روضه نهم؛ چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
">
روضه نهم؛ چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
خواستم به جاده ی وصل تو رو کنم
غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی
رسوایی گدای تو از حد گذشته است
عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی
از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
یه ذره با آقا راحتتر حرف بزن
از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
دیدی دلم به راه دگر شد نیامدی
خسرانزده کسیست که از یار غافل است
بیتو دعا بدون اثر شد نیامدی
حالا آقات میخوای صدا بزنی به یه بهانهای که خودش به ما یاد داده، آقا را بکشونیم بیاریم تو مجلس جدش؛ یابن الحسن… یابن الحسن…
توی این شبها به حال خستهمون بیا دعا کن
تو رو خدا برا دل شکستهمون دعا کن
ببین گناه بال و پر پروازمون بسته
تو رو خدا برای بال بستهمون دعا کن
تو رو به خجلت ابوالفضل
تو رو به حسرت ابوالفضل
به مشک پاره ابوالفضل
بیا، بیا…
السلام علی العباس ابن امیرالمؤمنین، المواسی اخاه بنفسه، الفادی له الواقی، الساعی الیه بمائه…
سلام امام زمان به عمو جانشان؛ فرمود سلام بر اون آقایی که خیلی تلاش کرد آب بیاره برای خیمه، حتی دستاشو قطع کردند اما نتونست آب رو به خیمه برسونه…
دامنکشان رفتی دلم زیر و رو شد
حسین داره میگه
دامنکشان رفتی دلم زیر و رو شد…
روضه خون شو
(یا صاحب الزمان)
چشم حرامی با حرم رو به رو شد
بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم
آب به خیمه نرسید فدای سرت
حسین قامتش خمید فدای سرت
یا ابوالفضل ابوالفضل، ابوالفضل، ابوالفضل…
تو که دستت سالمه نشون بده که به آقا اومدی که آقا ازت دستگیری کنه… یا ابوالفضل.
قدیمیها اینجوری روضه میخوندند، میگفتن دیدن ابیعبدالله خم شده یه چیزی رو میبوسه، گفتن حتماً پاره قرآن پیدا کرده، اما دیدن دست بریده عباس…
ای حسین
