محراب
چاپ / ذخیره PDF

آسیب‌شناسی مهدویت و آسیب‌های دوران غیبت

نسخه چاپی متن از سایت محراب

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.

لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَاللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَجْمَعِينَ.

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيًّا وَحَافِظًا، وَقَائِدًا وَنَاصِرًا، وَدَلِيلًا وَعَيْنًا، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا، وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.

تبریک عرض می‌کنیم آغاز امامت و سالروز شروع مسئولیت ولایت جامعه را توسط آقا و مولایمان، حجت‌بن‌الحسن، أرواحُنا فِداهُ، محضر همه شما برادران و خواهران عزیز.

از دیروز، با شهادت امام عسکری علیه‌السلام، ولایت امام زمان هم آغاز شد. حالا ما اگر می‌گوییم نهم ربیع، صحیحش همان هشتم ربیع است؛ چون زمین بدون حجت نمی‌ماند. با شهادت امام عسکری علیه‌السلام، حضور و ظهور و، در واقع، آغاز امامت امام زمان، أرواحُنا فِداهُ، است که شیعه یک شکل جدیدی از امامت را تجربه می‌کند؛ سابقه هم نداشته.

بالاخره یازده امام، دویست‌وپنجاه سال بین مردم بودند. حالا کم‌وبیش سخت بوده، گاهی خدمتشان رسیدن سخت بوده، ولی ممکن بوده. امام عسکری علیه‌السلام جایشان معلوم بوده در سامرا؛ امام کاظم علیه‌السلام جایشان معلوم بوده، یا بغداد یا مدینه. ولی بعد از دویست‌وپنجاه سال، امامی این سکان جامعه را می‌خواهد به عهده بگیرد که با آن یازده امام متفاوت است.

اولاً غیبت دارد؛ کسی ایشان را به ظاهر نمی‌بیند. بعد، غیبت طولانی است. این امامت تا الآن تقریباً حدود پنج برابر امامت یازده امام طول کشیده؛ نزدیک یک‌هزار و صد و خرده‌ای سال.

ثانیاً و ثالثاً، این شخصیت بزرگوار به‌گونه‌ای است که در میان جامعه، مردم دسترسی ندارند که خدمتشان برسند و ایشان را ببینند، و در دورانی است که دوران سخت و صعبی برای شیعیان است.

از همه مهم‌تر، ایشان یک کاری قرار است بکند که هیچ‌کس نکرده؛ هیچ پیغمبری و هیچ نبی‌ای و هیچ امامی این‌طور کاری نکرده که تمام دنیا زیر مدیریت یک نفر باشد، با سیصدوسیزده تا کابینه، و هیچ حاکم ستمگری هم نباشد؛ یعنی بیعت هیچ‌کس به گردنش نباشد. این هم یک کار بی‌نظیری است. تا حالا اتفاق نیفتاده که کل کره زمین: «يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَعَدْلًا».

امام کاظم علیه‌السلام بوده، هارون‌الرشید هم حکومت می‌کرده. امام هشتم علیه‌السلام بوده، مأمون هم حکومت می‌کرده. امام صادق علیه‌السلام بوده، منصور هم حکومت می‌کرده. اما قرار نیست وقتی امام زمان علیه‌السلام هست، کسی دیگر حکومت کند؛ ظالمی، ستمگری. یک چیز جدیدی است.

لذا دویست‌وپنجاه سال، یازده امام و خود رسول خدا ـ حالا قبلش را من کاری ندارم، انبیای دیگر را ـ دائماً سعی کردند مردم را با این فضا آشنا کنند که یک‌مرتبه مردم در این فضا نیفتند؛ بدانند این امام با بقیه متفاوت است. هم حضورش با بقیه متفاوت است، چون ظاهر نیست؛ هم کارش متفاوت است، قرار است یک کار جهانی بکند؛ هم غیبتش طولانی است. دقت کنید چه عرض می‌کنم.

موضوع سخن: آسیب‌های مهدویت

حالا من البته بحث امشبم تحت عنوان «آسیب‌های مهدویت» است.

چند سال قبل، یک همایشی در عراق تشکیل شد. من هم شرکت کردم. آیت‌الله امامی کاشانی بودند، خیلی از فضلای قم آمده بودند. من هم یک مقاله دادم، قبول شد. بعد من را دعوت کردند و گفتند: بیا مقاله را آنجا بخوان.

رفتیم دانشگاه کوفه و من مقاله را آنجا خواندم. به عربی نوشته بودند؛ من نوشته بودم، یک کسی ترجمه‌اش کرده بود. بعد مجموعه مقالات آن همایش در هفت جلد چاپ شد. برای من هم فرستادند؛ دارم خانه.

آن کنفرانس اسمش بود: «الْمَهْدِيُّ وَمُسْتَقْبَلُ الْعَالَمِ»؛ امام مهدی و آینده عالم. حالا در اینترنت هم بزنید، پیدا می‌کنید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.

عرض کردم، هفت جلدش را منزل دارم. آن کنفرانس دو روز در کوفه تشکیل شد، یک روز هم در ـ بفرمایید که ـ کربلا. ما هم رفتیم.

مقاله‌ای که من داده بودم، کسی با این موضوع مقاله نداده بود. مقاله من بود «آسیب‌شناسی مهدویت». من دوازده تا آفت و آسیب را نوشته بودم که ما امروز به آن مبتلا هستیم؛ دوازده تا آسیب و آفتی که در دوران غیبت، شیعه ممکن است به آن مبتلا بشود.

من الآن نمی‌رسم آن دوازده تا را برای شما بگویم. چندتایش را می‌خواهم امشب عرض کنم. البته اگر اصلش را خواستید، آنجا چاپ شده. خود من هم یک کتابی دارم به نام «گفتار رفیع» که دو سه جلد تا حالا چاپ شده. این مقاله را به فارسی آنجا هم آوردم، در جلد اولش؛ «آسیب‌شناسی مهدویت» که اصل بحث من امشب همین است.

ما الآن دچار یک آسیب‌هایی هستیم در قصه مهدویت که این‌ها واقعاً جامعه شیعه را تهدید می‌کند. باید ما این‌ها را بشناسیم.

عرض می‌کنم که قبل از اینکه این آسیب‌ها را برای شما بشمارم، پنج‌شش‌تایش را، این را عرض کنم که بالاخره ائمه بزرگوار ما جامعه را داشتند و بسترش را آماده می‌کردند برای حضور و ظهور چنین امامی.

فضیلت مؤمنان دوران غیبت

شما نگاه کنید؛ رسول خدا یک وقت بین اصحابش می‌فرماید:

«أَيْنَ إِخْوَانِي؟»؛ برادرهای من کجایند؟

می‌گویند: «نَحْنُ إِخْوَانُكَ»؛ ما هستیم دیگر.

می‌فرماید: نه، «أَنْتُمْ أَصْحَابِي»؛ شما اصحاب من هستید. اخوان من، برادران من… اخوان بالاتر از اصحاب‌اند.

گفتند: آقا، «نَحْنُ أَصْحَابُ بَدْرٍ وَحُنَيْنٍ»؛ ما با شما در بدر بودیم، در حنین بودیم، در احد بودیم. چطور شما می‌فرمایید غیر از ما، آدم‌های بهتری سراغ دارید؟

فرمود: بله. اخوان من کسانی‌اند که در دورانی می‌آیند که نه من را می‌بینند، نه جانشین من را؛ «فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَى بَيَاضٍ»؛ ایمانشان از خط روی کاغذ است.

الآن همه شما که اینجا نشسته‌اید، اعتقاداتتان از روی خط و کاغذ است دیگر. می‌گویید کلینی در کافی نوشته، صدوق در من لا یحضره الفقیه نوشته. هیچ‌کدام از شماها امام ندیده‌اید، پیغمبر هم ندیده‌اید. همه ما آخوندها که برای شما حرف می‌زنیم، آدرس کتاب می‌دهیم.

فرمود این‌ها، این‌ها برادران من‌اند؛ کسانی که ایمانشان در دوران غیبت از روی نوشته‌های روی کتاب و خط است.

شما امام دارید می‌بینید؟ شما پیغمبر دارید می‌بینید؟ خیلی فرق می‌کند.

و لذا عزیزان، یک جمله‌ای امام سجاد علیه‌السلام دارد، خیلی عجیب است. این‌قدر خودتان را می‌خواهم بدانید.

امام سجاد علیه‌السلام به ابوخالد کابلی فرمود. ابوخالد کابلی ـ الآن یک مؤسسه‌ای هم در افغانستان دارد که معروف است به نام ایشان ـ افغانستانی بوده، از اصحاب امام سجاد علیه‌السلام است، خیلی هم به آقا ارادت داشته، آقا هم خیلی دوستش داشت.

فرمود:

«يَا أَبَا خَالِدٍ، إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ، الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ، وَالْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ، أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ».

این را بدان! مردم زمان غیبت، یعنی شماها، به دو شرط از تمام مردمان گذشته، زمان امام صادق و امام باقر علیهماالسلام، بالاترند:

1. معتقد به امام زمان باشند.

2. منتظرش باشند؛ برنگردند.

خیلی حرف است. فرمود بالاترند.

بعد این را فرمود:

«لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَالْأَفْهَامِ وَالْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ».

فرمود این‌قدر این مردم عقل دارند، فهم دارند، که غیبت با مشاهده برایشان یکی است.

یعنی شما الآن امام زمان را که نمی‌بینید، امام صادق را که نمی‌بینید، امام رضا را که ندیده‌اید. ما به شما می‌گوییم امام رضا فرموده، شما هم قبول می‌کنید. ما به شما می‌گوییم امام حسین فرموده، قبول می‌کنید. یعنی ندیده را دیده فرض می‌کنید.

فرمود مردمانی می‌آیند در زمان غیبت که غیبت و ندیده را دیده فرض می‌کنند. این‌ها از همه مردمان زمان‌های گذشته بالاترند: «أَفْضَلُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ». خیلی عجیب است.

حالا این دست روایات زیاد است؛ من همه‌اش را نمی‌خواهم بخوانم.

امام زمان، أرواحُنا فِداهُ، آقایی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام برایش اشک ریخته: «وَا شَوْقَاهُ إِلَى رُؤْيَتِهِمْ»؛ چقدر دلم می‌خواهد مهدی را ببینم.

امام صادق علیه‌السلام اشک ریخته:

«سَيِّدِي، غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي».

آقای من! غیبت شما خواب را از چشم ما گرفته.

امامی است که امام رضا علیه‌السلام، وقتی اسمش برده می‌شود، اسم امام زمان پیش امام رضا برده شد، دست گذاشت روی سر و قیام کرد؛ که خب می‌دانید خود ایشان امام است، اما به احترام امام زمان قیام کرد، دست روی سر گذاشت.

یک کتابی دارد آیت‌الله‌العظمی صافی، «منتخب الأثر». ایشان آنجا نوشته، دیگران هم نوشته‌اند؛ خیلی راجع به امام زمان ما روایت داریم. حالا من کتاب‌هایش را نمی‌خواهم اینجا بشمارم؛ به درد شما هم نمی‌خورد، تخصصی است.

اما عمده نکته‌ای که من می‌خواهم امشب به شما بگویم، آسیب‌های مهدویت است. این بحث شاید جدید باشد، رویکرد جدیدی باشد.

خب، نگاه کنید، دقت کنید. اصل حرف من مال همان مقاله‌ای است که گفتم من برای کنفرانس کوفه نوشتم. از همان‌جا دارم عرض می‌کنم. پنج‌شش تا از این آسیب‌ها را من برای شما عرض کنم، یک مقداری بیشتر با این فضای مهدویت آشنا بشوید.

کم هم دیدم کسی روی این موضوع کار کرده باشد: آسیب‌ها، خطرات، آفات.

ببینید: «لِكُلِّ شَيْءٍ آفَةٌ»؛ هر چیزی آفتی دارد. کشاورز خوب کسی نیست که فقط بذر و درخت و آب را بشناسد؛ آسیب را هم باید بشناسد، ببیند چه آفتی این سیب را خراب می‌کند. مکانیک خوب کسی است که عیب ماشین را بشناسد.

آقایان! خواهران! همه‌چیز آفت دارد. یک امامی که بیش از یازده قرن غایب است، خب در این یازده قرن حتماً یک آسیب‌هایی پیش می‌آید، یک اتفاقاتی پیش می‌آید. ائمه ما این‌ها را پیش‌بینی کردند.

لذا این آسیب‌ها را من چندتایش را امشب برای شما عرض می‌کنم که دستتان بیاید چه خطراتی در قصه مهدویت ما را تهدید می‌کند.

آسیب اول: تصور «امامِ بایگانی‌شده»

یک؛ البته این ترتیبی که من عرض می‌کنم، ترتیب منطقی شاید نباشد؛ آن‌هایی که به ذهنم می‌رسد عرض می‌کنم.

اولین آسیبی که در بحث مهدویت ما داریم، تصور این است که امام زمان، امامِ بایگانی است؛ فریز شده، کنار، کاملاً گذاشته‌اند در بایگانی؛ روزی که ظهور کند، کارش شروع می‌شود.

نه! این اشتباه است.

امام زمان، امامِ حاضر است؛ امامِ ظاهر نیست. ما منتظر حضور نیستیم؛ ما منتظر ظهوریم، نه منتظر حضور.

ببینید، شما الآن همه‌تان اینجا نشسته‌اید. نیروی جاذبه اینجاست. خب، کی جاذبه را می‌بیند؟ جاذبه ظاهر است؟ نه؛ ولی حاضر است. حاضر هست، ولی ظاهر نیست.

شما می‌روید کربلا، به شما می‌گویند چهار هزار فرشته دور قبر امام حسین علیه‌السلام هستند. کی دیده تا حالا؟ حتماً آنجا حاضرند، ولی ظاهر نیستند.

شما می‌روید کنار یک محتضر، دارد جان می‌دهد؛ می‌گویند عزرائیل آمد جانش را گرفت. کدام‌یک از شما تا حالا عزرائیل را دیده‌اید؟ حاضر است، ولی ظاهر نیست.

همیشه نقش یک کسی در جامعه، ملتزم به ظهورش نیست.

الآن شما فرشته همراهتان هست؛ همه شما رقیب و عتید دارید. فرشته کو؟ کی می‌بیند؟ مگر نمی‌گویند آقا دور قبر امام رضا علیه‌السلام فرشته هست؟ کی دیده؟

آقایان! خواهران! دقت کنید. ما منتظر ظهوریم، نه حضور.

امام زمان به غم شما غمناک می‌شود، به شادی شما شاد می‌شود، به دعای شما جواب می‌دهد، یاد شما می‌کند، واسطه فیض است. همه آن کارهایی که امام صادق علیه‌السلام انجام می‌داد، ایشان هم امروز دارد انجام می‌دهد. فرقی نمی‌کند.

امام صادق علیه‌السلام حجت خدا بود، ایشان هم حجت خداست. امام صادق واسطه فیض بود، ایشان هم واسطه فیض است. امام صادق را شما به او متوسل می‌شدید، برایتان دعا می‌کرد؛ امام زمان هم دعا می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام پرونده‌ها می‌رفت پیشش، پیش امام زمان هم می‌رود. امام صادق علیه‌السلام دوشنبه و پنجشنبه و اول هر ماه و نیمه شعبان هر سال کار شیعه‌ها را چک می‌کرد، امام زمان هم می‌کند. امام صادق مکه می‌آمد، امام زمان هم هر سال مکه می‌آید.

این یک اشتباه است که کسی فکر کند با یک امام راکدِ بایگانی‌شده کنار سروکار دارد. نه! حاضر است.

خودش فرمود:

«إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ، وَلَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ».

ما شما را فراموش نمی‌کنیم. من در اجتماعات شما می‌آیم، روی فرش‌های شما پا می‌گذارم، بین شما می‌آیم، شما را فراموش نمی‌کنم.

این خیلی نکته مهمی است.

من اگر بدانم…

امام رضا علیه‌السلام نشسته بود، یک کسی هم آنجا خدمت آقا بود. آقا فرمودند که ما از کارهای شما خبر داریم؛ اعمال شما را صبح و شام به ما عرضه می‌کنند.

صبح و شام.

آن آقا در دلش ـ به زبانش هم نه، در دلش ـ گفت: چه می‌گوید آقا؟ شما کجا خبر داری من فلان‌جا گناه کردم یا ثواب کردم؟

ببین، به زبان نیاورده؛ در دلش بود.

وجود مقدس امام رضا علیه‌السلام یک نگاهی به او کرد، فرمود: «ضَاقَ صَدْرُكَ؟»؛ شک کردی؟ سخت آمد برایت این حرفی که من زدم؟

چیزی هم نگفته بودها؛ در دلش بود.

بعد آقا این آیه را خواند:

«وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».

پیغمبر! به مردم بگو هر کاری بکنید سه جا کنترل می‌شود: خدا، پیامبر، ائمه. منظور از «المؤمنون» ائمه‌اند.

این نکته اول.

پس بدانید امام زمان اشراف دارد به کار شما، پرونده‌تان پیشش می‌رود، ناراحت می‌شود، به غم شما توجه دارد؛ به او متوسل شوید، توجه می‌کند، واسطه می‌شود.

این یک آسیب جدی است که ما امام زمان را راکد بدانیم.

و حالا که امام زمان را فعال می‌دانیم، در صحنه، پس برایش صدقه می‌دهیم، پس برایش دعا می‌کنیم، پس اگر کار خیری می‌کنیم شریکش می‌کنیم. دقت کردید چه می‌گویم؟

اثر دعا برای امام زمان علیه‌السلام

حالا یک وقتی یک کسی در مشهد به من گفت: این چرا این‌قدر به ما می‌گویید برای امام زمان دعا کنید؟ چه اثری دارد؟ «اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ»، دعای عهد، دعای فلان…

گفتم: بنشین یک قصه برایت بگویم.

بفرمایید.

گفتم یک آقایی از اصفهان رفت سامرا. با متوکل کار داشت. مشکلات مالی و این‌ها داشت، ازدواج نکرده بود، پول نداشت، فقیر بود. می‌خواست برود به دربار بگوید بلکه یک چیزی بگیرد.

وقتی رسید سامرا، دید یک آقای جوانی سوار بر مرکب است، دورش هم گرفته‌اند، دارد می‌رود دربار. متوکل احضارش کرده.

گفت: ایشان کیست؟

گفتند: ابن‌الرضا، امام هادی علیه‌السلام. متوکل احضارش کرده.

می‌گوید من تا نگاه به صورت این آقا افتاد، دلم لرزید. گفتم: خدایا! متوکل آدم خبیثی است. این سید، اولاد پیغمبر را…

حالا ایشان شیعه هم نیست‌ها! این آقا شیعه هم نیست، اصلاً امام هادی را امام نمی‌داند.

گفتم: این جوان، سیدِ اولاد پیغمبر را احضار کرده، نکشدش! ای خدا، من از کار خودم گذشتم. من آمده بودم پیش متوکل یک پولی چیزی بگیرم؛ از کار خودم گذشتم. خدایا! این جوان را حفظ کن؛ این ابن‌الرضا، این امام هادی شیعیان را.

ایشان که شیعه نیست. یک دعا در دلم برایش کردم.

آقا رسید جلوی من، صورتش را برگرداند، فرمود: عبدالرحمن! دعای تو درباره ما مستجاب شد. متوکل به من کاری نخواهد داشت، ولی ما هم به جایش سه تا دعا برایت می‌کنیم: خدا مالت را زیاد کند، عمرت را طولانی کند، اولاد زیاد هم به تو بدهد.

ایشان برگشت اصفهان؛ ده تا پسر خدا به او داد. آن زمان نوشتند میلیون پول داشته. میلیون! حالا هیچی نیست‌ها، آن زمان خیلی پول بوده.

آن زمان که چه عرض کنم؛ ما در قم الآن یک کوچه‌ای داریم می‌گویند «کوچه صدتومنی‌ها»؛ یعنی مردم این محله نفری صد تومان پول داشتند، خیلی پولدار بودند.

آقا یادشان هست قدیم اگر کسی یک خانه می‌خرید، می‌گفتند هزار تومان می‌ارزد؛ که برای خودت! حالا الآن هزار تومان را نان هم با آن نمی‌دهند. الآن ارزش پول پایین آمده.

هم وضع مالی‌اش خوب شد، هم اولاد خدا به او داد؛ یعنی یک دعا برای امام هادی کرد، آقا سه تا دعا برایش کرد.

شما اگر برای امام زمان «اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ…» بخوانید، آقا برایتان دعا می‌کند. دعا برای امام زمان، جذب دعا دارد.

این یک آسیب.

آسیب دوم: تطبیق نادرست علائم ظهور

آسیب دومی که در قصه مهدویت ـ خواهش می‌کنم این بحث را امشب دقت کنید، مهم است ـ آسیب دومی که در مهدویت ضربه می‌زند به این اندیشه صحیح، اندیشه پویا، اندیشه پرمحتوا، مسئله تطبیق نادرست علائم ظهور است.

خب، آقای ما یک‌هزار و صد و خرده‌ای سال است غیبت کرده. به ما هم گفته‌اند یک نشانه‌هایی وجود دارد برای ظهور؛ اما نگفته‌اند دنبالش بگردید، تطبیق بدهید: این را ببرید آن، آن را ببرید این. نه!

دو دسته علائم ظهور وجود دارد:

1. غیرمتصل؛

2. متصل.

شما الآن مثلاً مشهد می‌خواهید بروید. از همین اراک ممکن است تابلو زده باشند: مشهد هشتصد کیلومتر، نهصد کیلومتر، هفتصد کیلومتر؛ ولی مشهد نیست. وقتی می‌رسید به دروازه مشهد، می‌گویند مثلاً «به شهر مشهد خوش آمدید».

آقا! از آغاز غیبت امام زمان که سال ۳۲۹ غیبت کبری شروع شده تا امروز، صدها تابلو در مسیر گذاشته‌اند ما راه را گم نکنیم. نگفته‌اند اگر این تابلو را دیدید، ظهور فردا صبح است.

مثلاً سقوط بنی‌عباس هفتصد سال پیش اتفاق افتاده، از علائم ظهور در روایت آمده. خروج پرچم‌های سیاه مثلاً، یا علامت‌های کلی: فلان‌جا جنگ می‌شود، در یمن این‌طور می‌شود، فلانی از دنیا می‌رود. این‌ها به ظهور متصل نیست.

آن چیزی که به ظهور متصل است، پنج تا علامت حتمی است. هیچ‌کدامش هم تا امروز اتفاق نیفتاده؛ هیچ‌کدامش. نه خروج یمانی، نه صیحه آسمانی، نه آن سه تای دیگری که آمده.

من یک کتابی را به شما معرفی می‌کنم؛ بگیرید بخوانید. در فضای مجازی هم بزنید، می‌توانید دانلودش کنید. این را یکی از فضلای قم نوشته، بسیار کتاب خوبی است: «تحلیل نشانه‌های ظهور». اسمش این است: «تحلیل نشانه‌های ظهور»، آقای دکتر مصطفی صادقی.

من در تلویزیون هم این را معرفی کرده‌ام. به درد عموم می‌خورد، خیلی قشنگ.

آقا! مگر سی‌دی در همین مملکت پخش نشد که فلانی شعیب‌بن‌صالح است، فلانی سید خراسانی است؟ این‌ها را بگذارید کنار.

به‌جای دنبال علائم ظهور رفتن و تطبیق علائم ظهور، دنبال وظیفه‌مان در دوران غیبت بگردیم. وظیفه‌مان چیست؟

احمد بن اسحاق و وظیفه دوران غیبت

احمد بن اسحاق اشعری قمی که در سرپل‌ذهاب دفن است، ایشان را می‌دانید سال ۱۳۸۹ هم یک کنگره بین‌المللی برایش در کرمانشاه برگزار شد، مقالاتش هم چاپ شد.

این آدم از کسانی است که مرتب می‌رفت خدمت امام عسکری علیه‌السلام در سامرا.

خدا رحمت کند مرحوم آقای علی دوانی را. یک کتابی دارد «مفاخر اسلام». قصه را مفصل آنجا آورده.

می‌گوید این سفر آخری که احمد بن اسحاق رفت خدمت امام عسکری، می‌گوید آقا فرمود: بنشین، کارت دارم.

«فَقَامَ مُسْرِعًا»؛ امام با سرعت بلند شد، رفت داخل اتاق. یک آقازاده سه‌چهارساله‌ای همراهش بود، «كَأَنَّهُ الْقَمَرُ»؛ مثل ماه می‌درخشید.

آمد.

گفتم: آقا! فرزنددار شدید؟

فرمود: بله، ایشان پسر من است، امام شماست: «هَذَا إِمَامُكُمْ مِنْ بَعْدِي وَخَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ».

بعد این را فرمود.

فرمود: احمد بن اسحاق! خیلی‌ها عقیده‌شان در دوران غیبت سست می‌شود. این پسر من غیبتش طولانی است؛ مثل حضرت خضر که الآن سال‌هاست غیبت کرده.

ما می‌دانید آدم‌هایی داریم که غیبتشان از امام زمان طولانی‌تر است. حضرت عیسی الآن دوهزار سال است در پس پرده غیبت زنده است؛ حضرت ادریس، حضرت خضر.

فرمود: احمد بن اسحاق! کسانی در دوران غیبت سالم می‌مانند که:

1. امامت ایشان را قبول داشته باشند؛

2. زیاد برای فرجش دعا کنند.

آقا به احمد بن اسحاق فرمود. آقا! وظیفه ما این‌هاست. حالا عرض خواهم کرد در ادامه بعضی از وظایف دیگر را.

پس آسیب دوم: به‌جای وظیفه، دنبال علائم ظهور گشتن و تطبیق کردن؛ این را یمانی کردن و آن را، نمی‌دانم، خراسانی کردن و فلان قصه را به این ربط دادن. نه آقا! از ما نخواستند دنبال این قصه بگردیم.

این هم نکته دوم.

آسیب سوم: ادعاهای دروغین در دوران غیبت

نکته سومی که به‌عنوان یک آسیب جدی در قصه مهدویت مطرح است، مسئله ادعاهای دروغین در دوران غیبت است.

این را خوب گوش بدهید.

آقای جعفریان، از دوستان ما، کتابی دارد به نام «مهدیان دروغین». می‌دانید تا حالا چقدر «مهدی» ادعا کرده که من امام زمانم؟

حالا قبل از ظهور، قبل از تولد امام زمان، یک سری‌اش بوده.

دیشب یک کسی آخرین ورژنش را برای ما آورده بود؛ یک آقایی در تهران ادعا کرده من امام زمانم!

می‌دانید چقدر ادعای مهدویت، همسری امام زمان و این چیزها شده؟

همین آقایی که الآن متأسفانه فکر بعضی از جوان‌های ما را مشغول کرده؛ احمدالحسن بصری که خودش را سید یمانی خوانده، که نه یمانی است، نه سید است. یک شیاد است، یک آدمی است که با حرف‌هایش دارد جوان‌ها را، متأسفانه بعضی از ـ مع‌الأسف ـ تحصیل‌کرده‌های ما را در چتر خودش می‌آورد.

خب، این آدم چقدر دارد انحراف ایجاد می‌کند.

یک کتابی اخیراً چاپ شده، من توصیه می‌کنم این را بخوانید. جمکران چاپ کرده، به نام «رسول ابلیس». خیلی کتاب خوبی است، «رسول ابلیس». حسابی پته این آقا را روی آب ریخته که بابا، این اصلاً سواد ندارد، اصلاً منطبق نیست. حالا آمده ادعا می‌کند مثلاً من یمانی‌ام.

متأسفانه در عراق هم تشکیلاتی دارد، در ایران هم افرادی دارد. مواظب باشید؛ شیادها.

حالا در ادامه وظیفه اصلی را می‌گویم چیست در دوران غیبت.

سومین آسیب: ظهور شیادها و مدعیان مهدویت.

نمونه‌ای از ادعای سید خراسانی

من مشهد بودم، رفتم سخنرانی. اداره اطلاعات به ما گفتند یک جوانی ادعای سید خراسانی کرده؛ شما بیا ببینش.

ما رفتیم. دانشجوی ارشد دانشگاه فردوسی بود.

حالا خودش بماند؛ احمق‌تر، افرادی که خانه فروخته بودند، ماشین فروخته بودند، پول‌هایشان را به این داده بودند که این مثلاً به‌عنوان…

آخه مرحوم شیخ عباس قمی در «سفینة البحار» یک داستانی نقل می‌کند.

می‌گوید یک کسی ادعای پیغمبری کرد، بلکه یک پولی به جیب بزند. بعد پیغمبری‌اش نگرفت. مردم را جمع کرد و گفت: ببخشید، من اشتباه کردم، من پیغمبر نیستم! ما گفتیم یک چیزی بگوییم، یک چیزی گیرمان بیاید. حالا که نشد، به خودتان می‌گویم من دروغ گفتم.

گفتند: خودت را قطعه‌قطعه هم کنی، ما دست از تو برنمی‌داریم! تو پیغمبر متواضعی هستی، اتفاقاً پیغمبر تویی!

گفت: بابا، ولم کنید، غلط کردم، من بیخود گفتم.

گفتند: نه، تا قیامت هم خودت بگویی، ما قبول داریم!

آقا بلند شد، آمد پیش پیغمبر واقعی آن زمان. گفت: آقا، ما یک غلطی کردیم، حالا پشیمان شدیم؛ مردم ولمان نمی‌کنند. شما بگو من چه کنم؟

نمی‌دانم، من هم از تو که داری توبه می‌کنی می‌پرسم.

وحی شد ـ ایشان نوشته در «سفینة البحار» ـ به پیغمبر آن زمان که به او بگو: آقای عزیز! اگر تا آخر عمرت داد بزنی، توبه کنی، خودت را قطعه‌قطعه هم کنی، ما نمی‌پذیریم؛ باید تک‌تک این‌هایی را که منحرف کردی برگردانی.

آخه توبه…

آخه متأسفانه، متأسفانه، باز متأسفانه، بعضی‌هایمان بلد نیستیم توبه را هم معنا کنیم؛ بلد نیستیم رحمانیت خدا را هم معنا کنیم.

آن‌چنان رحمانیت خدا را می‌خواهیم برجسته کنیم که دیگر فرقی بین ابولهب و ابوذر هم نماند؛ جفتشان بروند بهشت!

آقا! بازی نکنید این‌طور با عقاید جوان‌ها، بازی نکنید این‌طور با ارزش‌های دینی. این‌ها غلط است.

چطور دارید شما معنا می‌کنید؟ چنین توبه را معنا می‌کنید؟

من الآن اگر وقت بود، برای شما مواردی را می‌شمردم که پیش امام آمدند توبه کنند، امام قبول نکرده؛ قبول نکرده.

پیرمرد اهل نخع، پیرمرد نخعی، آمد پیش امام باقر علیه‌السلام، گفت: من عمرم در دربار بنی‌امیه بودم، لقمه حرام خوردم، مال مردم، حقوق حاکم ظالم… کارمند اداره بنی‌امیه بودم. حالا رشوه بوده، ربا بوده، حلال و حرامی بوده. من توبه؛ توبه من قبول است؟

امام باقر فرمود: «لَا».

چرا، عزیز من، این‌طور دین را معرفی می‌کنی؟

می‌گوید می‌شود یک کسی عمرش با حرام سروکار داشته باشد، بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ»، تمام؟

آقا فرمود: «لَا، حَتَّى تُؤَدِّيَ إِلَى كُلِّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ»؛ تمام این مال حرام را باید برگردانی.

پیغمبر آن زمان آمد به او گفت: آقا! من از خدا پرسیدم؛ خدا می‌گوید توبه‌ات فایده ندارد، تو این‌هایی را که گمراه کردی باید هدایت کنی.

سومین آسیب مهدویت، این جریان شیادها و مهدیان دروغین است. این‌ها را باید بدانند؛ جوان‌ها دقت کنند.

آسیب چهارم: ادعای ملاقات و سوءاستفاده از آن

آسیب چهارم ـ عرض کردم من همه آن دوازده تا را نمی‌خواهم امشب عرض کنم، بعضی‌ها را می‌گویم که خود امام زمان تذکر داده، خود امام عسکری تذکر داده، خود ائمه تذکر داده‌اند ـ رد ادعای ملاقات است.

کسانی که می‌آیند در دوران غیبت: ما آقا را دیدیم، دست روی آش ما گذاشت، دست روی شله‌زرد ما گذاشت، نبات ما را تبرک کرد، توی خانه ما آمد، این پیام را داد برای شما…

این آقایان عزیز به ما گفتند مدعیان ملاقات را تکذیب کنید.

یعنی چه؟ یعنی سید بحرالعلوم؟ یعنی مقدس اردبیلی؟ یعنی این همه آدمی که در کتاب‌ها آمده؟ چه می‌خواهی بگویی، شیخ؟

آقایان! خواهران!

مرحوم نهاوندی که مقام معظم رهبری فرمودند من ایشان را به تقوا و تدین در مشهد می‌شناختم؛ آشیخ علی‌اکبر نهاوندی.

الآن هم که شما می‌روید مشهد، در صحن گوهرشاد یک شبستانی است که می‌گویند شبستان نهاوندی. ایشان همان کسی است که اینجا نماز می‌خواند، پشت سرش جمعیت می‌ایستاد.

وقتی آیت‌الله‌العظمی بروجردی که هنوز مرجع جهانی نشده بود رفت مشهد، آقای نهاوندی نمازش را داد به آقای بروجردی؛ گفت شما جای من نماز بخوان.

این مرد کتابی دارد به نام «العبقري الحسان».

ببینید، من از اول منبرم فکر کنم این ششمین، هفتمین کتاب است که دارم معرفی می‌کنم. من خصوصیت منبرم این است؛ منبع می‌دهم.

«العبقري الحسان». این کتاب را جمکران چاپ کرده. یک آقایی هم خلاصه کرده، یک جلد. «العبقری» اسمش عربی است و کتاب فارسی است.

ایشان می‌گوید در دوران غیبت هفت نوع، هفت نوع ملاقات با امام زمان وجود دارد. تمامش را هم آورده، داستان‌هایش را هم آورده.

نخیر! بنده منکر ملاقات نیستم.

حالا یادم نیست آن هفت تا، ولی ایشان آورده. مثلاً می‌گوید:

1. کسانی که آقا را ملاقات می‌کنند و می‌شناسند؛ مثل سید بحرالعلوم.

2. ملاقات می‌کنند و نمی‌شناسند؛ مثل مقدس اردبیلی که اول نشناخت.

3. کسانی که یکی از این سیصدوسیزده نفر را می‌بینند، فکر می‌کنند امام زمان است، ولی ایشان نبوده؛ از آن سیصدوسیزده تا بوده.

4. کسانی که در عالم رؤیا حضرت را می‌بینند؛ مثل شیخ صدوق. در عالم خواب امام زمان را دید. آقا به او فرموده کتابی راجع به غیبت بنویس، و این کتاب «کمال‌الدین» را نوشت.

5. کسانی که استغاثه می‌کنند به امام زمان؛ مثل شما که یک زیارت آل‌یاسینی می‌خوانید، یک دعای عهدی می‌خوانید، متوسل به آقا می‌شوید، آقا به شما نظر می‌کند، کارتان حل می‌شود.

می‌شمرد این‌ها را.

من منکر ملاقات نیستم؛ باب رؤیت مفتوح است.

اما نه اینکه مثل آن آقا کتاب نوشته «ملاقات‌های امام زمان» که من، خدا شاهد است، ایشان را نمی‌شناختم، ولی دبیرستان می‌رفتم، یک کسی این کتاب ایشان را به من داد.

گفتم: آدم عمه‌اش را به این راحتی ملاقات نمی‌کند که این نوشته! این قصه‌هایی که ایشان در این کتاب ملاقات‌ها نوشته، آدم عمه و خاله‌اش را هم این‌قدر ملاقات نمی‌کند!

به قول مقام معظم رهبری، فرمود افرادی ملاقات با امام زمان داشتند، اما دفتر باز نکردند، دستک باز نکردند، مکتب راه نینداختند، دکان وا نکردند.

در همین قم ما، نزدیک جمکران، یک جایی ـ حالا اسمش را عرض نمی‌کنم ـ تیمی را گرفتند که من فیلمش را دارم؛ به ما نشان دادند فیلمش را.

سجاده می‌انداختند. چند تا خانم می‌گفتند: آقا اینجا ایستاده، ما می‌بینیم، شما نمی‌بینید. شما بیایید!

ضریح درست کرده بودند: آقا آمده اینجا، پول بریزید اینجا!

یک تشکیلاتی؛ می‌چرخیدند دور سجاده‌ای و ذکر می‌گفتند: آقا اینجا ایستاده، ما می‌بینیم!

آقا! این نیست. این‌قدر هم قصه ملاقات‌ها را سستش نکنید.

تجربه شخصی است. بعضی آمد پیش ما: حاج‌آقا! دیشب خدمت آقا…

باشد آقاجان، برای خودت باشد، جایی نقلش نکن.

کی سید بحرالعلوم دکان باز کرده؟ کی مقدس اردبیلی دکان باز کرده؟

بله، یک اتفاقی برایش افتاده؛ تجربه شخصی. لذا گفتند ادعاهای ملاقات، نیابت، این‌ها را در دوران غیبت نپذیر.

حکایت راننده تاکسی

حالا یک لطیفه‌ای هم بگویم، از خستگی دربیایید. یک صلواتی عنایت کنید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.

یک راننده تاکسی در قم می‌گفت: حاج‌آقا! یک شب یک سید معمم خیلی خوش‌تیپی جلوی ما را گرفت. ما سوارش کردیم جلوی ماشین.

می‌گفت می‌خواست برود شهر قائم قم، دور نسبتاً.

می‌گفت ما ایشان را آوردیم، در ماشین را باز کردیم و پیاده شد و کرایه‌اش را هم گرفتیم، این‌ور دادیم، غیب شد!

گفت: زدیم توی سرمان. گفتیم: ای خاک بر سرم کنند! دیدی امام زمان را دیدیم و نشناختیم؟ دیدی؟

خلاصه فلان…

می‌گفت تا دو سه چهار روز، حاج‌آقا، ما توی فکر بودیم. همین‌طور فکر ما مشغول بود و هی به زن و بچه هم می‌گفتم: چه توفیقی! آقا سوار ماشین ما شد، پیاده‌اش کردیم، یکهو غیب شد!

گفت یک روز دیدم سید کنار خیابان ایستاده، دستش هم گردنش؛ شکسته!

رفتم جلو، گفتم: آقا، قربان جدت!

گفت: چی‌چی قربان جدت؟ دو تا چاله گاز بود، ما را پیاده کردی، افتادیم توی چاله، تو هم رفتی!

گفتم: آقا، من کلی کیف کردم! کلی خوشحالی کردم! پیش زن و بچه‌ام کلاس گذاشتم!

آقا! این‌قدر داستان را ساده نکنیم، تبدیل نکنیم.

اصلاً به قول استاد، آیت‌الله‌العظمی مظاهری، یک وقت می‌فرمود که به ما نگفتند دنبال ملاقات باشید.

این‌قدر آدم پیغمبر را ملاقات کرد و در خط پیغمبر نبود. کم آدم‌هایی خدمت پیغمبر رسیدند و در خط پیغمبر نبودند؟ اسم نیاورم روی منبر.

کم آدم‌هایی کنار قبر پیغمبر آمدند؟ دفن شدند کنار قبر امام رضا علیه‌السلام. کی دفن است کنار قبر امام رضا؟ هارون‌الرشید. چه چیزی از امام رضا به او می‌رسد؟

اویس قرنی هم تا آخر عمرش پیغمبر را ندید.

این هم یک آسیب.

آسیب پنجم: فاصله‌گرفتن از علما و مراجع در دوران غیبت

آسیب پنجم.

آقایان! خواهران! والله چون معمم و طلبه هستم این حرف را نمی‌زنم؛ از روی عقیده‌ام می‌زنم. از دوران دبیرستان و دانشجویی هم این عقیده را داشتم.

قسم جلاله یاد کردم که نگویید چون خودش آخوند است، دارد این حرف را می‌زند.

وظیفه پنجم، آقایان و خواهران!

ائمه ما می‌دانستند این امام دوازدهم، علیه‌السلام و عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ، امامی است که غیبت می‌کند؛ غیبتش طولانی است. در این غیبت خیلی‌ها می‌میرند، آقا را نمی‌بینند؛ خیلی‌ها دچار انحراف می‌شوند.

خب، نباید ائمه ما، پیغمبر گرامی اسلام، تکلیف مردم را در زمان غیبت روشن کنند؟

آقا، وظیفه ما چیست؟

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا، وَغَيْبَةَ وَلِيِّنَا».

خواهش می‌کنم دقت کنید.

یک وظیفه‌ای برای ما تعیین کردند؛ گفتند دستتان در دست علما، مراجع و فقها باشد.

بارها در منبرها گفتم، با تحقیق هم می‌گویم، شما هم بروید بررسی کنید: بدنه جریان علما و مرجعیت یک بدنه سالمی است. من یک درصد هم در این بدنه انحراف نمی‌بینم.

نه! بروید از زمان غیبت امام زمان تا امروز یک تاریخ فقها بنویسید؛ یعنی علما را از کلینی، صدوق، شیخ طوسی، سید مرتضی، سید رضی، علامه حلی، شیخ انصاری، در زمان خودمان آیت‌الله‌العظمی اراکی، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی بهجت، همین الآن علما.

چند درصد در این‌ها انحراف می‌بینید شما؟

این بدنه سالم است. این بدنه سالم‌ترین بدنه‌ای است که در دوران غیبت، دست مردم را در دستشان گذاشتند؛ علما و مراجع.

سراغ عرفا نروید، سراغ صوفیه نروید، سراغ عرفان حلقه نروید، سراغ هر کسی که ادعا می‌کند نروید.

شما به این زودی نمی‌توانید یک مرجع را گول بزنید.

امام… آیت‌الله‌العظمی بروجردی… عرض کردم، نگاه کنید دیگر، بی‌طرف. از زمان…

اصلاً بعضی از این‌ها صاحب کرامات بودند. بی‌طرف بیایید علمای شیعه را نگاه کنید. یک فرقه به اسم خودشان درست کردند؟ شما یک فرقه پیدا کنید به نام شیخ مفید؛ «مفیدیه» مثلاً؟

اما این صوفی‌ها هرکدام یک فرقه درست کردند، هرکدام یک مکتب راه انداختند.

این مهم‌ترین آسیبی است که در زمان غیبت، امروز دشمن روی این آسیب کار می‌کند؛ هی بین مردم و علما فاصله بیندازد، بین مردم و فقها فاصله بیندازد.

این آسیب جدی است.

دست مردم را در زمان غیبت در دست رُوات احادیث گذاشتند، در دست علما گذاشتند.

امام عسکری علیه‌السلام فرمود: «الْمُرَابِطُونَ»؛ این‌ها مرزدارند، این‌ها شیعه را از شیطان حفظ می‌کنند:

«عُلَمَاءُ شِيعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِي يَلِي إِبْلِيسَ وَعَفَارِيتَهُ».

این‌ها چهار پنج تا آسیبی بود که من خدمت شما عرض کردم. هفت هشت‌تایش را هم نگفتم؛ طلبتان! شاید ان‌شاءالله دعای ندبه، یک جلسه دیگر آمدیم خدمت شما، بقیه آسیب‌ها را هم آنجا عرض کردیم.

جمع‌بندی آسیب‌های مطرح‌شده

پس عزیزان دقت کنید:

1. اولاً منتظر یک امام راکد نیستید؛ امام حاضر، اکتیو، فعال در سطح جامعه است.

2. دوم، مواظب شیادها در زمان غیبت باشید؛ کسانی که ادعای مهدویت، یمانی‌گری و امثال این‌ها دارند.

3. سوم، به دنبال تطبیق علائم ظهور نباشید؛ از ما نخواستند.

4. چهارم، هر ادعای ملاقاتی، اگر کسی دارد، تجربه شخصی است؛ در دوران غیبت نباید پذیرفته بشود.

5. و پنجم، نکته‌ای که عرض کردم: از ارتباط با علما و دانشمندان در دوران غیبت غافل نشویم.

این همه عرض من بود راجع به حضرت حجت، أرواحُنا فِداهُ.

هر کجا نشستید، این دست‌ها را به دعا بلند می‌کنیم، آقایمان را دعا می‌کنیم و ان‌شاءالله ما تا زنده‌ایم شاهد ظهور باشیم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيًّا وَحَافِظًا، وَقَائِدًا وَنَاصِرًا، وَدَلِيلًا وَعَيْنًا، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا، وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.

يَا صَاحِبَ الْعَصْرِ أَدْرِكْنَا فَلَيْسَ لَنَا

وِرْدٌ هَنِيءٌ وَلَا عَيْشٌ لَنَا رَغَدُ

طَالَتْ عَلَيْنَا لَيَالِي الِانْتِظَارِ فَهَلْ

يَا ابْنَ الزَّكِيِّ لِلَيْلِ الِانْتِظَارِ غَدُ؟

ما که نادیده خریدار توییم، امام زمان…

ما که نادیده خریدار توییم

همگی عاشق دیدار توییم

نه خریدار، گرفتار توییم

نه گرفتار، که بیمار توییم

آن چه شود چهره به ما بنمایی

غم هجر از دل ما بزدایی

يَا ابْنَ الْحَسَنِ، يَا ابْنَ الْحَسَنِ، يَا ابْنَ الْحَسَنِ، يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعَافِيَةَ وَالنَّصْرَ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَالْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ.

در ظهور آقایمان تعجیل بفرما.

ما را از یارانش قرار بده.

کشور ما، تمامیت ارضی ما، استقلال و آزادی ما، رهبر عظیم‌الشأنمان را محافظت بفرما.

باران رحمتت را بر این مردم نازل بفرما.

اموات، گذشتگان، شهدا، شهدای مظلوم افغانستان، روح شهید سلیمانی، روح امام را از این جلسه بهره‌مند بگردان.

بیماران، بیمارانِ منظورِ این جمع را لباس عافیت بپوشان.

خدایا! اهل جلسه ما با هر حاجتی امشب در این مجلس آمدند، گرد هم آمدند؛ حاجاتشان را به خیر برآورده بگردان.