محراب
چاپ / ذخیره PDF

سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت، ۳

نسخه چاپی متن از سایت محراب

"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ.

برای شادی روح امام راحل و شهدا، امواتِ همهٔ مؤمنین و مؤمنات، اموات این جمع و در صدر همه، برای مادرِ حضرت زهرا، مادرِ امیرالمؤمنین، مادرِ امام زمان (علیهم‌السلام) و برای وجود مبارک آقا سیدالکریم حضرت عبدالعظیم حسنی و امامزاده حمزه و امامزاده طاهر، صلواتی هدیه بفرمایید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ».

هر که آرزو دارد خودش، خانواده‌اش و نسلش خادم حضرت زهرا، یار امام زمان، خادم مکتب اهل‌بیت باشند و در مسیر انسان کامل قدم بردارند، باید توجّه و توسّلش به امام زمان زیاد باشد؛ «بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَىٰ». هر چه توفیق داریم و هر چه کار خیر است، به نَفَس، دعا و عنایت امام زمان است. صبح و شام یاد کنیم آقا امام زمان را و همه با هم زمزمه کنیم:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ؛ اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ آبَائِهِ، فِي هَٰذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً، حَتَّىٰ تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»

جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان، صلواتی مرحمت بفرمایید:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ».

جایگاه محمد بن مسلم و افتخار امام معصوم به او

در کتاب «رجال کَشّی» — یکی از معتبرترین کتب شیعه؛ خدا حوزه‌های علمیهٔ شیعه را مَدد برساند که ان‌شاءالله این میراث بزرگ را حفظ کنند و به آیندگان انتقال بدهند؛ کتاب رجال کشّی از علمای بزرگ شیعه و از کتب معتبر رجالی ایشان است — این قضیه را در آنجا نقل می‌فرماید:

جناب محمد بن مسلم از علمای بزرگ، فقهای بزرگ و از اصحاب امام صادق (علیه الصلاة و السلام) است. تعبیر عجیبی آقا امام صادق دربارهٔ ایشان دارند که: «أَحْيَا مَكْتَبَ أَبِي»؛ مکتب امام باقر (علیه‌السلام) را زنده نگه داشته و به اوج رسانده است. یک چنین شخصیت با‌عظمتی که امامِ زمانش به او افتخار می‌کند!

خدا ان‌شاءالله به این جمع در این شب شهادت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) که برای عرض ادب به این جلسه آمده‌ایم و مایهٔ شادی دل آقا امام زمان است، هدیهٔ بزرگی که حضرت عطا می‌کند این باشد که اولاد و نسلی به این جمع عنایت کند که امام زمان به آن‌ها افتخار کند.

آن‌قدر این جناب محمد بن مسلم عظمت دارد که امامِ زمانش، امام صادق، به او افتخار می‌کند. حالا بشنوید که وقتی یک نفر به او می‌گوید: «تو از طیف جعفرِ صادق و فاطمهٔ زهرا هستید»، ببینید این شخص تا منسوب به اهل‌بیتش می‌کنند چه حالتی پیدا می‌کند! خیلی‌ها هستند ادعا می‌کنند که ما خلاصه شیعهٔ اهل‌بیتیم؛ ادعا می‌کنند ما حضرت زهرایی هستیم، امام صادقی هستیم، امام زمانی هستیم، ما علوی هستیم و منسوب به امیرالمؤمنینیم. اما محمد بن مسلمی که امامش به او افتخار می‌کند، ببینید حالت درونی‌اش چطور است.

ماجرای دادگاه کوفه و قاضی شریک

در کوفه بسیار به شیعیان سخت می‌گرفتند؛ زمان امام صادق تحریم‌ها و اذیت و آزارها بسیار بود. آن‌قدر شیعیان را اذیت و آزار کردند که گاهی اوقات این‌ها تحریم‌های عجیب و غریبی داشتند؛ طوری که امکان خرید یک لباس هم نداشتند. فلان بزرگوارِ شیعه حتی از خانه‌اش نمی‌توانست بیرون بیاید، چون ابتدایی‌ترین وسایل و یک لباس درست و حسابی برای بیرون آمدن نداشت. در این بستر هم هست که امام صادق (علیه‌السلام) کارهای بزرگی انجام دادند؛ در این سخت‌ترین شرایط و در این بستر است که شاگردان این مکتب کار کردند. خیلی سخت می‌گرفتند.

یک‌بار، یکی از قضات ملعون آن زمان، در دادگاه یک قضیه‌ای اتفاق افتاد؛ قاضی آن دادگاه به نام «شَریک» بود. هر کسی از شیعیان که می‌آمد، بیشتر اذیت و آزارش می‌کرد. یک‌بار جناب محمد بن مسلم و یکی دیگر از رفقایش به نام «ابوکُریبه اَزْدی» آمدند به دادگاه تا به نفع یکی از شیعیان شهادت بدهند. وقتی وارد جلسه شدند، این قاضی ملعون که ضد اهل‌بیت و یاران اهل‌بیت بود، تا محمد بن مسلم را دید، شناخت. با یک حالت پوزخند و تمسخر، گویا این دو نفر را گیر انداخته و کارشان پیش این قاضی ملعون گیر کرده است، با پوزخندی برگشت و گفت: «شما جعفریان و فاطمیان هستید! شما دو نفر هم جعفری هستید — یعنی منسوب به امام جعفر صادق و از یاران او — و هم فاطمی هستید.» دنباله‌رو امام صادق خیلی‌ها هستند، ولی اینکه فاطمهٔ زهرایی هم باشید، یعنی خیلی دیگر در مسیر ولایتید! با حالت پوزخند گفت: «شما جعفریان و فاطمیان، هم امام جعفر صادقی هستید و هم فاطمهٔ زهرایی!»

تا این را گفت، منتظر بود که این دو بزرگوار درجا بگویند: «نه، این‌جوری هم نیست، تو رو خدا در دادگاه خلاصه درست شهادت را قبول کن، ما گرفتار شدیم.» منتظر بود یک چنین حرف‌هایی زده بشود؛ چون او خیلی خبیث بود. گاهی اوقات دشمنِ ملعون آن‌قدر فشار می‌آورد تا شما دست از همهٔ ارزش‌هایتان بردارید، از حرکتی که در مکتب اهل‌بیت دارید دست بردارید، از حیای فاطمی دست بردارید و از راه مکتب اهل‌بیت عقب بنشینید. اینجا آن‌قدر فشار آوردند به جناب محمد بن مسلم و آن یار دیگر امام صادق تا شاید در دادگاه دست بردارند و بتوانند خلاصه کاری کنند که این‌ها از ارزش‌هایشان کوتاه بیایند.

تا گفت: «جعفریان و فاطمیان پیش من آمده‌اند»، دیدند برعکس، به‌جای اینکه محمد بن مسلم دست از مکتب اهل‌بیت و ارزش‌ها بردارد، زار‌زار شروع کرد به گریه کردن؛ همین‌طور اشک می‌ریخت. بعد این شخص، این قاضی که نامش شریک بود، این ملعون برگشت و گفت: «چرا گریه می‌کنید؟ من به شما گفتم جعفریان؛ دو نفری که جعفر صادقی هستید و فاطمهٔ زهرایی؛ چرا گریه می‌کنید؟»

ببینید عزیزان! محمد بن مسلمی که امام زمانش به او افتخار می‌کند، خودش را هیچ می‌داند. می‌گوید: «گریهٔ من از آن است که مرا منسوب به امام صادق، منسوب به امام زمانم و منسوب به فاطمهٔ زهرا کردی! من کجا و حضرت زهرا کجا؟! من کجا و امام صادق کجا؟! من کجا و امام زمانم کجا؟!» همین‌طور گریه می‌کرد.

خود این دشمن تعجب کرد! خود این دشمن شگفت‌زده شد. مثل این آرمان عزیز، این طلبهٔ مظلوم (شهید آرمان علی‌وردی)؛ هی به او گفتند جسارت کن به اهل‌بیت، به مقدسات، به هر چیزی؛ می‌گفت: «هرگز از این خبرها نیست! هر کاری کنید، شکنجه هم بدهید، هرگز از این خبرها نیست.» آرمانِ عزیز، حضرت زهرایی بود و در این مسیر بود. زهرایی‌ها یک‌طوری محکم می‌ایستند که دشمن می‌گوید: «بابا، این‌ها دیگر چقدر سفت ایستاده‌اند!»

اینجا شریک تعجب می‌کند؛ می‌گوید: «من تو را منسوب به فاطمهٔ زهرا کردم، این‌همه داری گریه می‌کنی و می‌گویی من کجا و حضرت زهرا کجا؟!» بعد محمد بن مسلم قریب به این مضامین گفت: «بابا! کسی که منسوب به حضرت زهرا و امام زمانش می‌شود، یک ویژگی‌هایی دارد؛ من آن ویژگی‌ها را ندارم. من کجا که بگویم در مکتب اهل‌بیتم؟! من کجا که بگویم امام صادقی هستم و حضرت زهرایی؟! من کجا که مرا منسوب کردید؟!»

آن‌قدر گریه کردند و پای اهل‌بیت ایستادگی نشان دادند که خود شریک از این مقاومت و ایستادگی متحیّر شد. آنجا برگشت و گفت: «اگر بخواهم انصاف به خرج بدهم و الآن راستش را بگویم — جلوی چند نفر دیگر گفت — واقعیتش این است که اگر در عالم مردی وجود داشته باشد، همین محمد بن مسلم است! اگر رَجُلی وجود داشته باشد، همین محمد بن مسلم است؛ که من متحیّر شدم از این آدم که چطور با این‌همه که محو امام زمانش است، باز هم می‌گوید من کجا و اهل‌بیت کجا، من کجا و زهرا کجا؟!» بعد آنجا به اطرافیان گفت: «استثنائاً چون من یک مرد واقعی، یک رَجُل واقعی و یک انسان واقعی را دیدم، این‌دفعه استثنائاً به نفعش حکم را صادر می‌کنم و آن شهادتی را که می‌دانم راست گفته است، طبق آن حکم صادر می‌کنم.»

ویژگی‌های مؤمنان فاطمی در سورهٔ «هل أتی»

در این دو سه شب توفیق شد، عزیزان، بحث این را شروع کردیم: ویژگی‌های فاطمیان؛ ویژگی‌های کسانی که دم از حضرت زهرای مرضیه می‌زنند. این‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟ ویژگی واقعی این عزیزان را با توجه به سورهٔ «هل أتی» شروع کردیم؛ حدوداً هفت یا هشت ویژگی از این سوره دربارهٔ این بزرگواران برداشت می‌شود. در شب‌های گذشته برخی از آن‌ها را بیان کردیم، امشب هم می‌خواهیم بیان کنیم؛ منتها شروعش را امشب با داستان محمد بن مسلم آغاز کردم. به خودم عرض می‌کنم که اگر کسی به ما گفت: «شما حضرت زهرایی هستید»، ما بگوییم ما کجا و حضرت زهرا و یاران حضرت زهرا کجا! اگر کسی گفت شما مرید علی بن ابی‌طالب هستید، بگوییم: «آقا، ما کجا و یاران علی بن ابی‌طالب کجا!»

ویژگی این انسان‌ها این است:

«هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئاً مَّذْكُوراً * إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً»

دیشب این‌ها را توضیح دادم:

«إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً»

  1. ویژگی اول: اهل شکر بودن:

    یک ویژگی حضرت زهرایی‌ها این است که «شاکران» هستند؛ اهل تشکرند، نه اهل کفران. بعد ادامهٔ بحث؛ آن‌هایی که اهل ناسپاسی و کفران هستند:

    «إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالاً وَسَعِيراً»

    اما این‌هایی که حضرت زهراییِ واقعی می‌شوند، اهل شکرند و اهل تشکر هستند:

    «إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً * عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيراً»

    آن وقت خدا شروع کرد به مدح حضرت زهرا؛ خدا مداح حضرت زهرا شد، خدا ذاکر حضرت زهرا شد؛ خداوند در این سورهٔ مبارکه عظمت حضرت زهرا را بیان فرمود.

  2. ویژگی دوم: وفای به نذر و عهد:

    ویژگی دومِ حضرت زهرایی‌ها این است:

    «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ»

    این‌ها اهل وفا هستند. نمی‌شود کسی بگوید من حضرت زهرایی هستم ولی اهل وفا نباشد؛ وفای به نذرش نباشد، وفای به عهدش نباشد، وفای به عقدش نباشد، وفای به قراردادش نباشد. مگر می‌شود کسی دم از حضرت زهرای مرضیه و علیّ مرتضی بزند ولی وفادار نباشد؟! راحت بدعهدی می‌کند، بدقولی می‌کند!

    فرمود ویژگی حضرت زهرایی‌ها «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ» است. عزیزانی که ادبیات عرب کار کرده‌اند، خصوصاً علم معانی، بیان و بدیع را خوانده‌اند، می‌دانند در این آیات فعل مضارع به کار برده شده است؛ فعل مضارع یعنی این کار استمرار دارد.

    حاج‌آقا! به زبان ساده یعنی چه؟ به زبان ساده این است که خدا می‌فرماید علیّ مرتضی و فاطمهٔ زهرا در تمام زندگی‌شان اهل وفا بودند؛ نه اینکه یک‌بار نذری کردند و به نذرشان وفا کردند، نه! در تمام عمرشان اگر عهدی بستند، عقدی بستند، قراردادی بستند، نذری کردند، در همهٔ عمرشان وفادار بودند. مگر می‌شود کسی حضرت زهرایی باشد و اهل وفا نباشد؟!

    در سخت‌ترین شرایط آدم خودش را نشان می‌دهد؛ آیا به قراردادی که بستی وفادار ماندی؟ آیا به عهدی که بستی وفادار ماندی؟

    ویژگی دوم: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ»؛ که در شب‌های دیگر اشاره کردیم بحث این بود که سه روز نذر کرده بودند روزه بگیرند، و خدا هم دارد خبر می‌دهد که فقط این یک‌بار نبود، در کلّ عمرشان اهل وفای به عهد بودند.

    چقدر عزیزان، بعضی‌ها در شناسنامه‌شان نوشته «شیعه»، به آن‌ها می‌گوییم شیعهٔ شناسنامه‌ای، نه شیعهٔ راست‌راستکی! در شناسنامه‌شان نوشته «مسلمان»، مسلمانِ شناسنامه‌ای هستند، نه مسلمان واقعی. مسلمان واقعی و شیعهٔ واقعی اگر کسی هست، وقتی در جایی عهدی، عقدی یا قراردادی بست، بدقولی نمی‌کند. اگر واقعاً نامش مسلمان است، نباید این‌همه دادگاه و دعوا و این مسائل وجود داشته باشد.

  3. ویژگی سوم: خوف از قیامت و گناه:

    ویژگی سوم حضرت زهرایی‌ها؛ فرمود:

    «وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً»

    ویژگی سوم این است که این‌ها اهل خوف نسبت به قیامت‌اند؛ ترس نسبت به قیامت دارند. خدا ان‌شاءالله مَدد کند آدم یک استادی، یک بزرگی، یک عالم ربانی و صاحب‌نَفسی پیدا کند؛ کلاس اولی که این بزرگان به آدم یاد می‌دهند، خوف از قیامت است. هر کسی را شما ببینید که از اولیاءالله شده، خوف از قیامت دارد؛ هر کسی را هم که ببینید دور شده از این مسیر، اصلاً ترسی از قیامت ندارد، ترس از عذاب ندارد، ترس از گناه ندارد.

    «يَخَافُونَ»؛ این خوف نسبت به گناه است.

سیرهٔ پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) در خوف الهی

وجود مبارک آقا رسول اکرم در مسجد بودند؛ آقا رسول اکرم، محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله). «يَخَافُونَ»؛ خوف، خوف نسبت به قیامت. آقا رسول اکرم در اوج قُرب الهی است، همهٔ مراتب کمال را طی کرده است:

گفت جبرئیلا بیا اندر پی‌ام

گفت رو رو من حریف تو نی‌ام

احمد ار بگشاید آن پَرّ جلیل

تا ابد مدهوش ماند جبرئیل

رسید به مقام «قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ»؛ که عرفا گفته‌اند مقام «أَوْ أَدْنَاییت» است که «لَا يُدْرَكُ وَلَا يُوصَفُ»، فقط ویژهٔ مقام رسول اکرم است. با این‌همه عظمت، دیدند در مسجد حضرت دارد زار‌زار گریه می‌کند! مردم به هم ریختند؛ گفتند: «چه کسی می‌تواند پیامبر را آرام کند؟» گفتند: «علی بن ابی‌طالب؛ بلکه پیامبر او را ببیند و آرام بشود.»

مولا آمد: «یا رسول‌الله! چه خبر شده؟ به هم ریخته‌اید و گریه می‌کنید؟ همه به هم ریخته‌اند!»

فرمود: «علی‌جان! آیه نازل شده است:

«وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ»

از این آیه من به هم ریخته‌ام؛ آیهٔ عذاب است.»

اینجا مولا تا شنید، زار‌زار شروع کرد به گریه کردن؛ از حال رفت! امیرالمؤمنین فریاد می‌زد: «وَا بُعْدَ سَفَرَاهْ! خدایا! سفر قیامت چقدر طولانی است! وَ قِلَّةَ زَادَاهْ! خدایا! زاد و توشهٔ راه را من ندارم!» الله اکبر! این وجود مبارک مولاست.

دیدند خیلی وضعیت منقلب شد؛ مولا هم که آمد، بیشتر گریه کرد. الآن یک عزیزی که از شاگردان حاج‌آقا حق‌شناس است، در جلسه حضور دارد؛ من دیدم، حاج‌آقا هم همین‌جا (در حرم حضرت عبدالعظیم) دفن هستند. شما موقعی که حاج‌آقا حق‌شناس را می‌دیدید — الآن یادم افتاد — هر موقع وقت اذان می‌شد، از ده دقیقه یا یک ربع قبل، ایشان حالت گریه پیدا می‌کرد، شروع می‌کرد به گریه و آماده شدن برای نماز. من یادم هست برای ما درس می‌گفتند، ده دقیقه یا یک ربع به اذان دیگر کتاب را می‌بست و شروع می‌کرد به گریه کردن. هی می‌گفت: «داداش‌جون! کِی وقت اذان می‌رسد برویم درِ خانهٔ خدا؟» بعد هم یادم هست یک موقع روی زمین نشسته بودند و پاهایشان مشکل داشت، سنّ نود سالگی؛ می‌خواست بلند شود، گفتم: «حاج‌آقا! دستتان را بدهید تا بلندتان کنم.» گریه می‌کرد؛ موقعی که می‌خواست بلند شود گفت: «داداش‌جون! قیامت هم می‌شود دست ما را بگیری؟ شما سیدی، بچهٔ حضرت زهرا هستی.» گفتم: «حاج‌آقا! شما از اولیای خدا هستید.»

ببینید عزیزان! حال اولیای خدا اقتدا به اهل‌بیت است. مولا امیرالمؤمنین تا آیه را شنید، شروع کرد زار‌زار گریه کردن و فریاد زد: «آه از دوریِ سفر طولانی تا قیامت! آه از زاد و توشه‌ای که من ندارم!» گفتند: «چه کنیم؟» گفتند: «تنها کسی که می‌تواند آرام بکند، وجود مبارک مادر، فاطمهٔ زهراست؛ فقط او بیاید.» رفتند سراغ حضرت.

حضرت زهرا وارد شدند: «علی‌جان چه خبر شده؟ یا رسول‌الله! چه شده که این‌قدر بلندبلند گریه می‌کنید؟» آقا رسول اکرم فرمودند: «این آیات نازل شده است، آیات قیامت.» یک‌آن صدای فاطمهٔ زهرا بلند شد: «الْوَيْلُ ثُمَّ الْوَيْلُ لِمَنْ دَخَلَ النَّارَ!»؛ وای بر کسی که وارد آتش بشود! حضرت زهرا برگشت در حالی که اشک می‌ریخت.

آی عزیزان! خدا مدد کند آدم یک رفیقی داشته باشد که در جریانِ حضرت زهرایی باشند؛ خوف از قیامت داشته باشد، خوف از گناه داشته باشد، حق‌الله و حق‌الناس را رعایت کند.

سه مؤلفهٔ مهم در موضوع خشکسالی و باران

یک شب عرض کردم دربارهٔ باران رحمت می‌خواهم مطلبی را اشاره کنم؛ امشب اشاره کنم. ببینید عزیزان، در بحث باران، سه تا مطلب باید دقت بشود:

اثرات وضعی گناه در دعای کمیل

ویژگی‌های یارانِ حضرت زهرایی را عرض می‌کردم؛ با توجه به سورهٔ «هل أتی» که موضوع این چند شب ما بود:

  1. اهل شکر و سپاسگزاری هستند؛
  2. «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ»؛ اهل وفا هستند؛
  3. «وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً»؛ در کلّ عمرشان اهل خوف نسبت به گناه و خوف نسبت به قیامت هستند.

فرمود هر موقع از قُربت الی‌الله دور شدید، آماده باشید که بلایی می‌آید. این قرب الهی خیلی مهم است؛ خوف نسبت به گناه. وجود مبارک مولای متقیان چقدر زیبا در دعای کمیل این را بیان می‌کند! اگر شرح و تفصیلش را لازم دارید، آقا امام سجاد (علیه‌السلام) مفصل بیان فرموده‌اند؛ تفسیر این فراز دعای کمیل را امام سجاد بعدها فرمودند. کدام فراز کمیل؟

«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاءَ (تَقْطَعُ الرَّجَاءَ)…»

چقدر زیبا مولا بیان کرد! می‌گوید: «حاج‌آقا! گناه چه ربطی دارد اصلاً به این‌جور مسائل در دنیا؟ پس این کافرها که دارند گناه می‌کنند چرا وضعشان خراب نمی‌شود؟»

عزیزان! جوابش را مولا یاد داده است. یک موقع هست شما ادعای مسلمانی و ایمان می‌کنی؛ مثل اینکه کسی سرِ کلاس بگوید: «من آمادهٔ امتحان دادنم.» کسی آمده پیش استادی، معلمی، می‌گوید: «من آمادهٔ امتحان دادنم، من بلدم.» اگر کسی دم از اسلام و ایمان زد، یعنی دارد می‌گوید من آماده‌ام آزمایش و امتحان پس بدهم. سنت خدا با مؤمنین غیر از سنت خدا با کفار است.

مولا در دعای کمیل بیان می‌کند: ای مؤمنین! برای شما خیلی زود اثرش را نشان می‌دهد؛ چون شما ادعا دارید. این شیشه، شیشهٔ پاک است؛ روی شیشهٔ پاک آلودگی زود خودش را نشان می‌دهد. غیر از کسانی است که نه خدا را قبول دارند، نه نعمتی، نه ولایتی، هیچ‌چیز را قائل نیستند؛ آن‌ها خدا با ایشان یک سنت دیگری دارد. مولا فرمود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ»؛ گاهی اوقات گناه که می‌آید، همهٔ نعمت‌ها عوض می‌شود؛ خانواده به هم می‌ریزد، زندگی به هم می‌ریزد؛ گناه این‌طور است. یاران حضرت زهرایی ویژگی سومشان «يَخَافُونَ» است؛ اهل خوف و ترس هستند از عذاب و از گناه.

ویژگی چهارم: اطعام و گره‌گشایی از نیازمندان

  1. ویژگی چهارم: اطعام طعام:

    «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً»

    ویژگی چهارم این است: بعضی‌ها فقط به فکر شکم خودشان هستند، فقط دنبال طعام لذیذ برای خودشانند؛ ولی کسانی که حضرت زهرایی هستند و مولا امیرالمؤمنین را قبول دارند، ویژگی چهارمشان این است که موقعی لذت می‌برند که به دیگران اطعام کنند، نه اینکه فقط به فکر خودشان باشند.«وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ»؛ اصلاً در تمام عمرشان به فکر اطعام به دیگران هستند. این را خدا دارد خبر می‌دهد؛ عظمت حضرت زهرا و عظمت علیّ مرتضی است: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ». این ویژگی آن‌هاست. چقدر خوب است آدم به فکر دیگران باشد.

در روایات ما آمده است که اوج شادی مؤمن در چند جاست:

این ویژگیِ حضرت زهرایی‌هاست: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً».

این چهار ویژگی شد؛ ان‌شاءالله سه ویژگی دیگر را در شب‌های آینده بیان می‌کنیم.

دعا و توسل پایانی

خدایا! به مقرّبان درگاهت قسمت می‌دهیم، به حق مادر، فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها) سوگندت می‌دهیم، آنچه خوشبختی دنیا و آخرت است، توفیق خادمی مکتب اهل‌بیت و حضرت زهراست، توفیق سربازی آقا امام زمان است، نصیب این جمع، خانواده‌ها، رفقا، مرتبطین، نسل، جوانان، نوجوانان، مربیان، متربیان و ذوی‌الحقوقِ نسل این جمع عطا بفرما.

ذکر مصیبت و روضهٔ ایام فاطمیه

«السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ، يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ…»

ای وای مادرم… شب شهادت است یا صاحب‌الزمان! آمده‌ایم در مجلس مادرتان نشسته‌ایم… یا سیدی! مادرم را غریب گیر آوردند… به خدا قسم وقت راه رفتن مادرم دست به دیوار می‌گرفت… بین در و دیوار… دست به دیوار…

بر سوخته‌باغ من دگر سر نزنید

این خانهٔ آتش‌زده را در نزنید

نخلی که شکسته، کمرش را نزنید

مرغی که زمین خورده، پرش را نزنید

ای مردم! دیدید اگر که دست مردی بسته… ای وای! ای وای یا صاحب‌الزمان!

دیدید اگر که دست مردی بسته

دیگر درِ خانه همسرش را نزنید…

هر جا نشسته‌ای بگو: یا زهرا…