محراب
چاپ / ذخیره PDF

سفر باطنی محرم

نسخه چاپی متن از سایت محراب

سلام علیکم و رحمه‌الله.

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین و صلی الله و السلام علی محمد و آله الطاهرین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن دائم اعداءهم اجمعین الی یوم الدین.

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة، ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.

ان‌شاءالله از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم. صلواتی سرداری مرحمت کنید:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ان‌شاءالله شهیدان شفیعان ما باشند و امام شهیدان انقلاب اسلامی نیز از شفیعان ما باشند و ما خونخواه شهیدان باشیم و در این مسیر عاقبت ما ختم به شهادت شود.

صلوات دوم را بلندتر مرحمت کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

همه عشق و علاقه‌مان را به اهل‌بیت علیهم‌السلام، به‌خصوص حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، با صلوات بر محمد و آل محمد ابراز کنیم:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

ببخشید تأخیر شد. امشب بالاخره جایی گرفتار بودیم؛ البته نه اینکه بگوییم گرفتار، ولی شرایطی بود که نمی‌شد زودتر بلند شویم. از شما عذرخواهی می‌کنیم.

ان‌شاءالله خدای سبحان انتظار شما و حضور شما را در میدان، به‌عنوان عبادت محسوب کند و این حضور، عبادت باشد.

بحثی که دیشب آغاز کردیم، به عنوان پیشواز محرم و آماده شدن برای محرم بود. عرض کردیم که زمان‌ها منازل سلوک به سوی خدا هستند و هر زمانی اثر ویژه خودش را دارد. در میان زمان‌ها، بعضی از زمان‌ها ویژگی مخصوصی دارند و محرم یکی از آن ایام است.

به تعبیر بزرگان، دو وقت است که انسان به باطن عالم سرعت سیر پیدا می‌کند، زودتر بار می‌یابد و حجاب‌ها برطرف می‌شود:

یکی هنگام قرائت قرآن کریم و دیگری در مجالس امام حسین علیه‌السلام.

محرم ماهی است که انسان انس ویژه‌ای با مجالس حضرت پیدا می‌کند و این انس و عشق باعث می‌شود که بسیاری از افراد به کمالاتی که در ایام دیگر با سرعت کمتر به آن می‌رسیدند، در این ماه با سرعت بیشتری دست پیدا کنند.

نکته دیگر این بود که ورود به ماه محرم برای همه یکسان نیست. اگر کسی بخواهد به حج برود، چقدر پیش از آن خود را آماده می‌کند؟ اگر کسی بخواهد وارد ماه مبارک رمضان شود، چند روز زودتر خود را مهیا می‌سازد؟

ورود به ماه محرم و بهره‌گیری از حالات معنوی امام حسین علیه‌السلام، خونخواهی حضرت و شوق حرکت در این ماه نیز حتماً نیازمند مراقبه و آمادگی قبلی است.

لذا اذن ورود و آماده شدن برای ورود لازم است. همان‌طور که دیشب در محضر دوستان عرض شد، اذن ورود بسیار بلند و عظیم است. نه تنها مکان‌ها اذن ورود می‌خواهند، بلکه زمان‌ها نیز اذن ورود می‌طلبند.

این زمان، یعنی ماه محرم و به‌ویژه محرم به ضمیمه ماه صفر، ویژگی خاصی برای یک حرکت کاروانی دارد.

امشب عرض می‌کنیم که حقیقتاً محرم یک سفر و یک حرکت کاروانی است و مصداق تام این آیه شریفه:

«وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ».

اگر باور کنیم که انسان از خانه خود حرکت می‌کند، به تعبیر حضرت امام(ره)، این خانه تنها خانه ظاهری نیست. ممکن است من از قم به سمت مشهد یا کربلا حرکت کنم که یک سفر ظاهری است، اما سفر باطنی نیز وجود دارد.

امام راحل می‌فرمودند:

«و من یخرج من بیته» یعنی انسان از بیت نفس خویش، از منزل نقص خود، خارج شود و به سمت منزل کمال حرکت کند.

او می‌خواهد در این مسیر همراه امام باشد؛ همان‌گونه که امام حسین علیه‌السلام در یک حرکت کاروانی ظاهری و باطنی، این دو را با هم همراه کرد تا به مقصد رسید.

نکته دیگر این است که مجالس امام حسین علیه‌السلام، زیارت حضرات است؛ بلکه مرحوم شیخ جعفر شوشتری این نکته را بسیار زیبا بیان کرده‌اند. ما اصل این مطلب را باور داشتیم، اما این بیان، باور انسان را افزون می‌کند.

ایشان می‌فرمایند:

«مجالس امام حسین علیه‌السلام مانند زیارت زیر قبه حضرت است؛ نه فقط زیارت، بلکه زیارت زیر قبه.»

در این تعبیر دقت کنید. زیارت زیر قبه، قرب ویژه به حضرت را به همراه دارد و اجابت دعا در زیر قبه برای ما امری مشهور است.

بنابراین، خیمه‌های امام حسین علیه‌السلام و مجالس عزای آن حضرت، که ظاهراً زیارت از راه دور محسوب می‌شوند، با این نگاه تبدیل به زیارت نزدیک می‌شوند، نه زیارت دور.

همان‌گونه که عرض کردیم، درباره امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که شخصی مشاهده کرد در آن ازدحام عظیم حرم، گویا کنار هر زائری یک امام رضایی حضور دارد؛ یعنی وجود سِعی و گسترده حضرت به گونه‌ای است که به همه توجه دارد.

در مجالس حضرت نیز باید این حقیقت را باور کنیم.

البته آنچه عرض می‌کنم صرفاً یک مفهوم ذهنی نیست. اگر انسان این معارف را تمرین کند، امام‌شناسی او با همین حقایق رشد پیدا می‌کند. آنچه در معارف روایی و عرفانی درباره «وجود سِعی امام» مطرح می‌شود، همین حقایق است که ما تلاش می‌کنیم آن را به زبان ساده و مصداقی بیان کنیم.

اگر باور کنیم که امام در مجلس حضور دارد، حال انسان هنگام ورود به مجلس کاملاً متفاوت خواهد شد.

انسان وقتی می‌خواهد به مجلس امام حسین علیه‌السلام بیاید، اگر باور داشته باشد که به محضر امام می‌رود، حالش با زمانی که صرفاً برای حضور در یک مجلس می‌آید، بسیار متفاوت خواهد بود.

تا آنجا که انسان از لحظه ورود تا زمان بازگشت، احساس می‌کند در محضر حضرت بوده است.

هر شب و هر زمانی که به مجالس حضرات می‌آییم، باید با این باور بیاییم که به زیارت حضرات آمده‌ایم و آنان در مجلس حضور دارند.

اگر چنین باوری شکل بگیرد، مراقبت انسان نسبت به رفتار و حالات خود بسیار بیشتر خواهد شد.

یادم می‌آید یکی از اساتید بزرگ اخلاق، یک بار به من فرمود: «نیا.»

خیلی برایم سخت بود. ان‌شاءالله هیچ‌وقت انسان از محضر اولیای الهی رانده نشود؛ چون محروم شدن از دیدار بسیار سنگین است.

وقتی انسان از دیدار یک بزرگ محروم می‌شود، مدام با خود فکر می‌کند که چه کرده است که چنین اتفاقی افتاده است.

بعد از آن ماجرا، اشتیاق من بیشتر شد. مدت‌ها هر روز تا درِ خانه ایشان می‌رفتم، اما فقط همان‌جا استغفار می‌کردم و بازمی‌گشتم.

احساس می‌کردم از یک دیدار محروم شده‌ام.

این محرومیت، انسان را شیفته‌تر و مشتاق‌تر می‌کند.

حالا تصور کنید روزی پرده‌ها کنار برود و انسان بفهمد در تمام این مجالسی که شرکت می‌کرده، حضرت حضور داشته‌اند؛ با او ارتباط داشته‌اند، او را تحویل گرفته‌اند و نگاه ولایی حضرت شامل حال او بوده است.

آن وقت چه حسرتی خواهد خورد که چرا در مجلس بی‌ادبانه نشسته بود؟ چرا حواسش جای دیگری بود؟ چرا با بی‌میلی آمده بود؟ چرا با تمام وجود حضور پیدا نکرده بود؟

این‌ها را برای خودم عرض می‌کنم.

گاهی انسان در مجلس حاضر است، اما بخش عمده ذهن و دل او جای دیگری است.

اگر باور کنیم اکنون در محضر امام نشسته‌ایم، حال ما در این محضریت کاملاً متفاوت خواهد شد و بهره‌مندی ما نیز بیشتر می‌شود.

این بهره‌مندی صرفاً از سخنران یا مداح نیست؛ بلکه از حقیقت خود مجلس است.

البته اگر سخنران یا مداح نیز کلمه‌ای از معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام را به گوش ما برساند، آن هم فضیلتی دیگر است.

من یک باور دیگر نیز دارم و نسبت به آن برای خودم یقین دارم:

وقتی روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام را می‌خوانیم، در حقیقت به زیارت حضرات رفته‌ایم.

اگر از امام حسین علیه‌السلام یا امام صادق علیه‌السلام روایتی نقل می‌کنیم، در واقع با مرتبه علمی وجود آنان ارتباط برقرار کرده‌ایم.

حضرات با افراد فراوانی ارتباط داشتند، اما با شاگردان ویژه خود ارتباطی خاص داشتند.

کسی که روایات اهل‌بیت را زمزمه می‌کند، مطالعه می‌کند، در آن‌ها تدبر می‌کند و آن‌ها را به دیگران می‌رساند، حامل روایت می‌شود و این، نوعی ارتباط ویژه و زیارت ویژه است.

بنابراین، در مجالس حضرات باور کنیم که ارتباط با خود حضرات برقرار است و این ارتباط را غنیمت بشماریم.

اگر کسی با این باور در مجلس حاضر شود، به اندازه باور خود بهره‌مند خواهد شد.

وقتی از مجلس بازمی‌گردد، همان آثار و برکاتی که برای زیارت حضرات بیان شده، برای او نیز محقق خواهد شد.

در زیارت عاشورا می‌خوانیم:

«السلام علیک و علی الأرواح التی حلّت بفنائک.»

این تعبیر، درباره حضور در مجالس حضرت نیز صادق است.

همان‌گونه که مرحوم شیخ جعفر شوشتری فرمودند، هر مجلس امام حسین علیه‌السلام خیمه‌گاه حضرت و همچون زیر قبه ایشان است؛ بنابراین «حلّت بفنائک» درباره آن صدق می‌کند.

یکی دیگر از نکاتی که باید به آن توجه کنیم این است که در مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام، مؤمنان را ظهورات امام ببینیم؛ آینه‌هایی که امام را تجلی می‌دهند.

اگر این نگاه در ما شکل بگیرد، دریافت ما از حضور امام نیز محسوس‌تر خواهد شد.

من به دنبال آن هستم که نظام امامت و ولایت را وارد لحظه‌لحظه زندگی کنیم تا این ارتباط، زمینه فهم رابطه با خدا و انس با خدا را فراهم سازد.

یعنی رابطه با امام، نازله رابطه با خداست؛ رابطه انس با خداست. تجلی‌ای از «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ» است که خدای سبحان دارد و یکی از جلوه‌های آن مربوط به ولیّ الهی است که وجود سِعی دارد و همه‌جا حضور دارد.

اگر بتوانیم این حقیقت را ملموس بفهمیم و آن را تمرین کنیم، به تدریج به این نقطه نزدیک می‌شویم که از توحید ولایی به توحید الهی برسیم.

این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا تا انسان این حقیقت را ادراک نکند و آن را نیابد، به آن موطن نخواهد رسید.

لذا حضرات معصومین علیهم‌السلام تنها راه رسیدن به خدای سبحان هستند؛ نه اینکه راه نزدیک‌تر باشند یا یکی از راه‌ها باشند، بلکه تنها راه وصول‌اند.

اگر این نکته را بفهمیم، یک نگاه این خواهد بود که مجالس حضرات، حضور خود حضرات است و نگاه دیگر این است که وقتی به این مجالس می‌آییم، به‌ویژه شیعیان و محبان اهل‌بیت را ظهورات حضرات ببینیم.

اگر مؤمنان را جلوه‌های امام بدانیم، شرح صدر ما بیشتر می‌شود، خضوع ما بیشتر می‌شود و حضور ما در محضر حضرت عمیق‌تر خواهد شد.

هر یک از این مؤمنان، به اندازه ایمان خود، جلوه‌ای از امام را نشان می‌دهند؛ نه از جهت ضعف‌ها و کاستی‌هایشان، بلکه از جهت ایمانشان.

وقتی انسان کسی را این‌گونه ببیند، احساس می‌کند که او در حال نمایاندن امام خویش است.

فرض کنید شما به خانه امام رفت‌وآمد داشتید؛ آیا خادمان امام را نیز احترام نمی‌کردید؟

امروز نیز وقتی به حرم امام رضا علیه‌السلام یا امام حسین علیه‌السلام می‌رویم، خادمان حضرت را احترام می‌کنیم؛ چراکه آنان خدمتگزار خانه حضرت‌اند.

اگر در زمان حضور ائمه علیهم‌السلام نیز در خانه حضرت رفت‌وآمد داشتیم و کسانی را می‌دیدیم که برای خدمتگزاری حضرت انتخاب شده‌اند، آیا نمی‌گفتیم خوشا به حال آنان که دائماً در کنار حضرت هستند؟

در روایتی آمده است که تاجری از خراسان به محضر امام صادق علیه‌السلام رسید. چشمش به فردی افتاد که مسئول مرکب حضرت بود؛ همان کسی که مرکب امام را آماده می‌کرد و هر زمان حضرت قصد سفر یا خروج داشتند، ایشان را همراهی می‌کرد.

آن تاجر به او گفت:

من حاضرم همه اموال و دارایی خود را که همراهم است و حتی آنچه در خراسان دارم، به تو ببخشم؛ به شرط آنکه جایگاه خود را به من بدهی.

توجه کنید؛ او از شاگردان خاص امام نبود، از اهل علم نبود، از اصحاب ویژه نبود؛ تنها کسی بود که مرکب حضرت را تیمار می‌کرد.

اما آن تاجر همین مقدار قرب و ارتباط را آن‌قدر عظیم می‌دید که حاضر بود همه دارایی خود را در برابر آن بدهد.

این معرفت است؛ این باور، معرفت است.

اگر انسان با این نگاه به مؤمنان بنگرد، به کسانی که برای شنیدن کلام اهل‌بیت آمده‌اند، به کسانی که با عشق حضرت در مجلس حضور یافته‌اند، آن‌ها را آینه‌هایی خواهد دید که امام را جلوه می‌دهند.

در این صورت، انسان احساس می‌کند امشب در محضر حضرت بوده و حضرت را در جلوه‌های گوناگون مشاهده کرده است.

مثل آنکه صفات مختلف حضرت را دیده باشد یا روایات مختلف حضرت را شنیده باشد؛ زیرا هر مؤمن به اندازه ظرفیت خود، بخشی از حقیقت امام را منعکس می‌کند.

این نیز راه دیگری برای محسوس شدن ارتباط با حضرت است.

راه سوم این است که به ما فرموده‌اند قرآن و امام یک حقیقت واحد هستند و با یکدیگر اتحاد دارند.

تعبیری از حضرت آیت‌الله بهجت رحمه‌الله علیه نقل شده است که می‌فرمودند:

حدیث شریف ثقلین، سرّ تشیع است.

«إنی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتی...»

و در ادامه می‌فرماید:

«لن یفترقا حتی یردا علی الحوض.»

ایشان می‌فرمودند دقت کنید که روایت نفرموده «لا یفترقان»؛ بلکه فرموده است «لن یفترقا».

یعنی نه تنها جدا نیستند، بلکه امکان جدایی هم ندارند.

وقتی می‌فرماید «لن یفترقا»، یعنی هیچ‌گاه و به هیچ وجه امکان انفکاک میان قرآن و عترت وجود ندارد.

بنابراین، اگر کسی قرآن را بدون امام ببیند، در حقیقت قرآن را ندیده است؛ و اگر امام را بدون قرآن ببیند، امام را نیز نشناخته است.

آیت‌الله بهجت می‌فرمودند:

اگر زمانی امام ما در غیبت بود، خود اهل‌بیت علیهم‌السلام آدرس داده‌اند که کجا باید او را پیدا کنیم.

اگر باور کنیم قرآن و امام متحدند ـ همان‌گونه که روایات فراوان بر آن دلالت دارد ـ و اگر باور کنیم قرآن زنده است و با امام اتحاد دارد، آن‌گاه هر زمان به محضر قرآن می‌رویم، در حقیقت به محضر امام رفته‌ایم.

در این صورت، آیا غیبت برای انسان همان معنای سابق را خواهد داشت؟

قرآن زنده‌ای که با امام همراه است، راه ارتباط با امام را برای انسان باز می‌کند.

هرگاه انسان دلش برای امام تنگ شد، به سراغ قرآن برود.

هرگاه خواست با امامش سخن بگوید، به سراغ قرآن برود.

از این رو، شایسته است همان‌گونه که ماه رمضان را بهار قرآن می‌دانیم، در ماه محرم نیز به قرآن عنایت ویژه‌ای داشته باشیم؛ اما با این نگاه که می‌خواهیم امام زمان علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام را در قرآن ملاقات کنیم و صدای آنان را از خلال آیات الهی بشنویم.

این نیز راهی است که در روایات برای ارتباط با امام بیان شده است.

این سه راهی که عرض شد، راه‌هایی هستند که انسان می‌تواند در هر لحظه و در هر مکان با امام خود انس بگیرد و ارتباط برقرار کند.

آن حقیقتی که در معارف عرفانی و روایی ما از آن به «وجود سِعی امام» تعبیر می‌شود و از بلندترین معارف شیعه به شمار می‌آید، در واقع همین حقایق است که به زبان ساده بیان شد.

در کتاب‌های عرفانی و معارفی، این مطالب با اصطلاحات فراوان مطرح می‌شود، اما خلاصه و حقیقت آن همین است که عرض شد.

از یک سو، مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام محل حضور حضرات است.

از سوی دیگر، مؤمنان و محبان اهل‌بیت آینه‌های تجلی آنان هستند.

و از سوی سوم، قرآن کریم راه ارتباط دائمی با امام است.

اگر انسان این معارف را بفهمد و به آن‌ها عمل کند، کم‌کم برای او ملکه می‌شود.

صرف شنیدن کافی نیست؛ باید بر روی این حقایق کار کرد، تمرین کرد و در آن‌ها سرمایه‌گذاری نمود تا به تدریج در جان انسان بنشیند.

وقتی این معارف در وجود انسان تثبیت شد، دیگر احساس غیبت به آن معنایی که بسیاری تصور می‌کنند باقی نمی‌ماند.

غیبت برای کسانی است که تنها به دنبال بدن و حضور ظاهری هستند.

به همین مناسبت، صلواتی برای حضرت ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف بفرستید:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

حالا یک صلوات امام زمانیِ پسند بفرستید:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

یک صلوات عاشقانه هم بفرستید:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

این همه مطالبی که عرض شد، برای این است که وقتی انسان صلوات می‌فرستد، احساس کند دارد ارتباط برقرار می‌کند؛ احساس کند سیم اتصال وصل شده است.

صلوات، سیم ارتباط است.

در زیارت جامعه می‌خوانیم:

«طاب خلقنا و طهرت أنفسنا و زکتنا...»

حالا یک صلوات عاشقانه دیگر:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

این نکته آخر را نیز عرض کنم که برای محسوس و ملموس شدن ارتباط با امام زمان علیه‌السلام، این سه راه بسیار راهگشاست:

اول اینکه مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام را زیارت حضرات بدانیم.

دوم اینکه مؤمنان را آینه‌ها و ظهورات حضرات ببینیم.

سوم اینکه قرآن کریم را همراه و متحد با امام بدانیم و از طریق قرآن با امام خود ارتباط برقرار کنیم.

اگر این سه راه را جدی بگیریم، کم‌کم انس با امام برای ما ملموس‌تر خواهد شد.

خدای سبحان این شب‌های طولانی را که ما برای شما زحمت ایجاد کردیم ـ گاهی تأخیر داشتیم، گاهی سخن طولانی شد، گاهی شاید تند صحبت کردیم و گاهی صدای ما بلند شد ـ از ما و شما قبول فرماید.

شما نیز از حق خود بگذرید.

ان‌شاءالله خدای سبحان به همه ما برکت عطا کند و این حضورها را مورد قبول خود قرار دهد.

ان‌شاءالله این حضورها استمرار داشته باشد و روز به روز با برکت‌تر شود.

ان‌شاءالله خدای سبحان این جلسات را مقبول خود و مقبول ولیّ خود قرار دهد.

ان‌شاءالله ما را برای خونخواهی امام شهیدمان و سیدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام آماده گرداند.

ان‌شاءالله این مجالس، ما را با اماممان آشناتر کند.

ان‌شاءالله خدای سبحان حقیقت رضایت خود را در این مجالس نصیب ما بگرداند.

ان‌شاءالله این حضورهای شبانه را وسیله قرب قرار دهد؛ چنان‌که فرمود:

«وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ»

و این ارتباط با امام در این شب‌ها مورد پسند حضرت قرار گیرد.

حالا در ادامه، چند دعا خواهیم داشت.

اگر دوستان صلواتی مرحمت کنند و سؤالی داشته باشند، چند دقیقه در خدمتشان هستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.