فاطمیه آمد و درهای جنت باز شد
بال و پر دادند ما را، موعد پرواز شد
دورهٔ درس ولایتباوری آغاز شد
آری آری، نام زهرا نام انسانساز شد
شیعیان فاطمه، دلبیقرار و سینهچاک
ذکرشان مولا امیرالمؤمنین، روحی فداک
نام زهرا استقامت را روایت میکند
چادرش مرد یهودی را هدایت میکند
حُجَّةُ اللهِ عَلَی الحُجَج، شرحِ فضیلت میکند
بر امامِ عصر هم زهرا امامت میکند
فاطمه یعنی تمام انبیا و اولیا
فاطمه یعنی علی، یعنی نبی، یعنی خدا
آینهٔ تمامنمای خداست زهرا…
فاطمیه بر همه درس بصیرت میدهد
درس نیت، درس همت، درس غیرت میدهد
یه کسایی مثل شهید آرمان علیوردی و شهید عجمیان از این بیبی یاد گرفتن؛ یه نفرم میشه سپاه علیشون… یه نفر…
درس نیت، درس همت، درس غیرت میدهد
فاطمه مقبولیت بر هر حکومت میدهد
هر که بر پای علی افتاد، عزت میدهد
با ولایت هر که باشد جاودانه میشود
با نشان عشق حیدر بینشانه میشود
عالم از روز ازل محوِ مقام فاطمه است
التزام این نظام از التزام فاطمه است
ذکر تسبیح امام ما به نام فاطمه است
انقلاب ما به زیر دِینِ نام فاطمه است
جاودان ماندنِ ما از سرِ گمنامی است
فاطمیه بانی جمهوری اسلامی است
آره والله… به نیت و به یادِ امام… وقتی حضرت آقا میفرمود رزق همهسالمو من فاطمیه از مادرم میگیرم… انشاءالله امسال گرهها، گرههای… به دست حضرت زهرا، این دستها هست درست خواهد شد… مادر… ای مادر… ای مادر… اون بانویی که مظلومانه… چون اشاره فرمودن عزیز دلم و رد شدن… اشاره به روضه در و دیوار… یه موقع میگن آقا فهمیدن که بعضیها میان اعتراف میکنن… این اعترافها باید پخش بشه… او اعتراف میکنه، وقتی امام زمان اون نانجیب رو از قبر بیرون میکشه میگه چرا… چرا سیلی تو صورت مادرم زدی؟ اعتراف میکنه، اون روضهست… اول که طفره میره مثل همه: «من نبودم، من نزدم، من آتیش نزدم!» حضرت نامه رو برمیداره نشونش میده، ببین نامهٔ خودته نامرد! خودت برا معاویه نوشتی: «رفتم پشت در، وقتی آتیش به در کشیده شد، صدای نفس کشیدنش رو شنیدم… اما چنان با لگد به در زدم… صدای شکستهشدن استخوانها…»
هیچکس با روضهٔ فاطمه بیگانه نیست
ظلمهایی که شده بر او جوانمردانه نیست
کاش میگفتند که این حق یک ریحانه نیست
سالهای پیش اینو میگفتند، هر سال ما جواب دادیم…
روضههای مادرم زهراست، نه افسانه نیست
فاطمیه نقشهٔ شوم زنی خودکامه است
فاطمیه شرح تلخ یک شهادتنامه است
میخوای گریه کنی بسمالله…
هیزم آوردند و بر در خانه را آتش زدند
غنچهٔ نشکفتهای را بیهوا آتش زدند
مادر و فرزند را زیر کسا آتش زدند
من از این آتش گرفتم که چرا آتش زدند؟
سادات معذرت میخوام…
او گرفته دست بر پهلو، کمی آرامتر
بار شیشه دارد این بانو…
فاطمیه آمد و درهای جنت باز شد
">