نسخه چاپی متن از سایت محراب
ارزش جهاد و مقام مجاهدان در اسلام
حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم پاکنیای تبریزی*
اشاره
جهاد و دفاع همهجانبه برای حفظ هویت، اعتقادات و فرهنگ، امری طبیعی و فطری است؛ ازاینرو هر موجود زندهای برای بقای داشتههای خود باید بکوشد با تمام وجود بجنگد و موانع را از سر راه خود بردارد. امر به جهاد یکی از بدیهیترین و پیشرفتهترین قوانین اسلام برای پاسداری از فرهنگ انسانی و اسلامی است که ریشه در فطرت انسانها دارد. رسول گرامی اسلام تمام خیر و خوبیها را در جهاد و در پرتو آن معرفی میکند و میفرماید: «الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ وَ لَا يُقِيمُ النَّاسَ إِلَّا السَّيْفُ وَ السُّيُوفُ مَقَالِيدُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ: تمام نيكىها در شمشير و زير سايه شمشير است و مردم را پايدار نمىدارد جز شمشير؛ و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخاند». شمشیر در اين روايت بهمثابۀ نماد جهاد و نماد سلاحهاى كارآمد جنگى در هر عصری به كار رفته است؛ برندهترين سلاحى كه مجاهد با آن رگ حيات دشمنان بشر را قطع مىكند تا با پاكکردن جامعه از لوث آنان، خير و بركت و امنيّت و سعادت را برای جامعۀ انسانى به ارمغان بیاورد.
ارزش جهاد
همه چیز در اسلام بر محور توصيه و سفارش اخلاقی و موعظه بنا نشده است، بلكه باید در موارد زیادی به مبارزۀ جدی و جهاد با دشمنان دين و دشمنان عدالت پرداخت. مولای متقیان امیرمؤمنان علی فرمود: «إنّ اللّهَ فَرضَ الجِهادَ و عَظَّمَهُ و جَعلَهُ نَصْرَهُ و ناصِرَهُ. و اللّهِ ما صَلُحتْ دُنيا و لا دِينٌ إلاّ بهِ: خداوند جهاد را واجب گردانيد و آن را بزرگ داشت و يار و ياور خود قرار داد. به خدا سوگند، كار دنيا و دين جز با جهاد درست نمىشود».
جهاد در نگرش نبی مکرم اسلام، مرز ایمان و نفاق را مشخص میکند؛ یعنی یکی از مهمترین نشانههای ایمان واقعی، حضور در میدان جهاد است. آن گرامی دراینباره فرمود: «مَن ماتَ و لَم يَغْزُ، و لَم يُحدِّثْ بهِ نَفسَهُ، ماتَ على شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ: كسى كه جهاد نکند يا آرزوى جهاد نداشته باشد و بميرد، به نوعى نفاق مرده است». البته این نفاق پنهان است که خود شخص ممکن است متوجه نفاقش نباشد.
ارزش تشريع جهاد در اسلام و جایگاه آن چنان مهم است که در کنار صلح و همتراز با آن قرار میگیرد؛ به همان اندازه که صلح و زندگی مسالمتآمیز خوب و زیباست، همانقدر هم جنگ و جهاد برای استقرار صلح پسندیده است؛ درواقع نهتنها جهاد با صلح تعارض ندارد، بلکه مكمل يكديگرند.
درشتى و نرمى به هم در به است
چو رگزن كه جراح و مرهم نه است
درواقع جهاد و صلح هر دو از اركان برنامههای اسلامیاند و دو روی یک سکهاند. سعدی میفرماید:
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمكارى بود برگوسفندان
خداوند متعال نیز در قرآن میفرماید: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ: به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چراکه مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا بر یاری آنها تواناست».
علامه طباطبايی در تفسیر این آیه میفرماید:
دفاع مسلحانه و قتال، آخرين وسيله دفاع برای یک مسلمان است؛ وقتی به آن متوسل میشوند كه راههای ديگر به نتيجه نرسد؛ مانند آخرين دوا كه همان داغكردن است. وقتی به آن متوسل میشوند كه دواهای ديگر نتيجه ندهد؛ چون در قتال نيز بشر اقدام میكند به اينكه بعضی از اجزای بدن يا افراد اجتماع از بين بروند تا بقيه نجات يابند؛ و اين سنّتی است كه در جوامع بشری جريان دارد.
بههرحال برای حفظ عزت و شکوه اسلام باید جهاد تشریع میشد که در نهجالبلاغه فرمود: «فَرَضَ اللَّهُ ... الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ: خدای متعال [جهاد] را براى عزّت اسلام واجب نمود».
مفهوم جهاد
جَهد و جُهد در لغت به معنای طاقت و مشقت آمده است؛ ابندرید هم مینویسد: «بلغ الرجلُ جُهده و جَهده و مجهوده: نهایت طاقت و توانایی خود را به کار بست». بر اساس این معنا در واژۀ جهد استفاده از تمام توان و انرژی برای رسیدن به یک هدف نهفته است. در مفردات راغب اصفهانی هم «جهد» به طاقت و مشقت تفسیر شده است و «جهاد» و «مجاهده» به معنای بهکارگیری نهایت کوشش در برابر دشمن است. بنابراین معنای لغوی جهاد یعنی سختکوشی با تمام توان برای تحقق مطلوب.
مقام مجاهدان
آیات متعددی از قرآن کریم دربارۀ مقام و عظمت مجاهدان وارد شده است؛ همچنین متون دینی به این مهم پرداختهاند. خداوند در سورۀ «نساء» میفرماید:
لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا: [هرگز] افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند. خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترککنندگان جهاد] برتری مهمّی بخشیده است؛ و به هر یک از این دو گروه [به نسبت اعمال نیکشان] خداوند وعده پاداش نیک داده و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ، تنگ
من از او جانی ستانم جاودان
او ز من دلقی ستاند رنگ، رنگ
پیشوای نخستین شیعیان، جهاد را لباس تقوا و دری از درهای بهشت میداند و دربارۀ ارزش جهاد در راه خدا و مقام مجاهدان میفرماید:
فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ. فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ: جهاد در راه خدا درى از درهاى بهشت است كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد، لباس تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است؛ كسى كه جهاد را ناخوشايند دانسته و ترک كند، خدا لباس ذلّت و خوارى بر او مىپوشاند و دچار بلا و مصيبت مىشود و كوچك و ذليل مىگردد، دل او در پرده گمراهى میماند و حق از او روى مىگرداند؛ به دلیل ترک جهاد هم به خوارى محكوم و از عدالت محروم است.
اقسام جهاد
خداوند متعال در سورۀ «عنکبوت» میفرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ: و کسانی که برای [بهدستآوردن خشنودی] ما [با جان و مال] کوشیدند، بیتردید آنان را به راههای خود [راه رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمایی میکنیم؛ و بهیقین خدا با نیکوکاران است». جهاد در اسلام بر سه نوع است:
الف) جهاد اکبر
جهاد اکبر از اقسام و ارکان مهم جهاد است که در فرهنگ اسلامی هم بدان تأکید فراوانی شده است. نتیجۀ آن به تزکیه و تهذیب نفس انسان میانجامد که از اهداف حیاتی بعثت انبیاست. رسول خدا فرمود: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ اَلَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ: دشمنترين دشمنان براى تو نفس توست كه ميان دو پهلوى توست».
در خبر بشنو تو اين پند نكو
بَينَ جَنبَيكُم لَكُم اعدَى عَدُو
حضرت علی نیز فرمود رسول خدا گروهی را [برای جنگ] فرستاد؛ هنگامی كه بازگشتند، به آنان فرمود: «مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ: مرحبا به حال مردمی كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بر آنان باقی مانده است. گفته شد ای رسول خدا، جهاد اكبر چیست؟ فرمود: جهاد و پیكار با نفس. سپس فرمود: برترین جهاد، [از آن] كسی است كه با نفسش كه در میان دو پهلوی اوست، جهاد كند».
رسول خدا جهاد با دشمنان را جهاد اصغر و جهاد کوچک و جهاد با نفس اماره را جهاد بزرگ و جهاد اکبر نامیده است؛ میتوان به دلایل فراوان جهاد با نفس را مهمتر و افضل از جهاد با دشمن تلقی کرد که در اینجا به چند دلیل اشاره میشود:
1. اگر جهاد با نفس انجام نگیرد، جهاد با دشمن بینتیجه است. شخصیتهای برجستهای در صدر اسلام با اینکه جهادهای بزرگی انجام داده بودند، چون در جهاد با نفس مغلوب شیطان شدند، تمام زحمات آنان در میدانهای نبرد هدر رفت؛ در مقابل، آنانی که در جهاد اکبر پیروز شده بودند، در جهاد با دشمن هم به زیباترین شکلی درخشیدند. در ماجرایی که از جنگ خندق در مورد علی نقل شده است، تلفیق زیبایی دربارۀ جهاد اکبر و اصغر و حتی جهاد تبیین هم مشاهده میشود که در وجود شخص کاملی مانند علی متبلور شده است.
در زمان ما نیز بسیاری از سرداران مجاهدی که در میدان نبرد با دشمن بوده و هستند و برخی به شهادت رسیدهاند، جهادشان در میدان پرثمر است؛ چراکه در مبارزه با نفس پیروز شدهاند. تاریخ زندگی آنان یکی از صفحات زرین تاریخ تشیع در کشور اسلامی ایران و منطقه مقاومت است؛ شخصیتهایی مانند حاج قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس و ... .
2. جهاد اصغر جهاد با دشمن برون است؛ امّا جهاد اکبر مبارزه با دشمن درون (نفس امّاره) که خطرش بیشتر از خطر دشمن خارجی است؛ زیرا دشمن (برونی) پیداست، امّا دشمن درونی ناپیدا؛ به طوری که نقشهها و فکرهای شیطانی را فکر خود تلقی میکند، مثل غیبت دیگران را وظیفۀ شرعی خود میداند. بنابراین جهاد با دشمن درونی سختتر از دشمن بیرونی است.
تو با دشمن نفس همخانهای
چه در بند پیکار بیگانهای؟
3. جهاد با دشمن خارجی زمان معین دارد و بالاخره دشمن از بین میرود یا آتشبس میشود؛ اما جهاد و مبارزه با دشمن درونی (مقابله با نفس اماره) هرگز محدودیت ندارد و در تمام عمر باید بیوقفه مجاهده و مراقبه داشته باشی.
4. جهاد اکبر محدود به ابزار خاصّی نیست و نمیتوان پیشبینی لازم را کرد، بلکه فقط با سلاح مراقبه و مشارطه و محاسبه باید جهاد کرد. امام خمینی در کتاب اربعین، جهاد نفس را در نگاه اهل سلوک و اخلاق، سرچشمه همه سعادتها و شقاوتها و پایۀ همه درجات معنوی میداند. ایشان هشدار میدهد که اگر انسان در جهاد اکبر شکست بخورد و مملکت نفس را برای سپاهیان شیطان خالی بگذارد، ممکن است دچار هلاکت همیشگی شود و حتی از شفاعت محروم بماند و گرفتار خشم الهی گردد.
5. جهاد اکبر از حیث نتیجه هم مشکلتر است؛ زیرا در جهاد با دشمن خارجی، احدیالحسنین در انتظار مجاهد است (یا پیروزی است یا شهادت) که هر کدام باشد، پیروزی محسوب میشود؛ اما در جهاد اکبر یا پیروزی با عقل و ایمان است یا شکست و سقوط در دام شهوات.
بر همین اساس رسول خدا فرمود: «اَفْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتی بَین جَنْبَیهِ: برترین جهاد این است که شخص با نفس خود جهاد کند».
ب) جهاد اصغر
جنگ در میدان نبرد و مبارزه با دشمن خارجی، جهاد اصغر نامیده میشود و مقابل آن جهاد اکبر و دشمن اصلی همان نفس اماره است. خدای متعال در سورۀ «صف» به دو ویژگی مجاهدان راستین عرصۀ نبرد با دشمن خارجی اشاره میکند و میفرماید: «إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلونَ فِی سَبیلِهِ صَفّاً کأنَّهُم بُنْیانٌ مَرصُوصٌ: خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند؛ گویی بنایی آهنیناند».
بر اساس این آیه، جهاد مجاهدان باید دو ویژگی داشته باشند که خدای متعال چنان جهادی را دوست دارد؛ یعنی افزون بر اصل جهاد که مطلوب الهی است، اولاً باید این جنگ «فی سبیل اللّه» باشد؛ ثانیاً با اتحاد و انسجام کامل همانند سدّی فولادین انجام شود نه متتفرق و متشت و پراکنده و بدون هماهنگی.
ج) جهاد تبیین
جهاد تبیین و روشنگری به معنای جنگ نرم با دشمن است. جهاد فرهنگی، جهاد اقتصادی، جهاد سیاسی و جهاد علمی از مهمترین عرصههای جهاد کبیر است که دشمن میتواند با دورکردن امت اسلامی از این صحنههای جهاد، جامعه اسلامی را به تمکین از خود وادارد. برخی مفسران گفتهاند که جهاد کبیر در این آیه اشاره به جهاد تبیین دارد: «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا: پس کافران را [که انتظار دارند از ابلاغ وحی بازایستی،] فرمان مبر و به وسیله این [قرآن] با آنان جهاد [ی فرهنگی و تبلیغی] کن».
جهاد کبیر به معنای بهکارگیری همۀ توان برای مقابلۀ غیرنظامی (و نبرد نرم) با کافران یا جنگ نرم با کفار بر اساس آموزههای قرآن کریم است. این آیه دلالت دارد بر اینکه جهاد متکلمان در رفع شبهههای منکران و دشمنان دین از بزرگترین جهادها و دارای جایگاه ويژه در پیشگاه خداوند است. در سورۀ «حج» هم میفرماید: «وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ: و در راه خدا جهاد کنید و حقّ جهادش را ادا نمایید». جهاد در این آیه همۀ ابعاد جهاد از جمله جهاد تبیین را هم دربر میگیرد.
اصطلاح جهاد تبیین و جهاد با زبان و قلب در حکمت ۳۷۵ نهجالبلاغه هم مطرح شده است: «أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ، الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ، ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ، ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ: نخستين مرحلهاى از جهاد كه دشمنان از شما مىگيرند و در آن مغلوب مىشويد، جهاد با دست [جهاد عملى] است؛ سپس جهاد با زبان و بعد جهاد با قلب». طبق فرمایش حضرت، دشمنان اسلام نخست میکوشند امر به معروف و نهی از منکر عملی ـ که همان جهاد تبیین است ـ را از مسلمانان بگیرند و اجازه ندهند کسی در عمل جهاد تبیین نماید تا مبادا موقعیت آنها به خطر بیفتد. هنگامی که جهاد تبیین عملی را خاموش کردند، به سراغ جهاد زبانی میروند و اجازه نمیدهند کسی بر فراز منابر یا در مجامع دیگر امر به معروف و نهی از منکر کند و کسانی را که اقدام به این کار کنند، تحت تعقیب قرار میدهند.
این نوع جهاد در صورت محققشدن، آثار فراوانی دارد که مهمترین آن عبارت است از: جلوگیری از تحریف واقعیت و روایت صحیح تاریخ در وقایع و حوادث تاریخی. همانگونه که حرکت حضرت زینب و تلاشهای امام سجاد و سایر بازماندگان عاشورا هم در همین راستا تعریف میشود.
سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لبتشنگان
در کویر تفته جا میماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا میماند اگر زینب نبود
عمار یاسر از دیگر مجاهدان عرصههای مختلف جهاد است؛ او در جریان جنگ صفین افزون بر جهاد اکبر و اصغر، به جهاد تبیین نیز میپردازد و به روشنگری و بیان واقعیتها میپرداخت.
کتابنامه
قرآن کریم
1. ابنبابویه (شیخ صدوق)، محمد بن على، أمالی، تهران: نشر کتابچى، 1376 ش.
2. ابندُرَید، محمد بن حسن، جمهرة اللغة، بیروت: دارالعلم للملایین، 1987م.
3. ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آلابیطالب، قم: مؤسسه انتشارات علامه، [بیتا].
4. اکبری، محمود، خود و ناخود، قم: نشر سما، 1384 ش.
5. بلخی، مولانا جلالالدین، مثنوی معنوی، تصحیح: نیکلسون، تهران: نشر طلوع، ۱۳۷۲ ش.
6. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، بیروت: دارالعلم للملایین. [بیتا].
7. خمینی، سیدروحالله، شرح چهل حديث (اربعين حديث)، تهران: مؤسسه نشر آثار امام خمینی، 1386ش.
8. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت: دارالعلم، 1412 ق.
9. سیدرضی، محمد بن حسين، نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، قم: نشر ائمه، 1379ش.
10. سیدمحمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسير الميزان، قم: نشر اسلامی، 1374 ش.
11. شوشتری، شهید قاضی نورالله، احقاق الحق، تهران: نشر اسلامیه، ۱۳۹۶ ق.
12. طبرسی، احمد، الاحتجاج، مشهد: نشر مرتضى، 1403 ق.
13. فیض كاشانى، محمدمحسن، الوافى، صفهان: نشر كتابخانه امام امیرالمؤمنین علی، 1406 ق.
14. کلینی، محمد بن يعقوب، الکافی، تهران: دارالكتب الاسلامية، 1388 ق.
15. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه الوفا، 1403 ق.
16. المزی، جمالالدين، تهذيب الكمال في اسماء الرجال، بیروت: نشر رسالت، 1400 ق.
17. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1374ش.
18. پایگاه اطلاعرسانی رهبر شهید انقلاب اسلامی.