نسخه چاپی متن از سایت محراب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ مَصَائِرُ الْخَلْقِ وَعَوَاقِبُ الْأَمْرِ، أَحْمَدُهُ عَلَى عَظِيمِ إِحْسَانِهِ، وَنَيِّرِ بُرْهَانِهِ، وَنَوَافِلِ فَضْلِهِ وَامْتِنَانِهِ.
ثُمَّ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ الْمُكَرَّمِينَ الْمُنْتَجَبِينَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَاللَّعْنَةُ الدَّائِمَةُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هٰذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا، وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا. وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَشِيعَتِهِ، وَاجْعَلْنَا مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ، صَلَوَاتُ اللَّهِ وَسَلَامُهُ عَلَيْهِ، فرمودند:
«مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا زُهْدَهَا وَبَصَّرَهُ دَاءَهَا وَدَوَاءَهَا، وَأَثْبَتَ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَأَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ».
انشاءالله همه ما از منتظران آقا حضرت ولیعصر، روحی و ارواح العالمین له الفداء، باشیم. انشاءالله از محضر مقدس آن امام بزرگوار، در این جایی که منسوب به آن حضرت است، ناامید برنگردیم. صلوات ختم کنیم.
اربعین و عظمت آن
در آستانه اربعین سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، هستیم و جمعیت زیادی در عراق هستند، در حال پیادهروی به کربلا هستند، برای اظهار علاقه و مودت خودشان نسبت به ساحت قدس حسینی. و اینکه چون اربعین، اهلبیت علیهمصلواتالله آمدند کربلا، بر اساس آنچه که در روایات وارد شده، این همگامی، آن هم درک زیارت اربعین، یک نعمت بزرگ است.
بلکه در روایات، مثل روایت امام حسن عسکری سلاماللهعلیه، زیارت اربعین یکی از نشانههای مؤمن است. اساساً کلمه «اربعین» یک واژه مقدسی است در اسلام.
واژه «اربعین» در قرآن
دو جای قرآن این واژه «اربعین» به کار گرفته شده است. یکی در این آیه شریفه؛ خدای متعال میفرماید:
«وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً».
ما موسی را سی شب وعده دادیم و تمام کردیم سی شب را به ده شب دیگر؛ «وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»، «فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً». موسی سلاماللهعلیه به میقات که رفت، چهل شب در میقات ماند. این چهل شب، موسی سلاماللهعلیه در حال ریاضت بود برای گرفتن تورات؛ الواح تورات را گرفت و امتحانهایی هم اتفاق افتاد که نقل شده است.
یک جای دیگر هم قرآن مجید کلمه «اربعین» را به کار گرفته و آن، نافرمانی بنیاسرائیل از دستور پروردگار است؛ آنجا که خدای متعال به موسی فرمود به بنیاسرائیل بگو:
«ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ».
نافرمانی کردند، گفتند:
«إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ».
گفتند مردم ستمگری آنجا هستند.
«إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ».
بعد به موسی گفتند:
«اذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ».
ما نمیآییم در ارض مقدسه؛ خودت، موسی، برو با پروردگارت، با آنها مبارزه کن، ما نمیآییم؛ «إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ».
همینجا عرض کنم: اما اصحاب پیغمبر به رسول خدا عرض کردند در جنگ بدر، ما مثل بنیاسرائیل به موسی نمیگوییم که «اذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ». یا رسولالله، ما به شما عرض میکنیم: «اذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا»؛ ما هم همراه شما هستیم، هرچه دستور بفرمایید عمل میکنیم. این تفاوت بین مسلمانها و یهود است، خصوصاً صهیونیستها که اینها از اطاعت حضرت موسی سلاماللهعلیه هم سر باز زدند. قرآن میفرماید، سوره مبارکه مائده را اگر ملاحظه بفرمایید.
اربعین در عمر انسان
بنابراین، کلمه «اربعین» در قرآن مجید آمده است. انسان هم از نظر خلقت اینطور است. خداوند متعال برای رشد انسان یک مرحلهای قرار داده؛ آن رشد تا چهلسالگی است. بعد از چهلسالگی این قوس صعودی رشد انسان تبدیل میشود به قوس نزولی. کمکم انسان قوایی که به او داده شده، پس گرفته میشود.
اینکه میگویند انسان به چهلسالگی که رسید عقلش کامل میشود، کمکم تحلیل میرود. انسان تا سی سال رشد میکند، سی سال تا چهل سال راه است، از چهل سال کمکم آن قوایی که خدای متعال به او داده، کمکم از او گرفته میشود. دیگر هر غذایی را نمیتواند بخورد، ثِقَلِ سَمع پیدا میکند، ضعف بصر پیدا میکند، مزاج ضعیف میشود، کمکم مو شروع میکند یا به ریختن یا سپید شدن. اینها نشانههاست.
و خدای متعال خیلی از انبیا را در همین سن چهلسالگی مبعوث به رسالت کرده است. در روایت وارد شده که «لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ»؛ «أَشُدَّهُ» را گفتهاند سیوسه سال. و چهلسالگی که شد، خدای متعال، مثل پیغمبر ما هم همینطور، در برخی از روایات هست که خیلی از انبیا در چهلسالگی مبعوث به رسالت شدهاند. و در چهلسالگی عقل انسان کامل میشود.
و در چهلسالگی، یک روایتی هست: خداوند متعال به آن دو تا ملکی که موظفاند اعمال انسان را مینویسند، کارهای انسان را ثبت میکنند، انسان به چهلسالگی که میرسد، خدای متعال به آن دو تا ملک دستور میدهد:
«اكْتُبَا عَلَيْهِ صَغِيرَ عَمَلِهِ وَكَبِيرَهُ».
حالا دیگر همه اعمالش را بنویسید، چون سرازیر شده دیگر؛ حالا دوران جوانی گذشته. اما وقتی رسید به چهلسالگی، «أَبْنَاءُ الْأَرْبَعِينَ زَرْعٌ قَدْ دَنَا حَصَادُهُ». فرمودند: بچههایی که به چهلسالگی میرسند، مثل زراعتی میمانند که دیگر درو کردنش نزدیک شده؛ یعنی انسان باید متوجه آخرت باشد. به چهلسالگی که رسید، خودش احساس میکند که دیگر رو به زوال و مرگ حتمی است. این نظام را خدای متعال در این عالم قرار داده که:
«وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ».
انسان به هر حال پیر میشود و این دنیا را خدای متعال جای ماندگاری قرار نداده برای انسان. «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ»؛ دنیا محل کِشت است، اینجا جای عمل است، فردا روز حساب. دنیا جای کار و تلاش است و قیامت هم انسان را محاسبه میکنند؛ بر اساس کارهایی که کرده، به او جزا میدهند.
آثار چهل روز اخلاص
خب، ملاحظه کردید این کلمه «اربعین» حتی در عمر انسان، راجع به اربعین، باز هم هست. این روایتی که من از امام پنجم، حضرت باقر سلاماللهعلیه، خواندم، روایت جالبی است. من تقاضا میکنم عنایت بفرمایید.
امام باقر علیهالسلام میفرماید:
«مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا…»
اگر کسی ایمان به خدا را چهل روز خالص بکند، چهل روز خالص بندگی بکند، این یک آثاری دارد. همانطوری که داروها روی بدن انسان اثر میگذارد، کارهای شایسته هم قبل از آنی که انسان به قیامت برسد، یک آثاری در همین دنیا دارد.
«مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا».
هیچ بندهای نیست خالصانه بندگی کند، ایمان داشته باشد، عمل خوب انجام بدهد، چهل روز، مگر این آثار را دارد که حالا عرض میکنیم آثار چیست. این چهل روز، میبینید، در این روایت هم آمده؛ یعنی اثر دارد. چهل روز انسان گناه نکند، چهل روز درست بندگی بکند، این یک آثار دارد. آن آثار، اینهاست که عرض میکنم.
۱. زهد در دنیا
اولین اثرش این است: کسی که چهل روز خالصانه بندگی کرد، خالصانه در خانه خدا رفت و حرکت کرد، برای خدا کار کرد، «زَهَّدَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا». خدا زهد به او عنایت میکند.
زهد یعنی چه؟ یعنی دلبستگی به این مال و منالِ تمامشدنی و زودگذر، که انسان همه را باید بگذارد و برود. نه اینکه نداشته باشد. انسان زاهد را سؤال کردند: زاهد چه کسی است؟ از معصوم سؤال کردند: زاهد چه کسی است؟ فرمود: زهد بین دو کلمه است در کتابالله. گفتند چیست؟ فرمود:
«لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ».
چیزهایی که در دنیا به شما داده نشده، از شما گرفته شده، بر آنها تأسف نخورید؛ بر چیزهایی که به شما داده نشده یا از شما گرفته شده تأسف نخورید. «وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ»، و آنچه هم که خدا به شما داده، شادِ شاد نباشید، یعنی دلبسته نباشید. این زهد است؛ نه اینکه انسان نداشته باشد، نخورد.
انبیا زاهد بودند در دنیا؛ آنها مثل همه غذا میخوردند. «يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا». خدای متعال به انبیا میفرماید از طیبات، چیزهای پاک، از اینها استفاده کنید، بخورید، بیاشامید، کار خوب انجام بدهید.
زهد معنایش این نیست که انسان غذا نخورد، لباس مندرس بپوشد؛ این نیست. دل نبندد، عمده این است که دل نبندد. فرمود، از جملات امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در نهجالبلاغه، سید رضی نقل کرده: فرمود «قِصَرُ الْأَمَلِ». این است که انسان آرزوها را کوتاه بکند.
خب، این یکی از آثار و برکات چهل روز خالصانه برای خدا بندگی کردن است. یکی از آثارش این است که خدای متعال به او زهد میدهد، و زهد نعمت بزرگی است.
۲. بصیرت در شناخت درد و درمان
دوم، بعد از زهد، فرمود خدا یک بصیرتی به انسان میدهد، به کسی که چهل روز خالصانه بندگی کرد در خانه خدا؛ یک بصیرتی به انسان میدهد، هم دردها را میشناسد، هم درمان را. نه اینکه طبیب بشود؛ در مشکلات زندگی میفهمد چه کار بایستی بکند، راهکارها را میبیند، هم مشکل را میبیند و هم راهکارها را.
«بَصَّرَهُ دَاءَ الدُّنْيَا وَدَوَاءَهَا». هم درد را میفهمد و هم درمان را؛ در مسائل اقتصادی، در مسائل سیاسی، در مسائل فرهنگی، مسائل خانوادگی. میبینید انسان گاهی در این مسائل متحیر میشود که چه کار بایستی بکند. یکی از راههایش همین است. امام باقر علیهالسلام میفرماید: «مَنْ أَخْلَصَ»، کسی که «أَخْلَصَ الْإِيمَانَ بِاللَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا»، خدای متعال این لطف را در حق او میکند. آن لطف این است که «بَصَّرَهُ دَاءَ الدُّنْيَا وَدَوَاءَهَا»؛ هم درد را به او نشان میدهد و هم درمان را.
۳. حکمت در دل و بر زبان
و اثر مهم دیگری که در اثر بندگی چهل روز، خدای متعال به انسان مرحمت میکند، این است که «أَثْبَتَ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ». خدا حکمت را در قلبش قرار میدهد.
یکی از کسانی که خدای متعال حکمت به او داده، لقمان است. سوره مبارکه لقمان را ملاحظه کنید:
«وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ».
ما به لقمان حکمت آموختیم. اگر انسان میخواهد حکیم بشود، باید چهل روز بندگی بکند، خالصانه در خانه خدا. و قرآن میفرماید:
«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا».
خدای متعال حکمت را به هر کسی بخواهد میدهد. به این کسی که چهل روز خالصانه بندگی کند، خدا حکمت به او میدهد. قرآن میفرماید هر کسی که به او حکمت داده شده، خیر کثیر به او داده شده است.
و «أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ». این حکمت را بر زبان او هم خدای متعال جاری میکند. این آثار و برکات چهل روز بندگی است.
ویژگی اربعین امام حسین علیهالسلام
اما راجع به اربعین، من یکی دو تا نکته عرض بکنم. این اربعین امام حسین چه خصوصیتی دارد؟ یک صلواتی مرحمت بفرمایید.
مستحضرید، اربعین برای هیچ کسی نیست. درست است ما الآن برای اموات چهلم میگیریم، اما یکساله دیگر؛ حالا هر سال برای شخص اربعین نمیگیرند. برای هیچ امامی هم اربعین نیست. اما در حدیث حضرت عسکری، صلواتالله سلامعلیه، از نشانههای مؤمن پنج چیز ذکر شده است. این پنج چیز را من میشمارم، به خاطر مبارکتان بسپرید.
فرمود:
«عَلَائِمُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ».
پنج چیز، علامت مؤمن است.
۱. پنجاهویک رکعت نماز
اول: «صَلَاةُ إِحْدَى وَخَمْسِينَ».
ما در شبانهروز، اگر در وطن باشیم، هفده رکعت نماز واجب انسان بخواند؛ در سفر یازده رکعت میشود، نمازهای چهاررکعتی دو رکعت میشود. هفده رکعت نماز واجب است. دو برابر هفده رکعت نماز واجب، نوافل است: دو رکعت نافله صبح است، هشت رکعت نافله ظهر است، میشود ده رکعت، هشت رکعت نافله عصر است، میشود هجده رکعت، چهار رکعت نافله مغرب، این میشود بیستودو رکعت، یک رکعت نافله عشا است؛ دو رکعت نشسته به منزله یک رکعت ایستاده است، این میشود بیستوسه رکعت، یازده رکعت هم نافله شب است، این میشود سیوچهار رکعت. سیوچهار رکعت و هفده رکعت میشود پنجاهویک رکعت.
مؤمن میتواند در شبانهروز هفده رکعت واجب بایستی به جا بیاورد. مستحب است که انسان نوافل را هم بخواند، مستحب است؛ خصوصاً بعضی از نوافل سفارش شده، مثل نافله شب، برکاتی هم دارد نافله شب در زندگی انسان. یکی نافله شب است، یکی نافله صبح، دو رکعت قبل از نماز صبح، یکی هم نافله مغرب، بعد از نماز مغرب، چهار رکعت نافله مغرب. اینها را حتی آقایان میگویند اگر انسان در وقتش به جا نیاورد، خوب است اینها را قضا بکند.
نوافل را انسان در راه هم میتواند بخواند، رکوع و سجودش را با اشاره. «وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا». گفتند این اشارهای به همین نوافل است که انسان نوافل شب را میتواند در روز قضایش را به جا بیاورد. و برکاتی هم دارد این نوافل. روایت دارد که اگر انسان در واجباتش احیاناً نقصی باشد، این نوافل جبران میکند.
این، پس یکی از علائم مؤمن، «صلاة إحدی و خمسین» است.
۲. انگشتر به دست راست
دوم فرمود: «وَالتَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ». انسان انگشتر را، این نشانه مؤمن است، انگشتر را به دست راست بکند. «التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ»، انگشتر به دست راست کردن، این یکی از علائم مؤمن است. شعار مؤمنین و شیعیان هم همین است که انگشتر را به دست راست میکنند. دست راست برکتی دارد، غذا را با دست راست خوردن و انگشتر را به دست راست کردن؛ این هم یکی از علائم است.
۳. سجده بر خاک
یکی دیگر از علائم مؤمن که در روایت ذکر شده: «تَعْفِيرُ الْجَبِينِ». انسان پیشانی را روی خاک بگذارد. «تَعْفِيرُ الْجَبِينِ»، پیشانی را روی خاک بگذارد. پیشانی را روی خاک گذاشتن، این هم یکی از علائم مؤمن است. ما سجده را نمیشود به چیزی که غیر از خاک و سنگ و آنچه که مربوط به زمین است انجام داد؛ سجده باید به این امور صورت بگیرد. پس یکی هم از علائم مؤمن، «تَعْفِيرُ الْجَبِينِ» است که انسان پیشانی را روی خاک بگذارد.
۴. و ۵. زیارت اربعین در کنار دیگر نشانهها
و «التَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ» و «تَعْفِيرُ الْجَبِينِ» و «صَلَاةُ إِحْدَى وَخَمْسِينَ»، یکی از آنها هم «وَزِيَارَةُ الْأَرْبَعِينِ»، زیارت اربعین است.
زیارت اربعین، زیارتی است که صفوان جمّال از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است. بهخصوص زیارت امام حسین. این زیارت اربعین را صفوان جمّال از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است. آنهایی که در کربلا هستند، خدا روزیشان کرده این ایام میروند خدمت آقا سیدالشهدا، روز اربعین قبل از ظهر، وقتی آفتاب بالا آمد، بنشینند زیارت اربعین را. حالا اگر میشود در رواق، در حرم مطهر، یا بینالحرمین، یا اگر نمیشود از دور، میشود زیارت اربعین را از همینجا انسان بخواند. از همینجا زیارت اربعین را بخوانید. و این زیارت اربعین از علائم مؤمن ذکر شده در روایت امام حسن عسکری.
فلسفه شهادت امام حسین علیهالسلام در زیارت اربعین
و یک عبارتی در زیارت اربعین هست، من اشاره کنم. امام صادق علیهالسلام در زیارت اربعین به خدا عرض میکند:
«وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلَالَةِ».
امام حسین برای چه شهید شد؟ شهید شد امام حسین تا انسانها را استنقاذ کند، نجات بدهد از گمراهی و از حیرت نجات بدهد. و این امر به برکت خون امام حسین علیهالسلام رقم خورد.
میبینید بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام، صادقین، امام باقر و امام صادق، مکتبشان یک مکتب پررونقی شد و بالندهای شد، شاگردان زیادی را تربیت کرد. اینها به برکت خون امام حسین سلاماللهعلیه شد، که همینطور این خون… «أَشْهَدُ أَنَّكَ سَكَنْتَ فِي الْخُلْدِ». این جوشش، این خروش، آنطوری که در حدیث آقا رسول خدا آمده است:
«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدًا».
یک حرارتی، این خون سیدالشهدا در دلهای مؤمنین به وجود آورده است. شما ببینید این حرکتی که ایام اربعین صورت میگیرد، از راههای بسیار دور؛ حالا یک عدهای از نجف پیادهروی میکنند، یک عدهای از بصره میآیند، یک عدهای از کشور خود ما از راههای دور، مسافتهای دور، از زمانهای قبل، خیلی قبل، حرکت میکنند، به عشق و علاقه به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام.
واقعاً این حرکت، این جوشش را نمیشود انسان یک تحلیل مادی برایش بکند. این همه مواکبی که در بین راه، در داخل کشور، در عراق، ایرانیها برپا کردهاند، خدماترسانی میکنند، واقعاً انسان متحیر میشود. این همه فداکاری و ایثار، آن هم در این هوای گرم و سوزان، این نیست جز اینکه خدای متعال این علاقه را، علاقه سیدالشهدا را، در دلهای مؤمنین قرار داده. فرمود:
«إِنَّ لِلْحُسَيْنِ فِي بَوَاطِنِ الْمُؤْمِنِينَ مَعْرِفَةً مَكْنُونَةً مَكْتُومَةً».
خدای متعال در دلهای مؤمنین برای امام حسین سلاماللهعلیه یک شناختی، یک معرفتی قرار داده است.
اگرچه سالهایی نگذاشتند مردم ایام اربعین بیایند، شاید سه دهه، چهار دهه ممنوع بود، بعد که باز شد، ببینید چه شوری، چه هیجانی، چه نشاطی، چه هماهنگی مردم دارند برای اینکه برسند به کربلا و پیادهروی کنند. توی روایت وارد شده که کسی که به زیارت امام حسین میرود «ماشياً»، یعنی در حال پیاده، چقدر ثواب دارد.
چرا اربعین برای امام حسین علیهالسلام است؟
حالا چرا اربعین برای امام حسین است؟ من علتش را عرض میکنم. یک صلواتی مرحمت بفرمایید.
عرض میکنیم، علت اینکه خداوند متعال اربعین را برای امام حسین قرار داده، یکی همین زیارت اربعین حضرت صادق علیهالسلام است که بالخصوص هیچ امامی زیارت اربعین ندارد، اما امام حسین از خصوصیتش این است. زیارت عاشورا دارد، غیر از زیارتهای مطلقهای که دارد در ماههای سال؛ در ماه رجب، در ماه شعبان، ماه رمضان، روز عرفه، زیارت مخصوصی دارد. امام حسین زیارت عاشورا دارد و زیارت اربعین دارد. این از مختصات امام حسین سلاماللهعلیه است.
و جدای از این مسئله، زیارت اربعین، روایت وارد شده که از امام باقر و از امام صادق، هر دو بزرگوار، فرمودند که آسمان گریه نکرد مگر بر دو نفر:
«مَا بَكَتِ السَّمَاءُ إِلَّا عَلَى يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا وَالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ أَرْبَعِينَ صَبَاحًا».
چهل روز آسمان گریه کرد بر سیدالشهدا؛ چهل روز. این چهل روز، روز بیستم ماه صفر پایانش است. این هم یک جهت که برای امام حسین سلاماللهعلیه اربعین گرفته شده است.
و جهت دیگری که برای امام حسین اربعین گرفته شده، این است که خود اهلبیت و بعضی دیگران، اربعین آمدند کربلا. این ابوریحان بیرونی که صاحب کتاب «الآثار الباقية» است، کتاب قبل از هزار سال قبل نوشته شده، ایشان میگوید: روز بیستم ماه صفر سال شصتویک، اهلبیت علیهمصلواتالله آمدند کربلا و سر مقدس امام حسین را هم آوردند. روز اربعین، روزی است که سر مقدس امام حسین را آوردند و ملحق کردند سر مقدس امام حسین را به بدن امام حسین. امام سجاد این کار را انجام داد.
و جدای از این، اینکه مسئله اربعین یک مسئلهای است تا امروز مانده و یک سنت حسنهای است که هرساله انجام میشود و مردم هم اهتمام دارند که این سنت حسنه را حفظ کنند. امروز الآن مسئله اربعین، برادران و خواهران، به صورت یک شعار بزرگ اسلامی درآمده که دشمنان واقعاً نمیتوانند ببینند. کجای دنیا چنین حرکتی است، آن هم هرساله، آن هم ایام ماه صفر؟ مردم اشتباه نکنند، بیست میلیون یا بیشتر از بیست میلیون، بعد این مسافت را در این هوای گرم پیادهروی بکنند. این نیست جز ایمان به مکتب امام حسین، به راه امام حسین، به عقیده امام حسین. و باید هرسال این مسئله با یک شور بیشتری، علاقه بیشتری انجام بشود. این عظمت اسلام را و عظمت شیعه را میرساند که پیرو مکتب سیدالشهدا سلاماللهعلیه هستند.
جابر بن عبدالله و زیارت اربعین
بنابراین، نهتنها اهلبیت آمدند، از روایات استفاده میشود که جابر بن عبدالله انصاری هم با عطیه، همین روز اربعین، آمدند برای زیارت سیدالشهدا. و جابر آمد کنار فرات، غسل کرد و لباسهایش را عوض کرد و یک بوی خوشی هم به بدنش ریخت. گامها را کوچککوچک برمیداشت، بعد آمد رسید تا کنار قبر سیدالشهدا. به عطیه گفت: «أَلْمِسْنِي». این دست من را بگذار روی قبر سیدالشهدا. دستش را گذاشت روی قبر امام حسین. سه مرتبه صدا زد:
«حَبِيبِي يَا حُسَيْنُ، حَبِيبِي يَا حُسَيْنُ، حَبِيبِي يَا حُسَيْنُ».
«حَبِيبٌ لَا يُجِيبُ حَبِيبَهُ؟»
آقا، من دوست شما هستم، چرا جواب مرا نمیدهید؟ بعد خودش جواب داد، گفت: جابر، تو از حسین جواب میخواهی؟ حسین «فُرِّقَ بَيْنَ رَأْسِهِ وَجَسَدِهِ». امام حسین را سر از بدنش جدا کردند، بالای نیزهها زدند.
الجسمُ منهُ بكربلا مُضَرَّجٌ
والرأسُ منهُ على القناةِ يُدارُ
غش کرد جابر، بیهوش شد. عطیه آب آورد، به صورت جابر پاشید.
عرض کنیم: جابر کنار قبر سیدالشهدا از حال رفت، غش کرد. پس عقیله بنیهاشم چه حالی داشت وقتی آمد، چشمش افتاد به قبر برادر، تداعی کرد یک مرتبه آن خاطرات چهل روز قبل را؛ وقتی آمد تو همین کنار قبر، تو قتلگاه، دید بدن قطعهقطعه ابیعبدالله، بیسر، روی زمین افتاده. تداعی کرد آن منظره یادش آمد. دید بدن حسین را دیده بود که بیسر است، بیلباس است. آن روز خطاب کرد به رسول خدا، صدا زد:
يا رسولَ اللهِ، هذا حسينٌ مُرَمَّلٌ بالدِّماءِ،
مُقَطَّعُ الأعضاءِ، مَسْلوبُ العِمامةِ والرِّداءِ،
تَسْفِي عليهِ رِيحُ الصَّبا.
صلیاللهعلیک یا اباعبدالله، صلیاللهعلیک یا اباعبدالله، صلیاللهعلیک یا اباعبدالله.
دعا و پایان سخن
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعَافِيَةَ وَالنَّصْرَ، وَاجْعَلْنَا مِنْ أَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَشِيعَتِهِ.
خدایا، قلب مقدس آقا امام زمان را از ما راضی نگهدار. در فرج آن بزرگوار تعجیل بفرما. شر صهیونیستها را به خودشان بازگردان. مردم مظلوم فلسطین را، خدایا، یاری کن. مردم خوب کشور ما را، خدایا، امنیت را برایشان مستدام بدار. مقام معظم رهبری را سلامتی و طول عمر عنایت بفرما. ارواح طیبه شهدا، والدینمان، حقداران بر ما، امام همه را، خدایا، با اولیا محشور بفرما.
والسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ.