محراب
چاپ / ذخیره PDF

ره توشه، ششم محرم، بررسی شخصیت حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای«دام‌ظله» با رویکرد تحلیل گفتمان

نسخه چاپی متن از سایت محراب

بررسی شخصیت حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای«دام‌ظله» با رویکرد تحلیل گفتمان
منصوره مؤدب*
اشاره
نهم اسفند ۱۴۰۴، نه‌تنها در تقویم مبارزات ملت ایران صفحه‏ای خونین نگاشته شد، بلکه در تقویم قلوب ولایت‌مدار مردمان ایران‌زمین واقعه‌ای بس جانکاه رقم خورد؛ قلدران سیه‌روی عالم ابرمردی را به آرزوی دیرینه‌اش رساندند که نه‌تنها رهبر محبوب سرزمین سلمان بود، بلکه بر جفرافیای قلوب تمام آزادی‌جویان عالم رهبری وحکومت می‌کرد. آنها در خیال خام و باطل خود شادمانی می‌کردند که با شهادت امام شهید «نه پدر هست، نه تفنگ پدری»؛ اما ملت غیور ایران به مدد الطاف کریمانۀ حق بی‌درنگ به دشمنان فهماندند که «هم پدر هست هنوز، هم تفنگ پدری» و هم باورهایی که پدر در قلب فرزندان عاشقش حک کرده است؛ باورهایی که در پی وداع غم‌بار پدر در این روزهای غمینِ حزن‌آلود، مرهم سینۀ ‌سوخته و چشمِ به‌خون‌نشستۀ فرزندانش است؛ باورهایی که ریشه در سنت‌های الهی و آیات نابی چون «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثلِها»؛  و «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»  دارد. چه زیبا بعداز هجرت خونینش، دست شکست‌ناپذیر الهی با انتخاب حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در جایگاه امام تازه‌نفسِ انقلاب عیان شد و شهد شیرین تحققِ همۀ این آیات را به کام جان مردم صبور ایران چشاند.
در این مدت اندک رهبری بابرکت ایشان، چند متن از ایشان منتشر شده است: نخستین پیام رسمی (بیست‌و‌یکم اسفند ۱۴۰۴، پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵، پیام به مناسبت چهلمین روز شهادت امام شهید و ...). این سه متن، در‌حقیقت نقشِ‌برجسته‌ای از جهان‌بینی، روش و افقِ رهبرِ جدید هستند. از چند روزنه می‌توان به متنِ پیام‌های ایشان نظر کنیم تا با شخصیت ایشان بیشتر آشنا شویم.  
الف) تداومِ گفتمان
هر گفتمانی دربرگیرندۀ زنجیره‌ای از حقایقی است که حلقه‌های آن را زمان، وقایع و رخدادها به هم پیوند می‌دهد؛ گفتمانِ انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. رهبرِ شهید آن را با خونِ پاک خود آبیاری کرد و به بار نشاند و اکنون، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، به‌مثابۀ «امتدادِ عینیِ همان حقیقت»، بر کرسیِ رهبری تکیه زده است.
1. تصریح به ارثِ معنوی: ایشان در همان بندهای آغازینِ نخستین پیام رسمی، کرسیِ رهبری را «محلِّ جلوس دو پیشوای عظیم‌الشأن، خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید» معرفی می‌کند و می‌گوید: «برای بنده تکیه‌زدن بر جایی که محلّ جلوس دو پیشوای عظیم‌الشّأن، خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید بوده، کاری سخت است؛ زیرا این کرسی سابقۀ جلوس کسی را داراست که بعد از بیش از شصت سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذایذ و راحتی‌ها، به گوهری تابناک و چهره‌ای ممتاز، نه‌فقط در عصر حاضر، بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شُکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود».  این جمله نه یک تعارفِ تشریفاتی، که اعترافی است به «سنگینیِ امانت».
2. تأکید بر «مردم‌سالاری دینی» به‌مثابۀ اصلِ گفتمانِ انقلاب: حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای سومین رهبرِ انقلاب، بر اصلی دیگر بر گفتمان انقلاب تأکید دارند و آن اصل «مردم سالاری دینی» است که این اصل را نه در مقام شعار، که در مقام «جمهوریّت و اسلامیّت»  باز نگارش می‌کنند. ایشان در پیام اول خویش می‌نویسند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. آیه‌ای که در صدر این نوشتار آوردم،  به این معناست که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود، مگر اینکه از ناحیۀ حضرت حق (جلّ و علا)، مثل یا برتر از آن به جایش داده شود. مناسبتِ استفاده از این آیۀ شریفه این نیست که این بنده در حدّ رهبر شهید باشم؛ چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم، بلکه جهت ذکر آیۀ مبارکه، توجّه‌دادن به نقش به‌جا و پُررنگ شما ملّت عزیز است. اگر آن نعمت عظمیٰ از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضور عمّارگونۀ ملّت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ‌یک از دستگاه‌های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت».  این تداوم همان گفتمان امام شهیدمان است که می‌فرمودند: «متن این انقلاب، جمهوریّت و اسلامیّت است؛ هم جمهوریّت، هم اسلامیّت؛ لذا امام اعلان کرد جمهوری اسلامی. تقریباً همۀ مردم هم به جمهوری اسلامی رأی دادند؛ حتّی کسانی که به اسلام اعتقاد نداشتند». 
ب) رهبری مردم 
در تاریخ جنبش‌های سیاسیِ جهان، آن زمان که رهبرِ یک انقلاب از میان می‌رود، جامعه در بیشتر موارد با خلأِ قدرت، انفعال یا دست‌کم دورانی از سرگشتگی همراه است. اما آنچه در اسفند ۱۴۰۴ در ایران روی داد، نه‌تنهای استثنای این قاعده، که نقضِ آشکارِ آن بود. رهبرِ شهید در روز دهم رمضان به شهادت رسید؛ اما نه خلأی معنا یافت، نه افسردگی و انفعال و نه اضطراب، تحیر و سرگشتگی.
در گفتمانِ کلاسیک، «رهبری» امری است که از بالا به پایین جریان می‌یابد؛ اما ایشان می‌گویند: «شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید و اقتدار آن را ضمانت کردید».  همچنین در صدرِ نخستین پیام ایشان، آیۀ «ما نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها» نقش بسته است که ایشان این آیه را چنین تفسیر می‌کند: «اگر آن نعمت عظمی از ما سلب شد، به جایش بار دیگر حضورِ عقیدتیِ ملت ایران به این نظام اعطا گشت».  این‌گونه برگرداندنِ آیه و بازشناختنِ مصداق «بهتر» در قامتِ استوارِ یک ملت، نه از سرِ تصادف که نشانه‌ای آشکار از ذوقی لطیف، انسی دیرینه با کلام وحی و تسلّطی شگرف بر ژرفای تفسیر و معانی ناب قرآنی است.
به‌روشنی می‌توان دریافت که این نگاهِ نوآیین و باور تازه‌بنیاد در اندیشۀ ایشان که البته ریشه در تعبیر «بعثت مردم» در کلام امام شهیدمان دارد، تنها به یک پیام محدود نیست، بلکه استمراری پویا و بالنده در پیام‌های بعدی ایشان نیز وجود دارد. 
در پیام به مناسبت اربعین امام شهید، ایشان از «عدد شگفت‌آور و رو به افزیش پویش جان‌فدا برای ایران» و «حضور مردم در میادین و محلات و مساجد» به‌مثابۀ عناصری تعیین‌کننده در تداوم و اقتدار نظام یاد می‌کند؛ گویی همان «حضور عقیدتیِ ملت» که در تفسیر آیه به‌مثابه «مثل یا بهتر» از نعمتِ سلب‌شده بدان اشاره شد، در قالب عینیِ همین پویش‌ها و حضورهای مردمی تجلی یافته است. 
بدین ترتیب، آن ذوقِ انس‌گرفته با قرآن و آن تفسیرِ ژرف از آیۀ «نأتی بخیر منها»، نه یک شگردِ کلامی، بلکه بن‌مایۀ یک منظومۀ فکریِ پیوسته است که در سراسر این پیام‌ها جاری و ساری است.
ج) وحدت ملی
وحدت در گفتمان ایشان نه یک شعارِ عاطفی یا توصیۀ اخلاقیِ سطحی یا تاکتیکِ موقتی برای عبور از بحران است، بلکه رمزِ «ایران قوی» تعریف می‌شود.
۱. وحدت به‌مثابه «نعمتِ خاص»
ایشان در پیام نوروزی از وحدت با تعبیری فراتر از روابط سیاسی یاد می‌کند و می‌فرماید: 
در حال حاضر در اثر وحدت عجیبی که بین شما هم‌وطنان با همه تفاوت خاستگاه‌های مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی ایجاد شده، در دشمن شکستگی به وجود آمده است. این را باید نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق جلّ‌ و علا دانست و بسیار بر آن با زبان و در دل و هم در مقام عمل، شکر به‌جا آورد. یکی از قواعد تخلف‌ناپذیر این است که هرگاه نعمتی مورد شکر قرار گیرد، به تناسب مقدار شکر، ریشه‌اش استوارتر شده یا ارتقا می‌یابد و عنایات بیشتری روانه فرد شاکر می‌گردد. آنچه فعلاً در مقام اقدام به شکر عملی لازم است، این است که ما این نعمت عظمی را صرفاً رحمتی از ناحیه حضرت حق جلّ و علا بدانیم و تا حد ممکن از آن خوب استفاده کنیم. این‌طور حتماً این انسجام بیشتر و پولادین‌تر شده و دشمنانتان خوار و خفیف‌تر خواهند شد.  
تعبیر «نعمتِ خاص» بسیار دقیق است. ایشان وحدت را از سطح «توافق سیاسی» یا «همزیستی مسالمت‌آمیز» فراتر می‌برد و آن را به مقوله‌ای «الهیاتی» ارتقا می‌دهند. در این نگرش، تفرقه یک «خلأ سیاسی» نیست، بلکه «ناسپاسیِ نعمت» است؛ ناسپاسی به قاعدۀ قرآنیِ «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ:  و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس‌گزاری کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما می‌افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی‌تردید عذابم سخت است»، موجبِ عذاب شدید خواهد شد که یکی از مصادیق آن سلب آن نعمت خواهد بود.
۲. ذوب‌شدن «یخ‌های فیمابین»؛ بازسازی سرمایۀ اجتماعی 
در پیام به مناسبت اربعین امام شهید، ایشان با زبانی شاعرانه و با این وجود دقیقاً جامعه‌شناسانه، فرآیندِ تحقق وحدت را در ذیل هنرهای امام شهید این‌گونه توصیف می‌کنند:
اما [امام شهید] وقتی ‌که بعد از قریب به ۳۷ سال، کرسی زعامت امت را ترک نمودند، شجرۀ طیبه‌ای که ریشه‌اش مستحکم و شاخ‌و‌برگ آن بر بخش‌های مهمی از منطقه و جهان سایه‌افکن شده است را از خود به جا گذاشتند. رویکرد دست‌یابی به "ایران هر‌چه قوی‌تر" از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه می‌گذرد که مکرراً مورد تأکید ایشان بود. شمّۀ‌ قابل توجهی از این وحدت در این چهل روز تحقق پیدا کرد: قلوب مردم به هم نزدیک شد، یخ‌های فیمابین اقشار مختلف با گرایش‌های متفاوت شروع به ذوب‌شدن کرد، همگان زیر پرچم وطن جمع شدند و روز‌به‌روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده می‌شود. بسیاری از کسانی که هنوز به این‌گونه حضور دست نیافته‌اند، قلباً همراه و هم‌سخن با جمعیت‌های حاضر در میادین هستند. 
این عبارت یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های «تحلیلِ عینی از سرمایۀ اجتماعی» در قالبِ بیانی دینی - انقلابی است. ایشان آگاهی دارند که جامعۀ ایران در سال‌های پیش از شهادت، دست‌خوش شکاف‌هایی شده بود؛ اما بحرانِ شهادت مانند آزمایشی الهی، این شکاف‌ها را آشکار نکرد، بلکه ذوب کرد و آنچه بر جای ماند، نه یک وحدتِ تحمیلی که وحدتی خودجوش، قلبی و ریشه‌دار بود.
۳. وحدت، شرطِ تحققِ «ایران قوی» و پیش‌شرطِ عبور از بحران اقتصادی
ایشان در همان پیام، وحدت را نه یک فضیلتِ مستقل، که ابزارِ تحقق «ایران قوی» معرفی می‌کنند: «رویکرد دست‌یابی به ایران هر‌چه قوی‌تر از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه می‌گذرد». 
در پیام نوروزی نیز شعار سال را «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» قرار می‌دهند. این ترکیب نشان می‌دهد در نگاه ایشان، اقتصاد بدون وحدت به سرانجام نمی‌رسد و وحدت بدون امنیت دوام نمی‌آورد. وحدت زیرساختِ «امنیت نرم» و پیش‌نیازِ «جهاد اقتصادی» است.
۴. خدشه در وحدت ملی با عملیات رسانه‌ای دشمن
ایشان در پیام نوروزی با هشیاریِ راهبردی، نقشِ دشمن در تخریب وحدت را فریاد می‌زنند: 
یک مسیر دشمن، عملیات رسانه‌ای اوست که در این ایام به طور خاص با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم، قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد. ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهل‌انگاری و به دست خود ما این قصد شوم تحقق یابد؛ از‌این‌رو توصیه‌ام به رسانه‌های داخلی کشورمان با همه تفاوت‌های فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند، این است که از پرداختن به نقاط ضعف به طور جدی خودداری کنند؛ در غیر این صورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد. 
این فراز دو پیام مهم دارد: اول: دشمن دقیقاً می‌داند که نقطۀ آسیب‌پذیرِ ایران، «شکاف‌های داخلی» است و تمامِ جنگ ترکیبی‌اش را بر همان نقطه متمرکز کرده است. دوم: رسانه‌های داخلی مسئولیت دارند در این شرایط حساس به جای «بزرگ‌نماییِ نقاط ضعف» که خوراکِ دشمن است، وحدت‌آفرین باشند؛ این کار نه سانسور که مدیریتِ راهبردیِ روایت در زمان جنگ است.
۵. وحدتی فراملی در امت اسلامی
وحدت در گفتمان ایشان به مرزهای ملی محدود نیست. در پیام به مناسبت اربعین امام شهید، ایشان جبهۀ مقاومت را یکپارچه می‌بینند: 
این را همه باید بدانند باذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. حتماً غرامت تک‌تک صدمات وارد‌شده و خون‌بهای شهیدان و دیه‌ جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم؛ ولی به هیچ‌وجه از حقوق حقّه خود دست نمی‌کشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را به ‌طور یکپارچه در نظر داریم. 
در پیام نخست نیز از «همراهیِ اجزای این جبهه با یکدیگر»  سخن می‌گویند که «مسیر تخلّص از فتنۀ صهیونی را کوتاه‌تر می‌نماید»؛ یعنی وحدت پروژه‌ای منطقه‌ای است و ایران در مرکزِ این پروژه، نقشِ «نقطۀ ثقل» را بازی می‌کند. ایشان می‌فرمایند: «ما کشورهای جبهۀ مقاومت را بهترین دوستان خود می‌دانیم و امر مقاومت و جبهۀ مقاومت، جزئی جدایی‌ناپذیر از ارزش‌های انقلاب اسلامی است». 
۶. هشدار به وحدت‌شکنی
ایشان در پیام نخست با صراحت به آفتِ تفرقه اشاره می‌کنند و راهکارِ عملیِ اجتناب از آن را نیز ارائه می‌دهند: «باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملّت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصّی پیدا می‌کند، خدشه‌ای وارد نشود. این امر با صرف‌نظر‌کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد». 
این جمله، یک فتوای راهبردی در شرایط بحران است: «صرف‌نظر‌کردن از نقاط مورد اختلاف» به معنای فراموشیِ اصول نیست، بلکه به معنای اولویت‌بندیِ عاقلانه است. در لحظه‌ای که دشمن تا دندان مسلح به مرزها حمله می‌کند، بحث بر سرِ حاشیه‌ها نه فقط بیهوده، که خیانت‌آمیز است.
د) اقتدار ملی
در گفتمان مقام معظم رهبری، «اقتدار ملی» نه یک وضعیت ایستا و نه‌تنها انباشتی از تجهیزات نظامی، بلکه فرایندی پویا و ریشه‌دار در سه لایۀ «ارادۀ الهی»، «بصیرت مردمی» و «بازدارندگی راهبردی» تعریف می‌شود. در بحرانی‌ترین لحظۀ تاریخ انقلاب، ایشان اقتدار را نه از خلأ که از متن تهدید و شهادت بازتولید می‌کنند.
۱. اقتدارِ مبتنی بر «وعدۀ الهی» و سنت استخلاف
ایشان در نخستین پیام خود با تکیه بر آیۀ «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثلِها»،  یک اصلِ فرا‌تاریخی را به نمایش می‌گذارند: هیچ نعمتِ بزرگی از دست نمی‌رود مگر آنکه «نعمتی بهتر یا مانند آن» جایگزین شود. اما مصداق این «بهتر» همان‌گونه که در صدر نوشتار گذشت، در تفسیر ایشان خود ملت است. ایشان به‌صراحت می‌فرمایند: « اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ‌یک از دستگاه‌های مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت»؛   یعنی اقتدار نزولی نیست، بلکه صعودی و ریشه در خواست و حضور مردم دارد.
۲. اقتدارِ نظامی به‌مثابۀ «قدرت‌سازی راهبردی»
در پیام چهلمین روز شهادت، ایشان با وام‌گیری از توصیف «هنرهای رهبر شهید»، یکی از برجسته‌ترین آنها را «اقدام به قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور» معرفی می‌کنند؛ همان قدرتی که ملت ایران در «دو جنگ تحمیلی اخیر» از آثار مثبت آن بهره‌مند شد. اما نوآوریِ گفتمانی ایشان در این نقطه فراتر می‌رود؛ ایشان قدرت سخت را نه هدف که مقدمۀ قدرت نرمِ دفاع از کرامتِ ملت می‌دانند. تعبیر «شما ملت قهرمان ایران، پیروز قطعی این میدان بوده‌اید»، نشان می‌دهد که موشک و پهپاد و اژدر، تجلیِ ارادۀ جمعیِ یک ملتِ صاحب‌عزت‌اند، نه ابزارهایی صرفاً نظامی و سرد. این همان پیوندی است که ایشان میان «قدرت‌سازی ساختاری» از یک‌سو و «خلق معانی و گفتمان عمومی» از سوی دیگر برقرار می‌کنند. رهبر شهید ما تنها سپاه و ارتش را قوی نکرد، بلکه با «ساخت واژگان و ترکیب‌های بدیع»، گفتمانی افتخارآفرین از دفاع و مقاومت ساخت که در آن هر سرباز و هر شهروند، خود را بخشی از یک «بُنیان مرصوص» می‌بیند.
در ادامۀ همان فراز از پیام چهلم با یادآوری هنرِ سوم یعنی «پیش‌بینی حوادث دوردست» که با نور الهی ممکن شده بود، اقتدار نظامی را از سطح یک واکنش به سطح یک راهبردِ آینده‌نگرانه و بازدارنده ارتقا می‌دهد؛ ازاین‌رو قدرت نظامی در این منظومه، تنها برای شلیک نیست؛ برای ترسیم افق، ایجاد امنیت پایدار و نشاندن لبخندِ عزت بر لبانِ ملتی است که خود را «پیروز قطعی میدان» می‌داند.
۳. اقتدار در مدیریت ژئوپلیتیک؛ فصل جدید خلیج فارس
در پیام روز ملی خلیج فارس، ایشان با قاطعیت از «فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز» سخن می‌گویند؛ فصلی که پس از شکست مفتضحانۀ آمریکا در بزرگ‌ترین لشکرکشی منطقه در حال رقم‌خوردن است. محور اصلی این اقتدار نوین، «اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز» است نه در جایگاه یک اقدام مقطعی، بلکه به‌مثابۀ بازتعریفِ نظمِ منطقه‌ای بر مبنای منافعِ ملت‌ها. ایشان به‌صراحت سه اصل بنیادین را ترسیم می‌کنند:
اول: نفی امنیت وابسته: «حضور بیگانگان آمریکایی و لانه‌گزینی آنها در سرزمین‌های خلیج فارس، مهم‌ترین عامل ناامنی در منطقه است».
دوم: اثبات امنیت درون‌زا: آیندۀ درخشان خلیج فارس، «آینده‌ای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت‌هایش» خواهد بود. ایران با همسایگان خود «هم‌سرنوشت» است و بیگانگان «جایی در آن ندارند مگر در قعر آب‌هایش».
سوم: مدیریت جدید به سود همه: «قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همۀ ملت‌های منطقه رقم خواهد زد» و «مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد».
بر اساس این نگرش، اقتدار ملی یعنی توانایی تعریف قواعد بازی به نفع خود و همسایگان صادق،‌ نه پذیرش قواعد تحمیلی بیگانه و این پیروزی، «طلیعه نظم جدید منطقه و جهان» است؛ نظمی که در آن «برانگیختگی معجزه‌گون ملت ایران» و «همه ظرفیت‌های علمی و فناورانه»، همچون مرزهای آبی و خاکی پاسداری می‌شود. 
۴. اقتدارِ نرم در برابر جنگ ترکیبی
ایشان در پیام‌های مختلف با هشیاریِ راهبردی، لایۀ پنهان جنگ را آشکار می‌کنند؛ دشمن تنها با موشک و پهپاد حمله نمی‌کند، بلکه «عملیات رسانه‌ای» او امروز «با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم»، قصد «خدشه در وحدت ملی و به تبع در امنیت ملی» را دارد. مهم‌ترین جبهۀ نبرد در این صورت‌بندی، «گوش‌ها» به عنوان «پنجرۀ مغز و قلب» معرفی می‌شوند. ایشان با بیانی صریح و هشداردهنده دو تکلیف اساسی را ترسیم می‌کنند:
تکلیف اول: مراقبت فردی از ورودی‌های شناختی: «مراقبت از گوش‌هایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانه‌های تحت حمایت دشمن یا همسو با ایشان امری لازم است» و راهکار عملی آن: «یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء‌ظن فراوان با هر چیزی که ارائه می‌دهند برخورد کنیم».
تکلیف دوم: مسئولیت رسانه‌های داخلی در حفظ وحدت: «رسانه‌های داخلی کشورمان با همه تفاوت‌های فکری، سیاسی و فرهنگی که ممکن است داشته باشند» باید «از پرداختن به نقاط ضعف به طور جدی خودداری کنند»؛ چرا‌که اگر خود ما به دست خود خوراکِ عملیات روانی دشمن را فراهم کنیم، «امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد».
در این نگرش، اقتدار ملی یعنی «مصون‌سازیِ ذهن و روانِ جامعه» در برابر روایت‌های تحقیرآمیز و بیم‌افکننده؛ اقتداری که نه از سخت‌افزار که از جنس «بصیرت» و «خودمراقبتی جمعی» است و از هر موشکی بازدارنده‌تر جلوه می‌کند. جامعه‌ای که گوش‌هایش در برابر زهرِ رسانه‌های دشمن واکسینه شود، بدون شلیک یک گلوله دشمن را در عمیق‌ترین لایۀ جنگ ترکیبی‌اش شکست داده است.
هـ) افق مهدوی یک راهبردِ تمدنی
گفتمانِ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در میان خفقانِ بحران و دودِ جنگ، گشودن دریچه‌ای به سمت آسمان است، بی‌آنکه زمین را فراموش کند. «افق مهدوی» در بیانات ایشان نه یک آرزوی دست‌نیافتنی و نه یک ابزارِ عاطفیِ زودگذر، بلکه راهبردِ تولید امید، انسجام‌بخشی به مقاومت و معنابخشی به رنج‌های کنونی است.
۱. امامِ غایب به‌مثابۀ «قطبِ دعا و توسل»
در پایانِ نخستین پیام و نیز در پیام چهلم، ایشان با خطاب قرار‌دادنِ حضرت ولی‌عصر از ایشان «دعای خاص برای غلبۀ قاطع بر دشمن» را طلب می‌کنند؛ یعنی افقی که در آن دعای امامِ معصوم از هر موشکی بازدارنده‌تر است. 
۲. شب‌های قدر، نقطۀ اتصالِ زمین و آسمان
ایشان در پیام نوروزی ضمن وداع با ماه رمضان ۱۴۴۷، از «خوف و رجا»ی مردم در شب‌های قدر سخن می‌گویند و می‌فرمایند: «امیدواریم به‌زودی با بشارت گشایش کلی در امر ظهور عامّ سرورمان حضرت ولی‌الله الاعظم، قلب مبارک آن‌جناب را پر از سُرور فرمایند». این عبارت به‌صراحت گشایش‌های سیاسی و نظامی امروز را مقدمۀ گشایشِ ظهور می‌داند؛ همچنین بین «غزه»، «مقاومت»، «تنگه هرمز» و «ظهور» یک زنجیرۀ معنایی برقرار می‌شود.
بررسی شخصیتِ حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای در سه پیام نخستین، نشان‌دهندۀ ظهور رهبری است که در بحرانی‌ترین لحظۀ تاریخ انقلاب نه با شعار و هیاهو، بلکه با زبانی قرآنی، دقیق و راهبردی، سه رسالتِ بنیادین را به انجام رساند: 
الف) تداوم: با تجلیل از ارثِ معنوی و احیای نمادهای مقاومت؛
ب) تحول: با انتقال مرکز ثقل اقتدار از فرد به ملتِ بصیر و عمارگونه؛
ج) آینده‌سازی: با ترسیم افقی که در آن «ایران قوی» مقدمۀ «تمدنی مهدوی» است.
کتاب‌نامه
قرآن کریم
1.    پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر معظم انقلاب: 
https://farsi.khamenei.ir