محراب
چاپ / ذخیره PDF

ره توشه، هفتم محرم، جلوه‌های قرآنی در بیانات و زندگی امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «قدس سره»

نسخه چاپی متن از سایت محراب

جلوه‌های قرآنی در بیانات و زندگی امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «قدس سره»
حجت‌الاسلام والمسلمین عیسی عیسی‌زاده*
اشاره
از جمله کسانی که در عصر ما توانست قرآن را در سبک زندگی خویش تجلی نماید و الگویی باشد برای بشر به‌ویژه برای حکمرانان و مدیران جامعه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای امام شهید کشور عزیزمان است. به این امید که همۀ ما با درس‌آموزی و تأسی از ایشان، بتوانیم به زندگی خویش رنگ‌و‌بوی قرآنی بدهیم. در این نوشتار تنها به چند جنبۀ محدود اشاره شده است: اخلاص، اعتقاد راسخ به کارکرد همیشگی قرآن، اعتقاد به نصرت الهی، اعتقاد به عدالت‌محوری و ساده‌زیستی.
نمونه‌های قرآنی امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
رهبر فرزانه انقلاب که خود مفسر بزرگ قرآن و تبیین‌کنندۀ معارف نورانی آن در تمام دوران زندگی بود، کوشید به لحاظ عملی سبک و شیوه قرآن را در عرصه‌های گوناگون زندگی خویش جاری سازد که در این بخش به بعضی از آنها اشاره می‌شود.
۱. اخلاص
خداوند می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ:  بگو در [حقيقت] نماز من و [ساير] عبادات من و زندگی و مرگ من برای خدا پروردگار جهانيان است». رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در تعریف اخلاص فرمودند: «اخلاص یعنی فقط برای خدا کارکردن، آنجایی که می‌بینند شائبۀ منیّت است، ... انسان کار را ترک کند، بهتر از این است که کار را برای دیده‌شدن انجام بدهد».  رهبر فرزانه انقلاب، اخلاص را یکی از مهم‌ترین فضایل اخلاقی، بلکه اصلی‌ترین فضیلت اخلاقی می‌دانستند که انسان سالک الی‌الله به آن نیاز دارد. از طرفی بی‌اخلاصی را درد بزرگی برای انسان برمی‌شمردند  و در اهمیت آن می‌فرمودند: «جایگاه اخلاص آن‌گاه روشن می‌شود که بدانیم اساساً خدای متعال همیشه روی کارهایی که از روی ایمان و اخلاص است، تأثیرات بزرگی قرار می‌دهد». همچنین دربارۀ آثار و برکات اخلاص می‌فرمودند: «این را باید دانست که هر کاری را که انسان از روی اخلاص انجام دهد، خدا به آن برکت خواهد داد. هر کاری را که از روی حسابگری‌های مادّی باشد، متزلزل است. ممکن است به نتایجی برسد؛ خیلی از اوقات هم به نتیجه نمی‌رسد».  همان‌گونه که در روایت نقل شده است: «من کان للَّه کان اللَّه له:  هر کسی برای خدا باشد، قدرت الهی در خدمت او قرار می‌گیرد و به او کمک می‌کند».
ایشان درباره راهکار دست‌یابی به اخلاص می‌فرمودند: «اصلی‌ترین راه رسیدن به اخلاص و تقویت آن، دوری از خوش‌آمدهای دیگران است. پیامبر اکرم در روایتی می‌فرمایند: "إنَّ لِکُلِّ حَقٍّ حَقیقةً"، هر چیزی دارای حقیقتی است و یک روح و یک معنا و یک حقیقت دارد؛ "و ما بَلغَ عَبدٌ حقیقةَ الإخْلاصِ"، بنده به حقیقت اخلاص و به آن معنای حقیقی اخلاص نمی‌رسد؛ "حتّی لا یُحِبَّ أنْ یُحْمَدَ علی شَی ءٍ مِن عَمَلٍ للّه"  مگر اینکه دوست نداشته باشد که مردم او را برای هیچ‌یک از کارهایی که برای خدا انجام می‌دهد، ستایش کنند».  برای مثال کسی کار خوبی را برای خدا انجام می‌دهد و برای رضایت خاطر دیگران نیست، بلکه بر اساس وظیفه بوده است؛ اما «دوست می‌دارد که مردم بگویند ایشان چقدر آدم خوبی است»؛ او کارش را برای مردم نکرده است. کار را برای خدا انجام داده و تمام شده؛ اما از مدح مردم و از اینکه مردم از او تعریف کنند، خوشش می‌آید. 
2. اعتقاد راسخ به کارکرد همیشگی قرآن
رهبر فرزانه و شهیدمان اعتقاد راسخ به کارکردهای قرآن در عرصه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی داشت و بارها در جمع مردم به تبیین و تشریح این اعتقادش می‌پرداخت که در اینجا به نمونه‌هایی از بیانات ایشان اشاره می‌شود.
الف) هدایتگری، غفلت‌زدایی و هشداردهی
این قرآنی که شما تلاوت می‌کنید، کتاب هدایت است: «اِنَّ هذَا القُرآنَ یَهدی لِلَّتی‌ هِیَ اَقوَم»؛  همه به هدایت احتیاج ‌داریم. کتاب ذکر است و «ذکر» یعنی ازالۀ غفلت؛ ما غالباً دچار غفلتیم؛ آحاد بشر غالباً معلومات خودشان را هم از یاد ‌می‌برند و دچار غفلت می‌شوند؛ قرآن کتاب ذکر است، ضدّ غفلت و مُزیل غفلت است؛ فرمود: «وَ لَقَد یَسَّرنَا القُرآنَ لِلذِّکرِ فَهَل ‌مِن مُدَّکِر».  قرآن کتاب انذار است: «وَ اوحِیَ اِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِه»؛  احتیاج داریم به انذار که توجّه بدهند ما را به ‌خطراتی که تهدید می‌کند آحاد بشر را، چه در این نشئه و چه در نشئۀ بعد که زندگی حقیقی است. 
ب) زنده‌کنندۀ دل و تأمین‌کنندۀ نیازهای معارفی انسان
در کلام امیرالمؤمنین که شاگرد برجستۀ قرآن و پیامبر اعظم ‌است، تعبیرات بلندی در نهج‌‌البلاغه دربارۀ قرآن وجود دارد. «رَبیعُ القُلوب: بهار دل‌هاست»؛ همچنان‌که عالم در بهار ‌زنده می‌شود، زمین زنده می‌شود، قرآن هم دل‌ها را زنده می‌کند و از دل‌مردگی، افسردگی و عقب‌رفت نجات می‌دهد؛ «رَبیعُ القُلوبِ؛ ‌شِفاءُ الصُّدور»؛  «فیهِ عِلمَ ما یَأتی؛ دَواءَ دَائِکُم‌ وَ نَظمَ ما بَینَکُم‌».  اینها تعبیرات نهج‌البلاغه دربارۀ قرآن است؛ یعنی ‌معارفِ تمام‌نشدنیِ مورد نیاز بشر در قرآن موجود است؛ چه معارفی که مورد نیاز بشر به عنوان فرد است، چه معارفی که ‌مورد نیاز بشر به عنوان جامعۀ بشری است. این عبارت «عِلمَ ما یَأتی» که از نهج‌‌البلاغه خواندیم، یعنی برآورندۀ ‌نیازهای همۀ بشر و همۀ آینده «عِلمَ ما یَأتی». در تمام ادواری که بشر در این کرۀ خاکی زندگی می‌کند، قرآن نیازهای ‌او را تأمین می‌کند و پاسخ می‌دهد؛ «عِلمَ ما یَأتی» یعنی این. دوای دردهای بزرگ جوامع بشری است. «وَ نَظمَ ما بَینَکُم»؛ نظام ‌اجتماعی، ارتباطات بشری، ارتباطات جوامع، اینها همه در قرآن است. قرآن را بشناسیم. 
ج) تشویق‌کنندۀ انسان به ظلم‌ستیزی
قرآن مخالف با ظلم است؛ ازاین‌رو انسان‌ها را به مقابلۀ با ظلم تشویف می‌کند؛ «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون‌»،  قرآن بیدارکنندۀ مردم است. 
د) پاسخ‌دهنده به نیازهای زندگی انسان 
قرآن معجزۀ پیغمبر است. دین پیغمبر دین ابدی است، معجزۀ او هم بایستی ابدی باشد؛ یعنی چه ابدی؟ یعنی اینکه ‌شما هر وقتی از دوران طولانی تاریخ تا آن وقتی که این دین برپاست، یعنی تا ابد، در هر دوره‌ای معارف مورد نیاز خودتان را ‌برای زندگی بتوانید از قرآن پیدا کنید؛ زندگی یعنی چه؟ زندگی یعنی همان معنای وسیع زندگی: زندگی معنوی، زندگی ‌متعالی الهی، زندگی مادّی، خانواده، حکومت، ارتباطات اجتماعی، تا اتّصال به خدای متعال؛ آن صحنۀ وسیع و گسترۀ ‌عظیم زندگی انسان اینهاست‌. ‌قرآن باید بتواند و می‌تواند که دربارۀ همۀ این محدودۀ عظیم پاسخ بدهد به سؤالات ‌شما و راهنمایی کند به معارف بلند الهی. عالی‌ترین مفاهیم مربوط به زندگی انسان را قرآن می‌تواند به ما معرّفی کند که ‌البتّه این، با تعلّم و تفقّه به دست می‌آید؛ این را فراموش نکنید.  
3. اعتقاد راسخ به نصرت و همراهی خداوند
ازآنجاکه خداوند خالق همۀ عالم است، به طور طبیعی با همه موجودات هست و تدبیر امور آنان را دارد؛ همان‌گونه که در آیات زیادی به آن تصریح شده است. بنابراین معیّتی که با اهل تقوی دارد که می‌فرماید: «وَاتَّقوااللهَ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقین»  یک معیّت ویژه و به معنای حمایت و دفاع از آنان در همۀ امور است؛ همچنان‌که می‌فرماید: «اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنوا»  و از این نوع معیت، همان است که در چند مورد در قرآن به آن تصریح شده است؛ حضرت ابراهیم را وقتی نمرودیان خواستند در آتش بیندازند (یا انداختند)، فرشتگانی خدمت او حاضر و عرض کردند از ما کمک می‌خواهی؟ فرمود: خیر خدای من با من است و مرا یاری خواهد کرد؛  موسی وقتی همراه بنی‌اسرائیل با تعقیب فرعون و سپاهیانش به رود نیل رسیدند و بنی‌اسرائیل گفتند دیگر راه نجاتی نیست، موسی فرمود: هرگز چنین نیست پروردگارم با من است و مرا به سوی نجات هدایت می‌کند: «فَلَمّا تَراءَالجَمعانَ قال اَصحابُ موسی اِنّا لَمُدرَکُون قال کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهدین». 
از همین قبیل است معیت خداوند با رسول خدا که وقتی از مکه هجرت کرد و مورد تعقیب مشرکان قرار گرفت و به غار با همراهش پناه بردند، در جواب همراهش که ترسیده بود و فکر می‌کرد که دیگر راه نجاتی نیست، پیامبر به او فرمود: «لا تَحزَن اِنَّ اللهَ مَعَنا فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلَیه». 
امام شهید با بهره‌گیری از آیات نورانی قرآن و با اعتقاد راسخ به نصرت و معیت خداوند، مکرر به این نکته قرآنی گوشزد می‌کرد و به جامعه اسلامی امید می‌داد و می‌فرمود: «نگذارید قدرت درونی ایمان و همّت عالیِ شما را دشمن با ترفندهای خودش از بین ببرد؛ محکم بِایستید، به خدا توکّل کنید و خدای متعال ان‌شاءالله با شماست؛ "اَنَّ اللهَ مَعَ المُتَّقین:  خدا با اهل تقواست"، خدا با اهلِ حرکتِ در راه اوست و مجاهدین را ان‌شاءالله نصرت خواهد داد».  در سخنی دیگر فرمود: «وقتی حضرت موسی بنی‌اسرائیل را برداشت و شبانه به طرف دریا حرکت کردند که از آنجا بگریزند و بروند، حالا فردایش بود، پس‌فردایش بود، درست در تاریخ مشخّص نیست، فرعونی‌ها فهمیدند، اینها را دنبال کردند؛ منتها آنها پیاده و با زحمت، اینها با اسب و سواره؛ وقتی که نزدیک ‌شدند و دیده می‌شدند، "فَلَمَّا تَراءَا الجَمعان"،  اصحاب موسی رو کردند به موسی گفتند: "اِنّا لَمُدرَکون: الان می‌آیند ما را می‌گیرند"؛ پدرمان درآمد؛ حضرت موسی فرمود: کَلّا: هرگز! "اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین"، خدا با من است. این سنّت الهی است».
آن امام شهید درباره نقش تقوا و پاکی در جلب نصرت و معیت الهی فرمود: 
وقتی شما اهل تقوا بودید، پاکدامن بودید، رعایت امر و نهی الهی را کردید، خدا با شماست. وقتی خدا با انسان است؛ یعنی پیروزی با انسان است، موفقیّت با انسان است، شادکامی با انسان است، بهجت معنوی با انسان است. من مؤکّداً‌ شما جوان‌ها را که الحمدلله شماها پاکید، شماها پیراسته هستید، هنوز گرفتار مشکلات امثال ماها نشدید، توصیه می‌کنم تا از این پاکی، از این صفا، از این نورانیّت هر‌چه می‌توانید استفاده کنید. خدای متعال را در دل خودتان، در ذهن خودتان، در عمل خودتان همواره همراه داشته باشید. ان‌شاءالله پیش خواهید رفت. 
ایشان درباره اعتقاد ملت سرافراز ایران به نصرت الهی و نمونه‌های امداد الهی در چهل سال گذشته نظامی اسلامی می‌فرمودند: 
ما مورد ظلم هستیم، مظلومیم، امّا ضعیف نیستیم؛ ما مقتدریم. بخش اصلی و مهمّ قوّت ملّت ایران به خاطر اعتقاد به حمایت الهی است؛«قالَ لا تَخافا إِنَّني‏ مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى»؛ خدای متعال با ماست، دارد کمک می‌کند؛ نشانه‌اش هم همین چهل‌سالی است که این همه علیه ما توطئه کرده‌اند، این همه فشار آورده‌اند، جنگ راه انداخته‌اند، فتنه راه‌ انداخته‌اند، نفوذ درست کرده‌اند، عوامل تروریستی را به جان مردم انداخته‌اند، هزار کار زشت و خیانت‌آمیز با این ملّت انجام داده‌اند، این ملّت مثل کوه ایستاد و روزبه‌روز هم استوارتر شد؛ امروز هم از ده سال پیش، بیست سال پیش قوی‌تر، قدرتمندتر و استوارتر است. 
4. عدالت‌محوری و رفع تبعیض
یکی از مهم‌ترین و شاید بتوان گفت مهم‌ترین هدف میانیِ بعثت پیغمبران، عدالت است؛ همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: «لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّنتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکـِتبَ وَ المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسط»؛  اصلاً هدف ارسال رسل و انزال کتب این بود که قیام به قسط بشود، جامعه قائم به عدل و قسط باشد. در قرآن کریم از قول پیغمبر [می‌فرماید]: «وَ اُمِرتُ لِاَعدِلَ بَینَکُم»؛  این هم امر خداست که بایستی عدالت انجام بگیرد. همۀ عقلای عالم هم البتّه این را قبول دارند؛ یعنی حتّی ظالم‌ترین قدرت‌های عالم و عناصر شریر عالم نمی‌توانند منکر حُسن عدالت بشوند؛ حتّی بعضی‌ها با وقاحت تمام، ادّعای عدالت هم می‌کنند، در‌حالی‌که ظالم‌اند. قرآن کریم عدالت را حتّی در مورد دشمنان لازم می‌داند؛ این کسی که دشمن ماست، در مورد او بی‌عدالتی نباید بکنیم: «وَ لا یَجرِمَنَّکُم شَنَئانُ قَومٍ عَلی اَلّا تَعدِلُوا اِعدِلوا هُوَ اَقرَبُ لِلتَّقوی»؛  با دشمن هم حتّی بایستی شما با عدالت رفتار بکنید. بنابراین این هم یک وظیفۀ دیگر است و [مخاطب] این هم باز در درجۀ اوّل ما مسئولین هستیم. شما هر تصمیمی که می‌گیرید، هر مقرّره‌ای که انجام می‌گیرد، چه در مجلس شورای اسلامی که قانون تصویب می‌کنید، چه در دولت، چه در بخش‌های مدیریّتی گوناگون دیگر در سراسر کشور، یکی از مهم‌ترین چیزهایی که مورد‌نظر قرار می‌دهید، باید مسئلۀ عدالت باشد که آیا این بر طبق عدالت است یا نیست. 
عدالت‌محوری و مبارزه با تبعیض را می‌توان در بیانات مقام معظم رهبری خطاب به مسئولان کشور مشاهده کرد؛ توصیه به مسئولان در مورد فراهم‌آوردن فرصت‌های برابر برای همه مردم در زمینه بهره‌مندی از مواهب مادی، تأکید بر مبارزه با مفاسد اقتصادی، سفارش مکرر به نمایندگان مجلس در خصوص لحاظ‌‌نمودن حق محرومان در قوانین، توصیه مکرر به قوه قضائیه برای اجرای عدالت و نام‌گذاری دهه چهارم انقلاب به نام عدالت و توسعه، نمونه‌هایی از عنایت ویژۀ معظم‌له به مقوله عدالت بوده است.
6. ساده‌زیستی و قناعت‌ورزی
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «ای پیامبر، به همسرانت بگو اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می‌خواهید، بیایید با هدیه‌ای شما را بهره‌مند سازم و شما را به طرز نیکویی رها کنم».  این آیۀ شریفه، در بیان ساده‌زیستی یک رهبر جامعه اسلامی است که زندگی رهبر مسلمانان باید ساده باشد؛ ازاین‌رو نباید تحت تأثیر تقاضاهای نابجای همسرش قرار گیرد. رهبر جامعه اسلامی افزون بر ساده‌زیستی خود، خانواده و فرزندان او هم باید دارای چنین ویژگی‌هایی باشند.
رهبر فرزانه و شهیدمان با الهام از این آیه کریمه کوشیدند نهایت زهد و ساده‌زیستی را هم در زندگی خود و هم خانواده خویش رعایت کنند؛ از‌این‌رو می‌فرمودند: «من مردم را به قناعت دعوت می‌کنم. قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندی که می‌داند آینده خود را با قناعت تأمین می‌کند».  مرحوم حاج احمد‌آقا خمینی دربارۀ سادگی زندگی رهبر معظم انقلاب می‌فرمودند: «بر خود واجب می‌دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای بسیار ساده است؛ نه از باب این که رهبر عزیز انقلابمان به این حرف‌ها نیازی داشته باشد، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلابی ایران بگویم».  
مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای خلف صالح آن امام شهید درباره ساده‌زیستی رهبرشهید نکاتی را فرمودند که در این بخش به آن اشاره می‌شود. 
الف) اجاق گاز قدیمی
اجاق‌گاز خانۀ رهبر از همین اجاق‌های سه‌شعلۀ قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. هنوز اجاق‌گازشان همان سه‌شعلۀ قدیمی است که روی میز می‌گذارند. مادر به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی‌شود.
ب) تلویزیون قدیمی بدون فیش
تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاهِ گیرنده به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم؛ دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد. بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می‌گیرد، به خانۀ آقا آمد. 
ج) صندلی‌های پلاستیکی 
آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند؛ امّا صندلی‌ و میزی که در خانۀ آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛مثل مغازه‌هایی که می‌خواهند بدون هیچ هزینۀ اضافه‌ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند.َ
د) تخت از سال ۶۰ تا امروز
تختی که آقا روی آن می‌خوابیدند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن روی این تخت خوابیده‌اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می‌کنند.
امیدواریم خداوند سبحان به همه ما به‌ویژه به حکمرانان و مدیران کشور توفیق درس‌آموزی از زندگی سرشار از ارزش‌های قرآنی آن امام شهید و زاهد را عنایت فرماید.
کتاب‌نامه
قرآن کریم
نهج‌البلاغه
1.    مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفا،1404 ق.
2.    نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، تهران: نشر نی، 1366 ش.
3.    فاضل قانع، حمید، سبک زندگی بر اساس آموزه‌های اسلامی، قم: مرکز پژوهش‌های صدا‌و‌سیما، 1392 ش.
4.    پورامینی، محمدباقر، سبک زندگی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1394 ش.
5.    سایت مقام معظم رهبری.