نسخه چاپی متن از سایت محراب
جهاد کبیر؛ نفی سلطه فرهنگی و سیاسی دشمن
با نگاهی به قیام امام حسین و جنگ تحمیلی رمضان
حجتالاسلام والمسلمین دکتر علیاصغر نصرتی*
فاطمه ترابی**
اشاره
جهاد کبیر مفهومی عمیق در منظومه فکری و فرهنگی اسلام است که تنها به معنای کنش نظامی یا مواجهۀ مستقیم با دشمن نیست، بلکه گسترهای از مقاومت، پایداری، و شکلدهی به «سرمایه اجتماعی» در شرایط تهدید را نیز دربر میگیرد. مردم ایران در جنگ تحمیلی بهویژه هنگام بازتولید تهدیدهای خارجی، همواره نشان دادهاند که میتوانند پیوندی عمیق میان ایمان، کنش اجتماعی و همگرایی جمعی برقرار کنند؛ پیوندی که در قالب رفتارهای خودجوش و سازمانیافتۀ اجتماعی به میدان مقاومت معنا میبخشد. نوشتار حاضر میکوشد نمودهای جهاد کبیر در قیام امام حسین و مقاومت اجتماعی مردم در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴را تحلیل کند. تهاجم نامشروع آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، نهتنها واکنش رسمی و عملیاتی کشور را در پی داشت، بلکه بستر ظهور واکنشهای جمعی و خودجوش مردم را نیز فراهم آورد. در چنین شرایطی، تجمعات شبانه، انسجام محلی و همافزایی کنشهای فردی و خانوادگی، مصداقی از «جهاد کبیر در عرصه مقاومت اجتماعی» تلقی میشود؛ مفهومی که میتوان آن را بهمثابۀ سازوکاری برای حفظ همبستگی ملی و مقابله با جنگ شناختی دشمن تبیین کرد.
۱. مفهومشناسی جهاد کبیر
«جهاد» در لغت از ماده «جُهد» یا «جَهد» به معنای رنج و مشقت، بهنهایترسیدن چیزی، تلاش، طاقت و توان و نیز مبالغه در انجام یک کار است. جهاد در اصطلاح متون اسلامی غالباً ناظر به جنگ با دشمن کافر است؛ به تعبیر دقیقتر، پیکار در راه خدا با جان، مال و دیگر امکانات با هدف اعتلا و گسترش اسلام یا دفاع از آن. دامنۀ جهاد در بیان قرآن کریم و روایات گستردهتر است و با توجه به نوع دشمن و شیوه دشمنی او، به اقسامی همچون جهاد اصغر (پیکار با جان و مال در برابر تجاوز آشکار دشمن)، جهاد اکبر (مبارزه با نفس) و جهاد کبیر (تبعیتنکردن و ایستادگی در برابر دشمن) تقسیم میشود.
اصطلاح «جهاد کبیر» تنها یک بار در قرآن کریم و در آیه ۵۲ سورۀ «فرقان» به کار رفته است. نزول این آیه در مکه بوده است و در فضایی نازل شد که مسلمانان تحت فشار مشرکان قرار داشتند. خداوند در این آیه با فرمان «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا»، پیامبر اکرم را از اطاعت کافران نهی میکند و به جهاد کبیر فرمان میدهد. بر اساس این آیه، جهاد کبیر به معنای تسلیمنشدن در برابر کافران و اطاعتنکردن از آنان است. لازمۀ تحقق این فرمان الهی این است که مؤمنان با بهکارگیری نهایت تلاش خود، جامعه اسلامی را در برابر نفوذ دشمن مصون کنند و اصل تبعیتنکردن از کافران و مشرکان را در همه عرصهها تحقق بخشند. این صیانت، ماهیتی همهجانبه دارد و ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را دربر میگیرد.
برای تبیین دقیقتر مفهوم «جهاد کبیر»، به بررسی تفسیری این مفهوم در منظومه آیات ۵۰ تا ۵۲ سورۀ «فرقان» میپردازیم و دیدگاه چند تن از مفسران قرآن کریم را بهاختصار مرور خواهیم کرد. این آیات عبارتاند از: «وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَىٰ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلّا كُفُورًا * وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا * فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا: ما این آیات را به شکلهای گوناگون برای آنان بیان کردیم تا متذکّر شوند؛ ولی بیشتر مردم از هر کاری جز انکار و کفر ابا دارند. و اگر میخواستیم، در هر شهر و دیاری بیمدهندهای برمیانگیختیم [ولی این کار لزومی نداشت]. بنابراین از کافران اطاعت مکن و به وسیله آن [= قرآن] با آنان جهاد بزرگی بنما!».
علامه طباطبایی در تفسیر آیۀ «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» میفرماید:
این آیه در ارتباط با آیات پیشین معنا مییابد و ضمیر «به» - به شهادت سیاق آیات - به «القرآن» بازمیگردد؛ ازاینرو مقصود از جهاد در این آیه که به معنای بهکارگیری نهایت تلاش و مقاومت در برابر دشمنان است، جهاد به وسیله قرآن خواهد بود؛ یعنی تلاوت قرآن، بیان حقایق آن و اقامه حجت به وسیله آن. مضمون آیه این است که رسالت الهی همانند بارانی پاک و حیاتبخش است که رحمت خداوند بر همۀ انسانها به واسطۀ آن جاری میشود؛ چنانکه زمین مرده را زنده میکند و همۀ موجودات اعم از حیوان و انسان از آن بهرهمند میشوند. به همین قیاس، خداوند پیامبرش را برای همۀ اهل زمین مبعوث کرده است تا حقیقتی برتر از باد و باران را به آنان برساند و خیر و برکت آن بر همۀ بشر جاری شود؛ اما اطاعت از کافران این قانون شمول رحمت الهی را بیاثر و ناکارآمد میکند؛ ازاینرو پیامبر مأمور میشود تا با نهایت سعی، تلاش و توان، رسالت الهی را تبلیغ کند و بر کافران با قرآن اتمام حجت نماید؛ همان چیزی که «جهاد کبیر» نامیده میشود.
صاحب مجمع البیان در تبیین مراد از آیۀ «وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَّذِيرًا» مینویسد:
اگر ما میخواستیم، برای هر قریهای بیمدهندهای برمیانگیختیم؛ یعنی میتوانستیم امر انذار را میان شهرها و سرزمینها تقسیم کنیم، اما به سبب جلالت و منزلت تو، آنچه را به صلاح نزدیکتر بود برگزیدیم و تو را برای همه سرزمینها و مردمانشان مبعوث کردیم. سپس در ادامۀ آیۀ «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا» آمده است: پس از کفار - که از تو تسلیم و تبعیت میخواهند - اطاعت مکن و با منطق و محتوای قرآن، در راه خدا با آنان جهاد و تلاش شدید و همهجانبه داشته باش. طبرسی این نوع جهاد را از عظیمترین و باجلالتترین اقسام جهاد میداند و آن را جهاد زبانی و استدلالی در برابر شبهاتی معرفی میکند که دشمنان دین پخش میکنند.
علامه شُبّر نیز در تفسیر این آیه مینویسد:
مراد از «وَجَاهِدْهُم بِهِ»، جهاد با کافران به وسیله قرآن از طریق ترک اطاعت و پیروی از آنان است. وی معتقد است جهاد کبیر به این دلیل «کبیر» نامیده شده است که یا اقامه دلیل و برهان در برابر مخالفان، مستلزم مشقت فراوان است؛ یا به این سبب که تبیین و تبلیغ حق در سراسر سرزمینها و برای همه مردم کاری عظیم و طاقتفرساست.
شهید بزرگوار حضرت آیتالله امام خامنهای؟رضوت؟ نیز در تبیین این آیه میفرماید:
این آیه در مکه نازل شده است و در آن زمان جنگ نظامی مطرح نبود و پیامبر و مسلمانان مأمور به نبرد مسلحانه نبودند. کاری که آنان باید انجام میدادند، ایستادگی، مقاومت و عدم تبعیت بود. ایشان میفرمایند: «"فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا"، یعنی از کفار اطاعت نکن. اطاعتنکردن از کفار همان چیزی است که خداوند از آن به جهاد کبیر تعبیر کرده است؛ یعنی با ارجاع ضمیر "به" به عدم تبعیت، از دشمن، از کافر و از خصمی که در میدان مبارزه در برابر تو قرار گرفته، تبعیت نکن.
البته حاصل هر دو تفسیری که مفسران از «جهاد کبیر» ارائه دادهاند؛ یعنی چه آنکه ضمیر به قرآن بازگردد یا به عدم اطاعت، درنهایت به یک مضمون مشترک منتهی میشود؛ زیرا اگر قرآن مرجع ضمیر باشد، جهاد کبیر به معنای مقابله با کفر بر اساس آموزههای قرآنی در عرصههای گوناگون از جمله فرهنگی، سیاسی، علمی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود. چنین برداشتی زمینۀ تبیین حقایق، تقویت بنیه فکری و ایمانی مؤمنان و پایداری آنان در برابر کافران را فراهم میآورد.
اما اگر عدم اطاعت مرجع ضمیر باشد، جهاد کبیر به مفهوم مقابله با کافران از طریق سرباززدن از اطاعت و تبعیت آنان خواهد بود؛ چراکه کافران برای تسلط بر مؤمنان میکوشند آنان را در عرصههای مختلف زندگی به پیروی از خود، برنامههای خویش و سبک زندگی موردنظرشان وادار کنند.
۲. عرصههای جهاد کبیر
تهاجم کافران و مشرکان برای سلطه بر مؤمنان و وادارکردن آنها به اطاعت، هدفی گسترده را دنبال میکند؛ نابودی جریان بندگی خداوند و برچیدن اساس دعوت پیامبر اسلام. دشمن در این راستا، عرصههای گوناگونی را هدف قرار داده است که مهمترین آنها عبارتاند از:
الف) عرصۀ فرهنگی
دشمن در این بُعد با تضعیف باورهای اعتقادی جامعه ایمانی و واردکردن اندیشههای آلوده و مادیگرایانۀ خود در اذهان عمومی، سعی در سستکردن پایههای ایمان دارد.
ب) عرصۀ اقتصادی
از طریق فشارهای اقتصادی و تحریمها، دشمن به دنبال دستیابی به اهداف خود برای ایجاد جریان تبعیت در میان مسلمانان است.
ج) عرصه سیاسی
سلطه کافران و مشرکین و ایجاد جریان تبعیت در عرصۀ سیاسی نیز با شیوههای مختلفی دنبال میشود. این شیوهها شامل نفوذ در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری، دعوت به سازش و ایدئولوژیزدایی است.
متناسب با این عرصههای تهاجم و تلاش دشمن برای به تسلیم واداشتن مؤمنان، عرصههای جهاد کبیر نیز شکل میگیرند. مهمترین این عرصهها را میتوان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دانست.
۳. پیشنیازهای جهاد کبیر
الف) تقوا و خودسازی
خداوند در قرآن کریم به پیامبرش فرمان میدهد: «اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ: تقوا پیشه کن و از کافران اطاعت مکن. در ادامه نیز میفرماید: «وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ: آنچه را از سوی پروردگارت به تو وحی میشود، پیروی کن و تنها بر خدا توکل داشته باش».
جهاد کبیر که در جامعه اسلامی موجب تولید اقتدار میشود، نیازمند سازههای انسانی ریشهدار و مستحکم است؛ سازههایی که با ایمان، تقوا، تبعیت از وحی و توکل به خدا و ارادهای پولادین همراه باشند.
ب) دشمنشناسی
جهاد کبیر به معنای اطاعتنکردن از دشمن است؛ ازاینرو شناخت دشمن و شیوههای او در این مسیر اهمیت ویژهای دارد. کافران و مشرکان گاه در پوششهای گوناگون و زیرکانه عمل میکنند؛ بهویژه از طریق نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میکوشند نظام و جامعه را از درون به انقیاد خود درآورند. بنابراین دشمنشناسی و شناخت رفتار او نقشی اساسی در تحقق جهاد کبیر دارد.
شهید امام خامنهای؟رضوت؟ میفرمود: «دشمن را باید شناخت و در برابر کارهای او باید حساسیت نشان داد».
ج) حفظ شعارهای انقلاب
امام شهید حضرت آیتالله خامنهای؟رضوت؟ دراینباره فرمود: «شعارها هدفها را نشان میدهند؛ شعارها راه را به ما نشان میدهند؛ شعارها مانند علامتهایی هستند که در راه گذاشته میشوند تا انسان راه را اشتباه نکند». شعارهای الهی و انقلابی، هویتساز و جهتدهندهاند و نقش مهمی در حفظ مسیر حق دارند؛ چنانکه برخی یاران پیامبر اسلام مانند یاسر و سمیه با شعار «لا إلهَ إلّا الله» در برابر شکنجههای کافران قریش ایستادگی کردند و بدون عقبنشینی از ایمان خود، در مسیر نهگفتن به اطاعت از کفار به شهادت رسیدند. این نمونه، نشاندهندۀ نقش شعارهای توحیدی در پایداری و مقاومت است.
د) تبیین و روشنگری
جهاد تبیین را میتوان یکی از ابزارها و پیشنیازهای جهاد کبیر دانست؛ زیرا جهاد کبیر، جنگ سخت نیست، بلکه در قلمرو جنگ نرم قرار میگیرد و پیوندی عمیق با معرفت، شناخت دشمن، خواستههای او و همچنین شناخت جبهه الهی و اهداف و راهبردهای آن دارد؛ از اینرو هر اندازه درک و معرفت انسان به حقایق الهی عمیقتر باشد، پایمردی و مقاومت او در برابر هجمههای دشمن نیز بیشتر خواهد بود. از سوی دیگر، تبیین و روشنگری دربارۀ حقایق الهی، اهداف جبهه حق و ترفندهای دشمن، به تعبیر امام شهید انقلاب، «پادزهر نفوذ و تغییر باورهای مردم و جوانان است».
۴. جهاد کبیر در قیام امام حسین
مجموعهای از اقدامات، سخنان و مواضع امام حسین تصویری روشن از جهاد کبیر آن حضرت در برابر حاکمیت ظالمانه و کفرپیشۀ یزید ارائه میدهد که به شواهدی از آن اشاره میشود.
الف) امتناع از بیعت با حکومت باطل
امام حسین در پاسخ به مروان بن حکم که از او برای یزید بیعت میخواست، فرمود: «مِثْلِي لا يُبَايِعُ مِثْلَهُ»؛ این جمله، بیانکنندۀ امتناع امام از بیعت و نپذیرفتن ولایت باطل است. بیعت در اصل تعهدی بر تبعیت، عدم مخالفت و پذیرش سلطه و حکومت کسی است که با او بیعت میشود. امام حسین از بیعت سرباززد و برای ادامۀ مسیر عدم اطاعت و عدم تبعیت، راهی مکه ـ خانه امن الهی ـ شد تا در جوار کعبه، هم وظیفۀ تبیین و روشنگری خویش علیه دستگاه جور اموی را انجام دهد و هم این موضعگیری را استمرار بخشد.
ب) اصلاح امور امت و امر به معروف و نهی از منکر
آن حضرت در وصیتنامۀ خود به برادرش محمد بن حنفیه فرمود:«إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي مُحَمَّدٍ: همانا من برای اصلاح در امت جدم محمد قیام کردم». همچنین میفرماید: «أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ» که نشاندهندۀ اجرا و اقامه فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر است.
ج) اظهار عزت و نفی ذلتپذیری
امام حسین روز عاشورا در خطبهای خطاب به لشکریان ابنسعد و در پاسخ به پیام ابنزیاد که او را میان تسلیمشدن یا جنگیدن مخیر کرده بود، فرمود:«هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ». مراد از ذلت در این سخن، تسلیم و تبعیت است؛ امام پذیرش چنین ذلتی را مردود میداند و مرگ با عزت را بر زندگی همراه با خواری ترجیح میدهد.
۵. نمودهای جهاد کبیر در مقاومت اجتماعی مردم در جنگ تحمیلی (رمضان)
جنگ ناعادلانه و تهاجم نامشروعی که از سوی ایالات متحده و رژیم جعلی صهیونیستی در نهم اسفند 1404 (رمضان ۱۴۰۷ ق) به مناطقی از ایران از جمله حریم بیت مقام معظم رهبری آغاز شد، با واکنشهای گسترده و دفاع عزتمندانۀ نیروهای ایرانی اسلامی همراه گردید. در این چارچوب، عملیاتهای نظامی و پشتیبان نیز با اتکا به توان داخلی و با بهرهگیری از پهپادها و موشکها علیه اهداف دشمن عملیاتی شد؛ همچنین تنگۀ هرمز به عنوان یکی از گلوگاههای مهم اقتصادی جهان، تحت کنترل و مهار امنیتی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.
مردم ایران که از تاریخ و تجربههای تلخ و شیرین گذشته درس میگیرند، با عبرتآموزی از حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه 1404 که نشانههایی از فتنه و هدایت بیگانه در آن دیده شد، پس از حملۀ دشمن در نهم اسفند، خودجوش به میدان آمدند و با شکلدادن تجمعات شبانه و منسجم، حضوری یکپارچه و قدرتمند در عرصۀ عمومی ایجاد کردند.
این رخداد را که نیازمند بررسی مستقل و عمیق پژوهشی در دانشگاهها و مراکز استراتژیک است، میتوان از مصادیق جهاد کبیر در عرصۀ مقاومت اجتماعی دانست؛ مقاومتی که در بسیاری از جنبهها همپای جهاد دفاعی رزمندگان در میدانهای نظامی جلوهگر شد.
از مهمترین نمودهای جهاد کبیر در مقاومت اجتماعی مردم در میادین شهرها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) اعلام اطاعتنکردن از دشمن
دشمن آمریکایی و رژیم صهیونیستی و همچنین متحدان منطقهای آنان میکوشند مردم در برابر دفاع مقدس و مقابله با تهاجم «شیطان اکبر» بیتفاوت شوند و حتی در پی ایجاد شکاف و تعارض میان مردم و حاکمیت هستند؛ درحالیکه مردم انقلابی با حضور بیوقفه و پرشور خود، پیوند خود را با رزمندگان و حاکمیت انقلابی اعلام کردند و در عمل نیز دست رد بر سینۀ دشمنان زدند.
مردم همچنان که در گذشته نیز بر همین اصل ایستادهاند، با یادآوری نفرت و انزجار تاریخی خویش از سران نظام سلطه، در عمل نیز سلطهپذیری را کنار گذاشتند. تجربه نشان داد که مردم در مواجهه با رویکردهای استکباری با نفی ولایت کفر و پافشاری بر هویت اسلامی ـ ایرانی، وحدت و انسجام ملی را تقویت کردند.
ب) نپذیرفتن القائات دشمن
دشمن با اتکا به امپراتوری رسانهای میکوشد افکار عمومی را به گونهای مدیریت کند که روایتها و تحلیلهایش بر جامعه غالب شود. این مأموریت در بخشهای عظیمی از جامعه به دلیل افت اعتماد به رسانههای دشمن و افزایش بدگمانی به آنها با ناکامی مواجه شد. رویآوردن مردم به رسانهها و منابع رسمی داخلی و نیز اعتماد نسبی به دستگاههای خبری و تحلیلی خودی، نشانههایی از جهاد کبیر را در صحنۀ تجمعات مردمی آشکار کرد؛ یعنی مردم در برابر جنگ شناختی دشمن منفعل نماندند.
ج) بهرهگیری از آیینها و سنتها برای انسجام اجتماعی
از نخستین شبهای شکلگیری تجمعات، نوعی «زیست مشترک» میان مردم پدید آمد و در غم و شادی یکدیگر شریک شدند. حضور در ایستگاههای صلواتی و موکبهای خدمترسانی، همکاری در برگزاری مراسم، سفرههای افطاری جمعی و حتی برگزاری مراسم آغاز ازدواج برخی عروس و دامادها در جمع مردم همدل و انقلابی، نمونههایی از این انسجام بود؛ همچنین کمک به سالخوردگان، جانبازان و معلولین، حضور هیئتهای مذهبی از محلات مختلف شهر و روستا، برگزاری مراسم عزاداری و گاهی نیز برگزاری جلسات و گردهماییهایی مانند بزرگداشت مقام معلم در میادین تجمع شبانه مردم، فضای اجتماعیِ مقاومتی را تقویت کرد.
د) تربیت جمعی خانوادهها در چارچوب ارزشهای انقلابی
مشارکت گستردۀ خانوادهها با حضور همهی اعضای خانواده در اجتماعات پایدار انقلابی، افزون بر ایجاد حضور اجتماعی، نقش تربیتی نیز ایفا کرد؛ یعنی جامعه از طریق عمل جمعی، در چارچوب نظام ارزشهای اسلامی ـ ایرانی، آموزش عملی مقاومت را تجربه کرد.
هـ) صیانت اجتماعی در برابر جریانهای معاند و همسو با دشمن
حضور مردم در خیابان موجب افزایش همبستگی اجتماعی و فراهمشدن «آمادگی صحنه» شد؛ به گونهای که امکان هرگونه کنش جریانهای معاند یا همسو با دشمن ـ مشابه تجربۀ ۱۸ و ۱۹ دیماه ـ کاهش یافت و فرصتهای آنان محدود گردید.
کتابنامه
قرآن کریم
1. ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت: دارصادر، 1375 ق.
2. شبّر، سیدعبدالله، تفسیر القرآن الکریم، قم: دارالهجره، ۱۴۰۸ ق.
3. الطباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1973 م.
4. الطبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 7 ـ8، بیروت: دارالمعرفه، [بیتا].
5. قلعجی، محمد رواس و حامد صادق قنيبی، معجم لغة الفقهاء، [بیجا]: دارالنفائس الثانية، 1988 م.
6. مسعودی، علی بن حسين، اثبات الوصية للامام على بن ابىطالب، قم: مؤسسه انصاريان، ۱۳۷۵ ش.
7. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت: دارإحياء التراث العربي،1362 ق.
https://farsi.khamenei.ir