شرح حکمت هفتم
">
شرح حکمت هفتم
أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.
وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.
السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ، وَعَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلَى أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلَى أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
عرض سلام و ادب و صبحبخیر دارم. همچنین عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم، ایام عزاداری ابیعبدالله الحسین علیهالسلام.
از حکمت ششم فقط یک فقره و فراز باقی مانده. إنشاءالله پیرامون اون نکاتی عرض میشه و بعد وارد حکمت هفتم میشه.
حکمت ششم؛ «وَنِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَا»
حضرت در حکمت ششم نهجالبلاغه، بعد از اینکه فرمودند:
صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَالِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ.
و بعد فرمودند، میفرمایند:
وَنِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَا.
بهترین همنشین انسان، رضایت به تقدیرات الهی است.
خب، سؤال مهمی که اینجا پیش میآد اینه که مگه رضایت، یه صفت و حالت قلبی نیست؟ چرا حضرت ازش تعبیر به «قرین» کرده، یعنی همنشین؟
توضیحش از نظر ادبی اینه: یکی از بهترین چیزهایی که در نگرانیها، در دردها و دردودلها، در غصهها باعث میشه انسان غم و غصهاش کاهش پیدا کنه و برطرف بشه و راضی بشه و خشنود بشه، همنشین خوبه.
در روایات از امام عسکری علیهالسلام در باب حزن داریم که اگر احساس افسردگی کردی، چیکار کن؟ حضرت چندین راه به ما یاد میدن که هیچکدومش هم معنوی، به معنای خاص، نیست؛ یعنی نمیگن نماز بخون، چیکار کن. مثلاً میگن گاهی وقتا دلت گرفته، با یه نوشیدنی خوب میشه؛ گاهی وقتا با خوردن یه چیزی خوب میشه؛ گاهی وقتا پاشو برو سبزهزار و درختها رو نگاه کن؛ گاهی وقتا برو پیادهروی؛ گاهی وقتا برو سوارکاری؛ گاهی برو شنا کن.
یکی از این موارد هم این است که امام عسکری علیهالسلام میفرماید: گاهی دلت گرفته، دوستان خوب رو صدا کن، دور هم بشینید و با هم حرف بزنید. همنشینی با انسانهای خوب حال آدم رو خوب میکنه.
خب، چون همنشینی یکی از بهترین راههای احساس رضایت از زندگیه، حضرت رضایت به تقدیرات الهی رو تشبیه کرده به قرین؛ یعنی استعاره گرفته از همنشینی و بیان کرده انسان وقتی به تقدیرات الهی راضی باشه، دیگه «آن و اون» نمیکنه، چونوچرا نمیکنه، جزع و فزع نمیکنه، ناراضی نیست.
چرا؟ انسان وقتی به تقدیرات الهی راضی باشه، خودش هم آروم میشه؛ به خاطر اینکه مطمئنه خدایی که تقدیر کرده، از همه عالمتره، هیچ جهلی نداره؛ از همه قادرتره، هیچ عجزی نداره؛ از همه مهربانتره، هیچ بغضی نداره؛ از همه حکیمتره، هیچ لجاجتی نداره. اونی که اعلم و اقدر و بالاخره أرحم الراحمین و أحکم الحاکمین، مجموعاً خیر من رو در این دیده.
خب، هرچی که آن خداوند متعالِ قادرِ عالم تقدیر کرده، حتماً بهترین بوده که برای من تقدیر کرده.
با همین فهم و باور اعتقادی، مؤمن نسبت به مقدرات الهی خشنوده؛ انگار کنار بهترین دوستانش نشسته و لذت میبره. ولو اون مقدر الهی بیماری باشه، ولو اون مقدر بیماری فقر باشه، ولو اون مقدر بیماری یک مصیبتی باشه.
اگر من کوتاهی نکردم، اگر من گناه نکردم، اونچه که به سرم میآد تقدیر الهیه، و تقدیر الهی حتی اگر ظاهرش و آغازش تلخ باشه، قطعاً باطن و پایانش شیرینه. درسته؟
پس «وَنِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَا»؛ یعنی بهترین روش برای احساس رضایت از زندگی اینه که انسان به مقدرات الهی راضی باشه.
چجوری راضی باشه؟ یادش باشه خدا لج نکرده، خدا بدش نمیآد از ما، خدا دشمن ما نیست، خدا عاجز نیست که خیر ما رو به اون نتونه برسونه، خدا جاهل نیست که خیر ما رو ندونه؛ اعلم، اقدر، احکم، أرحم الراحمین.
پس همچین خدایی وقتی در مجموع شرایط من، اوضاع من، مصلحتهای من، یه چیزی رو برای من تقدیر میکنه، همین بهترینه. من اگر این رو بفهمم، کیف میکنم از زندگی.
حکمت هفتم؛ «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ»
اما حکمت هفتم.
حضرت در حکمت هفتم ابتدا میفرمایند:
الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ.
بعد میفرمایند:
وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ.
«صدقه» دارویی است ثمربخش. «نَجَحَ» یعنی رسیدن به نتیجه؛ ناجح شد یعنی کسی تلاشی کرد، برنامهریزی کرد، اقدام کرد، به همون هدفی که میخواست رسید. درسته؟ نجاح که میگن یعنی همین؛ رسوندن به این نتیجه مطلوب.
حضرت میفرماید صدقه دوایی است، دارویی است اثربخش.
خب، یعنی چی؟ صدقه دادن که یه رفتار ظاهراً مالیه که از یک دل مهربانی بلند میشه؛ نسبت به فقرای انفاقی میکنه. این داروی چه دردیه؟ دارو چی؟
یه وقتی میفرمودی صدقه ثوابش اینه؛ یه وقتی میفرمودند که صدقه در قیامت این آثار رو داره. اما حضرت میگه نه، دوای دردهایی است و اثربخش هم هست. داروش این دردها چیان؟
در خود نهجالبلاغه جواب آمده.
یک درمان تنگدستی.
در حکمتهای نهجالبلاغه میفرمایند:
إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ.
وقتی تنگدست شدید، از نظر معیشتی در مضیقه قرار گرفتید، برید صدقه بدید و از راه صدقه دادن با خدا تجارت کنید.
برعکسی که ما خیال میکنیم؛ وقتی خودمون کمتر داریم، دیگه صدقه ندیم، به دیگران کمک نکنیم. حضرت میگه اشتباه میکنید. مگه در قرآن نخوندید:
مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا.
هرکس یه دونه کار نیک انجام بده، ده برابر بهش میدن.
خب، وقتی تنگدست شدی، برو با خدا از راه صدقه تجارت کن؛ یکی میدی، ده تا، بلکه دهها، بهت میبخشه.
یکی از دردها، بنابراین، که با صدقه درمان میشه، تنگدستیه.
یکی دیگه درخواست توسعه رزقه.
حالا من فقیر نیستم، الحمدلله، اما دلم میخواد رزق حلالم بیشتر بشه، خونم بزرگتر باشه، زندگیم راحتتر باشه.
حضرت دوباره میفرماید:
اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.
رزق خودتون رو از راه صدقه دادن از آسمان فرو بیاورید؛ یعنی باعث میشه رزقی اضافه بر اون رزق مقدر اصلی بهتون عنایت بشه.
دیگه چه فایدهای داره و چه دردی رو دوا میکنه صدقه؟
در خطبه یکصد و ده، علی علیهالسلام میفرماید اگر صدقه رو در پنهانی دادی، یعنی بهگونهای که هیچکس خبر نشد، شما دادی، این صدقه گناهانی رو که کردی میپوشونه، میشه کفاره گناهان.
پس صدقه مخفیانه کفاره گناهان ماست؛ میپوشونه. همچنان که تو این کار خیرت رو پوشوندی، خدا گناهات رو میپوشونه.
دیگه چه دردی رو دوا میکنه؟
در همون خطبه یکصد و ده میفهمد صدقه آشکار باعث میشه مرگ بد از تو دفع بشه.
خدا رحم کنه! خیلیها به مرگ بد میمیرن، موت سوء. خب، آدم نمیدونه باید چیکار کنه. حضرت نهجالبلاغه میگه راهش رو بیا بهت بگم: صدقه بده. فقط پنهان نده، آشکار هم بده که دیگران هم یاد بگیرن برن صدقه بدن؛ این سنت و ارزش تو چشم جامعه باشه.
صدقه آشکار که میدی، این باعث میشه خداوند مرگ بد رو از تقدیرات تو حذف کنه. تو إنشاءالله بعد از یکصد و بیست سال، به مرگ نیک، إنشاءالله با شهادت، از دنیا بری.
پس اینم یکی دیگه از آثار صدقه.
«وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ»
در ادامه حکمت هفت میفرماید:
وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ.
ما یه «عاجل» داریم که با عین شروع میشه؛ از «أَجَل» و «أَجَل» و عجله است، یعنی نزدیک. یه «آجل» داریم که با الف و همزه شروع میشه، مثل «أَجَل»؛ این یعنی دور.
خب، حضرت میفرماید هر کاری که در این زندگی نزدیک خودت میکنی، در آینده جلوی چشمت میبینیش.
این تفسیر و تعبیر دیگری است از عبارت قرآن که:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ.
هر کس به سر سوزنی کار خیر تو این دنیا بکنه، در قیامت همون کار رو حقیقتش رو میبینه؛ و هر کی به اندازه مثقال ذرهای در این دنیا کار زشت بکنه، در قیامت جلوی چشمانش حقیقت اون رفتار ناپسند نمایان میشه.
پس:
وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ.
این حکمت چه اثری در قلب مؤمن داره؟
وقتی من بدونم کوچکترین فکری که میکنم، حرفی که میزنم، رفتاری که انجام میدم، ثبت میشه، نگهداری میشه و روز قیامت که روز وحشت و حسرته، جلوی چشم من آشکار میشه، هیچوقت حاضر نیستم برای اون روزگار اعمال زشت بفرستم.
پیامبر خدا مسلمان تازهمسلمانشدهای رو، دستش رو گذاشت تو دست استاد قرآن، فرمود به این برادرت که تازه مسلمان شده روزها قرآن رو بیاموز.
گفتن چشم.
با هم قرار گذاشتن؛ مثلاً ساعت فلان، فلانجا بیا بهت قرآن یاد بدیم.
اولین جلسه، استاد به این شاگرد سوره زلزال رو یاد داد. به پایان سوره که رسید، که:
وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ.
شاگرد تازهمسلمان گفت: دست شما درد نکنه، کافیه. خداحافظ.
استاد گفت: نه عزیزم، بشین. این تازه یک سوره کوچیک از یکصد و چهارده سوره قرآن بود؛ باید بقیهاش هم یاد بدم.
گفت: نمیخواد، کافیه، خداحافظ.
استاد نفهمید چی شد، رفت خدمت پیغمبر، اعتراض کرد: یا رسولالله! این شاگردی که برای ما فرستادی، انگار اعصابمصاب نداشت. چطور من تازه یه دونه سوره یاد دادم، گفت نمیخوام، دیگه بسه، خداحافظ!
حضرت فرمودن: خب، چی بهش یاد دادی؟
عرض کرد: سوره زلزال.
حضرت فرمودند: شاگرد تو وقتی آمد جاهل بود، وقتی که از پیش تو برگشت:
رَجَعَ فَقِیهًا.
عمیقاً فهمید دین رو با یه زلزال.
بله، پس چطور خود من و استاد قرآن نفهمیدم؟
خب، دیگه تو فقط درس دادی، دقت نکردی اونجا چی بود که حضرت فرمود با همین سوره برگشت.
وقتی به این عظمت داری میگی:
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا.
وقتی در اون لحظهای که زمین چنان میلرزه، همه وحشت میکنند:
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا.
زمین تمام رازهایی که تو سینه خودش مخفی کرده، میپاشه بیرون.
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا.
انسان با وحشت و تعجب میگه: زمین چش شده؟
جواب:
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا.
میدونی زمین چه شده؟ خدا بهش دستور داده هرچی اسرار از اعمال بندگانم رو خود تو، خودت قایم کردی، بریز بیرون.
اینجا من گناه کرد، اینجا دزدی کرد، اینجا هیزی کرد، اینجا دست روی یتیم بلند کرد، اینجا به خانوادهاش بیاحترامی کرد. زمین تمام این اخبار ثبتشده رو میریزه بیرون، به دستور خدا. آیات سوره زلزال همین معنا را در ادامه بیان میکنند.
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ.
اون روز مردم گروهگروه مبعوث میشن و محشور میشن تا اعمال خودشون رو ببینن.
نه نتیجه اعمالشون؛ نتیجه اعمال که بهشته و جهنمه. خود عمل، یه ظاهری تو این دنیا داره، یه حقیقتی داره، ملکوتش اون دنیا معلوم میشه.
وقتی اعمال خودشون رو میبینن، چه بلایی سرشون میآد؟
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ.
کسی به اندازه یک سر ناخن کار خیر کرده باشه، اونجا میبینه.
وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ.
کسی به اندازه سر ناخنی شر انجام داده باشه، اونجا نتیجه میده.
داشتی وضو میگرفتی، تنبلی کردی، آب رو باز گذاشتی؛ حالا فعلاً همین مقداری که اسراف کردی، وای، به حالت میآد جلو چشمت.
برعکس، دقت کردی آب وضو یک قطره اسراف نشه، همین میآد جلوت.
کسی این رو فهمید، دیگه چی میخواد از دین؟ بره اعمالش رو درست کنه.
که:
وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِی عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِی آجِلِهِمْ.
خدا رو قسم میدیم به حق امام حسین علیهالسلام، به ما توفیق خواندن و فهمیدن و عمل کردن و ترویج نهجالبلاغه علی علیهالسلام رو عنایت بفرماید.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
یا علی.
شرح حکمت هفتم
">