سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت،۴
">
سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت،۴
"متن توسط هوش مصنوعی پیاده و تنظیم شده است"
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينِ الرَّجِيمِ.
برای امام راحل و شهدا، اموات همه مؤمنین و مؤمنات، اموات این جمع، برای وجود مبارک آقا سیدالکریم حضرت عبدالعظیم، امامزاده طاهر، امامزاده حمزه و همه بزرگان و عزیزانی که در این مکان شریف مدفون هستند، همه را یاد کنیم؛ اموات این جمع و در صدرش برای وجود مبارک مادر حضرت زهرا، مادر امیرالمؤمنین و مادر امام زمان، یک صلواتی هدیه بفرمایید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
توجه و توسل به امام زمان منشأ برکات زیادی است. هر که آرزو دارد خانوادهاش و نسلش یار امام زمان، خادم حضرت زهرا، خادم اهلبیت و خادم اباعبدالله الحسین باشند، ذکر امام زمان، یاد حضرت و توسل و توجه به حضرت را زیاد داشته باشیم. صبح و شام یاد کنیم آقا امام زمان را؛ منشأ برکات زیادی است. توجه به ایشان داشته باشیم و پیوسته زمزمه کنیم:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.»
تعجیل در فرج آقا امام زمان، صلواتی مرحمت بفرمایید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
حکایت محمد بن مسلم در دادگاه کوفه و ادب انتساب به اهلبیت (ع)
«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»
در کتاب «رجال کشی»، از معتبرترین کتب شیعه، داستان عجیبی را از جناب مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ نقل میفرماید. محمد بن مسلمی که یار امام زمانش و خادم مکتب اهلبیت است و به مقامی رسیده که امام زمانش از او بهعنوان افتخار یاد میکند؛ به مقامی رسیده است که امام زمانش فرمود: «محمد بن مسلم احیاگر مکتب پدر من و احیاگر مکتب اهلبیت است.» کسی که اینهمه ارزش و مقام دارد و امام زمانش اینجور از او با عظمت یاد میکند، جالب است بدانید در این داستانی که میخواهم نقل بکنم، وقتی شخصی به او میگوید که: «شما فاطمی هستید، حضرت زهرایی هستید، امام جعفر صادقی هستید»، آنقدر گریه میکند و میگوید: «من کجا و فاطمه زهرا کجا!»
یک موقع ماهایی که دم از حضرت زهرا و دم از علی مرتضی میزنیم، مراقبه بکنیم آیا ویژگیهای جریان فاطمی و علوی را داریم، مایی که دم از اهلبیت میزنیم یا خیر؟ و بزرگانی مثل محمد بن مسلم چه حالی داشتند اگر اینها را منسوب به اهلبیت میکردند!
در شهر کوفه، اذیت و آزار بر شیعیان بسیار زیاد شد. آنقدر اذیت و آزار زیاد بود و تحریمها زیاد بود و مردم را تحت فشار قرار داده بودند که اینها دست از اهلبیت و دست از راه و مکتب اهلبیت و حضرت زهرا و علی مرتضی بردارند. فرمود ویژگی جریان یهود و نصارا و منافقین این است که تا شما دست از حضرت علی و فاطمه زهرا و اهلبیت برندارید، شما را رها نمیکنند. اینها آنقدر اذیت و آزار کردند و مردم را تحریم کردند که کار به جایی رسید برخی از شیعیان حتی یک لباس درستوحسابی نداشتند که به تن بکنند و بیرون بیایند؛ تحریمها تا اینجا رساندشان.
یک بار این اذیت و آزارها خیلی زیاد شد؛ آخرالامر جناب محمد بن مسلم، بزرگِ شیعیان، مجبور شد در دادگاهی که آنها تشکیل دادند، در آن دادگاه شرکت کند و به نفع مؤمنین شهادت بدهد. وقتی وارد دادگاه شد، قاضی آن دادگاه شخص ملعونی به اسم «شَرِیک» بود که این جزء پستترین آدمهای آن زمان بوده. در دادگاه همه نشسته بودند، این قاضی هم بود. یک آن دید محمد بن مسلم وارد شد. تا محمد بن مسلم را نگاه کرد، با حالت پوزخند و تمسخر گفت: «جَعْفَرِيَّانِ فَاطِمِيَّانِ!» به محمد بن مسلم و دوست او که از شیعیان خالص بود، أَبُو كُرَيْبَةَ الْأَزْدِيُّ، به این دو نفر این قاضی ملعون گفت: «جَعْفَرِيَّانِ فَاطِمِيَّانِ!» دو نفری که منسوب به جعفر صادق و شیعه فاطمه زهرا هستند آمدند در دادگاه ما! به خیال خودش، شاید خیال میکرد با این حرفهایی که میزند و تحریمها و فشاری که آورده، الان شیعیان دست از حضرت زهرا و امام زمانشان برمیدارند؛ خصوصاً اینکه در این دادگاه آمده و یقیناً قاضی هم ضد اهلبیت و ضد یاران اهلبیت است، گفت حتماً در این فشارها دیگر اینها دست برمیدارند.
تا گفت: «جَعْفَرِيَّانِ فَاطِمِيَّانِ»، محمد بن مسلم زارزار گریه کرد. این شخص خبیث، قاضی خبیث، برگشت یک نگاهی به محمد بن مسلم کرد و گفت: «چرا اینقدر گریه میکنید؟» این عالم بزرگوار، این کسی که امام زمانش به او افتخار میکند، این کسی که تمام رفتار و گفتارش زینت مکتب اهلبیت است، این جناب محمد بن مسلم برمیگردد میگوید: «گریه من از این است که من کجا و فاطمه زهرا کجا! من کجا و امام صادق کجا! من کجا و اهلبیت کجا که من را منسوب به آنها کردی! من کجا که شما آمدی برگشتی میگویی: جَعْفَرِيَّانِ فَاطِمِيَّانِ!» خیلی گریه کرد محمد بن مسلم. گفت: «منِ حقیر، منِ کوچک، آمدی من را منسوب میکنی به حضرت زهرا؟ جَعْفَرِيَّانِ فَاطِمِيَّانِ؟» گفت: «من ویژگیهای یک چنین انسانی را ندارم که بتوانم منسوب به حضرت زهرا بشوم، منسوب به امام زمانم بشوم، منسوب به امام صادق بشوم.»
در این شبها محضر شما عزیزان و محضر وجود مبارک آقا سیدالکریم عبدالعظیم، ویژگی جریان فاطمی را بیان میکردم؛ حدود هفتهشت ویژگی که اگر کسی واقعاً دم از حضرت زهرا میزند، دم از علی مرتضی و امام زمان میزند، ویژگیهای این مکتب را با توجه به آیات قرآن و سوره «هَلْ أَتَى» بیان میکردیم. این جناب محمد بن مسلم دارد همین را میگوید؛ میگوید: «من کجا که دم از حضرت زهرای مرضیه بزنم! من کجا که دم از جعفر صادق و امام زمانم بزنم! من کجا که من را منسوب به چنین بزرگوارانی میکنی!» گریه کرد.
از گریه او و این صحبت او و مقاومت او، این شریک ملعون، این قاضی، متحیر شد؛ خیلی تعجب کرد و با تعجب برگشت گفت: «اگر در عالم یک مرد وجود داشته باشد، شمایید!» این کاری که محمد بن مسلم انجام داد، اصلاً این شخصی که ضد اهلبیت بود تعجب کرد؛ گفت: «انصاف به خرج بدهم، انصافش این است که به عمرم چنین کسی که پای حضرت زهرا و علی مرتضی و امام صادقش بایستد تا حالا من ندیدم! مرد اگر میخواهید، شما هستید؛ رَجُل واقعی میخواهید، شما هستید؛ اگر در این عالم مردی هست، شما هستید.» تعجب کرد؛ دشمن را به زانو درآورد و بعدش هم بیان کرد که: «من دشمن شما هستم، الان هم آمدید در دادگاه میخواستم شما را اذیت کنم، ولی چه کنم مردی مثل شما ندیدم که اینجور پای حضرت زهرا و علی مرتضی و جعفر صادق ایستاده باشد.» همانجا دستور داد که این مرتبه استثنائاً در دادگاه به نفع حق و به نفع این شیعیان در آنجا حکمی را صادر بکند.
دو درس مهم از ماجرای محمد بن مسلم و عظمت سوره کوثر
عزیزان! در این قضیهای که نقل کردم، دو روی سکه دارد، دو نکته دارد:
- یک نکته این است که محمد بن مسلم چرا فرمود: «من کجا و حضرت زهرا کجا»؟ یک نکتهاش این است که میخواست بگوید بابا کسانی که منسوب به اهلبیتاند، دم از شیعه بودن میزنند، دم از اسلام و اهلبیت میزنند، اینها مراقبه بیشتری باید داشته باشند؛ اینها یک ویژگیهای درستی در وجودشان باید باشد. نمیشود یک شخصی هر گناهی و هر ظلمی و هر خیانتی و هر پایمال کردن حقالناس و حقاللهی را داشته باشد و بگوید من شیعه حضرت زهرا هستم، شیعه علی هستم! نه، یک ویژگیهایی باید داشته باشد که تا دیشب ما حدود چهار ویژگی را بیان کردیم و سه یا چهار ویژگی دیگر باقی مانده که امشب و فردا شب هم اشاره بکنیم.
- یک روی سکه دیگر هم دارد این قضیه محمد بن مسلم، و آن اینکه وجود مبارک فاطمه زهرا آنقدر عظمت دارد که «لَا يُدْرَكُ وَ لَا يُوصَفُ» است. آنقدر مقام فاطمه زهرا باعظمت است که خداوند سوره کوثر را به خاطر او و خیر کثیر او نازل کرده است.
عالم بزرگ اهل سنت، فخر رازی است؛ کتابی دارد به نام کتاب تفسیر، «تفسیر کبیر». این عالم بزرگ اهل سنت در کتاب خودش مینویسد خیلیها آمدند که سوره کوثر را یک جوری تفسیر کنند، شلوغش کنند تا معلوم نشود این درباره کیست؛ بیستوپنج قول و اقوال آوردند که آخرش کسی نفهمد این سوره کوثر برای چه کسی است. علمای شیعه واضح است، همه بالاتفاق قبول دارند برای حضرت زهراست و درباره حضرت زهراست؛ اما:
خوشتر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
جناب فخر رازی، عالم بزرگ اهل سنت، در کتاب تفسیر کبیر خودش مینویسد؛ مینویسد در این اقوال، «الْقَوْلُ الثَّالِثُ»، قول سوم که قول درست و خوبی هم هست، در آنجا مینویسد که بهترین قول چهبسا این است که مراد از کوثر، فاطمه زهرا و اولاد طاهرینش باشد؛ خیر کثیر اوست. با توجه به اینکه مقابلش هم فرمود: «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»، یعنی خواستند بگویند آقا رسول اکرم مَقْطُوعُ النَّسْلِ است و از نسلش آثاری باقی نمیماند؛ با توجه به معنای ابتر، مقابلش کوثر پس باید حضرت زهرا باشد. بعد این عالم اهل سنت آنجا مینویسد که ببینید: «كَمْ قُتِلَ مِنْ أَوْلَادِهَا»، ببینید چقدر اولاد زهرای مرضیه و سادات را به شهادت رساندند و کشتند، ولی همچنان بزرگان این امت از نسل او هستند. بعد اسم میبرد؛ این عالم بزرگ اسم میبرد، میگوید ببینید مثل باقر، مثل مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ، مثل جَعْفَرٍ الصَّادِقِ، مثل مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، مثل عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا؛ همه اکابر و بزرگان این امت از نسل فاطمه زهرا هستند. آنقدر حضرت عظمت دارد که سوره کوثر در فضیلت او نازل شد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ.» عجیب است عزیزان! امروز جایی به رفقا عرض میکردم این سوره کوثر، سوره کوتاهی است، آیات کوتاهی هم دارد، ولی چندین کلمه دارد که هیچ جای قرآن بیان نشده و تکرار نشده است؛ گویا در اینجا خداوند میخواهد بفرماید کار حضرت زهرای مرضیه کار باعظمتی است:
- «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»: واژه «أَعْطَيْنَاكَ» فقط در سوره کوثر است و در هیچ جای دیگر به کار برده نشده است.
- «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»: واژه «الْكَوْثَرَ» فقط در سوره کوثر به کار برده شده و در هیچ جای قرآن نیست. گویا خداوند میخواهد یاد بدهد «وِتْر» و تکستاره و محور حقیقی، حضرت زهرا و اولاد طاهرینش است؛ کار بزرگی کرده مادر، کار بزرگی کرده حضرت زهرا.
- «فَصَلِّ لِرَبِّكَ»: واژه «فَصَلِّ» جز در این سوره، در هیچ جای دیگر به کار برده نشده است.
- «وَ انْحَرْ»: واژه «وَ انْحَرْ» فقط در این سوره به کار برده شده است.
- «إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»: واژه «شَانِئَكَ» فقط در این سوره است.
- واژه «الْأَبْتَرُ» هم فقط در این سوره به کار برده شده است.
این شش واژهای بود، شش کلمهای بود که بیان کردیم فقط در سوره مبارکه کوثر اشاره شده است؛ میخواهد اشاره بکند که وجود مبارک فاطمه زهرا کار بینظیری انجام دادند.
تقابل شیطان و مکتب فاطمی در مواجهه با نعمتهای ظاهری و باطنی
اما کار بینظیر حضرت چه بود؟ کار بینظیر حضرت این بود؛ آی عزیزان! آیاتی که در اول عرایضم اشاره کردم، فرمود خدا برای شما نعمت ظاهری و نعمت باطنیِ فراوان عطا کرده است. چقدر گفته میشود: «حاج آقا! دعای باران، دعای برف، نماز باران اینها خوانده بشود.» عزیزان! یک موقع سؤال کردیم تا حالا اینهمه سال خدا باران و آب به ما داد، تشکر کردیم؟ یک بار سجده شکر به جا آوردیم که از بچگی خدا آب در اختیار ما قرار داده بود؟ کاری که شیطان و شیاطین انجام میدهند این است که هرچه نعمت داریم به ما فراموشی میدهند؛ اصلاً یادمان نیست نعمت داریم! وقتی نعمت کم میشود یا گرفته میشود، تازه میفهمیم عجب! یک همچنین نعمتی هم داشتیم از اول بچگی! حاج آقا نماز باران، دعای باران؛ بله، آن را یک ولیّ خدایی حتماً میخواند، انشاءالله باران هم نازل میشود؛ آنها همیشه یک اولیای خدایی هستند درِ خانه خدا میروند و انجام میدهند؛ ولی من و شما چه؟ تا حالا در این عمرمان سجده شکر به جا آوردیم بابت بارانهایی که تا حالا بود؟ بیست سال، سی سال، چهل سال، پنجاه سال، هشتاد سال عمر، خدا آب در اختیار ما قرار داده بود؛ هیچ موقع از او تشکر کردیم؟ خدا هوای خوب در اختیار قرار داده بود؛ هیچ موقع شد شکر به جا بیاوریم؟ تشکر؟ آقا هوا مگر تشکر میخواهد؟!
فرمود خدا نعمت ظاهری و نعمت باطنی برای شما قرار داد. کاری که شیطان انجام میدهد این است که کاری میکند نعمت باطنی را اصلاً نبینید؛ نعمت باطنیِ معنویت، نعمت باطنیِ امامت و ولایت، نعمت باطنیِ خدا. شیطان کاری که میکند، نسیان سراغ ما میآورد؛ اصلاً یادمان میرود نعمت باطنی وجود دارد. بعد عجیب است، فریبمان هم میدهد؛ میگوید نعمت باطنی و دین و ایمان را رهایش بکن، بعد بیا پای نعمت مادی دنیا لذت ببر! بعد شخص همه را رها میکند، خدا و پیغمبر و قیامت را رها میکند، حرف شیطان را گوش میدهد که میگوید: «آقا اینها چیست؟ همهاش بازی است، در دنیا خوش باش!» بعد این شخص تا میآید در نعمت دنیا خوش باشد، حسادت میآورد، کبر میآورد، حرص میآورد، طمع میآورد، آز میآورد؛ هی شیطان شروع میکند به اذیت کردن؛ این یک لحظه هم نمیتواند از این نعمت دنیاییاش هم لذت ببرد! این کار شیطان است. کار شیطان این است که انسان را به نسیان برساند:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً»
این آیه سوره مبارکه «طه» عجیب است. خدا رحمت کند آیتالله حقشناس تهرانی را؛ یک کسی در جلسه بود، حاج آقا فرمود: «شما بلند شو یک نصیحتی بکن.» این از جایش بلند شد گفت: «حاج آقا! یک آیه قرآن، من جزء پولدارترین آدمهای کشور هستم، یک آیه قرآن برای من است؛ و آن آیه این است که من اینهمه مال و اموال دارم، باز هم زندگیام بسیار به سختی میگذرد.» حاج احمد آقا حقشناس فرمود: «آیه چیست؟» گفت آیه این است: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً»؛ کسی که از یاد خدا اعراض بکند، این زندگیاش به سختی میگذرد، آسایش ندارد.
نمیدانم چند هفته پیش این کلیپ را دیدید؛ یک کسی میگفت من تمام عمر دنبال زور و قدرت و پول بودم، فهمیدم چه اشتباهی کردم؛ باید از خدا آسایش میخواستم. نه در ریاست به آسایش رسیدم، نه در قدرت به آسایش، نه در پول! «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي»؛ عزیزان! کار شیطان این است که حواس آدم را از نعمت باطنی دور میکند، از پیغمبر دور میکند، از انبیا و اوصیا و اولیا دور میکند، از امامت و ولایت دور میکند؛ قشنگ که دور کرد، میگوید بیا پای نعمتهای مادی دنیا لذت ببر. شخص تا میآید از نعمت ظاهری لذت ببرد، آن را هم نمیگذارد؛ یک موقع به نیهیلیسم میرسد، به پوچی میرسد، از این نعمتهای ظاهری هم نمیتواند بهره ببرد؛ حرص و طمع و آز میآید و دوباره ویژگیهای شیطانی.
کاری که حضرت زهرای مرضیه کردند این بود: اولاً توجه دادن به نعمت ظاهری؛ حواست به نعمت ظاهری باشد که شکر و تشکر است، در جلسات قبل اشاره کردیم؛ و بعد هم از نعمتهای ظاهری برسید به اوج نعمت که نعمت باطنی است. فرمود نعمت باطنی، ولایت عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ است. کاری که وجود مبارک فاطمه زهرا انجام دادند این بود: در این دنیا اول نعمتهای ظاهری را دقت بکنید.
در روایات و احادیث ما دارد:
- امن و امنیت، نعمت ظاهری است: شما تا قبل از جنگ دوازدهروزه، خیلیها نمیدانستند امنیت چه برکات و آثاری دارد؛ نمیدانستند سیوچند سال است رهبر عزیزمان چه مدیریتی داشته است. اینها هر روز، سیوچند سال است میخواهند با بمب اتم ایران را نابود بکنند، با بدترین وسایل نابود کنند؛ رهبر عزیزمان مدیریت کرد، سیوچند سال نگذاشت اینها این کار را بکنند. این نعمتِ امن، فرمود نعمتی است که آدم از آن غافل است. در داخل خانواده امنیت دارد، قدر پدر و مادرش را نمیداند که این امنیت را ایجاد کردند؛ در محلهاش، در شهرش، در کشورش. ما قدر قهرمانان خودمان را نمیشناسیم. بالاترین قهرمانان ما شهدا هستند؛ چقدر دست پدر و مادرهای شهدا را بوسیدیم و عرض ادب کردیم؟ چقدر از جانبازان عزیزمان که پهلوانان ما هستند، کسانی که اجازه ندادند یک وجب از این وطن و ناموس از دست برود، قدر اینها را چقدر میدانیم؟ خانواده شهدا و جانبازان عزیز را چقدر ازشان تشکر کردیم؟ خدا نیاورد ناشکری اگر بیاید و آدم این نعمتها را نداند، این قهرمانها کم میشوند، پهلوانها کم میشوند. امروز تشییع جنازه شهدا بود؛ شهدای عزیز، قهرمانان ناب ما در این کشور. همهمان وظیفهمان این است که بهعنوان پهلوان از اینها یاد کنیم. خدا نیاورد یک قوم و قبیله و یک محله و روستا و یک شهر و یک کشور که پهلوان نداشته باشد، مثل اینها قهرمان نداشته باشد، شهدای ما. عزیزان! نعمت ظاهری را شکر بکنیم؛ مادر حضرت زهرا یاد داد، احادیث هم به ما یاد دادند.
- عافیت، نعمت ظاهری است: فرمود در شبهای قدر اگر دعایمان مستجاب شد، چه دعایی بکنیم؟ دعای مستجاب، فرمود عافیت بخواهید؛ عافیت دین و دنیا و آخرت. عافیتِ دین را آدم باید خیلی تشکر کند. میدانید بعضیها اصلاً در کل عمرشان دلشان نیست در یک جلسه حضرت زهرا شرکت کنند؛ شما الان آمدید عاشقانه نشستید، این عافیت دین است، تشکر لازم دارد. میدانید بعضیها مال و اموال زیادی دارند، ولی یک بار هم دلشان تنگ کربلا نمیشود؛ ولی شما چه؟ همین الان به شما بگویند آقا میخواهیم برویم سمت کربلا، میآیید؟ شما با گریه همه راه میافتند! فرمود این نعمت باطنی را خدا بهتان داده است. از نعمتها یکی عافیت است؛ از خدا تشکر بکنیم: عافیت دین، عافیت دنیا، عافیت آخرت.
- صحت و سلامتی از نعمتهاست: عزیزان! یک بیماریهایی هست، گاهی اوقات آدم به دنیا میآید و از دنیا میرود و اصلاً نمیداند همچنین بیماریای وجود دارد؛ انشاءالله هم هیچ موقع ندانید شما، بیماریهای عجیبوغریب. این صحت، تشکر لازم دارد، شکر لازم دارد. گاهی اوقات این عزیزان و بزرگواران پزشک ما، الحمدلله در ایران بهترین پزشکهای جهان را ما داریم، واقعاً مایه افتخارند؛ من یک موقع به بعضی از این عزیزان میگویم یک ذره درباره علمتان توضیح بدهید؛ چقدر هم ماشاءالله اینها پرمطالعه و اهل پژوهش هم هستند. مثلاً میآید درباره چشم توضیح میدهد، توحید آدم بیشتر میشود، قدر نعمت را میداند. یک ذره متخصص گوش درباره گوش صحبت میکند، آدم متحیر میماند! تا حالا از خدا تشکر کردیم به خاطر گوشی که خدا به ما داده است؟ اصلاً بعضی موقعها آدم حواسش به این نیست. من یک بیماری در گوشم پیدا شد، هفت بار پرده گوش من را پاره کردند که این چرکها بیرون بیاید؛ تازه متوجه شدم چه نعمتی است این گوش!
خیلی از این نعمتها را آدم توجه ندارد. کار شیطان، نسیان و فراموشی اینهاست؛ اصلاً امنیت حواسش نیست، صحت حواسش نیست، فراغت حواسش نیست، عافیت حواسش نیست؛ این نعمتها را کار شیطان نسیان است، یا آنطرف میآید میگوید خدا مگر اصلاً به من نعمتی داده است؟! این کار شیطان است.
جهاد تبیین، تربیت تدریجی و ایصال الی المطلوب در سیره حضرت زهرا (س)
اما ویژگی جریان حضرت زهراییها این است و وجود مبارک مادر کاری که انجام دادند این بود: «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»؛ وجود مبارک مادر آمد به ما یاد داد نعمت ظاهری را حواستان باشد و بعداً به نعمت باطنی و رزق معنویتان توجه کنید. و در نعمت باطنی، افضل نعمتها، بالاترین نعمتها، بهترین نعمتها که فرمود بهترین نعمتها و بالاترین نعمتهاست که همه نعمتها به برکت اوست و در او خلاصه میشود، آن را مادر و حضرت زهرا توجه دادند؛ و آن نعمت ولایتِ أَوَّلِ الْمُوَحِّدِينَ، قَائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ، يَعْسُوبِ الدِّينِ، إِمَامِ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ، مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ است؛ نعمت باطنی.
بعد مادر تمام عمرش را وقف کرد؛ با بَيْتُ الْأَحْزَانِ خودش حواسها را به این نعمت جلب کرد و نگذاشت شیاطین ایجاد نسیان بکنند. مادر تمام وجود خودش را وقف کرد که نعمت ولایت فراموش نشود؛ تا قیام قیامت به برکت حضرت زهرا این راه و این یاد زنده ماند:
- یک طرف گاهی اوقات حضرت تبیین میکردند، سخنرانی میکردند، خطبه فدکیه؛
- یک موقع مادر شروع میکردند درِ خانه تکتک انصار میرفتند، میفرمودند بیایید کمک؛
- گاهی اوقات وجود مبارک مادر زنان دیگر را نصیحت میکردند که این راه و جریان ولایت را ترک نکنید؛
- گاهی اوقات وجود مبارک مادر گریههای او زبانزد شد؛
- گاهی افشاگری کردند.
همه این کارها را انجام دادند؛ اما عزیزان! یک کار بزرگ مادر که خیلی مهم است و حضرت زهرا انجام دادند، تربیت تدریجی بود. در مجموعه فرهنگی، مساجد، کانونها، هیئتها و جلسات، این جهاد تبیین اثر ندارد اگر شما کار تربیتی تدریجی انجام نداده باشید. شما در مجموعههای خودتان اگر میخواهید بچهها در این مسیر درست قدم بردارند، یک کار تربیتی تدریجی باید انجام بشود؛ والا این صحبتها هیچ اثری ندارد، بلکه نتیجه عکس هم میدهد. مادر این را یاد دادند: نیروسازی، تربیت نیروهای خاص؛ بعد ضمن آن تبیین میکردند، صحبت میکردند، خطبه بیان میکردند و کار را به جایی رساندند که فقط «ارائه طریق» نکردند، بلکه «إِيصَالٌ إِلَى الْمَطْلُوبِ» هم کردند! فقط راه را نشان ندادند، بلکه همه مردم را که عنادی نداشتند درِ خانه مولا امیرالمؤمنین بردند، ارادت به ولایت را بهشان یاد دادند. فقط دفاع نبود، فقط سخنرانی نبود، بلکه به مردم یاد دادند تا قیام قیامت همه هستی شما جریان ولایت است، در مسیر او قدم بردارید.
این کارِ وجود و کار بزرگ حضرت زهراست؛ بحث تمام. شیطان تمام همّ و غمش نسیان نسبت به «نِعْمَةً ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً» است و کار بزرگ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ این است که برای انسان انس نسبت به نعمتهای ظاهری و از طریق آن، انس نسبت به نعمت باطنی که ولایت عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ باشد ایجاد کند؛ این مسیر را هموار کردند حضرت زهرا و مردم را «إِيصَالٌ إِلَى الْمَطْلُوبِ» به آنجا رساندند.
دعا و روضه پایانی
خدایا! به مقربین درگاهت قسم، به ما و خانواده و نسل ما، رفقا و مرتبطین ما، جوانان و نوجوانان ما، مربیان و متربیان و ذَوِي الْحُقُوقِ این جمع، توفیق درک نعمتهای مادی و شکر آن، توفیق درک نعمتهای معنوی و شکر آن، توفیق رسیدن به نعمت باطنی ولایت و خادم ولایت بودن، خادم جلسات حضرت زهرا بودن، خادم امام زمان بودن، در مسیر انسانهای کامل قدم برداشتن و خادم راه شهدا بودن به همه اعطا بگردان.
السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ… وای غریب مادر… يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلَانَا…
دیگر از امشب صدای مادرم درنمیآید… آی مردم مدینه! دیگر از امشب راحت بخوابید؛ گفته بودند به علی: «به فاطمه بگو یا شب گریه کند یا روز…» دیگر صدایش نمیآید…
ز روی مصطفی شرمنده باشم
که زهرا مرده و من زنده باشم
از امشب علی مرتضی زانوی غم بغل گرفته… وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ…
سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت،۴
">