محراب
چاپ / ذخیره PDF

شرح حکمت 5 نهج‌البلاغه

نسخه چاپی متن از سایت محراب

"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"

 

سلام علیکم و رحمة الله

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ.

عرض سلام و ادب و صبح‌به‌خیر دارم محضر همه شما بزرگواران، سحرخیزان و نورانیان. پیشاپیش تسلیت عرض می‌کنم فرا‌رسیدن ماه محرم؛ ماه خون و قیام و شهادت و عزت، و ماه زیر بار ذلت نرفتن. ایام سوگواری سالار شهیدان را به شما تسلیت عرض می‌کنم.

ورود به بحث حکمت پنجم نهج‌البلاغه

خب، الحمدلله «صبحانه با معرفت» ما به حکمت پنجم رسید. در حکمت پنجم نهج‌البلاغه، امام علی (علیه‌السّلام) سه قاعده، سه ضابطه و سه فرمول به ما یاد می‌دن که اگر این سه فرمول رو خوب یاد بگیریم و در زندگیمون پیاده کنیم، بهره‌وری از عمر ما خیلی بالا می‌ره.

یه اصطلاحی ما وقتی به حکمت پنجم می‌رسیم خدمت مردم عرض می‌کنیم که این حکمت پنجم، بیان سه اصل از اصول «حیات حرفه‌ای» است. حیات حرفه‌ای یعنی چی؟ یعنی رو اصول زندگی کردن. حیات حرفه‌ای یعنی از منابع و فرصت‌ها و امکانات و نقاط قوت حداکثر بهره‌برداری کردن. حیات حرفه‌ای یعنی اینکه پرتِ هزینه و پرتِ انرژی و پرتِ فرصت نداشته باشیم.

قبول دارید عزیزان که اکثر ما متأسفانه چه از نظر زمان، چه از نظر سرمایه مالی، چه از نظر ارتباطات و غیره، خیلی پرت داریم؟ خیلی! یعنی میزان بهره‌وری که از این امکانات و فرصت‌ها داریم، خیلی کمتر از اون چیزی است که می‌تونیم داشته باشیم. دلیلش چیه؟ دلیلش اینه که ما حرفه‌ای زندگی نمی‌کنیم.

تفاوت عملکرد حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای

بذارید یکی دو تا مثال ساده بزنم تا قدر این حکمت فهمیده بشه. شما یه فوتبالیستی رو ببینید که آموزش ندیده، مربی نداشته، همین‌جوری تجربی‌تجربی یه چیزی یاد گرفته؛ این چقدر خطا می‌کنه و چقدر فرصت از دست می‌ده! تا یه فوتبالیست کاملاً حرفه‌ای که هم دانش فوتبال رو آموخته، هم زیر دست بهترین مربیان کار کرده، هم تمرینات خیلی دقیقی داشته و خیلی راحت می‌تونه از بهترین، از کمترین فرصت‌ها بهترین استفاده رو بکنه؛ که حالا مثلاً در دنیا فوتبالیست‌های معروفی هستند مثل رونالدو، مثل مسی و غیره؛ یا در داخل کشور خودمون. فرق یه فوتبالیست حرفه‌ای رو ببینید با یه فوتبالیست غیرحرفه‌ای. هر دو تا در یه زمین، با یه قوانین، در یه فرصت نود دقیقه‌ای می‌دوند. یه توپ هست، بیست و دو نفر تو زمینن، داور و خط‌نگه‌دار و همه‌چی یکیه؛ اما حرفه‌ای رو ببینید چجوری بازی می‌کنه، غیرحرفه‌ای رو ببینید چجوری بازی می‌کنه! گاهی غیرحرفه‌ای‌ها گل‌به‌خودی هم می‌زنن.

یا یک خوشنویس حرفه‌ای رو ببینید که از اول رفته استاد دیده، در انجمن خوشنویسان تربیت شده؛ حالا این وقتی قلم رو برمی‌داره، توی مرکب می‌زنه، بر سینه کاغذ می‌نویسه، اصلاً روح آدم پرواز می‌کنه! تا یه آدمی که خیال می‌کنه خوشنویسی به این راحتیه، همین‌جوری از بچگی قلم رو گرفته باهاش بازی کرده، حالا می‌شینه برای آدمایی که از خودش پایین‌ترن و بی‌تخصص‌ترن خطای بی‌خودی می‌نویسه و فکر می‌کنه خیلی هم خوش‌نویسه! چقدر فرق می‌کنه؟ کار رو به یک حرفه‌ای بسپارید.

بیاید یاد بگیریم ما چجوری باید حرفه‌ای زندگی کنیم که کمتر انرژی و وقت و عمر و مال و ارتباطات و آبرومون هدر بره. حضرت می‌فرماید سه تا اصل رو رعایت کنید؛ یکی قبل از اینکه دست به اقدام بزنید، دوم در حین اقدام، و سوم پس از اقدام.

سه اصل حیات حرفه‌ای از نگاه امیرالمؤمنین (ع)

امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرمایند:

«الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ»

(دانش میراثی ارزشمند است، و آداب زیورهایی همواره نو و جدید است، و اندیشه آیینه‌ای است صاف و صیقلی.)

۱. علم (پیش از اقدام)

اما اون قاعده و اصل حیات حرفه‌ای که قبل از هر اقدامی [لازم است]، کسب علمی‌ست که در اون موضوع دیگران زحمتش رو کشیدن، تلاشش رو داشتن، تجربه‌اش کردن، خط و آزمونش رو رفتن و به‌صورت یک ارث کاملاً رایگان در اختیارت گذاشتن. لذا حضرت می‌فرماید: «الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ»؛ علم یک میراث ارزشمند است.

ارث چیه؟ پدر من، پدربزرگ جنابعالی، بالاخره پیشینیان ما زحمت کشیدند، عرق ریختند، کار کردند، تلاش کردند، پس‌انداز کردند، زمینی، خانه‌ای، کارخونه‌ای، کارگاهی، باغی را فراهم کردند؛ موقع سفر از این دنیا، اونی رو که براش این‌همه رنج کشیدن به عنوان ارث رایگان در اختیار من و شما گذاشتن. حالا ما بدون زحمت صاحب یک سرمایه و ثروت قابل توجهیم. حضرت می‌فرماید عزیزم، تو که می‌خوای هر کاری رو بکنی، اولین نفری نیستی که می‌خوای این کار رو بکنی. قبل از شما هم خیلی‌ها این کار رو انجام دادن؛ حاصل فکرشون، مطالعه‌شون، تجربه و خط و آزمونشون شده یه بسته دانش در مورد هر موضوعی. حتی خریدن یه خودکار! اول دانشش رو که دیگران زحمت کشیدن به تو ارث دادن، ارزشمند هست، یاد بگیر، بعد برو اقدام کن. اما متأسفانه خیلی از ما یک میلیارد ساله می‌خوایم هی هر کسی اومد سرِ کار، چرخ رو دوباره اختراع کنیم! پس اولین اصل اینه که دانشی که دیگران زحمتش رو کشیدن به عنوان ارث با‌ارزش استفاده کن. قبل از اینکه اقدامی بکنی اول این آگاهی رو در خودت کامل کن.

۲. آداب (در حین عمل)

اما نکته دوم یا اصل دوم در حین عمل هست، می‌فرماید: «وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ»؛ آداب مانند زیورها و زینت‌هایی هستند که هی دائماً نو بشن، جدید بشن. شما وقتی یک زینتی رو برای لباس خودتون، خونتون، ماشینتون، جایی که هستید تهیه می‌کنید، اولش خیلی‌خیلی لذت‌بخشه و باعث می‌شه آدم گشایش روح و روان پیدا کنه؛ بعد از مدتی انگار تکراری می‌شه، می‌رید این رو می‌فروشید، یکی دیگه جدید می‌خرید؛ دوباره بعد مدتی هر بار که جدید می‌شه، شما انگار یه روح جدیدی به زندگی و خانواده‌تون دمیده می‌شه.

حالا امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید وقتی آداب رو رعایت کنی در هر کاری، انگار تندتند رفتی زیور و زینتت رو جدید کردی. چرا؟ چون بسیاری از انسان‌ها آگاهی در مورد کارشون دارن، اما به‌خاطر تکرار روزمره اون کار کم‌کم خسته می‌شن و رها می‌کنن. اما بعضی از انسان‌ها پنجاه سال، هفتاد سال یه کار ثابتی رو دارن با انرژی و نشاط، انگیزه روز اول هنوز توشون هست و دارن کار می‌کنن. حضرت می‌گه می‌دونی دلیلش چیه؟ دلیلش اینه که این‌ها آداب هر کاری رو رعایت می‌کنن.

عزیزان، آداب هر کاری یعنی اون اقداماتی که باعث می‌شه من حداکثر استفاده از اون موقعیت، حداکثر لذت رو از اون فرصت ببرم. مثلاً آداب غذا خوردن: وقتی انسان به آداب اسلامی غذا می‌خوره؛ یعنی مثلاً:

کسی که آداب غذا خوردن رو همیشه رعایت می‌کنه، باور کنید تمرین کنید، هر دفعه که سرِ سفره می‌شینه انگار اولین باره و با یه ذوق و شوق و حالت شکر و لذتی می‌شینه سرِ سفره. اما آدمی که نه، هیچ‌کدوم از این آداب رو رعایت نمی‌کنه، غذا خوردن به خیال خودش وقت تلف کردن می‌خواد تندتند بخوره بره! در حالی که در روایات نقل شده عمری که انسان سرِ سفره می‌ذاره، وقتی که انسان سرِ سفره می‌ذاره جزو عمرش حساب نمی‌شه. اما این نادان تندتند می‌خوره، اولا قدر نعمت رو نمی‌فهمه، مریض می‌شه، هزار بدبختی می‌گیره. آداب زینت‌های همیشه نو‌شونده هستند. اینم دو تا.

۳. تفکر (آینه‌ی اندیشه)

اما سومی می‌فرماید: «وَ الْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ»؛ اندیشه و فکر مثل یک آینه صاف و صیقلی هستند. یعنی چی؟ یعنی حالا غیر از دانشی که دیگران کسب کردند و تو قبل از اقدام باید مثل یه ارثی ازش به عنوان سرمایه استفاده کنی، و غیر از آداب که در حین عمل باهاش باعث می‌شه لذت از کارت ببری، حالا بشین فکر هم بکن. درسته پیشینیان زحمت کشیدن دانشش رو تولید کردن، دستشون هم درد نکنه، اما از کجا معلوم راه میانبر، راه بهتر، راه کم‌هزینه‌تر، راه کم‌خطاتری نداشته باشه؟ حالا بشین فکر کن و راه بهتر پیدا کن، روش استفاده بیشتر رو پیدا بکن. متوجه می‌شین؟ انسان با فکر کردن می‌تونه ظرافت‌هایی رو ببینه که آدم‌های عادی نمی‌بینن. اونم حضرت می‌فرماید مثل آینه صاف و زلال؛ شما اگر جلوی یک آینه بزرگ تمام‌قد وایسی که یه دونه لک حتی نداره، یه ذره چربی دست انسانی روش نکشیده، تمام ریزه‌کاری‌های جسمت رو، لباست رو می‌بینی. درسته؟ حضرت می‌گه سومین اصل در اصول حیات حرفه‌ای اینه که تفکر کن. همه‌اش کورکورانه دنبال اون چیزی که دیگران گفتن نرو. فکر کن؛ چه بسا راهی باشه.

ما ایرانی‌ها به فضل خدا و با این اراده‌ای که امام و رهبری در وجود ما دمیدن و این اعتماد‌به‌نفسی که به برکت اعتماد به خدا در ما ایجاد شد، در تهِ تحریم‌ها به بهترین چیزها رسیدیم. چرا؟ چون فکر کردیم. گفتیم آقا حالا اون آمریکایی، ایتالیایی، آلمانی از یه راهی رفته رسیده؛ فعلاً که ما اون راه تحریمیم، ولی کی گفته این تنها راهه؟ کی گفته این بهترین راهه؟ کی گفته این کم‌هزینه‌ترین راهه؟ کی گفته این سریع‌ترین راهه؟ جوانان اندیشمند و دانشمند و صنعتگر ما نشستن فکر کردند، خدا راهی رو بهشون نشون داد که حالا به عقلِ صاحبانِ همون تکنولوژی هم نمی‌رسید، نمی‌رسید! امروز در سلول‌ها، تکثیر سلول‌های بنیادین، در نانو‌تکنولوژی، در هسته‌ای، در موشکی، در سد‌سازی، در پل‌سازی، در مسائل مختلف ما صاحب قدرتی هستیم به برکت این تفکر و توکل که دنیا مبهوت می‌مونه. پس تفکر خیلی کار رو حل می‌کنه.

مادرِ خانه‌ای هستی، احساس می‌کنی بچه‌ات یه مدتی یه ناهنجاری داره، فکر کن، فکر کن، نگران نباش، فکر کن، مطالعه بکن، آداب تربیت فرزندم رعایت کن، اما تفکر هم بکن. تفکر دو تا اثر برای ما خواهد داشت: یک، ریشه‌های یک اتفاق رو برای ما آشکار می‌کنه، دو، آثار و پیامدهای آینده اون رویداد رو هم برای ما می‌تونه تا یه حدی تخمین بزنه. لذا ما قدرت پیدا می‌کنیم برای مدیریت درست اون اتفاق.

جمع‌بندی

پس امروز ما مهمان حکمت پنج نهج‌البلاغه بودیم. یک بار دیگه این حکمت رو می‌خونم و ترجمه می‌کنم و از همه شما التماس دعا دارم:

حضرت در حکمت پنجم نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

«الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ»

(دانش میراثی ارزشمند است، و رعایت آداب مثل زیورهایی است که دائماً تجدید و نو می‌شوند، و تفکر کردن و اندیشه‌ورزی همچون آینه‌ای صاف و صیقلی است.)

ان‌شاءالله خدا به همه ما عنایت کنه آنچه می‌گوییم و می‌شنویم و می‌خوانیم بفهمیم و بعد هم عمل کنیم و بعد هم به دیگران تقدیم بکنیم. 

وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

یا علی.