نسخه چاپی متن از سایت محراب
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، خَازِنِ الْعِلْمِ، دَاعِيَ الحَقِّ، النُّورِ الْمُبِينِ. اللَّهُمَّ وَهُمُ التَّامُّ، مَعْدِنُ كَلَامِكَ وَوُعَاةُ خَزَائِنِ عِلْمِكَ وَلِسَانُ تَوْحِيدِكَ وَعِلَامَةُ أَمْرِكَ وَمُسْتَوْدَعُ دِينِكَ، وَصَلِّ عَلَيْهِمْ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مَنْ صَفَّيْتَ حُجَجِكَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.
تسلیت عرض میکنم رحلت وجود مقدس حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) را، و خدا را بینهایت شاکریم برای توفیق حضور در حرم حضرت. بدانید این حرم، حرم اهلبیت (علیهمالسلام) است. امام صادق (علیهالسلام) فرمود: «حَرَمُنَا بِقُم، وَسَتُدْفَنُ فِيهَا بَضْعَةٌ مِنِّي»؛ این آدرسِ حرم است. بعد حضرت فرمودند: «سَتَدْخُلُ شِيعَتِي بِشَفَاعَتِهَا الجَنَّةَ أَجْمَعِينَ». این خیلی بیان عجیبی است؛ اساتید باید معنا کنند.
ملاحظه کردید، آدرس حرم را که میدهند، معرفی میکنند، میفهمند اینجاست حرم. در روایات متعدد، از زائر حضرت که «عَارِفًا بِحَقِّهَا» باشد، فرمودند: «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ». یعنی ممکن است آدم از این در، جهنمی بیاید و از آن در، بهشتی بیرون برود؛ آنهایی که اهل درک این معانی بودند، میرفتند. مراجع بزرگوار، متینشان، مرحوم آیتالله مرعشی، هفتاد سال مقیم قم بودند. نقل شده ایشان بیرون نرفتند، سه وعده نمازشان را در این حرم میخواندند. چه بسا شبهای سرد زمستان میآمدند پشت این در مینشستند که در باز شود بروند زیارت کنند، نمازشان را بخوانند. حالی که برف میبارید، عبا را به سر میکشیدند، پشت این در مینشستند تا بیایند زیارت کنند. سه وعده نماز را در این حرم میخواندند.
ملاحظه کردید؟ در بعضی اوقات لطایفی است. فرمود نمازِ جعفر را اگر کسی بخواند، تطهیر میشود، پاک میشود؛ سالی یکبار بخواند پاک میشود، هفتهای یکبار، روزی یکبار… تا آدم چقدر بخواهد آلوده بماند دیگر! کسانی که دنبال طهارت نفساند، روزی یکبار، دو بار میخوانند که پاک بشوند. حرم حضرت معصومه، بهشت است. اگر کسی دلش برای بهشت تنگ بشود، باید بیاید اینجا عرض ادب کند. خدا را تا قیامت شکر کنیم، سر به سجده بگذاریم که توفیق این حضور را داده، توفیق خدمتگزاری به این آستان را داده؛ شکر این نعمت به جا آورده نشده.
کوتاه یک جملهای عرض کنم؛ وجود مقدس نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، کلمه نور الهی است که در عالم نازل شده. مثل نور خداست در چراغدان؛ وجود ایشان تمام انوار هدایت نازل شده؛ هم انوار اهلبیت، هم قرآن در وجود ایشان نازل شده تا به عالم ما رسیده و ما در موقفی قرار گرفتیم که میتوانیم از این قرآن بهرهمند بشویم. به حضرت مأموریت دادند که «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ». حضرت با این چراغ که در قلب حضرت برافروخته شده، مأمورند که ما را از ظلمات به سمت نور بیرون ببرند.
در وصف قرآن ملاحظه فرمودید، در آیه مبارک سوره شوری میفرماید: «نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا»؛ چراغی است که خدا در قلب نبی اکرم برافروخته: «أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا»؛ به حضرت وحی شده و با این چراغ، هر که را خدا بخواهد هدایت کند، هدایت میکند. تمام انبیا با نور نبی اکرم نورانی شدند. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَكَلِمَةِ النُّورِ». میشود با این نور، همه وجود ما نورانی بشود: «وَقَلْبِي نُورَ الْيَقِينِ، وَصَدْرِي نُورَ الْإِيمَانِ، وَفِكْرِي نُورَ النِّيَّاتِ، وَعَزْمِي نُورَ الْعِلْمِ، وَقُوَّتِي نُورَ الْعَمَلِ». همه قوای انسان میتواند با نور نبی اکرم نورانی بشود.
اگر اینجوری شد، قرآن در وجود انسان جاری میشود؛ کما اینکه در روایت است، جوانی که قرآن میخواند، گوشت و پوستش با قرآن آمیخته میشود، تمام وجودش نورانی به نور قرآن میشود. خانهای که در او قرآن خوانده میشود، نورانی میشود برای ملائکه؛ و سماواتها مثل ستارهها برای ما میشود. همه وجود انسان، نورانی به نور نبی اکرم، و نور قرآن، و نور ائمه (علیهمالسلام) بشود؛ «وَهُمُ اللَّهُ يَنظُرُونَ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ». اگر اینجوری شد، انسان با قرآن عالم را میبیند. به هر طرف که نگاه کند، «أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»؛ با شمایل قرآن، با نور قرآن، میتواند انسان عالم را ببیند. کما اینکه انسان میتواند با چشمِ نبی اکرم عالم را ببیند. میشود انسان با گوشِ نبی اکرم بشنود، با چشمِ نبی اکرم ببیند.
این آیه شریفه در سوره مبارکه بلد ملاحظه فرمودید، میفرمایند: «أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ * وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ». به او چشم، دو تا چشم دادیم، زبان و دهان دادیم، راه را به او نشان دادیم. این امکانات… حالا ظاهر آیه روشن است، برای این بود که انسان از یک گردنههایی عبور کند: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ». اگر انسان از این امکانات استفاده کند، میتواند از این گردنهها عبور کند، میتواند امکاناتش را خرج کند که دیگران آزاد بشوند؛ روزهای سختی امکاناتش را در اختیار دیگران قرار بدهد، یتیمی، مسکینی… تأویل آیه این است؛ فرمود: «أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ»؛ عیناً وجود مقدس نبی اکرم است. ایشان است که شاهد ملک و ملکوت و غیب و شهودِ عالماند. ما میتوانیم با چشمِ پیغمبر خدا، عالم را ببینیم؛ چه نعمتی بالاتر از این که بشود با این چشم عالم را دید؟ چه نعمتی بالاتر از این؟
فرمود: «لِسَانًا وَشَفَتَيْنِ»؛ امیرالمؤمنیناند، حسنین (سلاماللهعلیهما) و امام مجتبی، سیدالشهدا، ائمه هستند. این آنچه این پیامبر دیده، در لسان اهلبیت ترجمه شده، میشود شنید آن حرفها را. آنچه پیامبر دیده، میشود دید؛ میشود شنید؛ میشود با چشم حضرت دید. و اگر اینجوری شدیم، میتوانیم از این گردنه عبور کنیم. انسان وقتی با چشم نبی اکرم میبیند، امکانات خودش را هم خرج میکند در راه خدا. اگر با نگاه خودش دید، سفره دیگران را هم جلوی خودش میکشد. در روایت به حضرت ابنابییعفور فرمودند، عرض کرد: «آقا این گردنه چیه؟» حضرت فرمودند: «ولایتِ ماست». فرمود یک جمله بهت بگم که از آنچه حالا در آسمان و زمین است، قیمتش بیشتر است. فرمود جمله بعدیاش: «فَكُّ رَقَبَةٍ». همه مردم اسیرِ آتشاند، بردهی آتشاند: «النَّاسُ كُلُّهُمْ عَبِيدُ النَّارِ إِلَّا أَنْتَ وَأَصْحَابَكَ، فَقَدْ فَكَكْتَ رِقَابَهُمْ مِنَ النَّارِ» به ولایتِ ما. انسان اگر با چشم نبی اکرم دید، با لسانِ امیرالمؤمنین، از لسان امیرالمؤمنین شنید، میتواند خودش را آزاد بکند. میتواند از اسارت شیطان، اسارت مستکبرین، اسارتِ… آزاد بشود. و الا آن بند و کِیْتها (قیدها) را نمیشود آزاد کرد. انسان اگر با چشم پیامبر به عالم نگاه نکند، به خودش نگاه نکند، هستی را اینجوری نبیند، نمیتواند آزاد بشود؛ برده میماند، الیالابد اسیرِ شیطان میشود، اسیرِ نفس میشود.
ما میتوانیم نورانی بشویم به نور نبی اکرم. انبیا اینجوری بودند؛ از عوالم قبل، در تعلق به نبی اکرم نورانی شدند، شدند «بَيْتَ النُّورِ»، «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ». خانههای انبیاست، نور نبی اکرم در انبیا تجلی کرده، یک امت را هدایت کردند. این وجود مقدسی که ما افتخار داریم که در محضرشان هستیم و به ما اجازه دادند بیاییم آستانبوسی کنیم و راه را بر ما باز کردند؛ دریچهی این بهشت را برای ما باز کردند، این بابِ بهشت، خودِ حضرت معصومه است. چیزی جز وجود خود ایشان نیست، باب بهشتی که گشوده شده؛ این وجود مقدس، تجلیگاه نور نبی اکرم و همه ائمه و ذوات معصومین است. تمام انوار ائمه از حضرت تجلی کرده. این را من با واسطه از مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت نقل میکنم که فرمودند: «همه معصومین اینجا حاضر، زیارت میشوند». باز از ایشان نقل شده فرمودند: «بین این حرم و حرم امام رضا ارتباطی است؛ حواله رد و بدل میشود؛ خیلی حاجتشان را آنجا میخواهند، بهشون حواله میدهند بیایند اینجا». این وجود مقدس بهگونهای مرتبط با امام رضا هستند، با نبی اکرم و اهلبیت و با قرآن. تمام انوار معصومین در ظرف وجود ایشان تجلی کرده.
و شاید علت اینکه معصومین را ما اینجا حاضر زیارت میکنیم در زیارتنامهای که از امام رضا (سلاماللهعلیه) نقل شده، همینه. درسته همه جا میشود ائمه را حاضر زیارت کرد، دور و نزدیک ندارد، امام همه جا حاضر هستند؛ امام «وَجْهُ اللَّهِ» است که «أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». ولی بالاخره یک مشاهدی هستند که تجلیگاه خاصاند. چرا ما میرویم حرم امام رضا؟ چرا کربلا؟ میگفت از همینجا سلام بدیم. در همه حرم حضرت معصومه، انوار همه معصومین تجلی کرده؛ همه را میشود اینجا معصومین را یکبهیک حاضر زیارت کرد. اینجا جایی است که اگر انسان بار پیدا بکند، این حوائجی که در زیارت حضرت است، خیلی حوائج فوقالعادهای است: «السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ»، «عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ، وَحَشَرَنَا فِي زُمْرَتِكُمْ، وَأَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ، وَسَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُمْ…». اینجاست که میشود انسان به این روزیها و رزقها برسد. میشود انسان اینجا از همه بدیها و صفات رذیله دور بشود.
هرچه هم ما نزدیک میشویم به عصر ظهور و قرب ظهور، امتحانهای الهی سختتر میشود. سختیِ امتحان هم معنایش این است که مؤمنین پختهتر شدند: «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا». انسان به اندازهای که میتواند، بارِ خدا روی دوشش میگذارد. اگر یک امتی، یک جامعهای مورد امتحانهای سخت قرار گرفت، معنایش این است که ظرفیت دارد این بار را بردارد. ما برای اینکه به عصر ظهور برسیم، امتحانهای سنگینی باید بدهیم: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم ۖ مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ». دریچهی بهشت باز نمیشود الا با امتحانهای سخت. تنزیل آیه راجع به قیامت است، تأویلش راجع به ظهوره. ما وارد عصر ظهور نمیشویم، نمیتوانیم در آن عالم متولد بشویم، الا اینکه امتحانهای سختی را پشت سر بگذاریم. امتحان امت مؤمنین هرچه نزدیک میشوند سختتر میشود: «وَ نَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ…»؛ که فرمود آیه ناظر به شیعیان در قربِ ظهور و «بَشِّرِ الصَّابِرِينَ».
اگر بخواهیم از این امتحانهای سخت عبور کنیم، هرچه امتحان سختتر میشود، نیاز ما به توسل، و تهجد، و دستبهدامن اولیای الهی شدن بیشتر میشود؛ و لذا درها هم بیشتر گشوده میشود. اینکه میبینید واقعاً توجه مؤمنین به این مشاهد زیاد شده، همیشه مورد توجه بوده، ولی واقعاً این حجم از توجه و دلدادگی و دلبستگی و عرض ادب و دستبهدامن شدن این اولیای معصوم نبوده قبلاً. حقیقت این است که نبوده؛ این برای این است که خدا راه را باز کرده تا ما بتوانیم انشاءالله دست به دامن اولیای معصوم بشویم و بتوانیم امتحانهای سختِ قرب ظهور را انشاءالله پشت سر بگذاریم و فاتح و پیروز از عهده این امتحانها بیرون بیاییم.
این حرم، حرمی است که به ما بشارت دادند، حرم اهلبیت است. به ما بشارت دادند کسی در این حرم بیاید، میتواند مشمول شفاعت حضرت بشود و با این شفاعت، دریچهی بهشت باز میشود، انسان بهشتی میشود. عنایت دارید؟ شفاعت معنایش این نیست که آدمِ جهنمی را به بهشت میبرند؛ صفات جهنمی برود بهشت که بهشت و جهنم یکی میکند! آدم با آدمِ حسود در یک بیت بگذرند؟ چون جهنم بنا نیست بهشتِ جهنم بشود. معنایش این است: تطهیر میشود انسان؛ شفاعت، تطهیر است. در آخرین مرحله، آنهایی که اجابت کردند و هدایت شدند، نقایصشان تکمیل میشود، تطهیر میشوند، پاک میشوند، خالص میشوند، موحد میشوند، بهشتی میشوند؛ میروند تویش. که ما میآییم در حرم حضرت تقاضا میکنیم، ممکن است کسی در یک زیارت، «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»؛ تمام اوصاف جهنمیاش از بین برود، تمام گناههایش پاک بشود، آیندهاش تضمین بشود و بهشتی بشود.
خدای متعال به ما توفیق بدهد قدر این نعمت را بدانیم که نعمتی جز این نیست. امام رضا فرمود: «نَعِيم» ما هستیم؛ غیر از ما نعمتی در عالم نیست. چون اگر امام نباشد، انسان با همین امکانات، جهنمی میشود دیگر؛ این امکانات به اضافه امام میشود مقاماتِ قرب و توحید، بدون امام میشود جهنم. آنهایی که جهنمی شدند با همین گوش، چشم و زبانشان جهنمی شدند. قدر این نعمت را انشاءالله بدانیم، بهخصوص قدر خدمتگزاری به این آستان را. من خودم این توفیق را ندارم، ولی شما بزرگانی که بهتون توفیق دادند، خادم افتخاری و خادم رسمی حضرت هستید، بیش از همه کائنات این نعمت میارزد. انشاءالله خدای متعال این نعمت را برای شما و ذریه شما محفوظ بدارد و در خدمتگزاری به آستان حضرت بیش از پیش موفق باشید.
یک جمله عرض ادب… یک جمله… همه میدانید، شنیدهاید، فرمودهاید، خواندهاید… وقتی حضرت آمدند چجوری تجلیل شد، وقتی رحلت فرمودند چجوری حضرت را تکریم کردند، با احترام تشییع کردند؛ در همین محل. همه بزرگان قم آمده بودند، همه شال عزا انداخته بودند، همه عزا گرفته بودند. نقلی از وجود مقدس علی بن موسی الرضا (سلاماللهعلیه) تشریف آوردند…
یک جمله عرض کنم ولی جدّشان فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) که این روزها آخرین هجوم به خانه ایشان است، آن هجومی که دیگر حضرت بعد از آن خانهنشین شدند: «ذَابَ وَهَمُهَا وَ جِسْمُهَا وَ صَارَتْ كَالْخَيَالِ»؛ دیگر مثل شمع مقابل امیرالمؤمنین آب شد. حضرت فرمود: «ابوذر! بگو همه برن». وقتی همه رفتند، پراکنده شدند، چراغهای مدینه خاموش شد، امیرالمؤمنین شعلهای برافروختند، بدن فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) را از زیر پیراهن غسل دادند. در این حال وقتی دستشان به بازوی حضرت رسید، دست از غسل دادن کشید، سر به دیوار گذاشتند، بلندبلند گریه کردند. در یک نقلی حضرت فرمودند: «فَلَمَّا وَضَعْتُهَا عَلَى الْمُغْتَسَلِ وَجَدْتُهَا مَوْرُودَةً مِنْ…»؛ وقتی بدن را غسل میدادم هنوز کبودی تازیانهها بر بدن حضرت باقی بود. بدن را غسل دادند، کفن فرمودند، تشییع شد این بدن.
چهار تن دارند تابوتی به دوش
دیده گریان، سینه سوزان، لب خموش
در دل تابوت جانِ حیدر است
هستی و تاب و توانِ حیدر است
گویی آن شب مخفی از چشمِ همه
هم علی تشییع شد هم فاطمه
کمکم از دستش عنانِ صبر رفت، با دو زانو تا کنار قبر رفت؛ دستهای رسول خدا را آشکار کرد، بدن را تحویل داد: «يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ». یا رسولالله! فرمودی صبر کن، صبر کردم؛ با فراق فاطمه چه کنم؟ «قُلْ يَا رَسُولَ اللَّهِ! صَفِيَّتُكَ الصَّبْرُ»؛ با رنج، با اندوه، بهسختی قبر را پوشانید. قبر را مخفی کرد. «فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ»؛ وقتی دست را از خاک قبر تکانید، احساس کرد که کار را انجام داده، مخفیانه بدن فاطمه دفن شد، قبر مخفی شد، به وصیت عمل شده، غصه به امیرالمؤمنین هجوم آورد. نماز خواند، با خدا عرض ارادت کرد، با نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) صحبت کرد، ولی گویا دلِ امیرالمؤمنین آرام نشد؛ دیدند خم شد صورت روی قبر فاطمهاش گذاشت:
نَفْسِي عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحْبُوسَةٌ
يَا لَيْتَهَا خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَرَاتِ
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ. برای سلامتی وجود مقدس امام زمان و رهبر عزیز و بزرگوار انقلاب اسلامی، و پیروزی جبهه حق و نابودی دشمنان امام زمان، دشمنان جبهه حق، بهویژه یهود و حامیانشان، آمریکای شریر، صلوات بفرست.