نسخه چاپی متن از سایت محراب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ، وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ، حَبِيبِنَا وَ حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ.
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.»
روز میلاد باسعادت منجی عالم، وجود مقدس حضرت بقیةالله (عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ وَ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ) هست. تبریک عرض میکنیم؛ اولاً خدمت خود مولایمان و همچنین شما عزیزانی که در مجلس حضور دارید. خدا را قسم میدهیم به حق این بزرگوار، همهمان را مشمول دعای خاص آن حضرت قرار بدهد؛ هدیه به پیشگاه باعظمت ایشان صلوات دیگری عنایت بفرمایید. همچنین تبریک عرض بکنیم ایام دههی فجر انقلاب اسلامی را که انشاءالله زمینهساز ظهور حضرت ولیعصر (عَلَيْهِ السَّلَامُ) هست و همینجا سلام خودمان را به امام راحل عظیمالشأنمان میفرستیم؛ رحمت خدا بر ایشان، انشاءالله با اجداد طاهرینش محشور باشد.
خب، دیشب و امروز از شبها و روزهای ممتاز سال هست. مثل سحر دیشبی، سال ۲۵۵ هجری، یعنی ۱۱۹۲ سال پیش، وجود مقدس امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) به دنیا آمد. حضرت حکیمهخاتون، عمهی امام عسکری (عَلَيْهِ السَّلَامُ) میگوید: «من موقع وضع حملِ مادر امام زمان، حضرت نرگس (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا)، در کنارش بودم. در یک اتاق دیگری بودیم، امام عسکری (عَلَيْهِ السَّلَامُ) در اتاق مجاور بود. یک اضطرابی به من دست داد؛ موقع فارغشدن حضرت نرگس (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) یک اضطرابی به من دست داد.» خب شوخی نیست، کسی دارد به دنیا میآید که چشم تمام انبیا و اولیا در طول تاریخ به او هست. میگوید: «تا این اضطراب به من دست داد، امام عسکری (عَلَيْهِ السَّلَامُ) از آن اتاق مجاور فرمود: عمهجان! سورهی قدر را بخوان، سورهی ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ﴾ را بخوان.» میگوید: «من شروع کردم سورهی قدر را خواندن، بچه به دنیا آمد؛ حضرت بقیةالله (عَلَيْهِ السَّلَامُ) به دنیا آمد.» که امام عسکری (عَلَيْهِ السَّلَامُ) او را به هر حال در آغوش گرفت و اذان و اقامه فرمودند و بعد تعداد زیادی گوسفند برای او عقیقه کردند؛ برای سلامتی امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) تعداد زیادی گوسفند عقیقه کردند.
این وجود مقدس مثل دیشبی به دنیا آمد. در روایات ما هست که شب نیمهی شعبان بهمنزلهی شب قدر است. امام صادق (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فرمود: «خداوند متعال شب نیمهی شعبان را برای ما اهلبیت، بهمنزلهی شب قدر ماه رمضان برای رسول خدا قرار داد.» بهعنوان شب قدر حساب میشود. معمولاً شبهایی که مبارک هست، روزش هم مبارک است. شبهایی که بهمنزلهی شب قدر است در ماه رمضان، روزش هم روز قدر هست و بسیار بافضیلت. لذا از امروز هم لحظاتش را بهره ببرید. همانجور که دیشب زیارت سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مستحب بود، امروز هم همینجور هست. یکی از بالاترین و افضل اعمال در شب و روز نیمهی شعبان، زیارت سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) هست که انشاءالله حالا یا قرائت کردید زیارت را، یا انشاءالله قرائت میکنید.
در آخر سورهی آلعمران، یعنی آیهی ۲۰۰ (آخرین آیهی سورهی آلعمران)، خدا یک دستور جامعی برای کسانی که میخواهند به ظهور امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، به ارتباط با حضرت ولیعصر برسند داده است. خدا یک دستورالعمل جامعی داده:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾
مؤمنین! برای اینکه به ارتباط با امام زمان، به سربازی و یاری حضرت ولیعصر برسید، برای اینکه به ظهور برسید، دو مرحله را باید قبلش طی بکنید: «اصْبِرُوا» و «صَابِرُوا». دو تا صبر است، دو تا استقامت است. این استقامتها باید طی بشود تا به ارتباط با امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) و ظهور ختم بشود. همهی مفسرین گفتهاند که مقصود از این دو تا صبر («اصْبِرُوا» و «صَابِرُوا»)، صبر فردی و صبر اجتماعی است.
مؤمن برای اینکه سرباز ولیّ خدا بشود و مؤمنین و جامعه برای اینکه جامعهای باشد که یار امام زمان باشد، باید صبر فردی و اجتماعی داشته باشند. صبر فردی یعنی فردفرد مؤمنین در مسیر بندگی که سختیهایی دارد، ناهمواریهایی دارد (راه خدا به سمت قله رفتن قطعاً مشکلات دارد)، برای اینکه آدم بار را نیندازد و بتواند تا آخر برود، باید استقامت بکند. فردفرد مؤمنین یک تکالیفی را دارند که باید انجام بدهند. تکالیفی که گاهیموقعها سخت است؛ همهاش مثل نماز و روزه نیست. حالا بعضی از تکالیف آسانتر است، ولی بعضی از تکالیف مثلاً مثل امر به معروف و نهی از منکر هزینه دارد، فحشخوردن دارد، گاهیموقعها کتکخوردن دارد، یا مثل جهاد خوندادن دارد. مؤمن برای اینکه مسیر خدا را برود، باید به تکالیف الهی عمل بکند و از زیر بارش در نرود.
همچنین بلاهایی در مسیر هست؛ بلاهای متعددی که برای مؤمن پیش میآید و طبیعتاً این بلاها را اگر بخواهد طی بکند، باید صبور باشد و استقامت داشته باشد. همچنین معصیتهایی که لذتهای نفسانی دارد، لذتهای شهوانی دارد، برای مؤمن پیش میآید؛ بهخصوص در آخرالزمان که چهبسا پمپاژ میشود معصیت در عالم. بهخصوص برای جوان که لغزشگاهها فراوان میشود.
و بهخصوص دو تا لغزش، دو تا حرام که شیطان و دستگاه ابلیس این دو تا معصیت را میخواهند در مؤمنین رواج بدهند. این در قرآن هست:
﴿وَ شَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ﴾
شیطان میخواهد شریک بشود با انسانها، با مؤمنین در اموالشان و در اولادشان! خیلی عجیب است. یعنی چی شیطان میخواهد شریک بشود در اموالشان و اولادشان؟ نصیب و بهرهاش را شیطان ببرد از مال ما و از فرزندان ما؟ یعنی چی؟ یعنی که شیطان فساد مالی درست بکند. پولهای کثیف در جامعه رواج میدهد، حرامخواری را رواج میدهد که نصیبش را شیطان میبرد. خدایینکرده اگر کسی مال حرام، درآمد و کاسبی حرام در زندگیاش وارد بشود، شیطان شریک میشود با او و استفادهاش را او میبرد. حرامخواری، پولهایی مثل احتکار، مثل اختلاس، مثل رشوه، مثل کمفروشی، مثل گرانفروشی، مثل ربا و نزول؛ خب اینها قطعاً بهرهاش را شیطان میبرد.
کسی که حرامخور باشد پوک میشود، در دام شیطان میافتد و ظلمت و تاریکی دستگاه ابلیس او را میگیرد. ماها همهمان میدانیم که اهلبیت واسطهی فیضاند؛ همهمان میدانیم اهلبیت از خداوند متعال فیض را (مثل رزق را، مثل شفا را، مثل هدایت را، مثل علم را) دریافت میکنند و میدهند به خلقالله؛ واسطهی فیضاند. اما مال حرام فیض نیست که اهلبیت واسطهاش باشند! واسطهاش شیطان و دستگاه ابلیس است. درست است که ما در ظاهر داریم از صاحبکارمان پول میگیریم (آن پول حرام را)، اما پشتپردهاش شیطان هست که دارد پختوپز میکند، دستگاه ابلیس هست که دارد پختوپز میکند تا این پول حرام به دست کسی برسد.
آنوقت وقتی اینچنین شد، طبیعتاً آدم تحت ولایت ابلیس قرار میگیرد. آنی که در ولایت ابلیس قرار میگیرد، در آیةالکرسی خواندهاید: ﴿وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ﴾، آنوقت به سمت تاریکی میرود. آنوقت میبینی که حال دیگر ندارد. اولین علامت تاریکی، اولین علامت اینکه ولایت ابلیس آدم را گرفته، بیاشتهایی و بیمیلی نسبت به مسائل معنوی است. سال تا سال میگذرد، حال ندارد مفاتیح را باز کند یا دعا بخواند. سال تا سال میگذرد، حال ندارد برود زیارت. سال تا سال میگذرد، حال ندارد یک سحری بلند شود، حال ندارد یک زیارتی بکند اشکی بریزد. اشک ندارد، سوز ندارد، سحر ندارد، حضور قلب در نماز ندارد. حالا یک بار هست، یک بار، دو بار، ده بار، بیست بار آدم بیحال است، بیاشک است، آن طبیعی است؛ آن طبیعی است. اما آنی که همیشه بیحال است، همیشه بیسوز است، همیشه بیاشک است، این معلوم است که یک مریضی روحی پیدا کرده. همانجور که همهمان چشیدهایم، وقتی مریضی جسمی پیدا میکنیم، نسبت به غذا بیاشتها میشویم؛ آدم وقتی مریضی جسمی پیدا میکند نسبت به غذا بیاشتها میشود. آنی که مریضی روحی پیدا میکند، نسبت به غذای روح (مسائل معنوی) بیحال و بیمیل میشود. این اولین علامتِ این است که آدم در ولایت ابلیس و زیر بلیت او رفته است.
اگر خودش را مداوا کرد، کرد؛ اگر نه، علامت دوم این هست که دچار شک میشود در مسائل دینی و اعتقادات. یواشیواش دچار شک میشود. مرحلهی بعدی دچار ریب میشود؛ سوءظن (بدتر از شک). «بابا آخوندها از خودشان درآوردند! کجای قرآن دارد حجاب؟ آخوندها از خودشان…» سوءظن پیدا میکند به باورها و اعتقاداتش. مرحلهی آخر دچار کفر میشود؛ انکار میکند، دیگر قبول ندارد، ولو در دلش. چون یک ظاهر مذهبی دارد، ولو در دلش… در زبانش کفر نمیگوید اما در دلش کفر هست، باطناً قبول ندارد. و این باطن یک جا خودش را میریزد بیرون؛ کجا؟ دم مرگ! دم مرگ دیگر زمانی نیست که آدم بتواند لاپوشانی بکند و بتواند عوامفریبی بکند. دم مرگ آدم خودش را میریزد بیرون و همان آدمی که تا دیروز آدم گمان میکرد یک آدم مقدسی هست، میدانید چه کفری میگوید؟ ببین چه کفری میگوید!
خدا رحمت کند امام راحل عظیمالشأنمان را. من این خاطره را یادم هست از خود ایشان شنیدیم همهمان، شاید شما بزرگواران هم یادتان باشد. امام وقتی این خاطره را نقل میکرد، دو سه مرتبه هی میفرمود: «مَعَاذَ اللَّهِ! مَعَاذَ اللَّهِ! پناه بر خدا!» تا آنجایی که من دنبال کردم، حضرت امام این خاطره را از مرحوم آیتالله گلپایگانی شنیده بود، آقای گلپایگانی در این قضیه بوده. مرحوم آیتالله آقای گلپایگانی میفرمود: «من یک رفیقی داشتم، با من همبحث و همدرس بود در قم در جوانیمان. درسمان که یک مقداری جلو رفت و تقریباً تمام شد، این رفیق ما برگشت شهر خودش، اما هنوز با همدیگر نامه مینوشتیم و ارتباط داشتیم. تا اینکه بعد از چند سال من شنیدم این رفیقمان خیلی حالش خراب است و در بستر احتضار هست.» آیتالله گلپایگانی میگوید: «من از قم رفتم شهر او، رفتم برای دیدنش، گفتم شاید دیگر اصلاً نتوانم ببینمش. رفتم دیدم بله، روبهقبلهاش کردهاند و حالش خیلی سنگین است. کنارش نشستم دیدم الله اکبر! دارد کفر میگوید، چه کفری! کنارش نشستم دیدم دارد اینجوری میگوید (نَعُوذُ بِاللَّهِ): “ظلمی که خدا به من کرده، احدی به من نکرده! ظلمی که خدا به من کرده، احدی به من نکرده! من بچههایم کوچکاند، احتیاج به سرپرست دارند، من را دارد از این دنیا میبرد…” با خدا درگیر است و آن کفر را اظهار میکند.»
خب، همین ابلیس یکی از راههایش پولهای کثیف و حرام است که آدم را پوک میکند، بهقول قدیمیها آدم را بیبوته میکند. یک ظاهری دارد از جهت دینی، اما در باطن هیچ خبری نیست.
پولهای کثیف و حرام… شما در روز عاشورا همهتان دارید این را؛ سیدالشهدا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وقتی رفت موعظه بکند و نصیحت بکند لشکر عمر سعد را (ما دیگر صاحبنفستر از امام حسین که دیگر نداریم که!)، وقتی رفت نصیحت بکند، شروع کردند هلهله کردن؛ حدود مثلاً سیهزار نفر ببینید چه سروصدایی شد. امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) دید اصلاً صدایش به جایی نمیرسد. برگشت به سمت خیمه. وقتی برگشت، حضرت زینب (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) عرض کرد که: «برادرم! اینها چرا اینجوریاند؟ چرا اینجوری هستند اصلاً نمیخواهند بشنوند؟» امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فرمود:
«مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ»
شکمهایشان از حرام پر شده. دیگر اصلاً حرف حق به گوششان نمیخورد؛ نمیخواهند بشنوند تا چه برسد اینکه قبول بکنند.
یکی از فسادهایی که شیطان و دستگاه ابلیس در آخرالزمان بهخصوص درست میکند، فساد مالی است که متأسفانه کموبیش داریم میبینیم. در روایت از پیغمبر هست: «کمترین چیزی که در آخرالزمان گیر آدمها میآید پول حلال است.» خیلی عجیب است؛ پیغمبر فرمود کمترین چیزی که در آخرالزمان گیر آدمها میآید، پول حلال هست. و دومین فسادی که شیطان در آخرالزمان ایجاد میکند، فساد جنسی است، آلودگیهای جنسی هست. خیلی معذرت میخواهم از شما، حرامزادگی، فرزندان نامشروع، بهشدت به درد شیطان میخورد، بهشدت میتواند سرباز شیطان بشود. در روایت داریم:
«لَا يَقْتُلُ الْأَنْبِيَاءَ وَ لَا أَوْلَادَهُم إِلَّا أَوْلَادُ الزِّنَا»
انبیا و فرزندان معصوم انبیا را کسی نمیکشد مگر اولاد زنا! مگر هر کسی از دستش برمیآید امیرالمؤمنین را به شهادت برساند؟ مگر هر کسی جرئت میکند سیدالشهدا را به شهادت برساند؟ این باید خیلی خراب باشد، این باید خیلی خراب باشد. مرحوم سید بن طاووس در کتاب «لهوف» نقل کرده، آن دهنفری که اسب تاختند بر بدن امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) و شهدای کربلا، اسامیشان در تاریخ موجود است، ده نفر را اسمشان را گفته، دنبال کردهاند (ایشان فرموده دنبال کردهاند)، هر ده نفر از اولاد زنا بودهاند! شیطان حرامزادگی و فسادهای جنسی را در آخرالزمان بسیار گسترش میدهد.
من یک مرتبه شاید در جلساتی که خدمت دوستان بزرگوار بودم این را عرض کردم؛ شما برای اینکه ببینید این مسئله واقعی است (مسئله، مسئلهی تخیلی نیست، مسئلهی واقعی است که الان اتفاق افتاده)، از شما تقاضا میکنم دوستانی که برایشان امکانپذیر هست، در اینترنت یک جستوجو بکنند. مرکز مطالعات خانواده زیر نظر سازمان ملل (مال ما نیست)، «آیافاس» آمار مسائل خانوادگی در کل کشورهای دنیا را آمار میدهد، هر دهسال یکمرتبه؛ میزان ازدواج، میزان طلاق، نرخ جوانی جمعیت، همهی اینها را و از جمله فرزندان نامشروع. سال ۲۰۱۵ (ده سال قبل، الان این آمار قدیمی است هنوز آمار جدید نیامده، ۲۰۲۵ الان هستیم)، آماری که آیافاس داده این است: ۵۶ درصد بچههایی که در فرانسه به دنیا میآیند نامشروعاند! ۵۶ درصد! یعنی از نصف… از هر دو تا بچه یکی بیشتر. در مکزیک، در سوئد ۵۵ یا ۵۴ درصد. در مکزیک ۵۴ درصد. در کلمبیا ۸۴ درصد! یعنی از هر سه تا بچه، دوتاشان نامشروع است! نامشروع یعنی طبق اعتقادات خودشان هم عمل نکردهاندها! طبق اعتقادات خودشان، مسیحیاند، هر دینی که دارند، بالاخره برای ازدواج یک آدابی دارد، یک قانونی دارند، طبق همان هم رفتار نکردهاند؛ نامشروع به این معنا. در انگلستان ۴۸ درصد، در آمریکا ۴۱ درصد، در آلمان ۳۳ درصد (از هر سه تا بچه یکی). همینجور همهی کشورها را بیان میکند. در ترکیه ۲ درصد. در ایران (ایران، افغانستان، تاجیکستان؛ این سه تا کشور فارسیزبان) زیر یک درصد! زیر یک درصد. البته ما خوشحال نیستیم، یکدانهاش هم زیاد است، یکدانهاش هم زیاد است، اما با توجه به این وضعیت ناهنجاری که در جهان وجود دارد، سه تا کشور زیر یک درصد؛ این فقط به برکت دین است، این فقط به برکت دین.
خب ببینید، یک جوان یا حالا جوان هم نه، اگر کسی بخواهد در فساد مالی پایش را بگذارد روی نفسش، یک قلمبهای گیرش آمده ولی حرام است، یک قلمبه پول گیرش آمده ولی حرام است، یا یک شهوت آسانی برایش فراهم شده ولی حرام است؛ خب این خیلی استقامت میخواهد که آدم پایش را روی نفسش بگذارد. این خیلی صبر میخواهد که از این لذتهای نفسانی و شهوانی بگذرد. بنابراین صبر فردیِ مؤمن، باید تکتکشان صبور باشند برای رسیدن به قلههای بندگی و بتوانند استقامت کنند.
مهمتر از استقامت فردی، استقامت جمعی است. استقامت جمعی یعنی جامعهی مؤمنین برای رسیدن به قلهها (که ما قلهمان ظهور است، ما قلهای که داریم، شیعه قلهای که دارد ظهور است، ما قلهی دیگری نداریم که) برای رسیدن به ظهور، جامعهی مؤمنین باید صبر بکنند. یعنی چی صبر بکنند؟ در روایات ما هست: «وَ صَابِرُوا عَدُوَّكُمْ» در مقابل دشمن. دشمنی که با همدیگر دستبهیکی کردهاند، آنها درهمتنیده هستند، مؤمنین هم صبرشان را با همدیگر بریزند روی هم، استقامت بکنند، به همدیگر کمک بدهند، بایستند در مقابل او. بهخصوص آن جامعهای که ادعا دارد، آن جامعهای که پرچم بلند کرده؛ این جامعه قطعاً در معرض سنگینترین دشمنیهاست.
من یک فرازی را خدمتتان عرض بکنم از پیغمبر اکرم، تقاضا میکنم این را خیلی عنایت بفرمایید. ببینید همه من و شما میدانیم که وجود مقدس پیغمبر اکرم، قبل از چهلسالگی که هنوز مبعوث بشود به پیغمبری (مأموریت رسالت و پیغمبری به دوشش نبود)، قبل از چهلسالگی چهکار میکرد؟ تجارت میکرد، با مال حضرت خدیجه تجارت میکرد. لقب پیغمبر چی بود؟ «امین». به پیغمبر میگفتند: «محمد امین (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)» و میگفتند خیلی درستکار است، خیلی راستگو هست، خیلی آدم خوبی است. خب معلوم هم هست، بود؛ اینقدر تعریفش را میکردند. اما بهمحضاینکه مبعوث شد به رسالت و ادعایی کرد و دعوتی کرد؛ در مقابل ظلم، در مقابل چپاول، در مقابل ربایی که آن زمان بود، در مقابل جاهلیت و بتپرستی دعوت کرد مردم را به سادگی و صفا و عدالت و خداپرستی، همان پیغمبری که تا دیروز گفتند امین است، گفتند این کذاب است! این شاعر است! «تا دیروز که میگفتید امین است!» بله، دیروز دعوتی نداشت کاری به ما نداشته، اما امروز کار با ما دارد. لذا شروع کردند تهمت زدن: شاعر، مجنون، ساحر، کذاب. چیست؟ قوم و ملتی که ادعا داشته باشد از هر طرف مورد هجوم قرار میگیرد. همین پیغمبر بزرگ، بیستوسه سالی که دوران نبوتش بود (سیزده سال در مکه، ده سال در مدینه) همهاش در فشار بود؛ همهاش هم خودش، هم اطرافیانش.
ما گمان نکنیم که وجود مقدس و نازنین پیغمبر که وصل به آسمان بود (پیغمبر اولشخصیتِ عالم وجود، مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، که از او معجزه هم دیده بودند)، ما خیال نکنیم همهکارش را با معجزه پیش برد؛ نه، بسیار در سختی و فشار بود. سیزده سالی که در مکه بود: شکنجههای امثال یاسرها و سمیهها (پدر و مادر عمار که زیر شکنجه شهید شدند)، شکنجهی امثال بلال (بهخاطر اینکه ایمان آورده بود به پیغمبر تا دم مرگ رفت)، سه سال در شِعب ابیطالب پیغمبر و یارانش در محاصرهی شدید اقتصادی (که در تاریخ نوشتهاند گاهیموقعها هر دو نفر در یک روز با یک خرما باید طی میکردند)، پیغمبر بعضی از یارانش را فرستاد بروند حبشه لااقل زنده بمانند در مکه نمانند (بعضیهایشان هجرت کردند رفتند حبشه). در شِعب ابیطالب که پیغمبر بود، دو تا از بزرگترین یاران و حامیانش را از دست داد: حضرت ابوطالب و حضرت خدیجهی کبری. این دو تا عجیباند در تاریخ، در حمایت پیغمبر در زمان غربت و تنهاییِ پیغمبر عجیب بودند. پیغمبر این دو تا یار را از دست داد. خدا فرمود که: «رَسولَ ما! اُخْرُجْ… برو دیگر در مکه نمان دیگر کسی را نداری.»
پیغمبر اکرم رفت مدینه. دهسالِ مدینه که حکومت تشکیل داد بازهم در سختی و فشار. هشتاد تا جنگ کوچک و بزرگ در طی دهسال، هشتاد تا جنگ برای پیغمبر درست کردند! یعنی سالی هشت جنگ. که سختترینش جنگ احد بود که پیغمبر در جنگ احد خیلی از یارانش، از جمله عموی بزرگوارش حضرت حمزه را از دست داد؛ حضرت حمزه سپر پیغمبر به شهادت رسید. در جنگ احد پیغمبر خودش مجروح شد، امیرالمؤمنین بهشدت مجروح شد. بعضیها به شک افتادند. به شک افتادند که «نکند این پیغمبر نباشد! اگر پیغمبر بود ما چرا شکست خوردیم در احد؟ اگر پیغمبر بود چرا همهی بدبختیها مال ما، خوشیها مال مشرکین؟ چرا ما همهاش در سختی هستیم؟» اِ! در پیغمبر هم میشود شک کرد؟! بله، همان پیغمبری که معجزه از او دیدند، بعضیها تویش شک کردند!
دور از جان شما، خیلی معذرت بخواهم، دور از جان شما، بعضیها «دوری و دوستی»، چهبسا اگر در رکاب اهلبیت باشند، دیگر برایشان عادی میشود، در بعضی از کارهای آنها هم شک بکنند. یک چند روزی که با آنها باشند، برایشان عادی میشود، در آنها هم شک بکنند. شک کردند در پیغمبر!
برادر بزرگوار، خواهرهای بزرگوار، کارهای بزرگ سختیهایش هم بزرگ است. کارهای بزرگ… پیغمبر کار بزرگش دینی را بخواهد بیاورد که تا قیامت بماند، قرآنی را و کتابی را میخواهد بیاورد که تا قیامت بماند، کار بسیار بزرگی است. هیچ پیغمبری مأموریت پیغمبر را نداشت. کارهای بزرگ، سختیهایش هم بزرگ. کار بزرگ و مأموریت بزرگ آخرالزمانی مردم ایران، که بهپاس اینکه بیش از هزار سال پای علم امام حسین سینه زدند، مأموریت آخرالزمانی مردم ایران زمینهسازی ظهور است؛ این را بر عهدهی مردم ایران گذاشتند. کار بسیار سخت و بزرگی است. متعدد روایت داریم که از ایران پرچمی بلند میشود به دست امام زمان میرسد. یکی دو تا ده تا نه، متعدد ما روایت داریم؛ نه به اسم ایران، به اسم ایران ما در روایات نداریم؛ به اسم قوم فارس، به اسم قوم سلمان، به اسم مشرقزمین، به اسم خراسان، به اسم عجم، متعدد ما روایت داریم که از ایران پرچمی بلند میشود و به دست امام زمان میرسد. که امیدواریم پرچمی که اهلبیت فرمودند همین پرچمی باشد که چهل و هفت سال بلند شده و بهترینهای این کشور برایش شهید شدند. بهترینهای این کشور برایش شهید شد و بهترینِ مردم جلودار بود.
امام راحل عظیمالشأنمان که من عقیدهام این است که در طول غیبت کبری امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، در بین علمای شیعه کمنظیر نبود، بینظیر بود؛ حضرت امام بینظیر بود. این بزرگوار که سلمانِ زمان، مرحوم آیتالله اراکی (آقای اراکی بیش از یکصد سال عمر کرد، مرجع بزرگی که از جهت علم و تقوا کوهی بود، همه قبولش داشتند؛ من منزل ایشان خیلی رفتوآمد داشتم، قبل از مرجعیت، سیزده سال من منزل ایشان، چون آقازادهی ایشان استاد خود بنده بود، منزل ایشان رفتوآمد داشتم) آقای اراکی میفرمودند: «من هفتاد سال با آقا روحالله رفیقم. هفتاد سال با آقا روحالله رفیقم، در طول این هفتاد سال یک عمل مکروه از او ندیدم! و اگر روز عاشورا میبود، هفتادودوتن میشدند هفتادوسهتن؛ جزو شهدای کربلا میشد. سرتاپا این مرد ایمان است.»
من از آقازادهی ایشان که استاد خود بنده بود (آیتالله مصلحی اراکی خدا رحمتش کند)، ایشان میگفت، میگفت: «با بابایم رفته بودیم جماران برای دیدن امام، قبل از اینکه وارد اتاق امام بشویم میگوید دیدم بابایم شروع کرد زیارتنامه خواندن.» آقای اراکی: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ…» همینجور که وارد بر امامزادهها میشویم (این حرم بزرگوار یا حضرت معصومه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا هر کدام)، آقای اراکی دارد وارد بر امام میشود (یک مرجع تقلید ششدانگِ تراز که یک مدت کوتاهی استاد خود امام هم بوده)، حالا میخواهد وارد بر امام بشود زیارتنامه اول بخواند و بعد وارد میشود. ما نداریم در طول تاریخ غیبتِ کبری امام زمان، عالمی مثل حضرت امام. او جلودار بود و بعدش خلف صالحش، رهبر بزرگوارمان که همان تقوا و شجاعت و بصیرت و همان مسیر را ادامه میدهد. امیدواریم پرچمی که اهلبیت فرمودند از ایران بلند میشود به دست امام زمان میرسد، زمینهساز ظهور همین پرچم باشد، همین پرچم باشد. ما دیگر دنبال کدام حکومت و دنبال کدام انقلاب هستیم که در رأسش چنین مرجعی باشد که بعدش امام زمان بیاید؟ دیگر بالاترینش را گیر آوردیم دیگر. دیگر بالاترینش را گیر آوردیم دیگر، بعدش خود معصوم است، دیگر بعدش خود ولیّ خدا هست.
خب، طبیعی است وقتی که شما پرچم بلند میکنید، ادعا دارید در جهان که بیایید زمینهساز باشید که امام زمانی بیاید و بساط تمام ظلم و جور و استکبار را جمع بکند، شیطان هم این را خبر دارد. اینجور نیست که نفهمد شماها دارید چهکار میکنید؛ میداند شما میخواهید بساط ظلم را در عالم جمع بکنید با ظهور امام زمان. لذا تمام ظلم و جور را در مقابل شما قرار میدهد. تمام استکبار را در مقابل شما قرار میدهد. برادر بزرگوار، خواهر بزرگوار، دشمنان ﴿مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ﴾ خوب میدانند رقیب آخرالزمانیشان چین و روسیه نیستند. چین و روسیه قدرتهای بزرگ نظامی، اقتصادی، سیاسی هستند اما قدرت ایدئولوژیک نیستند. کجا چین و روسیه ادعای آخرالزمانی دارند که با ظلم و استکبار جهانی در بیفتند؟ کجا چین و روسیه ادعای این را دارند که جبههی مقاومت درست بکنند و عدالتخواهها را جمع بکنند؟ کجای همچین ادعایی دارند؟ ایران اسلامی هست که فقط این ادعا را دارد که برای امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قدرت فراهم بکند، عُدّه و عُدّه فراهم بکند، نیرو و امکانات فراهم بکند، جهان را آماده بکند، آگاه بکند مردم جهان را نسبت به ظلم و آنها را متنفر بکند بیاوردشان در میدان.
این اتفاق افتاده. شما جبههی جهانی مقاومت درست کردی. خسارت زیاد دادیم، شهادت زیاد دادیم؛ سید حسن نصرالله را دادیم، حاج قاسم را دادیم، امثال حاجیزاده و باقری و رشید و سلامی را دادیم، دانشمندان بزرگی را دادیم، مردم متدینی به شهادت رسیدند. بله کارهای بزرگ سختیهایش هم بزرگ است. به سمت قله رفتن تاوان میخواهد. درست است که از داخل هم خیلی مشکلات داریم، درست است که مدیریتهای ضعیف، بیعرضه و گاهیموقعها نفوذ داریم، اما درعینحال کار، کارِ بزرگی است؛ بهطورطبیعی کار، کار بزرگی است. خدا را شکر میکنیم که امروز ایران اسلامی نه منطقه را، جهان را به آن سمت دعوت کرد.
شما ببینید شوخی نیست، به خدا قسم این را شما یک لحظه فکر بکنید: ما پنج سال پیش (من دیگر عقبتر نمیروم دهسال و پانزده و بیست)، پنج سال پیش کجا ما داشتیم دهها هزار نفر در نیویورک و پاریس و لندن بریزند خیابان علیه ظلم شعار بدهند؟ کی ما یک همچین چیزهایی را داشتیم؟ مردم جهان نسبت به ظلم آگاه شدند، متنفر شدند. کجا ما داشتیم سیصد تا کشتی کوچک و بزرگ راه بیفتند بیایند به سمت غزه برای کمک از همهجا؟ اینها حاضر بودند هزینه هم بدهند. آنهایی که کف خیابانهای نیویورک و پاریس و لندن بودند، هزینه هم میدادند. جوان دانشجو در دورهی دکتریاش در دانشگاه کلمبیای آمریکا میدانست که اگر بیاید بیرون این را اخراجش میکنند و اصلاً مدرک دکتری به او نمیدهند، قیدش را میزد! حاضرند هزینه بدهند. طرف در هیئتعلمی دانشگاه هست، جزو اساتید در هیئتعلمی است، میداند که اخراجش میکنند، اصلاً علناً میآید بیرون و علیه ظلم شعار میدهد. این خیلی پدیدهی مبارکی است.
من بارها همهجا این را گفتهام: برادر عزیز، خواهر بزرگوار، ما در هیچ روایتی نداریم که امام زمان وقتی تشریف میآورد که همه مسلمان بشوند! ما هیچجا نداریم. آنی که داریم این است که امام زمان وقتی تشریف میآورد که همه ظلمستیز باشند، از ظلم بدشان بیاید، تنفر پیدا کنند، عدالتخواه بشوند؛ و این اتفاق افتاده، و این اتفاق افتاده. اگر ما خسارتها و شهادتهای بزرگی دیدیم، این دستاورد را به دست آوردیم. بزرگانی شهید شدند، بله، ائمه هم شهید شدند؛ مگر امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) شهید نشد؟ اما تفکر امام حسین جهان را گرفت. آن ایده و فکر امام حسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) آمد و جوری شد که یواشیواش همه فهمیدند که حق کجاست. تفکر مقاومت، ولو اینکه سید مقاومت شهید بشود، ولو حاج قاسمی که منطقه را داشت آماده میکرد بهعنوان جبههی مقاومت شهید بشود، تفکر مقاومت جهانی شد و این خیلی پدیدهی مبارکی هست.
خب ببینید، تمام فشارها روی ما هست. ما کدام جنگی هست که ندیدیم؟ هیچ قوم و ملتی در طول تاریخ بهاندازهای که مردم ایران فشار دیدند، ندیدند؛ هیچ قوم و ملتی در طول تاریخ. ما سه تا پیغمبر داشتیم که حکومت داشتند: پیغمبر اسلام ده سال حکومت داشت، حضرت سلیمان و حضرت داوود که هر دو بزرگوار زیر چهلسال حکومتشان تمام شد. ما چهلوهفت سال هست که پرچم بلند کردیم در جهان و در مقابلشان ایستادیم. هیچجا کم نیاوردیم، هیچجا قبول نکردیم ظلمشان را، هیچجا زیر بارشان نرفتیم. این کار، فوقالعاده بزرگ است. رضوان خدا بر امام راحل بزرگوارمان و رهبر عزیزمان که این مردم را (که عزیز هم بودند) اینجوری شجاع کردند و عزتمند کردند که ناو آمریکایی که هیچی، هرچقدر بخواهد بفرستد تره هم برایشان خُرد نمیکنیم.
امیدواریم که انشاءالله این مسیر پرافتخاری را که شروع کردیم بدون خستگی، بدون ناامیدی [ادامه دهیم]. درست است، عواملی که آدم را ممکن است خسته بکند، چیزهایی که خوشش نیاید برای متدینین آزار هست، یک چیزهایی را دیدن سخت است، بهخصوص خانوادههای شهدا خیلی سخت است، اما برادر بزرگوار، خواهر بزرگوار، تا وقتی نائب امام زمان وسط میدان هست، حق نداریم خسته بشویم. تا وقتی نائب امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وسط میدان هست، حق نداریم ناامید بشویم در وسط میدان.
من این جمله را عرض بکنم بحثم تمام؛ اگر هیچکدام به ذهنتان نماند این جمله در ذهن شریفتان بماند: در آخرالزمان تکلیف مؤمنین نسبت به امام زمان (همه تکلیف داریم دیگر)، تکلیف مؤمنین نسبت به امام زمان از کانال نائبش میگذرد. تکلیف مؤمنین… خود حضرت که الان تشریف ندارد بگوید «برو آنجا، برو آنجا، این کار را بکن، آن کار»، تا ببینیم چند مرده حلاجیم، تا ببینیم تکلیفی که حضرت به دوشمان میگذارد را انجام میدهیم یا نمیدهیم. خب کی الان هست؟ نائبش هست. تکلیف مؤمنین نسبت به امام زمان از کانال نائبش میگذرد. کمااینکه مردم کوفه در زمان سیدالشهدا تکلیف داشتند نسبت به امام حسین، اما تکلیفشان از کانال مسلم میگذشت؛ حضرت مسلم را باید کمک میدادند. آنهایی که مسلم را کمک ندادند، وقتی سیدالشهدا آمد امام حسین را هم کمک ندادند. آنهایی که امروز بیتفاوتاند، خنثی هستند، کاری به این جبههی بزرگ حق ندارند که نائب امام زمان جلودار هست، یقین داشته باشید امام زمان هم که بیاید کنار ایستادهاند.
خدایا! به آبروی امام زمان فرجش را تعجیل بفرما. به آبروی امام زمان قسم میدهیم، خدایا! همهی کسانی که خدمت میکنند به این مردم نجیب، خصوصاً رهبر بزرگوارمان را بر توفیقات و طول عمرشان بیفزای. به آبروی امام زمان خدایا قسم میدهیم، شر دشمنان دین خصوصاً آمریکا، اسرائیل و خائنین داخلی را که خیانت به مردم میکنند، به خودشان برگردان. به آبروی امام زمان خدایا قسم میدهیم، امام راحلمان، شهدایمان، بهخصوص شهدای اخیر، همهی آنهایی که در این مسیر قرار گرفتند را با سیدالشهدا محشور بگردان. خدایا! به حق امام زمان امروز روز عید است، این دستهایی که به گدایی بلند شده در خانهات… اینها جز اینجور جاها جایی را ندارند، اینها رفیق اهلبیتاند، اینها رفقای امام حسین و رفقای امام زماناند؛ با همهی کجوکولگیهایمان اما همهمان رفیق امام زمان (عَلَيْهِ السَّلَامُ) هستیم. خدایا! به آبروی امام زمان این دستهایی که به گدایی در خانهات امروز بلند شده، ناامید بر مگردان. صلوات عنایت بفرمایید.