محراب
چاپ / ذخیره PDF

ره توشه، ششم محرم، تاریخچه عزاداری: از سیره معصومان علیهم‌السلام تا ایران امروزی

نسخه چاپی متن از سایت محراب

تاریخچه عزاداری: از سیره معصومان علیهم‌السلام تا ایران امروزی
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی محسنی*
اشاره
روایات بسیاری از معصومان در تشویق به برگزاری عزای سالار شهیدان و بیان اجر معنوی آن صادر شده است. در سیرۀ معصومان نیز نمونه‌های متعددی نشان می‌دهد که هرگاه شرایط اجازه می‌داد، عزاداری می‌کردند و گاهی از جانب آنها مجلس عزا برگزار می‌شد و گاهی عزاداران و شاعران مرثیه‌گو را تکریم می‌کردند. از همان سال اول شهادت اباعبدالله الحسین، عزاداری برای شهیدان کربلا آغاز شد و شیعیان همواره عزاداری می‌کردند؛ اما ازآنجاکه خلفای عباسی اجازۀ برپایی این عمل به شکل عمومی را نمی‌دادند، جلسات عزاداری خصوصی برگزار می‌شد و هر زمان که شرایط ایجاب می‌کرد، شیعیان اقامه عزا می‌کردند. 
ایرانیان از همان ابتدای اسلام به اهل‌بیت علاقه‌مند شدند؛ زیرا رفتار حضرت علی با آنها عادلانه و برادرانه بود. این رفتارها گرایش ایرانیان به اهل‌بیت را در پی‌ داشت؛ ازاین‌رو پس از شهادت امام حسین تا حد امکان در قیام‌های برای خونخواهی امام حسین شرکت می‌کردند و از همان آغاز خود را عزادار حادثه عاشورا می‎دانستند. 
عزاداری حسینی در گفتار و رفتار معصومان
سوگواری و عزاداری برای از‌دست‌دادن عزیزان؛ عملی فطری است؛  اما این عمل برای از‌دست‌دادن اولیای الهی، نزد خدا اجر دارد. بر اساس گزارش‌های تاریخی، پیشینۀ عزاداری به زمان پیامبر برمی‎گردد؛ برای نمونه در گزارشی آمده است پس از غَزوه اُحد، زنان مدینه برای کشته‌هایشان سوگواری می‌کردند. پیامبر با دیدن این صحنه گفت: حمزه گریه‌کنی ندارد؛ ازاین‌رو زنان برای حمزة بن عبدالمطلب هم سوگواری کردند.  
فراق معصومان برای پیروان آنها بسیار سخت است؛ اما شهادت امام حسین و یاران باوفایش در روز عاشورا حادثه‌ای منحصربه‌فرد است که عزاداری و احیای امر و زنده‌نگه‌داشتن آن را معصومان سفارش کرده‌اند؛ بر همین اساس روایات بسیاری از معصومان بیان‌کنندۀ اجر اخروی فراوانی برای این امر است؛ از جمله امام رضا به ریان بن شبیب می‌فرماید: «ای پسر شبیب، اگر برای چیزی گریه می‌کنی، برای حسین بن علی گریه کن... . ای پسر شبیب، اگر چنان بر حسین گریه کنی که اشک‌هایت بر گونه‌ات جاری شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگت را می‌بخشد».  
ائمه خود نیز بر این امر مبادرت می‌ورزیدند. بنا بر روایتی از امام رضا، امامان و اهل‌بیت آن‌قدر در رثای امام حسین گریه کردند که پلک‌هایشان زخم شد، اشکشان جاری گردید و اندوه و گرفتاری بسیاری برایشان در پی داشت.  در ادامه به برخی از نمونه‌های تاریخی اشاره می‌شود. 
امام سجاد 
امام سجاد در زمان امامت خود همواره درصدد زنده‌نگه‌داشتن حماسه کربلا بود و از هر فرصتی برای عزاداری استفاده می‌کرد و همواره می‌کوشید یاد و خاطرۀ شهیدان کربلا را زنده نگه دارد. این امام بزرگوار در مصیبت پدرش، چهل سال گریست؛ درحالی‌که روزها روزه‌دار و شب‌ها شب‌زنده‌دارى مى‌کرد. هنگام افطار که غذا برایش می‌بردند، مى‌فرمود: «پسر پیامبر در حالی به شهادت رسید که گرسنه بود؛ در‌حالی‌که تشنه بود، به شهادت رسید و پیوسته این مسئله را تکرار می‌کرد و گریان می‌شد تا اشک چشمش با غذا آمیخته مى‌شد و این وضعیت تا آخر عمرشان برقرار بود تا به شهادت رسید». 
شاید امام سجاد نخستین کسی باشد که عزاداران حسینی را اطعام کرده است؛ زنان بنی‌هاشم همواره عزادار بودند و در عزاداری امام حسین به سوگ می‎نشستند.  در این هنگام امام زین‌العابدین با آن جایگاه رفیع، برای آنها غذا طبخ می‌کرد. 
حضرت آن‌قدر در عزای پدر سوگواری و گریه کرد که امام صادق ایشان را یکی از «بکائین پنج‌گانه: زیاد گریه‌کنندگان» معرفی می‌کرد.  به ایشان عرض کردند: یابن رسول‌الله، آیا هنوز پایان حزن و اندوه شما فرانرسیده است؟ فرمود: یعقوب دارای دوازده فرزند بود؛ خداوند یکی از آنان را از جلوی چشمش دور و پنهان نمود؛ (درحالی‌که) فرزندش حیات داشت، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد؛ اما من در جلوی چشمانم شاهد بودم که پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل‌بیتم و گروهی از یاران پدرم را به قتل رساندند و سرهایشان را از تن جدا کردند؛ چگونه اندوه من پایان یابد؟ 
حضرت سجاد گاهی تشنگی کربلا را به یاد می‌آورد و می‌فرمود: «چرا گریه نکنم؛ درحالی‌که پدرم را از آبی منع کردند که برای تمام درندگان و حیوانات آزاد بود؟»  
امام صادق
زید الشحّام از اصحاب امام صادق می‌گوید روزی نزد ایشان بودیم که جعفر بن عثمان وارد شد و نزدیک امام نشست. امام به او فرمود: شنیده‌ام که تو درباره حسین شعر می‌گویی. جعفر گفت: آری. با درخواست امام، جعفر اشعاری در رثای امام حسین خواند و امام و جمع حاضر گریه کردند. اشک بر چهرۀ امام جاری گشت و فرمود: «ای جعفر، فرشتگان مقرّب الهی سخن تو را شنیدند و گریه کردند؛ همچنان‌که ما گریه کردیم. سپس فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ قَالَ فِی الْحُسَیْنِ شِعْراً فَبَکَى وَ أَبْکَى بِهِ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ وَ غَفَرَ لَهُ: کسی که برای حسین شعر بگوید، خود گریه کند و دیگران را بگریاند، خدا بهشت را بر او واجب می‌کند و گناهانش را می‌آمرزد».  
مرثیه‌خوانی به نام هارون مکفوف نیز نقل می‌کند به محضر آن حضرت شرفیاب شدم، فرمود: برایم مرثیه بخوان. برایش خواندم. فرمود: «لا، کَما تَنْشِدُونَ وَ کَما تَرْثِیهِ عِنْدَ قَبْرِهِ: این‌ نمى‌خواهم، آن‌گونه که در کنار قبر آن حضرت مرثیه مى‌خوانید، بخوان» و من خواندم: «أُمْرُرُ عَلى جَدَثِ الْحُسَیْنِ . فَقُلْ لَأَعْظُمِهِ الزَّکِیَّهِ: از کنار قبر حسین گذر کن و به آن استخوان‌هاى پاک او بگو ...»؛ دیدم آن حضرت به گریه افتاد، سکوت کردم؛ ولى فرمود: ادامه بده. 
امام کاظم
امام رضا دربارۀ سیره عزاداری پدرشان موسی بن جعفر برای حادثه جان‌گداز کربلا می‌فرمایند: «هرگاه ماه محرم شروع می‌شد، پدرم موسی بن جعفر را خندان نمی‌دیدیم و عزادار بود تا اینکه اوج مصیبت او در روز عاشورا بود و می‌فرمود امروز روزی است که حسین به شهادت رسید». 
امام رضا
دعبل خزاعی می‌گوید در ایام عزای امام حسین محضر حضرت رضا رسیدم، فرمودند: «... یَا دِعْبِلُ أُحِبُّ أَنْ تُنْشِدَنِی شِعْراً فَإِنَّ هَذِهِ الْأَیَّامَ أَیَّامَ حُزْنٍ کَانَتْ عَلَیْنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ أَیَّامَ سُرُورٍ کَانَتْ عَلَى أَعْدَائِنَا خُصُوصاً بَنِی أُمَیَّهَ یَا دِعْبِلُ مَنْ بَکَى وَ أَبْکَى عَلَى مُصَابِنَا وَ لَوْ وَاحِداً کَانَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ:  ای دعبل، دوست دارم برایم شعری بسرایی؛ زیرا این ایام، روزهای اندوه و ماتم ما و شادی دشمنان ما به‌ویژه بنی‌امیه است. ای دعبل، کسی که گریه کند یا دیگران را بر مصایب ما بگریاند، حتی اگر یک نفر باشد، اجر او بر خدای متعال است».
حضرت مهدی
بی‌شک امام زمان سیره پدران بزرگوار خود را استمرار بخشید و بر جد بزرگش حسین بن علی می‌گرید؛ چنان‌که در زیارت «ناحیۀ مقدسه» آمده است آن حضرت خطاب به جدشان امام حسین می‌فرماید: «لَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ‏ بَدَلَ‏ الدُّمُوعِ‏ دَماً:  هر صبح‌گاه و شام‌گاه بر تو ای جد بزرگوار می‌گریم و آن‌چنان گریه می‌کنم که به جای اشک، خون از چشمانم جاری شود».
بنابراین عزاداری ریشه در آموزه‌های اسلامی دارد و امامان معصوم هم خود به اقامه آن می‌پرداختند و هم مردم را به برپایی آن تشویق می‌کردند.
علاقه ایرانیان به امام حسین
علاقه ایرانیان به اهل‌بیت تاریخچه‌ای به درازای تاریخ اسلام دارد. این علاقه از صدر اسلام آغاز شد و در طول تاریخ ادامه یافت تا به امروز که ایرانیان پرچم‌دار اسلام و شیعه امیرالمؤمنین علی هستند. این علاقه ریشه در رفتار عدالت‌محور اهل بیت داشته است؛ از جمله هنگامی که دو زن یکی عرب و دیگری عجم برای دریافت سهم بیت‌المال خدمت حضرت رسیدند، امام به هر دو مساوی عطا کرد، اما بانوی عرب زبان به اعتراض گشود؛ حضرت علی فرمود: «من برای فرزندان اسماعیل در این مال برتری بر فرزندان اسحاق نمی‌بینم»؛  کنایه از اینکه همه با هم برابرند و عرب بر عجم برتری ندارد. این شیوه، گرایش ایرانیان به امیرالمؤمنین علی را در پی داشت. 
ایرانیان در بیشتر معادلات تاریخی در سمت اهل‌بیت قرار داشتند؛ ازاین‌رو هنگامی که مختار پرچم «یالثارات الحسین» را برافراشت،  ایرانیان چنان زیر این پرچم جان‌فشانی کردند که در سپاه ابراهیم بن مالک اشتر به‌ندرت کسی پیدا می‌شد که عربی صحبت کند؛ زیرا همه فارس‌زبان بودند.  همچنین هنگامی که یحیی بن زید نوه امام حسین در خراسان به شهادت رسید، در شرق ایران همه نوزادهای پسر را یحیی نامیدند.  آنان سیاه بر تن کردند و تا هنگام قیام ابومسلم این لباس عزا را از تن بیرون نکردند.  ابومسلم نیز بر موج این علاقه سوار شد و با شعار «یالثارات الحسین» ضد بنی‌امیه قیام کرد.  خراسانیان ابتدا یک هفته عزاداری کردند  و سپس با پیوستن به ابومسلم، دودمان بنی‌امیه را تار‌و‌مار کردند و آنها را از تخت خلافت به پایین کشیدند.  
تاریخچۀ عزاداری ایرانیان در عزای حسینی
ریشۀ عزاداری ایرانیان برای امام حسین به فرهنگ حقیت‌جوی ایرانی بر‌می‎گردد که در مکتب اهل‌البیت غنا و ارتقا یافت؛ اما این سنت حسنه، الگوبرداری از عزاداری‌های پیش از اسلام در ایران باستان نیست. متأسفانه وهابیت درصدد است این سنت حسنه را برگرفته از رسوم ایران پیش از اسلام بدانند و برخی نیز در داخل کشور به آن دامن می‌زنند؛ از جمله نخل‌گردانی که نشانۀ محمل و کجاوۀ کاروان حسینی است را به داستان‌های افسانه‎ای پیش از اسلام مرتبط می‌کنند.  در‌حالی‌که مراسم عزاداری به ایرانیان اختصاص ندارد و هرجا شیعیان به قدرت رسیدند، با تمسک به امامان در پی احیای عزای حسینی بودند و ایران نیز بخشی از آن بود. بر همین اساس در هرجا با توجه به فرهنگ و مقتضای محیطی، نوعی از عزاداری رواج یافت؛ برای مثال در اردبیل تشت‌گذاری و در اردکان نخل‌گردانی. 
سلسلۀ صفویه را نیز نمی‌توان مؤسس عزاداری‎ها بر اهل‌بیت دانست و کسانی که چنین ادعایی می‌کنند، از تاریخچۀ عزاداری برای امام حسین در دوران قبل از صفویه در ایران آگاهی ندارند؛ چراکه ایرانیان پیش از صفویه نیز به این امر اهتمام داشتند. ایرانیان به اهل‌بیت علاقه‌مند بودند؛ ازاین‌رو هنگامی که اهل‌بیت به پیروان خود توصیه کردند برای امام حسین عزاداری کنند، ایرانیان به همراهی دیگر مسلمانان و شیعیان جزء نخستین کسانی بودند که به ندای اهل‌بیت لبیک گفتند. ایرانیان هرگاه که قدرت پیدا می‌کردند و زمینه فراهم می‌شد یا به انتقام از خون امام حسین اقدام می‎کردند یا به عزاداری برای شهیدان کربلا می‎پرداختند. 
هفتصد سال قبل از صفویه، آل‌بویۀ شیعی ـ ایرانی در ایران و سپس عراق به قدرت رسیدند و بر بغداد مسلط شدند. یکی از امیران آنها به نام معزالدوله دیلمی، روز عاشورای سال ۳۵۲ قمری عزای عمومی اعلام کرد و از مردم خواست که جامه سیاه بر تن کنند؛ ازاین‌رو زنان چهره سیاه کردند، از خانه‎ها خارج شدند و بر سر و صورت خود می‌زدند و در عزای امام حسین می‌گریستند. 
به دستور امیر آل‌بویه، روز عاشورا تعطیلی عمومی اعلام شد؛ ازاین‌رو در بازارها چادرهایی برپا کردند و مراسم عزاداری برگزار شد.  البته این اختصاص به ایران نداشت که عزاداری آنان را ادامۀ عزاداری‌های پیش از اسلام بدانیم؛ زیرا در مصر نیز در سال ۳۶۳ قمری؛ المعز لدین‌الله خلیفه فاطمی در روز عاشورا بازارها را تعطیل کرد و مردم به همراه لشکریان و کشوریان بعد از عزاداری در جامعه الازهر به سوی مشهد رأس الحسین می‌رفتند و در آنجا به عزاداری و خواندن شعر و نوحه می‌پرداختند.  عزاداری دولت‌مردان در قصر خلفا و مردم عادی بر سر مزار ام‌کلثوم دختر حضرت علی و سیده نفیسه (نواده امام حسن مجتبی) برقرار بود. 
در دوره سلجوقیان نیز عزاداری در ایران برقرار بود  و این مراسم در شهرهای مختلف ایران برگزار می‌شد. در دورۀ تیموریان نیز در هرات و در ماه محرم، برای امام حسین عزاداری می‌کردند و حتی شاهزادگان و امرا نیز در آن مراسم شرکت داشتند.  همین امر سبب شد عزاداری در شرق ایران به‌مثابۀ یک سنت دایر ادامه یابد و بزرگان هرات از ملاحسین کاشفی خواستند متنی جامع و فارسی برای ذکر مصایب امام حسین بنگارد.  ملاحسین نیز در قرن نهم و پیش از به‌قدرت‌رسیدن صفویه، کتاب روضة الشهداء را تألیف کرد که بدون اغراق مهم‌ترین کتاب در تاریخ عاشورا از حیث تأثیرگذاری و شهرت تا آن زمان بود. این کتاب و دلیل تألیف و استقبال بی‎نمونه از آن در جای‌جای ایران، سند مهمی است که مجالس سالانه سوگواری عاشورا به شکل بسیار حادّ در آن زمان رایج بوده است.  این کتاب در جامعۀ ایرانی چنان نشر و توزیع شد که نام مجلس امام حسین را از تعزیه و مرثیه‌خوانی به «روضه‌خوانی» تغییر داد و مرثیه‌خوانان به «روضه‌خوانان» مشهور شدند. از تأثیرات این کتاب، ایجاد موج اهل‌بیت‌دوستی بیشتر در ایران بود  و این کتاب موجی ایجاد کرد که صفویه بر آن سوار شد. حتی تأثیر این کتاب تا هند پیش رفت و دولت مغولان و گورکانیان هند مراسم عزاداری برای امام حسین را برپا می‌داشتند.  

کتاب‌نامه
1.    ابن‌جوزی، عبدالرحمن، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، حیدرآباد دکن: دائرةالمعارف العثمانیه، ۱۳۵۸ ق.
2.    ابن‌خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۳۹۱ ق.
3.    ابن‌شهرآشوب، محمد بن على، مناقب آل‌ابی‌طالب، قم: علامه، ۱۳۷۸ ق.
4.    ابن‌قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، مصحح: عبدالحسین امینی، نجف: دارالمرتضویه، ۱۳۵۶ ش.
5.    ابن‌کثیر، اسماعیل، البدایه و النهایه، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.
6.    ابن‌مشهدى، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مصحح: جواد قیومى اصفهانى، قم: دفتر انتشارات اسلامى، ۱۴۱۹ ق.
7.    اسفزاری، معین‌الدین محمّد، روضات الجنّات فی وصاف مدینه هرات، به کوشش محمّد اسحاق، [بی‌جا]: مطبعه زرپاسری، [بی‏تا].
8.    برقی، احمد، المحاسن، مصحح: جلال‌الدین محدث، چ 2، قم: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ ق.
9.    بغدادی، محمد بن حبیب، کتاب المحبر، تحقیق: الیزه لیختن شتیتر، بیروت: دارالافاق الجدیده، [بی‌تا].
10.    تشدیدی، امرالله، عملیات در اتاق بزرگ، اردکان: [بی‌نا]، ۱۳۷۸ ش.
11.    ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق: جلال‌الدین حسینی ارموی، تهران: انجمن آثارملی، ۱۳۵۳ ش.
12.    جعفریان، رسول، «ملاحسین واعظ کاشفی و کتاب روضه الشهداء»، دوماهنامه آینه پژوهش، ش ۳۳، ۱۳۷۴ ش.
13.    جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، تهران: علم، ۱۳۹۰ ش.
14.    جعفریان، رسول، تأملی در نهضت عاشورا، قم: انتشارات انصاریان، ۱۳۸۱ ش.
15.    دینوری، احمد، الاخبار الطوال، قم: منشورات الرضی، ۱۳۶۸ ش.
16.    سبحانی، جعفر، بحوث قرآنیه فی توحید و الشرک، قم: مؤسسه امام صادق، ۱۴۱۹ ق.
17.    سعادت، مصطفی، «رابطه تابوت‏واره نخل‏ با درخت خرما»، فصلنامۀ فرهنگ یزد، دوره ۱، ش 4، ۱۳۹۸ ش. 
18.    شیخ صدوق، محمد بن علی، الامالی، چ 6، تهران: کتابچى، ۱۳۷۶ ش.
19.    __________________، عیون اخبار الرضا، تحقیق و تصحیح: مهدی لاجوردی، تهران: نشر جهان، ۱۳۷۸ ق.
20.    شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم: دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق.
21.    ___________________، تهذیب الأحکام، مصحح: حسن الموسوى خراسان، چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق.
22.    الطباطبائی، سیدعبدالعزیز، معجم اعلام‏ الشیعه، قم: مؤسسه آل‌‏البیت، ۱۴۱۷ ق.
23.    طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دارالتراث، ۱۳۸۷ ش.
24.    کشی، محمد، رجال کشی، مصصح: مهدی رجایی، قم: مؤسسة آل‌البيت‏،‏ ۱۳۶۳ ش.
25.    مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، [بی‌تا].
26.    محسنی، مصطفی، «رابطه اهل‌بیت علیهم السلام با ایرانیان»، فصلنامه علمی تخصصی پاسخ، س 7، ش ۲۶، ۱۴۰۱ ش، ص ۸۵ – ۱۰۰.
27.    مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: اسعد داغر، چ 2، قم: دارالهجره، ۱۴۰۹ ق. 
28.    مقریزی، احمد بن علی، إتّعاظ الحنفاء بأخبار الأئمه الفاطمیین الخلفاء، قاهره: وزاره الاوقاف، ۱۴۱۶ ق.
29.    هالیستر، جان نورمن، تشیّع در هند، ترجمه: آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۳ ش.