پیام رهبر معظم انقلاب درباره مذاکرات
">
پیام رهبر معظم انقلاب درباره مذاکرات
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمه الله
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمان. همچنین عرض میشود قبول باد همه طاعات و عزاداریهایتان در این ایام و بیعتهایمان با امام حسین علیهالسلام. حقیقتاً شرکت در مجالس اهلبیت و بهویژه امام حسین علیهالسلام، تجدید عهد و بیعت است و انشاءالله این بیعت، ما را بهروزرسانی کند.
در رابطه با ولیّمان، انشاءالله، حاجآقای عابدینی
ما از حضرتعالی و امثال حضرتعالی آموختیم که وقتی میخواهید به خانه خدا بروید، اولیای انبیا، صحابه، و ائمه طاهرین را واسطه کنید. وقتی میخواهید به محضر اباعبداللهالحسین علیهالسلام مشرف شوید، دستمایهای داشته باشید.
میخواهم بگویم که ما امروز در برنامه «سمت خدا» دستمایههای پرممعنای زیادی داریم. در همین ایام، در همین دو-سه ماه اخیر، شهدای گرانقدری را تقدیم کردهایم. اگر موافق باشید، به محضر آقا اباعبدالله بگوییم که ما امثال شهدای سردار را آوردهایم؛ آقا امام حسین به حرمشان راهشان بدهند.
ما میخواهیم دستمان را در دست شهدای دانشمندمان بگذاریم؛ نظیر شهید تهرانچی، شهید میروفچی، شهید صدیقیصابر و خانوادهاش که در آستانه اشرفیه به شهادت رسیدند.
یک نکته ویژه را، اگر اجازه فرمایید، بفرمایید تا عرض ناقص من تکمیل شود. میخواهم بگویم: یا اباعبدالله! ما امثال بچههای میناب را آوردهایم؛ ما ماکان نصیری را آوردهایم؛ پدر و مادرش هنوز در جستوجوی اثری از پیکر پاک این شهید هستند.
امروز روزی است که متبوع است تکیهها و هیئتها به نام عبداللهبنحسن علیهماالسلام روضهخوانی کنند. ما هم نوجوان آوردهایم، ما هم کودک آوردهایم. بگوییم: امام حسین جان! به حریمتان ما را راه بدهید؛ ما دستمان را گذاشتهایم در دست این شهدای عزیز.
بله، حتماً و بهویژه در رأسشان، امام شهید — که ایشان پرورشیافتگان مکتب امام شهیدان ما هستند. الحمدلله خدای سبحان، ما را شاگرد این امام شهید در طول این سیوهفت سال قرار داده است. الحمدلله.
خب، اگر اجازه بدهید، با دعای سلامتی امام زمان عجلاللهتعالیفرجه آغاز میکنیم.
اولاً عرض میکنم: السلام علیک یا اباعبدالله
السلام علیک؛ به ما اذن بدهید در این ایام سخنی داشته باشیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای سبحان به ما قدرت عطا کند که حق عزاداری و خونخواهی را در این ایام بشناسیم. تابلوی زیارت عاشورا: السلام علیک یا ثار الله و اللّیث؛ خونخواهی امام شهید ما، وظیفه ماست.
این عزاداریها مقدمه خونخواهی است؛ زنده نگهداشتن هیجان خونخواهی است. نه اینکه بار تکلیف از دوش انسان برداشته شده باشد، بلکه احساس سنگینیِ بیشترِ خونخواهی را بر دوشش احساس میکند.
و بالاخص که جریان شهدای ما و امام شهید ما، این باب خونخواهی را برای ما زنده کرد تا یاد خونخواهی اباعبداللهالحسین علیهالسلام بیشتر بیفتد و مصداقی به این حقیقت بنگریم.
اگر تا به حال خونخواهی برای ما مفهوم بود — که میشنیدیم از «السلام علیک یا ثار الله و اللّیث» — الان باور داریم که وقتی از ما خونی ریخته میشود، بزرگی از ما خونش ریخته میشود. چطور مردم باید بیاموزند؟
مثل همین ایام، بیش از یکصد و دوازده روز است که در خیابانها حضورشان را به نیت خونخواهی و انتقامشان حفظ کردند. پس اگر ما در این حدود یکهزار و سیصد و خردهای سال این خونخواهی را حفظ کرده بودیم، بسیاری از مشکلات زودتر از این حل شده بود؛ یعنی به یکهزار و سیصد و خردهای سال نمیکشید که ظهور محقق میشد. اما چون خونخواهی محقق نشده، این ظهور تأخیر افتاده. علتش هم این است که پرچم ظهور، یالثارات الحسین است.
یعنی اگر خونخواهی زنده شود و این خونخواهی دیده شود و مجالس حضرات، مجالس زندهکردن خونخواهی امام حسین علیهالسلام باشد، به همین نسبت ظهور نزدیک میشود.
پس این خونخواهی را از مفهوم به مصداق بیاوریم؛ نشان دهیم مجالس امام حسین علیهالسلام رزمایش قیام است. برای خون خونخواهیمان که خون خدا را طلب کنیم. این کینهورزی نیست؛ این طلب خون خداست که در مقابل ظالمان و به پشتیبانی از مظلومان است.
اگر این باور شکل بگیرد، البته آنوقت میبینیم چرا تأخیر شده. علت تأخیر ظهور همین است که ما حال خونخواهی در وجودمان زنده نمانده؛ مفهومش را داریم، اشک هم میریزیم، اما این اشک ما را بعد از آنکه از مجلس حضرت خارج میشویم، به یک فکر خونخواهی و آماده بودن برای جنگیدن در مقابل ظالمان نمیرساند.
حالا صحنهاش آماده شده. اگر قبلاً ممکن بود بگوییم صحنه زمینهاش آماده نیست، امروز آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب، ما را در این واقعه قرار دادهاند. خودشان آمدهاند جلو و چون خودشان آمدهاند، نباید به این راحتی رهایشان کنیم. نباید به این راحتی رهایشان کنیم.
ما دنبال این بودیم که روزی اینها با ما مستقیم درگیر شوند تا ما انتقام آبان تا امروز را بگیریم. چون اینها وارثان تمام مستکبران گذشتهاند؛ اینا وارثان نمرود و فرعوناند؛ اینا وارثان قابیلاناند؛ اینا وارثان تمام مستکبران عالماند. اینها سفیانیهای امروزند؛ اینها دجالهای امروزند. و ما به نمایندگی از امام شهیدانمان و برای استقبال از خلیفةالله زمانمان، قطعا هرچقدر در مقابل اینها آن عزتمان و اقتدارمان را آشکار کنیم، این کار خلیفةالله را به ظهورمان نزدیکتر میکند.
لذا یک فرصت عظیمی برای ما پیش آمده تا بتوانیم در این رزمگاه، در این معرکه آوردگاه، نشان دهیم که سنتهای الهی قطعی است:
کَم مِنْ فَئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فَئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ الله
نشان دهیم که:
وَ لَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الأدْبَارَ ثُمَّ لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا
اینها خودشان هم با هم، بعد از این حملهای که به شما میکنند، طبق سنت قطعی الهی از هم میپاشند. اولیشان را از دست دوستانشان، نصیرها و ناصرهاشان را از دست میدهند؛ بین خودشان هم یکدیگر را از دست میدهند.
اولاً، الان میبینیم که آمریکا به استیصال افتاده — طبق کلام رهبریمان که خودشان هم اظهار کردند. چند روز پیش خودشان اظهار کردند که همین ما اگر ادامه میدادیم، نمیتوانستند. یعنی این استیصال را نباید رها کنیم. وقتی طرف به استیصال میافتد، آنوقت موقع نفسدادن به او نیست، بلکه موقع نفسگیری از اوست.
تمامکردن کار، تمامکردن کاری است که الحمدلله ملت ما و نظامیان ما و دولت ما به خوبی آمدند. در دوران چهلروزه و انصافاً همه در حقیقت یکپارچه این صحنه را حفظ کردند و خوب جنگیدیم، خوب ایستادیم و خوب خدمت کردند. انشاءالله در ادامه آن ایام بزرگ بتوانیم باز هم با وحدتی بتوانیم آن نگاه الهی را از منظر روایت الهی ببینیم — نه فقط روایتهای زمینی.
چون یک روایت زمینی هم هست: اینکه ببینیم اینا ابرقدرتاند، اینا بالاخره قدرت دارند، سلطه دارند، امکانات دارند. این یک روایت زمینی است. ما داریم، اما محدودیم؛ اما خلاصه، تنهاییم. آنها با هم.
یک نگاه، این روایت زمینی است. اگر روایت زمینی ببینیم، باید بگوییم: «فعٌ کثیره» در مقابل «فعٌ کثیره»؛ گروه کثیر در مقابل گروه کثیر فقط میتواند مقابله کند. ما چون کمیم، نمیشود.
اما اگر ما باور به خدا داریم و خداباوریم و روایت الهی را در مسئله میبینیم، روایت الهی میگوید: کَم مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ، در حالی که ما الان قلیل هم نیستیم. محور مقاومت و همچنین همه مظلومان عالم، همه با ما هستند. قلوبشان اگر دولتهایی همراه ما نیستند، ملتهایشان همراه ما هستند. حتی در خود آمریکا، بسیاری از آنها از حمله ما به اقمار آمریکا و به اسرائیل خوشحال شدند. حتی در کشورهایی که ما مجبور شدیم بهخاطر پایگاههای آمریکا به آن پایگاهها حمله کنیم، مردم آن کشورها از این حمله خوشحال شدند. یعنی این چیزی است که قلوب مظلومان با ماست.
لذا قلیل نیستیم. اگر قلیلبودن را هم بخواهیم در نظر بگیریم، به لحاظ دولتهاست، نه به لحاظ ملتها. پس الان حتی اگر به روایت زمینی هم رجوع کنیم، قلیل هم نیستیم؛ چه رسد به اینکه وعده الهی است که اگر شما با این نگاه بروید، آنوقت قطعا غلبه و نابودی دشمن را به دنبال خواهد داشت.
تعبیر امام شهیدان ما این است که اگر شما حمله کنید، خدا وعده پیروزی قطعی را نداده است. ایشان این را ذیل این آیه فرمودند: وَ لَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الأدْبَارَ ثُمَّ لا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا.
ایشان چند بار فرمودند: اگر ما حمله کنیم، خدا ممکن است وظیفهمان هم حمله باشد، اما خدا وعده نصرت قطعی در آنجا و پیروزی قطعی را نداده. ما حمله کنیم به معنای اینکه ما ابتدا حمله کنیم؛ اما اگر دشمن حمله کرد و شما مقابلش ایستادید، قطعا پیروز میشوید؛ قطعا آنها عقبنشینی میکنند؛ قطعا تفرقه بینشان خواهد افتاد و از همپاشیدگی در درون به استیصال مبتلا میشوند.
این را باید بدانیم: وعده الهی است. سنتالله التی قد خلت من قبل؛ لَن تجد لِسُنَّةِ الله تبدیلاً. اصلا قابل تبدیل هم نیست، قابل عوضشدن هم نیست. شک نکنید.
این نگاهی است که رهبر جامعه بهعنوان یک رهبری الهی، با نگاهی که ممکن است مسئولین ما داشته باشند — نگاه زمینی. نگاه زمینی نگاه مطرود نیست، نگاه ردشده نیست، لزوماً نگاه منفی و بد نیست. نه، نگاه بد نیست؛ اما آغاز نگاه است، آغاز حرکت است. از اینجا، اما نگاه الهی مقصود و مطلوب است. ما باید به سمت مقصود و مطلوب برویم.
این نگاه، در حقیقت، ما در صحنهای هستیم که پشتوانه حمایت مردم را داشتیم. ما در صحنهای هستیم که پشتوانه نگاه الهی را داشتیم. ما در صحنهای هستیم که رهبری ما از منظر الهی به صحنه نگاه میکند. و اگر هرچقدر این باور شدیدتر باشد در بین مسئولین ما هم قویتر شود، قطعا این رشد برای آنها هم اتفاق میافتد.
ما دنبال این نیستیم که بگوییم فقط باید نگاه الهی باشد. نگاه الهی نگاه مطلوب است، رشد است، رسیدن به کمال است. چهلوهفت سال است که امام راحل ما، امام شهید ما، و الان رهبری عزیز ما دنبال این هستند که از فرصتها استفاده کنند؛ مردم را، مسئولین را، از مرتبه زمینی به آسمانی و روایت الهی بکشند؛ باورهای خدا در صحنهبودن را ببینند.
یعنی اگر تحلیل ما و محاسبات ما و دستگاه محاسبه ما به گونهای باشد که مثل کسی باشد که خدا هم در صحنهاش نیست، خب این جامعه ایمانی شکل نگرفته. ما بیاییم بر اساس محاسبات زمینی فقط — که چه امکاناتی داریم، چه امکاناتی او دارد، ما الان در کجا هستیم، او الان در کجا است — طبق این حوائجمان و خواستههایمان را شکل بدهیم.
با این نگاه، درست است که الحمدلله این مذاکرات ما که انجام شده، حقیقتاً مذاکرات تحقیرآمیزی نبوده. چون مذاکره گاهی از روی ضعف است؛ یعنی وقتی نمیتوانیم، دست به مذاکره میزنیم تا نجات پیدا کنیم و ذلتش را هم بپذیریم. اما گاهی مذاکره از روی قوت است. این مذاکره ما از روی قوت بود. این مذاکره ما مصداق وَ لَا تَحْنَثُوا و ادْعُوا إِلَی السَّلْمِ نبود که با ضعف رفته باشیم. آنها تقاضا کردند، آنها حاضر شدند، آنها در موقع ضعف، در اغلب شرایط ما را هم پذیرفتند.
اما پذیرفتن آنها با نگاه الهی است که میفرماید کسانی که نقض عهد میکنند، اینها همیشه ناقض عهدند. لذا یقین داریم که اینها نقض عهد میکنند؛ یقین داریم، شک نداریم، شک نداریم که نقض عهد میکنند. با این نگاه، مذاکره و تعهد با اینها باید حتماً بسیار محکم باشد بهطوری که جلوی نقض عهد آنها را بتواند بگیرد.
و اینها خودشان هم همین جور میکنند: مذاکره را میپذیرند، عهد را میپذیرند، اما در وقت اجرا شروع میکنند به نقض عهدهایی که اولاً کم باشند، بعد زیادش میکنند که نگذارند به نقضعهد کامل بکشد؛ ولی در عین حال اهدافشان هم و آن دادههایشان هم نسبت به طرف مقابل محقق نشود.
ببینید! این نگاه که اینها الان آمدهاند در این تفاهمنامهای که با ما نوشتند، انصافاً شرایط تفاهمنامه بسیاریاش مطلوب ما بوده و برای دولت مستکبری مثل آمریکا که اصلاً حاضر نبود جزئی و مرتبهای از اینها را بخواهد، اصلاً متکفل بشود، خیلی ناگوار است. لذا خودشان هم دارند میگویند.
اما ما یقین داریم که این دولت مستکبر اگر بخواهد به این تفاهمنامه عمل کند، این یعنی مستکبر تحقیر بشود، ذلیل بشود. و قطعا این کار را نخواهد کرد. لذا یقین داریم که اینها به این تفاهمنامه تا انتها پایبند نخواهند بود.
درست است که مسئولین ما هم تدارکاتی دیدند از این باب که قدمبهقدم باشد، گامبهگام باشد. اگر گام بعدی انجام نشد، گام قبلی انجام نشد، به گام بعدی نرسند. الان هم اولین بند این تفاهمنامه این بود که جریان پایان جنگ، هم ایران و هم لبنان و محور مقاومت را شامل بشود.
بله، و ما میبینیم بهعنوان مأموریتی که رهبر عزیز ما بر عهده ما گذاشته که امروز ملت ایران را بهعنوان ناظران این تفاهمنامه قرار داده. ما بهعنوان ناظران — که این مأموریتی است تکلیفی — امام ما بهعنوان اولین قدمی، تکلیف را به دوش ما گذاشته. ایشان فرمودند: «ما — یعنی ملت — ملت ما، ملت سرفراز، سرافراز ما — ناظران که این عهدنامهای را که آمریکا با مسئولین خدوم ما انجام داده، که این مسئولین منتخب مردمند، و تقاضا کردند که ما این معاهدهنامه را ما امضا میکنیم با اینها و خودمان هم متعهد میشویم که انجام بشود — که اگر انجام نشد، نتیجهاش این است که نقضش میکنیم و نقض در جایی است که آنها نقض کردند و ما هم نقض آنها را نقض میکنیم در مقابلش.»
خب، الان بنا بود از ساعات اول و از همان لحظه امضای تفاهمنامه، این آتشبس در همه جبههها و عقبنشینی دشمن از خطوطی که تصرف کرده بود در لبنان محقق بشود. در حالی که از پنجشنبهشبی که این امضا صورت گرفته، حرکات این دشمنخبیث و صهیونیستها به نحوی شدیدتر شده. در بعضی از جاها و با اینکه آتشبس را ذکر کردند، اما فقط در یک بیستوچهارساعت، نزدیک پنجاه شهید و حدود یکصد مجروح در لبنان مظلوم ما محقق شده. و قطعا نقض صریح این بند یک است.
حالا بندهای دیگر را هم الان آنها نقض میکنند. اما اگر این بند یک نقض شده، باید عکسالعمل مناسب نقض بند یک، یعنی عکسالعمل مناسب، شکل بگیرد. عکسالعمل مناسب راههایی دارد. خود مسئولین ما که عهد کردند، این را میدانند چه چیزهایی است. گاهی ممکن است زدن دشمن صهیونی باشد که بفهمد که او در حقیقت اینجور نیست که دستش باز باشد.
اگر بند یک انجام نشود، اگر بند یک انجام شود، بند دو و سه و بقیه هم انجام نمیشود. یعنی این نقض ادامه پیدا میکند. و اگر مسامحه بشود در اجرای بند یک، بگوییم هی کش بدهیم، فاصله زمانی هی کش پیدا کند، به نتیجه نرسد، خود این پچپیداکردن در بندهای بعدی — که گاهی خودش کشدار هم هست — کلا مسئله را بیاثر میکند.
در بند یک که فوری بوده، معلوم بوده، روشن است. زمان نمیخواهد. آتشبس لحظه است؛ یعنی معلوم میشود که آتش دیگر نباید باشد. و بعد عقبنشینی هم یک مراحل سادهای دارد که طولانی نیست. اما نه آتشبس شده، نه عقبنشینی صورت گرفته.
و ما بهعنوان مأموریتی که رهبر عزیز ما الان بر عهده ما گذاشته، بهعنوان ناظران، به دولت عزیزمون عرض میکنیم که بهعنوان ناظران، تکلیف ما نظارت است. تشخیص ما الان این است و مردم شریف ما — بنده که میدانستم میتوانند — در این برنامه همشان بهعنوان ناظران تکلیفشان این بود که بگویند: ما الان طلب میکنیم این نقضعهدی که شده، جبران شود. وظیفه ما نحوه جبران است.
خب، این را البته دیگر حالا امت مبعوث، یعنی اگر تا به حال مردم کنار بودند، الان مردم در صحنه هستند. همانطور که مردم در انتخابات در صحنهاند و رأیشان و گفتارشان حتماً مطلوب است و مورد نظر است. در لحظهلحظه، حالا رأی مردم مطلوب است. قبلاً ممکن بود از این انتخابات تا انتخابات بعدی، دیگر به نگاه مردم و مسئولین چی باشند؛ بگویند ما داریم کار انجام میدهیم، دیگر نگاه مردم برایشان خیلی مفید نباشد، مطلوب نباشد.
اما این بعثت مردم با تکلیفی که دارند و با این نگاهی که از این مرحله به بعد هست — که به نظر بنده انقلاب است. انقلاب در درون، نه در مقابل انقلاب قبلی. یعنی تحولی در انقلاب اسلامی است که این تحول از این به بعد، مردم را در صحنه مؤثرتر قرار میدهد، نقششان را. و همانطور که امام شهید ما میفرمودند: هرجا مردم پایشان باشد، در آنجا باز است و نقش به عهده بگیرند، حل مسئله قطعی است.
چنانچه در جریان فتنه هشتادوهشت — نه دی — که مردم آمدند، جمع شد، تمام شد. بعد از شش ماه، در حقیقت مشغولکردن مملکت به صورتهای مختلف، تمام شد. بعد از جریان یکهزار و چهارصد و یک، وقتی مردم به صحنه آمدند، تمام شد. وقتی در جریان یکهزار و چهارصد و چهارده، هجده و نوزده دی، مردم در بیستودو دی به صحنه آمدند، طومار آن تجزیهطلبها و آشوبگرایان تمام شد.
همچنین در جریانات مختلف کشور ما، هرجا پای مردم آمد، قدرت مردم در صحنه، امروز هم بعد از جنگ نه اسفند، حضور مردم — سحر آن روز تا شبها — مسئله را در مقابل تجزیهطلبها که میخواستند وارد کشور شوند، شورشیانی که از داخل میخواستند در کنار جنگ همه تجهیز شده بودند، آماده بودند که اینها از درون شروع کنند و خود آمریکا از بیرون و اسرائیل از بیرون بخواهند این کار را بکنند، تمام اینها خنثی شد. به برکت حضور مردم، یعنی نتوانستند دست به دست بدهند. این حلقههای مختلف کنار هم تا آن به قول خودشان تغییر رژیم را بخواهند محقق کنند، بلکه این حلقهها گسسته شد. بسیاریشان جرئت نکردند بیایند. حتی ما هزینهای در رابطه با تجزیهطلبی پرداخت نکردیم.
حضور مردم دفع کرد؛ نه رفت، یعنی بیاید بعد آدم مواجه بشود بهش، مثل جنگ که آمد، ما مواجه شدیم. رفع، دفع؛ یعنی اصلاً از اول نیامد، قدرت و جرئت پیدا نکرد. این حضور مردم بود.
اگر این حضور مردم در اینجا پسندیده است، این حضور مردم در ادامه هم پسندیده است. یعنی باید دولتمردان ما افتخار کنند که مردمی دارند، بیتفاوت نیستند، حساساند، در صحنهاند، مطالبهگری دارند. و این مطالبهگریشان پشتوانه حرکت آنهاست که در مقابل آمریکا میتوانند بگویند ما به پشتوانه مردم، از ما طلب میکنند: نقض بند شده، نقض بندها شده. و اگر ما اقدام نکنیم، مردم ما را هم عزل میکنند، مردم ما را هم کنار میگذارند.
پس اگر قرار است این تفاهمنامه جلو برود، باید نقضعهد پاسخ داده شود.
این نگاه حضور مردم و مأموریتی که رهبر عزیز ما به عهده ما گذاشته — تعبیری که کلام ایشان است، که خیلی کلام جالبی است — که اگر ما آن کلام را ببینیم، میفرمایند آخرین کلامشان اولش این است که:
«تفاهمنامه بین رئیسجمهور ایران و آمریکا.»
رئیسجمهور ایران، یعنی منتخب مردم. ما برای منتخبمان ارزش قائلیم، چون منتخب مردم است. لذا تعبیر «تفاهمنامه بین رئیسجمهور ایران» — بالاترین مقام اجرایی کشور — و مردم انتخابش کردند، و این خودش یک اهمیت است.
که بین رئیسجمهور و آمریکا امضا شد، در مسیر رسیدن به این امر. مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال. این استیصال را الان خودش با زبان خودش گفت که اگر ما دو-سه هفته بیشتر ادامه میدادیم، نابود میشد، تمام شریانها به هم میریخت، مشکلات زیادی غیرقابل...
یعنی الان ازارش این کلامی ایشان که از روی استیصال، یعنی دیگر به یکجایی رسیده بود که حرج بود برایشان، ناچار بودند. نه از روی اختیار، از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده کرد تا بتواند به تفاهمنامه برسد.
خب، ما نگاهمان... بعد میفهمیم.
بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم؛ یعنی نگاه الهی به صحنه که میکنند، نگاه به نقضعهدهای آمریکا که میکنند، نگاه به مردم که میکنند. ببینید! اینا هرکدام یک اثری دارد. نگاه به نقضعهد آمریکا نشان میدهد که با این فایده ندارد، این سر عهدنامهاش نمیماند. نگاه به مردم که میکند، میبیند مردم بالاتر از این تقاضاها از این مردمی که اینجور در صحنه هستند، امکانپذیر است. نگاه به شرایط و روایت الهی در صحنه که میکنیم، میبینیم نقش امروز ما نقش جهانی است. نقش برای یک کشور نیست. نقش فقط در این نیست که بین ما و آمریکا یک مشکلی پیش آمده. ما نقش جهانی به عهده داریم؛ سرکوب مستکبر که برای همه عالم خوب است. فرعون را ما اذَهَبَ لا فِرْعَوْنَ شدیم. خدا به ما این رسالت را داده که اذْهَبْ، فرعون که طغیان کرده و خودش هم آمده تو صحنه.
این نگاه رهبری نشان میدهد از جهات مختلف، مسئولیت ما عظیم است. هرچند ممکن باشد بگوید حالا اگر دولت خودش را در حد کشور ایران میبیند، رد نمیکند، میگوید آغاز کنیم، این را اما مأموریت ما یک مأموریت جهانی نیست. ما داریم فرعون را ساقط میخواهیم بکنیم، فرعون را میخواهیم تحقیر بکنیم. در اینجا ما داریم آزاد میکنیم همه را از بند این فرعونیت.
ببینید چقدر اینا زیبا میشود! ما نقشهای عظیمتری برای زمینهسازی ظهور به عهده داریم. ما سنن الهی را باور داریم، وعدههای خدا را باور داریم. علیالاصول این باورها، این سنتها، دیدن آمریکای ناقضالعهد که خدا میگوید با این هیچ پیمانی فایده ندارد، با نگاه به مردمی که اینجور در صحنه یکصد و... خلاصه، دوازدهسیزده روزه حاضر هستند، اینا خیلی نگاه عظیمی است. اینا خیلی اهمیت ایجاد میکند که دولت هم به پشتوانه این مردم، به پشتوانه این رهبری، به پشتوانه روایتها و سنتها و وعدههای الهی، میتوانست چیزی بالاتر از این را رقم بزند. چیزی مهمتر از این رقم بخورد.
اونم نه فقط در مفاهمه با آمریکا و تفاهمنامه با آمریکا، بلکه ما نباید به این مسئله برسیم که آمریکا به ما اجازه بدهد. بعضی کارها را ما باید افق نگاهمان در تفاهمنامههامون هم با نگاه جهانی باشد. لزومی ندارد همه بندها را با او ببندیم. او خودش را در بعضی از بندها موظف به انجام ببیند. البته ما بگوییم: اگر این بندها محقق شد، ما هم بهعنوان یک کشوری که از او اجازه نمیگیریم، «نه» ما هم میخواهیم کمک کنیم به حرکت جهانی.
