علل ماندگاری عاشورا، جلسه سوم
">
علل ماندگاری عاشورا، جلسه سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین المعصومین.
شب سوم ماه محرم است؛ ایام سوگ و عزای حضرات اهلبیت علیهمالسلام. عزادار اصلی این روزها و شبها حضرت ولیعصر، امام زمان علیهالسلام است. این مصیبت را به محضر آن حضرت و همچنین به شما عزاداران آلالله تسلیت عرض میکنم.
امیدوارم لحظهلحظه حضور شما، نشستن شما و شنیدن شما، جزو بهترین اعمالتان در پرونده اعمالتان نزد خدای متعال ثبت شود و خداوند متعال، حضور شما در مجلس حضرت اباعبدالله علیهالسلام را به بهترین وجه از شما قبول فرماید.
مسئله شرعی؛ احکام نذر
یکی از واجباتی که انسان خودش بر خودش واجب میکند، موضوع نذر است. اصل نذر واجب نیست، اما گاهی انسان به خاطر حاجتی که دارد یا خواستهای که در دل دارد، کاری را که بر او واجب نیست، با نذر بر خودش واجب میکند.
چند نکته در این زمینه وجود دارد:
اول اینکه چیزی که برای آن نذر میکنیم باید کار خوبی باشد؛ مانند ترک سیگار یا روزه گرفتن برای امام حسین علیهالسلام. انسان برای کاری که ارزشمند و شایسته نیست، نذر نمیکند.
دوم اینکه کسی که میخواهد نذر کند، باید لفظ نذر را به زبان بیاورد. اگر کسی بگوید: «به دلم افتاده سال آینده روز تاسوعا خرجی بدهم»، این واجب نمیشود؛ اما اگر بگوید: «به گردن من است که برای رضای خدا سال آینده این کار را انجام دهم»، در این صورت نذر محقق میشود و انجام آن واجب خواهد بود.
اگر تنها بر اساس خواب دیدن یا احساس قلبی باشد، نذر محسوب نمیشود. خداوند متعال این حکم را قرار داده تا مردم بیدلیل خودشان را گرفتار تکلیف نکنند؛ مخصوصاً بعضی از خانمها که سریع نذر میکنند.
بنابراین، شرط دوم نذر آن است که لفظ نذر گفته شود؛ چه به عربی و چه به فارسی؛ مانند اینکه بگوید: «به گردن من است برای رضای خدا این کار را یک هفته، دو هفته یا یک ماه دیگر انجام دهم.»
مسئله سوم این است که نظر اکثر مراجع تقلید این است ـ یا بنابر احتیاط واجب ـ که اگر خانمی بخواهد نذر کند، باید از همسرش اجازه بگیرد.
گاهی خانمی خوابی میبیند و میگوید: «سال آینده باید مرا به کربلا ببری؛ چون خواب دیدهام و نذر شده است.» در حالی که صرف خواب دیدن هیچ الزامی ایجاد نمیکند.
حتی اگر لفظ نذر را هم به کار ببرد، ولی همسرش رضایت نداشته باشد و اجازه ندهد، این نذر بر او واجب نخواهد بود؛ بهویژه اگر بخواهد از اموال همسرش چیزی را نذر کند.
بنابراین، تحقق نذر سه شرط دارد:
نذر برای کار خیر باشد.
لفظ نذر گفته شود.
در مورد بانوان، اجازه همسر نیز وجود داشته باشد.
*********
چرا عاشورا ماندگار شد؟
شبهای گذشته عرض کردیم که با گذشت این همه سال از حادثه عاشورا، چگونه این حادثه نهتنها فراموش نشده، بلکه هر سال باشکوهتر و باعظمتتر برگزار میشود؛ به گونهای که هم کیفیت و هم کمیت عزاداران و عاشقان امام حسین علیهالسلام روزبهروز بیشتر میشود.
گفتیم یکی از عوامل آن، خواست خداوند متعال است.
عامل دیگر، اخلاص بسیار عظیم حضرت اباعبدالله علیهالسلام است.
عامل سوم نیز توصیههایی است که خود حضرات معصومین علیهمالسلام نسبت به زنده نگه داشتن عاشورا داشتهاند و همچنین شعارهایی که امام حسین علیهالسلام و یارانشان انتخاب کردند؛ شعارهایی که عاشورا را جاودانه ساخت؛ مانند فرمایش حضرت:
«مِثْلِي لا يُبَايِعُ مِثْلَهُ.»
چهارمین عامل ماندگاری عاشورا
اما امشب میخواهم عامل چهارمی را عرض کنم.
از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا زمان ائمه اطهار علیهمالسلام و حتی تا حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه، همه انبیا و اولیای الهی یاد امام حسین علیهالسلام را زنده نگه داشتهاند؛ برای ایشان گریستهاند و مجلس برپا کردهاند.
شاید تعجب کنید اگر بگویم نخستین روضهخوان امام حسین علیهالسلام، حضرت جبرئیل است و نخستین شنونده این روضه، حضرت آدم علیهالسلام.
حضرت نوح، حضرت ابراهیم و دیگر پیامبران نیز همواره یاد امام حسین علیهالسلام را زنده نگه داشتهاند. قرنها پیش از واقعه عاشورا، برای آن حضرت مجلس عزا برپا شده است.
ما امروز هزار و چهارصد سال بعد از عاشورا زندگی میکنیم؛ اما هزاران سال پیش از عاشورا، حضرت ابراهیم علیهالسلام بر امام حسین گریسته و حضرت نوح علیهالسلام عزاداری کرده است.
در روایات نیز میبینید که برای مناسبتهای مختلف سفارش به زیارت امام حسین علیهالسلام شده است؛ عید فطر، عید قربان و بسیاری از مناسبتهای دیگر.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«هر شب به جدم، امام حسین علیهالسلام، سلام بدهید.»
انسان میتواند پس از نماز، بر بام خانه یا هر جای بلندی بایستد و سه مرتبه بگوید:
«صلی الله علیک یا أبا عبدالله.»
حتی اگر نیمهشب برای نوشیدن آب از خواب بیدار شدیم، هنگام نوشیدن آب، یاد امام حسین علیهالسلام کنیم و بگوییم: «یا حسین.»
یعنی هیچ حال و زمانی نیست که اهلبیت علیهمالسلام ما را به یاد امام حسین علیهالسلام سفارش نکرده باشند؛ با زیارت، سلام، نذر، انفاق، برگزاری مجلس و هر وسیلهای که بتوان این پیوند را حفظ کرد.
اما در میان همه این سفارشها، هیچ عملی به اندازه گریه بر امام حسین علیهالسلام مورد تأکید قرار نگرفته است.
ثوابهای بزرگی برای زیارت، اطعام، نذر و برپایی مجلس بیان شده، اما بیشترین سفارش و بالاترین ثواب، برای اشک ریختن بر حضرت سیدالشهدا علیهالسلام ذکر شده است.
امام صادق علیهالسلام میفرمایند:
«اگر نزد کسی نام جدم، حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام، برده شود و به خاطر شنیدن نام آن مظلوم و غریب کربلا، گوشه چشمانش اشکآلود شود، خداوند آن اشک را برای خود میخرد و بر خود واجب میکند که صاحب آن اشک را وارد بهشت کند.»
چرا این اندازه بر گریه برای امام حسین علیهالسلام تأکید شده است؟ چرا این همه سفارش درباره آن وجود دارد؟
زیرا با گریه، این اتصال روحی میان انسان و امام حسین علیهالسلام برقرار میشود. با گریه، محبت آن حضرت در دل انسان ریشه میدواند. هنگامی که شما گریه میکنید، فرزندتان، نوهتان و اطرافیان شما این صحنه را میبینند و احساس میکنند که پیوندی معنوی و عمیق میان شما و سیدالشهدا علیهالسلام برقرار شده است؛ پیوندی که هم دل را پاک میکند، هم روح را نورانی میسازد و هم ارتباطی ایجاد میکند که دیگر از دل بیرون نمیرود؛ زیرا این محبت، امری قلبی است، نه صرفاً احساسی ظاهری.
پیش از ادامه بحث، مقدمهای را عرض میکنم.
قرآن کریم هم خنده و هم گریه را به خداوند نسبت میدهد و میفرماید:
«وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى.»
خداوند است که انسان را میخنداند و میگریاند.
گریه حقیقت عجیبی است. انسان هنگام شادی میخندد، اما گاهی در اوج شادی نیز گریه میکند که از آن به «گریه شوق» تعبیر میشود. همچنین هنگام اندوه نیز اشک میریزد.
خداوند متعال نظام وجودی انسان را به گونهای آفریده است که اشک، هم در نهایت شادی جاری میشود و هم در نهایت اندوه.
مادری که مدتها فرزندش را ندیده است، هنگامی که او را در آغوش میگیرد، از شدت شوق اشک میریزد. این اشک، اشک ناراحتی نیست؛ بلکه اشک شادی است.
پس خداوند این توانایی را در وجود انسان قرار داده است که هم برای شادی و هم برای غم، اشک بریزد.
خود خداوند نیز میفرماید که من شما را میگریانم.
حتی نوزادی که تازه متولد میشود، با گریه نیازهای خود را بیان میکند. در روایات آمده است که گریه نوزاد، ذکر «لا إله إلا الله» است و در حقیقت، نوعی یاد خداست. از طرفی، گریه وسیلهای است که کودک به وسیله آن گرسنگی، ناراحتی، درد یا نیاز خود را اعلام میکند؛ زیرا هنوز زبان سخن گفتن ندارد.
گاهی نیز انسان به سبب ظلمی که به او شده، به خاطر غصب شدن حقی یا از شدت ناراحتی گریه میکند.
اما گریه بر امام حسین علیهالسلام، گریهای از نوعی دیگر است؛ گریهای برخاسته از عاطفهای متعالی و احساسی رشد یافته.
شما برای درد جسم خود گریه نمیکنید و کسی نیز حق شخصی شما را غصب نکرده است؛ بلکه وقتی به یاد مظلومیت امام حسین علیهالسلام میافتید، اشک میریزید؛ زیرا با خود میاندیشید چگونه ممکن است با چنین انسان بزرگی چنین رفتاری شده باشد؟
همان امام بزرگواری که در تاریخ آمده است شخصی برای درخواست کمک به خانه ایشان رفت. حضرت از پشت در، نیاز او را برطرف کردند. آن شخص تعجب کرد. حضرت فرمودند:
«خواستم نیازت را برطرف کنم، اما دوست نداشتم حالت شرمندگی و کوچکی را هنگام درخواست در چهرهات ببینم.»
همین امام، روزی در کوفه برای مردم دعا کرد و به برکت دعای ایشان، باران نازل شد، خشکسالی پایان یافت و زندگی مردم رونق گرفت؛ اما همان مردم، با وجود هجده هزار نامه دعوت، سرانجام آن حضرت را به شهادت رساندند.
قرآن کریم درباره برخی انسانها میفرماید:
«أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.»
بعضی از انسانها مانند چهارپایان هستند، بلکه از آنان نیز گمراهترند.
گریه بر امام حسین علیهالسلام، واکنش طبیعی دل انسان مؤمن در برابر چنین مظلومیتی است.
نوع دیگری از گریه نیز وجود دارد و آن، گریه از خوف خداست.
وقتی انسان آیات الهی، وعدههای بهشت یا هشدارهای جهنم را میشنود، دلش میشکند و اشک میریزد.
خداوند درباره بندگان شایسته میفرماید:
«إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا.»
این بهترین نوع گریه است؛ اینکه انسان نیمهشب از خواب برخیزد، به اعمال خود، نعمتهای خداوند و کوتاهیهای خویش بیندیشد و با خود بگوید:
«خدایا! من در برابر این همه نعمت، بدهکار تو هستم. اگر روز قیامت با عدالت با من رفتار کنی، حال و روز من بسیار دشوار خواهد بود.»
در روایت آمده است که امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«همه چشمها در روز قیامت گریان خواهند بود، مگر سه چشم: چشمی که در راه خدا شب را بیدار مانده باشد؛ چشمی که از خوف خدا گریسته باشد؛ و چشمی که از نگاه به حرام خودداری کرده باشد.»
ابودرداء نقل میکند:
روزی در باغهای مدینه دیدم امیرالمؤمنین علیهالسلام به شدت ناله میکنند و از خوف خدا به خود میپیچند. ترسیدم و به خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها رفتم و عرض کردم:
«گویا برای امیرالمؤمنین اتفاقی افتاده است.»
حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرمودند:
«نگران نباش؛ علی علیهالسلام از خوف خدا چنین حالتی پیدا کرده است.»
شب تاسوعا، دشمن تصمیم داشت حمله را آغاز کند.
امام حسین علیهالسلام به حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام فرمودند:
«برادر! آیا ممکن است از آنان بخواهی امشب را به ما مهلت دهند تا شبی دیگر را با پروردگارمان به عبادت، نماز، دعا، استغفار، تلاوت قرآن و گریه سپری کنیم؟»
این نیز نوعی گریه است؛ گریه از خوف خدا، گریهای که آتش جهنم را خاموش میکند.
اما گریه بر امام حسین علیهالسلام، گریهای بلندمرتبه و متعالی است.
اکنون به این پرسش میرسیم که چرا از همان آغاز آفرینش، برای امام حسین علیهالسلام گریه شده است؟
داستان حضرت آدم علیهالسلام از همینجا آغاز میشود.
اگر به مسجد کوفه مشرف شده باشید، دیدهاید که جایگاههای متعددی برای نماز در آن وجود دارد. یکی از آن مکانها، محل پذیرفته شدن توبه حضرت آدم علیهالسلام معرفی شده است.
قرآن کریم میفرماید که پس از هبوط حضرت آدم، خداوند کلماتی را به او آموخت و او با همان کلمات توبه کرد:
«فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.»
در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است که آن کلمات، توسل به پنج تن آلعبا بود:
«یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن والحسین ومنک الإحسان.»
حضرت آدم پس از ذکر این اسامی، از جبرئیل پرسید:
چرا هنگامی که به نام حسین رسیدم، دلم شکست و اندوهی عجیب وجودم را فرا گرفت؟
جبرئیل ماجرای کربلا را برای حضرت آدم بیان کرد؛ اینکه هزاران سال بعد، فرزند پیامبر خاتم در سرزمینی کنار فرات به شهادت خواهد رسید و خاندانش به اسارت خواهند رفت.
حضرت آدم علیهالسلام با شنیدن این مصیبت، گریست و بر قاتلان امام حسین علیهالسلام نفرین کرد.
این، نخستین مجلس عزای سیدالشهدا علیهالسلام بر روی زمین بود.
حضرت نوح علیهالسلام نیز هنگامی که کشتیاش در مسیر حرکت به سرزمین کربلا رسید، ناگهان کشتی به لرزه افتاد.
حضرت نوح از جبرئیل علت این حادثه را پرسید.
جبرئیل گفت:
این سرزمین، کربلاست؛ جایی که فرزند رسول خدا در آن به شهادت خواهد رسید و خاندانش به اسارت خواهند رفت.
حضرت نوح نیز نشست و بر مصیبت امام حسین علیهالسلام گریست.
همچنین در روایات آمده است که حضرت ابراهیم علیهالسلام نیز با یاد مصیبت سیدالشهدا علیهالسلام اشک ریخت و خداوند به برکت همین ارتباط معنوی، فرزندش حضرت اسماعیل را از ذبح شدن نجات داد.
از اینرو، میبینیم که یاد امام حسین علیهالسلام محدود به هزار و چهارصد سال گذشته نیست؛ بلکه سراسر تاریخ انبیا را در بر گرفته است.
به همین دلیل است که امام رضا علیهالسلام به ابنشبیب فرمودند: يَا ابْنَ شَبِيبٍ، إِنْ كُنْتَ بَاكِيًا لِشَيْءٍ، فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ.
اگر میخواهی برای چیزی گریه کنی، برای حسین علیهالسلام گریه کن.
و خود سیدالشهدا علیهالسلام نیز فرمودند:
أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ، لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ.
من کشته اشکم؛ هیچ مؤمنی مرا یاد نمیکند مگر آنکه اشکش جاری میشود.
گریه بر امام حسین علیهالسلام از نشانههای ایمان است و ما به این اشک افتخار میکنیم. دست پدران و مادران خود را میبوسیم که ما را با محبت حسین علیهالسلام و اشک بر مصیبت او پرورش دادند. این محبت، سرمایهای است که نسل به نسل منتقل شده و دلهای ما را تا امروز به سیدالشهدا علیهالسلام پیوند داده است.
