محراب
چاپ / ذخیره PDF

راز اقامه عزای امام حسین علیه‌السلام در محرم ١

نسخه چاپی متن از سایت محراب

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أَسْتَنْصِرُهُ، وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ. وَ أُصَلِّي وَ أُسَلِّمُ عَلَى خَاتَمِ أَنْبِيَائِهِ، حَبِيبِ إِلَهِنَا وَ طَبِيبِ نُفُوسِنَا، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، لَا سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ، رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي. اللَّهُمَّ سُدَّ عَنَّا الْهُمُومَ وَ الْغُمُومَ وَ وَحْشَةَ الصَّدْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

محضر نورانی امام هادی (علیه‌السلام)، امام عسکری (علیه‌السلام) و والده ماجده امام عصر (علیهم‌السلام) صلواتی هدیه بفرمایید. محضر نورانی علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) و فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) صلواتی هدیه کنید. همه گذشتگان و حق‌داران، پدر و مادر و اجداد و اساتید، ذوی‌الحقوق، وارثان، علمای گذشته، شهدا، امام‌الشهدا، شهدای اخیر، رهبر عظیم‌الشأن، شهیدمون، روح بلند و ملکوتی آیت‌الله العظمی بروجردی از این محفل نورانی متنعم باشند. همه آبا و اجدادتون رو در این شب اول ماه محرم و شب اول ماه سال قمری، همه رو بهره‌مند کنید با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

دلیل اقامه عزا از شب اول محرم

روز اول ماه محرم بود؛ آمد محضر نورانی امام صادق (علیه‌الصلاةوالسلام). وجود مقدس حضرت فرمودند که: «من دیشب منتظرتون بودم؛ قرارمون بود که دیشب بیایید.» به محضر حضرت عرض کرد که: «قرار بود همین دیشب با جمعی از محبین و دوستان خدمت شما برسیم، اما متوجه این معنا شدیم که شب اول محرم، شب عزای جدتون اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) است؛ لذا نشستیم به عزاداری، نشستیم به گریه کردن بر جدتون ابی‌عبدالله (علیه‌السلام).» حضرت بسیار مسرور شدند، خوشحال شدند، دعا کردند.

بعد فرمودند: «حین خروج از مجلس کسی رو ندیدی؟» عرض کردم: «چرا، شخصی رو دیدم؛ اما ظلمت و تاریکی شب و استتار صورت مانع شد که من او را بشناسم.» حضرت فرمودند: «من دم در نشسته بودم!» عرض کردم: «چرا داخل مجلس نیومدید؟» حضرت فرمودند: «دیدم صدر مجلس جدم پیغمبره، بابام علی بن ابی‌طالب، مادرم زهرای مرضیه؛ من همون دم در نشستم.»

شب اول محرم اومد محضر حضرت عرض کرد که: «آقا! اگر کسی از ما بمیره یا به قتل برسه، همون شب و روزی که مرده یا به قتل رسیده براش مجلس ماتم می‌گیرن؛ این چه نکته‌ایه که شما و محبین‌تون از شب اول محرم برای حسین (علیه‌السلام) اقامه عزا می‌کنید، در حالی که تا روز شهادت او ده شب و ده روز مونده؟ روز عاشورا روز دهم است، شما از شب اول اقامه عزا می‌کنید؟ این مال امشبه.» حضرت فرمودند که: «نکته‌اش اینه؛ از شب اول محرم، ملائکه در عرش پیراهن جدم اباعبدالله الحسین رو آویزان می‌کنند. این پیراهن دارای دو ویژگیه: هم چاک‌چاک و سوراخ‌سوراخه در اثر ضربه‌ها، و هم آغشته به خون جدم اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) است.»

نشانه‌ای که حضرت بیان می‌کنند برای شیعه و محب اینه: «ما و شیعیان‌مون با بصیرت‌مون (نه با بصر، با بصیرت‌مون) اون رو می‌بینیم و از شب اول محرم برای ابی‌عبدالله اقامه ماتم و عزا می‌کنیم.» از شب اول محرم فِیَوْمُ الحُسَیْن…

ولادت اباعبدالله (علیه‌السلام) و روضه جبرئیل

روز ولادت ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) خبر دادن: «یا رسول‌الله! زهرای شما وضع حمل کرده.» پیامبر عظیم‌الشأن اسلام اومدن کنار بستر فاطمه، فرمودند: «بیارید فرزند زهرا رو.» عرض کردند: «داریم شستشو می‌دیم.» فرمود: «کیو؟ فرزند فاطمه رو؟ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طَاهِرٍ مُطَهَّرٍ؛ او پاک و پاک‌کننده است، از پاک و پاک‌کننده متولد شده، بیارید فرزندم رو.»

آوردند در دامن خاتم‌الانبیا، پیامبر عظیم‌الشأن اسلام. او را غرق بوسه کردند و از این بوسه‌ها کراراً دیده شد. شما که از شب اول محرم اقامه عزا کردی، این نشانه محبته دیگه، درسته؟ دلتون شاد و قلب‌تون مسرور و پر بهجت و نور. نبی مکرم اسلام یه دست پشت سر ابی‌عبدالله گذاشتن، یه دست زیر چونه، لب‌ها رو رو لب‌ها گذاشتن و غرق بوسه کردند و فرمودند: «حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ». این مال ما نیست، این یه تیکه‌اش مال ماست. لب‌ها رو رو لب‌ها گذاشتن و غرق بوسه کردن و فرمودن: «أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً»؛ خدا دوست داره هر کی رو که حسین رو دوست داشته باشه. این نشانه محبته که از شب اول محرم اقامه عزا کردید. زهرای مرضیه هر زمان یاد مصائب ابی‌عبدالله می‌افتاد، جوری گریه می‌کرد که پیغمبر خدا از تو حجره می‌اومد فاطمه رو آروم می‌کرد. لذا باید محرم جوری عزاداری کنید که فاطمه نظرش به شماها جلب بشه؛ باید تو گریه و بکا از صاحب عزا بری جلوتر.

غرق بوسه کرد، بعد فرمود که: «فاطمه جان! نام فرزندت؟» عرض کرد: «بابا! یا رسول‌الله! من و علی که از شما سبقت نمی‌گیریم.» حضرت فرمودند: «منم از خدا سبقت نمی‌گیرم دخترم.» خدا نام فرزند تو رو «حسین» گذاشته. حسین رو دوست داری بابا؟ «قُرَّةُ عَيْنِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي». روز ولادت (مولد الحسین) روز به هم خوردنه. هم «کامل الزیارات»، هم «جامع احادیث شیعه» (جلد پانزده)، هم «دانشنامه» (جلد یک و دو) روایتی معتبر دارن: دخترم! روز ولادت جبرئیل برای پیغمبر، پیغمبر برای زهرای مرضیه روضه گودی قتلگاه خونده.

«دخترم! جبرئیل برام خبر آورد این حسین در سرزمینی به نام کرب‌وبلا با لب تشنه سر از بدنش جدا می‌شه.» من اصلاً روضه نمی‌خونم، شما گریه کنید من گریه دیدم روضه می‌خونم؛ بسیار تو روضه گرون‌فروشم، به این راحتی روضه خرج نمی‌کنم! و جز این دهه زمان‌های دیگه هم روضه می‌خونیم، اما اصلش مال این ایامه؛ گلِ کار مال این دهه‌ست.

«دخترم! این حسین رو در سرزمینی به نام کرب‌وبلا با لب تشنه…» این رو خانم‌ها بهتر می‌دونن یا کسانی که طب خوندن؛ بانویی که تازه وضع حمل کرده می‌گن روز اول کلاً استراحت مطلق، تکون نخوره. روز دوم زیر بغلش رو بگیرن، آروم پاها رو آویزون کنن. تا مادرمون زهرا این جمله رو شنید: «حسین رو در سرزمینی به نام کرب‌وبلا با لب تشنه…» جوری ناله زد، جوری گریه کرد که هر کی تو خونه بود شروع کرد ناله زدن و ضجه زدن. می‌شه این خونه گریه کنه، عرش الهی نلرزه؟ نیاد؟ وقتی یه مقدار آروم شد… گریه برای چی؟ گریه برای چیزی که بعداً واقع می‌شه، هنوز واقع نشده. ناله برای امری که بعداً واقع می‌شه، هنوز واقع نشده.

یه مقداری آروم شد، عرض کرد: «بابا رسول‌الله! کی این اتفاق می‌افته؟» حضرت فرمود: «دخترم! من نیستم، تو هم نیستی، باباش علی هم نیست.» باز مادرمون زهرا یه ناله‌ای زدن: «بابا! پس کی برای حسینم ماتم بگیره؟ پس کی برای حسینم اقامه عزا می‌کنه؟»

وعده عزاداری برای سیدالشهدا (علیه‌السلام) نسل به نسل

حالا بشنوید! فرمود: «دخترم…» من اونی که دیدم رو بعداً می‌گم. اونی که در همین مکان مقدس از استاد محترم هست، حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج آقای انصاریان خودم شنیدم (و من بیان ایشون رو سند می‌دونم، این روایت رو ادامه می‌دن و صوتشون رو هم دارم؛ ایشون روایت رو اینجوری بیان کردن): «دخترم! وقتی زهرای مرضیه گریه کردن و به بابام عرض کردم بابا پس کی برای حسینم ماتم می‌گیره؟ کی برای حسینم اقامه عزا می‌کنه؟ فرمود: دخترم! میان امتم که مرداشون مثل یه زنی که بچه‌اش مرده زار می‌زنن و گریه می‌کنن.» این رو از قول این استاد بزرگوار شنیدم.

اما اونی که خودم دیدم و عرض کردم آدرسش رو: «دخترم! ناراحت نباش؛ میان امتم که برای حسین تو اقامه عزا می‌کنن و جِيلًا بَعْدَ جِيلٍ (نسل به نسل) هر سال این عزا رو تکرار می‌کنن، فرسوده نمی‌شه.» لذا روضه ابی‌عبدالله تکرار می‌شه اما تکراری نمی‌شه. صدها بار شنیدید اما انگار اولین باره می‌شنوید. او می‌نشست و من می‌نشستم؛ صدها بار شنیدید اما انگار اولین باره!

از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد…

«دخترم! هر سال برای حسین تو ماتم می‌گیرن؛ مردا برای مردا، زنا برای زنا گریه می‌کنن. روز قیامت از مرداشون من شفاعت می‌کنم، از زناشونم تو دستگیری می‌کنی.»

حاشیه طلبگی: سنگین‌ترین روضه‌ها

بابا! من یه حاشیه طلبگی بعد این روایت می‌زنم: یا رسول‌الله! من نمی‌دونم این فرمایش شما ناظر به چه عصر و زمانیه، اما ما تو عصری زندگی می‌کنیم که به خودت قسم، زن ما بر زن و مرد شما گریه می‌کنه. سنگین‌ترین روضه، روضه مردا رو می‌خونیم، خانم‌ها ناله می‌زنن. خدا می‌دونه من شنیدم یکی از روضه‌هایی که بانوان خیلی ناله می‌زنند همین روضه‌ست:

پدر نگاهش به جوان افتاد… فَسَقَطَ عَنِ الْفَرَسِ (نشست رو زمین)، فَجَلَسَ عَلَى التُّرَابِ، فَخَرَّ عَلَى خَدِّهِ، فَصَاحَ الْحُسَيْنُ سَبْعَ مَرَّاتٍ: وَلَدِي!

زن‌ها با روضه علی‌اکبر ناله بلند می‌کنند. زن‌ها با شنیدن روضه ابوالفضل، وقتی تیر خورد به مشک… فَبَقِيَ الْعَبَّاسُ مُتَحَيِّراً (عباس متحیر موند: برم خیمه آب ندارم، برم پیش حسین دست ندارم). چی عباس رو از تحیر بیرون آورد؟ ناگهان بر سر فرود آمد عمود آهنینم… خانم‌ها الان تو اون شبستان، و الا صدا خانما رو می‌شنیدید.

یا رسول‌الله! این برای شما مردا. ما تو عصری زندگی می‌کنیم که مردامون بر زن و مردتون گریه می‌کنن. به خدا مرد رو نشون بدید وقتی می‌شنوید که: یا بقیة‌الله! دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَى ابْنِ زِيَادٍ… عمه‌مون زینب رو وارد مجلس نامحرم کردن! چقدر خوبه از شب اول محرم یه شبایی آدم حرفش نمی‌آد. شبای محرم از اون شباییه که من اصلاً حرفم نمی‌آد؛ دلم می‌خواد بیشتر بگم و مردم گریه کنن، چون با این گریه‌ست حجت بن الحسن آروم می‌شه.

پنج دستورالعمل امام رضا (علیه‌السلام) برای ورود به وادی ولایت

من شب اول محرم نسخه آقا علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) رو معمولاً می‌گم، تکرارم می‌کنم؛ چون این نسخه عملی سلوکی عالیه. امشب شب اول ساله، سال قمری؛ بیاید از همین شب اول برنامه‌مون قرار بدیم: نظم در زندگی با بکا بر ابی‌عبدالله، موفقیت در زندگی با گریه بر ابی‌عبدالله، نشاط و دور شدن از افسردگی با گریه بر ابی‌عبدالله، با اتصال به حسین. این حسین خدا کنه لحظه‌به‌لحظه غمش تو دلاتون زیادتر بشه. اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کنه، برنامه به ما می‌ده. عاشورا کربلا به ما برنامه می‌ده. شب عاشورا ابی‌عبدالله به ما برنامه می‌ده. شب عاشورا می‌فرماید: امشب نماز، قرآن، دعا، استغفار.

امام رضا (علیه‌السلام) به ما برنامه می‌ده؛ این برنامه رو از فردا مد نظر قرار بدیم. کی داره نسخه رو میده؟ علی بن موسی الرضا. بعد ببینیم پنج تا رو که حضرت می‌فرماید انجام بده، ببین چه تحولی در زندگیت به وجود می‌آد. شروع سال. اولین نکته، حضرت می‌فرماید که پنج دستور برای ورود به وادی ولایت (عنوانی که من گذاشتم)، اونم ولایتی مثل ابی‌عبدالله. بله، امام رضا (علیه‌السلام) روایت می‌رسه تا علی بن الحسین (علیه‌السلام): «لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ…» زمانی که حسین کشته شد، به شهادت رسید، از آسمون خون بارید، خاک قرمز شد؛ آسمان خون گریست و خاک قرمز شد.

بعد پنج دستورالعمل بیان فرمودند؛ همون دستورالعملی که به پسر شبیب می‌فرمایند: «یابن شبیب!» اگر قراره گریه کنیم، بر حسین باید گریه کنیم. من یه قسمت رو می‌گم قسمت دیگه رو نمی‌گم (اگه زنده بودیم شب عاشورا). فقط اگر بکا بر حسین… هر کی بر حسین گریه کرد، دنیا اشک او رو درنمی‌آره؛ غم و غصه دنیا اشک او رو درنمی‌آره. وقتی برای غصه‌های زینب کبری گریه کردی، غصه‌های دنیا به چشمت نمی‌آد. وقتی برای غم ابی‌عبدالله گریه کردی، غمت اصلاً به چشم نمی‌آد. ابداً! برنامه پیدا می‌کنه، انگیزه پیدا می‌کنه، مشکلات زندگیت یکی پس از دیگری… اصلاً گرفتاری به نظرت نمی‌آد. گرفتاری اونیه که بچه‌های حسین تو کربلا دارن، گرفتاری اونیه که دختر امیرالمؤمنین داره. لذا هر چی می‌تونی بر ابی‌عبدالله گریه کن. اثر مادی داره، اثر معنوی داره، ماوراست؛ هرچی از امور منفی از زندگیت محو می‌شه، هیچی نمی‌مونه.

گریه بر ابی‌عبدالله؛ اگر گریه خواستی بکنی فابک للحسین، فقط برای حسین گریه کن؛ چرا که جد من حسین رو در کربلا ذبح کردن، نه قتل! آقا فهمیدید دیگه؟ فهمیدیم منظورتون چیه… نه نه، ادامه: «كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ». لذا باید برای او گریه کرد. خب این طلب‌تون شب عاشورا اگه زنده بودم، اگر نفسی موند.

۱. بکا (گریه)

اما پسر شبیب! «إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ…» دستورالعمل اول اینه: یک؛ بکا. اگر برای حسین گریه کردی، «حَتَّى تَسِيلَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ» اشکات رو گونه‌هات سرازیر شد، «غَفَرَ اللَّهُ لَكَ». تمام گرفتاری‌های ما معلول گناه و معصیته؛ گریه کن برای حسین، خدا گناهات رو پاک می‌کنه. به کسی ربطی نداره، تو کار حسین و خدا کسی ورود نکنه ها! اونم با عقل حقیر معاش. عقل معاد می‌خواد. خدا گریه ما رو، نه، مصداق «مُبَدِّلُ السَّيِّئَاتِ بِالْحَسَنَاتِ» خدا در اینجاست. مصداق اتم و اکملش حسین برای خدا هرچی داشت داد، خدا هم هرچی داره می‌ده. به هر بهانه‌ای گره بخوری با ابی‌عبدالله، به آداب و بهانه، خدا یه جوری دستت رو می‌گیره ها! به هر بهانه‌ای گره بخوری با ابی‌عبدالله، خدا رشدت می‌ده. هر جوری می‌تونی، به هر بهانه‌ای، به هر وسیله‌ای می‌تونی گره بخور با امام حسین. گره خوردی با امام حسین و خدا، به‌به! تعداد گناهی که تو پرونده‌ته ثواب می‌ذاره خدا برای قطره قطره‌اش. بله اصلاً محاسبه نکنید، به عقل معاش نمی‌آد، تو چرتکه نمی‌آد.

الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم

نه تنها سر که از سر هم برایت بهتر آوردم

پی ابقای قدقامت به ظهر روز عاشورا

برای گفتن الله اکبر، اکبر آوردم

علی را در غدیر خم نبی بگرفت روی دست

ولی من روی دست خود علی اصغر آوردم

برای آنکه همدردی کنم با مادرم زهرا

برای خوردن سیلی سه‌ساله دختر آوردم

همه چیزم رو رو کردم! خود حضرت بقیه: «مَكْبُوباً عَلَى الْوَجْهِ، مُلَطَّخاً بِدَمِهِ… ثَلَاثَ سَاعَاتٍ» کی این شاعر گفته:

شمر کمی حوصله کن…

بیشتر از سه ساعت! شمر کمی حوصله کن… سه ساعت حسین تو گودی قتلگاهه. هی بچه‌ها میان لب گودی نگاه می‌کنن. «هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ». یک گریه: «فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ».

۲. زیارت

دوم زیارت. زیارت ابی‌عبدالله ولو به این اندازه. صاحب مفاتیح، محدث قمی (أعلى الله مقامه الشریف) می‌گه ولو به این اندازه: امام باقر (علیه‌السلام) به یکی از یاران فرمود: هر روز می‌ری کربلا؟ آقا راه هم زیاده، بعد دشمنا و ناصبی‌ها و قُطَّاعُ الطَّرِيقِ زیادن. فرمود: برو زیر آسمون یه نگاه به آسمون، یه نگاه به دست راست، یه نگاه به دست چپ، دستت رو رو سینه‌ات بذار و بگو: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا…» خیلی دلمون تنگه کربلا. زیارت. نه فقط محرم؛ بزرگترا منو ببخشن، جوونا! صبح به صبح چشمات رو باز می‌کنی بگو «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّهِ». بزرگان از علمای ما نماز می‌خونن بعد از اذان و اقامه، بعد از اقامه می‌گن «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا اَباعَبْدِاللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ»، الله اکبر نماز می‌خونم. اینم دوم زیارت.

۳. لعن بر قاتلین

سومین مطلب لعن بر قاتلین. لعن بر قاتلین فرع بر اینه که بدونید اینا چه کردن؛ لذا لازمه‌شون روضه‌ست و بدونید سنان چیکار کرده تا بگی تا ابد بر سنان لعنت. توجه می‌کنی؟ سنان و نیزه و… آقا از شب اول چه اشکالی داره؟ چه اشکالی؟ اصلاً بذار به شب عاشورا نرسیم. یه نیزه به ترقوه حسین، یه نیزه زیر گلوی ابی‌عبدالله زد و… بدونی این زجر ملعون چیکار کرده که بهش لعنت. زمانی که بچه‌های ابی‌عبدالله گریه می‌کردن، این حرامی انقدر با تازیانه به این دخترا و بی‌بی‌ها می‌زد. لعن بر قاتلین.

۴. آرزوی معیت (یا لیتنی کُنتُ مَعَکُم)

چهار آرزوی معیت جان، یا لیتنی. یه دختر هشت ساله، یه دختر هشت ساله در تاریخ چهارده، دوازده، یک‌هزار و چهارصد و چهار یه دل‌نوشته نوشته بعد از شهادت آقای شهیدمون. بعد نوشته: «آقای من! رهبر جونم! بهت قول می‌دم آمریکا و اسرائیل رو شکست بدم.» بعد یه عبارتی داره: «رهبر جونم منم دوست دارم مثل تو شهید شم دعا کن.» من یه دختر هشت ساله چهاردهم این دل‌نوشته رو می‌نویسه، پانزدهم به شهادت می‌رسه (توجه دارید؟ تو امامزاده عبدالله شاه عبدالعظیم دفنه، من رفتم سر قبرش). بعد می‌گه: «رهبر جونم! پیش امام حسین سلام منو به امام…» دختر هشت ساله. بعد می‌گه: «دعا کن منم شهید بشم منم می‌خوام مثل تو شهید بشم.»

آخه سابقه داره بدن یه عالم نزدیک یکصد روز رو زمین باشه؟ هنوز آقای شهیدمون رو دفن نکردیم؛ ولی ناراحت نباشید و هیچ کس به این بدن کمترین جسارتی نکرده. بدن دفن نشده، اما بدنِ بی‌کفن کفن شده. بدن آقا خیالتون راحت باشه نه نه، برهنه مونده نه جسارت شده.

۵. حزن و فرح با اهل‌بیت

پنجمین مورد حزن و فرح با حزن و فرح اهل‌بیت. فرحی نمونده، شادی نمونده، واقعاً شادی مونده؟ به محض اینکه جلوی امام صادق اسم ابی‌عبدالله برده می‌شد در اون روز کسی امام صادق رو اصلاً مسرور نمی‌دید، متبسم نمی‌دید. اصلاً متبسم نمی‌دید.

پوشیدن لباس مشکی و روضه گودال

شب اول، من طبق رسم و سنتم (سرور عزیز و بزرگوارم حاج آقای حیدرزاده هر جا اراده کردن، اما من سبکم اینه) از شب اول می‌رم اذن لباس مشکی پوشیدن رو از صاحب عزا می‌گیریم. صاحب عزا کیه؟ مادرمون حضرت زهرا این لباس عزا رو به تنمون می‌کنه. می‌گن آقا شب اول محرم یه پیرغلامی، یه بزرگتری پیرهن مشکی… نه من قبول ندارم؛ لقمه حلال بابات آورده سر سفره، شیر پاک مادر بهت داده، لذا برو بده بابات بپوشه. بابات نیست، بده مادرت. آقا هر دو مردن؟ برو سر قبرشون یه زیارت بخون، یه روضه بخون، لباس رو تنت کن بگو: «مادر پدر! برام دعا کنید.»

حتی اینم مؤثره در… پیرهن مشکی تنمون می‌کنیم. ببخشید اشتباه گفتم! اون دستی که برای شونه زدن سر زینب بالا نمی‌آد… مادر شما نگاه کن ما خودمون می‌پوشیم. مگه اون بی‌حیا چشمی برا مادرمون زهرا گذاشت؟ مگه چشمی گذاشت؟

آقا شب اول محرمه، چرا می‌خوای روضه فاطمیه رو بخونی؟ امام حسین روز عاشورا روضه فاطمیه برامون خونده، همین رو تمام. تیری به سینه ابی‌عبدالله اصابت کرد؛ این تیر اسمش مشقه، هم سه‌شعبه است ولی تیز نیست، سرش هلالی شکله، بلاش پیکانا برگشته مثل لنگر، از جلو نمی‌تونی خارج کنی. این تیر به سینه ابی‌عبدالله اصابت کرد. حضرت از پشت سر خارج کرد. بعد ناله زد: «وَ اللَّهِ قَتَلَنِي فُلَانٌ وَ فُلَانٌ…» اونا منو کشتن! کیا؟ همون بانیان سقیفه اونا منو کشتن.

همان مردم که از حیدر بریدند

حسین بن علی را سر بریدند

نبود گر دست زهرا را نشانه

نمی‌زد کعب نی زینب…

شمر ملعون گفت یه کاری باید کرد که حسین یاد مادر بیفته؛ لذا عملی رو که تو مدینه انجام شد، اون عمل تو کربلا تکرار شد. من مدینه رو نمی‌گم، اما بی‌حیا وقتی وارد شد، اول کاری که کرد رفت «رَفَسَهُ بِرِجْلِهِ» چنان لگد به سینه حسین زد… اون ملعونم پشت در چنان لگد زد…