نسخه چاپی متن از سایت محراب
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.
لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَاللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَجْمَعِينَ.
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
انشاءالله خداوند دلهای همهمان را به نور قرآن و معارف اهلبیت نورانی بگرداند. برای سلامتی وجود مقدس بقیةاللهالاعظم و تعجیل در ظهور بابرکتشان، صلوات عنایت...
نظام خانواده از نظر اهلبیت و از نظر روایات، و نظام خانواده از نظر اهلبیت و از نظر روایات و آیات؛ میخواهیم ببینیم این نظام بسیار مهمی که متأسفانه روزبهروز دارد سستتر میشود، آمار طلاقمان بالاتر میرود، آمار ازدواجمان...
«أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا»؛ یکی از نشانههای خدا این است که میفرماید: برای شما همسر آفریدیم.
این خانوادهای که در روایات داریم هیچ ساختمانی به اندازه ساختمان خانواده در اسلام پیش خدا محبوب نیست:
«مَا بُنِيَ فِي الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ التَّزْوِيجِ.»
هیچ بنا و ساختمانی در اسلام محبوبتر از ساختمان ازدواج نیست.
این خانوادهای که ما در اسلام آنقدر به آن اهمیت میدهیم و اهمیت داده شده که نصف دین حساب شده، و خدمت به خانواده به عنوان یک عبادت است و کسی که خدمت به خانواده کند ثواب شهید برایش محسوب شده؛ خب، باید ببینیم نظر آیات و روایات و اهلبیت راجع به این خانواده چیست. باید چهکار کنیم که این خانوادههایمان محکم بشود، متزلزل نشود، از هم نپاشد؟
دیروز یک مورد را گفتم: اصل محبت به هم، عشق ورزیدن و اعلام دوستی. امروز هم یک مورد دیگر را عرض میکنم و آن هم اصل معنویت است.
خوب گوش بدهید؛ خانواده نیاز به معنویت دارد، نیاز به روح عبادت دارد. اگر یک خانواده از معنویت، یعنی نماز، روزه، دعا، لقمه حلال و رابطه با خدا دور بشود، این خانواده، خانواده سستی است، متزلزلی است.
شما ببینید چقدر در اسلام تأکید داریم بر اینکه باید این اصول در خانواده باشد. خانواده باید نماز و دعا و یاد خدا در آن پررنگ باشد، کمرنگ نباشد.
حالا من نمونههایش را خدمت شما عرض خواهم کرد.
اول یک آیه قرآن بخوانم خدمت شما عزیزان.
قرآن کریم... حالا قبل از اینکه این آیه را معنا کنم، داستانش را برای شما عرض میکنم.
یکی از مسلمانهایی که در مدینه خدمت پیغمبر خدا بود، آقایی است به نام مَرثَد؛ با «ث» سهنقطه. ایشان یک دختری، یک خانمی را در مکه میخواست. این خانم مشرک بود، کافر بود؛ اما این جوان مسلمان بود، مؤمن بود، از اصحاب پیغمبر.
خیلی اصرار داشت با این دختر مشرک و کافر ازدواج کند. خب، یک وقتی آمد مکه، رفت خانه این خانم. آن خانم هم به او اظهار علاقه کرد. گفت: حالا تو به پیغمبر بگو درست است من کافرم، ولی نمیخواهیم کار عبادی انجام بدهیم؛ میخواهیم ازدواج کنیم، زندگی کنیم، بچهدار بشویم. شاید قبول کند که تو، به عنوان یک مسلمان، با منی که یک زن مشرکی هستم ازدواج کنی.
ایشان آمد خدمت پیغمبر و این را گفت. این آیه نازل شد. خوب دقت کنید:
«وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ.»
پیغمبر، به مسلمانها بگو با زنان مشرک ازدواج نکنند تا مؤمن بشوند، مسلمان بشوند. بالاخره یک مسلمان نمیتواند فرزندش را از یک مشرک به دنیا بیاورد. اثر دارد؛ لقمه، شیر، نطفه.
بعد این آیه ادامهاش این است:
«وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ...»
پیغمبر، به این مسلمانها بگو شما با یک کنیز مؤمن ازدواج کنید بهتر از این است که با یک زنی که آزاد است ولی کافر و مشرک است ازدواج کنید.
این آیه اعلام کرد ازدواج مسلمان با زنان مشرک و کافر ممنوع است. با اینکه حالا ممکن است شما الآن مثلاً بگویید چه اشکال دارد؟ زنم است! نه، مادر بچهات است؛ میخواهی زندگی کنی، روی اخلاق تو اثر دارد.
خیلی اسلام اهمیت داده به اینکه در خانواده، در واقع، معنویت باید باشد.
چرا میگوید وقتی ازدواج میکنی شما دعا کن، نماز بخوان؟ وقتی میخواهی فرزنددار بشوی این دعا را بخوان، باوضو باش، این «بسمالله» را بگو، این ذکر را بگو؟ اینها همه دلیل بر این است که در اسلام نفس ارتباط با خانواده مطرح نیست؛ معنویت هم مهم است.
این کلیدیترین اصل است.
من این حدیث را برای شما بخوانم. حالا انشاءالله که همه این حدیث در همه شما باشد.
رسول خدا، که چند روزی بیشتر به سالروز شهادتشان نمانده، فرمودند: اگر خداوند پنج چیز به شما بدهد، خیر دنیا و آخرت را به شما داده.
عرض کردم، انشاءالله هر پنجتایش در زندگی همهتان باشد.
«مَنْ أُوتِيَ خَمْسًا لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فِي تَرْكِ عَمَلِ الْآخِرَةِ.»
اگر کسی پنج نعمت در زندگیاش باشد، دیگر عذری ندارد در ترک عمل برای آخرت؛ یعنی دیگر باید عبادت کند، بندگی خدا کند، گله نکند. نه اینکه اگر نداشت گله کند؛ ولی اگر این پنجتا در زندگی هر کدامتان هست، خیلی خدا را شکر کنید، خیلی.
حالا من پنجتایش را عرض میکنم:
این پنج نعمت اگر در کسی باشد، دیگر آخرت و دنیایش کامل است که یکیاش همسر صالح است.
شما ببینید مادران ائمه ما هر کسی نبودند.
هفتتا از امامهای ما مادرشان عرب نیستند. هر کدام مال یک منطقهای هستند.
خود وجود مقدس امام سجاد، بنابر آنچه مشهور است، مادرشان شهربانو و اهل ایراناند.
بعد، حالا امام باقر علیهالسلام مادرشان فاطمه، دختر امام حسن است.
امام صادق علیهالسلام هم همینطور؛ امفروه، ایشان اهل مدینه است.
اما از امام کاظم، پدر بزرگوار این آقا امام رضا، تا امام زمان، تقریباً همه این امامها مادرشان غیرعرباند.
امام کاظم علیهالسلام مادرشان حمیدهخاتون، عرب نیست.
وجود مقدس امام رضا مادرشان نجمهخاتون، عرب نیست.
هر کدام، بعضیها مال روم بودند، بعضیها مال نوبه بودند، مال آفریقا بودند، بعضیها مال کشورهای دیگر بودند.
مادر امام جواد، خیزران؛ ایشان هم همینطور عرب نیست.
مادر امام هادی علیهالسلام، سمانهخاتون؛ همینطور.
مادر امام عسکری علیهالسلام، سوسنخاتون؛ همینطور.
مادر امام زمان، نرجسخاتون.
حالا اسمهایشان هم عرض کردیم خدمت شما. از امام کاظم تا امام زمان، مادران ائمه غیرعرباند. حالا اسمهایشان هم عرض کردم.
ببینید، اینها هر کسی نمیتوانستند باشند. مثلاً امام جواد، دختر مأمون هم زنشان است، امفضل؛ اما از او اولاد ندارد. یا بعضی دیگر از ائمه ما همسران دیگر هم داشتند؛ اما آن کسی که مادر امام قرار میگیرد باید ویژه باشد.
خیلی نقش مادر مهم است.
و لذا آقایان عزیز، خواهران گرامی، یکی از عواملی که باعث قوام خانواده است، باعث استواری خانواده است، باعث استحکام خانواده است، همین مسئله معنویت در خانه است که بسیار اصل مهم و کلیدی است.
شما ببینید چرا حضرت زهرا سلاماللهعلیها وقتی نماز میخواندند، امام حسن بچه بود، تماشا میکرد نماز مادر را؛ که خودش میگوید دیدم تا عمود صبح مادرم دعا میکرد به همسایهها.
چرا وقتی امام حسن و امام حسین مریض میشوند، دو تا بچه تب میکنند، حضرت زهرا و امیرالمؤمنین و خانوادهشان روزه نذر میکنند، سه روز روزه میگیرند، نانشان را به مسکین و یتیم و اسیر میدهند تا اینها شفا پیدا کنند؟ برای شفای مریضی دو تا بچه روزه میگیرند. اینها معنویت است دیگر.
چرا هر شب حضرت زهرا امام حسن علیهالسلام را میفرستاد مسجد؟ میفرمود: برو سخنرانی پیغمبر را گوش بده، مادرجان، بیا برای من نقل کن.
که در واقع این باعث میشد امام حسن هر شب مسجد برود، سخنرانی را گوش بدهد، حافظهاش قوی بشود، بیانش قوی بشود، روی گفتارش زیاد بشود، قدرت بیان پیدا کند.
اینها...
شما در زندگی، عصر جمعه که میشد، چرا حضرت زهرا بچهها را جمع میکرد، میفرمود: من دعا میکنم، شما آمین بگویید؟
الآن متأسفانه، حالا همین شمایی که اینجا نشستهاید، خیلی از ماها گلهمندیم از بچههایمان دیگر؛ راجع به نمازشان، راجع به عبادتشان.
دلیلش هم این است که یک مقداریاش خودمان هم توجه نمیکنیم. هرچه اینها در زندگی کمرنگتر بشود، معنویت در زندگی کمرنگتر بشود، آسیب زندگی بیشتر میشود.
من نمیگویم در زندگی نمازخوانها و روزهبگیرها طلاق و اختلاف و درگیری نیستها؛ نه. شما نگویید ما یکی هم میشناسیم مؤمناند، بداخلاقاند. نه، من آن را کاری ندارم؛ کلی دارم عرض میکنم.
معنویت باعث امید در خانه است. معنویت باعث آرامش در خانه است. خانهای که در آن این امور باشد، باعث میشود بعد این خانه استوار باشد، محکم باشد.
شما ملاحظه بفرمایید؛ روایت داریم.
این روایت را از کتاب قربالإسناد من نقل میکنم. این کتاب یک کتاب بسیار قدیمی است، مال تقریباً شاید بیشتر از یکهزار و یکصد سال پیش است. جناب حِمیَری نقل میکند.
خیلی روایت عجیبی است. میگوید وجود مقدس امام صادق هر روز این چهار تا دعا را میکردند.
حالا من دعایش را برای شما عرض میکنم:
«رَبِّ أَصْلِحْ لِي نَفْسِي...»
چهارتا «أَصْلِحْ». «أَصْلِحْ» یعنی اصلاح کن دیگر.
«رَبِّ أَصْلِحْ لِي نَفْسِي.»
حالا ادامهاش هم میخوانم:
«وَأَصْلِحْ لِي ذُرِّيَّتِي، وَأَصْلِحْ لِي أَهْلَ بَيْتِي، وَأَصْلِحْ لِي جَمَاعَةَ إِخْوَانِي.»
البته حالا بقیهاش هم میگویم. شما اگر همهاش هم یاد نگیرید، اولهایش را یاد بگیرید.
چهار تا «أَصْلِحْ»:
این کلمه «أَصْلِحْ» مال قرآن است.
حالا من آیهاش را هم به شما یاد میدهم که مستحب است؛ یعنی این آیه را بخوانید گاهی، ثواب دارد، روایی سفارش شده.
سوره احقاف، آیه پانزده، آنجا دارد:
«وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي.»
این از آنجا گرفته شده. مرتب دعا میکردند.
اصلاً امام سجاد یک دعا دارد در حق پدر و مادر، یک دعا دارد در حق اولاد.
شما نگاه کنید در صحیفه سجادیه که یکی از کتابهای بسیار ارزشمند ماست، از امام سجاد علیهالسلام به ما رسیده. دعای بیستوچهار صحیفه سجادیه و دعای بیستوپنج. پنجاهوچهار تا دعا دارد دیگر؛ یکیاش در مورد اولاد است، یکیاش در مورد پدر و مادر است.
معنویت، بحث ما.
عزیزانی که دیر رسیدید، در این موضوع هستیم که چهکار کنیم خانوادههایمان قوام داشته باشد، محکم باشد؛ اصلها و اصول و آن عواملی که باعث میشود خانوادهها از هم نپاشد، دچار تزلزل نشود.
دیروز یکیاش را گفتیم: اصل محبت به هم، عشق ورزیدن، اظهار دوستی کردن.
امروز هم این اصل را داریم عرض میکنیم: اصل معنویت.
وجود مقدس امام صادق علیهالسلام فرمودند... این روایت را دقت بفرمایید. فرمودند چقدر خوب است که زنی، مردی از خواب برخیزد، نماز بخواند.
من عبارتش را بخوانم:
«رَحِمَ اللَّهُ رَجُلًا قَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَصَلَّى...»
خدا رحمت کند آن کسی را که بلند میشود شب، نماز میخواند.
«ثُمَّ أَيْقَظَ أَهْلَهُ...»
بعد خانوادهاش را هم بیدار میکند که به نماز بپردازند.
ببینید، قرآن کریم میفرماید به پیغمبر گرامی اسلام و در آیات دیگر هم داریم:
«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا.»
به خانوادهات بگو به نماز بپردازند.
حالا خیلی خانوادهها گله میکنند، میگویند ما حریف بچهها نمیشویم، گوش نمیدهند. البته باید با زبان خوش، با تقاضا، رگ خوابشان را پیدا کنید، آثار نماز را برایشان بگویید، یکجوری بگویید زده نشوند از نماز.
ولی نسبت به نماز، روزه، حجاب، لقمه حلال، در یک کلمه معنویت، نباید در خانه انسان بیتوجه باشد.
برای اینکه خانهای که در آن معنویت نباشد، خانهای که در آن دین نباشد، خانهای که در آن اخلاق نباشد، خب اینها دچار تزلزل میشود.
چرا در روایات داریم وقتی خواستگاری برای دخترتان میآید، اول دینش را ببینید، بعد اخلاقش را؟ این دو تا ملاک است:
«إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ...»
خیلیها الآن متأسفانه در ازدواجها خیلی چیزها را ملاک قرار میدهند؛ خانه را، ماشین را، زندگی را.
اما رسماً هم میآیند پیش ما. بعضیها میگویند: خیلی خواستگار ما خوب است، فلان، فقط نماز نمیخواند!
آقا، این خیلی عیب است.
قرآن کریم میفرماید اگر کسی اهل نماز بود، سدّی در مقابل فحشا و منکر دارد:
«إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ.»
مثل اینکه شما بگویی یک کسی خیلی آدم خوبی است، بهداشتی است، ولی حمام نمیرود هیچوقت! چه بهداشتی است کسی که هیچوقت حمام نمیرود، لباسش را تمیز نمیکند؟
آقا، خیلی اهمیت به بهداشت میدهد ولی هیچوقت صورتش را نمیشوید!
نماز شستوشوی روح است.
اصلاً جسمی که حمام نرود، لباس عوض نکند، کثیف میشود. روحی که با نماز شستوشو داده نشود دچار کدورت میشود، دچار بههمریختگی میشود.
لذا اینها را به عنوان اساس نگاه کنید.
چرا رسول خدا حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله بعد از ازدواج امیرالمؤمنین علیهالسلام و زهرای مرضیه سلاماللهعلیها، خب، هر روز تا مدتها میآمدند در خانه اینها، فریاد میزدند:
«الصَّلَاةَ يَا أَهْلَ الْبَيْتِ، الصَّلَاةَ.»
نماز، نماز.
یک دلیلی دارد.
این خانواده که خودشان اهل نمازند، همهشان؛ اما چرا پیغمبر تأکید میکرد؟
چرا شبی که حضرت زهرا سلاماللهعلیها وارد خانه امیرالمؤمنین شد، اول حرفی که زد این بود:
«نُصَلِّي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ.»
امشب نماز یادمان نرود.
ما چقدر در عروسیهایمان نماز است؟ چقدر در ازدواجهایمان؟
خب، اینها مهم است.
حالا من خصوص نماز را عرض میکنم؛ روزه، دعا، قرآن، معنویت، همه اینهاست.
شما ببینید یکی از ویژگیهای نهضت کربلا ـ من همین را برای شما بگویم کافی است ـ یکی از ویژگیهای نهضت کربلا که شاید کمتر کسی با این نگاه به کربلا پرداخته، مسئله معنویت در کربلاست.
شما دعا، نماز، قرآن...
وجود مقدس امام حسین از مدینه که حرکت میکند آیه قرآن میخواند. چرا؟ تا حالا فکر کردید؟
من یک وقت دیدم یک آقایی جمعآوری کرده بود حدود یکصد و بیست آیه قرآن که امام حسین از مدینه تا کربلا خوانده.
از مدینه که شب حرکت کرد، این آیه را خواند:
«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ.»
رسید به مکه، این آیه را خواند:
«وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ...»
کربلا رسید، قرآن خواند.
صبح عاشورا:
«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.»
هر شهیدی که میرفت میدان، آقا قرآن میخواند:
«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ...»
پشت سر علیاکبر قرآن خواند:
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ آدَمَ وَنُوحًا...»
وقتی، عرض میکنم، سرش بالای نیزه در کوفه بود، شنیدند قرآن میخواند:
«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا.»
چرا؟ تا حالا فکر کردید؟
چرا امام حسین از مکه آمد؟ این آیه را خواند. آمد بیرون، قرآن. در مکه رسید، قرآن. کربلا، قرآن. کنار شهید، قرآن. پشت سر علیاکبر، قرآن. سرش بالای نیزه، قرآن.
در مجلس یزید، سرش مقابل آن نانجیب، قرآن شنیده میشد؛ این آیه:
«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.»
شب عاشورا بلندبلند در سرزمین کربلا قرآن میخواند که یکی از اصحاب میگوید آنقدر امام این آیه را تکرار کرد که دشمن هم شنید، شمر هم شنید:
«وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ...»
چرا شب عاشورا اصلاً شما امام حسین برای چه مهلت گرفت؟ برای چهار تا چیز: قرآن و نماز و استغفار و یاد خدا.
معنویت در کربلا؛ یکیاش همین قرآن است، یکیاش ذکر است.
روز عاشورا امام حسین این ذکر را خیلی میگفت:
«لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.»
صبح عاشورا از خیمه که بیرون آمد، یک نگاهی به آسمان کرد، دعا کرد:
«اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ...»
خدایا، امید من تویی.
از روی اسب، روی زمین آمد، این جمله را گفت:
«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ وَعَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ.»
آقایان، خواهرها، کربلا را یک کسی با این عینک نگاه کند؛ عینک دعا، عینک قرآن، عینک ذکر.
امام حسین روی انگشترش که با آن در دستش بود و میجنگید ـ حالا همین انگشتر را از دست درآوردند یا انگشتر دیگری، نمیدانم ـ ولی روی انگشترش نوشته بود:
«حَسْبِيَ اللَّهُ.»
«حَسْبِيَ اللَّهُ» یعنی خدا ما را کافی است، خدا همهچیز است.
خب، اینی که شما میبینید این همه مصیبت روز عاشورا دیده اما آرام بوده، این همه مصیبت دیده اما هیچگاه گله نکرده؛ دلیلش معنویت است.
ما در جنگ معنویت میخواهیم، در خانواده معنویت میخواهیم.
ببین، ما دو تا بُعد داریم. ما انسانیم. حیوانات یک بُعد دارند؛ بُعد مادی.
یک حیوان میخورد و میآشامد و غرایز جنسی را اطفا میکند و یک کاری هم میکند.
بینی و بینالله، اگر یک انسان همین سهچهار تا را انجام بدهد، یعنی کار بکند، خوب غذا هم بخورد، خوب خواب هم بکند، خوب روابط جنسی و خانوادگی هم داشته باشد، خوب گشتوگذار هم بکند، این چه فرقی میکند با یک حیوان؟
تازه بعضی از حیوانات اینها را بیشترند؛ هم بیشتر میخورند، هم بیشتر میخوابند، هم بیشتر کار میکنند.
انسان دو بُعد دارد.
فرق ما با سایر موجودات این است که ما یک چیزی به نام عقل داریم، وجدان داریم، فطرت داریم.
انسان بدون معنویت ـ از همه شما عذر میخواهم ـ حیوانی بیش نیست؛ تازه با یک فرق.
فرقش این است که حالا آن حیوان دیگر جنایت نمیکند؛ فوقش میخورد و میخوابد و کار خودش را انجام میدهد. اما انسان اگر فقط شد مادیت، میشود یک آدمی مثل حجاج؛ جنایت هم میکند. مثل صدام، جنایت هم میکند.
پس ما دو تا بُعد داریم: مادی و معنوی.
بله، غذا نیاز داریم، آب نیاز داریم، تفریح نیاز داریم؛ اما زیارت هم نیاز داریم، نماز هم نیاز داریم، دعا هم نیاز داریم، گفتوگو با خدا هم نیاز داریم.
اصلاً به شما الآن بگویم؛ ببینید چرا در دنیا غربیها الآن رو آوردهاند به معنویتهای کاذب، همین عرفانهایی که درست میکنند؟ البته آنها غلط است.
همین افرادی که جمع میشوند، حالا فرقهها درست میکنند؛ در ایران هست، جاهای دیگر هم هست.
ببینید، چون بشر نیاز به معنویت دارد، آنها از این حس بشر سوءاستفاده میکنند.
مثل اینکه شما کی میتوانی به یک بچه پستانک بدهی؟ وقتی میل به شیر دارد.
اگر بچه لبش مکمک بزند، سینه نباشد، شما میتوانی کلاه سرش بگذاری، پستانک به او بدهی. این چون حس مکیدن سینه مادر دارد، شما به جای سینه پلاستیک در دهانش میگذاری.
آدم چون میل به معنویت دارد، اینها میآیند یک چیزهای دیگر جایش به آدم میدهند؛ همین چیزهایی که شما الآن میبینید، متأسفانه بعضی از این جوانهای ما را به انحراف کشیده.
خیلی حواستان جمع باشد، عزیزان من.
دیروز هم گفتم تا پایان این ماه، انشاءالله ما عصرها اینجا منبر داریم. بحثمان هم بحث عوامل محکم بودن خانواده است؛ عوامل استحکام خانواده.
دیروز یکیاش را گفتیم: اصل محبت.
میخواهیم خانوادهها به هم مهربان و محکم باشند، باید به هم عشق بورزیم، محبت بگوییم، هدیه برای هم بگیرند، تقدیر از هم بکنند، از هم گذشت کنند، خطای هم را نادیده بگیرند.
اصل دومی که امروز عرض کردیم باعث محکم شدن نظام خانواده، کاهش طلاق، افزایش در واقع خانوادههای خوب و پیوستگی خانواده است.
ما الآن خانوادههایمان سه جورند:
ما الآن سه جور خانواده داریم: موفق، نیمهموفق، ناموفق.
بعضیها موفقاند؛ الحمدلله. زن و شوهر خوب، مؤمن، مهربان، بچههای خوب؛ الحمدلله. انشاءالله همه اینطوری باشند.
این «لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» است؛ باعث آرامش.
اما بعضی خانوادهها نیمهموفقاند؛ دائم دعوا دارند، درگیری دارند، قهر میکنند با هم، در خانه آرامش ندارند.
بعضیها هم که ناموفقاند؛ ناموفق میشود خانوادههای طلاق.
متأسفانه این سومی دارد در جامعه زیاد میشود. الآن آمار طلاق ما از هر سه، چهار تا ازدواج، یک طلاق است.
خدا کند در این سهتایی که عرض کردم همه اولی باشیم؛ خانوادههای موفق، نه نیمهموفق و نه ناموفق.
خانواده حرف اول و آخر را میزند در جامعه. جامعه از خانواده تشکیل میشود. اولین نهاد اجتماعی خانواده است.
همینجا دعا میکنیم، انشاءالله خداوند آنهایی که ازدواج کردند دلهایشان را به هم گرم کند. انشاءالله زمینه ازدواج همه دختر و پسرهایمان هم فراهم بشود. انشاءالله یک روزی برسد که آمار طلاق در کشور ما به صفر برسد، انشاءالله.
خب، به اذان نزدیک میشویم. بیش از این تصدیع فراهم نکنیم.
یک سلامی هم عرض میکنیم.
دیگر روزهای پایانی ماه صفر است. دیگر از فرداشب، روضهها میرود سراغ پیامبر و امام رضا و امام حسن مجتبی.
اجازه بدهید یک سلام دیگر امروز از کنار قبر امام رضا، ولینعمتمان، به اباعبدالله عرض کنیم:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.»
هر کجا نشستهاید... خیلی از این عزیزانی که اینجا هستند اربعین کربلا بودند، برگشتند. خیلیها نتوانستند؛ دلشان آنجا بود.
اما هر کجا هستید، این دلها را روانه کنید.
یک سلامی عرض کنم و جلسه را واگذار کنم:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، وَعَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ.»
هر کجا نشستهاید، کنار حرم امام رضا، آقایی که خیلی به جد غریبش امام حسین عنایت داشت، دستها را باادب روی سینه بگذاریم:
«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ، وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ، وَعَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ.»
سلام ما به خاک کربلای تو
خیلیها امسال نتوانستند اربعین بیایند، آقا؛ حالا حرم امام رضا آمدهاند، یاد شما میکنند.
سلام ما به خاک بلای تو
سلام ما به صحن و بارگاه تو
سلام ما به زینب و سکینهات
سلام ما به تل زینبیه، آقاجانم
سلام ما به نام دلربای تو
سلام ما به آخرین وداع تو، آقاجانم
سلام ما به جسم پارهپاره
سلام ما به طفل شیرخوار
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.
خدایا، در آستانه اذان، تو را قسم میدهیم به آبروی اهلبیت، در ظهور آقایمان تعجیل بفرما.
بیمارانمان، مخصوصاً بیمارانی که اینجا آمدند، خانوادههایشان التماس دعا گفتند، بیماران بدحال کرونایی را لباس عافیت بپوشان.
خدایا، این ویروس را از دنیا، مخصوصاً از کشور ما، ریشهکن بگردان.
جوانهایمان را از خطرات حفظ کن. همهشان را اهل نماز و دین قرار بده. ازدواج و اشتغالشان را فراهم کن.
کشور ما، نظام ما، رهبر عظیمالشأنمان محافظت...