واژه های معاد و قیامت در قرآن و روایات
">
واژه های معاد و قیامت در قرآن و روایات
📌بسم الله الرحمن الرحیم 📌
📝لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم الحمدالله رب العالمین بارئ الخَلائِق اَجمعین باعث الانبیاء و المرسلین ثُمَّ الصلاهُ و السلامُ علی حبیب قلوب العالمین ابالقاسم مصطفی محمد . و علی آله الطَّیبین الطاهرین لا سیَّما بقیه الله فی الارضین و لعنُ علی اعدائهم اعداء الله اجمعین .
📝 اللّهمَّ کُن لِولیکَ الحُجَّت ابن الحَسن صلواتُک علیه و عَلی آبائِه فی هذه السّاعَه و فی کلِّ ساعَه وَلیاً و حافِظاً و قائِداً و ناصِراً و دَلیلاً و عَیناً حتّی تُسکنهُ عَرضَک طَوعاً و تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ( بقره 156)
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (157 بقره)
درباره ی قیامت یک کلیدواژه هایی را ماها می شنویم . مثلا صراط، میزان ، حساب ، احوال یوم القیامَه ، مرصاد، می خواهم یک کمی این کلیدواژه ها را ، راجع به اَدله ی معاد و اینها نمی خواهمبحث کنم. عنوان بحث من کلید واژه های معاد در قرآن و روایات است. یک قدری این بحث را بهش بپردازیم.
📕خدا رحمت کند شیخ بهایی یک جمله ی قشنگی تو کشکولش دارد: می گوید انسان شش تا منزل دارد ؛ سه تایش را همه مان طی کردیم ، سه تایش هممانده، آن سه تا دیگر گذشت به آن سه تای بعدی فکر کنید.
♦️می گوید منزل اول؛ منزل صُلب و ترائب است ، من بین الصُلبِ و التَّرائِب ، انسان از کمر پدر صلب یعنی کمر دیگر ، آنجایی که هنوز ازدواج هم شاید نکرده ، مِن بین الصُلبِ و التَّرائب، آنجایی که ترائب را معنا کردند به آنچه که از زن حاصل می شود آن نطفه ای که به هر حال می خواهد شکل بگیرد قبل از اینکه شکل بگیرد این منزل اول که ما در صُلب پدرمان هستیم.
♦️منزل دوم ایشان تعبیرش این است منزل رَحِم ، هو الَّذی یُصَوِّرُکم لاَرحام ، تو رَحم هم خدا دارد نقاشی می کند دیگر ، سیاه سفید زشت قشنگ، به هرحال این نقاشی که انجام می دهد حالا دیگر تو این علوم جدید تصویر بچه ها را توی دوران رَحم هم می گیرند نشان می دهند به خانواده اش . می گویند اینطور است . خب این دوتا منزل .
♦️منزل سوم ایشان می گوید منزل دنیا، اَخرجَکم مِن بُطونِ اُمَّهاتِکم لا تَعلمُونَ شَیئا.
شش منزل خدا تو قرآن ترسیم کرده ، مِن بَین صُلب و التَرائب ؛ این یک. دوم، یُصورکم فی الارحام ، عالم صلب ، عالم رَحم ، عالم الله والله اخرجکم من بُطونِ اُمَّهاتِکم لا تَعلمُونَ شَیئا. عالم دنیا .
♦️سه تا مانده، کجاست آن سه تا؟ قبر، قیامت ، بهشت یا جهنم. همه این سه تای بعدی را هم طی می کنند. قبر و قیامت و یا بهشت یا جهنم.
💠به تعبیر علی ابن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: سه روز وحشتناک، (امام رضا روزش را گفته)سه روز وحشتناک تو زندگی همه مان وجود دارد ،
📝 فرمودند ثَلاثهُ من اَوحشِ المواطِن:
۱. یوم وُلِد؛ یکی روز تولد. سالم باشد ناقص باشد ، درست به دنیا بیاید مادر سالم بماند، بلاخره نگرانی دارد آدم . سه روز نگران کننده وجود دارد .
۲. یومَ یَموت؛ روز مرگ.
۳. یوم یُبعَث؛ روزی که انسان مبعوث می شود.
و خدا در قرآنش به دوتا پیامبر این سه روز را تضمین داده، یکی حضرت عیسی یکی حضرت یحیی. البته همه ی انبیا تضمین دارند. سلامُ علی المُرسَلین؛ سلامتیِ همه ی انبیا این سه منزل را سالم بودند. ائمه هم اینطور بودند. ولی دوتا پیغمبر را ناممی برد ، یکی حضرت عیسی یکی حضرت یحیی، وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا.
حالا من اجازه می خواهم این ۸، ۹ شبی که خدمت شما تا شب دهم که هستیم ، هرشبی یکی از این کلیدواژه های معاد را ، خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی را، ایشان سه جلد معاد دارد بسیار کتاب خوبی است ، همین بحث هایی که من هم عرض می کنم همین عنوان را دارد. یعنی ایشان همبیشتر به کلید واژه ها پرداخته، شفاعت ، فرشتگان ، نشر ، صور اسرافیل، صراط ، میزان ، مرصاد؛ اینها را بحث کرده. خیلی وارد ادله نشده .
مرحوم علامه تهرانی ۱۰ جلد معادشناسی دارد ، منتها مال ایشان بیشتر عرفانی است داستان گونه است ، دیگران هم نوشتند . بحث بحث مهمی است. یک چهارم آیات قرآن است حدود ۱۵۰۰ آیه ی قرآن از ۶هزار تا راجع به معاد است. خیلی مهم است. یک بخش عمده هست.
اِنّا لله که مشخص است، اِنّا الیه راجِعون، بخش دوم این کلمه ی استرجاع است. لذا تمام انبیای الهی هم روی این موضوع حرف دارند ، حالا یک تعبیری دارد مرحوم آقای فلسفی تو این کتاب معاد جلد اولش، من این تعبیر را بگویم بعد وارد بحث بشوم.
📕ایشان آنجا می نویسد که : بین ما و منکرین دین و معاندین و مادی ها بگویید کمونیست ها، لاییک ها، بگویید ناباوران به خدا ، که اخیرا یک گزارشی من از اروپا خواندم که متاسفانه آمار این قصه رو به ترویج است ؛ یعنی کسانی که می گویند ما خودمان هستیم خدا و قیامت را قبول ندارند . ایشان می گوید بین نا و اینها ۵تا فرق است .خوب دقت کنید .بین یک انسان مادی و یک انسان الهی بین یک انسان منکر و یک انسان معتقد، بین یک ادمی که باور دارد و انسانی که باور ندارد؛
📚مرحوم شهید مطهری که حالا سالروز شهادتش هم نزدیک بود ایشان تو دانشکده ی الهیات تهران با آن دکتر آریان پور، دائما درگیر بود ، آریان پور تئوریستین کمونیسم بود و منکر خدا بود و ترویج می کرد که عالم خدا ندارد. آقای مطهری هم خب عالم دینی که ترویج از خدا می کرد ، به ایشان گفته بود این آریان پور ، گفته بود اگر تو ثابت کردی برای من خدا نیست من خودم می شوم مُروجت. همه جا می روم تبلیغت را می کنم. اما اگر ثابت کردم برایت خدا هست تو باید دست از این عقیده ات برداری. مرتب با این آریان پور درگیر بود تو دانشگاه تهران و بعضی حرفهایشان هم چاپ شده .
📝مرحوم آقای فلسفی می گوید بین یک آدم مادی و الهی ۵ تا فرق است ، من این ۵ تا فرق را برای شما بگویم :
۱. آغاز؛ مادی می گوید عالم آغاز ندارد تصادفی خودش درست شده ، انسان الهی می گوید اَفی اللهِ شَکُّ فاطِرِ السموات والاَرض؟ انسان الهی می گوید لا اله الّا هو، انسان الهی می گوید این عالم یک آغاز حساب شده ای داشت، این یک فرق.
۲. فرق دوم در پایان ، انسان مادی می گوید پایان این دنیا فنا و نیستی است ؛ ما یُهلِکُنا الّا الدَّهر، قدیم به اینها می گفتند دهریه، همین روزگار است . خبری نیست قیامتی نیست، اِن هیَ الّا حیاتُُ الدُّنیا، هرچه هست در همین دنیا است . بخور بپوش استفاده کن.
اما انسان الهی می گوید اینجا دارِ استقرار نیست ما مهمانیم . ضیفیم، دارُ القرار دارُ الحیوان . پس دوتا فرق شد. فرق اول در مبداء ، فرق دوم در معاد.
۳. انسان مادی انسان را فانی می داند ، وقتی مُردی تمام شد تو قبر گذاشتن رفت ، ولی انسان الهی می گوید نه این جسم از بین می رود ، تازه این روح اول زندگیش است اول برخوردهایش است . عالم عالم پایان پذیری نیست ، ولی او می گوید نه همین است . تمام شد دیگر فَنا ، او قائل به فنا است و ما قائل به استمراریم.
۴. فرق چهارم انسان مادی می گوید هرکاری می خواهی انجام بده البته نه کار زشت انجام بده . می گوید شما اگر کار خوب هم بکنی خوب است تو همین ۷۰، ۸۰ سال عمرت ، من نمی گویم که آنها می گویند خیانت کنید، ولی می گوید برای خودت خوب است اگر دروغ نگفتی غیبت نکردی، جایی ثبت نمی شود. ولی انسان الهی می گوید نَکتُبُ ما قَدَّموا و آثارَهم ، تمام اینها ثبت می شود . فَمن یَعمَل مِثقالَ ذرَّهِِ خیراََ یَرَه و مَن یَعمَل مِثقالَ ذرَّهِِ شَرّاً یَرَه. بیین چقدر فرق شد ؟
او آغاز قائل نیست ما قائلیم ، او پایان قائل نیست ما قائلیم ؛ او انسان را فانی می داند ما باقی می دانیم . او قاُل به ثبت اعمال نیست نمی گوید بد باشید ممکن است شما بگویید ما یک آدم بی دین می شناسیم دروغ هم نمیگوید بله، دروغ نمی گوید برای اینکه می گوید بهش دروغ نگویند. زندگی اش را بکند اعتقاد به ثبت ندارد .
۵. و پنجمین مورد انسان مادی قائل به وحی نیست ، ماورء الطبیعه نیست فرشته نیست ، ولی ما قائلیم فرشته ای هست وحی هست معجزه ای هست ، پیغمبری هست . ببینید چقدر تفاوت بین این دوتا تفکر می شود ؟
📚به قول یک آقایی که امروز آمده بود پیش من حالا خودش هم یک مقداری تردید داشت تو اعتقاداتش ، می گفت من خدا پرست نیستم خیلی، ولی انکار خدا خیلی زور می خواهد، می گفت اثباتش راحت تر از انکارش است. لذا این ۵ مورد یعنی انکار خدا ، انکار معاد انکار ثبت انکار فنا انکار بقاء انکار وحی اینها خیلی زور می خواهد . آنقدر این عالم آثار توش خدا قرار داده ، آنقدر نشانه ها قرار داده ، به قول ابن سینا یک جمله ای دارد من عربی اش را نوشتم ؛ که می گوید : کیفَ تَعدِم النُفوس و قَد جَعَل الله بِواجب حِکمَتِه فِی تَبایِعِها مَحبَّتِ البَقاء ، می گوید اصلا ببینید آدم از مریضی می ترسد ، ۸۰ ساله ش است می گویند مریض شدی می ترسد ، نمی خواهد بمیرد. می گوید یک میل به بقا در انسان هست. خدا باید به این میل جواب بدهد. جواب این قیامت است ، یک میلی که هرچه آدم دلش می خواهد بهش برسد اینجا که نمی شود برسی، اینجا گفت آن روز که دندان داشتیم نان نداشتیم حالا که نان داریم دندان نداریم ، آن روز که نداشتیم می توانستیم بخوریم نداشتیم ، حالا که داریم نمی توانیم بخوریم .
آدم یک جایی می خواهد که تَشتَهیَ الاَنفُس، پیری نباشد افول نباشد خستگی نباشد آرامش باشد ، این معاد است . به تعبیر بوعلی سینا می گوید اصلا دنیا دار مکافات نیست. مثلا صدام را چکارش کنند اینجا ؟ یک بار اعدامش می کنند، او ۵هزار تا آدمتو حلبچه فقط کشته ، چه مُزدی به حضرت امام می خواهند بدهند با این انقلابی که کرد با این زحمتی که کشید ، چه مزدی مثلا می خواهند به وجود مقدس اباعبدالله الحسین با این قیامی که کرد بدهند، چی به امام حسین بدهند تو این دنیا ؟ اصلا می شود؟ باید یک جای دیگری باشد که جزا خودش را نشان بدهد، آثار خودش را نشان بدهد. و لذا این انکار انکارِ مشکلی است.
📚یک کسی با من حرف می زد میگفت این منکرین معاد و قیامت خواب نمی بینند ، بابایش مُرده بلاخره خوابش را نمی بیند پس این کجاست؟ خدا رحمت کند شیخ آقا بزرگتهرانی صاحب الذَّریعَه ، ایشان خب یک مجموعه ی بسیار بزرگی نوشته ، کتاب های شیعه را جمع آوری کرده ، یکی از آقایان علما می گفت من ایشان را در وادی السلام نجف دیدم . داشتیم با هم قدم می زدیم ، نجف همدفن است من سر قبرش رفتم.
گفتم یک خاطره ای برای من بگو، گفت پدرم شیخ آقا بزرگتهرانی ، گفت پدرم من بچه بودم برایم تعریف کرد ، گفت : یک وقتی مادر شما تو خانه بعد از مدت ها یک برنج و آلبالویی درست کرده بود، سابق آنقدر پلو توی خانه ها نبود، به قول بعضی ها عید به عید بود، بعد از مدتی یکپلویی درست کرده بود آن هم با آلبالو نه با گوشت. خیلی خوشمزه بود . یک فقیری آمد درِ خانه ، مادر شما یک مقداری از این برنج و آلبالو را تصمیم گرفت بدهد به این فقیر، ظاهرا شب جمعه ای هم بوده و هدیه کند به روح مادرشوهرش که مادر این آقا باشد ؛ خب دوید اینور آنور ظرف میدا نکرد یک تاسی توی حمام بود این کاسه ای که آب روی سر می ریزند ، این تاس را از تو حمام آورد و برنج را ریخت توش و داد به این فقیر. او همپشت درخانه نشست خورد و ظرفش را برگرداند. شیخ آقا بزرگگفت پدرم گفته بود: من از این قصه خبر نداشتم اصلا نمی دانستم و خانه نبودم ، نمی دانستم که مادرتان برنج آلبالو پخته ، فقیر آمده اینطوری به او داده . شب در عالم رویا مادرم را خواب دیدم ، یعنی مادر شوهر همین عروس، خواب دیدمگفت پسرم از عروسم تشکر کن امروز یاد من کرد ، ولی آبروی من را برد پیش این رفیق هایم تو عالم برزخ ، آخر برنج را توی تاس حمام می ریزند ؟ ایشان فرمودند من نفهمیدم چیه ؟ بعد از خواب بیدار شدم از همسرم سوال کردم گفت عجب.
انقدر اینها توجه دارند التفات دارند ، بله اینها چون قرآن می گوید یکی از راه هایی که ما نشان می دهیم خواب است دیگر . لهمُ البُشری فی الحیاه الدنیا و الآخره ، روایت دارد در تفسیر که لهمُ البُشری این بُشری منظور خواب در همین عالم دنیاست.
📚 اصلا خدا نمونه هایی هم نشان داده توی همین دنیا. گفت شما جناب عُزیر اینها دوقلو اند دو تا برادرند ، عزیر و عزرا ، دوتا برادرند که دو قلو بودند . به سن ۳۰ سالگی . جناب عزیر البته امروز یهودی ها نمی گویند او پسر خداست ، یهود امروز او را پسر خدا نمی دانند ولی زمان پیغمبر می گفتند ابن الله است که قرشان مذمتشان می کند ، دوبار در قرآن داستان این شخصیت آمده. یک جا خدا اسمش را آورده ، یکجا همدر سوره ی بقره اشاره کرد. سوار بر مرکبش الاغش یک ظرف غذایی هم دستش رسید به یک روستایی تمام این روستا مُردند، از روی تعجب ، نه انکار ، اگر بگوییم انکار این برای پیغمبر خدا زیبنده نیست. از روی تعجب این همه مرده را چه جوری خدا می خواهد زنده کند؟ از روی تعجب. یک لحظه خدا جانش را گرفت ، یک لحظه ، افتاد صد سال پُرد صد سال، بعد از صد سال وقتی بیدار شد ، حالا اختلاف هست ، جدیدی ها می گویند تو کُما رفت ، می خواهی یک چیزی را انکار کنی کُما یعنی چی؟ آقا از دنیا رفت خدا جانش را گرفت ، بعد از صد سال که بیدار شد گفت چقدر خوابیدم ؟ مثلا یک روز کمتر از یک روز؟ خطاب شد ، نگاه کن به الاغ ، اُنظُر الی حِمارِک ، دید استخوان هایش هم پوسیده ، اُنظر الی طَعامِک ، نگاه کن به غذا ، غذا سالماست .
📌من نیمه ی شعبان این را جایی گفتم ، گفتم اینهایی که می گویند چطور می شود امام زمان الان ۱۲۰۰ سال است تقریبا مثل یک آدم۳۰ ، ۴۰ ساله ؟
گفتم آقا این آیه ی قرآن است، یک غذایی که شما دوروز از یخچال بگذاری بیرون خراب می شود صد سال سالم مانده بود. هیچ تکان نخورده بود. خدایی که یک غذا را صد سال سالمنگه می دارد در صورتی که استخوان های آن حیوان پوسیده ، خب حیوان همزنده شد و سوار شد و آمد تو شهر دید وای؛ خودِ شما دیگر الان فکر کنید ما الان از دنیا برویم صد سال دیگر بیدار شویم اصلا این قوم آن قوم است ؟ اصلا نمی شناسیم . آمد برادرش را هم پیدا کرد. منتها برادرش خب پیرمردی شده بود برادرش ۱۳۰ سالش بود، ۲۰ سال دیگر هم ماند عُزیر، در ۱۵۰ سالگی از دنیا رفت. نوه هایش از خودش بزرگتر بودند. بچه هایش از خودش بزرگتر بودند. تو بعضی نقل ها دارد مادرش هنوز بود، نابینا هم شده بود، که به معجزه ی عُزیر چشم هایش شفا گرفت و او را دید.
خب حالا این داستان که یک مقدارش اینهایی که گفتم مال حدیث است وگرنه توی قرآن نیست . قرآن اصلا ورود به جزییات ندارد. اینها دیگر تو کتاب های حدیثی آمده. اینها نمونه ی معاد است.
این اصل بحث امشب من، و چرا این بحث را من امسال مطرح کردم ؟
📝چون دوتا اثر مهم باور به معاد یکیش امید است ،
♦️امید به آدم می دهد، آقا کسی ظلم کرده نتیجه اش را می بیند، اگر مریضی کشیده آنجا آسانی می کشد ، اگر اینجا داغ دیده ، مگر تو روایت نداریم ؟
📚چند روز قبل یک خانومی آمد پیش من تو همین گلزار شهدا، بچه اش ۲۷ سالش بود تک بچه هم بوده از دنیا رفت. گفتم ببین روایت دارد : کسی که جوان از دست می دهد روز قیامت جلوی درب بهشت بهش می گویند به خاطر تحمل داغ جوان از هر دری که می خواهی وارد بهشت شو . انقدر ثواب دارد ، خیای سنگین است دیگر.
📚خدا رحمت کند مرحوم شهید ثانی، وقتی پسرش از دنیا رفت این کتاب مُسکِّنُ الفُواد را که نوشت ، که راجع به صبر و اینها ، آخرش نوشت خدایا اینها را نوشتم آیات صبر روایات صبر ، ولی من را دیگر به این مصیبت امتحان نکن ، به من دیگر داغ اولاد نده . سنگین است ، آقایانی که به هرحال می دانند این داغ سنگین است.
اما اجری که خدا برایش گذاشته تو بعضی روایت داریم اگر سی تا اولاد خدا بهت بدهد، بعد از تو عمل صالح انجام بدهند ، ثواب این داغ یک اولاد را که تحمل کردی نیست یعنی انقدر . خب این پدری که داغ می بیند این آرامش می کند ، این مظالِمی که شما این روزها می بینی نزدیک۳۰ و خورده ای نفر تو فلسطین تو یمن ، خب اینها امید می دهد که یک حایی اینها پاسخ دارد. این یک اثر معاد است ، امید.
♦️دوم حس مسئولیت ؛ که آقا من اگر خوب باشم اثر دارد اگر کم گذاشتم اثر دارد. این دوتا اثر کلیدی اش که از میان ده ها اثر همین دوتا را اشاره کردم. یکی امید یکی احساس مسئولیت.
💠این است که قرآن هم می فرماید: اگر کسی قیامت معتقد باشد کم فروشی نمی کند ، بعد از اینکه می گوید وای بر کم فروش ها، فَویلُ للمُطَفِّفین ، اَلا یَظُنُّ اولئک اَنَّهم مبعوثون.
خدایا همان طور که مارا موَحد آفریدی مارا مُوحد بمیران ،
خدایا عاقبت ما را ختم به خیر بفرما.
ماه مبارک رمضان ماه رحمت و ماه خیر و ماه برکت ، ما هم از همین جا دلها را روانه کنیم کنار مضجع شریف اباعبدالله ، اولین جلسه مان را با نام مقدس اباعبدالله نورانی کنیم. ماه گذشت از گناه است. ماه تغییر و تحول است . با روضه اباعبدالله این تحول را در خودمان ان شالله ایجاد کنیم.
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح اللّتی حلَّت بفنائک، علیک منّی سلامُ الله ابدا ما بَقیتُ و بقیَ اللیلُ و النَّهار، و لا جَعلهُ الله آخِرَ العَهد منّی لِزیارتِکم ، السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسن و علی اصحاب الحسین.
مصائب متعددی اباعبدالله دیده ، اما هیچ کدامش را تشبیه نکرده. مثلا بگوید وقتی داغ جوان دیدید یاد من کنید ، وقتی تیر به بدنتان خورد وقتی بیمار شدید ، اما تنها یک مصیبت است که تشبیه کرده ، فرمود: شیعَتی ما اِن شَربت ماءَ عَذبِ فَاذکُرونی. وقتی تشنه شُدید نه نه ، قبل از افطار نه ، من راضی نیستم ، وقتی آب نوشیدید به یاد لبهای تشنه ی من باشید ، این مصیبت تشنگی چقدر شَدید بوده ؟
امروز تو حالات حُر می دیدم صبح عاشورا وقتی خطبه خواند اول جمله ای که رو به دشمن گفت این بود: گفت دشمن ببینید قَد سَرعوا من العطش یعنی بچه های حسین از تشنگی روی زمین افتادند ،زمین گیر شدند ، تشنگی آنها را زمین گیر کرده.
بمیرم برایت امامسجاد، ۳۴ سال هر افطار ماه رمضان و غیر ماه رمضان ، روای می گوید آب می آوردم هی آقا نگاه می کرد اشکمی ریخت، آقاجان افطار شده ، هوا تاریک شده . می فرمود: چگونه آب بنوشم در حالی که قُتَل ابنُ رسول الله عطشانا؟ پدرم را با لب تشنه به شهادت رساندند. یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا، و سَحَقوهُ عُدواناً.