ره توشه، نهم محرم، تحلیل نقشآفرینی زنان مسلمان در سیاست و جنگ در تاریخ اسلام و ایران معاصر بر اساس الگوی سوم زن مسلمان
">
ره توشه، نهم محرم، تحلیل نقشآفرینی زنان مسلمان در سیاست و جنگ در تاریخ اسلام و ایران معاصر بر اساس الگوی سوم زن مسلمان
تحلیل نقشآفرینی زنان مسلمان در سیاست و جنگ در تاریخ اسلام و ایران معاصر بر اساس الگوی سوم زن مسلمان
دکتر نرجس رودگر*
دکتر ناهید طیبی**
اشاره
نوشتار حاضر به بررسی و تبیین جایگاه و نقشآفرینی زنان در عرصههای اجتماعی، سیاسی و مقاومت با تکیه بر گفتمان «الگوی سوم زن مسلمان» میپردازد. این پژوهش ضمن نقد رویکردهای افراطی و تفریطی، بر محوریت همزمان زن در خانواده و اجتماع تأکید میکند. با واکاوی شواهد تاریخی از صدر اسلام تا تاریخ معاصر ایران و جنگهای اخیر، نشان داده میشود که زنان همواره در قالب حرکات جمعی و در جایگاه «فرانقش» هدایتگری، حضوری آگاهانه، مستقل و مؤثر داشتهاند. درنهایت، نوشتار استدلال میکند که در نبردهای ترکیبی و «خانوادهمحور» امروز، زنان با حفظ کرامت ذاتی، حریم عفاف و ایفای نقش بیبدیل در تربیت و مدیریت عاطفی خانواده، در مرکز دفاع منطقهای و انتقال هویت تمدنی به نسلهای آینده قرار دارند.
مقدمه
جایگاه زنان در جامعه و سیاست از دغدغههای مهم جهان معاصر است؛ موضوعی که اغلب با افراط و تفریط همراه میشود. زن در نگاه سنتی و متحجرانه در حاشیۀ جامعه و سیاست قرار میگیرد؛ حتی در بالاترین سطح، نقش او به مشارکتهایی محدود و در حاشیه تقلیل مییابد؛ اما در الگوی مدرن، هرچند ادعای اعطای منزلتی برابر با مردان درعرصه اجتماعی و سیاسی وجود دارد، این منزلتبخشی اغلب به طور نمایشی و صوری و همراه با نوعی انحراف یا بیتوجهی به سایر ابعاد هویتی و تمدنی شخصیت زن است. افزون بر اینکه از عرصۀ خانواده که مهمترین عرصۀ حیات زنانه و محل ظهور بیشترین ابعاد هویتی زن است، غفلت میشود یا بیاهمیت یا حتی مخرب انگاشته شده است.
بررسی نقشهای زنان در مقاومت و جنگ تحمیلی رمضان، نشاندهندۀ پدیدهای فراتر از نقش اجتماعی بسیط و ساده زنان است. اصطلاح «فرانقش» در ادبیات جامعهشناسی میتواند بیانکنندۀ عظمت این حضور باشد. با اینکه هدایتگری را میتوان نقشی مستقل در نظر گرفت، با توجه به اینکه همه نقشهای دیگر به شکلی زیرمجموعه آن هم قرار میگیرند، هدایتگری بهمثابه یک فرانقش در نظر گرفته میشود.
نقشآفرینی زنان مسلمان در تاریخ اسلام در سیاست و جنگ
واحدهای اطلاعاتی تاریخ زنان شاهدی است بر اینکه آموزههای اسلامی در ایجاد بستری مناسب برای نقشآفرینی زنان بسیار تأثیرگذار بوده است. نقطۀ آغاز این حرکت در عصر نبوی بود که بحث آموزش زنان و خواندن و نوشتن در صدر برنامههای مربوط به زنان قرار گرفت و ورود زنان به فعالیتهای سیاسی مانند بیعت زنان در جریان فتح مکه، حضور در جنگها، امدادگری و ...، زمینه مشارکت سیاسی جامعه زنان را در سایه دین اسلام فراهم آورد. همچنین عرصههای فرهنگی مانند روایتگری زنانی چون امسلمه، زینب عطاره و فعالیتهای اقتصادی افرادی چون زینب بنت جحش و رائطه همسر عبدالله بن مسعود، تقدم زنان بر همسرانشان در پذیرش اسلام جلوۀ دیگری از جایگاه و نقش زن در عصر نبوی را به نمایش گذاشت و نشان از نقشآفرینی ویژۀ آنان در دوره اسلامی داشت. نقشهای زنان در جامعه و عصر امام علی با توجه به اقتضائات زمانه و رویدادهای مهم در این دوره بازتعریف میشود.
مجموعه نقشهای زنان را در چهار بخش زیر میتوان بررسی کرد:
1. نقشهای سیاسی که در دو حیطۀ درک سیاسی و فعالیتهای سیاسی بررسی میشود و نمونههایی از زنان را پیشبینی میکند که با بصیرت و درک سیاسی از موقعیت و شرایط زمانه خویش بحرانهای سیاسی را پشت سر گذاشتند؛ همچنین گروهی از زنان که با فعالیتهای متنوع مانند گفتگو و نامهنگاری به روش بازدارنده برای پیشگیری از بحران سیاسی و جنگ تلاش کردند و آمادگی خویش و فرزندانشان را برای یاری امام اعلام نمودند در این طیف میگنجند.
2. نقشهای فرهنگی که در قالب نقل روایت، سخنوری و سرایش اشعار به روشنگری در جامعۀ مردد و متحیر خویش پرداختند و در بحبوحۀ نبرد با سرایش اشعار حماسی سرشار از مفاهیم و معانی تأثیرگذار، رزمندگان را تحریض و تحریک به دفاع از امام میکردند.
3. نقشهای نظامی که هم در مراحل مقدماتی پیش از نبرد و هم در حین جنگ نقشآفرینی داشتند.
4. نقشهای امدادگری و مسائل مربوط به سلامت که با توجه به آموزشها و توصیههای بهداشتی امام علی به برخی از زنان امدادگر بازتعریف میشود.
حضور جمعی زنان در بزنگاهها و پیچهای تاریخی همواره چشمگیر و در انتقال پیام و مفاهیم، قدرتمند بوده است و بیش از حرکت و حضور فردی، یک جریان را به پیش میراند. بسیاری از جنبشها، قیامها و انقلابها مرهون همین حرکتهای جمعی است که بهمرور به سنّت و حرکتی پایدار تبدیل میشود؛ شواهد فراوانی از این حضور را میتوان در منابع تاریخی مشاهده کرد.
ـ حرکت جمعی گروهی از زنان که به حمایت از امیرالمؤمنین علی در جمل و صفین حماسه آفریدند، خطبه خواندند، شمشیر به دست گرفتند، شعر حماسی سرودند و به تحریک عواطف اجتماعی پرداختند از این قبیل نقشهای ماندگار است. نقش زنان حامی امام علی چنان تأثیرگذار بود که معاویه با هدف تهدید یا تطمیع و فهم علت حمایتشان از امام آنها را به دربار خود فراخواند. نام این گروه، «وافدات» بود و ضبّی (م 222) در کتاب اخبار الوافدات به بیان ویژگیهای آنان پرداخت.
ـ نقش زنان در قیام مختار ثقفی در سال 66 هجری و تدارکات قیام و حتی نقشآفرینی یکی از عوامل پیروزی بود؛ چنانکه تداومنیافتن این حرکتها و گرفتاری زندگی روزانه و حتی روزمرّگیشدن آنها آسیبی بود بر قیام پیروزشده مختار و در افول زودهنگام این دولت مؤثر بود. در قیام مسلم بن عقیل نیز جای خالی این حرکتهای جمعی زنان دیده میشود و تأثیر مستقیم آن بر بهنتیجهنرسیدن حرکت مسلم هویداست.
ـ بیبدیلترین نقش را زنانی در بغداد به سال 352 هجری قمری آفریدند. برای نخستین بار در روز عاشورا گروهی از زنان در حرکتی هماهنگ و معنادار در بازار بغداد به عزاداری جمعی برای امام حسینپرداختند. ذهبی (م 748) این حرکت را نخستین عزاداری در بغداد میداند که بعد از آن برای شیعیان تبدیل به سنت شد. به گواه منابع تاریخی، از دوران آلبویه به بعد به این سنت اقتدا میشد. سیوطی گوید نخستین عزاداری حسین بن علی را زنان در بغداد انجام دادند که بعدها استمرار یافت. بنا به نقل ابناثیر، زنان بغداد در این سال با بازکردن روبندهها و سیاهکردن صورتها، به گونهای هماهنگ لطمهزنان در بازار میدویدند و کسی قدرت ممانعت از حرکت آنان را نداشت.
حرکتهای جمعی زنان ایرانی در تاریخ معاصر
سیر نقشآفرینی زنان با تأسی از حرکتهای جمعی زنانۀ تاریخ تشیع را در تاریخ معاصر ایران بهروشنی میتوان رصد کرد. برخی از این حرکتها عبارتاند از:
1. زنان ایران پیش از انقلاب در سال 1357 گروهی در تجمعات شرکت میکردند، شعار می دادند و مطالبهگر بودند. این راهپیماییهای عظیم و یکپارچه که زنان جمعیت غالب آن باشند و حتی گروه پشتیبان و تدارکات نیز زنان باشند، تا پیش از آن زمان سابقه نداشت. این حرکات در کنار سایر عوامل درنهایت موجب پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی شد.
2. نقشآفرینی جمعی زنان در تدارکات و پشتیبانی در هشت سال دفاع مقدس تفاوت چشمگیری داشت و در آثار فراوانی ثبت شده است.
3. پس از انقلاب و در جریان فتنههای دوران انقلاب اسلامی ایران از ابتدا تاکنون، تاریخ ایرانزمین بارها شاهد حرکتهای جمعی همراه با نمادهایی چون پرچم، مشتهای گرهکرده، شعارهای کوبنده و تأثیرگذار و روشنگری برای دفع فتنه و گرفتن راه نفس فتنهگران بوده است.
4. اما از نهم اسفند 1404 مصادف با دهم ماه مبارک رمضان که تهاجم وحشیانه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی آغاز شد، حضور فعال و شگفتانگیز زنان با سبک و سیاق جدید جلوهای جهانی یافت. این بار نقشآفرینی زنان افزون در میدان فیزیکی، در جنگ نرم و فضای مجازی نیز گسترش یافت.
در جریان جنگ تحمیلی سوم که میدان نبرد به خیابانها، فضاهای عمومی و تجمعات سیاسی کشیده شده است، جامعه بینالملل از حضور آگاهانه، منسجم و هدفمند ملت ایران شگفتزده شده است. در این میان، زنان ایران نقشی مستقل و مرکزی ایفا میکنند.
در بسیاری از شهرها، زنان حتی با درصد مشارکتی بالاتر از مردان، پرچم به دست میگیرند، خانوادهها را همراهی میکنند و عرصۀ خانوادگی را با فضای اجتماعی و سیاسی پیوند میدهند. مادران با درک اهمیت ملی، منطقهای و جهانی این اجتماعها، برنامههای خانواده را با محوریت حضور در تجمعات تنظیم میکنند. زنان با حساسیت نظری به ابعاد روانشناختی و ارتباطی فرزندان و حتی گاه همسران، زمینه حضور خانوادگی در تجمعات را فراهم میآورند.
رفتارهای بهظاهر سادهای مانند تأمین خوراکی برای فرزندان تا حال خوشی را در پیادهروی تجربه کنند، تجهیز کودکان و نوجوانان به اقلام نمادین مانند پرچم و چفیه برای اینکه با این اقلام و اعلام به هویت انقلابی نزدیکتر شوند، ترغیب به حضور کودکان و نوجوانان پشت تریبونهای شعار دهی برای رشد عزتنفس آن هم در مجرای انقلابی، از جمله فعالیتهای تمدنی زنان محسوب میشود که هویت انقلابی را به نسلهای بعد انتقال میدهند.
همچنین بانوان در طول روز کلاسهای هلالاحمر و امداد برگزار میکنند تا جامعه آمادگی برای مخاطرات جنگ را داشته باشد. از سوی دیگر نیز زنان فرهیخته در فضاهای مجازی به تولید محتوا میپردازند و جامعۀ ایران و افکار عمومی جهان را با روایتهای واقعی از جنگ دفاعی کشور آشنا میکنند.
مجموع این فعالیتها، زنان ایرانی را در جایگاه عاملان و کنشگران فعال عرصه جنگ مطرح کرده است. زنان ایران در عرصه این جنگ منطقهای، نه حضوری حاشیهای یا تقلیدی، بلکه حضوری آگاهانه، اندیشمندانه و عقلانی دارند و بخشی حساس و مهمی از میدان را در کنار مردان و گاه پرشورتر از آنان، پیش میبرند. این حضور همان الگویی است که دو رهبر انقلاب اسلامی ـ امام خمینی راحل و امام خامنهای شهید ـ بهمثابۀ «الگوی سوم زن مسلمان» برای زنان ایران ترسیم کردهاند؛ الگویی که در آن زن با حفظ حریم عفت و حیا و توجه به اولویت مدیریت خانواده، در مرکز جامعه حضور دارد و نقشآفرین است.
شاخصههای الگوی سوم زن مسلمان از دیدگاه مقام معظم رهبری
در منظومه فکری انقلاب اسلامی، «الگوی سوم زن» بهمثابۀ راهی مستقل «نه شرقی و نه غربی» معرفی میشود. این الگو در نقد دو دیدگاه افراطی شکل گرفته است:
الف) الگوی شرقی که زن را به حاشیه میراند؛ ب) الگوی غربی که با غلبهدادن جنسیت بر انسانیت، او را به ابزاری جنسی و در خدمت سرمایهداری تقلیل میدهد. اما الگوی سوم در مقابل، زن را در جایگاه حقیقی انسانی و الهی خود قرار میدهد. اصل بنیادین این الگو، تقدم «انسانیت» بر «جنسیت» است؛ به این معنا که هویت اصلی انسانها مشترک است و جنسیت امری ثانوی است که در مسیر کمال نقشی تعیینکننده ندارد، هرچند تفاوتهای کارکردی طبیعی زن و مرد را نفی نمیکند.
ارکان هویتی این الگو درهمتنیدهاند: «عفیفبودن» (کرامت و تعالی روحی)، «محجبهبودن» (نماد استقلال هویتی و ابزار حضور مصون در جامعه) و «شریفبودن» (بزرگواری ذاتی). این ویژگیها بستر تحقق شاخصه چهارم، یعنی «در متن و مرکزبودن» را فراهم میکنند. این کنشگری فعال در سه عرصه رشد فردی، محوریت در خانواده و حضور مؤثر در اجتماع (مشروط به حفظ اولویت خانواده و رعایت حدود شرعی) تعریف میشود.
این الگو در تقابل مستقیم با نگاه غرب قرار دارد که با تحمیل «نامعادله» مردِ «ذینفع» و زنِ «مورد انتفاع»، بحرانی حقیقی برای زن ایجاد کرده است؛ ازاینرو موضع الگوی سوم در برابر غرب، نه تدافعی بلکه «تهاجمی» و «مدعی» است. تحقق کامل این الگو نیازمند نوعی جهاد فکری - فرهنگی است که لازمه آن «پرکردن خلأهای نظری» با تکیه بر معارف اسلامی و «رد مرجعیت فکری غرب» است. در این مسیر، خود بانوان نقشآفرینان اصلی هستند و وظیفه دارند با اندیشهورزی، هویت والای زن مسلمان را به جهان معرفی کنند.
زن و مرد در نگاه اسلامی فراتر از جسم و تمایلات مادی تعریف میشوند؛ همچنین ارزشمندی آنان ذاتی و مرتبط با روح، فطرت و قرب به خداوند است. این نگاه در مقابل نگاه تقلیلگرایانۀ مادی غرب قرار میگیرد که زن را غالباً به «کالای جنسی» یا «عامل تولید اقتصادی» تقلیل میدهد.
تفاوتهای جسمانی و روانی زن و مرد، تضادی با کرامت ذاتی ایجاد نمیکند، بلکه ابزارها و قالبهای متفاوتی برای حرکت در مسیر یک هدف مشترک، یعنی کمال و قرب الهی هستند. «هرکدام نقشی دارند، هرکدام جایی دارند ... مقصودی از وضعیت خاص آنها در آفرینش حکیمانۀ الهی موردنظر بوده که این مقصود باید برآورده شود».
1. اهمیت به نهاد خانواده بهمثابۀ یک سنت الهی: در منظومه فکری الگوی سوم زن مسلمان، ازدواج و تشکیل خانواده سنت الهی محسوب میشود؛ ازاینرو هم زن و هم مرد مأمور به تشکیل خانوادهاند و هر دو در ساماندهی آن وظیفه دارند. از سویی به دلیل تأثیر جدی زن در نهاد خانواده، این امر بر سایر وظایف اجتماعی نوعی تقدم مییابد؛ هرچند این تقدم نباید به معنای انحصار شأن زن در عرصه خانواده عنوان گردد. به همین وزان فرزندآوری و مادری نیز وظیفهای الهی محسوب میشود.
2. اصل حیا و عفاف بهمثابۀ مبنای هنجاری در روابط دو جنس: حیا معمولاً هنجاری اخلاقی محسوب میشود؛ اما در الهیات اجتماعی جنسیت در منظومه الگوی سوم، اصل حیا بهمثابۀ یک اصل انسانشناختی حاکم بر روابط زوجین در سطح اجتماع ضرورت مییابد.
نقد مبانی غربی: تقابل دو جهانبینی مادی و الهی
دیدگاه اسلامی در تقابلی روشن با مبانی انسانشناختی غرب قرار میگیرد. اسلام با رویکردی فرامادی، کلنگر و فطری، زن را با هویت مستقل و ارزش ذاتی «زنبودن» تعریف میکند. ارزشمندی زن نه در تشبه به مرد، که در «زنِ کاملبودن» است. زنبودن در الهیات اجتماعی اسلامی بهمثابه ارزشِ مستقل محسوب میشود؛ ازاینرو عالیترین ارزش برای زن، زن کاملبودن است نه شبیه مردشدن.
ویژگیهای زنانه در این منظومه فکری و ارزشی، موهبتی الهی به شمار میآید. عاطفه، لطافت، صبر، مهرورزی و سایر ویژگیهای غالباً زنانه، موهبتهای الهی و دارای ارزش ذاتی هستند که نهتنها نباید سرکوب شوند، بلکه باید مبنای نقشآفرینی اجتماعی قرار گیرند. اما غرب رویکردی مادیگرایانه و تقلیلگرایانه دارد که یا زن را به بدن و جاذبه جنسی تقلیل میدهد (نگاه مصرفگرایانه) یا با شعار برابری صوری، او را به «مردی ناقص» یا «مرد مصنوعی» تبدیل میکند.
رهبر شهید انقلاب دراینباره میفرماید:
غربیها در زمینه شناخت طبیعت زن و چگونگی برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفریط بودهاند. اساساً نگرش غربی نسبت به زن، یک نگرش مبنی بر عدم برابری و عدم تعادل است. شما به شعارهایی که در غرب داده میشود، نگاه نکنید؛ این شعارها پوچ است و حاکی از واقعیت نیست. فرهنگ غربی را از این شعارها نمیشود فهمید. فرهنگ غربی را باید در ادبیّات غربی جستجو کرد. کسانی که با ادبیّات اروپایی، با شعر اروپایی، با رمان و داستان و نمایشنامههای اروپایی آشنا هستند، میدانند که در چشم فرهنگ اروپایی، از دوران قرون وسطی و بعد از آن تا اواسط قرن فعلی، زن موجود درجه دوم بوده است! هرچه بر خلاف این ادّعا کنند، خلاف میگویند ... . یک افراطِ اینچنین، در مقابل تفریط هم دارد. وقتی نهضتی به نفع زنان در چنان فضایی به وجود میآید، طبعاً دچار تفریطهایی از طرف مقابل میشود؛ لذا شما میبینید در طول چند ده سال، آنچنان فساد و بیبندوباری در غرب به وسیله آزادی زنان به راه افتاد و رواج پیدا کرد که خود متفکّران غربی را دچار وحشت کرد.
گفتمان غرب در مسئلۀ زن، ریشه در معرفتشناسی مادی و سکولار دارد که خدا و امر متعالی را از صحنۀ زندگی بشر حذف میکند. بنابراین تقلیلِ زن به بعد مادیِ وجودش (تن، لذت، منفعت اقتصادی) درواقع نوعی برابریطلبیِ ویرانکننده است که با نادیدهگرفتن تفاوتهای فطری، به «مردنمایی» زن میانجامد. «میخواهند زن را وادار کنند به اینکه شود یک مرد! ... یک مرد مصنوعی». شعار برابری غربی مبتنی بر تشابه محض و نادیدهگرفتن عدالتِ مبتنی بر تفاوت است؛ این رویکرد به جای رفع ستم، ساختارهای ظالمانۀ جدیدی ایجاد میکند. زن در بسیاری از خوانشهای غربی، ابزاری برای پیشبرد اهداف سرمایهداری، مصرفگرایی و ایدئولوژیهای جنسی شده است. آزادیِ تعریفشده در غرب، اغلب به معنای رهایی از قید اخلاق و خانواده و افتادن در دام انواع بهرهکشیهاست. گفتمان افراطی فمینیسم غربی با علیهخوانیِ نقشهای مادری و همسری، به تضعیف عمدی نهاد خانواده میانجامد که پیامدهای ویرانگر اجتماعی و روانی داشته است.
درحالیکه در منظومۀ الهی و اسلامی، خانواده کانون اصلی تحقق اهداف خلقت، محل رشد معنوی، عاطفی و اجتماعی و اساسیترین نهاد اجتماعی است. هر سیاست و نظریهای که به تضعیف این نهاد بینجامد، از منظری الهیاتی مردود است.
خانواده و جنگ
تقابل امروز با غرب، درواقع تقابل «هویت خانوادگی» در برابر «فردگرایی بیهویت» است. موفقیت جبهۀ مقاومت نتیجه انسجام خانوادههاست؛ درحالیکه ریشه بحرانها و ناآرامیهای اجتماعی را باید در گسست جوانان از نهاد خانواده جستجو کرد.
تغییر ماهیت جنگها به نبردهای خانوادگی مسئلۀ دیگر قابل توجه است. جنگهای کنونی دیگر صرفاً مردانه نیستند، بلکه ماهیتی کاملاً «خانوادگی» یافتهاند. حضور مشترک خانوادهها در عرصههای مختلف و گرهخوردن تربیت فرزندان با آرمانها، راهکار اصلی مقابله با جنگ نرمی است که فروپاشی خانواده را هدف گرفته است. تقسیم کار تربیتی و پرورش مسئولیتپذیری، یکی از عرصه های تأثیرگذاری مادران در جنگ است. مادران در محیط خانه، کانون آرامش و محبت هستند و پدران مسئولیت مدیریت نهایی را بر عهده دارند. پیوستگی خانواده و تمرین نقشها در خانه، عامل اصلی پرورش جوانانی مسئولیتپذیر برای عرصههای سخت اجتماعی و نظامی است.
کتابنامه
1. ابناثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارصادر، 1385 ق.
2. ابنتغری بردی، یوسف، النجوم الزاهره فی ملوک مصر و القاهره، قاهره: وزارة الثقافة و الارشاد القومی، 1392 ق.
3. ابنسعد، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیه ، 1410 ق.
4. ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، تحقیق: علیمحمد البجاوی، بیروت: دارالجیل، 1412 ق.
5. ابنهشام الحمیری المعافری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق: مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبدالحفیظ شلبی، بیروت: دارالمعرفه، [بیتا].
6. الویری، محسن، «فرانقش هدایتگری و سیره اجتماعی فاطمه؛ درآمدی روششناختی»، فصلنامه علمی - پژوهی شیعهشناسی، ش 28، س 7، 1388 ش.
7. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهره: مکتبة النهضة المصریة، 1956 م.
8. ثقفی کوفی، ابواسحاق ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق: جلالالدین حسینی ارموی، تهران: انجمن آثار ملی، 1353 ش.
9. ذهبی، محمد بن احمد، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، تحقیق: عمر عبدالسلام التدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، 1409 ق.
10. سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، تاریخ الخلفاء، مصر: مطبعة السعادة، [بیتا].
11. شاهآبادی، محمدحسین، «حکمرانی زن و خانواده در جنگ و پساجنگ»، در:
https://farsnews.ir/Pj_motaleat_eslami/1775926854900578080.
12. الضبى، عباس بن بکار، أخبار الوافدات من النساء على معاوية، بيروت: مؤسسة الرسالة، 1403 ق.
13. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوري باعلام الهدی، قم: آلالبيت، 1417 ق.
14. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم والملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، 1387 ق.
15. مفید، محمد بن محمد، الجمل والنصره لسید العتره فی حرب البصره، مصحح: علی میرشریفی، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق.
16. یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت: دارصادر، [بیتا].
17. http://farsi.khamenei.ir