداقت باشد، خیانت نباشد، موجب می‌شود این نهاد قوام پیدا کند.

خدایا، به آبروی حضرت زهرا و خانواده‌اش قسمت می‌دهیم، ازدواج جوان‌هایمان را فراهم کن؛ طلاق را در این کشور به صفر برسان؛ خدایا آن‌هایی که فرزند دارند فرزندانشان را صالح قرار بده، آن‌هایی که ندارند به آن‌ها فرزند صالح عنایت بفرما.

مناجات و روضه شب جمعه

شب جمعه است و شب رحمت:

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ»

شب مغفرت است دیگر:

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ…»

خدایا، چرا دعاهایمان به اجابت نمی‌رسد؟ کدام گناه مانع اجابت دعاست؟ کدام گناه است که پرده‌ها و آبروها را برده؟

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلَاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ کُلَّ خَطِیئَةٍ أَخْطَأْتُهَا…»

شب مناجات است، شب دعاست؛ هر کجا نشستید: «یَا رَبِّ، یَا رَبِّ، یَا رَبِّ… یَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی وَ رِقَّةَ جِلْدِی وَ دِقَّةَ عَظْمِی… یَا رَبِّ، یَا رَبِّ، یَا رَبِّ، یَا رَبِّ…» خیلی برای شفای مریض‌ها سفارش کردند؛ این فراز دعای کمیل را هم تکرار کنید: «یَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفَاءٌ».

شب جمعه است و دلم کرب‌وبلا می‌خواهد

در حرم حال مناجات و دعا می‌خواهد

ابی‌عبدالله…

شب جمعه است، هوایت نکنم می‌میرم

یادی از کرب‌وبلایت نکنم می‌میرم

گریه و ناله بر عشّاق حرام است، ولی

من اگر گریه برایت نکنم می‌میرم

حالا هر کجا نشستید، به یاد شهدا، اموات، خیلی عزیزان بین شما بودند، با ما بودند سال‌های گذشته و الان نیستند، به یاد امام عزیز، به یاد شهید رئیسی، شهید سلیمانی، سید عزیز نصرالله، باادب از همین‌جا به کربلا، هر کجا نشستی یک دست را بگذار روی قلبت، قلبت آرام بشود:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.»

امام صادق فرمود جدم را سه مرتبه این‌طور زیارت کنید:

«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ.»

سلام ما به تو ای شاه‌دین، امامِ هُدی

که در حضور تو مهدی کند سلام و ثنا

سلام بر تو و بر خواهرت در آن دمِ غم

که گفت: رخصت و بگذار تا ببوسم من

گلوی نازک تو، جای مادرم زهرا…

حسین… اباعبدالله… من غالباً شب‌های جمعه‌ای که کربلا هستم این جمله را می‌گویم؛ می‌گویم زائرها حواستان جمع باشد، شب جمعه ابی‌عبدالله مهمان ویژه دارد: انبیا، اولیا، ملائکه، در رأس همه مادرش حضرت زهرا. از بچگی در هیئت‌ها می‌خواندیم:

شب‌های جمعه فاطمه آید به کربلا

گردد به دور خیمه‌ها، با قامتِ دوتا

گوید حسین من چه شد، نور دو عین من چه شد…

یا فاطمه الزهرا! بدن شما شب به خاک سپرده شد، بچه‌های شما خودشان را روی بدن شما انداختند گریه کردند. امیرالمؤمنین یک وقتی دید صدای ملائکه می‌آید: علی، این‌ها را بردار از روی بدن مادر، بگذار بدن مادر آرام بماند. بچه‌ها را برداشت، روی زانویش نشاند، دست سرشان کشید. اما کربلا… دختر حسین را با تازیانه از روی بدن بابا… «جَرُّوهَا عَنْ جَسَدِ أَبِیهَا»… من نمی‌دانم با این بدن چه کردند که نه دختر بابا را شناخت، نه خواهر برادر را شناخت، نه رباب حسین را شناخت! همه می‌گفتند این بدن کیه؟ این بدن کیه؟

گمان نداشتم این مصحف ورق‌ورق افتد

به خاک معرکه، بی‌یار و بی‌رمق افتد

تویی حسین من؟ اصلاً نمی‌شود باور!

با آنکه در کنار تو یک عمر بوده‌ام

نشناسمت کنون که تو باشی برادرم…

حالا این دست‌ها را بیاورید بالا: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ». برای شفای همه مریض‌ها، مریضی هم سفارش کردند:

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ»

دعای پایانی

بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ، یَا اللَّهُ…

خدایا، در ظهور آقامون تعجیل بفرما؛

ما را از یاران و شهدای در رکابش قرار بده؛

ما را مؤمن زنده بدار، ما را مؤمن بمیران، ما را مؤمن محشور کن؛

نسل ما و اولاد ما را مؤمن قرار بده؛

بیمارانمان، منظورین، لباس عافیت بپوشان؛

رهبر عظیم‌الشأنمان محافظت بفرما؛

همه آن خبیث‌هایی که ایشان را تهدید کردند شرّشان را به خودشان برگردان؛

صهیونیست‌ها را به هم، آمریکایی‌ها را به هم مشغول بگردان؛ جنگ و درگیری را میان خودشان قرار بده؛

امنیت ما، استقلال ما، تمامیت ارضی ما حفظ بفرما؛

خدایا شب جمعه است، شب رحمت، شب اجابت دعاست؛ به آبروی این جمعیت و این مجلس و این عزا قسمت می‌دهیم، باران رحمتت را بر این مردم نازل بفرما؛ این زمستان را زمستان ترسالی قرار بده؛

خدایا، اموات، گذشتگان، شهدا، امام عزیز، روحشان شاد بگردان؛

خدایا، همه‌مان را امشب ببخش و بیامرز؛

عاقبتمان ختم به خیر بگردان؛

«وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فِی فَرَجِ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ».

متن کامل این پاسخ نمایش داده می‌شود.