محراب
چاپ / ذخیره PDF

صراط

نسخه چاپی متن از سایت محراب

📝بسم الله الرحمن الرحیم 📝

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ، الحمدالله الذی جعل الحمد مفتاحاً لذِکره و سبباً للمَزیدِ من فَضلِه و دلیلاً علی آلائه و عظمته ثُمَّ الصَّلاهُ و السَّلامُ عَلی حَبیبه و خِیَرَته،  ابالقاسم مصطفی محمد.

و عَلی آله الطَّیبین الطّاهرین سیَّما بقیه الله فی الارضین و لعنُ علی اعدائهم اعداء الله اجمعین .

اللّهمَّ کُن لِولیکَ الحُجَّت ابن الحَسن صلواتُک علیه و عَلی آبائِه فی هذه السّاعَه و فی کلِّ ساعَه وَلیاً و حافِظاً و قائِداً و ناصِراً و دَلیلاً و عَیناً حتّی تُسکنهُ عَرضَک طَوعاً و تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156بقره )
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ( بقره 157)

چند جمله من راجع به کلمه ی صراط صحبت کنم، ما از قدیم بچه که بودیم پای منبرها می رفتیم خوب خیلی منبر می رفتیم گوش می کردیم همیشه تا بحث صراط مطرح می شد همین تو ذهنمان بود که ؛ باریک تر از مو ، تیزتر از شمشیر ، تاریک تر از شب، گاهی هم با خودمان فکر می کردیم این چه پلی است که از شمشیر تیزتر است، از شب تاریک تر است ، بُرّان است، از مو باریک تر است، این چه تعبیری است؟خب این تعابیر تو روایت است ، آقایان از خودشان نقل نکردند .
💠رسول خدا فرمود: ادقّ من الشَعر، دقیق تر از مو، احَد من السَّیف ، تیزتر از شمشیر و اَظلم‌منَ اللَّیل تاریک تر از شب .‌
خب بعد که یک خورده آمدیم بالاتر و طلبه شدیم و تصمیم گرفتیم بررسی کنیم یعنی چی؟ دیدیم منظور از این واژه یک نکته ی دقیقی است که امشب خدمت شما عرض می کنم. اینها تشبیه است . 
🔷ببینید آن عالم تجسم این دنیا است . تمام اتفاقاتی که در این دنیا می افتد در آن عالم مجسم می شود. خب در این عالم ما یک صراطی داریم ، صراط مستقیم . و یک راه های فرعی و ثقیل و راه های انحرافی. اگر کسی تو این دنیا در صراط این دنیا درست رفت صراط آنجا هم درست عبور می کند. اگر اینجا از صراط منحرف شد ، آنجا هم عبورش از صراط سخت خواهد بود . همین دنیا هم صراط دقیق است . لقمه ی حلال و حرام دقیق نیست ؟ تو همین دنیا هم تشخیص ظلم و غیر ظلم دقیق نیست؟ الان قصه هایش را برایتان می گویم ببینید همین جا هم از شمشیر برنده تر است از شب تاریک تر است . مگر پیغمبر خدا نفرمود شرک و ریا مثل حرکت جای پای مورچه روی سنگ صاف تو شب تاریک . خب این مال همین دنیا است دیگر . چطور ریا مثل جای پای مورچه رو سنگ صاف تو شب تاریک است؟ خب این هم دیدنی نیست؟ دقیق است. لذا عنایت بفرمایید بحث صراط مستقیم در این دنیا بحث مهمی است ، من یک کمی توضیح بدم‌.
🔷ببینید ، موجودات عالم همه تو صراط مستقیم اند ، خورشید تو صراط مستقیم است . طلوع می کند غروب می کند تخلف هم نمی کند ، ماه تو صراط مستقیم است ، شما یکبار پیدا کنید ماه شب اول مثل شب نیمه باشد ، نخیر دقیق هلال است بزرگتر می شود بدر می شود دوباره کوچک می شود. زمین این جاذبه ، تو صراط مستقیم است دارد می گردد یک دقیقه یک ثانیه هم متوقف نمی شود. آب دریا تبخیر می شود باران می آید . حتی حیوانات ، همه تو صراط مستقیم خدا هستند. صراط مستقیم موجودات یعنی آن چیزی که خدا برایشان جبراً قرار داده . اختیاری نیست من از خودم چیزی در نمی آورم آیه قرآن است. 
💠فرمود قرآن کریم : مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ. هرموجودی پیشانی اش را بگیری خورشید را ماه را حیوانات را زمین را بگویید تو کجا داری میروی؟ می گوید من تو همان چیزی که برایم تعریف کردند. من تکان نمی خورم تو صراط مستقیم هستم. 
پس موجودات عالم به صورت غیر اختیاری و مجبور تو صراط مستقیم اند. صراط آنها چیه ؟ صراط مستقیم خورشید طلوع و غروب است. صراط مستقیم زمین گشتن است. صراط مستقیم کُرات تو مرز خودشان بودن است. این یک.
📝اما انسان ، انسان دو بخش دارد:
♦️ یک بخش حیوانی دارد آن هم تو صراط مستقیم است ، آقا این قلب باید بزند تا موقعی که خدا بهش وقت داده می زند هر وقت هم نداد می ایستد، صراط مستقیم است. کار کلیه تصفیه است کار خودش را انجام می دهد، گلبول سفید گلبول قرمز اینها تمامشان هم تسبیح می گویند هم تو صراط مستقیم اند . این هم دوتا. 
♦️اما مکافات با سومی است ؛ بُعد انسانی ما که خودمان باشیم بشر را ، حالا یک کسی می گفت کاش این سومی هم خدا جبری اش کرده بود، خدا تو یک جایی آزاد کرده آن هم بُعد انسانی. می گوید انّا هَدیناهُ السَّبیل اِمّا شاکراً و اِمّا کَفورا ، ببین قلبت که کارش را دارد می کند ، کبد هم دارد کارش را می کند ، کلیه هم مثل خورشید دارد کارش را می کند. اما خود تورا بهت اختیار دادیم ، می خواهی کافر شو می خواهی شاکر شو . اینجاست که اکر کسی در صراطمستقیم حرکت کرد این ارزش دارد و این مهم است. و لذا اگر آِقایان یک آدرس راحت بهتان بدهم می خواهید بدانید صراط مستقیم چیه اینجا و چقدر تو صراط مستقیم هستید سوره ی انعام آیه ی ۱۵۱، ۱۵۲، ۱۵۳، می دانید که این سه آیه معروف است به دَه فرمان، ده تا چیز را خدا آنجا شمرده بعد می فرماید : انَّ هذا صراطی مستقیماً. شما روزی ده بار توی نماز نمی گویید اهدنا الصراط المستقیم ؟ صراط مستقیم‌این ده تاست. اگر حالتان بود امشب قرآن را باز کنید ببینید . یک قصه هم دارد البته این سه تا آیه . قصه اش را هم برایتان بگویم به شرط یک صلوات.
📕کجا شد ؟ آیه ۱۵۱ ۱۵۲ ۱۵۳ ، اخیراً دیدم یک آقایی یک کتابی نوشته به نام ۱۰ فرمان ، همین آیه را توضیح داده باز کرده و می گوید توی تورات هم شبیه ش هست. 
📚یک بنده خدایی از مدینه آمده بود مکه ، خب هنوز پیغمبر به مدینه نرفته بود هنوز مردم مدینه خبر نداشتند پیغمبر مبعوث شده. یک آقایی به نام اسعد ابن زُراره از مدینه آمده بود مکه سلاح بخرد، رفت خانه ی یکی از دوستانش . گفت : آمدم اسلحه بخرم. گفت آقا دست به دل ما نگذار . امسال خودمان گرفتاریم . گفت چه گرفتاری؟ گفت یک‌کسی بین خودمان بزرگ شد رشد کرد شد چهل ساله ش حالا می گوید من پیغمبرم. ما بهش می گوییم مجنون بهش می گوییم ساحر، ولی این می آید هر روز کنار کعبه می ایستد جوانهای مارا از ما گرفته ، بچه های مارا از ما جدا کرده . اختلاف تو خانواده ها انداخته ، بابا مُشرک بچه مسلمان . زن کافر شوهر مسلمان. یک اوضاعی داریم . گفت عجب، کی هست ؟ گفت ایشان اسمش اینه . کجا می آید روزها؟ گفت روزها می آید کنار حجر اسماعیل می ایستد فریاد می زند ، گفت خب من بروم ببینمش، گفت نه بابا تو هم گرفتار می شوی ، نروی یک وقت پیشش ، انقدر ساحر است تورا هم می گیرد. گفت خب من می خواهم بروم طواف کنم صدایش که به گوشم می خورد . گفت کاری ندارد دوتا پنبه بگذار توی گوشَت صدایش را نشنوی. 
اسعد ابن زُراره دوتا پنبه را لوله کرد گذاشت توی گوشش ، آمد تو طواف . طواف قبل از اسلام هم بوده، طوافش که تمام شد ، چهره ی پیغمبر از بس جاذبه داشت گرفتش. آدم که بهش می گویند یک کاری را نکن بدتر می کند حریص می شود، گفت چه می گوید آن آقا که به من گفتند تو گوش نده ؟ چی می گوید این آقا که می گویند سِحر است؟ پنبه ها را در آورد آمد جلو دید پیغمبر دارد همین سه تا آیه را می خواند. ۱۵۱ و ۱۵۲ و ۱۵۳ انعام. گوش کرد دید حرف بدی نیست : أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ، مردم مشرک نشوید .وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً پدر مادرتان را احترام کنید ، بچه هایتان را نکشید ، مال یتیم نخورید، به عهد و پیمانتان عمل کنید ، اذا قُلتُم فَعدِلوا ، عادلانه حرف بزنید ؛ گفت اینها که سِحر نیست ، حرف های قشنگی است .
آمد جلو گفت آقا من شمارا نمی شناسم اینهایی که شما می گویی چیه ؟ حضرت فرمود اینها قرآن است من هم ‌پیغمبرم اینها را هم‌ جبرئیل به من وحی کرده . گفت آقا می شود یکبار دیگر اینها را بخوانی ؟ حضرت یکبار دیگر این سه تا آیه را خواند . گفت اشهدُ ان لا اله الّا الله شهادت داد به رسالت پیغمبر و مسلمان شد . گفت آقا من می روم مدینه را برای شما آماده می کنم . این مردم لیاقت شما را ندارند. 
آمد مدینه هفتاد و سه نفر را آماده کرد ، سال بعد آورد مکه مسلمان کرد ، بعد هم‌مدینه را آماده کرد که رسول خدا رفت مدینه ک حکومت تشکیل داد. 
لذا می گویند: مدینه فُتِحَت بالقُرآن، مدینه با قرآن پیروز شده یعنی با همین آیات. 
خب وقتی این ۱۰ تا مورد را خدا تو سوره ی انعام می گوید می فرماید: انَّ هذا صراطی مستقیماً فَاتَّبِعوه، فلا تتَّبِعوا السُّبُل. 
📝پس جمع بندی کنیم عرضمان را : صراط دوتاست : 
♦️یکی تو دنیا 
♦️یکی تو آخرت 
صراط دنیا همین است که الان داریم ازش عبور می کنیم . اگر اینجا درست عبور کرد کسی آنجا هم درست عبور می کند . 
💠لذا فرمود : النّاس یَمُرّونَ علی الصراط بطبَقات، مردم روز قیامت مختلف از روی صراط رد می شوند ؛ حدیث است ، فرمود :  فمنهم مَن يمرُّ مثل البرق،بعضی ها مثل نور از صراط رد می شوند . انقدر سریع می روند که وقتی می رسند جلوی بهشت بهشان می گویند : هل راَیتُم صراط؟شما صراط دیدید؟ می گویند نه . مثلا آدم با هواپیما برود مشهد شهرها را نمی بیند. نه ندیدیم.   
💠در روایت دارد که :و منهم کَعَدو الفَرس، بعضی ها مثل دویدن اسب ، اسب هم تند می دود نه به اندازه ی برق .
بعضی ها راه می روند عادی ،
بعضی ها دارد آویزان می شوند.
پس آقایان عزیز ، صراط تو همین دنیاست بستگی دارد اینجا چجوری عبور کنی؟ اینجا مثل برق از لقمه حرام می گذری آنجا هم‌مثل برق از روی صراط عبور می کنی . اینجا مثل برق چشمت را مقابل نامحرم بستی آنجا هم مثل برق عبور می کنی. اینجا نه رشوه گذاشتند جلویت رد کردی...
بله بستگی دارد در این دنیا چجور؟ انّا هدیناهُ السَّبیل ، آنی که یادم است حدود ۳۰ مرتبه کلمه ی صراط مستقیم تو قرآن آمده : انکَ لتهدی الی صراطِِ مستقیم . 
حالا من ۳ تا نمونه برایتان می گویم ، از احادیث یک کمی توضیح می دهم ‌تو این وقت کوتاهی که مانده ، ببینید حرفی که می زنم از خودم نمی گویم؛ می گویم دوتا صراط داریم : اینجا صراط دنیا یکی هم صراط آخرت. 
💠حدیث اول: امام صادق علیه السلام فرمود: الصراطُ المسقیم هو صراطان؛ صراط مستقیم که روزی ده بار تو نمازها از خدا می خواهی دوتا است: صراطُ فی الدنیا و صراطُ فی الآخره. یک صراط تو این دنیا است یکی هم تو آخرت است . 
اما الصِّراطُ المستقیم فی الدنیا؛ منظور از صراط مستقیم تو دنیا فَهو ما قَصُرَ عن الغلُو و ارتَفَعَ عن التَقصیر، صراط مستقیم تو دنیا یعنی راه اعتدال، میانه. نه تند نه کُند . 
📌آقا جبر است یا تفویض؟ 
🔷هیچکدام . لا جبرَ و لا تَفویض . امرُ البینَ الاَمرین .
آقا تو مسائل اقتصادی اسراف کنیم یا بُخل؟ 
هیچکدام . الَّذینَ اذا انفقوا لَم یُسرفوا و لم یَقتُروا.
💠 این را حضرت امیر هم تو نهج البلاغه دارد: مَلبَسهم اقتصاد سیرتهُ القصد، یک معنای صراط تو دنیا این است که آدم‌نه غلو کند ؛ آقا امیرالمومنین خداست ، حرف بیخودی است ، علی خدا نیست . امیرالمومنین العیاذُ بالله مثل خوارج کافر است این هم حرف بیخودی است، فرمود : جفت اینها کمر من را شکستند . چه آنی که من را خدا خواند و چه آنی که من را کافر خواند. 
📝حارث ابن عبدالله همدانی یک روز عصا زنان آمد خدمت امیرالمومنین ، گفت: آقا مردم دباره ی شما سه دسته شدند : 
♦️یک دسته غلُو کردند می گویند شما خدایی. 
♦️یک دسته تقصیر: شما را مسلمان هم نمی دانند.
♦️یک دسته ی وسط: نمرقهُ الوُسطی، اینها نه، شما را بشر می دانند اما بشری که معجزه دارد عصمت دارد کرامت دارد . آقا فرمود : شیعَتُنا نمرقهُ الوُسطی، شیعه های ما همین وسطی ها هستند‌ . آنهایی که جلو رفتند باید برگردند آنهایی که عقب ماندند باید خودشان را برسانند‌ . 
در دعای ماه شعبان می خواندید دیگر : المتقدِّمُ لکم مارق و المتاَخِّرُ عنکم زاهِق.
📌پس صراط تو دنیا چیه؟ 
🔷راه اعتدال . عجیب است آقا قرآن می گوید نماز هم که می خوانید نه دد بزنید نه خیلی یواش بخوانید، لا تَجهَر بصلاتِکَ ولا تُخاف ، نه آنقدر یواش بخوان که کسی نفهمد نه آنقدر بلند بخوان که ؛لا تَجهَر بصلاتِکَ ولا تُخاف. 
اصولا اسلام دین میانه روی است . دین اعتدال است ، دین قصد است. 
💠امام صادق علیه السلام می گوید : در حال طواف بودم طوافم تمام می شد دوباره شروع می کردم ، مستجبی. تمام می شد دوباره، جوان بود سرحال بود. دوباره ، عرق کرده بودم خسته ، یک وقت دیدم یک دستی آمد روی شانه ام ، یا بُنَی ارجَع ، بابا برگرد خانه . برگشتم بابایم امام باقر است . فرمود: پسرم چرا انقدر خودت را اذیت می کنی؟ انَّ الله یَرضی بالیَسیر خدا با عمل کم هم راضی می شود. عرق کردی گرما خسته، زده نکن خودت را از عبادت . این را مرحوم آقا شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیه تو کلمه ی اقتصاد سفینه البحار آورده .
من می خواهم یک جمع بندی بکنم که از اینجا رفتیم بیرون گفتند صراط در دنیا یعنی چی؟ 
📝بگوییم سه تا مصداق دارد :
۱. اعتدال
۲.فرمود: هُما صراطان ؛ صراطُ فی الدنیا و صراطُ فی الآخره. این روایت هم‌محمد ابن مسلم از امام صادق نقل کرده. دوتا صراط داریم : یک صراط تو دنیا یک صراط تو آخرت . خب امّا الصّراطُ الَّذی فی الدنیا هوا الامام المفترضُ الطَّاعَه . صراط دنیا امیرالمومنین است ، مَن عَرَفَهُ فی الدُّنیا هرکه امامش را تو دنیا شناخت، همین؟ نه ، وَ اِقْتَدَى بِهُدَاهُ ، دنبالش هم رفت عمل کرد ، مَرَّ عَلَى اَلصِّرَاطِ اَلَّذِي هُوَ جِسْرُ جَهَنَّمَ ، راحت از آن صراطی که پل جهنم است عبور می کند. 
وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ فِي اَلدُّنْيَا هرکسی امامش را تو دنیا نشناخت و دنباله روی نکرد، زَلَّتْ قَدَمُهُ عَنِ اَلصِّرَاطِ فِي اَلْآخِرَةِ ، پس معنای دوم صراط چی شد ؟ اینی که حضرت امیر می فرمود : انا الصراطُ المستقیم. توزیارت جامعه ی کبیره می گوییم انتُ الصراطُ الاقوَم . 
ببینید ما فرد پرستی نمی کنیم ، امام تجلیِ صفات خداست . امام تجلی بندگی و عبودیت خداست.
💠 لذا امام صادق به سید حمیری که خیلی امام صادق را دوست داشت فرمود: سید این دوستی به دردت نمی خورد چون تو ما را قبول نداری. سید حمیری کیسانی بود، محمد حنفیه را امام می دانست . آقا فرنود به دردت نمی خورد چون ... 
این صراط را کسی بشناسد خیلی هم دقیق است ، ببینید اول عرائضم گفتم صراط در قیامت چرا می گوید از مو باریکتر است از شمشیر تیزتر است؟ اینها کنایه است یعنی دقیق است. من مثال بزنم برایتان که ببینید گاهی بعضی از اصحاب خاص ائمه متوجه این دقت نمی شدند . 
📚مثلا ببینید ؛ صفوان بنگاه شتر دارد ، هرسال هارون الرشید می خواهد برود مکه می آید از ایشان شتر کرایه می کند . بابا شتر کرایه نمی کند باهاش شراب بیاورد شتر کرایه نمی کند باهاش برود رقاصی، می خواهد باهاش برود حج . آقا امام کاظم علیه السلام یک سال خواستش، فرمود : صفوان چرا با ظلم همکاری می کنی؟ گفت با ظلم؟ من غلط بکنم آقا من کِی با ظلم ؟ فرمود تو شتر کرایه می دهی به هارون الرشید ، گفت آقا من برای مسیر حج می دهم ، می خواهند بروند زیارت مردم ، فرمود: این شترهایی که به هارون کرایه می دهی دلت می خواهد سالم برگردد پولت را بدهد؟ گفت خب بله . برگردد کرایه ی مارا بدهد. فرمود همین قدر تو راضی به ظلم ظالمی. 
ببینید چقدر دقیق است که صفوان که آدم عادی نیست از اصحاب اجماع است، متوجه نشده.
📚یک ‌مثال دیگر میزنم ببینید چقدر دقیق است تو همین دنیا : دو نفر آمدند پیش امام رضا ، از مدینه ، رفیق مسافر باهم رسیدند خدمت امام رضا. حالا نمازهایشان را تو راه چحور خواندند کاری ندارم، وقتی خدمت آقا رسیدند یکیشان گفت آقا مسئلهُُ، آقا فرمود بفرمایید ، گفت آقا تکلیف نماز ما چیه؟ ما که از مدینه آمدیم اینجا نماز چجوری باید بخوانیم ؟ آقا فرمود : تو شکسته باید بخوانی ، چون مسافری اما رفیقت باید تمام بخواند . گفت آقا او هم مسافر است ، ما جفتمان باهم از مدینه آمدیم . آقا امام هشتم فرمود: فقَصِّر تو شکسته بخوان ، چرا؟ لِاَنَّکَ قَصَدتَنی تو برای زیارت امام رضا آمدی خب سفرت سفر درستی است نمازت شکسته است . اما رفیقت آمده بود مامون را ببیند نیامده بود من را ببیند، مامون هم حاکم ظالم است سفر سفر معصیت است نماز تمام است. اصلا این دو نفر به این فکر نمی کردند که ... دوتا آدم برود مشهد حالا مشهد الان را می گویم ، آن موقع مشهد نبوده ، یکی نمازش تمام یکی شکسته . اصلا فکرش را هم ‌نمی کردند. 
📚یک مثال دیگر برایتان بزنم که بیشتر جا بیفتد: یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام اسحاق ابن عمار است ، وضع مالیش خوب بود به فقرا کمک می کرد . یواش یواش معروف شد که فلانی به فقرا کمک می کند ، برای اینکا ریا نشود برای اینکه مشهور نشود درِ خانه اش را رو به مردم بست. یک منشی استخدام کرد ، فرمود تو برو بررسی کن هرکه گرفتار بود پولش را من می دهم ولی دیگر مستقیم‌ مردم به من مراجعه نکنند. همان سال آمد مکه ، امام صادق را دید آقا تحویلش نگرفت. فهمید یک اشکالی تو کارش بوده. فردا آمد خدمت امام صادق ، آقا چی شده؟ چرا من را تحویل نگرفتید ؟ آقا فرمود: حالا دیگر درِ خانه ات را به روی مردم می بندی؟ گفت آقا به خاطر ریا بستم. خفتُ من الشُّهرَ، ریا نشود، فرمود: اَ فلا خفت البلیَه؟ از بلا نمی ترسی؟ چه اشکال دارد ؟ شهرت که ریا نیست ، همه ی عالم بدانتد الان مراجع ما مشهورند، عیب دارد؟ بعضی آدم‌های پولدار توی قم به خدمت به مردم مشهورند چه اشکالی دارد؟ الان آیت الله العظمای بروجردی در سراسر دنیا شناخته شده است ، مسجدش کتابهایش مدرسه اش ، چه اشکال دارد؟ شهرت مگر بد است؟ هر شهرتی مگر ریا است؟ 
آقا فرمود: برو درِ خانه ات را به روی مردم باز کن. 
ببینید نص صراط تو همین دنیا هم دقیق است. آقا در روایت دیدم من روایتش را وقت نیست برایتان بخوانم آنهایی که دلتان می خواهد ببینید ، ذیل این آیه هباءً منثورا تو تفسیر نگاه کنید ، مجمع البیان، صاحب مجمع البیان می فرماید: 
📕گاهی یک عملی را بنده انجام می دهد تمام فرشته ها تایید می کنند ، آسمان اول آسمان دوم آسمان سوم ، متوجه نمی شوند اشکال دارد ، مثل اینهایی که قاچاق بیاورند گاهی وقت ها مثلا بندر عباس ۰ تا پاسگاه را رد می کنند یکی می گیرتشان. آن پاسگاه زرنگ است. پنجاه تا رد می کنند ، آنها هم گشتن ولی متوجه نشدند. روایت توی مجمع البیان است:تمام فرشته ها عملش را تایید می کنند دیگر می برند پیش خدا، می فرماید برگردانید، یُریدُ به غیری این کار را به خاطر من انجام نداده، این حدیث را ذیل هباءً منثورا ، یعنی ریا آنقدر دقیق است که گاهی فرشته ها هم ‌متوجه نمی شوند.
پس صراط در این دنیا هم دقیق است.
🔷خب خسته تان نکنم گفتم سه تا معنا برای صراط در این دنیا می گویم. یکی اعتدال. دوم امام. سومیش هم حدیث از صادق آل محمد .
یک‌جمله بگویم این حدیث را بخوانم. این بدن ما غرائض و غضب و شهوت و اینها همه توش هست ، فطرت هم هست. یعنی درون ما یک بهشت و جهنم است. یک فطرت پاک در کنار شهوت و غضب. اگر کسی از این غضب و شهوت عبور کرد طبق این فطرت عمل کرد این روز قیامت از صراط رد می شود. چون از صراط نفس خودش رد شده .‌یکبار دیگر بگویم ؛ در وجود همه ی ما یک صراط است یک جهنمی که زیرش است. آن صراط فطرت پاک است ‌. آن جهنم غضب و شهوت و ریاست است. اگر کسی توانست از ریاست شهوت غضب حرص حسد عبور کند طبق این فطرت ، چون فطرت می گوید خدا می گوید دین می گوید اخلاق، پس خدا یک جهنم کوچک با یک صرلط یک ماکت یک نمونه تو بدن همه ی ما گذاشته ، از خودم نمی گویم این روایت است. 
انَّ الصورهَ الانسانیّه ( همان فطرت) هیَ الطَّریقُ المستقیم الی کلِّ خیرِِ و شَر ، و الجسرُ الممدود بین الجنَّهِ و النّار . فطرت هرکسی همان راه مستقیم است که روی جهنم غضب و شهوت کشیده شده .  وقتی تو اوج عصبانیت کسی عصبانیت را می گذارد کنار ، عبور کرد این از صراط عبور می کند ؛ رشوه می گذارند جلویش ، عبور کرد این هم از صرلط عبور می کند. عصبانیت حرص غضب حالا همه ی این چیزهایی که ... 
این هم معنای سوم صراط.پس خلاصه اعتدال ، امام معصوم ، فطرت پاک ، سه مصداق صراط در این دنیاست. اگر کسی ازاینها توانست عبور کند ، معتدل بود امامش را شناخت مطابق فطرتش عمل کرد ، مرَّ علی الصِّراط الَّذی هو جسرُ المَمدود بین الجنَّهِ و النّار . از آن صراط هم عبور خواهد کرد . 
کما اینکه در کنار صراط یک پل فرعی هست یک کمینگاهی است به نام مرصاد، قَنطَرَهُُ علی الصِّراط، لا يَجُوزُها عبدٌ بِمَظلِمَةٍ اَحد، احدی همه ی کارهایش هم که درست باشد اگر حق الناس بدهکار باشد از آنجا نمی گذارند رد بشود، اسم آن چیه ؟ مرصاد. انَّ ربَّکَ لَبِالمرصاد . کنار صراط است. جاده اتوبان ها دیدی در کنارش یک جاده های فرعی هم دارد پل های فرعی دارد، اتوبان صراط است اما قنطَرَهُ علی الصراط یک پلچه ای هم‌کنار صراط است لا يَجُوزُها عبدٌ بِمَظلِمَةٍ اَحد، احدی با حق الناس، حتی شهید حتی شهید که یُغفَرُ لهُ کُلُّ ذنبه الّا الدَّین ، بله.
💠شهید رو زمین افتاد تو خیبر، دویدند بالا سرش هَنیئاً لَک الشهاده شهادت بر تو گوارا باد ، پیغمبر فرمود: تمام بدنش را آتش گرفته . چرا یا رسول الله؟ اینکه شهید شد مگر نمی گویند شهید؟ فرمود لباسش غصبی است مال بیت المال است. فورا از تنش در آوردند. فرمود حالا راحت شد. 
ببینید حتی شهادت که ۷ تا جایزه بهش می دهند وقتی رو زمین می افتد ، یکیش غفران گناهانش است ، جز حق الناس. 
ان شالله خداوند به همه مان توفیق شناخت مبانی دینی و عمل به آن را عنایت بفرماید. 
خب بیش از تصدیع فراهم‌نکنیم . امشب برویم درِ خانه ی ابوالفضل العباس. برادر رشید اباعبدالله، کسی که فضائلش را امام گفته. خیلی حرف است . آقا یک امامزاده ای را امام تعریف کند. خیلی می رود بالا. مثل اینکه یک طلبه ای را مرجع تقلید تعریف کند. امامزاده ای را امام تعریف کند . مثل حضرت عبدالعظیم امام بگوید مرحباً بِک انتَ وَلیُّنا حقّا. مثل حضرت معصومه امام بگوید هرکه اورا زیارت کند بهشت بر او واجب است . کم دارین امامزاده اینطوری، انگشت شمار است شاید ۴ ، ۵ مورد است . یکی از آن شخصیت ها ابوالفضل العباس است که جمیع شهدا روز قیامت به مقامش غبطه می خورند. یکی از آن شهدا و امامزاده ها ابوالفضل العباس است . ایشان فرزمد رسول خدا نیست اما فرزند رسول خدا یعنی امام حسین علیه السلام فرزند زهرای مرضیه به او بگوید : بنَفسی اَنت، برادر به قربان تو. این خیلی مقام است . امام معصوم بایستد جلوی حرمش بگوید السلام علیک ایُّها العبد الصّالح ، زیارت نامه اش از امام صادق است. المطیعُ لله و لرسولِه و لامیرالمومنین والحسن و الحسین علیهم السلام. أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ، وَالتَّصْدِيقِ، وَالْوَفَاءِ، وَالنَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ .
باید حسین دم بزند از فضائلت 
وقتی حسینی است تمام خصائلت
(بله امام حسین از فضائل تو دم بزند )
ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه 
ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه 
غم می بری ز دل همه با شَمائلت
(خیلی زیبا بود خیلی رشید بود )
بی شک خدا سرشته گِل تو را از گِل حسین
سقای با فضیلت و دریا دلِ حسین
فرمانده ی سپاهی و آب آور حسین
ای نافذُ البصیره ترین یاور حسین
(امام صادق فرمود عموجانم نافذ البصیره است)
چشم امید عالم و آدم به دست توست 
باب الحوائج است ، دیدید گرفتارها تو حرم حضرت عباس بیشتر از امام حسین هستند. آنجا راحت تر حرف می زنند. او را به مادرش قسم می دهند. غالبا تو عراق اینطور است ، حرم ابوالفضل العباس ملجاء‌حاجات است .
ای عباس چشم امید عالم و آدم به دست توست 
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست
تو شهادت عباس ۳ تا جمله هست که روضه ی من باشد امشب. دیدی یک عزیزی که از دنیا می رود مادرش یک‌چیزی می گوید برادرش یک‌چیزی می گوید خواهرش اولادش هرکسی یک جمله ای دارد دیگر ، به مقتضای حالش، روضه من همین سه جمله باشد . جمله ی برادر و خواهر و مادر عباس .
برادر وقتی رسید کنار بدن صدا زد : الآن انکَسَرَ ظَهری عباسم برخیز کمرم شکست . 
اما سیدها می دانید عمه جانتان چی گفت؟ تا خبر شهادت به خیمه رسید، صدا زد وا ضِیعَتا، امان از اسارت ، تا تو بودی خیمه آرام بود عباسم کسی جرات نداشت به خیمه ها نگاه چپ کند . حالا دیگر خیمه ها نا آرام شد. این جمله ی برادر این جمله ی خواهر.
اما مادر می دانید از همه جانسوزتر است.   ۴تا صورت قبر درست می کرد می آمد بینش می نشست صدا می زد: عباسم مادرم شنیدم عمود به سرت زدند ، پسر ام البنین کی جرات کرده عمود به سر تو بزند؟ مطمئنم دست در بدن نداشتی، والّا کسی جرات عمود به سر زدن تورا نداشت. یا لیتَ شِعری اَکَما اَخبَروا، بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِيعُ الْيَمِينِ.
صلی الله علیک یا باب الحوائج یا ابوالفضلِ العباس و علی اخیکَ الحسن و علی اخیکَ الحسین. 
به باب الحوائج ابوالفضل العباس یا الله.