محراب
چاپ / ذخیره PDF

ره توشه، دهم محرم، رابطه نماز و روحيه مقاومت در سنگر عاشورا

نسخه چاپی متن از سایت محراب

رابطه نماز و روحيه مقاومت در سنگر عاشورا
حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌محمدهادی حسینی‌نژاد*
اشاره
این نوشتار با هدف تبیین رابطه ساختاری میان مراحل نماز و روحیه مقاومت در واقعه عاشورا، بر اساس روایت مفصلی از امام صادق تدوین شده است. این روایت، نماز را به مراحل انقطاع از خلق، تکبیر و تعظیم الهی، تلذذ به قرائت قرآن، تواضع در رکوع و ذلت در سجود تقسیم می‌کند. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه هر کدام از این مراحل، مؤلفه‌ای از روحیه مقاومت را در انسان پرورش می‌دهد؟ روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار با تطبیق مفاهیم روایت بر شواهد تاریخی عاشوراست. یافته‌ها این موارد را نشان می‌دهد: اول: انقطاع از خلق در نماز، زمینه‌ساز توکل و استقامت در برابر همه قدرت‌های ظاهری می‌شود؛ دوم: تکبیر و برائت از شرک، روحیه ظلم‌ستیزی و نهی از منکر را تقویت می‌کند؛ سوم: تلذذ به کلام الهی، بصیرت و شناخت حق را افزایش می‌دهد؛ چهارم: تواضع در رکوع و سجود، انسان را برای ایثار و شهادت در راه حق آماده می‌کند. نتیجۀ‌نوشتار این است که نماز در این روایت، یک «دوره آموزشی فشرده» برای پرورش رزمنده عاشورایی است و عاشورا، تجلی عملی این آموزش‌ها در میدان نبرد حق علیه باطل به شمار می‌آید.
مقدمه
از دیرباز اندیشمندان اسلامی به رابطۀ نماز و مقاومت توجه ویژه‌ای داشته‌اند. نماز در جایگاه ستون دین نه‌تنها عبادتی فردی، بلکه عاملی برای شکل‌گیری هویت اجتماعی و سیاسی مسلمانان است. واقعۀ عاشورا به‌مثابۀ اوج مقاومت در برابر ظلم، پیوند عمیقی با نماز دارد؛ از اذان ظهر عاشورا و نماز امام حسین در میدان جنگ گرفته تا تأکید ایشان بر اقامه نماز در برابر دشمن. با این حال، کمتر پژوهشی به تحلیل ساختاری این رابطه بر اساس یک روایت جامع پرداخته است. روایت امام صادق در بحار الانوار که مراحل مختلف نماز را با پاداش‌های الهی همراه می‌کند، فرصتی بی‌نظیر برای این تحلیل فراهم می‌آورد. این روایت، نماز را چونان فرایندی از «انقطاع»، «تکبیر»، «تلذذ»، «تواضع» و «ذلت» در برابر حق توصیف می‌کند که هر کدام می‌تواند به مؤلفه‌ای از روحیه مقاومت تبدیل شود. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه مراحل نماز (بر اساس این روایت) روحیه مقاومت را در انسان پرورش می‌دهد و این روحیه در واقعه عاشورا چگونه تجلی یافته است؟ فرضیۀ پژوهش این است که هر مرحله از نماز، یکی از ابعاد روحیه مقاومت (توکل، ظلم‌ستیزی، بصیرت، ایثار و شهادت‌طلبی) را تقویت می‌کند و عاشورا نمونۀ عینی این تأثیرگذاری است. 
بخش اول: توجه بندۀ نمازگزار برای اقامه نماز 
امام صادق در بخش نخست روایت می‌فرماید: «إِذَا تَوَجَّهَ إِلَى مُصَلَّاهُ لِيُصَلِّيَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ: يَا مَلَائِكَتِي أَمَا تَرَوْنَ هَذَا عَبْدِي كَيْفَ قَدِ انْقَطَعَ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ إِلَيَّ، وَ أَمَّلَ رَحْمَتِي وَ جُودِي وَ رَأْفَتِي؟ أُشْهِدُكُمْ أَنِّي أَخْتَصُّهُ بِرَحْمَتِي وَ كَرَامَاتِي:  هنگامی که [نمازگزار] به سوی جایگاه نمازش روی می‌آورد تا نماز بگذارد، خدای عزّ‌و‌جلّ به فرشتگان خود می‌فرماید: ای فرشتگان من، آیا نمی‌بینید این بنده‌ام را که چگونه از تمامی خلق به سوی من بریده و به رحمت و بخشش و مهربانی‌ام امید بسته است؟ شما را گواه می‌گیرم که من او را به رحمت و کرامت‌های خود اختصاص می‌دهم». این بخش از سخن امام صادق دارای سه مؤلفۀ کلیدی برای تبیین رابطه نماز و روحیه مقاومت در سنگر عاشوراست:
۱. قطع از تمامی خلق (انقطاع الی الله)
اولین ویژگی «قَدِ انْقَطَعَ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ إِلَيَّ» است؛ یعنی انسان نمازگزار از تمامی خلق می‌برد و تنها به خدا دل می‌بندد. این انقطاع به معنای گسستن تعلقات دنیوی و وابستگی‌های مادی است که در فرهنگ عاشورا نیز به‌مثابۀ شرط لازم برای حضور در میدان جهاد و شهادت مطرح است. همۀ اصحاب امام از همه دنیا دل بریدند و تنها به خداوند امید بستند و با شوق ملاقات خدا، عاشقانه به استقبال مرگ شتافتند.  
۲. امید به رحمت، جود و رأفت الهی
دومین ویژگی «أَمَّلَ رَحْمَتِي وَ جُودِي وَ رَأْفَتِي» است؛ یعنی بندۀ نمازگزار امیدش به رحمت، بخشش و مهربانی خداست. این امید ریشه در توحید افعالی دارد که در فرهنگ عاشورا، یاران امام حسین با وجود سختی‌های طاقت‌فرسا، امید خود را به رحمت الهی از دست ندادند. قرآن کریم نیز ناامیدی را از اوصاف کافران برمی‌شمارد: «إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»؛  یعنی تنها گروه کافران از رحمت خدا ناامید می‌شوند. این آیه بر استمرار امید به رحمت الهی حتی در سخت‌ترین شرایط تأکید دارد.
۳. اختصاص به رحمت و کرامت‌های الهی
سومین ویژگی «أُشْهِدُكُمْ أَنِّي أَخْتَصُّهُ بِرَحْمَتِي وَ كَرَامَاتِي» است؛ یعنی خداوند بنده نمازگزار را به رحمت و کرامت‌های خود مخصوص می‌گرداند. اختصاص به رحمت به معنای پاداش انقطاع از خلق و امید به خداست. در عاشورا، این اختصاص به رحمت در شهادت و دریافت مقام «سید‌الشهدا» برای امام حسین و یارانش تجلی یافت که بالاترین کرامت الهی است.
بنابراین می‌توان گفت روحیه مقاومت در سنگر عاشورا، ریشه در انقطاع از تعلقات دنیوی و امیدواری به رحمت الهی دارد. شهیدان کربلا، رحمت و محبت الهی را با همه وجود خود درک کردند؛ به همین دلیل حاضر نشدند لحظه‌ای از امام خود جدا شوند. امام سجاد در مناجات محبین فرمود: «إِلهِى مَنْ ذَا الَّذِى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً:  معبودم، کیست آن‌که شیرینی محبّتت را چشید پس به ‌جای تو دیگری را برگزید؟»
بخش دوم: تکبیر و برائت از شرک (روحیۀ ظلم‌ستیزی) 
امام صادق در ادامۀ روایت به اهمیت ذکر «الله اکبر» در نماز و پاداش‌های عظیم آن اشاره می‌فرماید. درواقع وقتی نمازگزار می‌گوید الله اکبر، خداوند متعال به فرشتگان می‌فرماید: 
أُشْهِدُكُمْ يَا مَلَائِكَتِي أَنِّي سَأُكَبِّرُهُ وَ أُعَظِّمُهُ فِي دَارِ جَلَالِي، وَ أُبْرِئُهُ مِنْ آثَامِهِ وَ ذُنُوبِهِ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ وَ نِيرَانِهَا، وَ أَغْفِرُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ، وَ أُبْدِلُ سَيِّئَاتِهِ حَسَنَاتٍ، وَ أَجْعَلُهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ:  شما را گواه می‌گیرم ای فرشتگان من، که من نیز او را در سرای جلال خود بزرگ و دارای عظمت خواهم کرد، و او را از گناهان و خطاهایش، از عذاب جهنم و آتش‌هایش پاک و رها می‌گردانم، و آنچه از گناهان گذشته و آینده اوست می‌آمرزم، و بدی‌هایش را به خوبی‌ها تبدیل می‌کنم، و او را از اهل بهشت و نعمت پایدار قرار می‌دهم.
در این روایت، چهار نتیجه و پاداش مشخص برای گفتن ذکر «الله اکبر» ذکر شده است: 
نخست: تکبیر و تعظیم بنده در سرای جلال الهی؛ 
دوم: پاکی و رهایی از عذاب جهنم؛ 
سوم: آمرزش تمام گناهان (گذشته و آینده)؛ 
چهارم: تبدیل بدی‌ها به خوبی‌ها و در‌نهایت، ورود به بهشت جاودان. 
این نتایج چهارگانه، نشان‌دهندۀ جایگاه والای ذکر «الله اکبر» است. یک مصداق عینی و تاریخی از تحقق این وعده‌های الهی را می‌توان در واقعه عاشورا و در شخصیت سعید بن عبدالله حنفی شهید نماز مشاهده کرد. وی از یاران وفادار امام حسین در روز عاشورا بود. به گزارش مقتل‌نویسان، ظهر عاشورا هنگامی که امام حسین نماز خوف به جا آورد، سعید بن عبدالله و زهیر بن قین بجلی مقابل حضرت ایستادند و با صورت، سینه، پهلو و دست از اصابت تیرها به امام جلوگیری کردند.  در این صحنه، سعید بن عبدالله با عمل ایثارگرانۀ خود، «الله اکبر» را نه‌تنها بر زبان، بلکه در میدان عمل جاری کرد و با بدن خود سپر بلای امام شد. او با این عمل نشان داد که خدا و امام را از جان خود بزرگ‌تر می‌داند و حاضر است برای حفظ جان امام از هیچ فداکاری دریغ نکند. سعید بن عبدلله حنفی در لحظات پایانی به امام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، آیا به پیمانم عمل کردم؟ امام فرمود: «نَعم انتَ اَمامی فی الجنه:  آری، تو در پیشاپیش من به بهشت می‌روی». رفتن به بهشت نشانۀ آن است که خداوند چهار پاداش پیش‌گفته را به او عنایت فرموده است. 
نکتۀ مهم دیگر آن است که وقتی مؤمن با اعتقاد کامل، ذکر شریف «الله اکبر» را بر زبان و قلب خود جاری می‌کند، در‌واقع او خدا را بالاتر و بزرگ‌تر از هر چیزی می‌داند و سایر امور نزد او ناچیز و بی‌مقدار خواهند بود. امیرالمؤمنین علی در خطبۀ متقین در توصیف مؤمنان می‌فرماید: «عَظُمَ الخالِقُ فی اَنفُسِهِم فَصَغُرَ ما دُونَهُ فی اَعیُنِهِم:  خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک‌مقدارند».
خدا در نزد متقین بزرگ است؛ از‌این‌رو هر آنچه غیرخداست، ناچیز و کوچک به شمار می‌آید. امروز نیز مردم غیور و شجاع ایران به تبع از شهیدان کربلا، با اتکا به خدای سبحان و با اعتقاد به بزرگی و عظمت او، همۀ مستکبران و امکانات مادی و نظامی آنها را در برابر وجود و اراده حق‌تعالی ناچیز و بی‌اهمیت می‌شمارند؛ ازاین‌رو شجاعانه در مقابل تهاجم وحشیانه آنها مقاومت و دفاع می‌کنند و پیروز میدان هستند. 
بخش سوم: تلذذ به قرائت آیات الهی
امام صادق در فراز دیگر می‌فرماید:
فَإِذَا قَالَ: "بِسْمِ اَللّٰه اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ" فَقَرَأَ فَاتِحَةَ اَلْكِتَابِ وَ سُورَةً، قَالَ اَللَّهُ تَعَالَی‌ لِمَلاَئِكَتِهِ: أَمَا تَرَوْنَ عَبْدِي هَذَا كَيْفَ تَلَذَّذَ بِقِرَاءَةِ كَلاَمِي أُشْهِدُكُمْ [يَا] مَلاَئِكَتِي لَأَقُولَنَّ لَهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ: اِقْرَأْ فِي جِنَانِي، وَ ارْقَ دَرَجَاتِهَا فَلاَ يَزَالُ يَقْرَأُ وَ يَرْقَی‌ دَرَجَةً بِعَدَدِ كُلِّ حَرْفٍ ...:  وقتی که بندۀ نمازگزار وارد بحث قرائت نماز و خواندن سوره مبارکه حمد و سوره می‌شود، خداوند به ملائکه می‌فرماید: ببینید که چگونه بنده من با قرائت کلام من غرق در لذت می‌شود. شما را گواه می‌گیرم ای فرشتگان من که روز قیامت به او می‌گویم که در بهشت قرآن بخوان و بالا برو. و به همین شکل او قرآن می‌خواند و به درجات بالای بهشت سیر می‌کند ... .
این فراز از روایت نشان‌دهندۀ اهمیت قرائت قرآن و انس با آن است. انس با قرآن موجب شناخت و بصیرت در دین می‌شود که نتیجۀ آن نیل به درجات بی‌نهایت بهشت در قیامت است. از فایده‌های بصیرت در دین، صلابت و استواری در دفاع از دین است که در شهیدان کربلا به‌ویژه در قمر بنی‌هاشم به‌خوبی نمایان شد. 
در حادثه عاشورا، لشکر دشمن قصد داشت غروب تاسوعا به خیمه‌های اهل‌بیت حمله و کار را از نگاه خود تمام کند؛ اما امام حسین به برادرش حضرت ابو‌الفضل فرمود: «فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَى الْغُدْوَةِ وَ تَدْفَعَهُمْ‏ عَنَّا الْعَشِيَّةَ لَعَلَّنَا نُصَلِّي لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي قَدْ أُحِبُ‏ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ كِتَابِهِ وَ الدُّعَاءَ وَ الِاسْتِغْفَار:  اگر می‌توانی تا فردا را از آنها مهلت بگیر و آنها را امشب از ما دفع نما که ما امشب برای پروردگارمان نماز بگزاریم و او را بخوانیم و از او طلب آمرزش نماییم؛ زیرا خدای تعالی می‌داند که من همیشه نماز، تلاوت قرآن، دعای بسیار و استغفار را دوست می‌دارم».
هیچ صحنه‌ای در تاریخ اسلام، تجلی این حقیقت را به روشنی واقعۀ عاشورا و جان‌فشانی یاران امام حسین نشان نداده است. آنان که در شب عاشورا به مناجات با خدا و قرائت قرآن و دعا پرداختند و در ظهر عاشورا و در اوج بحران، نماز را بر هر چیزی مقدم داشتند و با قرائت قرآن، دل‌های خود را به منبع وحی پیوند زدند، به مقاماتی دست یافتند که قرآن کریم از آنان در جایگاه «صِدِّیقین»، «شُهَدا» و «صالحین» یاد کرده است: «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا؛  و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، [در روز رستاخیز] همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده است؛ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آنها رفیق‌های خوبی هستند».
در میان شهیدان والامقام کربلا، حضرت عباس بن علی در جایگاه اسوه‌ای کامل از این تربیت قرآنی، مصداق بارز آیه شریفه «مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» است. زیارت‌نامه مخصوص حضرت عباس به نقل از امام صادق با این عبارات آغاز می‌شود: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطیعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ وَ سَلَّمَ: سلام بر تو ای بنده شایسته، فرمانبردار خدا و رسولش و امیرمؤمنان و حسن و حسین».  این عبارت اشارۀ مستقیمی به آیۀ ۶۹ سورۀ «نساء» دارد. حضرت عباس در این زیارت‌نامه با چند عنوان معرفی شده است که هر کدام با یکی از گروه‌های ذکر‌شده در آیه مطابقت دارد: ۱. «العبد الصالح: بندۀ شایسته» با گروه «صالحان»؛ ۲. «المُطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین: فرمانبردار خدا و رسول و امامان» مصداق «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ»؛ در آیه است. ۳. «الصِّدِّیق: بسیار راست‌گو» که در زیارت روز عید فطر و قربان با عنوان «الصِّدِّیقُ الْمُواسِی» (صدیق فداکار) خطاب شده است، با گروه «صِدِّیقین» مطابقت دارد.  
بخش چهارم: تواضع در رکوع و سجود (روحیه ایثار و شهادت)
فراز دیگر روایت امام صادق به حالات نمازگزار در رکوع و سجده اشاره دارد. این فراز آشکارکنندۀ ارتباط عمیق میان نماز و روحیه مقاومت در قالب تواضع در برابر خداوند و ایستادگی در برابر دشمنان است. امام صادق می‌فرمایند: 
فَإِذَا رَكَعَ قَالَ اَللَّهُ لِمَلاَئِكَتِهِ: يَا مَلاَئِكَتِي أَمَا تَرَوْنَهُ كَيْفَ تَوَاضَعَ لِجَلاَلِ عَظَمَتِي أُشْهِدُكُمْ لَأُعَظِّمَنَّهُ فِي دَارِ كِبْرِيَائِي وَ جَلاَلِي. إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ اَلرُّكُوعِ، قَالَ اَللَّهُ تَعَالَی: أَ مَا تَرَوْنَهُ يَا مَلاَئِكَتِي كَيْفَ يَقُولُ: أَتَرَفَّعُ عَلَی أَعْدَائِكَ كَمَا أَتَوَاضَعُ لِأَوْلِيَائِكَ، وَ أَنْتَصِبُ لِخِدْمَتِكَ أُشْهِدُكُمْ يَا مَلاَئِكَتِي لَأَجْعَلَنَّ جَمِيلَ اَلْعَاقِبَةِ لَهُ، وَ لَأُصَيِّرَنَّهُ إِلَی جِنَانِي. فَإِذَا سَجَدَ قَالَ اَللَّهُ [تَعَالَی لِمَلاَئِكَتِهِ]: يَا مَلاَئِكَتِي أَ مَا تَرَوْنَهُ كَيْفَ تَوَاضَعَ بَعْدَ اِرْتِفَاعِهِ وَ قَالَ: إِنِّي وَ إِنْ كُنْتُ جَلِيلاً مَكِيناً فِي دُنْيَاكَ، فَأَنَا ذَلِيلٌ عِنْدَ اَلْحَقِّ إِذَا ظَهَرَ لِي سَوْفَ أَرْفَعُهُ بِالْحَقِّ وَ أَدْفَعُ بِهِ اَلْبَاطِلَ:  نمازگزار در رکوع خود در برابر جلال عظمت الهی تواضع می‌کند؛ همین امر موجب می‌شود خدا او بزرگ بشمارد و هنگامی که [نمازگزار] سر خود را از رکوع برمی‌دارد، خدای متعال می‌فرماید ای فرشتگان من، آیا نمی‌بینید که چگونه می‌گوید: در برابر دشمنان تو سرافرازم، همچنان‌که در برابر اولیای تو فروتنم و برای خدمت به تو برمی‌خیزم. شما را گواه می‌گیرم ای فرشتگان من که فرجام نیکو را برای او قرار دهم و او را به بهشت‌هایم وارد سازم. پس هنگامی که سجده می‌کند، خدای متعال به فرشتگانش می‌فرماید: ای فرشتگان من، آیا نمی‌بینید که چگونه پس از سرافرازی، فروتنی کرد و گفت: من هرچند در دنیای تو بزرگ و با‌مکنت باشم، اما در برابر حق، وقتی برایم آشکار شود، خوارم. به‌زودی او را به حق بلندمرتبه می‌سازم و به وسیله او باطل را دفع می‌کنم.
این بخش از روایت، تصویری کامل از یک انسان مؤمنِ مقاوم را ترسیم می‌کند که نماز او نه یک عمل ظاهری، بلکه تجلی روحیه و شخصیت اوست. نمازگزار در اینجا پس از رکوع، با سربلندی از خم‌شدن، اعلام می‌کند که عزت و سرافرازی خود را فقط در برابر دشمنان خدا حفظ می‌کند؛ در‌حالی‌که در برابر اولیای الهی و در پیشگاه خداوند متواضع است. این توازن میان عزت در برابر دشمن و تواضع در برابر حق، جوهرۀ روحیه مقاومت است. سپس در سجده، اوج تواضع را نشان می‌دهد و اذعان می‌کند که هر‌قدر هم در دنیا جایگاه والایی داشته باشد، در برابر حقیقت و فرمان الهی سر تعظیم فرود می‌آورد. خداوند نیز در پاسخ به این حالات، وعده می‌دهد که او را به حق رفعت بخشد و به وسیله او باطل را دفع کند؛ یعنی نماز زمینه‌ساز عزت واقعی و توانایی برای مبارزه با باطل است.
این حقیقت که نماز می‌تواند روحیه مقاومت را در اوج بحران شکل دهد و تقویت کند، در واقعه عاشورا به‌زیبایی تجلی یافت. در روز عاشورا هنگامی که یاران امام حسین در محاصره انبوه دشمن بودند و تیرها از هر‌سو به سوی ‌آنان پرتاب می‌شد، ابوثمامه صاعدی یکی از یاران باوفای امام، به ایشان عرض کرد: «لا وَ اللّهِ لا تُقْتَلُ حَتَّى أُقْتَلَ بَیْنَ یَدَیْکَ إِنْ شاءَ اللّهُ، وَ لکِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَلْقَى اللّهَ رَبِّی وَ قَدْ صَلَّیْتُ هذِهِ الصَّلاةَ الَّذِی قَدْ حَضَرَ وَقْتُها: ای اباعبدالله، جانم به فدایت، به خدا سوگند، شما کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش رویتان به قتل برسم إن‌شاء‌الله؛ اما دوست دارم پروردگارم را ملاقات کنم در‌حالی‌که این نمازی را که وقتش نزدیک شده خوانده باشم». امام حسین در پاسخ فرمود: «ذَکَرْتَ الصَّلاةَ جَعَلَکَ اللّهُ مِنَ الْمُصَلِّینَ الذَّاکِرِینَ، نَعَمْ هذا أَوَّلُ وَقْتِها:  نماز را یاد کردی، خدا تو را از نمازگزاران و یادکنندگان قرار دهد. آری، این اول وقت نماز است».
این واقعه تاریخی نشان می‌دهد که یاران امام حسین تا چه اندازه به نماز اهمیت می‌دادند. ابوثمامه صاعدی در آستانه شهادت و در بحبوحه نبرد، نماز را نه به‌مثابۀ یک تکلیف خشک، بلکه چونان فرصتی برای ارتباط با معبود و رسیدن به کمال روحی می‌دید. او می‌خواست قبل از ملاقات با خدا، با نماز خود را آماده این دیدار کند. این روحیه، مصداق کامل همان تواضع در برابر حق و سرافرازی در برابر دشمن است که در روایت امام صادق توصیف شد. او با نماز، خود را برای نبرد نهایی و شهادت آماده می‌کرد و این نماز بود که به او روحیه مقاومت و ایثار می‌بخشید.
این روایت ادامه دارد و ما در این نوشتار تنها به بخش‌هایی از آن اشاره کرده‌ایم که مرتبط با روحیۀ مقاومت در سنگر عاشوراست.
کتاب‌نامه
1.    ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل في التاريخ، ج ۴، بیروت: دار‌صادر، ۱۳۸۵ ق.
2.    ابن‌طاووس، علی بن موسی، اللهوف على قتلى الطفوف، ترجمۀ محمدباقر بهبودی، تهران: اسوه، ۱۳۸۹ ش.
3.    ابن‌قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة نشر اسلامی، ۱۳۷۵ ش.
4.    حسن بن علی امام یازدهم، التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی، قم: مدرسة الإمام المهدی، ۱۴۲۶ ق.
5.    خوارزمی، موفق بن احمد اخطب، وقعة الطف، ج ۱، قم: مکتبة المفید، ۱۳۶۷ ش.
6.    طبری، محمد بن جریر، تاريخ الطبري، ج ۵، بیروت: دار‌التراث، ۱۳۸۷ ق.
7.    قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ج ۱، قم: اسوه، ۱۳۸۴ ش.
8.    کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق: محمدحسین درایتی، قم: دارالحدیث، ۱۴۲۹ ق.
9.    مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی، ۱۳۶۳ ق.
10.    نورى، حسين بن محمد‌تقى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسة آل‌البيت، 1408 ق.