محراب
چاپ / ذخیره PDF

مبانی تربیتی خانواده در سیره فاطمی، ۱

نسخه چاپی متن از سایت محراب

"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"

 

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ (ص) وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمُنْتَجَبِينَ سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرْضِينَ، وَاللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَجْمَعِينَ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»

تسلیت عرض می‌کنیم ایام سوگواری و عزاداری حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیه (سلام‌الله‌علیها) رو خدمت همه شما برادران و خواهران متدین. راجع به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) ما سال‌های قبل هم اینجا آمدیم؛ خودمم یادمه چی گفتم، چون یادداشت می‌کنم سال‌هاش رو می‌نویسم؛ مثلاً یک هزار و چهارصد و سه، چهارصد و دو.

آشنایی با سبک زندگی و سیره حضرت زهرا (س)

یکی از امور مهمی که تو زندگی حضرت زهرا نیاز امروز جامعه است -من در برنامه «سمت خدا» هم این هفته اشاره کردم- آشنایی با سبک زندگی اون حضرت، سیره اون حضرت است. سیره یعنی روش، یعنی شیوه. ما یه «سَریره» داریم، یه «سیره»؛ اونچه که در درون ماست بهش می‌گن سریره، اون چیزایی که ما انجام می‌دیم می‌گن سیره. لذا تو دعاها داریم: «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِي سَرِيرَتِي»؛ خدایا! سریره یعنی درون من رو اصلاح کن.

ببینید، من مثال می‌زنم؛ مثلاً یه کسی حسوده، تو دلش به شما، به من، یه کسی حسودیش می‌شه؛ این سریره است، یه صفت منفیه تو دلش. اما یه حرفی می‌زنه، یه کاری می‌کنه، یه حرکتی انجام میده که این حسادت رو نشون میده؛ به این می‌گن سیره؛ اونی که بروز می‌کنه از ما، سیره است. یه کسی در دلش بخل داره، مثلاً یه حرکتی نشون میده که نشون میده این بخلش رو؛ یا جود داره؛ مثلاً حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در درونش صفت جود هست، سخاوته؛ این رو می‌گن سریره. اما اون شبی که میاد نانش رو به یتیم میده، به مسکین میده، به اسیر میده، سه شب؛ این می‌شه سیره.

پس فرق سریره با سیره اینه: سریره مال درونه، سیره مال بیرون. البته قرآن به اون داخل و سریره، «شاکله» هم می‌گه: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ»؛ هر کسی عملش بر اساس شاکله‌شه، یعنی اون چیزی که در درونشه. «از کوزه برون تراود آنچه در اوست». یه کوزه اگه آب توش باشه نمِ آب می‌ده، اگه شراب توش باشه نمِ شراب می‌ده. قرآن می‌گه: «كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ»؛ هر کسی عمل خارجیش بر اساس اون صفت درونیشه.

من به ذهنم می‌رسه این بحث مهمی‌ست که ما -نمی‌گم فیزیک زندگی حضرت زهرا، مثلاً وقتی می‌گم سیره، منظورم خونه و فرش و وسیله نقلیه اون روز نیست، این‌ها که همه عوض شده؛ الان کسی حصیر نمی‌اندازه، فرش می‌اندازه؛ الان کسی اسب سوار نمی‌شه برای وسیله نقلیه بین شهری، شاید تفریحی بره؛ الان کسی دیگه از مشک آب استفاده نمی‌کنه یا خونه‌ها رو گلی نمی‌سازه- اصلاً ما کاری با اون فیزیک زندگی حضرت زهرا نداریم، ما کار با سیره اون حضرت، سبک زندگی که امروز ضرورتیه در جامعه ما، داریم.

چون بی تعارف، حالا شما یه شهر جمع‌وجوری هستید، همدیگه رو می‌شناسید؛ اما به شهرهای بزرگ، حتی مذهبی قدم می‌گذاری، یواش‌یواش داره سبک زندگی‌ها عوض می‌شه دیگه؛ یعنی عروسی‌های مردم، عزای مردم، حجاب مردم، مصرف مردم، اقتصاد مردم، خانواده‌داری مردم، هی داره تغییر می‌کند. حالا من ان‌شاءالله این بحث رو فردا شب خواهم گفت، امشب نمی‌خوام عرض کنم.

من به ذهنم می‌رسه اگه بخوایم سیره حضرت زهرا رو تقسیم کنیم، به پنج بخش می‌شه تقسیم کرد؛ چون آدم تو زندگیش یه ارتباطی با خدا داره، یه ارتباطی با دنیا و غذا و مادیات داره، یه ارتباطی با خانواده داره، یه ارتباطی با مردم داره، یه ارتباطی با دولت داره. الان ما که اینجا نشستیم حداقل پنج نوع ارتباط داریم. این ارتباط‌های پنج‌گانه، پنج تا سیره درست می‌کنه:

  1. سیره عبادی: رابطه ما با خدا رو بهش می‌گیم سیره عبادی که من امشب این رو بحث می‌کنم.
  2. سیره خانوادگی: رابطه ما با خانواده می‌شه سیره خانوادگی؛ این‌ها رو تو زندگی حضرت زهرا می‌خواهیم بگردیم پیدا کنیم و اینم ان‌شاءالله فردا شب می‌گیم. (اون سه‌تاش رو دیگه نمی‌گم چون نمی‌رسیم).
  3. سیره اقتصادی: حضرت چجوری زندگی اقتصادیش رو با اون فقر می‌چرخوند که دلخوش بودن، شاد بودن، زندگی می‌کردن؟
  4. سیره اجتماعی: یعنی تعامل ایشون با همسایه، با مادرشوهر، با بچه‌هاش، با مردم، مسجدهابچه‌گانه چه‌جور بود؟
  5. سیره سیاسی: بود.

شد چند تا آقا؟ پنج تا: عبادی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی. حالا ببینیم فردا شب سیاسی رو بگیم یا خانوادگی رو بگیم، کدومش رو بیشتر؟ به هر حال من در این دو شب دو تا رو بیشتر نمی‌توانم بگویم: یک، سیره عبادی که امشب می‌گم، تا فردا شب ببینیم روزیمون چیه.

اهمیت و جایگاه عبادت در زندگی

خب برادران عزیز، خواهران گرامی، الان معلوم شد بحث ما چیه: سبک زندگی عبادی حضرت زهرا. عبادت مهم‌ترین عامل اومدن ما تو دنیاست. ما که نیومدیم بخوریم، بخوابیم؛ ببخشید، حیوانات هم بیشتر از ما می‌خورند، هم بیشتر از ما می‌خوابند، هم بیشتر از ما کار می‌کنند. ما با یه هدفی تو دنیا اومدیم: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛ خدا می‌گه اومدید عبد خدا باشید، بنده باشید، نشون بدید چقدر اهل اطاعتید. «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً»؛ ما تو همه امت‌ها پیغمبر فرستادیم. حالا ماها اسم پیغمبرها رو که بلد نیستیم که! خیلی کسی زرنگ باشه از این یکصد و بیست و چهار هزار تا پیغمبر، سی تا پیغمبر رو بلد باشه، بیست تا بیشتر بلد نیستیم؛ همین بیست‌وپنج‌تاش تو قرآن اومده، حالا بگو بیست‌وپنج تا هم تو حدیث پیدا کنیم، پنجاه تا از یکصد و بیست‌وچهار هزار پیغمبر چه می‌دونیم کی‌به‌کی بودند؟

همین که خدا می‌گه رفته، می‌گه ما همه جا پیغمبر داشتیم می‌فرماید: قصه هاش هم برای شما نگفتیم. تو قرآن اگه خدا می‌خواست قصه یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر رو بگه که این قرآن یکصد جلد بیشتر می‌شد؛ یه تعدادی رو گفت، ولی «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً» ما تو هر امتی پیغمبر فرستادیم «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ» برای اینکه مردم بنده خدا بشن. در سوره یاسین هم می‌فرماید یه تقاضایی از شما داریم، خدا می‌گه یه پیمانی با شما داریم: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ»؛ شیطون رو بندگی نکنید، ضرر می‌کنید، «إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ».

برای اینکه بدونید این عبادت چقدر مهمه، به ما گفته روزی ده مرتبه تو نماز حداقل بگید: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ یا معبود، ما تو رو می‌خواهیم، تو رو بندگی می‌کنیم. درست شد آقایان عزیز، خواهران گرامی؟

وسعت مفهوم عبادت و امکان عبادت دائم

خدا رحمت کنه آیت‌الله مصباح رو -و این سخنرانی که من می‌گم تو اینترنت هم بزنید می‌آد، با همین عنوان همین کلمه رو بزنید می‌آد- ایشون یه وقتی توی سخنرانیشون یه سوالی مطرح کرد، گفت: آیا می‌شه عمر یه کسی همش بشه عبادت؟

سوال دیگه! آقا هفتاد سال، هشتاد سال، نود سال؛ شما اگر عبادت رو بردی رو نماز که در شبانه روز ما نیم ساعت نماز می‌خونیم، تازه اونا که می‌خونند؛ نصف ملت که نمی‌خونند! یه خوابگاهی هشت نفر، پنج تا خواب، نماز نمی‌خونه. الان رفقایی که مشهد می‌رن می‌گن قطارهای مشهد بیش از نصف پیاده نمی‌شن! تازه مسیر مشهد… خب حالا همین مقداری که می‌خونند، اتوبوس که وایمیسته چهل تا، ده تا میان پایین؛ نیم ساعت در شبانه روزه!

اگر عبادت رو گفتی روزه، یه ماه ماه رمضونه؛ اونم تازه اونایی که می‌گیرند، تعداد زیادی که بیماری‌هاشون ماه رمضون عود می‌کنه، نمی‌گیرند. اگه بگید عبادت حج، نصف ملت که چه عرض کنم، هشتاد درصد نمی‌رن؛ اونا هم که می‌رن یه بار تو عمرشون می‌رن.

آیةالله مصباح این سوال رو مطرح کرد، گفت: آیا می‌شود؟ بعد ایشون گفت: آقا می‌شه! می‌شه! خوب دقت کنید، یک کسی -این بحث رو امشب با من همراهی کنید- یک کسی تمام عمر هشتاد سالش بشه عبادت! با چی؟ با یه انگیزه، با یه نیت، با یه فیتیله! حالا من اون فیتیله رو برای شما می‌گم بعد توضیح می‌دهم.

آقا ما چند ساعت می‌خوابیم؟ هشت ساعت، نه ساعت، بعضی‌ها هم بیشتر، بعضی‌ها هم کمتر. خب بنده امشب می‌خوام بخوابم، یه وضو می‌گیرم، سه تا قل‌هو‌الله می‌خونم، می‌خوابم؛ می‌گم: خدایا! اگر من تو این خواب از بین رفتم -بعضیا تو خواب سکته می‌کنند دیگه، مردم؛ استغفرالله ربی و اتوب الیه از همه گناه ها توبه کردم، خدایا ببخشید- اگرم پا شدم، الحمدلله ان‌شاءالله شروع می‌کنم به زندگی و در راه تو حرکت کردن؛ کل این هشت ساعت خواب می‌شه عبادت! به همین سادگی.

حالا چرا ما از دست می‌دیم بعضی از این عبادت‌ها رو؟ این‌ها رو خوب گوش بدید، من می‌خواهم به حضرت زهرا برسم ولی هنوز نرسیدم. یه خانمی تو آشپزخونه کار می‌کنه، می‌تونه برای ساکت کردن شوهرش، برای غرغر نشنیدن… می‌تونه آدم بگه: خدا تو گفتی غذا درست کردن، تو گفتی کار زن تو خونه جهاد است؛ «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ». من به خاطر اینکه ثواب جهاد ببرم تو خونه کار کنم، کل کارش می‌شه عبادت!

آیه آدمی می‌ره بانک، می‌ره مدرسه، سر کلاس معلمه؛ خدایا تو بدت می‌آد کسی کَلَّه بر جامعه باشه، من کار می‌کنم که به خانواده‌ام خدمت کنم؛ «خِدْمَةُ الْعِيَالِ كَفَّارَةُ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ» خدمت به همسر، رسیدگی به همسر، بالاترین عبادت و کفاره گناهان بزرگه.

ببین، پس کاره درست شد، خوابه درست شد، و بقیه چیزا. حالا من یه هفت‌هشت مورد رو برای شما امشب می‌شمرم؛ این‌ها عبادته، نه نمازه، نه روزه‌ست، نه حجه! خوب به من گوش بدید، این‌هایی که می‌گم الان همش عبادته ولی کار خاصی هم شما ممکنه انجام ندید. اگر این هفت‌هشت تا رو با من همراه شدید، اون وقت من می‌رسم به حضرت زهرا:

۱. حسن ظن به خدا

«نِعْمَ الْعَبْدُ» بهترین عبادت خوش‌گمانی به خداست. من بدگمان نمی‌شم به خدا؛ آقا بچه‌ام رو گرفت، نمی‌گم آشاكرَمَت چرا دادی که گرفتی؟! نه، می‌گم خدایا امانت بود، تو صلاح دیدی؛ این حسن ظن شما عبادت است. پنج ساله دعا می‌کنم مستجاب نمی‌شه، می‌گم خدا من به تو بدگمان نمی‌شم، یه حکمتی داره که این رو به من نمی‌دی.

ما اَ الظَّنُّ نَوک؟ چون اگر بگم نمی‌شنوی که این غلطه، تو سمیعی! اگه بگم نمی‌تونی، اینم غلطه چون قدیری! اگه بگم نداری، اینم غلطه چون غنی هستی! اگه بگم مصلحت‌ها رو نمی‌سنجی، پارتی‌بازی می‌کنی، اینم غلطه چون حکیمی!

به این چهار دلیل: سمیعی پس می‌شنوی، قدیری پس می‌تونی، غنیی پس داری، حکیمی مصلحت‌ها رو می‌بینی پارتی‌بازی نمی‌کنی عادلی؛ لابد یه حکمتی داره به من نداد این پسر و این دختر و این… این می‌شه خوش‌گمانی به خدا، حسن ظن به خدا. ان‌شاءالله می‌بخشه، ان‌شاءالله حاجت ما می‌ده، ان‌شاءالله بهش… این خودش عبادت است، خود خوش‌گمانی به خدا. تمام شد، هیچ کاری هم از شما نخواستیم، بدبین نباش به خدا.

۲. تفکر

تفکر در زندگی عبادته. تو بعضی روایت داریم از هفتاد سال عبادت: «تفکر ساعة خیر من عبادة سنة» (یا در برخی روایات مفصل‌تر). چقدر تفکر کرد که نجات پیدا کرد؟ یه لحظه گاهی انسان بشینه فکر کنه، به گذشته فکر کنه، به آینده فکر کنه، به مشکلات مردم؛ خود این تفکر، پیغمبر خدا بخشی از عبادتش فکر بوده، می‌آمد شب بیرون نگاه به آسمان می‌کرد، پنج تا آیه رو می‌خوند، این پنج تا آیه پنج تا ربنا هم داره، پنج تا ربنا پشت سر هم داره. بلدید؟ سوره آل عمران، آیه یکصد و نود به بعد، تا آخر. چند تا آیه:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ…»

بعد پنج تا ربناش شروع می‌شه: «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً»، «رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ»، «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ…»، تا آخر پنج تا ربنا. هر شب پیغمبر نگاه می‌کرد به آسمان؛ تفکر هم شد عبادت. من تا حالا نه هزینه از شما خواستم، نه کار خاصی دارم، عبادت‌های بی هزینه بی تلاش!

۳. کار مردم راه انداختن

«أَفْضَلُ الْعِبَادَاتِ أَدَاءُ حَقِّ الْمُؤْمِنِ» هیچ عبادتی پیش خدا بالاتر از کار مردم راه انداختن نیست. اگه این مسئولین اینجا هستن گوش بدن؛ امام حسن مجتبی فرمود: از یک ماه اعتکاف بالاتره، از یه هفته طواف بالاتره! یه کارمندی که تو اداره یه لبخند می‌زنه به مردم: «چو وا‌نمی‌کنی گرهی، خود گره مباش»؛ نمی‌پیچونه ابرو، گشاده‌باش، چو دستت گشاده نیست.

اومد پیش امام کاظم تو مکه، یه کسی از اهالی شهر ری گفت: آقا این فرماندار برای ما مالیات نوشته، من نمی‌تونم بدم، می‌شه شما یه نامه بهش بنویسید به ما ببخشه؟ (نمی‌گم حقم نیستا، مالیات حق کشوره‌ست، آسفالت داره، خرج داره، برق داره، آب داره؛ ولی من ندارم بدم!). البته برق اون نبوده عرض می‌کنم که آقا فرمودند: باشه.

یه قلم و کاغذ آوردند: «بسم الله الرحمن الرحیم. آقای فرماندار! أَعْلَمْ بَدَأَنَّ اللَّهَ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلًّا؛ خدا یه سایه رحمتی داره، یه بهشتی داره، یه لطفی داره به کسایی می‌ده که سه تا کار بکنن:

۱. إِسْدَاءُ الْمَعْرُوفِ إِلَى الْأَخِ، یه خدمتی به مردم بکنن؛

۲. غمی از دل مردم بردارن؛

۳. دلی رو شاد کنن.»

وام می‌خواد، ضامن‌پرواز می‌خواد؛ نَدش، اذیتش نکنن تو ادارات بیچاره‌اش نکنن، مخصوصاً دادگاه‌ها، قوه قضاییه ما هر کجا بریم مردم از این دادگاه‌ها شاکی‌ان! من نمی‌دونم چرا چون خبر ندارم، ولی زحمت هم خیلی می‌کشند آقایون، ولی به هر حال رضایت ندارند مردم از عملکرد قوه قضا.

خب، کار مردم رو راه بینداز. گفت: بیا این نامه. گفت: آقا شما که حالا من می‌گویم ننوشت مالیات رو به ما ببخشه، من این رو… من می‌گویم آقا که خواست بفهمه، اگه حالیش باشه می‌فهمه یعنی چی، برو. نامه رو برداشت اومد، اونم نامه رو گرفت بوسید، رو چشمش گذاشت گریه کرد! مالیات رو بخشید، کل اموال خودش هم شخصی‌اش رو نصف کرد داد به این! باریکلا! همچین مسئولی باریکلا پیدا می‌شه؟! یه همچین مسئول هم مالیات رو بخشید هم نصف ثروتش رو (دو تا فرش بود یکیش رو داد به این، دو تا لباس بود…).

آقا اینم می‌گه: اصلاً من همچین توقعی نداشتم. سال بعد خدمت امام کاظم رسیدم، گفتم آقا خیلی به ما رسید، من اصلاً همچین توقعی نداشتم. خوب دقت کنید، امام کاظم فرمود: «أَفَلَا سَرَرْتَهُ؟» سرور رساندی به خدا؟ منو خوشحال کردی، نه تو رو، و سرِ امیرالمومنین و سرِ رسول‌الله و الله امیرالمومنین و پیغمبر و خدا رو شاد کردی! ما یه روزی که نیاز داره، شادش می‌کنیم.

پس دیدید این سه‌تا عبادت تا اینجا: حسن ظن به خدا، تفکر، کار مردم راه انداختن.

۴. کسب علم

یه دانشجو که درس می‌خونه، طلبی که درس می‌خونه، نه، خود شما یک مطالعه می‌شینی شب می‌کنی، اگرم تو فضای مجازی می‌ری استفاده علمی می‌کنی، اگرم تو هوش مصنوعی می‌ری استفاده علمی می‌کنی، حدیثی، آیه، تاریخی، شعری حفظ می‌کنی؛ یه خانم جوان تحصیل‌کرده، الان خیلی زنا لیسانس دارن سر کارم نمی‌رن، شوهر کردن بچه‌دارن، خب بخشی از وقتش رو می‌ذاره ترجمه قرآن یاد می‌گیره، لغات… همین مطالعه عبادته؛ «لَا عِلْمَ لَا عِبَادَةَ كُلِّ الْعِلْمِ». دیدید که این‌ها تا حالا هیچ‌کوم کار نداشت، همش کم‌خرج بود، نه کار به قیمت دلار داره، نه کار به قیمت ارز و تورم داره؛ این‌ها عبادته. خود کار!

آقا امام باقر بیل دستش بود تو بیابون داشت بیل می‌زد، یه آدمی اومد گفت: آقا از شما بعیده، شما باید مسجد باشی عبادت کنی! فرمود: «وَ اللَّهِ بِاللَّهِ قَسَمٌ» اگه همین الان عزرائیل جونم رو بگیره، بیل به‌دست‌هام نه سجاده به‌دست، نه قلم به‌دست، در حال عبادت از دنیا رفتم! عبادت اگه ده جزء باشه، نه جزش کاره؛ دینی که به کار -منتها به انگیزه خدمت- نگاه کنه می‌شه عبادت.

۵ و ۶. سکوت و خوش‌اخلاقی (آسان‌ترین عبادت‌ها)

یه حدیث براتون بخونم این خیلی قشنگه، این رو عمل کنید تابلو کنید! فرمود: دو تا عبادت بر بدن آسانه (بعضی عبادت‌ها سخته، مثلاً مکه باید رَمْی جمرات کنی تو شلوغی بری، روزه باید گرسنگی بکشی، بالاخره خمس باید پول بدی)؛ فرمود: دو تا عبادت بهتون یاد می‌دم که بر بدن آسونه، مخصوصاً خواهرا دقت کنن: «أَهْوَنُ الْعِبَادَاتِ عَلَى الْبَدَنِ» ساده‌ترین عبادت بر بدن (هیچی پول نمی‌خواد): الصَّمْتُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ؛ سکوت و خوش‌اخلاقی!

دیدید سکوت؟ آدم حرف اضافه نزنه. یه زن تو خونه با مردش خوش‌اخلاق باشه، یه مرد تو خونه با زنش خوش‌اخلاق باشه، غر نزنه، نُق نزنه؛ یه کاسب با مشتری خوش‌اخلاق باشه، یه کارمند با مردم خوش‌اخلاق باشه، عبادت است.

رسول خدا فرمود: هر روز صدقه بدید مردم. یکی گفت: آقا مگه ما داریم که هر روز صدقه بدیم؟ فرمودند: مگه من گفتم پول بدید؟ «التَّبَسُّمُ فِي وَجْهِ أَخِيكَ صَدَقَةٌ» تبسم در چهره مردم صدقه است! تبسم کارمند، یه تبسم ارباب‌رجوع بزنه؛ تبسم در چهره مردم، یه معلم سر صبح بیاد سر کلاس با یه تبسم بچه‌ها رو شاد نگه داره.

من روایت دیدم در بهشت یه جایی به نام «خانه شادی»؛ چه خبره؟ نمی‌دونم، منم نرفتیم! «دارالفرح»، حدیثه، نمی‌دونم. حورالعین ویژه داره، قصر ویژه داره، چی داره؟ وی‌آی‌پی، وی‌آی‌پی! پرسیدن این اینجا مال کیه؟ فرمود: «مَنْ فَرَّ صِبْيَانَ» کسی که بچه‌ها رو خوشحال می‌کنه، شکلات دست بچه می‌ده، دست سرِ یه بچه می‌کشه، یه احوالی می‌پرسه؛ کسی که بچه‌ها رو خوشحال می‌کنه. پس ما در عبادت یه نگاه فراگیری داریم.

۷. آرزوی جبرئیل برای عبادت‌های هفت‌گانه انسان

اصلاً بذارید یه حدیث دیگه بخونم و این بحث رو این قسمتش رو ببندم برم سراغ زندگی زهرا. روایت داریم -خوب گوش بدید- جبرئیل آرزو می‌کند: ای کاش من انسان بودم! ما همه آرزو می‌کنیم ای کاش فرشته بودیم ها! ما می‌خواهیم یکی رو تعریف کنیم می‌گیم فرشته. اون وقت خیلی حدیث قشنگه، تو اینترنت هم بزنید می‌آد: جبرئیل آرزو می‌کند ای کاش من آدم بودم به خاطر هفت تا کار!

خدایا! من هفت تا کار این آدما رو خیلی دوست دارم. آقا این هفت تا کار چیه که جبرئیل آرزو می‌کند ای کاش انسان بود این‌ها رو انجام می‌داد؟ مهمه دیگه، جبرئیل که شوخی نیست، یه فرشته معمولی که نیست؛ پیغمبر ما چجور کیه؟ سیدالانبیاء. جبرئیلم سیدالملائکه‌است، آقای ملائکه است. همون‌طور که امیرالمومنین سیدالاوصیا، حضرت زهرا سیده‌النساء، رسول خدا حضرت محمد سیدالانبیاست؛ جبرئیل سیدالملائکه‌است، آقای جبرئیل.

ببخشید، این هفت تا عبادت چیه که تو انقدر دوست داری؟ بذار عربیشم بخونم که بهتون بچسبه: «تمنّی جِبرئیلُ أن یکونَ مِنْ بَنی آدِمَ بِسَبْعِ خِصالٍ». کاش من به خاطر هفت تا صفت انسان بودم! ببین چقدر این هفت تا کار ثواب داره که جبرئیل آرزو می‌کند:

  1. الصَّلَاةُ فِي الْجَمَاعَةِ: ای کاش من انسان بودم می‌اومدم به کره زمین نماز جماعت شرکت می‌کردم. حالا چقدر این نماز جماعت ثواب داره! آقا وضع مسجدهای کشور اصلاً خوب نیست؛ رئیس سازمان تبلیغات پیش خود من آمد گفت: هفتاد هزار مسجد در کشور، چهل هزار تاش امام جماعت نداره! نداره! تعطیل!

بنده تهران مسجد رفتم، بالای تهران، شخصی، آدم معمولی تو بازار… نداره، کسی نیست! بعضی شهرها می‌رم مسجد، اخیراً یه شهری در استان فارس رفتم، نزدیک سی تا مسجد کل اون منطقه پنج تا طلبه نداشت! چرا؟ نمی‌دونم. الان هم که حوزه‌های علمیه به‌شدت با کاهش پذیرش مواجه‌ند، نمی‌آن، مردم بچه‌هاشون رو کمتر می‌فرستند حوزه؛ نمی‌دونم فقر نداری، سختی زندگی طلبگی خیلی سخته، موقعیت اجتماعیه… نمی‌دونم دلیلش رو نمی‌دونم، ولی به هر حال این بده.

اونایی هم که بازه -بنده یک مسجدی در یک شهر مذهبی، قم که حالا شهر خودمونه عرض می‌کنم- جایی که حداقل کلی مدرسه دورشه، مدارس علمیه خوابگاه داره، خوابگاهی که مثلاً دویست نفر، چهارصد نفر اونجا می‌خوابند، جوان درس می‌خونه؛ چند نفر نماز صبح باشن خوبه؟ ده تا نشدن! زیر ده نفر! زیر ده نفر! خب اینا دیگه نماز جماعتی که انقدر شیطان… گفت: نماز جماعت حرص منو درمی‌یاره، ابزار منو کند می‌کنه. جبرئیل می‌گه این یکی از آرزوهای منه.

  1. مَجَالِسُ الْعُلَمَاءِ: شما مردم متدین زواره این رو عمل می‌کنید؛ چون شما بیشترین مجالست با علما و دانشمندان و منبری‌ها و سخنران‌ها و احادیث پیغمبر رو تو این شهر دارید. بنده ندیدم تو کشور جایی در یک مکان این همه منبر؛ چرا، در مکان‌های مختلفی هست غیر از حرم حضرت معصومه و امام رضا که مرتب سخنرانی داره. مجالسه العلما! آقا جوونا با علما بنشینند گفتگو؛ نه فقط منبرها (حالا منبر سنتیه، الان هم به آقایون اینجا بگید آقا روشتون رو عوض کنید بهشون برمی‌خوره والا! من به خودم باشه یه شب منبر و پرسش و پاسخ می‌ذارم، من می‌شینم می‌گم بپرسند مردم من جواب بدم، من یه متکلم وحده نباشم؛ ولی قبول نمی‌کنند روسای هیئات و جلسات و اینا می‌گن آقا مجلسمون به هم می‌خوره!).

ولی باید الان یه بخشی از جلسات منبر به صورت پرسش و پاسخ اداره بشه؛ مکتوب، شفاهی، گفتگو، دو طرفه، به قول امروزی‌ها دیالوگ! فقط یه طرف حرف نزنه، چون من یه چیز تو ذهنم دارم می‌آم می‌گم به شما می‌روم؛ اما یه چیز تو ذهن شماست می‌خواهی بپرسی. مجالسه العلما! جوونای ما اگر دستشون دست عالم باشه -الان بیش از یکصد شبکه علیه اسلام داره تبلیغ می‌کنه، دهه‌ها فضای مجازی، اصلاً بعضی از متاسفانه معممیم با لباس دارن علیه مسائل دینی حرف می‌زنند- این‌ها رو چیکارشون کنیم؟ حتماً این جوان، روزی نیست یکی به من زنگ نزنه آقا جوونم برام شبهه پیدا شده، به هم ریخته اعتقاداتش، نماز نمی‌خونه، حجاب کنار گذاشته. جبرئیل گفت من هفت تا عبادت انسان‌ها رو دوست دارم، یکیش نشست‌وبرخاست با علماست.

  1. إِصْلَاحُ بَيْنَ السَّنِيْنِ (اصلاح ذات‌البین): خدا! ای کاش من آدم بودم می‌اومدم رو کره زمین تندتند بین مردم صلح می‌دادم. چند روز قبل یه دادگاهی رفتم، یه جایی کار داشتم با یه رئیسش، یه اتاق دیدم براش نوشته بود: «اتاق صلح و سازش». گفتم این چیه، این چیز خوبیه؟ گفت: اینایی که دعوا دارن، قبل از اینکه به کارشون قوه قضاییه بکشیم می‌فرستیم اینجا، دو تا کارشناس هم گذاشتیم اگه بشه صلح بدن دیگه پرونده تشکیل نشه.

امروز صبح در قم، برای کل روسای کلانتری‌های کشور من سخنرانی داشتم؛ هفت صبح کل کشور تعدادشون اومده بود، خیلی بودند، جمعیت زیادی بود تو سالن بزرگ روسای کلانتری‌های کشور. به اونا هم همین رو گفتم، گفتم تو کلانتری‌هاتون کارشناس مذهبی، روان‌شناس بذارید تا میان تو فورا بنویس و پرونده و مچش رو بگیر و زندان و دستبند و اینکه نشد کار!

خدا می‌دونه من بعضی جاها می‌رم زندان سخنرانی، پنج هزار تا آدم نشسته، شش هزار تا آدم نشسته؛ نباید کار به اینجا بکشه! قبل از اینکه کار بکشه، بشینید با هم حلش کنید. البته گفتن داریم یه جاهایی این کار رو انجام می‌دیم، صلح بین‌السلام.

ببینید، من این داستان براتون بگم: یه پدرخانم با داماد دعواشون بود سر پول. پدرخانم می‌گفت پول منو بده (چهارصد درهم)، داماد می‌گفت دادم، یادت رفته، سنت رفته بالا فراموش کن! تو سر و کله هم می‌زدند. شاگرد امام صادق، مفضل رسید، گفت: چیه دارید با هم دعوا می‌کنید دو تا فامیل؟ گفتن سر چهارصد درهم. داماده گفت: من دادم این یادش رفت، پدرزنه گفت: دروغ می‌گه این حقه‌بازه نداده! خب حالا آدم هم واقعاً نمی‌دونه بعضی‌وقت‌ها چیکار کنه، قضاوت سخته.

مفضل گفت: صبر کنید الان می‌آم. رفت خونه، چهارصد درهم رو آورد داد به این پدرخانمه، دعوا تمام شد! گفت: دعوا سر لحاف ملا بود تمام شد، همدیگه رو بوسیدن. و بعد اون داماد اومد پیش مفضل گفت: دست به جیب شدی تو! اگه اینطوری پول بخوای بدی که خیلی باید پول بدی، چطوری تو پول رو دادی؟ گفت: شما فکر کردی این پول مال منه؟ منم این پولا ندارم، این پول رو امام صادق پیش من گذاشته، یه مبلغی گفته اگه دیدی می‌شه با پول دعوا دو نفر رو حل کرد، برو حل کن! امام صادق بودجه گذاشته برای صلح بین‌السنت! شما شام بده، بیار خونت عیب نداره، تمام؛ اون شامی که می‌دی، ماشینی که سوار می‌شی، از خونه این باجناق می‌ری خونه اونا، خونه این برادر می‌ری خونه اون برادر.

دیگه الان برادرا با هم قهرن! گاهی پدر و فرزندا با هم قهرن! نمی‌دونم به خدا، مادر زنگ می‌زنه که دو ساله بچه من با من قهره، چرا عروسم با من قهره؟ یه مهمونی بده دعوتشون کن.

سومین عبادتی که جبرئیل آرزو می‌کند: صلح بین دو نفره. دوباره از اول بیایم: نماز جماعت، مجالست علما، صلح بین دو نفر.

  1. عِيَادَةُ الْمَرِيضِ: عیادت مریض! وای که چقدر ثواب داره! رفتنش ثواب داره، خروجش ثواب داره، نشستنش ثواب داره، امید دادنش ثواب داره.
  2. تَشْيِيعُ الْجِنَازَةِ: تشییع جنازه یک عبادت عظیمی‌ست. فرمود وقتی جنازه تشییع می‌شه، برید نگاه کنید به اون جنازه، بگید: خدا این همونه که تو گفتی: «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ»، «هَذَا مَا صَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»، راست گفتی! وقتی جنازه تشییع می‌شه، من خودم این جمله رو همیشه می‌گم، قبرستونم که رد می‌شم از کنارش می‌گم، همیشه این رو می‌گم؛ رفقا که یکی رو از دست می‌دن، مادری، پدری، این جمله رو براشون می‌نویسم می‌گم: «إنا إن شاء الله بكم لاحقون»؛ ما ان‌شاءالله به زودی به شما ملحق می‌ می‌شیم.

فکر نکن همیشه زیر بدن‌ها می‌ری، یه بارم زیر بدنت میان! فکر نکن همیشه تشییع می‌ری، یه بارم تشییعت میان! فکر نکن همیشه اطلاعیه می‌خونی، یه بارم اطلاعیه رو می‌خونند! جبرئیل گفت من دوست دارم این کارا رو.

عیادت مریض… چند تا شد آقا؟ پنج تا. تشییع جنازه…

  1. إِكْرَامُ الْيَتِيمِ: یتیم رو اکرام کنن.
  2. سَقْيُ الْمَاءِ فِي الْحَجِّ: هفتمیش حالا ممکنه برای ما پیش نیاد، ولی قدیم خب مهم بوده؛ سقی الماء فی الحج، تو حج به مردم آب بدم؛ چون آب قدیم کم بوده تو مکه، «غاية الحاج» یه پستی بوده.

آقایان عزیز، خواهران گرامی! این روایت هفت‌تاش رو گفتم، بعد این مهمه، فرمود: «فَاحْرِصْ عَلَى ذَلِكَ» حالا که جبرئیل آرزو داره جای شما باشه این کارا رو انجام بده، شما خودتون این کارا رو انجام بدید، حرص داشته باش به این هفت تا کار.

عبادت ترکیبی (سیره عبادی حضرت زهرا -س-)

خب، من عرضم تا اینجا تمام. حالا بیاید حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، من همین بحث‌ها رو بیارم تو زندگی حضرت زهرا. من اسم این بحث رو از الان می‌ذارم: «عبادت ترکیبی»، عبادت مضاف!

یعنی چی؟ عبادت حضرت زهرا یک عبادت خشک نیست، یک عبادت بی‎روح نیست، یک عبادت تک نیست؛ عبادت جفته! الان توضیح می‌دهم: عبادت مضاف یعنی یه اضافه‌ای داره، عبادت با پسوند، عبادت ترکیبیه. خواهش می‌کنم این بخش عرایضم رو دقت کنید.

عبادت حضرت زهرا چگونه است؟ هفت‌هشت مورد، من چند تاش رو عرض می‌کنم:

۱. عبادت با کار

ما به این می‌گیم عبادت مضاف؛ عبادتی که در کنارش تلاشه. بچه رو پاشه، داره بچه‌داری می‌کنه، با دستش هم داره آرد درست می‌کنه، قرآن هم می‌خونه! عبادت با کار، سه قسمت؛ یعنی یه خانم تو آشپزخونه می‌تونه غذا درست کنه قرآن هم بخونه، یه راننده تاکسی می‌تونه با وضو پشت ماشین رانندگی رو بکنه ذکرم بگه. بله، عبادت حضرت زهرا عبادت با کاره، نه عبادت خشک! می‌تونه بشینه یه گوشه قرآن باز کنه، ولی همین که داره قرآن می‌خونه، بچه هم رو پاشه، دستشم مشغوله.

۲. عبادت با دگرگرایی (ایثار و انفاق)

عبادت با دگرگرایی؛ یعنی چی آقا؟ روزه عبادت هست یا نیست؟ بله. حسن و حسین مریض شدن، اهل خونه سه روز روزه گرفتن؛ از جمله حضرت زهرا، تا اینجاش عبادته، روزه است. افطار نان پخته آماده کرده، مسکین می‌آد بهش می‌دن، یتیم می‌آد، اسیر می‌آد: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُوراً». برای چی این کار رو می‌کنید؟ «لا نرید منکم جزا و لا شکورا». این عبادت می‌شه با ایثار، با انفاق، این دو تا.

۳. عبادت با آموزش

عبادت با آموزش؛ نماز که می‌خوانه می‌گه حسن هم نگاه کن؛ مثلاً نماز مادر رو تماشا می‌کنه. یه پدر می‌تونه قرآن که می‌خونه، بچه رو هم کنار خودش بشونه یاد بگیره. وقتی می‌آد مسجد، زینب هم با خودش می‌آره، اونم ببین. نسل جدید ما دارن از عبادت فاصله می‌گیرند، برای اینکه عبادت ماها داره از اونا منفک می‌شه؛ عبادت حضرت زهرا همراه با آموزش است.

۴. عبادت با خانواده

عبادت با خانواده؛ توجه به بچه‌اش داره. ما الان خیلی‌هامون خودمون عبادت می‌کنیم ولی نماز بچه مورد توجه‌مون نیست! شب بیست‌وسوم بعدازظهر، بچه‌ها… بچه‌ها رو می‌خوابونه، نباید از عبادت زده بشن جوونا! بچه کوچیک بودن دیگه، چهار-پنج‌ساله، سر شب بهشون غذا می‌ده، شکمشون سیر، خوابشون هم تامین؛ دیگه الان شب بیست‌وسوم نه خوابشون می‌آد نه گرسنه‌شونه، بعد می‌فهمند! خب بچه‌ها! امشب بیدار باشید، امشب نخوابید، امشب هر کسی خوابید محرومه، المحروم منهم خیر!

ببینید، عبادت ما توجه به خانواده، عبادت با توجه به ایثار، عبادت ما توجه به کار، عبادت ما توجه به آموزش، عبادت با توجه به جامعه (دعا می‌کنه، هی به همسایه دعا -عبادته، ولی به همسایه هاش مضاف شه می‌فرماید: «الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ»، اول همسایه بعد خود).

۵. عبادت سیاسی

نه، عبادت سیاسی! بله، ببینید ما آدم‌هایی داریم اهل عبادتن ولی سیاسی نیستند! خیلی هم داشتیم، امروز هم داریم؛ به قول آقای قرائتی می‌گفت: حاشیه‌ها مفاتیح هم می‌خونند، افستش رو چاپ… کجا و… عرض می‌کنم اینا قیمتش رو… اما یه رای تو شناسنامه‌ش نیست! فاطمه مرضیه عابدِ خشک نیست! ما داشتیم از این آدما؛ خواجه ربیع تو غار عبادت می‌کرد، کربلا سر گرفت نیامد، امام حسین رو کشتن نیامد!

یه کسی اومد بهش گفت: امام حسین رو کشتن! عجب، چه بد کاری کردن! همین یه اظهار تاسف… این آدم، یه آدم مطلوب اسلامی نیست! به قول آقای مطهری می‌گه: این آدم اسلامش هیچ ضرری برای دشمن نداره! شما اسلام سعودی‌ها چه ضرری برای اسرائیل داره؟ شما تو این هفت-چند سال بعد از انقلاب یه تظاهرات تو عربستان دیدید؟ وهابی‌ها (حالا شیعه‌ها رو کاری ندارم)، یه مرگ بر اسرائیل جرئت داری تو مسجدالحرام بگی؟ تو مسجدالنبی بگی؟

سه ساعت هم گاهی عبادت می‌کنند، سه‌نیمه‌شب می‌آن شش صبح می‌رن خونه؛ این عبادت کاری به آمریکا نداره! هر کار می‌خواد بن‌سلمان بکنه، لائیک رو اجرا کنه، بی‌دینی رو اجرا کنه، هر جوری می‌خواد ترامپ بیاد تو این کشور بدوشه، این‌ها براش مهم نیست.

عبادت حضرت… این بانویی که سر شب تا صبح به نماز وایمیسته، پاش ورم می‌کنه، چهل شب می‌ره در خونه مهاجر و انصار این‌ها رو دعوت می‌کنه به ولایت، می‌ره مسجد خطبه می‌خونه، این‌ها رو تحریم می‌کنه، فریاد می‌زنه، از غدیر دفاع می‌کنه! پس عبادت با کار، عبادت با ایثار، عبادت با آموزش، عبادت با دگرگرایی، عبادت با امور سیاسی، توجه به این امور.

نتیجه‌گیری و توسل

همه بحث امشب من است که اگر ما می‌گیم باید عبد بود: «إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً» و «وَكَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً»؛ اگر می‌گیم عبد خدا باش، یعنی عبد غیر خدا نباش! اگر می‌گیم عبدید، عبودیت بر رسالت هم مقدمه؛ شما تو تشهد می‌گید: «أشهدُ أنَّ محمداً عبدُه و رسولُه». خدا خیلی که از پیغمبر می‌خواد تعریف کنه می‌گه: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ» اول عبد بعد نبیه، بعد رسوله، بعد امامه!

عبودیت یعنی رشد، یعنی ترقی. اگر کسی عبد خدا شد، یعنی عین نیاز: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ». این همه حرف من بود امشب با شما که خلاصه‌اش اینه: عبادت رو منحصر تو نماز و روزه و دعا و صدقه نکنید؛ از کار بگیر تا حسن ظن، تا تفکر، تا کار مردم رو انداختن.

بله، خدا رحمت کنه آیت‌الله رئیسی رو! یه وقتی مشهد مشغول دعا بود، زیارت‌نامه… البته اون موقع رئیس‌السلام نبود… خب، تا می‌اومد شروع کنه «السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلي بنِ موسى» یکی می‌اومد حاج‌آقا یه سوال دارم! یکی می‌اومد مثلاً یه عکس می‌گرفت! یکی می‌اومد… بالاخره پنج‌شش‌بار باز کرد بست، باز کرد بست، نمی‌ذاشتن دو تا کلمه‌ش هم نذارن بخونه! آخرم بس و نخوند بلند شد. من بهش گفتم حاج‌آقا -یکی از رفقا بهش گفت حاج‌آقا نذاشتن زیارت‌نامه بخونی- گفت: ثواب پاسخگویی به مردم کمتر از ثواب زیارت نیست! چهار نفر رو جواب دادیم.

خدا رحمت کنه آقای سلیمانی رو، تو ماشین یکی جلوش رو گرفت بعد حجابم بود: وایسا عکس بندازیم با شما! وایستاد پیاده شد عکس گرفت. بعد گفتن آقا… گفت: ببین همین یه وقت می‌بینی دل این جوون رو به دست می‌آر، یه وقت می‌بینی همین برخورد منفی منم با این، رو محل نگذاشتن، این رو از دین چیکار می‌کنه؟ زده! خیلی مردم زود از دین زده می‌شن؛ یه رفتار غلط، یه برخورد غلط…

عکسش هم هست، شما فکر می‌کنید مردم با استدلالات و با برهان و با حکمت‌های پیغمبر مسلمون شدن؟ نه آقا! هشتاد درصد مردم جامعه عرب با اخلاق پیغمبر مسلمون شدن، با خلقیاتش! می‌دن به بچه سلام می‌کنه، بین مردم می‌شینه، تواضع داره؛ این‌ها چیزهایی‌ست که انسان رشد می‌ده. ان‌شاءالله خداوند به همه‌مون توفیق عملش رو عنایت بفرماید.

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا بن رسول الله یا قرت عین النبی المصطفی یا سیدنا ومولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الله قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجینا اشفع لنا عند الله

گر نگاهی به ما کند زهرا / ان‌شاءالله دردها را دوا کند زهرا

کم مخواه از عطای بسیارش / کانچه خواهی عطا کند زهرا

نه عجب گر به او گویند خاک را کیمیا کند زهرا

خیلی پیغمبر فاطمه رو دوست داشت! گاهی که غم پیغمبر رو می‌گرفت، مخصوصاً تو مکه سنگ می‌زدند، آزار می‌دادند، مجنونش می‌گفتند، کاهن می‌گفتند؛ پیغمبر تو خانه می‌آمد با یه دنیا غم، تا فاطمه درو باز می‌کرد می‌گفت بابا! یا رسول‌الله! یا ابتا! لبخند به لب‌های پیغمبر می‌نش렀. یه بابا گفتنِ فاطمه، پیغمبر رو آرام می‌کرد! لذا تا حال پیغمبر منقلب می‌شد، می‌گفتند برید فاطمه رو بیارید پیغمبر ببیندش آرام می‌شد.

بابا به دختر علاقه داره، اونم همچین دختری! فقط یک بار وقتی اومد پیش بابا گفت: یا رسول‌الله! پیغمبر سرش رو بالا گرفت فرمود: دخترم! دیگه به من رسول‌الله نگو، به من بگو بابا! «فَإِنَّهُ أَحَلُّ لِلْقَلْبِ» وقتی تو به من می‌گی بابا، قلبم آرام می‌شه، خدا هم راضی می‌شه.

دیدید دختر وقتی بابا رو صدا می‌زنه، یه وقت خوشیه شب عروسی می‌گه بابا ببخشید بیست سال، بیست‌ودو سال تو خونت بودم حلال کن، شب عروسیه این بابا گفتن شما رو شاد می‌کنه. یه وقت دانشگاه می‌ره می‌گه بابا دارم می‌رم برام دعا کن تو درسا موفق باشم. یه وقت می‌خواد فرزند به دنیا بیاره بابا دعا کن بچه ام سالم باشه؛ همه این بابا گفتن، بابا گفتنش شادیه.

اما یه وقت نکنه قبل اتاق عمل تو بیمارستان یه دختر بگه بابا برام دعا کن! سرطان داره، بیماری داره، حالش بده، مریضه؛ اون بابا گفتنِ باباش با موارد دیگه فرق می‌کنه! فاطمه هر وقت می‌گفت بابا پیغمبر خوشحال می‌شد، جز یک جا! اونم بین در و دیوار؛ اونجایی که گفت: یا ابتا! یا رسول‌الله! بابا! بابا! بابا! بابا! این مزد رسالت؟ بابا! بابا! شما سفارش کردی با من این‌طور؟

بین در و دیوار صدا زد: یا ابتاه! کذا یفعل ابنتک؟ بابا این‌طور گفتی با من برخورد کنن؟! همه عهد خدا بشکسته بودند، علیه ما به هم پیوسته بودند / از آن‌رو پشت در افتادم از پا، که دست همسرم را بسته بودند!

حالا هر کجا نشستید یا زهرا!

به فاطمه تبِ ابیها و بعلها و بنیها و سر المستعین یا الله

خدایا! به آبروی زهرای مرضیه در ظهور فرزندش تعجیل بفرما. با ظهور امام زمان، دل‌های ما رو، دل‌های پیامبر و فاطمه زهرا رو شاد بگردان. ما رو از یاران و شهدای در رکاب امام زمان قرار بده. به آبروی امام زمان امنیت کشور ما رو حفظ کن. رهبر عظیم‌الشأن‌مان رو حفظ کن. باران رحمتت رو بر این مردم نازل بفرما.

بیماران، به‌ویژه بیماران منظور این جمع، لباس عافیت بپوشان. اموات، گذشتگان، شهدا، امام عزیز، شهدای این جنگ دوازده روزه، روح بلند اعمار انقلاب، شهدای این شهر، امواتی که اینجا بودند و نیستند، شخصیت‌هایی که بودند، کسایی که اینجا اقامه نماز کردند؛ همشون رو امشب سر سفره حضرت زهرا میهمان بگردان.

جوان‌هامون رو اهل نماز قرار بده، اهل حجاب قرار بده. گرانی و تورم و فقر رو از این کشور ریشه کن بگردان. خدا صهیونیست‌ها رو نابود کن. ملت‌های مسلمان رو یاری بفرما. «و عجل الله فی فرجه».