محراب
چاپ / ذخیره PDF

ره توشه، دهم محرم، عدالت‌خواهی؛ محور پیوند نهضت حسینی و انقلاب اسلامی

نسخه چاپی متن از سایت محراب

عدالت‌خواهی؛ محور پیوند نهضت حسینی و انقلاب اسلامی
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیائی*
اشاره
عدالت یکی از بزرگ‌ترین ارزش‌های انسانی و فضایل بشری است که برقراری آن نه‌تنها هدف دین اسلام، بلکه هدف همۀ ادیان الهی بوده است. نیاز بشر به عدالت نیز سبب شده است عالمان و اندیشمندان از زمان‌های دور تاکنون به بررسی این مسئله بپردازند. از طرف دیگر، عدالت‌خواهی یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های الهی و انسانی است که در طول تاریخ، مصلحان و آزادگان را برای مبارزه با ظلم و ستم برانگیخته است. نهضت عاشورای امام حسین و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، دو قیام بزرگ الهی در دو مقطع متفاوت تاریخی هستند که محور اصلی هر دو، اقامه عدالت و مبارزه با هرگونه تبعیض و فساد بوده است. 
1. عدالت، مقصد مشترک انبیا و مصلحان
عدالت واژه‌ای است آشنا که از دیرباز در ژرفای جان انسان‌ها ریشه دوانده و بشر همواره در آرزوی دست‌یابی به آن، اقدام به مبارزات و قیام‌های بزرگ کرده است. اسلام در جایگاه کامل‌ترین دین الهی، نه‌تنها عدالت را یکی از اصول و ارزش‌های محوری خود معرفی می‌کند، بلکه تحقق آن را هدف بعثت انبیا و اولیای الهی قلمداد کرده است. خداوند متعال در قرآن کریم، نزول کتب آسمانی و فرستادن پیامبران را برای اقامه قسط و عدل در میان مردم می‌داند و می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ:  ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند». این آیه به‌خوبی نشان می‌دهد که جوهرۀ دعوت انبیا، برقراری عدالت و قسط در جامعه است. در این میان، دو قیام بزرگ و تأثیرگذار در تاریخ اسلام و تشیع، یعنی نهضت عاشورای امام حسین و انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی، تجلی عملی و عینی این هدف الهی بودند. امام حسین و به تبع آن امام شهید، امام خمینی با الهام از همین آموزه قرآنی و با درک عمیق از فریضۀ الهی «امر به معروف و نهی از منکر»، در برابر ظلم و ستم حاکمان زمان خود ایستادند و جان خویش و یارانشان را در طبق اخلاص نهادند تا پرچم عدالت را برافراشته نگه دارند. 
2. عدالت‌خواهی، علت و هدف اصلی نهضت حسینی
بی‌شک نهضت امام حسین را می‌توان عدالت‌خواهانه‌ترین و ظلم‌ستیزترین قیام در تاریخ بشر دانست. سیره و کلام حضرت نشان می‌دهد که محور اصلی حرکت ایشان، مبارزه با بی‌عدالتی و تلاش برای برقراری قسط و عدل در جامعه اسلامی بوده است. امام حسین با استناد به فرمایش پیامبر اسلام مبنى بر عدم جواز سکوت در برابر ظلم ظالمان و جائران، قیام کرد و این انقلاب را تا مرز شهادت ادامه داد؛ برای اینکه همۀ جهانیان بدانند حکومت یزید در امتداد و روش حکومت پیامبر نیست؛ همچنین تازه‌مسلمانانى که تعداد آنها در گوشه و کنار جهان رو به افزایش بود، بفهمند و بدانند اسلام حقیقى چیزى نیست که بنى‏امیه و یزید آن را ترویج مى‏کنند؛ بر همین اساس این کار امام حسین بسیار مهم و باارزش بود.  بنابراین امام حسین یکى از اهدافش را جلوگیرى از ظلم و ستم ظالمان و اجراى عدالت بیان مى‌کند: 
أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَدْ قَالَ: مَنْ‏ رَأَى‏ سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ يُغَيِّرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ:  رسول خدا فرمود: هر کسی حاکم ظالمى را مشاهده کند که [بر اثر ظلم و جور] محرمات الهى را حلال شمرده، و عهد و پیمان‌هاى الهى را شکسته، و با سنت و سیره رسول خدا مخالفت کرده، و در میان بندگان خدا با گناه و دشمنى عمل مى‏‌کند، و در مقابل چنین حاکم ستمگرى هیچ‏گونه عکس‌‏العمل گفتارى یا رفتارى از خود بروز ندهد، خداوند چنین انسانى را در جایگاه همان ظالم ستمگر داخل مى‌‏کند [و سرنوشت هر دو یکى است!].
زمانی که اباعبدالله ‌الحسین در سال‌های آخر عمر معاویه به مکه مشرف شدند و با ایراد خطبه پرشوری ضمن اینکه تکلیف مهم عالمان و بزرگان شهر‌ها را برای پاسداری از دین و معتقدات مسلمانان و عواقب ‌خاموش‌ماندن مقابل جنایت‌های بنی‌امیه بیان کردند، سازش و همراهی با حکومت جائر را گناهی بخشش‌ناپذیر دانستند و در پایان خطبۀ خویش اهداف فعالیت سیاسی خود علیه حکومت ناصالح بنی‌امیه را چنین ابراز داشتند: 
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ‏ مِنَّا تَنَافُساً فِي‏ سُلْطَانٍ‏ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنُرِيَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ وَ يَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرَائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكَامِكَ:  خداوندا، تو می‌دانی ما آنچه انجام دادیم [علیه حکومت بنی‌امیه] برای سبقت‌گرفتن در فرمانروایی و متاع ناچیز دنیا نیست، بلکه به این دلیل است که نشانه‌های دین تو را برپا سازیم و در شهرهایت اصلاح صورت دهیم.
در زیارت‌نامه امام حسین می‌خوانیم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ‏ قَدْ أَمَرْتَ‏ بِالْقِسْطِ وَ الْعَدْلِ‏ وَ دَعَوْتَ‏ إِلَيْهِمَا: شهادت می‌دهم که تو به قسط و عدل دستور دادی و به دین دعوت کردی». 
امام خمینی درباره اهداف قیام امام حسین و لزوم تبعیت از ایشان می‌فرماید: 
سیدالشهدا سلام الّله علیه از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه‌شان اقامۀ عدل بود. فرمود که می‌بینید که معروف، عمل بهش نمی‌شود و منکر، بهش عمل می‌شود. انگیزه این است که معروف را اقامه کند و منکر را از بین ببرد، انحرافات همه از منکرات است، جز خط مستقیم توحید هر چه هست منکرات است، اینها باید از بین برود و ما که تابع حضرت سیدالشهدا هستیم، باید ببینیم که ایشان چه وضعی در زندگی داشت؛ قیامش، انگیزه‌اش نهی از منکر بود که هر منکری باید از بین برود. مِن جمله قضیۀ حکومت عدل، جور، حکومت جور باید از بین برود. 
3. عدالت و انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نقطۀ عطفی در تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام به شمار می‌آید. این انقلاب برخلاف بسیاری از انقلاب‌های دیگر که فقط با انگیزه‌های سیاسی یا اقتصادی شکل می‌گرفت، ریشه در عمیق‌ترین آموزه‌های دینی و اسلامی داشت. انقلاب اسلامی اساساً با عدالت اجتماعی عجین است و شاید بتوان گفت انقلاب اسلامی، نهضتی است که برای بسط عدالت اجتماعی و برچیدن اساس ظلم برپا شد. عدالت اجتماعی البته در شعارها و راهبردهای بسیاری از حکومت‌ها دیده می‌شود و همۀ انسان‌ها و حاکمیت‌های دنیا آن را جستجو می‌کنند؛ اما عدالت اجتماعی در نگاه انقلاب اسلامی از جامعیت خاصی برخوردار است. 
درحقیقت قبل و بعد از انقلاب شاهد تغییری در مسئلۀ عدالت اجتماعی هستیم؛ آن تغییر مهم، تغییر هویتی برای مسئلۀ عدالت اجتماعی است، البته نه به این معنا که ما به عدالت اجتماعی دست یافته باشیم یا عدالت اجتماعی را در جامعه مستقر کرده و بسط داده باشیم، بلکه به این معنا که اساس رویکرد به مسئله عدالت اجتماعی یا انقلاب اسلامی رویکرد متفاوتی شد. وضعیت فساد اجتماعی وضعیت ظلم اجتماعی در دوره قبل از انقلاب و در دوره منحوس پهلوی بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ از آن نظام طبقاتی که ایجاد شده بود تا فسادهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی که شاه و اطرافیانش سبب شده بودند؛ همچنین ظلم‌هایی که به مردم می‌شد و اسناد آنها موجود است و این ظلم‌ها بر هیچ‌کسی پوشیده نیست. انقلاب اسلامی ایران ازآنجاکه با رویکرد ظلم‌ستیزی و عدالت‌خواهی پای به صحنه گذاشته بود، مردم و حتی دیگران در جهان را متوجه این ظلم‌ها کرد. این رویکرد جدیدی بود که با حضرت امام پس از تغییر اساسی ساختار حاکمیت، مسیر بسط عدالت اجتماعی در دوران جدید را آغاز کرد. 
در بیانات حضرت امام، واژگان مستضعفین و عدالت موج می‌زند؛ اساساً توجه به محرومان که قشر اصلی مورد توجه عدالت اجتماعی هستند، در کلمات امام بسیار دیده می‌شود. این نقش امام منحصر در ادبیات و گفتار نیست، بلکه در حکمرانی تحت حکومت حضرت امام هم می‌توان حکمرانی عادلانه را مشاهده کرد. پس هویت‌دهی به مسئلۀ عدالت از طرف امام در دو جهت است: ادبیات یا گفتمان و حکمرانی. امام می‌فرمایند: «این انقلاب مهم اسلامی، رهین کوشش‌های این طبقه است؛ طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه‌ای که این نهضت را به ثمر رساند و توقعی هم نداشت. من شما طبقه گودنشینان را از آن کاخ‌نشینان بالاتر می‌دانم». 
همچنین فرمودند: «منطق مستکبرین همین بود که استکبار [می‌کردند] تکبر می‌فروختند بر جامعه؛ ملت ما را طبقه پایین حساب می‌کردند. بالا کی بود؟ آقای آریامهر و آن دسته‌جات خودش! و همه شما را و همه ما را و همه ملت را حساب نمی‌آوردند». 
ندیده‌شدن و نادیده‌گرفتن طبقه محرومان و مردم دقیقاً اساس ظلمی است که در حکومت پهلوی اتفاق می‌افتاد؛ درحالی‌که امام بر دیده‌شدن این طبقه تأکید دارد؛ این مفهوم همان هویت‌دهی انقلاب به مسئلۀ عدالت اجتماعی است.
امام ‌خمینی در مراحل گوناگون نهضت اسلامی و به‌صراحت قیام خود را برای اجرای عدالت می‌دانست و برای عدالت اجتماعی، به مصادیق و شرایطی اشاره می‌کرد که می‌تواند به گسترش عدالت در جامعه منجر شود:
الف) برابری حاکمان جامعه با فرودستان و تأثیرگذارنبودن موقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در میزان برخورداری افراد از حقوق عمومی و شهروندی؛
ب) پرهیز از رفتار خودسرانه و تلاش همگانی برای حرکت در چارچوب قانون؛
ج) توزیع عادلانه درآمدهای عمومی و تلاش برای رفاه و آسایش همگان به‌ویژه فرودستان و زاغه‌نشینان؛
د) انتقادپذیری زمامداران، ارائه پاسخ قانع‌کننده به انتقادات مردم و خدمتگزاری آنان به مردم.
امام ‌خمینی افزون بر نیازهای حیاتی مانند ارزاق و خدمات عمومی،مواردی مانند مسکن، بهداشت، آموزش و اشتغال را جزء نیازهای اساسی افراد و اقشار مختلف ذکر می‌کند و برابری همگان در بهره‌مندی از امکانات و منابع را عدالت اجتماعی می‌داند؛ بنابراین از نگاه ایشان مواردی مانند تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی، مشارکت همگانی و جهاد برای محرومیت‌زدایی، مبارزه با روحیه زراندوزی و دنیاپرستی، ساده‌زیستی مسئولان، وضع قوانین حمایتی برای محرومان و اجرای قوانین و احکام اسلام، مهم‌ترین راهکارهای برقراری عدالت اجتماعی در جمهوری اسلامی‌ هستند. 
دستاوردهای انقلاب اسلامی در زمینه عدالت 
جمهوری اسلامی برای تحقق کامل عدالت، گام‌های بلندی را برداشته است؛ با این وجود در دست‌یابی به همۀ زمینه‌های عدالت، کاستی‌هایی دارد؛ همان‌گونه که امام شهیدمان حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای؟رضوت؟ در «بیانیۀ گام دوم» فرمود: «جمهوری اسلامی ایران در این راه [ عدالت] گام‌های بلندی برداشته است ... با این همه اینجانب به جوانان عزیزی که آیندۀ کشور چشم انتظار آنهاست، صریحاً می‌گویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید می‌شده و بشود، دارای فاصله‌ای ژرف است».  با وجود این فاصلۀ ژرف، انقلاب اسلامی به دستاوردهای بسیار ارزشمندی دست یافته است؛ برای مثال: 
الف) طبق آمارهای بانک جهانی، در دوران پهلوی فقط شانزده‌درصد روستاییان ایران به برق دسترسی داشتند؛ اما طبق آمار همین بانک در سال 1990 میلادی یعنی در سی‌سالگی انقلاب، حدود صددرصد روستاییان ایران به برق دسترسی دارند.  
ب) طبق آمارهای مؤسسات بین‌المللی در دوران پهلوی پنجاه‌ویک‌درصد از کل مردم و سی‌درصد از روستاییان کشور به آب سالم آشامیدنی دسترسی نداشتند؛ اما طبق آمارهای بانک جهانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نه‌تنها بخش اعظم روستاییان کشور به آب سالم دسترسی دارند، بلکه ایران با وجود پهناوری و مشکلات خشکسالی، جایگاه هفتم در ارزانی آب آشامیدنی را داراست.  
ج) در آموزش و پروش و توسعه مدارس و امکان تحصیل در سطوح عالی برای پسران و دختران در دورافتاده‌ترین نقاط کشور، آمار رشد و تلاش مسئولین نظام قابل تأمل و توجه است. 
د) درمجموع یکی از معیارهای سنجش رشد و توسعه جامعه، شاخص توسعه انسانی  است. برخلاف تبلیغات و جنگ روانی گسترده‌ای که دشمنان این انقلاب و همراهان کم‌دقت آنان به راه انداخته‌اند، طبق آمار دفتر برنامه توسعه سازمان ملل در سال 1980 میلادی، یعنی حدوداً زمانی که انقلاب پیروز شد، ایران در رده کشورهای با توسعه انسانی پایین معرفی ‌شده است و پس از چهل سال، صعودی شصت‌پله‌ای داشته و در میان کشورهای با توسعه انسانی بالا، رتبه اول را کسب کرده است. 
4. تحلیل تطبیقی و پیوند ناگسستنی دو نهضت
پس از تبیین جایگاه عدالت در هر یک از این دو نهضت بزرگ، اکنون به بررسی وجوه اشتراک، تفاوت و پیوند عمیق میان آنها می‌پردازیم. بی‌تردید انقلاب اسلامی ایران ادامه‌دهندۀ راه نهضت عاشورا و تجلی عینی آرمان‌های آن در عصر معاصر است.
هر دو قیام، ریشه در یک باور و انگیزه مشترک دارند: «احیای دین خدا و برقراری عدالت در جامعه». قیام عاشورا برای اصلاح امت جدش رسول خدا و احیای سنت نبوی بود که بر اثر ظلم و جور حاکمان اموی به فراموشی سپرده شده بود؛ به همین ترتیب، انقلاب اسلامی ایران نیز در پی آن بود که اسلام ناب محمدی را که در دوران طاغوت و استبداد به حاشیه رانده شده بود، دوباره در عرصه اجتماع و سیاست حاکم کند. علت اساسی هر دو قیام، «تداوم و تجدید اسلام پیامبر» است.
مهم‌ترین دلیلی که این دو نهضت را به هم پیوند می‌دهد، اذعان بنیان‌گذار انقلاب اسلامی به این ارتباط است. امام خمینی فرمودند: «انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است». این جمله نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه یک تحلیل عمیق تاریخی و سیاسی است. ایشان نشان داد که انقلاب اسلامی تنها یک رویداد سیاسی در ایران نیست، بلکه حلقه‌ای از زنجیره مبارزات عدالت‌خواهانه انبیا و اولیای الهی است که با قیام عاشورا به اوج رسید.
تأثیر عاشورا بر انقلاب اسلامی ایران تنها به شعار و گفتمان محدود نمی‌شود، بلکه در عناصر کلیدی انقلاب اسلامی همچون نمادها (سربندهای یا حسین، یا زینب)، مراسم و آیین‌ها (عزاداری‌های محرم به‌مثابۀ پایگاه مبارزه) و انگیزۀ شهادت‌طلبی رزمندگان در جنگ تحمیلی به‌روشنی مشاهده می‌شود. آغاز قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ که نقطۀ عطفی در تاریخ انقلاب به شمار می‌آید، مصادف با دوازدهم محرم بود و پیروزی انقلاب نیز مقارن با ایام تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ به وقوع پیوست.
کتاب‌نامه
قرآن کریم
1.    ابن‌شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‌، چ 2، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1404 ق.
2.    ابومخنف کوفى، لوط بن یحیى‏‌، وقعة الطفّ‏‌، تصحیح: محمدهادی يوسفى غروى، چ 3، قم‏: جامعه مدرسين حوزه علمیه قم، ‏1417 ق.
3.    راجی، محمدحسین و محمدرضا خاتمی، صعود چهل‌ساله: مروری بر دستاوردهای ۴۰ ساله‌ انقلاب اسلامی بر اساس آمارهای بین‌المللی، مشهد: انتشارات معاونت تبلیغ آستان قدس رضوی، 1397 ش.
4.    فاضل قانع، حمید، «عدالت اجتماعی»، در: دانشنامه امام‌خمینی، ج ۷، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1400 ش.
5.    مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1403 ق.
6.    مکارم شیرازی، ناصر، اهداف قیام حسینی، قم: انتشارات امام علی بن ابی‌طالب، 1388 ش .
7.    موسوی خمینی، سیدروح‌الله، صحیفه امام، چ 1، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378 ش.
8.    https://farsi.khamenei.ir