نسخه چاپی متن از سایت محراب
📝بسم الله الرحمن الرحیم 📝
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم الحمدالله رب العالمین بارئ الخَلائِق اَجمعین باعث الانبیاء و المرسلین ثُمَّ الصلاهُ و السَّلامُ علی حبیبِ اِله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد .
و علی آله الطَّیبین الطاهرین سیَّما بقیه الله فی الارضین و لعنُ علی اعدائهم اعداء الله اجمعین .
اللّهمَّ کُن لِولیکَ الحُجَّت ابن الحَسن صلواتُک علیه و عَلی آبائِه فی هذه السّاعَه و فی کلِّ ساعَه وَلیاً و حافِظاً و قائِداً و ناصِراً و دَلیلاً و عَیناً حتّی تُسکنهُ عَرضَک طَوعاً و تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156بقره )
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ( بقره 157)
راجع به تجسم اعمال که جزو اعتقادات مُسلم ما است و آیات فراوانی در قرآن دارد ، روایات زیادی هم دارد، چند نکته را من عرض می کنم.
♦️نکته اول آن است که این عالم دوجور قوانین در آن وجود دارد : یک سلسله قوانین تکوینی ،یعنی غیرقابل دسترسی و تغییر ، خدا قرار داده مثلا خورشید نور می دهد این قانون تکوینی است ، ماه شب روشنایی می دهد، زمین جاذبه دارد ، اگر باران بخواهد بیاید باید آب تبخیر بشود تبدیل به باران بشود. اینها را می گوییم قوانین تکوینی . عالم این طور است دیگر یک سری قوانین دارد. مثلا مرگ ، کسی در این عالم زنده نمی ماند، همه می میرند ، شب روز گردش ماه و خورشید ، شب و روز ایچاد می کند. این ها را می گوییم قوانین تکوینی .
یک سلسله قوانینی هم داریم به نام قوانین تشریعی، مثلا شراب حرام است نخورید ، ممکن است یکی بخورد ولی قانون خداست تشریع کرده. نماز واجب است زکات واجب است . زنا حرام است. این احکام و این قوانین الهی وقتی این دنیا تمام بشود از هم می پاشد . یعنی نه قوانین تکوینی دیگر هست نه قولنین تشریعی. اذا الشَّمسُ کُوِّرَت ، دیگر خورشید روز قیامت نیست که ما روز و شب داشته باشیم . لا یَرونَ فیها شپساً و لا زَمهریرا، نه شمسی هست نه زمهریری هست . این در واقع قوانین اول که تکوینی است ، قوانین شریعی هم همینطور ، شما دیگر با مرگ و قیامت و قبر نماز به شما واجب نیست زکات واجب نیست خمس واجب نیست. کسی در عالم قیامت وظیفه ی انجام واجبات را ندارد. این دو دسته از هم می پاشد و فرو می ریزد.
📚ببینید من یک سوال و جواب قشنگی را برایتان بخوانم : یک کسی آمد خدمت پیغمبر گرامی اسلام ، عرض کرد: هل فی الجَنَّه منِ لَیلِِ؟ آقا بهشت هم شب دارد ؟ پیغمبر دید این سوال سوالِ عجیبی است، همچین سوالی بنده ی خدا به ذهنش رسیده، فرمود: چی باعث شده این سوال را بپرسی؟ حالا این همه حرف این همه مطلب چطور تو به ذهنت رسیده آمدی از من بپرسی که آیا تو بهشت هم شب هست یا نیست؟ گفت آقا از این آیه ی قرآن، سَمعتُ الله یَذکُرُ فی الکتاب و لهم رزقُهم فیها بُکرتاً و عَشیاً؛ قرآن می گوید در بهشت صبح و شام به مردم رزق می دهیم . لابد صبح و شام دارد دیگر . مگر نمی گوید بُکرتا و عشیا ؟ بُکره یعنی صبح ، عشیا یعنی شب ، نمی گویند عشا. آقا این آیه من را به شک انداخته ، باریکلا به این آدم ها که عقلشان می رسید سوالات خوب بپرسند سوالات منطقی بپرسند ، سوالات حساب شده بپرسند . یک آیه ی قرآن شنیده به ذهنش رسیده مگر نمی گویند اذا الشَّمسُ کُوّرَت ؟ دیگر خورشیدی نیست ماهی نیست پس چطور خدا می فرماید که بُکرتاً و عَشیّا؟
پیغمبر اکرم فرمودند : لیسَ هناک اللَّیل ما تو بهشت شب نداریم . انّما هو ضَیءُ و النّور،همه ی بهشت نورانیت است، ضوء است ، الان هم داریم تو دنیا بعضی جاها که مثلا شش ماه روز است . یا بعضی ازشهر ها مثل شهرهای روسیه که به شهر های سپید معروف است شب خیلی کم دارد، اما بهشت هیچ شب ندارد. ضوء و نور است . گفت آقا پس معنای این آیه چی می شود؟ بُکرتاً و عَشیّا؟ پیغمبر گرامی اسلام فرمودند :خداوند تَاءتیهم طُرفَ الهَدایا من الله لِمَواقیتِ الصَّلاه، بهشتی ها تو بهشت هرچه بخواهند که برایشان فراهم است ، نیازی به کار ویژه ای نیست. هرچه بخواهند برایشان فراهماست . ولی خداوند موقع های نماز تو دنیا؛ صبح نماز می خوانند ظهر نماز می خواندند شب نماز می خواندند، موقع نماز یک هدایای ویژه ای به اینها می دهد. حالا ما نمی دانیم اینها چیه ؟ مثلا من خودم دارم عرض می کنم ، شما بیا انقدر وقت می گذاریم با پیغمبر صحبت کن. انقدر فرصت می گذاریم شما خدمت امام حسین برس. یک نعمت های ویژه ای ، ببینید تعبیر روایت این است: طُرَفَ الهدایا ، این بکرتاً و عشیّا اشاره به دنیاست. نه که اینها صبح و شام نماز می خواندند یعنی در مواقع نماز یک همچین چیزهایی در اختیار اینها قرار می گیرد.
پس ببینید داستان بهشت و داستان برزخ داستان از هم پاشیده شدن قوانین تکوینی و تشریعی است.حالا یک قدری این بحث سنگین است ولی من سعی می کنم روان عرض کنم.
📝ما دوجور تجسم اعمال داریم ؛ خوب گوش بدهید:
♦️1. تجسم اعمال در عالم برزخ : یعنی به محض اینکه کسی را در قبر گذاشتند یک سری اعمال برایش مجسم می شود.
♦️2. تجسم اعمال بعد از قبر در قیامت. حالا من اولی را بگویم.
💠امام صادق علیه السلام فرمود: مومن را وقتی توی قبر می گذارند ، شش تا نور دورش را می گیرد: یکی بالا سرش که خیلی زیباست. احسَنُهُنَّ ، خیلی نورانی است. خیلی شفاف است. یکی سمت راست یکی سمت چپ یکی جلو یکی پشت سر ، بعد آقا توضیح دادند فرمودند : آنی که سمت راستش است نماز است . آنی که سمت چپش است زکات است . البته این مومن کامل را دارد می گوید این کارها را کرده باشد. و الا الان می دانید آمار زکات تو کشور ده درصد است ، نود درصد زکات نمی دهند .آنی که زکات می دهد.
آنی که در مقابلش است من بینَ یَدیه ، روزه است . آنی که پشت سرش است ، حج و عمره است . حضرت توضیح دادند همین طور تا فرمودند آنی که پایین پایش است خدمت به مردم است. برّ و خدمتی که به مردم می کرد. اما این ۵ تا نماز زکات روزه حج احسان به مردم همه حواسشان به آن بالایی هست ، این چیه که انقدر زیبا است؟ آن می گوید من ولایت امیرالمومنین علیه السلام و اهل بین علیهمالسلام هستم.
این روایت ببینید به صراحت موضوع تجسم عمل را در قبر مطرح می کند. حالا یک اشکال جدی اینجاست الان اشکال ها را برایتان عرض می کنم .یک روایت دیگر ؛ یک شخصی آمد خدمت رسول خدا به نام قیس ، این آدم عابدی بود آدم عاقلی بوده آدم خردمندی بود. گفت آقا یک خورده من را نصیحت کن ، پیغمبر اکرم بهش فرمود : یا قیس ببین جناب قیس یک چیزی بهت بگویم ؛ انَّ مَعَ العِزِّ ذُلّی، هر عزتی پایانش ذلت است . همیشه آدم عزیز نیست. انَّ مع الحیاهِ مُوتی ، این زندگی آخرش مرگ است . اِنَّ مع الدُّنیا الآخِرَه ، این دنیا بعدش آخرت است . و انَّ لِکلِّ شَیءِِ حسیبا، هرکاری هم می کنی حساب کتاب دارد وِل نیست. ولابُدَّ لک من قَرین ، وقتی می روی تو قبرت قرین می خواهی ، یک کسی باید همراهت باشد ، حالا این یا بدبختت می کند یا خوشبختت می کند. یا یُکرمکَ یا اکرامت می کند یا این کسی که همراه تو می آید در قب باعث ضربه و لطمه بهت می شود.
خب این روایت دارد به راحتی می گوید عمل انسان تجسم پیدا می کند. نماز روزه حج.
📚خدا رحمت کند شهید مطهری را ، ایشان از قول مرحوم حاج میرزا علی شیرازی که می گوید ما درس ایشان می رفتیم گاهی این قصه را تعریف می کرد آنقدر گریه می کرد که این محاسن حاج میرزا علی شیرازی خیس می شد . می فرمود یک شب در حالت مکاشفه و رویا دیدم من مُردم . آقای مطهری از قول حاج میرزاعلی شیرازی نقل می کند. دیدم از دنیا رفتم و من را دارند می برند توی قبر و یک سگسپیدی با من وارد قبر شد هم آزار می دهد من را هم گاز می گیرد اذیت می کند در این حال از خواب پریدم. گفت خودم فهمیدم ، چون آدم بداخلاقی بوده تندخو بوده ، فهمیدم این تجسم بداخلاقی و تند خوییِ من است .
🔷لذا این روایاتی که داریم حالا من ۸،۱۰تایش را نوشتم نمی خواهم همه ش را بخوانم، یکی از چیزهایی که تو قبر تجسم اعمال را زیبا می کند دائم با وضو بودن است . یکی از چیزهایی که تو قبر اعمال را برای انسان زیبا می کند خوش اخلاقی با همسر است ؛ این آقایانی که بداخلاق هستند اینجا نداریم البته ، اصلا تو ایران نداریم ، مثلا کشورهایی که داریم . ولی کمابیش خانوم هایشان می آیند پیش ما تو حرم گله می کنند ، این بد خلقی ها تو قبر تجسم پیدا می کند .
یکی از چیزهایی که توی قبر زیبا می کند ، سوره ی مُلک است ، مرتب انسان سوره ی تبارک الَّذی بیَدهِ المُلک . حالا امشب شب جمعه هست یکی از چیزهایی که تاکید شده ، باعث می شود در قبر آرامش باشد دو رکعت نماز شب های جمعه هست هر رکعت حمد و ۱۵ مرتبه سوره ی اذا زُلزلتِ الارضُ زلزالَها، وقتی هم نمی گیرد، ۱۰ دقیقه. دو رکعت ، هر رکعت حمد و ۱۵ تا سوره ی زلزال .
♦️یکی از آن عواملی که توی روایات داریم حالا شاید همه تان نتوانید ولی بعضی ها ممکن است بتوانند ، مرحوم شیخ عباس نقل می کند چهار بار حج است ، اگر کسی تا آخر عمرش موفق شد چهاربار حج برود این در واقع از عواملی است که موجب می شود در قبر اعمالش زیبا جلوه کند.
♦️یکی دیگر از آن عوامل تو روایات داریم اکثار سوره ی قل هو الله سوره ی توحید زیاد خواندن.
پس ما دو جور تجسم اعمال داریم:
♦️1. در قبر که نمونه هایش را گفتیم .
♦️2.در قیامت؛ من یکیش را فقط برایتان می خوانم ، در روایت دارد : امام صادق فرمود: مومن اذا خَرجَ من قبره ی خَرَجَ مَعه مِثال. اشکالی که گفتم را میگویم ، فرنود مومن وقتی از قبرش می آید بیرون یک چهره ای دنبالش می آید نورانی بشاش ، راه را بهش نشان می دهد هی بهش می گوید : یَقول لَهُ اَبشِر کَرامَ و السُرور ، نترسی ها خودم هوایت را دارم پشتت هستم با آرامش تا خود بهشت می برم می رسانمت ، مثل این بچه ای که تو خیابان پلیس دستش را می گیرد می گوید تا در خانه می برمت. از هیچی نترس ، بلاخره می آوردش تا جلو درب بهشت اورا می آورد. جلوی درب بهشت به او می گوید: من اَنت؟ تو کی هستی؟ انقدر راحت من را از این صحرا عبور دادی، می گوید : انا السُرورُ الذی کنت تَدخلُهُ علی اِخوانک من آن شادی هستم که تو در دل مردم ایجاد کردی . یک جهیزیه به دختری دادی ، دانشجویی می خواست دانشگاه برود کمک کردی . یک غم از دل مردم برداشتی . این غم از دل مردم برداشتن آنجا به صورت زیبایی مجسم می شود.
من آن حرفی که اول منبرم زدم باید یادتان باشد که الان این را بگویم. نگفتم قوانین عالم از هم می پاشد روز قیامت مرحوم طبرسی در مجمع البیان یک اشکالی به تجسمکرده، می گوید ببین آقا عمل ما تو این دنیا با جسم است .مثلا ببینید آقایان نماز من چیه الان؟ الله اکبر این دست می آید بالا. خود ننماز چیزی جز این دست بالا رفتن نیست، رکوع چیه ؟ خم شدن من است، من خم می شوم به این می گویم رکوع .و الّا رکوع جز خم شدن نیست. سجده چیه؟ من می روم روی مُهر، حمد چیه ؟ من یک چیزی می خوانم .می گوید اگر اینها را از بدن جدا کنیم دیگر چیزی نیست که ، شما یک نمازی درست کنید یک رکوعی بدون من یک سجده ای بدون من ، دیگر اینها عَرَض است جوهر که نیست ، لذا نمی تواند مجسّم بشود.
آقا یککسی بیاید دزدی بکند ، دزدی چیه ؟ دزدی با این دست است نمی دانم با تیغ است با سیخ است با کارد است بلاخره یک چیزی سرقت می شود، شرابی است شیشه ای است . خب شراب خوردن چجوری روز قیامت مجسم می شود؟ ببین شادی در قلب مومن که الان حدیثش را خواندم ، ایشان اشکال جدی گرفته به این بحث که تجسم اعمال این امکان ،البته نمی گوید امکان ندارد می گوید این اشکال را دارد که اینها عَرَض هستند جوهر نیستند اینها نیزهایی اند که وابسته به خودآدم هستند.
وقتی شما می گویی این بدن از بین رفت چجوری نماز من؟ اصلا خوش اخلاقی چی است آقا؟ خوش اخلاقی تو صورت من به لبخند است ، به خندیدن است ، حالا خودِ این خوش اخلاقی بخواهد روز قیامت مجسم بشود چی می شود؟
📕خدا رحمت کند مرحوم مجلسی اعلی الله مقامه شریف، جواب داده، من آدرسش را بدهم بعضی محققین شاید بخواهند نگاه کنند . در جلد ۷ بحار ایشان جواب داده می گوید ؛ البته اسم از طبرسی نمی برد، می گوید : آنهایی که اشکال کردد یادشان رفته با قیامت قوانین طبیعی این عالم از بین می رود. چطور آنجا شب ندارد؟ چطور آنجا خورشید ندارد؟ چطور آنجا میوه هایش نیاز به نور آفتاب ندارد ؟ چطور آنجا بارانش تبخیر نمی خواهد؟ می گوید این اشکال وارد نیست . من عبارت مجلسی را همنوشتم ، ایشان در جلد هفتم صفحه ۳۵۷ می گوید : امّا اعمالُهم فَهِی اَعراض ، اگر کسی گفت این عمل ها عَرَض است قابل تجسم نیست این حرف صحیح نیست چون اصلا نظام این عالم را با آن عالم نمی شود با هم مقایسه کرد . در آن عالم این نظام نیست. لذا گفت :
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
📚پیغمبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسَلَّم ، جبرئیل با پیغمبر ملاقات کرد ، حضرت به جبرئیل فرمودند: عِظنی، من را موعظه کن ، آقایان عزیزان ؛ موعظه گر نباید حتما از موعظه شونده بالاتر باشد ، معلم چرا ، برای تدریس معلم باید با سوادتر باشد. اما تو موعظه نه، موعظه کننده می تواند هرکسی باشد . حضرت یحیی دید یک کسی را دارند اعدام می کنند رفت جلو گفت : یا مُذنِب عِظنی من را موعظه کن. چه اشکال دارد؟ همین آقایان بزرگان علما مراجع شخصیت ها ، مرحوم آیت الله عظمای بروجردی می نشستند پای منبر مرحوم آقای فلسفی ، مرحوم آقای تربتی. مگر نمی نشستند؟ مرحوم آیت الله عظمای گلپایگانی مکرر، امام می نشستند آقای کوثری روضه می خواند آقایان منبر می رفتند.
در موعظه شرط نیست که حتما موعظه کننده بالاتر از موعظه شنونده باشد .
خب پیغمبر از جبرئیل بالاتر است اما به جبرئیل فرمود من را موعظه کن. جبرییل ۳ تا نصیحت به پیغمبر کرد . این ۳ تا تو ذهن ما بماند ، این سخن جبرئیل است : ۱. پیغمبر ، عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ مَيِّتُ، هرجور می خواهی زندگی کن آخرش می میری،عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ مَيِّتُ.
آقا پولدار باشی فقیر باشی، ماشینت مدل بالا باشد مدل پایین باشد ، پیغمبر باشی . خب شما تاریخ را نگاه کنید ، امیرالمومنین گاهی کنار قبرستان می آمد ، امام کاظم گاهی می آمد کنار قبر ، مردم را جمع می کرد. می گفت یک نگاه بکنید اینجا ، ببینید چی دارد با خودش می برد؟ عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ مَيِّتُ.
📚می گویند اسکندر مقدونی وقتی از دنیا رفت وصیت کرد دست هایش را از تابوت بگذارند بیرون ، گفتند برای چی؟ باید لای کفن باشد ، گفت نه دست های من را بگذارید مردم ببینند فاتح ۳۶ کشور دستش خالی است هیچی دستش نیست دارد از این دنیا می رود.
📚منصور دوانقی می دانید منصور خیلی ظالم بود، خیلی جنایت کرده خیلی سادات را به شهادت رساند، قبرش هم تو مکه هست چون می رفت حج تو مسیر مکه ششم ذی الحجه مریض شد و افتاد و به درک واصل شد ، آن لحظه ی آخری که حالش دیگر خیلی بد بود، گفت به یکی بگویید برای من قرآن بخواند بلکه یک خورده آرام شوم. یکی را آوردند خب این بنده خدا هم شانسی آمد قرآن بخواند گفت ، اعوذبالله من الشیطان الرجیم و سَیَعلمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ منقَلبِِ.. گفت نمی خواهد بخوانی . گشتی میان این همه آیه این را برای من پیدا کردی ؛ و سَیَعلمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ منقَلب یَنقَلِبون . واقعا اینطور است .
پیغمبر عِشْ مَا شِئْتَ فَإنَّكَ مَيِّتُ.
۲. دوم ؛ پیغمبر أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ ، هرکس را می خواهی دوست داشته باش ازش جدا می شوی ، آقا مگر زهرای مرضیه و امیرالمومنین نبودند؟حَبِيبٌ لَيْسَ يَعْدِلُهُ حَبِيبٌ وَ مَا لِسِوَاهُ فِي قَلْبِي نَصِيبٌ ؛ جدا شدند . پیغمبر اکرم با آن شخصیتش نبود؟ هرکس را می خواهی دوست داشته باش . عشق حقیقی عشق مجازی زن بچه، ازش جدا می شوی.
۳. وَ اِعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ مُلاَقِيهِ ، هرجور می خواهی عمل کن ، این عمل را ملاقات می کنی، این عمل مال خودت است . اینی که من گاهی تو دانشگاه به جوان ها می گویم : بابایم اینطور است من نماز نمی خوانم انقلاب اینطور کرده ، وام بهم ندادند ، فلان آخوند فلان خطا کرده ، به هرحال اعمال و نماز و کارهای خوب و کارهای بد مال شماست ، ربطی به بنده ندارد من بَدم این قاضی بد کرده آن وزیر اشکال دارد ، آن مسئول اختلاس کرده آن پدر شما بداخلاقی کرده ، مادر شما تندی کرده، نباید به پای دین بگذاری . وَ اِعْمَلْ مَا شِئْت، َ هرگونه عمل کنی فَإِنَّكَ مُلاَقِيهِ .
این همان چیزی است که ما تحت عنوان تجسم اعمال ازش نام می بریم . و باید توجه کنیم قرآن کریم با صراحت می فرماید : لِیُروء اعمالهم ، یَومَ تَجدُ کل نفسِِ ما عَمِلَت من خیر مُحضَرا ، هرکسی هر کاری فَمن یَعمَل مثقالَ ذرَّهِِ شَرّاً یَره؛ خیر باشد شر باشد زشتی باشد اینها ملاقات می کند.
این را بگویم و دعایتان کنم؛ بله فقط یک نکته هست و آن نکته این است که در روایات و آیات قرآن دارد بعضی ها وقتی از دنیا می روند عملشان قطع نمی شود ، ببینید نماز که قطع می شود روزه که قطع می شود، حج اینها که نمی شود ، در عالم برزخ جای نماز خواندن نیست . اما یک سلسله اعمالی هست که به اینها می گویند اعمال ما تَاءَخَّر اینها قطع نمی شود. روایات متعددی داریم . مثلا: عالمی که کتاب از خودش باقی بگذارد. آقا الان هر کسی این جامع الاحادیث آیت الله عظمای بروجردی را بخواند درس بگوید ثواب برای ایشان می نویسند. هرکسی سفینه البحار آقا شیخ عباس قمی را بخواند؛ کتابی که انسان باقی می گذارد .
مرحوم آقای مطهری کتاب هایش را هرکه بخواند . مَن سَنَّ سُنّة حَسَنة فَله أجرها وأجر مَن عَمَل بِها ، هرکسی یک روش خوبی بنیان بگذارد هرکه به آن عمل کند به این هم ثواب می رسد. یکی ازآن چیرها اولاد صالح است که ان شالله خدا آنهایی که دارند را برایشان حفظ کند آنهایی هم که بچه هایشان بد هستند ان شالله خوبشان کند.
💠آیه ۱۵ سوره ی احقاف را پدرها برای بچه هایتان بخوانید : رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي، چهارتا دعا است. خدایا توفیق بده نعمت هایی که دادی شکر کنم، نعمت هایی که به پدر مادرم هم دادی شکر کنم، اگر آنها شیعه نبودند من هم شیعه نمی شدم اکر آنها مومن نبودند من هم مومن نمی شدم. توفیق بده عمل صالح انجام بدهم ، ذریه ی من را هم صالح قرار بده، َأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي، ولد صالح.
📚عیسی ابن مریم علیه السلام رد می شد از کنار قبری وارد دارند صاحب این قبر را عذاب می کنند . خب روح الله است احیای اموات داشت خبر داشت ، سال بعد آمدند گفتند: جناب عیسی هنوز هم دارند عذاب می کنند؟ فرمود: نه خدا عذاب را برداشت .عه چرا؟ فرمود: یک بچه ای داشت دوتا کار کرد ثوابش را فرستاد برای بابایش.
۱. آبا یَتیما ،یک یتیمی را سرپرستی کرد گفت هدیه ی بابایم .
۲. یکی هم اَصلَح طَریقا، یک راهی برای مردم درست کرد راهی که مردم از توش می روند. این هم هدیه کرد به پدرش.
ولد صالح ، کتاب علمی ، یا نه صدقه ی جاریه ، آقا یک بیمارستان ساخته ، یک آبی برای مردم کشیده ، یک حسینیه ای درست کرده که مردم استفاده می کنند. اینها ادامه پیدا می کند ، بعد از مرگ . این یکی از حقیقت هایی است که موجب تجسم اعمال خوب حتی ادامه ی عمل بعد از مرگ انسان می شود.
خب مخفی نمانَد یکی از چیزهایی هم که خیلی برای قبر و تجسم اعمال موثر است زیارت اباعبدالله علیه السلام است و گریه ی بر امام حسین علیه السلام است . در روایت دارد: زوّار قبر اباعبدالله الحسین روز قیامت شاخص هستند. مردم می گویند اینها زائران قبر امام حسین اند و از این هشت دربی که بهشت دارد یکیش باب الحسین است ، بابی که متعلق به اباعبدالله علیه السلام است.
شب جمعه هست و شب زیارتی قبر اباعبدالله، دلها را روانه ی می کنیم کربلا ، از خدا می خواهیم ان شالله امشب همه مان را ببخشد و بیامرزد. و در این شب جمعه ان شالله توفیق و ثواب زیارت قبر اباعبدالله را به همه مان عنایت بفرماید.
یا دائم الفَضل علی البریَّه ، یا باسطَ الیَدین بالعَطِیّه ،يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ، وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ.
دو سه جمله مناجات کنیم بعد روضه بخوانیم.
تو خالق و من بنده ام
من بنده ی شرمنده ام
(امام رضا فرمود: اگر تو ماه رمضان آمرزیده نشوی در کدام ماه می خواهی آمرزیده بشوی؟ فرمود دیگر فرصت نیست . )
تو خالق و من بنده ام
من بنده ی شرمنده ام
از تو عطا از من خطا
یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا
خدای من بر سر خوان توئیم
محتاج احسان توئیم
ای معدن جود و سخا
یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا
(این زبانحال همه مان است . )
با کوه عصیان آمدم
با چشم گریان آمدم
عمرم شده صرف گناه
یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا
خدای من بیچاره ی درمانده را
در محضرت راهش بده
خدای من بیچاره ی درمانده را
در محضرت راهش بده
سوزَش بده آهش بده
یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا یا ربّنا
حالا که مناجات کردید حالا این را با هم زمزمه کنیم شب جمعه است دلم کربُ بلا می خواهد، ابی عبدالله.
در حرم حال مناجات و دعا می خواهد
شب جمعه ست دلم شوق پریدن دارد
بوسه بر پهنه ی ایوان طلا می خواهد
آقاجانم
شب جمعه ست هوایت نکنم می میرم
شب جمعه ست هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم
سجده برخاک شما سیره ی هر معصوم است
سجده بر تربت پاکت نکنم می میرم
ابی عبدالله
وضع من را به خدا روضه ی تو سامان داد
من اگر گریه برایت نکنم می میرم
من اگر گریه برایت نکنم می میرم
زبانحال همه ی این جمعیت این است.
جان ناقابل من کاش فدای تو شود
جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم می میرم
اگر این جان به فدایت نکنم می میرم
هی دست عمورا می بوسد هی پای عمورا می بوسد ، عمو بگذار جانم را فدایت کنم عموجانم .
جان زهرا کربلایی کن مرا
در ره قرآن فدایی کن مرا
ای عمو حق علیِ بت شکن
دست رد بر سینه ی قاسم مزن
تنها جایی که نوشتند ابی عبدالله روز عاشورا غُشیَ علیه از هوش رفت همین جا بود. هم قاسم از هوش رفت هم امام حسین از هوش رفت. حتی غُشِیَ علیهِما ، وقتی هم آمد کنار بدن قاسم ، دوست و دشمن دارند نگاه می کنند این عمو با این برادرزاده چه می کند؟ آیا مثل علی اکبر جوان ها را صدا می زند ؟ آیا مثل جُون و دیگران ؟ چه می کند با این قاسم؟
یک وقت دیدند خم شد سینه ی قاسم را به سینه چسبانید ، وَضَعَ صدرهُ علی صَدره ، عزیز برادر مُزد حسن را به تو پرداختند. جلوی چشمم بدن بابایت را تیرباران کردند ، امروز هم بدن تورا مقابل من ..
صلی الله علیک یا مظلوم یا اباعبدالله. یا رحمه الله الواسِعه