محراب
چاپ / ذخیره PDF

غیبت امام زمان عجل‌الله، آزمون منتظران

نسخه چاپی متن از سایت محراب

"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"

 

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينِ الرَّجِيمِ.» برای امام راحل و شهدا، همه شهدای عزیز رو که مدیونشون هستیم یاد کنیم و امشب مهمان جلسه قرار بدیم. اموات همه‌ی مؤمنین و مؤمنات را یاد کنیم. اموات و حقوق این جمع رو یاد بکنیم. وجود مبارک آقا سیدالکریم حضرت عبدالعظیم، امامزاده طاهر، امامزاده حمزه و همه‌ی علما، اولیا، بزرگان و تمام عزیزانی که در این مکان شریف مدفون هستند، همه رو یاد کنیم. اموات این جمع در صدرش، برای مادر امام زمان حضرت نرجس خاتون صلواتی هدیه بفرمایید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ».

«اللَّهُمَّ صَلِّ وَ سَلِّمْ وَ زِدْ وَ بَارِكْ عَلَى صَاحِبِ الدَّعْوَةِ النَّبَوِيَّةِ وَ الصَّوْلَةِ الْحَيْدَرِيَّةِ وَ الْعِصْمَةِ الْفَاطِمِيَّةِ وَ الْحِلْمِ الْحَسَنِيَّةِ وَ الشَّجَاعَةِ الْحُسَيْنِيَّةِ وَ الْغَيْرَةِ الْعَبَّاسِيَّةِ وَ الْعِبَادَةِ السَّجَّادِيَّةِ وَ الْمَآثِرِ الْبَاقِرِيَّةِ وَ الْآثَارِ الصَّادِقِيَّةِ وَ الْعُلُومِ الْكَاظِمِيَّةِ وَ الْحُجَجِ الرِّضَوِيَّةِ وَ الْجُودِ التَّقَوِيَّةِ وَ النَّقَاوَةِ النَّقَوِيَّةِ وَ الْهَيْبَةِ الْعَسْكَرِيَّةِ وَ الْغَيْبَةِ الْإِلَهِيَّةِ، حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاءُ.»

برکات یاد امام زمان (عج) در آغاز امور

صحبت در بین دو نماز، اشاره به آیت‌الله حق‌شناس تهرانی و آیت‌الله مجتهدی تهرانی شد. همیشه یادآوری می‌کنم دو یادگار این عزیز، این دو عزیز رو؛ همیشه می‌فرمودند که شروع درس، شروع تدریس، شروع جلسات، ذکر امام زمان برکت می‌آورد، موفقیت می‌آورد، مدد می‌آورد. بنابراین پیوسته یاد کنیم آقا امام زمان رو. «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى»؛ قطعاً به برکت اوست که عنایت به همه می‌شود. هر که گره کوری در زندگیش، در خانواده‌اش، در شهرش، در کشورش برای جوانش پیش آمده، ذکر و یاد امام زمان عجیب گره‌گشاست. پیوسته یاد کنیم آقا امام زمان رو. صبح و شام عرض ادب کنیم، «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى»، و همه با هم زمزمه کنیم:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»

تعجیل در فرج آقا امام زمان صلواتی مرحمت بفرمایید: «[اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى] مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». «وَ جَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ».

تولد و جایگاه شیخ صدوق (ره) به دعای حضرت ولی‌عصر (عج)

کتابی دارد شیخ صدوق (رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ) که خوش به حال مردم شهرری که چنین عالم ربانی در اینجا بوده و مدفن شریفشون هم همین ابن‌بابویه است. بسیاری از انسان‌ها، بلکه همه شیعیان عالم مدیون این عزیز هستند و کتب بابرکتشون. تمام شیعه مدیون ایشون است. این جناب شیخ صدوق، پدرشون بچه‌دار نمی‌شد. در اوایل غیبت صغریٰ، عریضه و نامه‌ای می‌نویسند برای وجود مبارک آقا امام زمان و درخواست می‌کنند که حضرت دعا بکنند خدا فرزند مبارک و بابرکتی به ایشون عطا بشه. آقا امام زمان هم جواب می‌دهند و اشاره می‌کنند: خدا پسری به او، به شما عطا می‌کنه که این پسر محل برکات می‌شود.

بعدها همین پسر، عالم ربانی است که تمام شیعیان مدیون او و کتاب‌های او هستند؛ جناب محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق معروف. ایشون کتابی دارد به اسم «كَمَالُ الدِّينِ وَ تَمَامُ النِّعْمَةِ». در مقدمه این کتاب که برای آقا امام زمان نوشتن، انگیزه و علت نوشتن این کتاب رو بیان می‌کنند. نوشته بودند که من آرزو داشتم زیارت حرم امام رضا برم؛ تو مقدمه این کتاب در جلد اول اشاره می‌کنم. شیخ صدوق می‌فرمود: آرزو داشتم، دعایم این بود که خدا توفیق زیارت حرم امام رضا به من عطا بکنه. می‌گه بعد از مدت‌ها این توفیق عطا شد و توانستم از شهر ری حرکت کنم، راه دور خودم را به زیارت حرم امام رضا برسانم. خدا رحمت کنه حاج آقا حق‌شناس رو فرمود: امکان نداره کسی حرم امام رضا بره الّا اینکه امام رضا می‌خواسته چیزی بهش عطا کنه.

گر گدا کاهل بوَد، تقصیر صاحب‌خانه چیست؟

دغدغه و هم‌وغم شیخ صدوق برای امام زمان (عج)

شیخ صدوق راه طولانی رسیدن حرم امام رضا، زیارت کردن. خدا قرار شد به نفس امام رضا، هدیه بزرگی رو به جناب شیخ صدوق عطا بکنه. اون هدیه موقع برگشت معلوم شد. شیخ صدوق فرمود: تو برگشت آمدم نیشابور یه چند روزی ماندم. دیدم شیعیان بینشون ولوله و سؤالی‌ست و می‌گویند آقا فرقه‌های دیگه، افراد دیگه سؤال می‌کنند که امام زمان شما چرا غایب است؟ کجاست؟ حجت خدا که نمی‌شه غایب باشه! امام زمان کجا، شما کجا؟ زیاد این سؤال‌ها مطرح شد. فرمود: یکی یکی جواب می‌دادم و همه قانع می‌شدند، ولی ته دل خودم این بود که یه کار بزرگی و ماندگاری برای امام زمان بردارم.

آی عزیزان! هر کدوم شما دعای مستجابی داشته باشید و عنایت خاص امام زمان و خود خدا به شما باشه ان‌شاءالله، تو هر صنفی که باشید یه قدمی برای امام زمان برمی‌دارید. این توفیق بهتون عطا می‌شه اگر امام زمان گوشه‌نظری داشته باشه، تو هر صنف و شغلی که باشید یه کاری برای امام زمان می‌کنید. کاری می‌کنید که اسم امام زمان زنده بماند. کاری می‌کنید که شما زینت امام زمان بشوید بین مردم. یه قدمی بردارید.

جناب شیخ صدوق فرمود: به یه جایی رسیدم که هم‌وغم من یک چیز شد و اون اینکه کاری برای آقا امام زمان انجام بدم. فرمود: بعضی از افراد تو معنویت وقتی به اوج برسن، تمام هم‌وغمشون کنار می‌ره، یک چیز هم‌وغمشون می‌شه و اون اینکه برای خدا و اولیا خدا و امام زمان یه قدمی بردارند. چون می‌فهمن خیر مردم و خوشبختی مردم در این راه است و می‌فهمن اگر ظالمین و مستکبرین بخوان زمین‌گیر بشن، جانی‌ها و خیانتکارا بخوان زمین‌گیر بشن، باید راه خدا و امام زمان و انسان کامل تقویت بشه. لذا به جایی انسان می‌رسه که تمام هم‌وغمش این است که برای این راه یه قدمی برداره تو خانواده‌ها، تو جامعه. ذکر خدا و امام زمان ذکر «الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ» هست. جالب است عزیزان بدانید تو بعضی از زیارتنامه‌های ما، «الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ» وجود مبارک حجة بن الحسن المهدی رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاءُ است.

رؤیای صادقه شیخ صدوق در مکه و فرمان نگارش کتاب

شیخ صدوق تمام هم‌وغمش این بود که برای امام زمان قدمی بردارد. رو این فکرها بود، فرمود خوابم برد. در عالم رؤیا دیدم مشرف شدم مکه. تمام این داستان رو در جلد اول مقدمه «كَمَالُ الدِّينِ وَ تَمَامُ النِّعْمَةِ» شیخ صدوق (رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ) بیان می‌فرماید. می‌فرمود: در عالم رؤیا دیدم مشرف شدم مکه، طواف خانه خدا. شوط هفتم از کنار حجرالاسود که حرکت کردم، نگاهی کردم به درب خانه کعبه، دیدم جمال وجود مبارک مهدی فاطمه اونجا ایستاده. تا آقا رو دیدم عرض ادب کردم، آقا امام زمان هم نگاه کردند. بعد فرمودند: محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق! می‌دونم چه غمی در دل توست. می‌دونم هم‌وغم شما این است که یک کاری برای ما اهل بیت انجام بدی. می‌گه عرضه داشتم: یابن الحسن! یابن رسول الله! بله امید من این است که یک کاری برای شما انجام بدم، درباره غیبت شما کاری انجام بدم.

حضرت فرمود: شیخ صدوق! یک کتابی می‌گویم بنویس درباره من، اون کسانی که انسان منصفی باشند این کتاب رو بخونن شبهه‌شون برطرف می‌شه. می‌گه عرضه داشتم: یابن رسول الله! یابن الحسن! من براتون کتاب نوشتم، درباره شما نوشتم، سخنرانی هم کردم. حضرت فرمود: نه، این‌جوری که من می‌گویم کتاب بنویس. فرمود: کتابی بنویس و داخل اون کتاب این‌جور شروع کن؛ همه انبیا امتشون آزمایش براشون پیش اومد. همه انبیا و اوصیا که دم از خدا و پیغمبر و حق‌الله و حق‌الناس می‌زنن، اینا حسابشون با کافرا فرق داره. هر کی دم از خدا و اهل بیت تو خانواده و شهر و کشورش می‌زنه، آزمایش بزرگ براش پیش می‌آد. یه کسی که سر کلاس معلم اومده، معلم ازش امتحان می‌گیره. مؤمن که دم از خدا و ایمان و اهل بیت و حق‌الله و حق‌الناس و این‌ها می‌زنه، حتماً مورد آزمایش قرار می‌گیره. اینایی هم که امت انبیا بودن گفتن ما خدا رو قبول داریم، پیغمبر رو قبول داریم، آزمایش براشون پیدا می‌شه.

فرمود: یکی از آزمایش‌های بزرگی که امت برخی از انبیا داشتن این بود که پیغمبرشون ازشون غایب شد، حجت خدا ازشون غایب شد، این آزمایش بزرگشون بود. شیخ صدوق! در کتاب خودتون بنویس این آزمایش بزرگ برخی از پیغمبرا برای آخرالزمانی‌ها هم می‌آد. یکی از بزرگترین آزمایش‌هاشون این هستش که تو دوره‌ای زندگی می‌کنن که حجت خدا غایب شده براشون و تو اون دوره که اینا دم از خدا و پیغمبر می‌زنن، باید ببینیم چه‌جور رفتار می‌کنند، چه‌جور عمل می‌کنند. این‌ها آزمایش بزرگشونه. در کتابتون غیبت انبیا رو بنویس.

ماجرای غیبت ادریس پیامبر (ع) و آزمایش مردم

جناب شیخ صدوق! بنویس غیبت ادریس پیامبر رو. بنویس ادریس پیامبر تو بین مردم ظلم و گناه و معصیت زیاد شد. با زبونشون راحت آبرو می‌بردن، با کلامشون راحت تهمت می‌زدند. بعد هر کسی تو صنف خودش داشت کلاهبرداری می‌کرد، فساد اقتصادی می‌کرد. بعد به یه جایی رسید مردم به هم رحم نمی‌کردن. بعدشم ظالمین و مستکبرین بر این مردم مسلط شدن؛ به هیچ خانه‌ای رحم نکردن، به هیچ شخصی رحم نکردند، به هیچ مالی رحم نکردند. اینجا حجت خدا، حضرت ادریس غایب شد. مدت‌ها دور بود.

بعد این مردم بعد از مدتی که خیلی ظالمین و مستکبرین قتل و جنایت و خیانت اتفاق افتاد، خبیث‌ترین مستکبرین عالم بر این مردم مسلط شدند، مردم در خانه خدا رفتند؛ خدایا! ادریس را بفرست، منجیات را بفرست. شروع کردند دعا کردن؛ خدایا! انبیا و اولیائت را بفرست، ما قدرشون رو ندانستیم. شروع کردن دعا کردن. وجود مبارک ادریس از پرده غیبت درآمد. آمد تو بین شهر، نزد یک پیرزنی را دید. ادریس نبی بسیار گرسنه بود. آمد نزد یک پیرزنی، دید این پیرزن دو قرص نان داره. ادریس نبی به او گفت: می‌شود به من مقداری نان بدهی؟ از گرسنگی داشت از دنیا می‌رفت. زمان، زمان قحطی شده بود. ابتدایی‌ترین چیزها رو مردم نداشتند. با این دو لقمه نان باید چند روز زندگی می‌کردند.

پسر، فرزند این خانم اونجا بود. این مادر به محض اینکه دلش سوخت، رحمش آمد، یه مقدار از این نان رو به جناب ادریس نبی داد که نمی‌شناخت او رو. اون فرزند از ترس اینکه نکنه قحطی ما رو از بین ببره، نکنه گرسنگی ما رو از بین ببره، این یه ذره لقمه‌ای که به دیگران دادیم نکنه ما از بین بریم؛ این‌جور ترس و وحشت تو دل مردم بود، همونجا دق کرد و مرد! این مادر روی سرش زد، گفت: خدایا! اومدم یه کار خیری بکنم بچه خودم از دست رفت! حضرت ادریس رو نمی‌شناخت که منجی بود. جناب ادریس پیامبر فرمود: مادر نگران نباش، در خانه خدا دعا می‌کنم ان‌شاءالله بچه‌ات زنده بشه. اون مادر تعجب کرد، گفت آخه شما این کار خدا… اینکه معجزه است! شروع کرد دعا کرد، ادریس نبی سجده کرد و در خانه خدا این بچه زنده شد. همونجا این پیرزن گفت: والله تو ادریس پیامبر هستی. مردم رو خبردار کرد که ادریس از پرده غیبت برآمده.

مردم اومدن یاری. حضرت ادریس فرمود: آی مردم! بدونید این حرکت و انقلابی که من شروع کردم سال‌های سال طول می‌کشد. ظالمین و مستکبرین بر شما حمله و هجمه می‌کنند، شما باید مقاومت بکنید تا اونها از بین بروند، والا پیوسته اونها دسیسه جدید و حمله جدید و نفوذ جدید. مردم هم قبول کردند، انقدر مقاومت و ایستادگی کردند تا آخرین ظالمین و مستکبرین شکست خورد.

مقاومت زمینه‌ساز فرج و انفجار نور

جناب شیخ صدوق! بنویس در آخرالزمان هم برای مردم آخرالزمان همین آزمایش بزرگ است که حجت خدا غایب شده و خدا نگاه می‌کنه که آیا مردم به میدان می‌آیند؟ این‌ها پای دین و دیانت و ارزش‌ها و رحم‌ها و مروت‌ها مقاومت می‌کنند؟ اگر چنین بکنند آنگاه خدا به میدان می‌آید. اتفاقی که می‌افتد این است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. وَ الْفَجْرِ. وَ لَيَالٍ عَشْرٍ». اتفاقی که می‌افتد انفجار نور می‌شود. اتفاقی که می‌افتد هدایت اتفاق می‌افتد. ای جناب شیخ صدوق بنویس!

ماجرای غیبت موسی (ع)، فتنه سامری و عرفان‌های دروغین

در زمان موسی کلیم‌الله حجت خدا غایب شد، آزمایش بزرگ مردم شروع شد. خداوند فرمود: یا موسی سی روز شما باید غایب بشید و «وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً». قرار شد حجت خدا فقط سی روز غایب بشه. مردم روز سی‌ام منتظر بودند که حجت خدا بیاید. بعد از غیبت اینجا آزمایش سخت‌تر شروع شد؛ خدا فرمود و حاصل شده و «وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»، ده روز دیگر هم بمان یا موسی. بین مردم ولوله شروع شد، دشمنان نفوذ کردند گفتن: بابا اگه پیغمبرتون راست می‌گفت سر سی روز می‌اومد، کجا رفته اصلاً؟ مگه خدایی هست؟ مگه پیغمبری هست؟ بین مردم شروع کردن ولوله کردن.

کار به جایی رسید، از بین خود مردم یک کسی آمد به اسم سامری. اومد به مردم گفت: مردم! با ماورا من ارتباط دارم. مردم رو از حجت خدا دور کرد. آی عزیزان! تو آخرالزمان مواظب خودتون و خانواده‌تون باشید. یهود و صهیونیست و بعضیا داخلی و خارجی هی به شما حرف جن می‌زنن، شیاطین می‌زنن، طلسم می‌زنن که شما رو کاری کنن از حجت خدا غافل بشید. کار سامری این بود؛ گفت من با ماورا ارتباط دارم، کارای عجیب و غریب می‌خوام بکنم، موسی رو چیکار دارید؟ اون حجتی که رفته رو ولش کنید، من دست به ماورا دارم. عرفان‌های کاذب شروع شد. حرفای جن و چیزای عجیب و غریب و اینها رو رواج داد. عزیزان بدونید، خانواده‌هاتون مبتلا به این چیزها نکنید. خدا رحمت کنه حاج آقا حق‌شناس رو می‌فرمود: داداش جون! قوی‌ترین عالم تو ماورا، قوی‌ترین شخص تو متافیزیک، این حرفا نیست که اینا می‌زنن؛ قوی‌تر از همه در عالم ماورا وجود مبارک مهدی فاطمه است. شما غافل از او نباشید. گفت داداش جون این چی‌چیه برای مردم؟ هی دنبال ذکر می‌گرده، ورد می‌گرده، حرز می‌گرده، این بازیا چی‌چیه راه انداختن؟

این‌ها رو سامری راه انداخت برای اینکه مردم غافل از حجت خدا بشن، در خونه خدا نرن بگن خدایا حجت خودت را بفرست؛ افتادن تو بازی. امروز هم همینطوره. یهود و صهیونیست‌ها خیلی دنبال اینن که مردم ایران عزیز بیفتن تو این بازی‌ها، هی حرف‌های هپروتی بشنون. و اونا هم بدونید تو این‌ها خیلی قَدَر هستن. ولی چرا تو شیعه این‌ها رو دارن رواج می‌کنن؟ چون شیعه در عالم ماورا یه چیزی دارد فوق همه حرف‌های اون‌ها و اون وجود مبارک آقا حجة بن الحسن المهدی (رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لِتُرَابِ مَقْدَمِهِ الْفِدَاءُ) است.

سامری اومد با عرفان‌های دروغین، با فساد اقتصادی، با درگیر کردن مردم، دینشون رو یه فضایی درست کرد. اقتصاد مردم رو یه کاری کرد که با فساد آمیخته بشه. اقتصاد مردم رو با بت‌پرستی مخلوط کرد. به مردم گفت آی مردم! طلا و جواهر و اقتصادتون رو بیارید من رونقش می‌خوام بدم. با طلا و جواهر و اقتصاد مردم برد گوساله سامری درست کرد و مردم رو بت‌پرست کرد. از یه طرف مردم اگه خدا رو می‌خواستن بپرستند اقتصادشون از بین می‌رفت، چون تمام طلاها و جواهر و تمام چیزهای ارزشی‌شون رفته بود برای گوساله سامری، بدبخت می‌شدن.

آی عزیزان! مفسدان اقتصادی، ظالمین و مستکبرین دست به دست همکاری می‌کنن تو اقتصاد متدینین نتونن نفس بکشن. اگر در زمان گوساله سامری اگه مردم می‌خواستن خداپرست بشن طلا و جواهرشون رفته بود برای گوساله سامری، همه باید اونجا کار می‌کردن، اونجا بودن. و اگر می‌خواستن برن سراغ طلا و جواهرشون این سامری بلایی سرشون آورده بود که حتماً باید می‌رفتن حرف ظالمین و مستکبرین رو گوش می‌دادن، حتماً با مفسدین اقتصادی باید کنار می‌اومدن. این آزمایش بزرگشون شده بود. تو اینجا دوباره خدا به میدان آمد و در اونجا مثل هارون و برخی از اولیا خدا و مردم مقاومت و ایستادگی کردن، ورق برگشت. «وَ الْفَجْرِ. وَ لَيَالٍ عَشْرٍ» اتفاق افتاد. توی دهه ذی‌الحجه اتفاق بزرگ افتاد، وجود مبارک حضرت موسی و حجت خدا برگشت و کمک به مردم داد. به برکت اینکه برخی مقاومت و ایستادگی کردن دوباره فجر و فرج براشون پیدا شد. جناب شیخ صدوق! غیبت موسی را بنویس و اینکه مردم آزمایششون این بود که دم از خدا پیغمبر می‌زنند. ایستادگی بکنند، مقاومت بکنند، خدا به میدان می‌آید و حجت خدا به میدان می‌آید. این رو در کتاب خودت بنویس. غیبت انبیا را بنویس، غیبت اوصیا را بنویس و اینها می‌آیند.

قیام اباعبدالله الحسین (ع) و تجلی سوره فجر

و این ادامه پیدا کرد در زمان وجود مبارک حسین بن علی بن ابی‌طالب. همه جا را تاریکی فرا گرفته بود، ظلمات فرا گرفته بود. وجود مبارک اباعبدالله و یارانشون، تعداد بسیار اندک، ایستادگی و مقاومت کردن. اتفاقی که افتاد درخشش نور اباعبدالله همه عالم رو فرا گرفت، همه عالم فراگیر شد. فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلاً» اتفاق افتاد. بعد اونجا امام صادق فرمود: سوره فجر، این سوره فجری که می‌خوانید در فضیلت و عظمت آقا اباعبدالله الحسین است. شروعش با «وَ الْفَجْرِ» قسم به فجر است، انتهاش امام حسین است که «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً».

اما نکته ناب امشب رو برای شما عرض بکنم اون این است: این سوره فجر که فرمود زیاد سوره فجر رو قرائت بکنید، این سوره امام حسین است. انتهاشم «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» است، ولی شروعش عجیبه. تو احادیث ما فرمود شروعش این است: خدا قسم می‌خورد به فجر، به سپیده‌دم، به نورانیت در دل ظلمات، به اینکه هر کسی تو خانواده خودش، محله خودش، شهر خودش پای دین و دیانت، پای رحم و رحمت، پای خدمت به مردم بایستد خدا کمکش می‌کند و آخر عاقبت فجر اتفاق می‌افتد. امام راحل‌ها، شیخ محمدحسین زاهدها، علمای ربانی‌ها، مردم و شهدا در مثل همین دهه‌فجرها مقاومت و ایستادگی کردند، خدا به میدان آمد و کمکشان کرد.

فرمود بدانید سوره فجر شروعش قسم به فجر است. یعنی چی قسم به فجر؟ فرمود اگر مردم تو خانواده خودشون پای این ارزش‌ها بایستند، پای خدمت و رحمت بایستند، تو محله و روستا و شهر و کشور خودشون بایستن خداوند این فجر و نورانیت و سپیده رو در خانواده‌شون و زندگیشون قرار می‌ده. اگر ایستادگی بکنن براشون قرار می‌ده. فرمود: این فجر، مراد از این فجر که خدا قسم می‌خورد همان نفس مهدی فاطمه است. و آخرالزمان یعنی قسم به فجری که در این سوره آمده یعنی قسم به وجود مهدی فاطمه، قسم به وجود مبارک صاحب‌الزمان که کسی اگر ایستادگی و مقاومت پای دیانت، پای رحم، پای خدمت به مردم، پای این راه ایستادگی بکند، خود امام زمان می‌آید و مدد می‌رساند. اگرچه خورشید پشت ابر است ولی مدد می‌رساند. و اتفاقی که می‌افتد این است: «وَ الْفَجْرِ»، قسم به فجر. این رو تو عمر همه ما اتفاق می‌افته، به بچه‌هامون هم باید یاد بدیم. حتماً در عمرتون می‌بینید یه دفعه تو خانواده ظلمات پیدا شد. حتماً به عمرمون ما و بچه‌هامون می‌بینیم چنان‌که اجدادمون هم دیدن تو شهر و کشور ظلمات، تو جهان ظلمات ظالمین پیدا می‌شه، نور می‌رود خیانت، جنایت می‌آید. عده‌ای می‌آیند پای رحمة‌للعالمین می‌ایستند، پای رحم می‌ایستند، پای دیانت و خدمت به انسان، مکتب اهل بیت می‌ایستند. این‌ها که مقاومت می‌کنند این اتفاق می‌افتد. سال‌ها که می‌ایستند اتفاقی که می‌افتد این است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. وَ الْفَجْرِ. وَ لَيَالٍ عَشْرٍ. وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ. وَ اللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ. هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ». قسم خدا رو ذوی‌العقول درک می‌کنند، عقلا می‌فهمند که خدا قسم به این فجر می‌خورد که سپیده‌دمی است که فرج و گشایش پیدا می‌شه.

دعا برای تعجیل در فرج و گشایش در امور

فرمود زیاد دعا کنید برای فرج امام زمان. اگر زیاد دعا کردید همین الان خدا گشایش در زندگی شما ایجاد می‌کنه ان‌شاءالله. گشایش در زندگی خانواده‌تون پیدا می‌شه ان‌شاءالله. گشایش در زندگی مردم شهر و کشور و جهان پیدا می‌شه. بنابراین فرمود هرگز دعا برای فرج امام زمان که قسم خدا به فجر یعنی قسم به اوست رو فراموش نکنید. بنابراین همیشه یادمان باشد همه با هم زمزمه کنیم، خدایا فرج امام زمان را برسان؛ «اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ». هر که حاجتی دارد، هر که آرزویی دارد، برای بچه‌هاش، برای نوجوان و جوون‌هاش، من از حاج آقا مجتهدی، حاج آقا حق‌شناس یاد گرفتم خودم هم دیدم خیلی حاجت برآورده می‌شه.

هر کی برای مردمش، برای این کشور عزیز، ایران عزیز که یهودیان خائن، صهیونیست خائن فهمیده تو این کشور پدر و مادرانی وجود دارند اهل رحم و رحمت‌اند، فرزندانی پرورش یافت می‌کنند که یار امام زمان می‌شن، صهیون و یهود و مستکبرین و این جنایتکارا از این می‌ترسند. هر که دوست دارد ایران عزیز در اوج عزت باشد، هر که دوست دارد خانواده و نسل و جوان و نوجوانش در این مسیر موفق باشند، ان‌شاءالله خودش پرتلاش باشه، ولی در عمرش هم زیاد برای آقا امام زمان دعا بکنه. فرمود: «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ»؛ زیرا در این مطلب فرج و گشایش در زندگی شما همین الان پیدا می‌شود.

پیوسته یاد کنیم آقا امام زمان رو و همه با هم زمزمه کنیم ان‌شاءالله دعای همه مستجاب بشود:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»

خدایا! به مقربین درگاهت قسم، به نفس این عزیزانی که به عشق امام ایران عزیز در اوج عزت باشد، هر که دوست دارد خانواده و نسل و جوان و نوجوانش در این مسیر موفق باشند، ان‌شاءالله خودش پرتلاش باشه، ولی در عمرش هم زیاد برای آقا امام زمان دعا بکنه. فرمود: «وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ»؛ زیرا در این مطلب فرج و گشایش در زندگی شما همین الان پیدا می‌شود.

پیوسته یاد کنیم آقا امام زمان رو و همه با هم زمزمه کنیم ان‌شاءالله دعای همه مستجاب بشود:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»

خدایا! به مقربین درگاهت قسم، به نفس این عزیزانی که به عشق امام زمان و عشق سیدالکریم در اینجا جمع هستند، به نفس و دعا و آمین این عزیزان فرج امام زمان برسان.

گرفتاری از زندگی تک‌تک این خانواده‌ها برطرف بفرما. شر دشمنان ایران و شیعه را به خودشان برگردان. صهیونیست خائن، اسرائیل خائن و جنایتکار را نیست و نابود بگردان. خدایا! توفیق زیارت و شفاعت ائمه هدیٰ در دنیا و آخرت نصیب همه ما بفرما. و عاقبت همه ما ختم به خیر بگردان. «بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ». صلواتی ختم بفرمایید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».