شرح حکمت ٨ نهجالبلاغه
">
شرح حکمت ٨ نهجالبلاغه
السلام علیکم و رحمة الله.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.
عرض سلام و ادب و صبحبهخیر دارم محضر همه سروران گرامی. امیدوارم که عرض ارادتهای شما به ساحت مقدس و نورانی سید شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، مورد قبول درگاه احدیت واقع بشه و انشاءالله ذخیرهای باشه برای یک حیات طیبه در دنیا و استمرار آن در آخرت.
ما به حکمت هفتم نهجالبلاغه رسیدیم. در حکمت هفتم نهجالبلاغه شریف، مولا علی (علیهالسلام و السلام) نکاتی را فرمودند که بخشیاش رو ما در واقع در حکمتهای دیگه ملاحظه کردیم. فقط یه نکته پیرامون حکمت قبلی هست که من خیلی سریع عرض میکنم و وارد این حکمتهای امروز میشم. در حکمت قبلی فرمود:
«الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ.»
صدقه، داروی اثربخش و نجاتبخش است و هر عملی که انسانها در این روزگار انجام میدهند، در آینده یعنی در آخرت، جلوی چشمانشان قرار میگیرد.
ما نسبت به آنچه که میخوانیم، دو تا حالت ممکنه داشته باشیم:
- صرفاً بدانیم.
- علاوه بر اینکه میدانیم، باور کنیم.
مسئله ما با فرمایشات خدا، قرآن، اهلبیت (از جمله نهجالبلاغه که فعلاً موضوع ماست)، مسئله باور و عدم باوره. صرفِ آگاهی و عدم آگاهی خیلی ارزشی نداره. دلیلش اینه که تو همین حکمتهای نهجالبلاغه، خطبههای نهجالبلاغه، نامههای نهجالبلاغه، خیلی افرادی بودند که پای خطبه نشستن یا خودشون مخاطب مستقیم یک نامه بودند؛ این حکمتها رو شنیدن از خود امیرالمؤمنین و در مقابل امام علی قرار گرفتن، منکر امام علی بودن، منکر این حقایق بودن. چرا؟ فقط استفاده علمی از امام علی کردن؛ یعنی یه جهلی داشتند که با هر جمله امام علی (علیهالسلام) یه بخشیاش برطرف میشد، اما اینها امام علی رو باور نداشتند. لذا حرفهای امام علی در قلبشون نمینشست که اگر در قلبشون مینشست، حتماً در اعمالشون باید بروز و ظهور داشت.
یک نمونه تاریخی از تقابل با کلام امام
یک نمونهاش رو تو نهجالبلاغه دیدید و انشاءالله به زودی جلوتر که بریم در حکمتها بهش میرسیم؛ حضرت نشسته بودند با جمعی صحبت میکردند. ظاهراً مکانی که نشسته بودند، روبروی محل عبور و مرور مردم بود، یعنی میدیدن که مردم رد میشن. در اثنای سخن، امام علی متوجه شدن این چند نفری که دورشون دارن حرفاشون رو گوش میدن، دیگه هیچکدوم گوش نمیدن؛ چشمشون افتاده به یک زنی که مثل بعضی از بانوانِ امروز، رعایت شأن خودش رو نکرده و با پوشش نامناسب اومده بیرون. همه این مردها خیره شدن به اون زن.
پیامبر، امام، امام علی (علیهالسلام) فرمودند: عجب! یاران و نزدیکان من، اصحاب من، چشمشون به یک منظره تحریکآمیزی افتاد و همه حواسشون رفت اونجا. بعد یک نکته فوقالعاده علمی گفتن که امروز به شدت بهش احتیاج داریم. فرمودند: هر مردی که در معرض همچین صحنه تحریکآمیزی قرار گرفت، زود بره سراغ همسر خودش؛ یعنی اگر با نگاه به منظره نامحرمی، بیحجابی، بدحجابی، فضایی تحریک شد، سریع بره از همسر خودش لذت حلال ببره. زیرا همه زنها مثل هماند.
یعنی چی؟ یعنی شیطون کاری که باهات میکنه اینه که با دیدن این زنهای بیحجاب و بدحجاب و منظرههای ناشایست، بین زنِ خودت و این زن تو ذهنت مقایسه میآره و به دروغ این زن رو بر زنِ خودت برتری میده. حضرت فرمود اینها همه مثل هماند، دروغه؛ تو ذهنت رو مقایسه نکن.
حالا غرضم این قسمته؛ وقتی حضرت این حرف بسیار عمیق و دقیق رو فرمود که قبل از امام علی احدی نگفته و امروز خیلی باید روانشناسا بدو تا به پاش برسن، یک نفر از خوارج هم تو اون جمع نشسته بود. با یک غضبی همراه با تعجبی گفت: «قَاتَلَهُ اللَّهُ! مَا أَفْقَهَهُ!»؛ خدا علی رو بکشد، چقدر این میفهمه، چقدر عمیقه!
ببینید چه خباثتی! حرف رو گوش داده، فهمیده، تعجبم کرده از این همه دانش عمیق، اما بغض درونش اجازه نمیده اطاعت کنه. میگه «قاتَلَهُ الله»؛ خدا علی رو بکشه (نعوذ بالله). چقدر این مرد میفهمه! بنابراین ما در حکمت باید قلبمون رو به روی امام علی باز کنیم، نه فقط گوش و ذهنمون رو؛ و اگر فقط به گوش و ذهن باشه، به جایی نمیرسیم.
تأمل در خلقت انسان
حالا بیایید با من تو حکمتهای بعدی ببینید؛ حضرت میفرمایند:
«أَعْجَبُ لِهَذَا الْإِنْسَانِ، یَنْظُرُ بِشَحْمٍ، وَ یَتَکَلَّمُ بِیَلْحَمٍ، وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ.»
از این انسان و ساختار جسمش تعجب کنید، به شگفتی بیایید؛ یعنی برید فکر کنید به این چیزهایی که به سادگی دارید میبینید. خود بدن انسان پر از شگفتیهاییست که اگر کسی قلبش رو به روی این حکمتها باز بکنه، از همین حکمت به خدا میرسه و تسلیم خدا میشه، نه اینکه فقط میفهمه خدایی هست.
فرمود از این انسان به شگفتی آیید. چرا؟
- یَنْظُرُ بِشَحْمٍ: با یه تیکه شهم یعنی پی و چربی داره میبینه. شما یک تُن چربی رو بریزید، ببینید یه ذره چیز میبینه؟ خدا چه کرده در صنع انسان، در خلقت انسان که با یه تیکه پی و چربی داریم میبینیم.
- وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ: با یه تیکه گوشت که اسمش زبانه داره حرف میزنه؛ این همه سخن، این همه واژه، این همه اصوات داره ایجاد میکنه. این تعجب نداره؟
- وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ: با یه تیکه استخون داره میشنوه. اون روز کجا دانش میفهمید که هسته و عنصر اصلی شنوایی انسان یه تیکه استخونه؟ علی (علیهالسلام) میفرماید این استخونی که همهتون میبینید، هیچ اثری نداره و تأثیری نمیگیره. خدا کاری کرده با یه ذره استخون، گوش انسان شنوایی داره.
- وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ: نفس میکشه که مهمترین عامل حیاتش هست، اما از دو تا سوراخ، فقط!
خب انسان رو بذارید جلوتون به عنوان یک کتاب تکوین، یک کتاب خلقت. روش تأمل کنید، بعد ببینید آیا میتونید در مقابل خدا سر خم نکنید؟ میتونیم در مقابل خدا سینه جلو بدیم، سرکشی کنیم؟ میتونیم هر جایی هستید، خدا را حاضر و ناظر اونجا نبینیم، حتی در عالم ذهن خودمون؟
چگونه؟ بشین فکر کن؛ همین بدن خودت. نمیگه برو کهکشانها رو پیدا کن و بررسی کن. نمیگه برو صدها متر زیر عمق اقیانوسها، موجودات زیر دریاها رو بررسی کن. نمیفرماید چیزهای دوردست رو برو پیدا کن و تأمل کن؛ میگه همین بدن خودتو، بدن خودتو نگاه کن. چهار عمل مهم و اعجابانگیز داره انجام میده هر لحظه: دیدن، شنیدن، سخن گفتن و نفس کشیدن.
چگونه؟ آیا برای هر کدومش یه دستگاه باید برداری به خودت اضافه کنی؟ امروز اگه شما بخواید هر کاری رو خارج از این فضای تکوین الهی انجام بدید، مجبورید یه دستگاهی رو با کلی هزینه و پیچیدگی و کلی شرایط نگهداری خریداری کنید و استفاده کنید. اما خدا با شما کاری کرده که بدون نیاز به این هزینهها و پیچیدگیها، و از نوعِ جرم و حجمها، بزرگترین اتفاقها رو دارید رقم میزنید:
- با یه تیکه پی میبینید.
- با یه تکه گوشت سخن میگویید.
- با یه تیکه استخوان حرف میشنوید.
- و از سوراخی نفس میکشید.
برای رسیدن به حضور خدا در عالم، همین یک حکمت کافیه؛ اما همانجور که عرض کردم، به شرطی که نه عناد داشته باشیم، نه دل آلوده به گناه داشته باشیم. دل آلوده به گناه هم کمکم درک و فهم خودش رو از دست میده.
نفاق و انس با معارف
و یکی دیگه از چیزهایی که نباید داشته باشیم تا این حکمتها به جان ما بشینه، نفاقه. نفاق. مولای ما، انشاءالله به زودی در حکمتهای بعدی میفرمایند که حکمت نمیتونه تو قلب منافق جا بگیره. جای حکمت، تو قلب مؤمنه. مؤمن یعنی کسی که باور میکنه آنچه که اولیاء خدا میگن رو باور میکنه؛ یعنی با قلبش بهش شهادت میده که این درسته.
بیایید خواهش میکنم به برکت این ایام، یعنی به واسطه این ایام محرم که اشک خالص بر سیدالشهدا تمام ذهن و روح و روان و جسم ما رو تطهیر میکنه، از این فرصتِ «صبحانه با معرفت» هم خودمون استفاده کنیم، هم دیگران رو دعوت کنید بیان که فرصت خوبیست این حکمتها رو بفهمیم.
باور میکنید زمانها و مکانها در فهمیدن عمق معارف خدا، اهلبیت، اثر دارن؟ خب این محرم، ماهِ اشک، ماهِ توسل، ماهِ دلدادگی، ماهِ شباهت پیدا کردن با اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)؛ چه فرصت خوبیه که صبحهامون رو با این حکمتها آغاز کنیم.
اگر فرزندی دارید که نسبت به بینمازی، شبههدار شدنش دلخورید، یه جوری زرنگی کنید بیاریدش پای صبحانه با معرفت. اگر دوست و رفیقی دارید که نسبت به حجاب و ارزشها کماهمیت یا بیاعتنا شده، بیاریدش پای صبحانه با معرفت. بالاخره یه جایی این حکمتی مالِ اون میشه، قشنگ چفتِ قلب اون میشه.
خدا شاهده دیشب بعد از منبر عظیمی که در دانشگاه اصفهان دارم، آقایی آمد، تحصیلکرده، خیلی باشخصیت، بعد از اینکه کلی محبت کرد و از ما تشکر کرد، به من گفتش که: «من اصلاً تو مسیر خدا، پیغمبر، اهلبیت نبودم، نبودم؛ ولی به برکتِ نهجالبلاغهای که اتفاقی از زبانِ دوستانِ مجموعه شما بهم رسید، رفتم نشستم یه مقداری خوندم، اصلاً زندگیم رو رو شده» و به من اصرار میکرد که اگر میشه، نهجالبلاغه رو به مردم بیشتر معرفی کنید. اگر مردم با نهجالبلاغه مانوس بشن، خیلی از اشتباهاتی که فکر میکنن، اشتباهاتی که میخوان، اشتباهاتی که میخوان اقدام بکنن رو اصلاح میکنه.
خب، بنابراین بیایید از این فرصت استفاده کنید؛ صبحها که داریم حکمت میشنویم، شبهاش برای امام حسین گریه کردیم، این دلها پاک شده، حرف اهلبیت (علیهمالسلام) قشنگ به قلب ما انشاءالله میشینه و باعث میشه که از عمق این حکمتها اثر بگیریم. امیدوارم که اینگونه باشه.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. یا علی.
شرح حکمت ٨ نهجالبلاغه
">