نسخه چاپی متن از سایت محراب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَيِّدِنَا وَ حَبِيبِنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، لَا سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَی يَوْمِ الدِّينِ.
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي.
ما مهمترین سلاحی که علیه دشمن داریم و مهمترین عامل قدرتی که تاکنون امتمون رو به این نقطه عالی رسونده در طول تاریخ، و مهمترین عامل قدرتی که حضرت ولیعصر (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) در دوران حکومت خودشون دارند برای اون حکومت واحد جهانی؛ چه امکانات یا چه فرصت یا چه دارایی در اختیار داریم؟ مهمترین عاملی که تا الان موجب حیات ما بوده و ما رو در این حیات به این حرکت واداشته و در این حرکت به این قدرت رسونده؛ نه تا امروز، بلکه تا زمان ظهور، همین عامل مهمترین عامل حرکت و قدرت ماست. و نه تا آستانه ظهور، بعد از ظهور حضرت ولیعصر (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) هم این عامل مهمترین عامل قدرت حکومت حضرت هست در طول دوران طولانی حکومت حضرت انشاءالله.
این رو باید بشناسیم، قدر بدونیم، چیزی که امروزه داریم در فضای این امکان و عامل اصلی تنفس میکنیم، شکرش رو به جا بیاریم، تقویتش بکنیم و بهویژه در این مقطع حساس در این سه چهار روز آینده در ایران اسلامی، مهمترین فرصت برای تقویت این عامل کلیدی در اختیارمون هست. امشب در قم و جمکران، و فردا در قم و جمکران، و بعد در کربلای معلی و نجف اشرف، و بعد در مشهد مقدس؛ اگر ما هر کدوم توانایی داریم برای تقویت این عامل، یا علی!
عاملی که… ببینید حرف خوب زیاده، ولی الان ما میخوایم مشخصاً بگیم بین همه آنچه که خوبیها هست و ما میشناسیم و قابل تصوره برامون، کدوم عامل اصلیه؟ عوامل خوب که ما رو حرکت داده تا الان زیاد هستند. هر عاملی هم قابل حذف نیست، هر عاملی هم قابل اغماض نیست، همه عوامل به جای خودشون محفوظ؛ ولی اون عامل اصلی و کلیدی چیه و کجاست؟ اون رو تقویت بکنیم.
ما تمام داراییهامون، ما انسانها شاید در سه بخش قابل تقسیم باشه. یک: علم و آگاهی. این عامل مهمیه؛ عامل معرفت و دانایی. این عامل اگر نباشه، خب چراغ خاموش باشه، راه بستهست؛ باز هم باشه نمیبینیم که حرکت کنیم. ولی اون عامل کلیدی، آگاهی نیست. خیلیها آگاهی داشتن، نه آدم شدن، نه آزاد شدن. همین الان خیلی ملتها هستند در جهان، آگاهی دارند؛ به پلیدی آمریکا و صهیونیسم و اذنابش آگاهاند، ظلمها رو بهش آگاهاند، ولی به قول امام شهید ما هر ملتی قیام نمیکنه.
خیلیها در صدر اسلام به حکم قرآن آگاه بودند به شایستگی نبی مکرم اسلام و تعیینشدگی او از جانب خدا؛ این آگاهیشون در حد یقین بود، اما این کار [را] کردند. آگاهی خیلی وقتا نجاتبخش نیست. بعضیها آگاهی دارند، خدا در قرآن میفرماید:
«…كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا»
مانند حماری که کتاب بارش کردن. این کتابها رو همه رو بلده، ولی عین یک حمار زندگی میکنه؛ این تعبیر قرآنه. آگاهی عامل مهمیه، ولی آگاهی بهتنهایی نجاتبخش نیست؛ مگر اینکه آن عامل دیگر حیات پیدا کنه و انسان را به حرکت وادار کنه.
عامل دیگری که میتونه ما رو سعادتمند بکنه، عمل ماست، اقدام ماست. خب عمل هم براش تردیدی نیست که خیلی عنصر مهمیه. ولی دو سه تا اشکال وجود داره که عمل عامل اصلی دیگه نیست. یک؛ بعضی وقتا ما در زمینه عمل محدودیت داریم. مثل الان ممکنه ما امکانات نداشته باشیم که این قاتلان و جانیان رو مستقیم بزنیم و نابود کنیم؛ اگر داشتیم قطعاً تا الان انتقام رو گرفته بودیم. یا کشتیهایی که… ناوهایی که از اینها در چند هزار مایلی… مثلاً در چند هزار کیلومتری ایستادن و محاصره دریایی ما رو الان دارن تشدید میکنن، ممکنه بهعنوان یه احتمال بعضی وقتا عمل محدودیت داره، اونقدر برنده و بُرّا نیست.
از طرف دیگه، اشکال دیگری برای عمل هست؛ عمل رو نمیخوام نفی کنم، مثل اینکه علم رو نمیشود نفی کرد. اونجایی که میتونیم عمل بکنیم، این عمل از کدام اراده، از کدام قلب صادر میشه؟ هر قلبی اهل عمل نیست. ما به یه عامل دیگری مهمتر از عمل احتیاج داریم تا به عمل وادار بشیم؛ اون عامل مهمتره. و بعد اون عاملی که میخوام امشب به این مناسبت عرض بکنم خدمت شما، نهتنها اون عامل، عمل رو ایجاد میکنه، بلکه اگر در عمل محدودیتهایی وجود داشته باشه، اون عامل جبران میکنه، محدودیتها را در هم خواهد شکست و کائنات رو در خدمت انسان قرار میده. و از کائنات بالاتر، خدای مدبر هستی نصرتش تعلق میگیره و محدودیتهای عملی مؤمنین رو برطرف میکنه؛ به حدی که خدا در قرآن میفرماید محدودیتهای عملی خودت رو نگاه نکن. محدودیتهای خودت رو در میدان عمل بهش نگاه نکن؛ تو اون عامل اصلی رو پیدا کن.
اون عامل اصلی اگر نباشه، علم مانند کتابی که بر حمار بار کردند خواهد شد. اون عامل اصلی اگر نباشه، عمل هم انجام نمیگیره. اون عامل اصلی اگر نباشه، محدودیتهای میدان عمل با قدرت خدا برطرف نخواهد شد.
یه عامل اصلی وجود داره. خب حالا برگردیم به اول بحث؛ همون عامل اصلی تا الان تو تاریخ ما رو به این نقطه رسونده، همون عامل اصلی ما رو پیروز خواهد کرد تا زمان ظهور، و همون عامل اصلی قدرت اصلی حکومت حضرت هست در جهان و سهولت حکمرانی او در عالم. این عامل اصلی رو فقط ما داریم. دشمن نه میتونه بهش ضربه بزنه، نه میتونه شبیهش رو ایجاد کنه. اون عامل اصلی در طول تاریخ فقط مال ملت ماست، فقط مال شیعیان اهلبیت عصمت و طهارته.
میبینید که مسلمانان دیگه چجوری به بردگی دشمنان میافتند؟ چون این عامل اصلی رو ندارند. مسلمان هستند، به همین قبله سجده میکنند که ما سجده میآوریم، همین قرآن را میخوانند، همین معارف وحی به آنها رسیده است، بلکه با زبان مادریشان؛ ولی اگر این عامل اصلی را نداشته باشند، به بردگی کشیده میشوند. این عامل اصلی چیست؟ این عامل اصلی تکنولوژی و اسلحه نیست؛ دشمنان ما از ما تکنولوژی بیشتر دارند و سلاح بیشتر دارند. این عامل که در طول تاریخ ما رو نگه داشته، الان هم ما را به پیروزیهای قاطع خواهد رساند، و در زمان حکومت آقا امام زمان (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) هم این عامل اصلیترین عامل موفقیت حضرت در حکومتش خواهد بود، عامل عاطفه، علاقه و محبت است که در جایی جز مکتب اهلبیت پیدا نمیشود. عاملی که گاهی از آن به عشق یاد میکنیم.
این عامل اگر بود، حتی کمبود آگاهی جبران میشود. فرمود هر کسی فرزندان من را دوست داشته باشه، حضرت رسول فرمودند خدا به او حکمت و بصیرت خواهد داد؛ نداند هم آگاهی او را تکمیل خواهد کرد. این عامل اگر نبود، آگاهی کم مثل «الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا» است. و در قلب انسان سالم، آگاهی مهمترین میوهاش همین علاقهست، همین عشق، همین محبت.
این عامل اصلی، عامل اصلی موفقیت در حکومت امام زمان (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) هم هست. قدرت امام زمان از کجاست؟ اگر بگیم این قدرت رو حضرت از آسمان میآرن فقط، خب میگیم این قدرت رو چرا رسول خدا نیاوردن که اهلبیتشون غریب نشن؟ چرا امیرالمؤمنین نیاوردن که اونجور تنها سر به چاه نگذارند؟ چرا اباعبدالله الحسین در صحرای کربلا از آسمان این عامل رو نیاوردند که بر خصم دون پیروز بشن؟ عاملی که امام زمان (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) میآورد برای حکومتش، مهمترینش قانون نیست. با قانون نمیشود این قدرت را پیدا کرد؛ همانطور که دشمنان ما امروز سعی میکنند با قانون بشریت رو به بردگی بکشن و نمیتونن، و ما قانونهای اونها رو در هم شکستیم.
این عامل، علاقه به حضرت ولیعصر (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) هست. و این علاقه ابهتی برای امر مولا ایجاد میکند در زمان حکومت حضرت که کسی در قلب خودش هم جرئت تخلف و خیانت نخواهد کرد. و شما که امروز دارید این محبت خود را به نایب امام زمان نشان میدهید، بیشک مقدمهساز قدرت حکومت حضرت ولیعصر هستید؛ و مقدمهساز امنیتی که برای حضرت ولیعصر ما شیعیان باید فراهم کنیم تا حضرت ظهور کند.
عامل محبت… همین عامل محبت هزار و چهارصد سال است اسلام را حفظ کرده است که امام امت فرمود هزار و چهارصد سال است روضهها اسلام را حفظ کرده است و خمیرمایه روضه، محبت ما به حسین است. این عامل، عامل محبت، مهمتر از قدرت موشکی ماست، مهمتر از همه داراییهای ماست. و این عامل است که عمل میآورد و در میدان عمل ما را قدرتمند میکنه. همه بچههایی که پای کار موشکی ایستادند و ما الان در سایه این قدرت موشکی امنیت پیدا کردیم، این رزمایش بزرگ را، رزمایش تاریخی را، و تغییردهنده تاریخ را به منصه ظهور بگذاریم، همه اونها عاشق بودند؛ از شهید طهرانیمقدم تا شهید حاجیزاده، تا دیگر شهدای ما. عشقشون اونها رو وادار کرد به این دقت برسن، به این قدرت برسن. عشق اونها، اونها رو به این ارادههای بزرگ وادار کرد.
عشق چه میکند؟ این علاقه چه خواهد کرد؟ دشمنان ما امروز ایران اسلامی را کنترل میکردند ببینند اگر عشق و علاقه ملت ایران به رهبر شهیدشان کم است، بیایند و ملت ایران را نابود کنند. شک نکنید ما را نابود میکردند اگر این عشق را در این ملت نمیدیدند. و این ماییم که امروز با نشان دادن این محبت در گرما، در این شهر و آن شهر در تشییع پیکر شهید نازنینمان، داریم امنیت برای خودمان و بالاتر از خودمون امنیت برای امام زمان (أَرْوَاحُنَا لَهُ الْفِدَاءُ) فراهم میکنیم. این عامل رو دشمن نمیتونه کاری بکنه باهاش، و ما در حال تمرینیم.
این عامل از کجا به دست میآد؟ از وجود مقدس امام. همانطور که همه ما امروز داریم آموزش میبینیم. این عامل محبت مردم از کجا آمده؟ از وجود مقدس نایب امام. سی و هفت سال بر ما رهبری کرد، اما والله قسم کار اصلی او رهبری نبود، دلبری کرد از ما. ما را کشت، ما را زنده کرد. شما ثابت کردید از ولیفقیه محبت دریافت کردید. این محبت مخصوص امام معصوم نیست، مخصوص دوستان امام معصوم هم هست، یاران او هم محبوب میشوند. ما در روایات مکرر دیدیم اصحاب خاص امیرالمؤمنین و اهلبیت رو محبتشون واجبه، باید اونها رو هم دوست داشت. ما در روایات دیدیم خدا محبت امام عادل را در دلها قرار میدهد.
چه کسی باور میکرد از اون کوردلهایی که معرفت به مکتب ما ندارند، مردم با این همه مشکلات اینچنین عاشقانه، نه گریه بکنند، ضجه بزنند در فراق امام شهیدشان؟ با این همه مشکلات، این محبت شما از کجا آمده؟ این محبت از مکتب شما آمده. «این خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» ترجمه زیارت جامعه است:
«بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي»
پدر و مادرم و جان خودم به فدای شما. در زبان عربی در این فرهنگ وقتی کسی میگه پدر و مادرم به فدای تو، یعنی بیشتر از اینکه خودم فدای تو بشم، فرزندانم فدای تو بشن؛ پدر و مادری که برای من محبت بیشتر دارند. «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي»، پدر و مادرم به فدای تو، اوج فداکاریست. بالاتر از عبارت «خونی که در رگ ماست» هست. پدر و مادرم به فدای تو. و همین پدر و مادر بچهها رو تربیت میکنند میگن بگو پدر و مادرم به فدای تو. این هیچ کجای عالم پیدا نمیشه. ایراد ما اگر تا حالا عقب افتاده بودیم این بود که همین محبت کم بود. و ولیفقیه آمد سی و هفت سال از ما دلبری کرد، ما را کشت، ما را زنده کرد. ما را در عشق خود اسیر کرد و ما را در غم خود آزاد کرد. قدرتهای ما را آزاد کرد، خوبیهای ما را متجلی ساخت تا این حقیقت دین را به ما نشان بدهد.
امام زمان! ما به تو معرفت پیدا کردیم بهواسطه محبتی که به نایبت پیدا کردیم. و او وقتی جان داد در راه این ملت، جانِ دین را در جان ما قرار داد و در جامعه جاری کرد که امام چنین شخصیتی است. ما اگر در کتابها یا فوقش در مجالس روضه محبت امام را تجربه میکردیم، در اشکهایمان و در احساسات دینیمان؛ اما امروز بیشتر از گذشته میفهمیم امام یعنی چی.
مردم! من این چند روز در مصلی، امروز صبح در تهران، در طول این چهار ماه گذشته، تو چشمهای مردم میدیدم. در این محرم و عاشورا در دلها و دیدههای مردم قابل مشاهده بود. مردم تازه فهمیدند یه چیزهایی از روضهها رو؛ وقتی امامت رو بزنن چجور بهت برمیخوره. بعضی از روضهها رو تازه ما میفهمیم زینب چی کشید وقتی گفت از بالای بلندی نگاه میکردم حسین را محاصره کرده بودند. دیدید مردم چجوری بهمون برخورد اماممون رو شهید کردن؟ اون سحر ماه رمضان چقدر هولناک بود این خبر رو به ما دادن؟ همه خانوادههای شهدا میگفتند قابل مقایسه با خبر شهیدمون نبود که به ما رساندن امام ما را زدند. ما تازه برخی از حرفها تبدیل شد به حقایق برامون.
میخواستم به این ماجرای انتقام کمی بعد برسم، شما سخن رو جلو انداختید. این محبت دو طرف داره، دو رو داره؛ یکی محبت به ولی خدا، یکی بغض و نفرت از دشمن خدا. دشمنان ولیفقیه، نه قاتلان ولیفقیه، همین ترامپ خبیث، همین نتانیاهوی خبیث بدانند حتی اگر امام ما را شهید نمیکردند، چون دشمنی دارند با ما و امام ما، ما قطعاً آنها را به قتل میرساندیم.
آیتالله مشکینی، تکبیر شما را شنیدم یادم افتاد، (رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَيْهِ) همه علمای قم برای این عالم جلیلالقدر احترام قائلاند. یه بار مردم تکبیر گفتن، امام جمعه قم بودند ایشون، برگشتند به مردم فرمودند اون مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکای شما یه زمانی حذف خواهد شد وقتی دیگه آمریکا و اسرائیلی نباشند؛ ولی مرگ بر ضد ولایتفقیه شما در حضور امام زمان هم ادامه پیدا خواهد کرد.
چه کسی این ملت مبعوثشده را هدایت کرد که پرچمهای سرخ انتقام این چند روز در تشییع پیکر امامشون به دست بگیرند؟ این همون محبته. اگر کسی گفت من حسین را دوست دارم اما آرزوی انتقام خون حسین نداشت، دروغ میگوید، یا لااقل تازه به مکتب رسیده است و هنوز در این مکتب رشد نکرده است. مگر میشود زیارت عاشورا بخواند، روضهها را کسی بشنود اما فریاد نزند:
«أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلَاءَ؟»
مگر میشود کسی محبت به امام زمان داشته باشد، محبت به نایب او نداشته باشد؟ مگر میشود کسی محبت به نایب امام زمان داشته باشد، اما فریاد انتقام سر ندهد؟ مردم! این فریاد انتقام شما از موشکهای شما مؤثرتر است. این فریاد انتقام شما علامت صدق شما در محبت است. این فریاد انتقام شما امنیتآور در حکومت امام زمان هم هست که کسی جرئت نکند به امام زمان ما تعدی کند. از شعار انتقام کوتاه نخواهیم آمد.
این محبت ماست، این خشونت ما نیست. این لطافت روح شیعه است. این همان اشکهای زلالی است که از دیدگان بر صورتهای نورانی شما جاری میشود. این همان سرچشمه لطیفی است که هم عامل معرفت است، هم نتیجه معرفت است. این همان عاملی است که پشتسر ارادههای شماست. و مردم! وقتی شما میگویید انتقام، یک لحظه به این فکر نکنید که چگونه این انتقام گرفته خواهد شد؛ باز چه سلاح مرگباری این خِسّت و قاتلین را ما نابود خواهیم کرد. مطمئن باشید خدا اسباب آن را فراهم خواهد کرد. چون خدا… جایگاهش در عرش وقتی سؤال کردند جای شما خدایا کجاست، حضرت موسی بن عمران فرمود من جا ندارم، مکانی نیست که موقعیت من باشد. عرضه داشت خدایا اگر من بخوام جایی برای تو تصور کنم میدونم تو لامکانی، جای تو کجاست؟ فرمود جای من قلب بنده مؤمن من است.
شما فریاد انتقام و این آمادگی با جان و دل رو وقتی اعلام میکنید، کسی که محاسبه میکند، اندازهگیری میکند خود خداست. اندازهگیر اوست، مقدرکننده مقدرات بشر و جامعه دینی اوست. ما با محبت به اینجا رسیدیم و آن روی سکه محبت، با بغضی که از دشمنان در درون قلبهایمان طلوع کرده است، ما عالم را تغییر خواهیم داد با این محبت. به خدا قسم در محضر علما در قم، در حوزه علمیه شریف، این مطلب رو دارم عرض میکنم. سروران من، دوستان من! امام امت، امام شهید ما کار فرعیش این بود که نیروهای نظامی رو اینجوری رهبری کرد و مخالفان امام و این نظام تحسین کردند او را که برای اولین بار ایران را به این قدرت رسانده است که دشمنان شما در مقابله با شما مهمات کم بیاورند (صریحاً اعلام کردند آمریکا مهمات کم آورده). همه عالم، حتی دشمنان این نظام و این انقلاب و این مردم تحسین کردند؛ این کار فرعی امام ما بود.
کار اصلیش این بود که از ما دل برد. کار فرعی او این بود که این انقلاب و این نظام را پیش برد و از همه فتنهها عبور داد؛ کار اصلی او این بود که از ما دل برد. کار فرعی او این بود که بصیرت به ما داد و ما را اهل بصیرت قرار داد؛ کار فرعی او این بود که با اراده و شجاعت پیش رفت و ملتی مصمم و بااراده و شجاع تربیت کرد؛ کار اصلی او این بود که دل از ما برد. و این دلبری رو کجا به اوج رسوند؟ از خدا تمنا کرد که خدایا اجازه بده من در رهبری این مردم این دلبری را به حد کمال برسانم. و خدا از او قربانی قبول کرد؛ دخترش را، عروسش را، دامادش را، نوهاش را روی سینه او گذاشتند. نوهاش را در این تشییع پیکرهای نورانی و بدن قطعهقطعهشدهاش را قبول کرد تا او اصل این رهبری را به کمال برساند. دید جز با بدن قطعهقطعه خود نمیتواند این رهبری را به اوج برساند، و خدا به او اجازه داد.
امام شهید! حالا ما بدون تو چهکار کنیم؟ ببخشید مردم اذیتتون میکنم، عذرخواهی میکنم، نباید دل عزادار رو آتش زد. ولی میگن کاری کنید این عزادار بغض گلوی او باز بشه و راحت گریه کنه. دیگه صدای رهبر رو نخواهید شنید، دیگه برای ما سخنرانی نخواهد کرد، دیگه برای سخنرانیهای او باید به خاطرات مراجعه کنیم. شما نبودید امروز تهران، مردم میمردند و زنده میشدند. مردمی که همیشه او را در قامتی ایستاده مشاهده میکردند، برای اولین بار او را در تابوتی روی زمین آرمیده میدیدند. آی ولیفقیه شهید! ما به ما نگفته بودی تو در حال دلبری کردن از ما بودی! بگذارید قائد شهید دل شما را ببرد، به پای جنازه او بروید، به پای پیکر او بروید، دل خود را به دست مشتکرده او بدهید. بگذارید دل شما را از قفسههای سینهها برباید و بگید ما بعد از تو دیگه زندگی نمیخوایم. تازه بعد از اون، زندگی و حیات پیدا خواهید کرد:
بمیرید بمیرید در این عشق چو مردید
همه روح پذیرید و این اصل ماجراست
ما اگر بگیم انتقام آیا مسئولین عمل میکنند؟ مسئولین در قبضه اراده خداان؛ اگر عمل نکنند حذف خواهند شد و کسانی که عمل بکنند جایگزین خواهند شد. شما فقط فریاد انتقام را از دست ندهید و پرچم سرخ انتقام را از دستهای خود کنار نگذارید و شعار انتقام را فردا و در روزهای دیگر دایماً سر بدید. خدا این انتقام را بهزودی محقق خواهد کرد.
«بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي»… ببینید، یه وقت آدم میره تو کتابخونه مطلبی رو میخونه، یه وقت با وجود خودش این رو حس میکنه. این قطعات زیارت جامعه را نایب امام زمان در جان جامعه ما جاری کرده است. همه میتوانند این قطعات را تجربه کنند. ما تجربه کردیم امام داشتن یعنی چی. ما تجربه کردیم به امام محبت داشتن و غیظ و غضب پیدا کردن از شهادت او یعنی چی و حس انتقام داشتن یعنی چی. آنچه از معرفت و محبت اهلبیت در دل داشتیم یا تقویت شد یا تثبیت شد.
«بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا»
بهواسطه اون محبت شما و ولایت شما، خدا معالم دین را برای ما آشکار کرد و به ما آموزش داد.
«وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا»
بهواسطه محبت شما دنیای ما اصلاح میشود. یعنی چی آقا این حرفا؟ ما وقتی این فریاد محبت، این بغضهای جاریشده در چشمها و چشمههای جاری و چشمهای اشکبار رو میبریم در محضر خدا در محبت نایب امام زمانمون، در مسیر محبت اباعبدالله الحسین، صدق ما در محبت امام حسین اینجا به اثبات میرسد. خب، «أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا»، مشکلات دنیای ما رو خدا اصلاح خواهد کرد. مگه خدا چی میخواد از این مردم؟
«وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ»
نعمتهای باعظمت این ملت دریافت خواهند کرد بهواسطه این محبت، و فرقهها و اختلافها برطرف خواهد شد و مردم متحد میشن. این اتحاد رو ما داریم با جان خودمون میچشیم.
«وَ بِمُوَالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ»
اگر این موالات رو نداشته باشیم، نماز واجبمون هم قبول نخواهد شد.
«وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ»
و مودت شما واجبه. مودت یعنی ابراز محبت، نه فقط محبت. وای بر کسانی که ادعای محبت بکنند اما در این تشییع باشکوه برای سلاله حضرت زهرا قدم به میدان این فریادها نگذارند. «وَ لَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَ الدَّرَجَاتُ الرَّفِيعَةُ وَ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ».
من یادمه تو حرم حضرت امام، همون آغاز به خاکسپاری امام عزیزمون بود، چند سالی بعد از رحلت امام بود. اولین صحبتی که من تو حرم داشتم، تازه اون سالن رو مختصری مهیا داشتن میکردند، به امام امت عرض کردم: تو زیارت جامعه رو امام! برای ما ترجمه کردی، در قلب ما تثبیت کردی، در قلب ما قرار دادی زیارت جامعه رو.
خب، میشه آدم واقعاً… روایت امام صادق (علیهالسلام) بخونم، هر کی میآد قم انتظار اینجور روایتها رو داره. نبینید بعضیها طفره میرن از ابراز محبت و حتی اشک ریختن و روضهخواندن برای امام شهید و شهدای انقلاب و شهدای این نبردهای تحمیلی. امام صادق (علیهالسلام) میگوید کسی برای مظلومیت یکی از شیعیان ما گریه کند، مانند این است که برای ما گریه کرده است. مگه میشه سیدالشهدا رو دوست داشت، مگه ولی یاران او را دوست نداشت؟ کسانی که در راه او به شهادت رسیدند دوست نداشت؟
ای امام شهید! من یادمه یک بار از کربلا برگشته بودم، هنوز زیاد باب نبود، اون اوایلی بود که راه کربلا باز شده بود. یه پرچم کوتاهی، کوچیکی از حرم سیدالشهدا گرفته بودم تبرک کردم آوردم. اولین کسی که خدمتشون رسیدم امام شهیدمون بود. بعد از نماز به دستشون دادم. گفتم این رو من دیروز از حرم سیدالشهدا آوردم. منقلب شد، به هم ریخت. پرچم رو روی پای خودش گذاشت، هی دست میکشید، چیزی ابراز نمیکرد. یه کسی اونجا برگشت گفت زیارت حرم امام حسین بعد از این صدام خبیث… آقا برگشتند، خیلی آرام با اون بغضی که داشتند فرمودند: «زیارت حسین، زیارت حسین است؛ چه با صدام، چه بیصدام». به اون جمع نشون دادند چه عشق وافری! آقا برات خوشحالیم پسفردا میری کربلا. زیارت حسین، زیارت امیرالمؤمنین بر تو مبارک باد. چقدر تو یار صادقی برای حسین بودی که دوست داشتی فقط با بدن خونی وارد حرم حسین بشی. چقدر تو سوخته بودی برای روضه علیاصغر حسین، برای روضههای حسین (علیهالسلام) که خواستی با فرزندان قطعهقطعهشدهات وارد حرم بشی.
امشب به روایتی شب شهادت دختر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) در این مسیر کاروان هم هست که نزدیک کربلا حرمشون هست، میشناسید و میروید حتماً این زیارت رو. امام حسن بیشتر از خود امام حسین تو کربلا و راه کربلا شهید داده. من اجازه بدید روضه ایشون رو بخونم. ای امام امت! احدی جرئت نکرد به یکی از یاران تو بیاحترامی کنه، به یکی از گریهکنان و عزاداران تو بیاحترامی کنه؛ احترام در صدر احترام جهانی بود. اما دلها بسوزد برای خانواده شهیدی به نام سیدالشهدا.
اول به اون خیمهگاه حمله کردند و خیمهگاه را آتش زدند. مردم طاقت دارید من یه روضه بخونم؟ هر کی طاقت نداره فریاد بزنه. امام صادق جداً برای گریهکنان دعا کرده، جداً برای اونایی که فرمود در عزای ما فریاد میزنند، ضجه میزنند، صدا زد خدایا این سینههایی که داد میزنن وقتی روضههای ما رو میشنون، من اینها رو به تو میسپارم، کنار حوض کوثر بده من خودم ازشون تشکر کنم.
مردم، تشییع رو دیدید امروز؛ میدونید که بعد از کربلا چه خبر بود؟ سرهای بریده رو روی نیزه قرار داده بودند برای بیاحترامی. بچههای حسین رو طناب به گردنشون انداخته بودند برای اینکه توهین بشه بهشون. بچههای علی رو بهعنوان اسیر از این شهر به شهر بردند. تشییعکنندگان میلیونی نایب امام زمان! با حسین چه کردند در این مسیر کوفه و شام؟ لعنت…