نسخه چاپی متن از سایت محراب
نقش باور به آخرت و شهادت در تابآوری اجتماعی در زمان جنگ
حجتالاسلام والمسلمین دکتر احمد فلاحزاده*
اشاره
این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه باور به شهادت و آخرت در شرایط تهدید و ناامنیهای جنگ، به عامل مؤثری در افزایش تابآوری مردم تبدیل میشود؟ تجربه جنگ رمضان (اسفند 1404) بهروشنی نشان داد تابآوری در شرایط تهدید و ناامنی، یکی از مهمترین مباحث مرتبط با مطالعات اجتماعی است. جوامع مختلف در مواجهه با تهدیدهای امنیتی و جنگ، برخی دچار فروپاشی روانی، سردرگمی جمعی و کاهش انسجام میشوند؛ اما برخی با وجود شدت فشارهای بیرونی، از خود مقاومتی پایدار، انسجامی بیشتر و امید افزونتری بروز میدهند. پژوهشگران معمولاً این تفاوتها را به مجموعهای از عوامل اقتصادی، فرهنگی، روانشناختی و تاریخی نسبت میدهند؛ درحالیکه یکی از عوامل مؤثر در بسیاری از مناطق مذهبی بهویژه در جهان اسلام، نقش باورهای دینی و به طور خاص ایمان به شهادت و آخرت است. این باورها به انسان مؤمن امکان میدهد تا تهدید و ناامنی را نه پایان راه، بلکه «مرحلهای از مسیر حرکت تکاملی» بداند و با امید به پاداش الهی، عدالت نهایی و زندگی حقیقی در جهان دیگر، از رنجها و فشارهای سنگین عبور کند. این نگرش موجب افزایش ظرفیت تحمل و مقاومت در افراد و گروهها میشود و از آنها مجموعهای میسازد که توانایی «ایستادگی طولانی» در برابر بحران را پیدا میکنند. این مقاله میکوشد تا با استفاده از منابع معتبر به تبیین این موضوع بپردازد.
تعریف تابآوری
تابآوری در اصطلاح عمومی به معنای تحمل سختی و ناملایماتی است که بر انسان تحمیل میشود. این واژه در اصطلاح علمی یعنی برگشت سریع و موفقیتآمیز به حالت قبلی پس از بروز یک ضایعه و فرایند مقابله با حوادث و پیامدهای آن. از ویژگیهای تابآوری این است که انسان را در عبور سالم از مشکلات زندگی یاری میرساند و انسان میآموزد چگونه با مشکلات، تهدیدها، فشارها و مسائلی از این قبیل سازگار شود و با وجود این، مسیر خود را ادامه دهد. مفهوم تابآوری در فرهنگ غربی، معادل تحمل سختیها از سر ناچاری و تحمل چیزی با کراهت است؛ اما در مفاهیم اسلامی، معادل صبر اجتماعی بهمثابۀ یک فضیلت اخلاقی است که در فرهنگ دینی هم بر آن تأکید شده است؛ با این تفاوت که صبر دارای ابعاد و جنبههای مورد تأیید شرع است و اقسام مختلفی دارد؛ مانند صبر در جنگ (شجاعت)، صبر بر كف نفس از محرمات (تقوى) ... . واژه تابآوری بیشتر در برابر سختیهای زندگی مادی آن هم از نظر عمومی به کار میرود.
تابآوری در فرهنگ اسلامی
روایاتی از اهل بیت تابآوری را سنت الهی در خلقت دنیا میداند؛ یعنی مواجهه با مشکلات بخشی از سنتهای الهی است و نمیتوان از آنها شانه خالی کرد؛ اما مهم این است که با سربلندی در برابر مشکلات مقاومت شود. امام سجاد با وجود تمامی مصیبتهایی که بر ایشان در حادثه کربلا و پس از آن فرود آمد، درباره تابآوری میفرماید: «ما مِنْ جُرْعَة أَحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ: جُرْعَةُ غَيْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَةُ مُصيبَة رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر: نزد خداوند متعال حالتی محبوبتر از يكی از اين دو حالت نيست: حالت خشم و عصبانیتی كه مؤمن با بردباری از آن بگذرد و ديگری حالت بلا و مصيبتی كه مؤمن آن را با شكيبایی بگذراند».
فرایند تابآوری اسلامی
پذیرش سختیها همواره نیازمند انگیزهای قوی، توان کافی (در سطح فردی و اجتماعی) و محیط آماده برای آن است. این انگیزه اگر فقط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا ناشی از هر چیز دیگری باشد، ممکن است در گذر زمان بهویژه اگر مشکلات طولانی باشد، ضعیف شود یا فروبپاشد؛ اما اگر انگیزۀ تابآوری برآمده از نگاه دینی باشد، شرایط کاملاً متغیر خواهد بود؛ زیرا تجربه تابآوری دینی ویژگیهایی دارد که عبارتاند از:
1. نیت خالصانه و عمل بر مبنای آن
یکی از ویژگیهای مؤمنان، شناخت زمانه و تعیین نقش خود است. مؤمن هیچگاه خود را در برابر مسائل اجتماعی و دینی بلاتکلیف رها نمیکند، بلکه وظیفه خود میداند واکنش متناسب با هر شرایطی را بروز دهد. مؤمنان در شرایط تابآوری اجتماعی در گام اول، نیت الهی را مدنظر قرار میدهند. از نظر آنها تابآوری چون به نیت الهی است (با هدف نپذیرفتن ظلم)، خشنودی خدا را به همراه دارد؛ چراکه خداوند در آیۀ 22 سورۀ «رعد» آن را توصیه کرده است: «وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ: و [خردمندان] كسانى هستند كه براى جلب توجّه پروردگارشان صبر پيشه كرده و نماز بهپا داشتند واز آنچه روزيشان كرديم، پنهانى و آشكارا انفاق كردند و بدى را با نيكى پاك مىكنند كه سراى آخرت مخصوص آنهاست».
مؤمن هنگام مواجهه با سختی بهخوبی میداند که سختیها تمامشدنی و گذراست و همه چیز جز پروردگار عالم نابودشدنی است: «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ: هر چیزی جز ذات خدا از بین خواهد رفت، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] مخصوص اوست و به سوی او بازگردانده خواهید شد».
2. سپردن امور به دست خدا (توکل)
مؤمنان به توصیۀ قرآن، کارهای خود را به خدا میسپارند؛ یعنی با اینکه تمام تلاش خود را برای حل مشکلات به کار میگیرند، توکل به خدا میکنند و میدانند که خدا بهترین پایان را برای کار رقم میزند. خدای متعال برای اینکه از نظر روحی و روانی، تابآوری را برای جامعه مؤمنان آسان کند، هم به به آنها دلگرمی و هم امیدواری به اینکه سختیها پایانپذیر است؛ ازاینرو میفرماید: «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا: و نباید در جنگ با دشمن سستی کنید؛ که اگر شما به رنج و زحمت میافتید، آنها [دشمنان] نیز [از دست شما] رنج میکشند؛ با این تفاوت که شما به لطف خدا امیدوارید، ولی آنها امیدی ندارند و خدا دانا و حکیم است [و امیدواران را محروم نمیسازد]».
3. تضمین پیروزی در این دنیا
خدای متعال موفقیت این نوع تابآوری (به قصد رضای خدا) را تضمین کرده است؛ یعنی نتیجه آن بهیقین پیروزی است؛ زیرا در سورۀ «روم» میفرماید: «وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ: و حقی که بر ماست، این است که مؤمنان را پیروزی ببخشیم». خدای متعال به مؤمنان تضمین میدهد که اگر پایداری بورزند و آن شرایط دشوار را با شکیبایی خود پشتسر بگذارند، بهیقین از آن شرایط سربلند بیرون میآیند و پیروز میشوند. این نوع از تحمل که انگیزه الهی دارد، دشوار است؛ چراکه با یاری خدا همراه خواهد شد و قرآن به همین موضوع اشاره دارد: «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ: پس [در برابر مشکلات] صبر كن. وعدۀ الهى عملى میشود و [مبادا دشمنان] تو را سبك كنند [که دست از مقاومت برداری]». دراینباره در داستان جنگ اُحد آمده است که پس از شکست مسلمانان و شهادت تعداد چشمگیری از ایشان، مشرکان قريش به فكر افتادند كه با تعقیب مسلمانان مدينه را غارت كنند. آنها (قریش) در جایی به نام حمراءالاسد توقف کردند. در اين هنگام جبرئيل بر رسول خدا نازل شد و گفت: يا محمد، خداوند فرمان میدهد كه لشكر دشمن را دنبال كنى و كسانى كه با تو در اين تعقيب شركت نمايند، بايد از افرادى باشند كه در جنگ احد به آنها جراحتى وارد آمده باشد. بعد از اين فرمان، اصحابى كه در جنگ احد جراحت و زخم ديده بودند، درصدد مداواى زخمهاى خود برآمدند تا در فرمان خداوند شركت کنند. نتیجۀ كارشان هم اینگونه آمده است: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ». پس اين مجروحانى كه براى بار دوّم آماده دفاع شدند، شبانه به دشمن حمله کردند؛ دشمن که غافلگیر شده بود، تارومار شد و مسلمانان توانستند بخشی از موجودیهای دشمن را که ترسیده و فرار کرده بود، مصادره كنند و غنیمت بگیرند و با خود به مدینه بیاورند. آنها نهتنها توطئه را خنثی كردند، بلكه درآمدی هم برای حكومت پیغمبر در سال سوم که اوایل شکلگیری دولت اسلام است، به وجود آوردند. این غنیمت میان کسانی که در این حمله شرکت کرده بودند، به طور مساوی تقسیم شد و بخشی برای امور ادارۀ مدینه به کار گرفته شد.
4. پاداش اخروی
قرآن کریم به این نکته اشاره میکند که ای پیروان محمد رسولالله، بدانید که سختیهای اقوام پیشین بیشتر از شما بود؛ ولی آنها تحمل کردند و پاداش این تحمل، پیروزی دنیوی و بهشت اخروی بود. خداوند میفرماید:
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ: اى اهل ايمان، گمان مكنيد كه میتوانيد داخل بهشت شويد، بدون اينكه در معرض آزمايش درآييد. همچنانكه پيش از شما گذشتگان نيز مورد آزمايش قرار گرفتند و دچار ناگوارىها گرديدند، تا آنگاه كه پيامبران و پيروان آنان از پروردگار مدد خواستند كه بارالها، كى ما را يارى میفرمائى؟ در آن هنگام به پيامبران وحى نموديم كه كمك و يارى پروردگار نزديك است.
پاداش اخروی این نوع تابآوری را رسول خدا در حدیثی قدسی اینگونه تأکید کرده است:
مَنْ اِسْتَسْلَمَ لِقَضائی وَ صَبَرَ عَلى بَلائی وَ شَكَرَ لِنَعْمَائِی كَتَبْتُهُ صَديقاً وَ بَعَثْتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَعَ الصِّديقِين وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضَائِي وَ لَمْ يَصْبِر عَلى بَلائی وَ لَمْ يَشْكُرْ لِنَعْمائِی فَلْيَطْلُبْ رَبّاً سِوَای: هر کسی در برابر قضای من تسلیم شود و در برابر بلاهایی که بر او وارد میشود، تاب بیاورد و شکر نعمتهایم را نماید، او را در درجه صدیقین قرار میدهم و او را روز قیامت با صدیقین محشور میکنم؛ ولی اگر کسی به قضای من راضی نباشد و بلا را تحمل نکند و شکر نعمت نکند، به سراغ خدای دیگری برود [چون من به او پاداشی نمیدهم].
خدای متعال پاداش اخروی (اجر صابران) را برای کسانی که در راه خدا صبر میکنند، تضمین کرده است؛ همانطور که در آیۀ 155 سورۀ «آلعمران» میفرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ: ما شما را با سختیهایی مانند ترس، گرسنگی، نابودشدن اموال، بیماری یا مردن اطرافیان یا ازبینرفتن محصولات آزمایش میکنیم؛ ولی خوشا به حال صابران». سپس در آیۀ نهم سورۀ «زمر» میفرماید: «إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِساب: خداى سبحان هر عمل نيكى را طبق محاسبه و مقياس معلومى جزا میدهد»؛ برای مثال میفرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ...: هر کسی کار نیک کند، دهبرابر ثواب میبرد»؛ اما درباره صابران میفرماید: «آنها بدون حساب عطا خواهند شد».
رابطۀ شهادت و تابآوری
1. تأثیر باور به شهادت بر تابآوری
شهادت مقولهای ارزشی در مفاهیم اسلامی است که باور به آن، تاب مقاومت را بسیار بالا میبرد و تأثیر مستقیمی نخست بر افرادی مینهد که به آن معتقدند و سپس جامعه را متأثر میکند. نخستین ویژگی باورمندان به شهادت (تربیتشدگان مکتب شهادت)، استقامت فوقالعاده در برابر مشکلات است. ازآنجاکه پیروان این مکتب از نظر معنوی دارای مراتب عالی اخلاق و معنویت هستند، میکوشند این روحیۀ خود را با بردباری در برابر مشکلات حفظ کنند. این بردباری به آنها نیرویی میبخشد که حتی حاضر نیستند کمترین احساس ناراحتی از خود بروز بدهند؛ زیرا از نظر آنها این بروز ناراحتی موجب کمشدن اجر عملشان میشود. اینان به روایت امام رضا توجه دارند که فرخود: «مَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَنْ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْه».
سیرۀ شهیدان دفاع مقدس مملو از داستانهای رشادتآمیز مربوط به تابآوری دربرابر مشکلات است. یکی از زیباترین آنها، داستان شهید فرانسوی جنگ تحمیلی هشتساله است. ژروم ایمانوئل کورسل در سال 1343 شمسی در شهر پاریس متولد شد. پدرش با نام محمد از مهاجران تونسی بود که برای کار به فرانسه آمد و در همانجا ماندگار شد. ژروم به تبعیت از مادرش مسیحی بود تا اینکه در نوجوانی همراه پدرش برای کار به تونس رفت. در آنجا عربی را آموخت و با دین اسلام آشنا شد و پس از تحقیقاتی در مورد دین اسلام، به این دین گرایش پیدا کرد. در زمان مدرسه با کانون دانشجویان مسلمان در فرانسه آشنا شد و در آنجا مشغول به فعالیت شد. ژروم که تا آن زمان از اهلسنت بود، با آشنایی بیشتر با مذهب شیعه به طور رسمی شیعه شد و اسم خود را به کمال تغییر داد. کمال پس از تشرف به مذهب شیعه، تصمیم میگیرد به ایران سفر کند تا ضمن بازدید از ایران، علوم اسلامی را نیز در آنجا یاد بگیرد. او سال 1361 به ایران مهاجرت کرد و راهی شهر قم شد. بعد از مدتی حضور در مدرسه علمیه حجتیه، تصمیم گرفت کتابهای دینی را به زبان فرانسه ترجمه کند. کُتب شیعه در اسلام نوشته علامه طباطبایی، مسئله حجاب اثر شهید مطهری، چهل حدیث نگاشتۀ امام خمینی، رسالة الحقوق امام سجاد و ... از ترجمههای وی هستند. با شروع جنگ تحمیلی، کمال علاقه زیادی به شرکت در جنگ داشت؛ اما مسئولان با این موضوع مخالفت میکردند. پس از چند بار پیگیری برای رفتن به جبهه، با راهنمایی بعضی از دوستانش، از طریق سپاه بدر که مخصوص مجاهدان عراقی بود، پیگیر شد. به این ترتیب در گردان شهید دستغیب ثبتنام کرد و به جبهه اعزام شد. عملیات کربلای دو اولین عملیاتی بود که در آن شرکت کرد. بعدها در عملیات مرصاد شرکت کرد. آقای نداوی از مسئولان گردان درباره تابآوری ایشان میگوید: در گرماگرم عملیات مرصاد (تیرماه سال 67) نیروهایی که پشت منافقین هلیبرن (پیاده) شده بودند، سه روز بود که آب و غذا نداشتند و امیدی هم به رسیدن کمک نبود. هوای گرم تابستان نیروها را تشنه کرده بود و مجروحان ناله میکردند. در همین اوضاع، کمال را دیدم. نگاهم که به او افتاد، دیدم زبانش مثل استخوان سفید شده، لبهایش خشک و چشمانش خیلی ضعیف شده بود. گفت: آقای نداوی، آب نداری؟ گفتم: نه، باید صبر کنید. گفت: تحمل میکنم. بعضی از رزمندگان عراقی از وضعیت موجود ناراحت بودند و پشت بیسیم با داد و فریاد به فرماندهان شکایت میکردند. کمال لهجه عراقی را متوجه نمیشد، گفت: آقای نداوی، اینها چهشان شده است؟ گفتم: از تشنگی و گرسنگی اذیت شدهاند و دارند به فرماندهان شکایت میکنند. وقتی متوجه رفتار آنان شد، با صدای بلند همه را خطاب قرار داد و گفت: «... ما امروز با این تشنگی و گرسنگی با امام حسین همدردی میکنیم. شما امام حسین را نمیشناسید؟! امروز حسینی هستیم، امروز امام حسین را من شناختم. باید حسینگونه باشیم. امروز امام حسین با این حالت شهید شدند و زخمی شدند و بچهها شهید شدند. چرا اینطوری میکنید؟ سخنان تأثیرگذارش همه را آرام کرد. حرفهایش که تمام شد، با ناراحتی بلند شد و چند قدمی از ما فاصله گرفت. هنوز چند متری دور نشده بود که چند تیر به او اصابت کرد و همان جا روی زمین افتاد و شهید شد.
در میان اهلبیت، حضرت زینب نمادِ تمامعیار تابآوری است. شاعر اهلبیت سیدحسن خوشزاد درباره ایشان چنین سروده است:
احترام عشق هم از احترام زینب است
صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است
فرش را تا عرش پیمودن نه کار هر کسی است
این مسافت هرچه باشد زیر گام زینب است
عشق یعنی سرفرازی سرشکستن پیش یار
شیوه ازسرگذشتن در مرام زینب است
گر چه جایز نیست از بهر زنان امر جهاد
چادر و پوشش نمادی از قیام زینب است
2. کاهش ترس از مرگ
باور به مقوله شهادت سبب کاهش ترس از مرگ میشود؛ زیرا نقطه پایانی تلاشهای دشمنان، ترساندن افراد از فشار حداکثری به قصد فروپاشی و درنهایت مرگ یا نابودی جامعه است. دشمنان این ترس را به وجود میآورند تا طرف مقابل را به تسلیم وادار کنند؛ درحالیکه اگر انسانها از مرگ نهراسند، نقشه دشمن از همان ابتدا با شکست روبرو میشود. از طرف دیگر، عشق به شهادت نهتنها انسان را مقاوم بار میآورد، بلکه سبب ترساندن دشمن نیز میشود؛ چون دشمن احساس میکند هیچ ابزاری برای غلبه روانی ندارد؛ ازاینرو بهاجبار عقبنشینی میکند.
3. ایجاد حرکت و حس پیروزی
در قاموس فکری باورمندان به شهادت چیزی با عنوان ناامیدی جای ندارد. آنان در مبارزه یا پیروز میشوند یا به شهادت میرسند که آن را هم پیروزی میدانند. قرآن کریم دربارۀ کسانی که امیدوارانه در راهش جهاد میکنند، میفرماید: «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ». ابنعباس دربارۀ شأن نزول این آیه نقل میکند: وقتی آیه «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ ...» نازل شد و این آیه در میان مردم مکه پخش شد، مسلمانان مکه را سرزنش کرد که اگر در مکه (قبل از فتح شهر به دست رسول خدا) بمیرید، مسلمان از دنیا نمیروید. پیرمردی از قبیله بنیلیث به نام جندح بن حمزه گفت به خدا که من از این آیه استثنا نیستم و اگر در مکه بمیرم، جهنمی میشوم؛ زیرا دستور خداست که به مدینه مهاجرت کنیم. اما بهسختی بیمار بود؛ ازاینرو به فرزندانش امر کرد او را بر تخت بنشانند و به مدینه ببرند. مقداری از مسیر را که پیمودند و به منطقه تَنعیم (دهکیلومتری مکه) رسیدند، همانجا به حال احتضار افتاد. رو به مدینه کرد و گفت: خدایا، این هم عمل به فرمان رسول خدا؛ من بیعت میکنم با تو بر همان بیعتی که پیامبر با تو بیعت کرد. پیرمرد به همین حال از دنیا رفت. این ماجرا در میان مردم سروصدایی به پا کرد. مشرکان گفتند عملش فایده ندارد؛ چون به مدینه نرسید. مؤمنان هم میگفتند اگر به مدینه میرسید، پاداش از خدا میگرفت؛ ولی نرسید. خدای متعال در پاسخ به این جوسازیها، آیۀ پیشگفتۀ سورۀ «نساء» را نازل کرد: «کسی که برای رضای خدا از خانهاش مهاجرت کند، سپس بمیرد، پاداشش با خدای متعال است». درحقیقت این فرد که از فضل خدا ناامید نشد و کارش را تحت هر شرایطی انجام داد، خدای متعال نیز پاداش او را داد.
کتابنامه
قرآن کریم
1. آلغازی، عبدالقادر، بيان المعاني، دمشق: مطبعة الترقی، 1382 ق.
2. بابایی، احمد، برگزيده تفسير، چ 13، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1382 ش.
3. پایگاه اطلاعرسانی آیتالله سیدعلی خامنهای، دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولیامر با رهبر انقلاب؛ در: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9769
4. حر عاملی، محمد بن حسن، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، قم: آلالبیت، 1409 ق.
5. حسینی همدانی، سیدمحمدحسین، انوار درخشان، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران: لطفی، 1404 ق.
6. حسینی، محمدصادق، کمال کورسل: تنها شهید اروپایی دفاع مقدس، قم: بینالحرمین، 1393 ش.
7. سقای بیریا، محمدجواد؛ مصطفی کریمی؛ محمدناصر سقای بیریا، «نقش شناختهای برآمده از ایمان به آخرت در تابآوری و صبر از دیدگاه قرآن»، فصلنامه معرفت، س 3، ش 10، 1400 ش.
8. سمرقندى، نصربن محمد بن احمد، بحرالعلوم، [بیجا]: [بینا]، [بیتا].
9. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، چ 2، تهران: انتشارات اسلام، 1378 ش.
10. فخرالدین رازی، ابوعبدالله، مفاتيح الغيب، چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق.
11. فراهانی، حسن، روزشمار تاريخ معاصر ايران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سياسی، 1385 ش.
12. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافي، چ 2، تهران: اسلامیه، 1362 ش.
13. نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، تهران: اسلامیه، 1398 ق.