نسخه چاپی متن از سایت محراب
شخصیتشناسی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (دامت برکاته)
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا انصاری*
اشاره
در طلیعه قرن بیستویک، در روزگاری که جهان شاهد تحولات شگرف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است، تبیین ابعاد شخصیتهای اثرگذار، نقشی بنیادین در هدایت جامعه و استحکام بنیانهای معنوی و فکری نسلهای امروز و فردا ایفا میکند. دراین میان، بررسی ابعاد شخصیت حضرت آیتالله مجتبی خامنهای سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی، شایسته واکاوی است.
مواضع حکیمانه و رویکردهای راهبردی ایشان در عرصه سیاست، حاکی از درکی عمیق از مقتضیات زمان و مکان و توانمندی ایشان در مدیریت چالشهای پیچیده است؛ و از سوی دیگر، جایگاه علمی، سلوک معنوی ایشان، گواهی روشن بر جامعیت وجودی در عرصههای مختلف است؛ جامعیتی که یادآور سیمای امام شهید و مصداق آیه شریفه است: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» هر حكمى را نسخ كنيم، و يا نسخ آن را به تأخير اندازيم، بهتر از آن، يا همانند آن را مىآوريم. در این نوشتار به ابعاد شخصیتی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای خواهیم پرداخت.
1. جایگاه علمی
- اساتید
جایگاه آیتالله سید مجتبی خامنهای در حوزه علم و دانش از ارکان اساسی شخصیت ایشان به شمار میرود. ایشان، در طول سالیان متمادی، مسیر پرفرازونشیب تحصیل و تهذیب را پیمودهاند و دراین مسیر، از محضر اساتید برجسته بهره بردهاند. حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای دروس خارج فقه و اصول را از محضر والد شهیدشان و همچنین حضرات آیات عظام: شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، آقا مجتبی تهرانی، شیخ محمد مؤمن و سید محمود شاهرودی فراگرفتند. اظهارنظرها و تمجیدهای اساتید محترم، گویای نبوغ و استعداد خاص ایشان است. آیتالله رحمانی نیشابوری میفرماید: نبوغ علمی ایشان از حد معمول بالاتر و قدرت حفظ او نیز بالاست. همچنین نقل میکند:
بنده به آیتالله سید محمود شاهرودی گفتم شما وقتی رئیس قوه قضائیه شدید، حیف شدید؛ زیرا اگر در قم بودید مرجع تقلید تربیت میکردید. ایشان پاسخ دادند: من اکنون در تهران هم شاگردانی دارم. ایشان از استعداد و قوت علمی آقا مجتبی سخن گفتند که برای بنده مایه تعجب بود. این سخن مربوط به ۱۵ سال قبل است، که نشان میدهد اساتید، نظر و توجه بیشتری به آقا مجتبی مبذول میداشتند.
آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی بیش از ۱۷ سال بهطور مستمر در دروس خارج مختلف حضور فعال داشتهاند. ارائه تقریرات علمی به زبان عربی و پیگیری نکات علمی توسط ایشان، منجر به تولید نوآوریهایی در منظومه علوم و معارف حوزوی (بهویژه فقه، اصول و رجال) گردیده است.
- تدریس و تربیت شاگرد
یکی از ابعاد برجسته شخصیت علمی حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، تدریس دروس خارج فقه و اصول و تربیت شاگردان در عرصه علوم حوزوی است. ایشان در سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹، دروس خارج فقه و اصول خود را آغاز نمودند که با استقبال چشمگیر طلاب حوزه علمیه قم مواجه شد. تا پیش از شیوع کرونا در سال ۱۳۹۸، کرسی درس ایشان بهعنوان یکی از پرمخاطبترین دروس حوزه، با حدود ۴۰۰ طلبه برگزار میشد. با همهگیری کرونا، مجازی شدن دروس و همچنین تغییر محل زندگی ایشان به تهران، درس فقه ایشان با استقبالی فزونتر روبرو شد. این روند حتی پس از پایان کرونا نیز ادامه یافت؛ بهگونهای که درس ایشان در ابتدای سال تحصیلی ۱۴۰۳ ، با استقبال کمنظیر حدود ۱۳۰۰ نفر از طلاب مواجه گردید. تدریس «درس خارج فقه» ایشان در حوزه علمیه قم، بازتاب گستردهای در فضای حوزوی داشت و به معنای تأیید بنیه علمی و توانایی ایشان در تربیت مجتهدان جوان تلقی میشود.
2. ساده زیستی
سادهزیستی از موضوعاتی است که در زندگی فردی، اجتماعی، مادی و معنوی انسان تأثیر بسزایی دارد. در خوانش دینی، سادهزیستی از ارزشهای متعالی به شمار میآید. استاد مطهری میگوید: «زهد، حالتی است روحی و زاهد از آن نظر که دلبستگیهای معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بیاعتناست. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشه خود میسازد و از تنعّم، تجمل و لذتگرایی پرهیز مینماید…»
از منظر امامین انقلاب، تجملگرایی و اشرافیت بهعنوان یک آسیب اجتماعی جدی در نظر گرفته میشوند که مقابله با آنها ضروری است. امام خمینی همواره تجملگرایی و اشرافیت را در تضاد کامل با اصول اسلامی میدانستند: «... ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقى و راستين ارزشهای اسلامى هستند، بهخوبی دريافتهاند كه مبارزه با رفاهطلبی سازگار نيست... بحث قيام و راحتطلبی، بحث دنياخواهى و آخرت جويى دو مقولهاى است كه هرگز باهم جمع نمىشوند»، « اين توجه به زرقوبرق دنيا انسان را از آن احساس انسانىاش مىبرد، يك حيوان است در بين مردم راه مىرود. كوشش كنيد معنويت را تقويت كنيد.»
در منظومه فکری امام شهید ، تجملگرایی بهشدت موردانتقاد قرارگرفته است: «… نگذارید که فساد و رشوه و پارتیبازی و اسراف و تجمل و خرجهای زیادی، در دستگاهتان نفوذ بکند.» «جلوی اشرافی گری باید گرفته بشود؛ اشرافی گری بلای کشور است…»
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، تربیتشده چنین پدری است که نمونهای واقعی از سادهزیستی و زهد را در زندگی شخصی و اجتماعی خود به نمایش گذاشته است. ایشان همواره در زندگی شخصی سادگی را رعایت کرده و از زرقوبرق پرهیز نمودهاند. این قناعت در همه ابعاد زندگی ایشان مشهود است.
البته، سادهزیستی رهبر سوم انقلاب تنها یک سبک زندگی شخصی نیست، بلکه الگویی عملی برای نسل امروز و آینده است. آیتالله رحمانی نیشابوری میگوید: ایشان از وقتی طلبه شدند، والدشان یا رئیسجمهور و یا ولیفقیه بوده است و همه امکاناتی در اختیار ایشان بود، اما وقتی به قم آمدند، به همراه آقا مصطفی (برادرشان)، هر دو یکمنزل اجاره کردند. حالا شما وضعیت رهبران و فرزندان رهبر ما را با حکام برخی کشورهای اسلامی و غیر اسلامی مقایسه کنید.
3. ولایت مداری
یکی از ابعاد کلیدی شخصیت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رویکرد «اهلبیت مداری» ایشان است. باور به اینکه هدایت الهی از طریق ائمه معصومین تداومیافته و دستگیری آنان، کلید پیروزی در عرصههای مختلف، بهویژه مبارزه با دشمنان است. این به معنای اتکای ویژه و تمسک به اهلبیت پیامبر، بهویژه امام زمان در مواجهه با مسائل و چالشهاست:
... باید به یاد خداوند تبارکوتعالی و توکّل بر حضرتشان و توسّل به انوار طیبهی معصومین (صلوات اللّه علیهم اجمعین)، چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمینکنندهی انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیّت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.
همچنین ایشان در پیام روز معلم و کارگر میفرمایند:
ایران عزیز،... مسیر عبور بهسوی قلّههای پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود، و این البته با دعای خیر و وِساطت سرورمان هر چه سریعتر و بهتر صورت خواهد پذیرفت.
و درنهایت از سرورمان تقاضا میکنم از درگاه حضرت حق(جلّ و علا) برای ملّت ما غلبهی قاطع بر دشمن و همچنین عزّت و وسعت و عافیت، و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.
4. مردمداری و اعتقاد به نقش مردم در اقتدار نظام
مردمداری یکی از ابعاد برجسته شخصیتی رهبر انقلاب است؛ بدین معنا که ایشان مردم را سرمایه اجتماعی و پشتوانه عظیم نظام میدانند. این مردم هستند که با حضور همهجانبه خویش، نظام را حفظ میکنند و در برابر تجاوز دشمن مقاومت مینمایند. همانگونه که در «جنگ تحمیلی سوم» نیز این مردم بودند که در میدانها و خیابانها حضور یافتند و همچون نیروهای مسلح در میدان نبرد حماسه آفریدند. ازاینرو، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای پس از شهادت امام شهید، با صراحتی غیرقابلانکار، نقش مردم را فراتر از چارچوبهای معمول تبیین میکنند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید». بر همین اساس است که ایشان تأکید میکنند:
اگر قدرت شما درصحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت.
همچنین ایشان در پیام چهلم امام شهید میفرمایند:
... ملت آگاه و هوشیار ایران گرچه نشان داد در غم بزرگ فراق پیشوای شهیدش داغدار است ولی با تأسی به میراثداران بیواسطه عاشورای حسینی، از این داغ، حماسه و از رثاء، رجز ساخت. و همه اینها دشمنِ تا بن دندان مسلح را به حیرت و استیصال انداخته و آزادگان جهان را به تحسین واداشته است.
5. شخصیت سیاسی
بعد سیاسی شخصیت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، بیش از هر چیز با مفهوم «بصیرت» گرهخورده است. بصیرت به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است. «بصیرت یعنی تیزبین بودن و راه درست را شناختن…» همچنین، «بصیرت یعنی گم نکردن راه، و دچار بیراههها و کجراههها نشدن.» در ادبیات معاصر ، «بصیرت» با تعابیری همچون بینش سیاسی و فهم عمیق مفهومسازی میشود. در گزارههای دینی، واژههایی مانند کیاست و بصیر به معنای بصیرت و بینش سیاسی است. خداوند خطاب به پیامبر میفرماید: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي؛ بگو اين است راه من كه من و هر كس پیرویام كرد با بينايى بهسوی خدا دعوت میکنیم. »علی فرمود: «الْمُؤْمِنُ هُوَ الْكَيِّسُ الْفَطِن؛ مؤمن، مؤمن زیرک و باهوش و هوشیار است ».
امام شهیدمان همواره بر اهمیت بصیرت بهمنظور حفظ اسلام، حفظ نظام اسلامی و مقابله با دشمنان تأکید میکردند، زیرا ایشان معتقد بودند که اگر انسان بصیرت نداشته باشد، مانند انسان کوری است که در شناخت حق و باطل دچار مشکل میگردد:
عالَم، عرصهی درگیری و مبارزهی «جبههی حق» علیه «جبههی باطل» است. دراین صحنهی درگیریِ حساس و سرنوشتساز، انسان بیبصیرت درواقع «کور» است: «نداشتن بصیرت مثل نداشتن چشم است؛ راه را انسان نمیبیند. بله، عزم هم دارید، اراده هم دارید، امّا نمیدانید کجا باید بروید.
تربیت در سایه هدایت سیاسی، ستون فقرات بصیرت سیاسی حضرت آیتالله مجتبی خامنهای را شکل داده است. حضور در کنار پدر و محیطی که سیاست و دیانت درهم تنیدهاند، فرصتی برای یادگیری عملی درسهای سیاست ورزی، مدیریت بحران و درک عمیق از معادلات قدرت را برای ایشان فراهم آورده است. این نزدیکی، صرفاً یک همنشینی خانوادگی نبوده، بلکه به معنای درک مستقیم از نحوه مواجهه با چالشهای سیاسی، تحلیل رویدادها و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در حساسترین مقاطع بوده است. ایشان بهخوبی از تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان خودآگاهاند که نامهها و پیامهای ایشان تأییدکننده این آگاهی و بصیرت است.
6. شخصیت نظامی
در تحلیل شخصیت حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، بعد نظامی و دفاعی ایشان نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. این بُعد، ریشه در شناخت عمیق ایشان از مبانی دفاع مقدس و مقاومت اسلامی دارد. از بدو شکلگیری انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس و جنگ دوازدهروزه، امام شهید ، بهعنوان فرمانده کل قوا، دیدگاههای منحصربهفردی در حوزه نظامی و دفاعی شکل دادند. ایشان، در چنین فضایی رشد یافته و تربیتیافتهاند؛ فضایی که در آن، تفکر استراتژیک، شناخت دقیق دشمن، روحیه جهادی و مدیریت بحران، جزئی جداییناپذیر از دیدگاههای انقلابی محسوب میشد. فرماندهان عالیرتبه نظامی در برخی بزنگاههای حساس، برای دریافت رهنمود و مشورت به محضر حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای ارجاع داده میشدند: «فرماندهان نظامی را به آقا مجتبی ارجاع داده بودند. ایشان [ امام شهید] با صراحت گفته بودند که نظر آقا مجتبی نظر من است.»
ارتباط مستمر و عمیق حضرت آیتالله مجتبی خامنهای با فرماندهان برجسته نظامی و رهبران جبهه مقاومت، بهویژه با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و سیدالشهدای مقاومت، سید حسن نصرالله، یکی از برجستهترین جنبههای بعد نظامی شخصیت ایشان محسوب میشود.
7. استکبار ستیزی و مقاومت
استکبارستیزی از اصول اساسیاندیشههای امامین انقلاب به شمار میآید. این دو بزرگوار، در دوران مبارزه و بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تبیین ابعاد و دکترین استکبارستیزی پرداختند. امام شهید استکبارستیزی را امری عقلانی و علمی میدانند: «رژیم آمریکا، رژیم استکباری است و رژیم استکباری، جامع بسیاری از ضررها و شیطنتها و بدیها است… بنابراین، ستیزهگری با این استکبار، با این پدیده، عین عقلانیت است…» همچنین تصریح میکنند: «این نظام، یکی از بزرگترین خاصیتهایش، مقابله با استکبار و تفرعن قدرتهای مستکبر عالم است. » امام خمینی نیز تصریح میکنند که همه انبیا با قدرتهای ظالم مبارزه میکردند.
براین اساس است که نهضتها و جنبشهای اسلامی و جهادی فلسطین و لبنان در برابر استکبار - بهویژه اسرائیل و آمریکا - با نام این دو شخصیت شناخته میشود. امام شهید نیز میفرمایند:
... یک کشور اسلامی، یعنی فلسطین، بهوسیلهی خبیثترین کفّار عالم غصب شده؛ حکم قطعی شرعی این است که بر همه واجب است تلاش کنند، کمک کنند و فلسطین را به مسلمانها، به صاحبان اصلیاش برگردانند.
رهبر معظم انقلاب نیز «دکترین مقاومت» را از امامین انقلاب به ارث برده است و آن را جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی میدانند:
ما کشورهای جبههی مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبههی مقاومت، جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بیتردید همراهی اجزای این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنهی صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن، دست از دفاع از مردم مظلوم غرّه برنداشت و حزبالله فداکار علیرغم همهی موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیشگرفته است.
همچنینایشان از وجود مقدّس اهلبیت و بهویژه امام زمان یاری میطلبند کهایشان و مردم ایران را در مبارزه با استکبار یار نمایند:
در پایان خطاب به سرورمان عرضه میدارم که ما باایمان به خدای متعال و توسل به ائمه معصومین صلواتالله علیهم، و با تأسی به رهبر شهید خود، در زیر پرچم جنابتان و در مقابل جبهه کفر و استکبار ایستادهایم. دراین مسیر، شهدای گرانقدری از طبقات مختلف تقدیم راه عزت و استقلال کشور و اعتلای اسلام و انقلاب اسلامی کردهایم. اینک با تمام وجود، به دعای خاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشمن، چه درصحنه مذاکرات و چه در میدان نبرد، دلبستهایم.
همچنین رهبر معظم انقلاب در جای دیگر میفرمایند:
... امروز طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف، مقابل چشم همگان آشکارشده است. این بیشک نعمتی الهی است که از برکت خون رهبر شهیدمان و سایر شهدای گلگونکفن و هموطنان مظلوم و گلهای پرپر شده مدرسه شجره طیّبه میناب، و در پی توسلات و تضرعات آحاد ملت به درگاه ربوبی و حضور مجاهدانهایشان در میدانها و محلات و مساجد، و به خاطر جانافشانیهای بیدریغ... رزمندگان جانبرکف اسلام ارزانی شده است.
کتابنامه
1. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
2. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت: دار العلم-الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
3. خمینی، روحالله، صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهارم، 1386ش.
4. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چهارم، 1407 ق
5. https://farsi.khamenei.ir/news-content?id
6. https://www.tabnak.ir/fa/news/136214584
7. https://finland.mfa.gov.ir/portal/NewsView/784552
8. https://iqna.ir/fa/news/434498.