ره توشه، دهم محرم، ولایتپذیری حضرت عباسعلیهالسلام؛ الگوی تبعیت از رهبری الهی
">
ره توشه، دهم محرم، ولایتپذیری حضرت عباسعلیهالسلام؛ الگوی تبعیت از رهبری الهی
ولایتپذیری حضرت عباسعلیهالسلام؛ الگوی تبعیت از رهبری الهی
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین افشاری کرمانی*
اشاره
«رهبری» در هر نظام اجتماعی، یکی از ارکان اساسی در حفظ انسجام، هدایت و پیشرفت آن جامعه به شمار میآید. این مسئله در جوامع دینی از سطح مدیریت اجتماعی فراتر میرود و به حوزۀ هدایت معنوی و سعادت اخروی انسانها نیز تسری مییابد. این جایگاه در اسلام بر عهده پیامبر اکرم و پس از ایشان به موجب نصوص دینی، به ائمه معصومان واگذار شده است. آنچه در این موضوع اهمیت اساسی دارد، نهتنها اصل وجود رهبری الهی، بلکه شیوۀ مواجهه و تعامل افراد جامعه با این رهبری است؛ موضوعی که به طور کلی میتوان در قالب مفهوم «ولایتپذیری» آن را تبیین کرد.
ولایتپذیری مفهومی چندبعدی است که سطوح مختلفی از شناخت، گرایش و رفتار را دربر میگیرد. این مفهوم زمانی معنا پیدا میکند که در میدان عمل و در شرایط واقعی زندگی بررسی شود. تاریخ اسلام بهویژه در مقاطع حساس و سرنوشتساز، نمونههای متعددی از مواجهههای متفاوت با مسئله ولایت را به نمایش گذاشته است؛ واقعۀ عاشورا یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ اسلام است که صحنهای بینظیر از تجلی ولایتپذیری و نیز تقابل آن با ولایتگریزی به شمار میرود. یاران امام حسین در این واقعه با انتخابی آگاهانه، مسیر تبعیت از ولایت را برگزیدند و از جان و مال خود گذشتند. میان این یاران، حضرت ابوالفضل العباس جایگاهی ممتاز دارند. یافتههای پژوهشی نشان میدهد ولایتپذیری در سیره حضرت عباس مبتنی بر ترکیبی از شناخت عمیق، ایمان راسخ، اطاعت آگاهانه، ایثار و ثباتقدم است و میتواند بهمثابۀ الگویی کارآمد برای هدایت فرد و جامعه در شرایط پیچیده معاصر به کار گرفته شود.
مفهوم ولایت در اندیشه اسلامی
«ولایت» در ادبیات اسلامی، دارای معانی متعددی است که همگی حول محور نوعی پیوند، نزدیکی و سرپرستی شکل گرفتهاند. این واژه به لحاظ لغوی به معنای قرب، دوستی و پیوستگی است؛ اما در اصطلاح دینی، به معنای حق هدایت، سرپرستی و رهبری جامعه از سوی فردی است که از جانب خداوند منصوب شده است.
ولایت در اندیشه شیعی بهمثابۀ استمرار نبوت در قالب امامت تفسیر میشود. این دیدگاه بر آن است که هدایت الهی پس از پیامبر در قالب امامت تداوم یافته است. بر این اساس، امام نهتنها مرجع دینی، بلکه رهبر سیاسی و اجتماعی جامعه نیز به شمار میآید؛ ولایت اجتماعی ـ سیاسی به اداره جامعه و هدایت آن در مسیر صحیح مربوط میشود.
ابعاد ولایتپذیری
خداوند متعال در سورۀ «احزاب»، پس از آنکه اوصاف اصلی مردان و زنان مؤمن را برمیشمارد، بلافاصله در آیۀ بعدی سخن از ولایتپذیری به میان میآورد: «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينا: و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، بهیقین به صورتی آشکار گمراه شده است». تأمّلی در سیاق این دو آیه و ترتیب آن نشان میدهد که تحقّق اوصاف برجستۀ ایمانی شرط لازم برای تحقّق ولایتپذیری در حدّ اعلای آن است؛ یعنی افرادی شاخص ولایتپذیری را دارند که دارای صفات عالیۀ ایمانی باشند که زیربنای آن معرفت و بصیرت است. ولایتپذیری دارای ابعاد متعددی است که در تعامل با یکدیگر معنا پیدا میکنند. مهمترین این ابعاد عبارتاند از:
الف) بُعد معرفتی
شناخت امام در جایگاه حجت الهی، نخستین و اساسیترین گام در مسیر ولایتپذیری است. این شناخت باید مبتنی بر آگاهی، استدلال و بصیرت باشد، نه صرفاً تقلید یا عادت؛ ازاینرو اطاعت از امام بدون این شناخت نمیتواند آگاهانه و پایدار شکل گیرد.
ب) بُعد عاطفی
محبت و دلبستگی قلبی به امام، عامل مهمی در تقویت انگیزههای درونی برای تبعیت از اوست. این محبت زمانی ارزشمند است که با شناخت همراه باشد و به رفتار عملی منجر شود.
ج) بُعد عملی
اطاعت از دستورات امام و هماهنگی رفتار با خواست او، مهمترین نمود خارجی ولایتپذیری است. این اطاعت باید در تمامی عرصههای زندگی فردی و اجتماعی تجلی یابد.
شخصیتشناسی حضرت ابوالفضل العباس
حضرت عباس مجموعهای از ویژگیهای برجسته را دارا بودند که ایشان را به الگویی کامل تبدیل میکند؛ از جمله در کلام اهلبیت آمده است:
الف) امام سجاد عموی خود عباس را چنین توصیف میفرماید:
رَحِمَ اللَّهُ عَمِىَّ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وأَبْلی وفَدی أَخاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ يَداهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْهُما جِناحَيْن يَطیرُ بِهِما مَعَ الْمَلائِكَةِ فی الْجَنَّةِ كَما جُعِلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبی طالِبْ؛ وَإنَّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبارَكَ وَتَعالی مَنْزِلَةٌ يَغبِطَهُ بِها جَمیعَ الشُّهدَاءِ يَوْمَ القِیامَةِ: خداى عمویم عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد، تا آنکه دستهایش از پیکر جدا گردید. آنگاه خداوند به جای آنها دو بال به وی عنایت فرمود که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند، همانسان که برای جعفر طیار قرار داد. عباس نزد خداوند مقامی دارد که همه شهیدان در قیامت بدان غبطه میخورند.
ب) امام صادق در وصف عبّاس میفرماید: «کانَ عَمُّنَا الْعَبَّاسَ نافِذَ البَصیرَةِ، صَلْبَ الْأیمانِ، جاهَدَ مَعَ أَبی عَبْدِاللَّهِ وَأَبْلی بَلاءً حَسَناً وَمَضی شَهیدا: عموی ما عباس دیدهای تیزبین و ایمانی استوار داشت. همراه حسین جهاد کرد و از امتحان سرافراز بیرون شد و سرانجام به شهادت رسید».
تجلی ولایتپذیری در سیره حضرت عباس
1. اطاعت آگاهانه
یکی از مهمترین جلوههای ولایتپذیری در سیره حضرت عباس، اطاعت آگاهانه از امام حسین است. این اطاعت نه از روی اجبار یا صرفاً بر اساس رابطه خانوادگی، بلکه بر اساس شناخت عمیق از جایگاه امامت شکل گرفته بود. ایشان بهخوبی میدانستند که امام، حجت خداوند بر زمین است و اطاعت از او، اطاعت از خداوند محسوب میشود. این نوع اطاعت، با اطاعتهای سطحی و ظاهری تفاوت اساسی دارد؛ چراکه در آن فرد با درک هدف و فلسفه فرمان، آن را اجرا میکند؛ درنتیجه در شرایط سخت نیز متزلزل نمیشود.
تجلی این امر را میتوان در شب عاشورا مشاهده کرد؛ آن هنگام که امام یارانش را فراخواند و ضمن ایراد خطبه، بیعت خود را از آنان برداشت و فرمود: بروید اینان با من کار دارند؛ اما نخستین کسی که اظهار وفاداری کرد، عباس بن علی بود. وی عرض کرد: چرا چنین کنیم؟ آیا برای اینکه پس از تو زنده بمانیم؟ خداوند هیچگاه آن روز را نیاورد و به ما نشان ندهد!
۲. تقدم ولایت بر منافع و تعلقات فردی
در سیره حضرت عباس، موارد متعددی نشان میدهد که ایشان همواره خواست امام را بر خواستههای شخصی و حتی عاطفی خود مقدم میداشتند. این مسئله بهویژه در شرایط بحرانی کربلا، اهمیت بیشتری مییابد. در چنین شرایطی، انسان ممکن است تحت تأثیر احساسات، ترس یا منافع شخصی قرار گیرد؛ اما حضرت عباس با تکیه بر ایمان و بصیرت، توانستند این موانع را پشت سر بگذارند. به طور خاص در جریان حادثه کربلا، میتوان این ویژگی را در ایشان در رد اماننامه از سوی دشمن مشاهده کرد.
بنا به روایتی وقتی شمر ـ که خود نیز از قبیله بنیکلاب بود ـ پشت خیمهها آمد و بانگ برآورد کجایند خواهرزادگانم؟! فرزندان علی او را جواب ندادند. امام فرمود: او را پاسخ دهید، هرچند فاسق باشد. عباس و جعفر و عثمان بیرون شدند و پرسیدند تو را چه شده است؟ و چه میخواهی؟ گفت: ای خواهرزادگانم، سوی من آیید، چون در امان هستید و خویش را با حسین به کشتن مدهید! آنان گفتند: خدای لعنت کند تو و اماننامهات را؛ آیا چون دایی ما هستی ما را امان میدهی؟! ولی فرزند رسول خدا در امان نباشد؟ آیا به ما فرمان میدهی از ملعون و ملعونزادهها اطاعت کنیم؟ شمر خشمگین گشت و از آنجا دور شد.
۳. ایثار و ازخودگذشتگی
ایثار یکی از شاخصترین ویژگیهای حضرت عباس است که در رفتار ایشان بهروشنی مشاهده میشود. همانگونه که اشاره شد، امام سجاد علیه السلام درباره ایشان فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ عَمِىَّ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وأَبْلی وفَدی أَخاهُ بِنَفْسِهِ». ایشان در موقعیتهایی قرار گرفتند که میتوانستند نیازهای شخصی خود را برطرف کنند؛ اما ترجیح دادند که وظیفه خود را در قبال امام و دیگران انجام دهند.
۴. ثباتقدم و پایداری در مسیر حق
حضرت عباس در مسیر کربلا و در روز عاشورا، با وجود تمامی سختیها و فشارها، هرگز مردد نشدند و تا پایان بر عهد خود باقی ماندند. این ثبات، نتیجه ایمان عمیق و شناخت صحیح از مسیر بود. این مورد را میتوان در رجزخوانی حضرت هنگام مواجهه با دشمن دید. نمونهای از رجزهای حضرت در روز عاشورا این دو بیت است:
والله ان قطعتموا یمینی
انّی احامی ابداً عن دینی
و عن امام صادق الیقین
نجل النبی الطاهر الامین
«به خدا سوگند، اگر دست راست مرا قطع کردید، من پیوسته از دین خود و از امام راستگوی دارای یقین که نوه پیامبر پاک و امین است، دفاع میکنم».
۵. نقشآفرینی فعال در چارچوب ولایت
حضرت عباس تنها یک مطیع منفعل نبودند، بلکه در چارچوب ولایت، نقشآفرینی فعال و مؤثری داشتند. ایشان با مدیریت صحیح، شجاعت و تدبیر، نقش مهمی در ساماندهی امور ایفا کردند. این نکته نشان میدهد که ولایتپذیری نهتنها با فعالیت و مسئولیتپذیری منافات ندارد، بلکه آن را جهتدهی میکند. در تبعیت از رهبر الهی، مهم آن است که هر نقشی که امام برای انسان برمیگزیند، بدون چون و چرا پذیرفته شود. در تاریخ کربلا آمده است که یکی از شئون و افتخارات حضرت عباس در کربلا، سقایی یعنی تهیه و تأمین آب برای اردوی حسینی بود. شهادت او نیز با سقایی او پیوند داشت؛ زیرا سرانجام او در راه تهیه آب و در نزدیکی فرات به درجه شهادت رسید.
هنگامی که تشنگی بر امام و یارانش چیره گشت، عباس را فراخواند و به اتفاق سیسوار و بیست پیاده با بیست مشک برای تهیه آب فرستاد. آنان رفتند و مشکها را پر کردند. هنگام بازگشت، عمرو بن حجاج زبیدی و یارانش که نگهبان فرات بودند، مانع آببردن آنان شدند؛ ولی با حمله حضرت ابوالفضل و نافع بن هلال پراکنده شدند و یاران ابیعبدالله آب را به خیمهها رساندند.
کارکردهای الگوی حضرت عباس در عصر حاضر
الف) در سطح فردی
1. تقویت شناخت و ایمان: الگوی حضرت عباس نشان میدهد که ایمان عمیق بدون شناخت صحیح شکل نمیگیرد. حضرت عباس با بصیرت کامل از جایگاه امام حسین، مسیر خود را آگاهانه انتخاب کردند، نه صرفاً از روی احساس. در عصر حاضر، این الگو به ما میآموزد که دینداری باید مبتنی بر معرفت، مطالعه و تفکر انتقادی باشد. جوان امروز در مواجهه با اطلاعات متنوع و گاه متناقض، نیازمند ایمانی است که از سطح تقلید عبور کند و به یقین برسد؛ چنین ایمانی در برابر بحرانها پایدارتر است و فرد را از تزلزل فکری و هویتی حفظ میکند.
2. پایبندی به ارزشها: حضرت عباس نماد استقامت در برابر فشارهای بیرونی برای عدول از ارزشهاست. ایشان در شرایطی که بسیاری دچار تردید یا مصلحتاندیشی شدند، بر اصول خود باقی ماندند. در دنیای امروز که تغییر سریع هنجارها رایج است، این الگو اهمیت بیشتری پیدا میکند. پایبندی به ارزشها به معنای جمود نیست، بلکه حفظ چارچوبهای اخلاقی با وجود انعطاف عقلانی است. فردی که ارزشمدار باشد، تصمیمهایش از انسجام برخوردار است و کمتر دچار سردرگمی و تناقض رفتاری میشود.
3. کنترل خواستههای شخصی: یکی از برجستهترین ویژگیهای حضرت عباس، ترجیحدادن وظیفه بر خواستههای شخصی است. ایشان در لحظات حساس، تمایلات فردی را در برابر مسئولیت الهی کنار گذاشتند. در عصر حاضر که فرهنگ فردگرایی و لذتگرایی تقویت شده است، این الگو اهمیت ویژهای دارد. کنترل نفس به معنای سرکوب نیست، بلکه مدیریت هوشمندانۀ خواستهها در راستای اهداف بلندمدت است. این مهارت سبب افزایش خودکارآمدی، موفقیت تحصیلی و حرفهای و نیز ثبات روانی میشود. افراد خودکنترل، کمتر دچار تصمیمهای هیجانی و آسیبزا میشوند.
ب) در سطح اجتماعی و فرهنگی
1. احترام به نظم و رهبری: در سیره حضرت عباس، تبعیت آگاهانه از رهبری الهی جایگاه ویژهای دارد. این تبعیت نه از سر اجبار، بلکه مبتنی بر شناخت و اعتماد است. در جوامع امروزی، احترام به نظم و قانون و نیز پذیرش رهبری مشروع، شرط اساسی برای پیشرفت و ثبات است. بینظمی و فردمحوری میتواند به فروپاشی ساختارهای اجتماعی منجر شود. این الگو نشان میدهد که هماهنگی با رهبری زمانی که مبتنی بر معیارهای حق باشد، نهتنها محدودکننده نیست، بلکه زمینهساز رشد جمعی و تحقق اهداف بزرگتر است.
2. ترویج ارزشهای دینی: حضرت عباس با رفتار و عمل خود، مروج ارزشهای الهی بودند، نه صرفاً با گفتار. این نکته در عصر حاضر بسیار مهم است؛ زیرا تأثیر رفتار بسیار بیشتر از سخن است. ترویج ارزشهای دینی زمانی موفق است که با نیازهای واقعی جامعه پیوند بخورد و به گونهای عملی در زندگی روزمره نمود یابد. استفاده از ابزارهای جدید مانند رسانه، هنر و آموزش میتواند در این مسیر مؤثر باشد. اگر ارزشها بهدرستی تبیین و اجرا شوند، نهتنها حفظ میشوند، بلکه به نسلهای بعد نیز منتقل خواهند شد.
راهکارهای تقویت ولایتپذیری
1. آموزش مستمر دینی: آموزش دینی باید از حالت مقطعی و حفظمحور خارج شده و به فرآیندی مستمر، تعاملی و مسئلهمحور بر اساس موضوع تبعیت از امام تبدیل شود. استفاده از روشهای جدید آموزشی، مانند یادگیری مبتنی بر پرسش و گفتگو، میتواند درک عمیقتری ایجاد کند. همچنین پیونددادن مفاهیم دینی با مسائل واقعی زندگی، سبب افزایش کارآمدی این آموزشها میشود. آموزش مؤثر نهتنها آگاهی را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز شکلگیری ایمان عقلانی و پایدار نیز خواهد بود.
2. معرفی الگوهای صحیح: الگوها نقش کلیدی در درونیسازی ارزشها دارند. معرفی شخصیتهایی مانند حضرت عباس بهمثابۀ نمونههای عینی ولایتپذیری، میتواند تأثیر عمیقی بر نگرش افراد داشته باشد. البته این معرفی باید از حالت صرفاً تاریخی خارج شود و با بازخوانی کاربردی همراه باشد. استفاده از روایتهای جذاب، هنر، رسانه و داستانپردازی میتواند این الگوها را برای نسل جدید قابل فهمتر کند. الگوهای ملموس، مسیر عمل را روشنتر از مفاهیم انتزاعی نشان میدهند.
3. تقویت تفکر انتقادی: رسانهها در عصر دیجیتال به یکی از مهمترین عوامل شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شدهاند. بسیاری از این رسانهها با جهتگیریهای خاص میکوشند اعتماد به منابع دینی و رهبری را تضعیف کنند. تولید روایتهای بدیل، برجستهسازی نقاط ضعف و ایجاد تردید از جمله تکنیکهای رایج است. این وضعیت سبب میشود فرد در معرض «چندگانگی حقیقت» قرار گیرد و قدرت تشخیص او کاهش یابد. در چنین فضایی، اگر سواد رسانهای و مهارت تفکر انتقادی تقویت نشود، فرد ممکن است دچار سردرگمی شناختی شود و از مسیر ولایتپذیری فاصله گیرد. تفکر انتقادی به فرد کمک میکند تا میان اطلاعات صحیح و نادرست تمایز قائل شود و از پذیرش کورکورانه پرهیز کند. این مهارت بهویژه در مواجهه با شبهات و رسانههای جهتدار اهمیت دارد. آموزش مهارتهایی مانند تحلیل، ارزیابی و استدلال، سبب میشود افراد با اطمینان و آگاهی بیشتری مسیر خود را انتخاب کنند و به تبعیتی آگاهانه برسند.
4. افزایش بصیرت اجتماعی: بصیرت اجتماعی به معنای درک صحیح از شرایط زمانه، تحولات اجتماعی و موقعیتهای پیچیده است. بدون این بصیرت، ممکن است فرد در تحلیل مسائل دچار خطا شود و تصمیمهای نادرستی بگیرد. تقویت این توانایی نیازمند آگاهی سیاسی، تاریخی و فرهنگی است. افرادی که از بصیرت بالاتری برخوردارند، بهتر میتوانند جایگاه رهبری را درک نمایند و نقش خود را در جامعه ایفا کنند. این امر به انسجام اجتماعی و پایداری نظام ارزشی کمک میکند.
کتابنامه
قرآن کریم
1. ابنطاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، مترجم: احمد فهری نجفی، تهران: نشر جهان، 1398 ش.
2. امین، محسن، اعیان الشیعه، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1403 ق.
3. بیهقی، ابراهیم، المحاسن و المساوی، بیروت: دارالکتب العلمية، 1420 ق.
4. جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، قم: اسراء، ۱۳۸۳ ش.
5. جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، قم: اسراء، 1402 ق.
6. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، بیروت: دارالعلم للملايين، 1404 ق.
7. حسینی، سیدجمالالدین، عمدة الطالب فی انساب آلابیطالب، قم: انصاریان، 1385 ش.
8. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین، قم: انوارالهدی، 1423 ق.
9. ذوعلم، علی، تجربه کارآمدی حکومت ولایی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، 1388 ش.
10. سماوی، محمد، إبْصارُ العَین فی أنْصارِ الحُسین، تهران: دانشگاه شهید محلاتی، 1429 ق.
11. صدوق، محمد بن علی، الخصال، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش.
12. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت: مؤسسۀ عزالدين، 1413 ق.
13. عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت: دارالکتب العلمية، 1415 ق.