نسخه چاپی متن از سایت محراب
ارزش محبوبیت نزد امام حسین
انگیزه سازی
فرض کنید یک نفری با کشتی در حال مسافرت بود. اما در طول مسیر، کشتی دچار طوفان شده شکسته و با تمام بار و افراد غرق شود. این فرد برای اینکه جان سالم به در ببرد خودش را به داخل دریا می اندازد و بعد از چند روز سرگردانی در دریا و معلق بودن روی یک تخته چوب، نگاهش به جزیره ای می افتد، با تمام اشتیاق و با هر زحمتی که شده خودش را به نزدیک ساحل میرسونه و به محض ورود با استقبال دیدنی و عجیب مردم مواجه شد. همه خیلی خوشحال و در حال پای کوبی هستند و با احترام هرچه تمامتر، از این فرد پذیرایی کردند!
در عین ناباوری بعد از اینکه خستگی از تنش خارج میشه و خودش را پیدا میکنه، متوجه میشه مردم او را به عنوان پادشاه این جزیره معرفی کردند.
این شخص از این اتفاق تعجب میکنه و به دنبال جواب این معما میگرده و از بین اطرافیان خودش یک بزرگی را پیدا میکنه و با ایشون مشورت میکنه و از او سوال میپرسد که به نظر شما چرا این جزیره پادشاهی ندارد و مردم او را به عنوان پادشاه انتخاب کرده اند؟
اون بزرگ بهش میگه اینجا قبلا پادشاهی داشت که به مردم ظلم میکرد و حق اون افراد رو از بین میبرد.
مردم از دست این پادشاه خسته شده و تصمیم گرفتند که او را از بین برده و به داخل آب بیاندازند.
نفر دیگری را انتخاب کردند، اما او نیز مانند پادشاه قبلی بعد از مدتی به مردم ظلم کرد، مجددا مردم این شخص را هم از مسند پادشاهی به زیر کشیدند ولی این بار تصمیم گرفتند تا جلوی ظلم پادشاهان را گرفته و کاری کنند تا کسی که پادشاه می شود نتواند به مردم ظلم کند.
برای همین از آن زمان هر شخص غریبه ای که وارد این شهر می شود را به عنوان پادشاه انتخاب کرده و بعد از یک سال، قبل از اینکه وی شروع به ظلم کند او را به دریا بیاندازند.
این شخص تازه وارد وقتی این خبر را شنید، تمام تنش به لرزه افتاد و از اون بزرگ خواست تا راهکاری به او نشان بدهد و به وی کمک کند تا از این معرکه جان سالم به در ببرد.
پیر گفت: شما پادشاه خوب باشی یا پادشاه بد، بعد از یک سال تو را به دریا انداخته و اجازه نمی دهند بیش از یک سال سلطنت داشته باشی.
اما من راهی را می شناسم که اگر از هم اکنون به فکر چاره باشی و مقدماتی را آماده نمایی، می توانی بعد از اتمام دوره حکومتت زنده بمانی و زندگی ات را ادامه بدهی.
شهری در چند فرسخی اینجا وجود دارد، که شما در این یکسالی که فرصت داری می توانی برای خودتان در آنجا امکانات و تجهیزات بفرستی، و بعد از یک سال خودت را به آنجا برسانی و نجات پیدا کنی .
پادشاه گفت: این راه خوبی است ولی مشکلش این است که هم مسیر طولانی است و هم من راه را بلد نیستم و خطرات دریا هم زیاد است و ممکن است در آن غرق شوم.
پیر گفت: من ناخدای کشتی ای را می شناسم که در ناخدایی بی نظیر است و هر کسی که به او رو زده با کمال میل خواسته اش رو انجام داده اگر بتوانی با این ناخدا صحبت کنی و او را همساز خودت کنی، میتوانی از این مهلکه نیز جان سالم به در ببری.
این پادشاه در مدت زمانی که در این شهر زندگی کرد به ساختن آن شهر پرداخت و از این رهاورد توانست ادامه زندگی خود را مدیریت خوبی کرد و با کمک آن ناخدا توانست به راحتی به آن شهر برسد و در راه به مشکل خاصی برنخورد.
اقناع اندیشه
زندگی ما در این دنیا مثل زندگی همان شخص تازه واردیه که بناست مدتی کوتاه در این جزیره دور افتاده بمانیم و زندگی کنیم.
اگر از الان به فکر باشیم و راه نجاتی را برای خودمان پیدا کنیم مطمئنا عاقبت به خیر شده و هم این دنیایمان و هم آن دنیای ما آباد است.
اما اگر به دنبال خواهش های دم دستی و بی فایده رفتیم نه تنها از این دنیای خود بهره کافی را نبرده ایم بلکه در آن دنیا نیز شدیدا محتاج بوده و دستمان خالی خواهد ماند.
راه نجات ما در این دنیایی که پر از ترس و حیرت و نگرانی هست اینه که دست به دامان امام حسین علیه السلام
بشویم و به نور هدایت آن بزرگوار مسیر مستقیم را پیدا کنیم.
در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله داریم که می فرمایند:
إِنَ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِينَةُ نَجَاة[1]
در زمان های قديم عرب هاي باديه نشينی كه در صحراها زندگي ميكردند شب هنگام روي تپه اي آتش روشن ميكردند تا اگر كارواني، مسافري، كسي در بیابان است که راه را گم كرده به نور اين آتش نگاه کرده و به سمت آن حرکت کند و هدايت شده و از آن گرفتاری و تحییر بیابان نجات پیدا کند، عرب به اين آتش ميگوید مصباح الهدي.
حسین علیه السلام هم مصباح الهدی
است و در روايت شريف دارد كه لقمان خطاب به پسرش ميفرمايد:
يَا بُنَيَ إِنَ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا عَالَمٌ كَثِيرٌ فَلْتَكُنْ سَفِينَتُكَ فِيهَا تَقْوَى اللَّه[2]
دنیا دریای عمیق و وحشتناکی است که هر کشتی دیگری غیر از کشتی اهل بیت در آن غرق خواهد شد و اگر بخواهيم از اين بيابان وحشتناك و اين درياي خروشان و متلاطم دنيا به سلامت عبور كنيم بايد سوار بر كشتي محبت ابي عبدالله علیه السلام شویم کشتی ای که از همه اهل بیت عوسیعتر و سریعتر است. البته همۀ چهارده معصوم ع از نظر فضیلت مانند یکدیگر هستند. از نظر علم، قدرت، شجاعت و.... و همچنین از نظر اینکه هرکدام وظیفۀ خود را به درستی شناخته و صد در صد به آن عمل نمودند، همه مثل هم هستند.
خداوند متعال چند خصوصیت و ویژگی رو به امام حسین علیه السلام مختص کرده است که این امام همام رو از بقیه ائمه جدا کرده است و این ویژگیها را حتی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام هم نداشتند[3].
اوّلین امتیاز امام حسین علیه السلام ویژگی های خاص زیارت امام حسین علیه السلام است مثلا اینکه ایام زیارت جزو عمر حساب نمی شود واینکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سفارش کردهاند و تا روز قیامت نیز باقیست، این است که علاقۀ خاصی راجع به امام حسین علیه السلام در دل همگان وجود دارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا[4]
به خاطر شهادت امام حسین علیه السلام عشق و حرارتی در قلبوب مؤمنین بر افروخته شده است که خاموش شدنی نیست.
محبّت و عشق و علاقۀ مردم به امام حسین علیه السلام علاقه خاصی است که قابل وصف نیست. حرارت محبّت امام حسین علیه السلام در دلها به اندازهای است که راجع به امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام یا حتّی شخص پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیست.
نام مبارک امام حسین علیه السلام دلهای مردم، خصوصاً شیعیان را دگرگون میکند. به همین علّت، در میان مردم، علاقۀ خاصی نسبت به زیارت ابی عبدالله الحسین علیه السلام وجود دارد.
بنا بر متون تاریخی نقل شده است که متوکل اقداماتی در حق فرزندان حضرت علی علیه السلام، از جمله سیدالشهدا علیه السلام نمود، که بسیار بی شرمانه بود به نحوی که عده ای این اقدامات را با اقدامات یزید و معاویه شباهت می دهند.
از اقدامات جنایتکارانه وی ویران کردن قبر امام حسین علیه السلام و سایر شهدای کربلا در سال 236 ﻫ بود به نحوی که به دستور وی قبر سیدالشهدا علیه السلام را با زمین یکسان کردند و آب بر آن بستند و زمین آنجا را شخم زدند.
او که قبر امام حسین علیه السلام را حتی پس از تخریب پایگاهی بر علیه حکومت خود می دید، متوجه گردید گروه گروه از مردم شبانه به زیارت محل قبر امام علیه السلام می روند و آنجا را زیارت می کنند. از این جهت مامورانی را در نزدیکی قبر امام علیه السلام قرار داد تا هر کس را که به آنجا می رسد به قتل برسانند ولی باز هم این روش (کشتن زائران قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام توسط عمال متوکل) فایده نداشت و باز هم مردم با وجود این به زیارت قبر امام علیه السلام می رفتند.
به رغم وحشیگری های متوکل نسبت به زوار قبر امام حسین علیه السلام، هرگز این مسیر تعطیل نشد و از رونق نیفتاد و مردم به صورت های مختلف خود را به کربلا می رساندند و امام حسین علیه السلام را زیارت می کردند. سرانجام متوکل مجبور شد طی بخشنامه ای زیارت قبر امام حسین علیه السلام را بشرط اینکه دست راست زائر را قطع کنند، آزاد نماید! و در اندک زمانی صف مشتاقان زیارت با وجود این شرط نیز طولانی گردید!
مسعودی، مورخ بزرگ، در کتاب مروج الذهب می نویسد: خانمی به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام به مامور ثبت نام مراجعه کرد. به وی تذکر دادند آیا می دانی که شرط رفتن به زیارت قطع دست است؟
آن زن پاسخ داد: از شرایط آگاهم! متصدی ثبت نام، اسم این خانم را می نویسد. آن گاه به وی گفت: دستش را برای قطع کردن بیرون بیاورد. آن زن دست چپ خود را بیرون آورد!
مامور می گوید: خانم! بخشنامه می گوید باید دست راست داوطلب زیارت قطع شود.
آن زن دست راست خود را از زیر حجاب بیرون آورد و گفت: این دست را ه سال گذشته قطع کرده اید!
با این وجود شيعيان زيادي بودند كه حاضر شدند دستشان در این راه قطع شود اما حرم ارباب تو غربت قرار نگيرد.
حتی همین الان هم این حرارت رو در قلوب مومنین به راحتی می توانید پیدا کنید.
اربعین سال 1393 که گذشت عراق و خصوصا کربلا در اوج تهدیدات امنیتی به سر می برد و نه تنها تهدیدات امنیتی که تهدیدات بهداشتی هم در آنجا غوغا کرده ولی می بینیم با تمام این احوال كربلا موج میزنه از زواری که با عشق به زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام می آیند.
واقعا ایام زیارت ابا عبدالله علیه السلام کربلا چه خبره؟
جاهاي ديگه دنیا رو هم ببينيد و مقایسه کنید هیچ جا مثل کربلا زائر ندارد، حتي خانه خدا هم به اندازه امام حسین علیه السلام زائر ندارد.
امتیاز دوّمی که امام حسین علیه السلام دارند، خاصیت تربت ایشان است.
طبق نظر تمام مراجع معظم تقلید خوردن خاک حرام است حتي خاك مطهر قبور غريب ائمه بقيع هم از اين قاعده مستثني نيست و خوردن آن حرام است غیر تربت مطهر امام حسین علیه السلام که خوردن کمی از تربت امام حسین علیه السلام، به عنوان شفا و استشفاء، نه تنها منعی نشده بلکه مستحب است که کام نوزاد را هم با این تربت باز کنند و در روایات مختلفی وارد شده است که معصومین ع فرمودند:
وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ[5]
این مطلب نیز، از امتیازات خاصّ امام حسین علیه السلام است.
حتی نماز با این تربت اعلا ثوابش خیلی زیاد و چند برابر نماز بر تربت عادی است.
علاوه بر اینکه در روایت وارد شده که تربت امام حسین علیه السلام موجب شفاست، به تجربه نیز اثبات شده است که تربت اباعبدالله الحسین علیه السلام دردهای بی درمان را شفا میدهد.
عالم زاهد پرهیزگار حجة الاسلام و المسلمین مرحوم آقاى حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند:
من در زمان مرجعیت مرحوم آیة الله آخوندى خراسانى (ره) که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول کشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند. پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر براى معالجهام نیامدند و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مىشدم و گاهى به هوش مى آمدم.
یکى از رفقا که مرا پرستارى مىکرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیة الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سیدالشهدا علیه السلام را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود که قدرى از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم.
ایشان فرموده بود: من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که در کفنم بگذارند. آن آقا گفته بود: حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آوردهایم شما هم از دادن تربت خوددارى مىکنید؟ این بیمار در حال احتضار است و می میرد.
مرحوم آیة الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدرى از آن تربت که از جان خودش عزیزترش میداشت به آن شخص داده بود. تربت را با آب مخصوصى که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند. من که در حال بیهوشى به سر مىبردم، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشستهاند، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.
کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتى به خود داده نشستم، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم و چون یقین کردم که به برکت تربت مقدس امام حسین علیه السلام شفا یافته ام حال خوشى پیدا کردم و به رفقا گفتم: خواهش میکنم که از حجره بیرون بروید، چون مىخواهم زیارت عاشورا بخوانم.
رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام شدم.
سومین مورد از امتیازات بزرگ امام حسین علیه السلام که مهمتر از همۀ امتیازاتی است که تا کنون برشمردیم، خدمت ابي عبدالله علیه السلام به بشريت بوسيله گذشت، ایثار و فداکاری امام حسین علیه السلام براي بقاي دين است.
رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله ،در مدت 23 سال هشتاد و چهار جنگ و سريره و غزوه سخت و طاقت فرسا را پشت سر گذاشتند در این جنگ ها دندان مباركشان شكست، ساق پاي حضرت شكست، هر روز از پشت بام برسر ايشان خاكروبه و شكمبه گوسفند ريختند كه خود ايشان فرمودند:
مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ.
در بين 124000پيغمبرع هيچ يك به اندازه من آزار واذيت نشد
امیرالمؤمنین ع سی سال عمر مبارک خویش را با مظلومیّت تمام سپری کردند، و صبر كردند در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلويشان بود. مخصوصاً در پنج سال حکومت، بسیار مورد آزار و اذیت واقع شدند.
سایر ائمّۀ طاهرین عنیز برای دین، زحمات فراوانی کشیدند و جانفشانی و فداکاری کردند؛ امّا آن امامی که همه چیزش را برای دین فدا کرد و حاضر شد برای بقای اسلام، تمام دارايي خودش رو در طبق اخلاص فدا كنه حتي عیال و خانوادهاش را به اسارت ببرند و حتّی طفل شیرخوارش را نثار احیای سنّت جدّش کند، امام حسین علیه السلام بود.
فداکاری خاص در موقعیّتی ویژه، تا جایی که موجب شهادت یاران و برادران و فرزند شیرخوار و نیز اسارت حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجّاد علیه السلام شود، از اختصاصات و امتیازات ویژۀ امام حسین علیه السلام است.
البته همانطور که قبلاً نیز بارها متذکر شدهایم، هر یک از ائمه معصومین عدر جایگاه امام حسین علیه السلام قرار میگرفت، چنین فداکاری میکردند، آن بزرگواران نور واحد هستند و در فضائل و صفات نیکوی اخلاقی تفاوتی با هم ندارند. چنانکه اگر هرکدام در جایگاه دیگری قرار میگرفتند، همان وظیفهای را انجام میدادند که آن امام بزرگوار انجام داده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ إِنَّهُمَا إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا[6]
بنابراین آنچه موجب برخورداری امام حسین علیه السلام از این ویژگی شده است، موقعیّت زمانی دوران حیات آن حضرت میباشد که منجر به انجام وظیفه توسط ایشان در کربلا شد. امّا به هر حال سایر معصومین ع زمینۀ چنین انجام وظیفهای در دوران زندگانی خود نداشتند و از این جهت میتوان گفت: این میزان ایثار و فداکاری از کسی غیر از امام حسین علیه السلام در طول تاریخ و در عالم هستی دیده نشده است.
و چهارمین ویژگی خاص امام علیه السلام ، محبّت ویژۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امام حسین علیه السلام است.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله محبّت و علاقۀ شدیدی به امام حسین علیه السلام داشتند.
در روایات میخوانیم: وقتی پیغمبراکرم صلی الله علیه و آله بر فراز منبر بودند و امام حسین علیه السلام که یک کودک سه یا چهار ساله بودند وارد میشدند، پیامبر رصلی الله علیه و آله از منبر پایین میآمدند، ایشان را در بغل میگرفتند و روی منبر مینشستند و از او حسابی تعریف میکردند. حتّی اگر امام حسین علیه السلام هنگام خطبه خواندن پیامبر صلی الله علیه و آله به زمین میخوردند، حضرت سریع پایین میآمدند، ایشان را بغل میکردند و مجدّداً به خطبۀ خود ادامه میدادند.[7]
گاهی امام حسین علیه السلام را نوازش میکردند، روی شانههای خود سوار میکردند یا روی زانوهای خود مینشاندند و میفرمودند:
أَنْتَ الْإِمَامُ ابْنُ الْإِمَامِ أَخُو الْإِمَامِ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِکَ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ[8]
یا حسین! تو امامی، پدرت امام است و برادرت امام است و نُه نفر از ابناء و فرزندان تو امام هستند و نهمین آنها کسی است که قیام میکند و به دست او، عدالت اسلامی سرتاسر جهان را میگیرد. بارها این جمله را در مورد امام حسین علیه السلام میفرمودند. گاهی از اوقات نیز روضه میخواندند و گلوی امام حسین علیه السلام را میبوسیدند و به مردم میفرمودند: این فرزندم را برای دین، در کربلا کشته میشود[9].
تازه اینها همه اش نیست موارد دیگه ای هست که تیتر وار فقط میخوانم مثل :
- تنها امامی که در معرکه ی جنگ به شهادت رسید. امیرالمؤمنین علیه السلام با اینکه در دهها جنگ شرکت کردند و بارها مجروح شدند ولی در مسجد کوفه مورد سوءقصد قرار گرفتند؛ بقیه ی ائمه هم که مسموم شدند.
- تنها امامی که در دعای توسل ازایشان به عنوان ایّها الشهیدعلیه السلام یادشده با اینکه همه ائمه عما شهید شده اند.
- تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید شد: علی اکبر علیه السلام و علی اصغر علیه السلام.
- تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارد.
- تنها امامی که قبر مطهرش بیش از ده بار توسط ظالمان خراب شد تا اثری از آن باقی نمانَد.
- تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد.
- تنها امامی که سر مبارکش از بدن جدا شد.
- تنها امامی که بعد از شهادتش، خانواده اش اسیر شدند.
- تنها امامی که پدر و مادر و نسلش معصوم بودند.
- تنها امامی که در تربتش شفاست.
- تنها امامی که نماز مسافر در حرمش تمام است.
- تنها امامی که انبیای قبل از او از آدم تا خاتم بر او گریستند.
- تنها امامی که ولادتش توأم با حزن و گریه بود.
- تنها امامی که در روز ولادتش شفاعت کرد ( قضیه ی فُطرُس)
پرورش احساس
یکی از ویژگی های خاص امام حسین علیه السلام این است که محبت ابي عبدالله علیه السلام اكسيراعظم است و آدم رو زيررو ميكنه. چه آدمهايي كه در منجلاب گناه دست و پا ميزدن ولی با عنایت ومحبت امام حسین علیه السلام به اوج عزت و سعادت رسیدند كه حتي خودشون هم باورشون نميشده راه های صد ساله رو یک شبه طی کردند.
شاهرخ ضرغام قبل از انقلاب کلی هم نوچه داشت. شغلش این بود درب کاباره می ایستاد و کسانی که بدمستی می کردن رو از کاباره بیرون میکرد. کسی بود که خیلی از گنده لات های تهران ازش حساب می بردن و روی خیلی از اونا رو کم کرده بود حتی یکدفعه توی دعوا چهار نفر رو با هم زده بود.
مادرش میگفت: هفده سالش بود ولی سند خانه ما همیشه سر طاقچه آماده بود. تقریباً ماهی یکبار برای سند گذاشتن به کلانتری محل می رفتم. مسئول کلانتری هم از دست او به ستوه آمده بود.
با خودم می گفتم:الان که هفده سالشه اینطور اذیت می کنه، وای به روزی که بزرگتر بشه.
چند بار می خواستم بعد از نماز نفرینش کنم. اما دلم واسه یتیمی و سختی هائی که کشیده بود سوخت. به جای نفرین دعایش می کردم.
شاهرخ جزو اون يازده نفري بود كه ساواك سال 57 دعوتشون كرد و ازشون خواست كه هركدوم با دار دسته شون جلو مردم رو بگيرن و نذارن كه دسته هاي هيات بيرون بياد تا تو محرم تظاهرات راه نيافته و مبلغ بسيار بالايي رو هم به عنوان پاداش از شاه دريافت كنن.
رفيقش ميگه من باشاهرخ بودم همه جواب مثبت دادن اما ديدم شاهرخ ساكته بعد از چند دقيقه گفت من بايد فكر كنم. از جلسه كه اومديم بيرون گفت هر چي فكر ميكنم ميبينم من كسي نيستم كه جلو عزاداراي امام حسين علیه السلام رو بگيرم.
پشت هیکل درشت و ظاهر خشن شاهرخ، باطنی متفاوت وجود داشت که او را از بسیاری از هم ردیفانش جدا می ساخت . هیچگاه ندیدم که در محرم و صفر لب به نجاستهای کاباره بزند. ماه رمضان را همیشه روزه می گرفت و نماز می خواند. به سادات بسیار احترام می گذاشت.
هر سال در روز عاشورا به هیئت جواد الائمه علیه السلام در میدان قیام می آمد. بعد همراه دسته عزادار حرکت می کرد. در عاشورای سال پنجاه وهفت، ساواک به بسیاری از هیئتها اجازه حرکت در خیابان را نمی داد. اما با صحبتهای شاهرخ، دسته هیئت جواد الائمه علیه السلام مجوز گرفت.
صبح عاشورا دسته حرکت کرد. ظهر هم به حسینیه برگشت.شاهرخ میاندار دسته بود. محکم و با دو دست سینه می زد . نمیدانم چرا اما آنروز حال و هوای شاهرخ با سالهای قبل بسیار متفاوت بود.
موقع ناهار، حاج آقا تهرانی کنار شاهرخ نشسته بود. بعد از صرف غذا، مردم به خانه هایشان رفتند. حاج آقا با شاهرخ شروع به صحبت کرد. ما چند نفر هم آمدیم و در کنار حاج آقا نشستیم. صحبتهای او به قدری زیبا بود که گذر زمان را حس نمی کردیم.
این صحبتها تا اذان مغرب به طول انجامید. بسیار هم اثر بخش بود. . كربلا و عاشوري يك رود هميشه در جريان است من شک ندارم، اولین جرقه های هدایت ما در همان عصر عاشورا زده شد آن روز، بعد از صحبتهای حاج اقا سیزده قرن پس ازعاشورا، حُرّی به نام شاهرخ ضرغام برای نهضت عاشورائی حضرت امام متولد شد.
محبت امام حسين علیه السلام شاهرخ رو برد تا جايي كه خودش رو مدیون میدونست و با تمام وجود متحول شد. روی سينه اش نام امام خميني رو خالكوبي كرده بود روزي كه انقلاب پيروز شد تمام نوچه هاش رو جمع كرد و تا صبح تمام كاباره هايي كه ميشناخت رو به اتش كشيد رفيقش ميگه دائم ميگفت اينا تمام آبرو و ناموس ما رو عارت كردن.
وقتي هم كه جنگ شروع شد رفت كنار شهيد چمران و شهيد سيد مجتبي هاشمي ايستاد جلو دشمنان اهل بيت اينقدر شجاعنه خدمت كرد كه صدام ملعون برا سرش جايزه تعيين كرد و وقتي هم شهيد شد تلوزيون عراق به نیروهاش خوش خبری داد و جشن گرفت.
رفتار سازی
تحول حر بعد از این رخ داد که کمی فکر کرد و صحبت های امام حسین علیه السلام رو مورد دقت قرار داد و حر امام خمینی یعنی شاهرخ ضرغام هم با صحبت هاي يك عالم و روحانی، اولين گامهاي تحولش رو برداشت.
ما از اين نمونه ها در طول تاريخ زياد داريم که تا عرش اعلی را با نور امام حسین علیه السلام و سوار بر کشتی هدایت او یک شبه پیمودند.
انسان تا صفات، آرمان، هدف، راه و سبك زندگي امام رو خوب نشناسد، نمی تواند از این سراج منیر استفاده کند و محبوب دل ایشان بشود.
لذا يكي از كارهايي كه باید برای شناخت بيشتر نسبت به سيد الشهداعلیه السلام انجام بدهیم همين شرکت در مجالس عزاي ابي عبدالله علیه السلام و نشستن پاي منبر و شنيدن روايات اهل بيتع است.
اين كه در روایات ثواب های متفاوت و کثیری برای شركت و برپايي اين مجالس ذكر شده به اين علت است كه منجر به شناخت امام حسين علیه السلام ميشه.
فلسفه برپايي اين محافل فقط این نیست که دور هم بنشینیم و گریه کنیم بلكه قرار است ما امام رو بشناسيم کمی باید در این محافل معرفتمون نسبت به امام زیاد بشه.
ما میتوانیم باحداقل با شرکت در این ده شب و اطلاع ازمعارف اهل بیتعفاصله خودمون رو با امام علیه السلام کم کنیم و اون عزيزاني كه خيلي اهل مطالعه نيستند با خودشون قرار بزارن هفته اي چند جلسه به سخنراني گوش كنن.
- اگه راننده هستید همينجور كه داري رانندگي ميكني
- اگه خانم خونه اي همينطور كه تو اشپزخانه مشغولي راديو معارف رو گوش كن
- اگه مغازه داري داخل مغازه ات با رادیو یا تلوزيون مغازه سخنرانی رو گوش بده.
- اگه دانشجويي يا دانش آموزي تو راه دانشگاه و مدرسه از گوشی موبایلت استفاده کن و هندزفری بذار گوش بده.
- و ...
اون عزيزاني هم كه اهل مطالعه هستن يك كتابي رو انتخاب كنن و تا آخر اين ماه محرم مطالعه كنن مثلا عبرت هاي عاشورا، تاريخ كربلا، حماسه حسيني يا رمانهاي بسيار زيبايي كه در اين زمينه نوشته شده مثل سقاي آب وادب و ....
هم ساده و روان هست و هم کاربردی. با خودتون قرار بذارید و اسمش رو هم بذارید قرار عاشقی. عهد کنید و روی عهدتون هم بایستید و بدونید كسي به مقام محبت امام حسین علیه السلام مي رسه كه در عهدي كه با خدا بسته مردانه بايسته:
مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً[10]
اونايي كه تو كربلا با امام حسين علیه السلام عهد بستند مردونه تا آخرین قطره خونشون پاي عهدشون ايستادن لذا تبدیل به الگو شدند و در تاريخ جاودانه شدند و من و شما بعد از 1400 سال دور هم جمع شديم و بر مصائب آنها اشك ميريزيم.
وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون
منابع
[1] إِنَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ فِي السَّمَاءِ أَكْبَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمَكْتُوبٌ عَنْ يَمِينِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحُ هُدًى وَ سَفِينَةُ نَجَاة. / بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج91، ص: 184
[2] الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 16
[3] سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) عَوَّضَ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِيهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ. الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 317
[4] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج10، ص: 318
[5] سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَى) عَوَّضَ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِيهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ. الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 317
[6] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج36، ص: 289
[7] بحار الأنوار، ج 43، ص 295
[8] بحارالأنوار، ج 36، ص 291
[9] مثیر الأحزان، ص 18
[10] سوره الأحزاب : 23