محراب
چاپ / ذخیره PDF

شب سوم محرم، ره توشه، امدادهای غیبی؛ شرایط و نمودها

نسخه چاپی متن از سایت محراب

امدادهای غیبی؛ شرایط و نمودها
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا انصاری*
اشاره
انسان از آغاز آفرینش همواره در جستجوی معنا و نیرویی فراتر از توان خویش بوده است؛ نیرویی که در لحظه‌های پرمخاطره و دشوار بتواند پناه او شود. امدادهای غیبی خداوند، تأثیری شگرف در ابعاد گوناگون زندگی انسان‌ها دارد. آن‌گاه‌ که رخدادهای ناگوار و مشکلاتِ پی‌درپی به انسان هجوم می‌آورند، او به ‌مقتضای فطرت الهی خویش، روی دل به ‌سوی خدا می‌کند. این باور در تمامی ادیان الهی و فرهنگ‌ها جایگاهی بنیادین دارد؛ زیرا پیامبران و بسیاری از ملت‌ها هنگام مواجهه با بحران‌های بزرگ همچون جنگ‌ها شاهد یاری‌های الهی در پیروزی‌ها و تداوم مقاومت خود بوده‌اند. این امدادها به شیوه‌های گوناگون حاصل می‌شود؛ همان‌گونه که خداوند متعال می‌فرماید: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً…»  یا «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ…».  در تاریخ معاصر و در جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا نیز امدادهای غیبی در ساحت‌های نظامی، روانی و اجتماعی جلوه‌گر شده است که فراتر از محاسبات مادی و جنگ‌افزارها بوده است. در این نوشتار پس از معناشناسی امداد غیبی، به شرایط دریافت این امدادها و نیز نمودها و تجلیات آن در طول زندگی اشاره می‌شود.
مفهوم‌شناسی
«امداد غیبی» تعبیری مرکب از دو واژه «امداد» و «غیب» است. ریشه «امداد» کلمه «م ـ د ـ د» است که معنای انبساط و امتداد دارد.  «غیب» به مفهوم نهان و پشت پرده است؛ یعنی آن چیزهایی که از حواس ظاهری ما نهان است. این کلمه در قرآن زیاد به کار برده شده است: «الَّذينَ يُؤْمِنونَ بِالْغَيْبِ:  آنان که به غیب ایمان‌ دارند».  امداد غیبی به یاری‌هایی گفته می‌شود که از عوامل ناپیدا و فراتر از اسباب مادی سرچشمه می‌گیرد.  این مفهوم همۀ نعمت‌های آشکار و پنهان الهی را دربر می‌گیرد.  امدادهای غیبی در قرآن به معنای مددهایی است که از غیب سرچشمه می‌گیرد.  شهید مطهری امداد غیبی را به دو قسم تقسیم می‌کند: امداد غیبی عام که شامل همه نعمت‌های الهی برای عموم مخلوقات می‌شود؛ امداد غیبی خاص که یاری‌های ویژه برای مؤمنان در موقعیت‌های خاص است.   
شرایط بهره‌مندی از امداد غیبی
شکل‌گیری امدادهای غیبی مبتنی بر تحقق و فراهم‌بودن شرایط است؛ یعنی اگر مؤمنان شرایطی همچون ایمان، تقوا، استقامت، صبر و دعا را داشته باشند، خداوند به آنها وعده داده است که از انواع امدادهای غیبی الهی بهره‌مند می‌شوند. شهید مطهری می‌نویسد: «البته مدد غیبی شرایطی دارد؛ معنایش این نیست که ما در خانه‌مان بنشینیم و بگوییم ای غیب بیا به من مدد بده؛ نه، مدد غیبی قانون و شرایط دارد. پس عمده این است که ما ایمان به غیب و ایمان به مددهای غیبی در یک شرایط معین داشته باشیم». 
کمک‌های غیبی گاهی با فراهم‌شدن شرایط موفقیت و گاهی با الهام‌ها، هدایت‌ها و روشن‌بینی‌ها بروز می‌یابند. در ادامه دو آیه از قرآن ذکر می‌شود که یکی دربارۀ مددهایی است که با فراهم‌شدن شرایط موفقیت تحقق می‌یابد و دیگری دربارۀ مدد‌هایی که است که با الهامات و هدایت‌های معنوی بروز یافته است. خداوند متعال در این آیات به ذکر شرایطی می‌پردازد و مشخص می‌شود که این امدادها بی‌قید‌وشرط نیستند.
خداوند متعال می‌فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم‌»؛  درواقع یاری الهی که نوعی امداد غیبی است، مشروط به آن است که مومنان دین خدا را نصرت کنند؛ آین آیه مربوط به فراهم‌شدن شرایط موفقیت است تا امداد الهی تحقق یابد. در آیۀ دیگری می‌فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»  که در این آیه هم کوشش و هم اینکه این کوشش باید «در راه ما» باشد را شرط قرار می‌دهد. بنابراین امداد الهی مشروط است  که برخی از مهم‌ترین شروط عبارت‌اند از:
۱. ایمان
یکی از شروط اساسی برای دریافت امدادهای غیبی، ایمان به عالم غیب است؛ به این معنا که علل و اسبابی فراتر از عوامل مادی و ظاهری در جهان تأثیرگذارند. خداوند در قرآن به‌مثابۀ قانونی کلی می‌فرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ:  ما به‌یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و [در آخرت] روزی که گواهان به‌پا می‌خیزند، یاری می‌دهیم».
در رویارویی جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، شاهد رقم‌خوردن صحنه‌هایی از تجلی ایمان ویاری‌های الهی در تاریخ معاصر بوده‌ایم. وجود روحیۀ ایمانی عمیق در میان نیروهای نظامی و مشارکت گستردۀ مردم در خیابان‌ها، عاملی شده است تا در برابر قدرت‌های بزرگ نظامی، ایستادگی و انسجامی کم‌نظیر شکل گیرد.
۲. دعا
دعا کلیدی است که درهای بسته را می‌گشاید؛ ازاین‌رو یکی از بارزترین راه‌های بهره‌مندی از امدادهای غیبی محسوب می‌شود. خداوند متعال در قرآن، دعا و مناجات را از ویژگی‌ها و سیره عملی پیامبران و اولیای الهی برمی‌شمارد. نمونه‌هایی از این دعاها را می‌توان دعای یونس در دلِ ماهی، دعای یوسف در گوشه زندان و دعای زکریا در زمانِ نداشتن فرزند دانست.  درواقع دعا بزرگ‌ترین سلاح انبیا به شمار می‌رود. امام رضا می‌فرمایند: «عَلَيْكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِياءِ» و هنگامی‌که از ایشان پرسیده شد «سلاح انبیا چیست؟»، فرمودند: «سلاح انبیا دعاست».  
البته دعا باید از روی اخلاص و توجه محض به خدای سبحان صورت بگیرد. زمانی که دعا و سایر اعمال با اخلاص انجام پذیرد، رحمت و یاری خداوند شامل حال فرد می‌شود و او را در رفع مشکلات یاری می‌رساند: «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ:  [پس تنها] خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص گردانید». دعا و درخواست یاری هنگامی ‌که با اخلاص همراه باشد، به اجابت و امداد نزدیک‌تر است.
3. صبر و مقاومت
«استقامت» در گفتمان قرآن و روایات، یکی از شرایط بهره‌مندی از امدادهای غیبی برشمرده شده است. چند آیۀ قرآن به مسئله تاب‌آوری در مبارزات می‌پردازند که برخی از آنها مستقیم و برخی دیگر غیرمستقیم بر نقش صبر و مقاومت در امدادهای الهی تأکید دارند: «الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا:  به‌یقین کسانی که گفتند «پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که نترسید و غمگین مباشید». در آیۀ دیگر آمده است: «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ:  کسانی که گفتند [پروردگار ما الله است]، سپس استقامت کردند، نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند».
4. پارسایی
«تقوا» از مهم‌ترین شروط دریافت امداد غیبی محسوب می‌شود. وقتی انسان در مسیر تقوا گام برمی‌دارد، از ارتکاب گناه دورتر می‌شود؛ به همین دلیل قرآن، راه برون‌رفت از مشکلات و روزی غیرمنتظره را ثمرۀ تقوا بیان می‌کند: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ:  هر کسی تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌آورد و او را از جایی که گمان نمی‌کند، روزی می‌دهد». افزون بر این، قرآن پارسایی را بستری برای رشد فکری و افزایش بصیرت معرفی می‌کند که نقشی اساسی در تشخیص حق از باطل دارد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا...:   ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از [فرمان] خدا پروا کنید، برای شما وسیله‌ای برای تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد». ابن‌کثیر ذیل این آیه می‌نویسد: «کسی که با انجام اوامر و ترک نواهی الهی تقوای خدا را پیشه کند، به شناخت حق از باطل موفق می‌شود». 
عرصه‌ها و نمودهای تجلی امدادهای غیبی
1. امدادهای غیبی برای انبیا 
امدادهای غیبی در تاریخ انبیا جایگاهی بنیادی و الهام‌بخش دارد و در بسیاری از دوران سخت، جلوه‌ای روشن از حمایت الهی در مسیر هدایت بشر بوده است. مرور نمونه‌های تاریخ انبیا، نشان می‌دهد که این نوع یاری‌ها همواره در لحظات سرنوشت‌ساز به مدد پیامبران و مؤمنان آمده و مسیر تاریخ را دگرگون کرده است.
قرآن کریم از زبان لشکریان طالوت گزارش می‌کند: «... كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ:  چه بسیار گروه‌های کوچکی که به اذن خدا بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند و خداوند با صابران است». 
در زندگی حضرت یوسف نیز امدادهای غیبی خداوند نقشی تعیین‌کننده دارد. آن هنگام که زلیخا با حیله و فریب قصد داشت آن حضرت را به گناه بکشاند، لطف و حفاظت الهی یوسف را از دام او رهایی بخشید. 
نمونه‌ای دیگر از این سنت الهی را در داستان نجات حضرت موسی می‌بینیم؛ زمانی که فرعون تصمیم داشت کودکان بنی‌اسرائیل را به قتل برساند، خداوند با الهام و آرامشی که به مادر موسی عطا کرد، راه نجات را به او نشان داد و او نیز فرزند خردسال خود را در صندوقی نهاد و به رود نیل سپرد و سرانجام موسی، تحت حمایت الهی رشد یافت و بزرگ شد. 
در واقعه‌ای دیگر، ابرهه با لشکر عظیم خود قصد تخریب خانه خدا را داشت؛ اما اراده الهی بر نابودی این لشکر قرار گرفت. خداوند پرندگان کوچکی به نام «ابابیل» را فرستاد تا بر سر سپاهیان سنگ‌هایی بیفکنند و آنان را از پای درآورند.  این حادثه نمونه‌ای روشن از امداد غیبی به شمار می‌آید.
2. امدادهای غیبی در دورۀ پیامبر اسلام
در تاریخ اسلام، امداد الهی همواره به‌مثابۀ نیرویی پنهان و مؤثر در پیروزی‌ها، پایداری‌ها و گسترش ایمان مسلمانان نقش‌آفرین بوده است که به برخی از این نمونه‌ها در جنگ‌های تاریخ اسلام اشاره می‌شود.
جنگ بدر
جنگ بدر نخستین رویارویی مستقیم پیامبر اسلام با مشرکان قریش، یکی از نقاط عطف و پیروزی‌های تعیین‌کننده در تاریخ اسلام محسوب می‌شود. مسلمانان در این نبرد با نفراتی اندک ـ حدود ۳۱۳ تن ـ در برابر سپاهی عظیم از قریش صف‌آرایی کردند که بالغ ‌بر هزار نفر بود.. با وجود این تفاوت فاحش در تعداد، مسلمانان با اتکا به نصرت الهی، پیروزی شکوهمندی را رقم زدند. 
یکی از جلوه‌های آشکار این امداد غیبی، حضور سه‌هزار فرشته الهی بود که به یاری سپاه اسلام شتافتند. خداوند در قرآن دراین‌باره می‌فرماید: «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ... إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلينَ...:  خداوند شما را در [بدر] یاری کرد [و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت]؛ درحالی‌که شما [نسبت به آنها]، ناتوان بودید. در آن هنگام که تو به مؤمنان می‌گفتی آیا کافی نیست که پروردگارتان شما را به سه‌هزار نفر از فرشتگان که از آسمان فرود می‌آیند، یاری کند». 
مفسران آیۀ ۱۷ سورۀ «انفال» را نیز مرتبط با جنگ بدر و امدادهای الهی دانسته‌اند:  «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ: این شما نبودید که آنها کشتید، بلکه خداوند آنها را کشت؛ و این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی، بلکه خدا انداخت! و خدا می خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ خداوند شنوا و داناست».
جنگ اُحُد
پس از شکست مسلمانان در اُحُد، ابوسفیان و لشکریانش که هنوز در اطراف مدینه بودند، گفتند: مسلمان‌ها نابود شدند و باقی‌ماندۀ آنان گریختند؛ خوب است بازگردیم و آنان را ریشه‌کن کنیم. اما خداوند چنان رُعبی در دل آنان افکند که همچون شکست‌خوردگان به مکه بازگشتند؛ زیرا از حملۀ مسلمانان بیم داشتند. این واقعه، نمونه‌ای آشکار از امداد الهی مشاهده‌ناپذیر بود.  در این رخداد، امداد الهی نه به شکل ظاهری و جنگ‌افزاری، بلکه در قالب واکنش روانی دشمن و فروپاشی روحیۀ آنان جلوه‌گر شد: «سَنُلْقي‌ في‌ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمينَ:  به‌زودی در دل‌های کافران به سبب آنکه بدون دلیل چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می‌افکنیم و جایگاه آنان آتش است؛ و چه بدجایگاهی است جایگاه ستمکاران». فخر رازی در تفسیر این آیه می‌نویسد: «… در این آیه خداوند بیان می‌کند که ترس را در دل کافران می‌افکند و بی‌تردید این امر موجب برتری و چیرگی مسلمانان بر آنان می‌شود». 
جنگ حُنین‌
جنگ حنین بعد از فتح مکه در سال هشتم هجری در منطقه حنین بین مسلمانان و قبیله های هوازِن و ثقیف رخ داد. این جنگ یکی از صحنه‌های آشکار تجلی امداد الهی در تاریخ اسلام است. جنگ پس از نماز صبح آغاز شد و مسلمانان که از حملۀ قبایل هوازِن غافلگیر شده بودند، اغلب پا به فرار گذاشتند و نظام سپاه اسلام درهم‌ریخت؛ ولی با مقاومت سرسختانۀ گروهی، سرانجام فراریان به فراخوانی پیامبر بازگشتند و مجدد حمله آغاز شد و با کشته‌شدن صد نفر از مشرکان و تسلیم‌شدن بقیه، جنگ حُنین با یاری خداوند به سود مسلمانان پایان یافت.  قرآن این پیروزی را نه حاصل توان نظامی، بلکه نتیجه نزول سکینه (آرامش روانی) و فرستادن لشکری نامرئی از سوی خداوند می‌داند: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ في‌ مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ … ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرين:  خداوند شما را در جاهای زيادى يارى كرد [و بر دشمن پيروز شديد] و در روز حنين [نيز يارى نمود]. سپس خداوند [سكينه] خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكرهايى فرستاد كه شما نمى‌ديديد و كافران را مجازات كرد و اين است جزاى كافران». 
علامه طباطبایی ذیل این آیات می‌نویسد: 
اين آيات به داستان جنگ حنين اشاره نموده و بر مؤمنين منت مى‌گذارد كه چگونه مانند ساير جنگ‌ها كه در ضعف و كمى نفرات بودند، آنها را نصرت داد؛ آن هم چه نصرت عجيبى ... . لشكريانى فرستاد كه مؤمنين ايشان را نمى‌ديدند ... و آرامش خاطر در دل رسول خدا و مؤمنين افكند و كفار را به دست مؤمنين عذاب كرد. 
جنگ احزاب
جنگ احزاب در تاریخ پرفرازونشیب اسلام نقطۀ عطفی است که اوج تهاجم دشمنان علیه جامعۀ نوپای مدینه را به تصویر می‌کشد. داده‌های تاریخی نشان می‌دهد که قبیله‌های عرب با حمایت قریش و تحریک یهودیان، در تلاش بودند تا جامعۀ آرمانی اسلام را برای همیشه نابود کنند. نخستین جرقه این جنگ از سوی گروهی از یهودیان «بنی‌نضیر» زده شد که به مکه آمدند و طایفۀ «قریش» را به جنگ با پیامبر تشویق کردند. این پیمان شوم، سپاهی عظیم را گرد هم آورد.  
لحظات بسیار سختی بر مسلمانان گذشت. جان‌ها به لب رسیده بود؛ جمعیت انبوه دشمن و اندک‌بودنِ لشکریان اسلام در مقابل آنان (تعداد لشکر کفر را ده‌هزار و لشکر اسلام را سه‌هزار نفر نوشته‌اند)، آینده‌ای دردناک را در برابر چشمان مسلمانان مجسم می‌کرد.  قرآن این ماجرا را چنین گزارش می‌نماید: «إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا:  [به خاطر بیاورید] زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشم‌ها از شدّت وحشت خیره شده و جان‌ها به گلوگاه رسیده بود، و گمان‌های گوناگون بدی به خدا می‌بردید». 
در چنین شرایطی که اسباب ظاهری بر پیروزی دشمن دلالت داشت، فرمان الهی چنین نازل شد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...:  ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشکرها [عظیم] به سراغ شما آمدند و ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکرانی که آنها را نمی‌دیدید». در تفاسیر آمده است: «عَلَيْهِمْ رِيحاً» همان باد صبا بود که در شب‌های سرد زمستانی وزید؛ همچنین «وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها» به فرشتگانی اشاره دارد که برای خوار‌کردن مشرکان فرستاده شدند. این امداد الهی، لشکر انبوه احزاب را مجبور به شکست کرد. 
3. امدادهای غیبی برای ایران اسلامی
تحلیلگران معتقدند فروپاشی رژیم پهلوی با وجود قدرت نظامی و حمایت‌های خارجی، بدون «نصرت الهی» دشوار بود. امام خمینی در تبیین حادثۀ طبس فرمودند: 
آنهایی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده‌اند، نباید بیدار شوند؟! کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که می‌خواستند به ایران بیایند، ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن‌ها ساقط کردند! شن‌ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست... . این باد مأمور خداست، این شن‌ها همه مأمورند.  
امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای؟رضوت؟ می‌فرمایند:
من در یک جریانی در سال ۶۵ یا ۶۶ که امام سکتۀ قلبی خیلی شدیدی کردند، خدمت امام رفتم؛ البتّه نگذاشتیم کسی بفهمد. در وضع سیاسی آن روز و وسط جنگ، اگر چنانچه این معلوم می‌شد، خیلی آثار منفی‌‌ای داشت. یک اتّفاقی افتاده بود که امام تصمیمی قبلاً گرفته بودند اگر آن تصمیم را نمی‌گرفتند، این بیماری معلوم می‌شد و خبرگزاری‌ها و مردم و دشمن و دوست همه می‌فهمیدند و خیلی اوضاع به هم می‌خورد. من وقتی رفتم خدمت امام، ایشان روی تخت بیمارستان بودند و به ایشان گفتم: آقا، این تصمیمی که شما چند روز پیش گرفتید...، این واقعاً کار خدا بود؛ شما چطور شد که به این فکر افتادید و این تصمیم را گرفتید؟ والا اگر نمی‌گرفتید، حالا همه می‌فهمیدند حالتان این‌جوری است. ایشان گفتند که من از اوّل انقلاب تا حالا احساس می‌کنم که یک دست قدرتی دارد ما را هدایت می‌کند و به ما کمک می‌کند. 
هشت‌سال دفاع مقدس نیز شاهد حوادثی است که با معیارهای عادی نظامی توجیه‌ناپذیر است. مقام معظم رهبری دراین‌باره می‌فرمایند:
یک‌ وقتی در مقابل دو لشکر و نیم عراقی در غرب اهواز، ما فقط یک تیپ داشتیم؛ آن ‌هم تیپی که استعدادش به ‌قدر یک گردان هم نبود. عراقی‌ها از ترس این تیپ جلو نمی‌آمدند... . یک تیپ بی‌استعداد و ضعیف از لحاظ تجهیزات و نفرات... دو لشکر را در برابر خود متوقف کرده بود. 
در جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان هم که دو قدرت اتمی جهان، یعنی آمریکای جنایتکار و رژیم کودک‌کش صهیونیستی به کشور عزیز ما حمله کردند، به‌یقین مقاومت، ایستادگی، انسجام و اتحاد مقدس مردم از نمونه‌ها و عنایات غیبی حضرت حق تعالی است که پیروزی ایران اسلامی را رقم زده است. 
کتاب‌نامه
قرآن کریم
1.    ابن‌طاووس، علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران: جهان، ۱۳۴۸ ش.
2.    ابن‌قولويه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف: مرتضوی، ۱۳۵۶ ق.
3.    ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
4.    حویزی، عبدعلی بن جُمعَه، تفسیر نور الثقلین، مصحح: هاشم رسولی، چ 4، قم: اسماعیلیان، ۱۴۱۵ ق.
5.    رازى، فخرالدین محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ ق.
6.    زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، چ 3، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ ق.
7.    صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، چ 2، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵ ش.
8.    طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، چ 2، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ ق.
9.    طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چ 3، تهران: ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ش.
10.    طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دارالمعرفه، ۱۴۱۲ ق.
11.    طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بی‌تا].
12.    طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، چ 2، تهران: انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش.
13.    فخر رازى، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، چ 3، بیروت: دارإحياء التراث العربي، ۱۴۲۰ ق.
14.    قرطبی، محمد بن احمد، الجامع، تهران: ناصرخسرو، ۱۳۶۴ ش.
15.    کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: علی‌اکبر غفاری، چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ ق.
16.    مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار، مصحح: جمعی از محققان، چ 2، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
17.    محمودی، حسین‌علی، «شرایط امدادهای غیبی خداوند بر بندگان»، دوفصلنامه علمی ـ تخصصی مطالعات تطبیقی کلام، س 15، ش ۲۵، بهار و تابستان ۱۴۰۴.
18.    مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ ق.
19.    مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ش.
20.    مطهری، مرتضی، مجموعه آثار: امدادهای غیبی، تهران: انتشارات صدرا، [بی‌تا].
21.    مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چ 10، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ ش.
22.    ناصحی، محمدحسن، امدادهای غیبی از نگاه قرآن، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۷ ش.