محراب
چاپ / ذخیره PDF

روضه اول سفره ی ماه عزا، خوان اباعبدالله

نسخه چاپی متن از سایت محراب

بر سر این سفره نشستی، قدر بدان. با وضو وارد شوید؛ این خیمهگاه فاطمه است.
 

سفره ی ماه عزا، خوان اباعبدالله
باز عالم شده مهمان اباعبدا لله
 

لک لبیک حسین از همهسو میشنوم
فاطمه داده فراخوانِ اباعبدالله
 

آمده بزم پسر را سر و سامان بدهد
مادری بی سروسامانِ اباعبدالله
 

خیمه برپاست، عزادار چقدر آمدهاست
ای بنازم به محبانِ اباعبدالله
 

به به اسم آقا ت ببر، أنَا قَتیلُ العَبرَةِ، لا یذکرُ نی مُؤمِنٌ إلَا استَعبَرَ.
 

این جوانان که همه گریه کن و سینه زنند
همه هستند به قربان اباعبدالله


بوی پیراهن خونین کسی میآید
امام صادق(ع) فرمود:إذا هل هلال محرم نشرت الملائکه ثوب الحسین  پیراهن اباعبدالله را ملائکه از عرش میآویزند کدوم پیراهن؟ هو مخرق پیراهنی پاره پاره است من ضرب السیوف و ملطخ بالدم الحسین فنراه نحن و شیعتنا بالبصیره ما و شیعیانمان با چشم باطن آن پیراهن خونین را میبینیم، اینجاست که اشکها سرازیر میشود.


بوی پیراهن خ ونین کسی میآید
عرش را کرده پریشانِ اباعبدالله


شب اول آقا امضا کن نوکری ما را حضرت مسلم
با لبِ تشنه، لبِ بام سفیرش م یگفت
به فدای لب عطشانِ اباعبد الله


همه وجودش مملو از نگرانی لذا وقتی بردنش بالای دارالاماره دیدند گریه میکند. گفتند: تو با این همه شجاعت چرا گریه میکنی؟
فرمود: ابکی للحسین و آل الحسین

 تن مسلم به زمین خورد، صدا کرد حسین
سرش افتاد به دامانِ اباعبدالله


حالا به نیابت از مسلم بگو: حسین جان