دیدگاههای رهبری راجع به امام حسین و کربلا
">
دیدگاههای رهبری راجع به امام حسین و کربلا
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ، حَبِیبِ إِلَهِ الْعَالَمِینَ، أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ وَ اللَّعْنُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَجْمَعِینَ.
«اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.»
### مقدمه: دیدگاههای رهبری درباره قیام عاشورا
شب دوم ماه محرم است. فردا روز ورود حضرت اباعبدالله (علیهالسلام)، بعد از بیست و چهار روز در مسیر مکه تا کربلا بودن و رسیدن به این سرزمین است. امسال محرم ما بدون رهبر شهیدمون برگزار میشه و من گفتم حالا که از حضور ایشون محرومیم، از فرمایشات و دیدگاههاش محروم نباشیم. لذا موضوع سخنرانی امسال رو «دیدگاههای رهبری راجع به امام حسین و کربلا» قرار دادیم که دیشب هم گفتم یه کتابی هم چاپ شده به نام «هفتاد و دو سخن عاشورایی». یک کتاب قطوری هم چاپ شده «آفتاب در مصاف» که در اون کتاب هم سخنرانیهای ایشون راجع به امام حسین و کربلا و عاشورا جمعآوری شده.
خب بنده حقیر هم دهها جلسه سخنرانی خدمت ایشون بودم؛ بعضی از نکاتی که ایشون راجع به عاشورا میفرمودند (حضوری و به هر حال در گفتگوی دو نفره) اینها هم تو ذهنم هست. لذا موضوع رو امسال این قرار دادیم؛ هر شب یکی از نظرات ایشون راجع به قیام کربلا. دیشب برکات مجلس امام حسین رو گفتیم که ایشون معتقد بودند این جلسات چه برکاتی داره که شمردیم خدمت شما.
موضوع امشب ما این نکته است که رهبر شهیدمون میفرمودند: «یک آسیبشناسی کنیم؛ چرا امام حسین حرکت کرد؟ چرا اومد جونش رو فدا کرد؟ بچهاش رو فدا کرد؟ مالش رو فدا کرد؟ برادرش رو فدا کرد؟ زن و بچهاش اسیر شدن؟ این همه سختی... چه کار با ارزشی بود که باید سر امام حسین براش میرفت بالای نیزه؟ چه اتفاقی تو جامعه افتاده بود که جز با خون امام حسین این اتفاق و این نقیصه پر نمیشد؟» این نکته بسیار مهم و قابل توجه و تأملی است که ایشون توی فرمایشاتشون مطرح کردند.
### تاریخچه پیش از قیام: نقش محمد حنفیه
من در توضیح این فرمایش اجازه میخوام یک تاریخچهای رو خدمت شما عرض کنم. میدونید اباعبدالله (علیهالسلام) از مدینه که آمدن خارج بشن (مدینه بیست و هشت رجب ایشون اومده بیرون، یعنی تقریباً چند ماه قبل از کربلا میشه)، خب رفتن شب کنار قبر پیامبر خداحافظی کردن، رفتن کنار قبر امام حسن خداحافظی کردن، با مادرشون حضرت زهرا خداحافظی کردن، خانوادهشون رو آماده کردن شبانه بیان بیرون از مدینه.
ایشون یه برادری داره به نام «محمد حنفیه». این برادر از امام حسین تقریباً ده یازده سال کوچکتره، چون ایشون سال پانزده به دنیا اومده (۱۵ هجری، تقریباً میشود پنج سال بعد از رحلت رسول خدا). مادرش هم اسمش «خوله» است؛ یه خانمیست به نام خوله، از این زن به دنیا اومده. محمد حنفیه شصت و پنج سال عمر کرد؛ تقریباً بیست سال بعد کربلا از دنیا رفت، سال هشتاد و یک. کربلا شصت و یک بوده، ایشون هشتاد و یک. خیلی هم عیالوار بوده، گفتن حدود بیست، بیست و سه چهار تا اولاد داشته.
اخیرًا یه آقایی شش جلد کتاب نوشته، برای من آورده هنوزم پیش من هست. منم نرسیدم همهاش رو بخونم، فقط یک فهرستخوانی کردم. این شش جلد کتاب راجع به زندگینامه محمد حنفیه است. خودش هم اخیرًا (نویسندهشو تو کربلا دیدم، هفته پیش) گفت دادم وزارت ارشاد که این رو چاپ کنن، دارن بررسی میکنن. شش جلد کتاب راجع به محمد حنفیه؛ خیلی کار کرده و به هر حال معلوم میشه زحمت کشیده.
الان هم من نمیخوام به نقد شخصیت ایشون بپردازم. محمد حنفیه مورد علاقه امیرالمؤمنین بوده؛ بعضی از نامههای امیرالمؤمنین خطاب به ایشونه. عرض میکنم امیرالمؤمنین شب بیست و یکم به صورت خاص سفارش ایشون رو به امام حسن و امام حسین کرد. خود امام حسن هم موقعی که مسموم شد، قنبر میگه فرستاد دنبال من، فرمودند: «برو به برادرم محمد حنفیه بگو بیاد.» میگه من رفتم به محمد حنفیه گفتم و آمد. امام حسن بهش فرمود: «برادر! سفارش شما رو پدرم امیرالمؤمنین به ما کرده و ما تو رو دوست داریم. من دارم از دنیا میرم، مواظب امام حسین باش. یه وقت باهاش تندی نکنی، یه وقت باهاش معارضه نکنی.» گفت: «ابداً، حسین امام ماست. آدم حلیمی است؛ «أَعْلَمُنَا وَ أَحْلَمُنَا» (عالمترین و بردبارترین ماست)، حلمش زیاده، علمش زیاده.»
البته این شخصیت خب مثل ابوالفضل العباس نیست. ایشون یک ولایتمدار شجاع... مثلاً محمد حنفیه توی جمل دو سه بار آقا فرستادش جلو حمله کنه، ترسید، برگشت، فرار کرد. امیرالمؤمنین فرمود: «أَدْرَکَکَ عِرْقٌ مِنْ أُمِّکَ» (این ترس از مادرت تو جونته، والّا بابات که علیه!). بعد از شهادت امام حسین مختار رفت سراغ ایشون دید امام سجاد معذور داره، ایشون هم تو مکه بود، رفت یه موافقت ضمنی ازش گرفت که قیام کنه. بعدها هم که قیام کرد گفت من به اسم محمد حنفیه دارم قیام میکنم. البته بعد از کربلا ایشون مثلاً زمان عبدالملک مروان و اینها دیگه کنار اومد با دستگاه حکومت؛ حتی یزید یه بار ایشون رو دعوتش کرد (بعد شهادت امام حسین دعوتش کرد شام) رفت.
ولی این شخصیت به هر حال یک شخصیت مورد نقد توی تاریخ هست، در عین حالی که حالا چرا کربلا نبوده، دلایلش چیه... خیلی هم پیر نبوده ایشون، عرض میکنم از امام حسین کوچکتره؛ در حادثه کربلا از امام حسین حداقل ده سال کوچکتره. این شخصیت البته از ابوالفضل العباس بزرگتره، چون سال پانزده به دنیا اومده.
### وصیتنامه امام حسین (ع) و اهداف قیام
امام حسین خیلی با ایشون نامهنگاری داره. خدا رحمت کنه آیتالله احمدی میانجی رو، یک کتابی دارد نامههای ائمه رو جمعآوری کرده. بیست و هفت تا نامه از امام حسین اونجا آورده. این نامهای که دارم میخونم اونجا هست. امام حسین وقتی آمد از مدینه بره به قصد مکه، محمد حنفیه آمد گفت: «برادر کجا میری؟» آقا فرمودن: «میبینی چه اوضاعی برای من درست کردن؟ من نمیتونم تو مدینه بمانم، منو ترور میکنن میکشن.» گفت: «من از شما یه خواهشی دارم، برو یمن، اونجا شیعههای بابات امیرالمؤمنین هستند.» و اینها... خب یمن هم به مکه نزدیکتر بود تا عراق. «اونجا تحویلت میگیرن، دورت رو میگیرن، حمایتت میکنن.» آقا تشکر کرد ازش؛ تشکر کرد از اینکه به هر حال دلسوزی کرده.
همه اینا رو گفتم برای اینکه به اینجا برسم، خواهش میکنم دقت کنید. فرمودند: «برادر من یه وصیتنامهای میخوام بنویسم بدم دست تو.»
> «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ...»
وصیتنامه رو نوشت؛ حسین شهادت میده خدا واحد است. توحید در رأس همه اعتقادات ماست. جوونا بدونید اول باید توحید ما قوی باشه، شرک تو زندگی ما نباشه.
> «وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ...»
شهادت میدم به رسالت پیغمبر. بعد اشاره کردند شهادت میدم بهشت حق، جهنم حق، قیامت حق.
> «وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لَا رَیْبَ فِیهَا وَ أَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ...»
بعد این رو میخوام عرض کنم که رهبر شهیدمون فرمودند چرا امام حسین قیام کرد، ایشون هم این رو خوندن تو فرمایشاتشون. اینجا امام حسین نوشت برادر من برای چهار چیز قیام نکردم! چهار چیز؛ فردا نگن امام حسین برای این چهار تا قیام کرده:
۱. **إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً:** «أَشِر» با الف، برای طغیان و کشورگشایی. مثلاً صدام برای چی جنگ کرد؟ برای کشورگشایی. قرارداد الجزایر رو پاره کرد گفت من میخوام مثلاً خوزستان رو ملحق کنم، اول که میگفت تهران. چنگیز برای چی حمله میکرد؟ برای کشورگشایی. مغولها برای چی حمله کردند؟ هلاکوخان تو بغداد خلیفه عباسی رو از قدرت کشید پایین. همین جنگ جهانی اول و دوم، جوونا مطالعه کنید. تو جنگ جهانی اول، هشت میلیون آدم تو ایران از دنیا رفته. کتابی نوشته آقایی به نام «قحطی بزرگ». زمان احمدشاه بوده، سال ۱۲۹۳ هنوز پهلوی نیومده بود، هشت میلیون آدم تو ایران از قحطی مردن. جمعیت ایران بیست میلیون بوده، یعنی بیشتر از یکسوم. جنگ جهانی دوم، سی و شش تا کشور رو درگیرش کردن، پنجاه میلیون آدم کشتن هیچی رو هیچی! آلمانها، هیتلر تصمیم گرفت کشورگشایی کنه. تو کشور ما هم ریختن، چهار میلیون هم تو این کشور آدم از بین رفته، متفقین تو تهران آمدن او چه کردن. زمان رضاخان بوده دیگه جنگ جهانی دوم، زمان پهلوی ۱۳۲۰. همون زمانه که دیگه رضاشاه رو برداشتن و فرستادنش از ایران بیرون و پسرش رو گذاشتن. دقیقاً جنگ جهانی دوم، اینا کشورگشاییه. اینا رو میگن «أَشِر»، یعنی کسایی که رو طغیان.
الان صهیونیستها اصلاً من فکر کنم اینا دیوانه جنگن! یعنی اگه یه شب یه چیزی شلیک نکنن... انگار یه دزدی رو گرفته بودن برده بودن زندان (گفتم بخش دزدا)، این رو مولوی تو یکی از داستانهاش داره، حالا داستانش رو نمیخوام بگم، میگه که از دزدا دزدی کرد، گفتن بابا اینجا زندانه! گفت من دزدی عادتمه، من هیچی گیرم نیاد تو خونه از زنم سرقت میکنم! مثل این صهیونیستها هم اینطورن، مثلاً تا یه شب دو تا آدم نکشن خوابشون نمیبره. هشت هزار تا دانشمند تا حالا کشتن تو این چند سال تشکیل دولت غاصب صهیونیست؛ هشت هزار دانشمند! شما ببینید... حالا من خواهشم اینه جوونا و نوجوونا این کتابهایی که راجع به سرگذشت فلسطینه بخوانید چه کردن تو «کفر قاسم»، تو جاهای دیگه، یه روستا رو یه وقت کلاً از بین بردن. البته همین حالا میبینید تو غزه آمار هشتاد هزارتاست، ولی بیش از این حرف آدم رو از بین بردن. (امام فرمود:) من «أَشِر» نیستم، نمیخوام بکشم آدما رو به قدرت برسم.
۲. **وَ لا بَطِراً:** «بَطِراً» با طای دستهدار. از روی غرور. مثل این ترامپ ملعون؛ این آدم مغروریه، این آدم خبیثیه، این دین نداره، واقعاً اینطوره شما ملاحظه بفرمایید. مثلاً ابن زیاد وقتی آمد تو کوفه حکومت نظامی اعلام کرد. یه بنده خدایی نمیدونست حکومت نظامیه، بنده خدا اومده بود کوفه، گفته بود هر کسی شب بیاد بیرون بکشیدش. این رو گرفتنش اومدن پیش ابن زیاد گفتن این جزو نیروهای انقلابی نیست، جزو نیروهای مسلم نیست، یه بدبخت بیچاره کاسبیه اومده کوفه برای کاسبی، نمیدونسته حکومت نظامیه. گفت طوری نیست اعدامش کنید بذارید برای بقیه درس بشه! این آدم رو شما میخواید باهاش چیکار کنید؟ این آدم غرورش، نخوتش... شما برید تاریخ رو مطالعه کنید ببینید چقدر متوکل عباسی، عبدالملک مروان بیش از صد هزار شیعه رو کشته، کمیل، قنبر... جنایاتی کرده. منصور دوانقی سادات حسنی رو قتلعام کرده. امام حسین فرمود من نه «أَشِر» یعنی چی؟ «أَشِر» یعنی از روی طغیان کشورگشایی، نه «بَطِر» یعنی از روی غرور.
۳. **وَ لا مُفْسِداً:** من نمیخوام فساد تو جامعه ایجاد کنم.
۴. **وَ لا ظَالِماً:** من نمیخوام تو جامعه ظلم کنم.
پس این چهار تا تو زندگی من نیست: ظلم و فساد و غرور و طغیان. پس آقا شما برای چی قیام میکنی؟ سه چهار تا هدف دارم:
۱. **إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی:** من میخوام اصلاح تو امت ایجاد کنم. جامعه زیر بار ظالم نره، زیر بار ستمگر نره، زیر بار شرابخوار نره. این یک.
۲. **أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ:** معروف و منکر تو جامعه. من به شما جوونا عرض کنم معروف و منکر: هرچی خدا گفته واجبه میشه معروف، هرچی گفته حرومه میشه منکر. شرابخواری منکره، دروغگویی منکره، اسراف منکره، نماز معروفه، زکات معروفه، خمس معروفه، روزه معروفه. میخوام معروف تو جامعه پیاده بشه، منکر ریشهکن بشه.
۳. **وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ:** سوم، این خیلی مهمه. میخوام روش بابام و روش جدم رسول خدا رو تو جامعه پیاده کنم.
لذا آقایان عزیز، خواهران گرامی، بیماریای که جامعه بهش مبتلا شده بود چی بود؟ رهبر شهید ما فرمودند این بیماری، دنیاطلبی بود. مردم قیامت رو فراموش کردند، این بیماری ظلم بود، این بیماری لقمه حرام بود، این بیماری بیعدالتی بود. امام حسین قیام کرد این از بین بره.
حالا بعضی وقتا خون یه اثری داره. شما خود حضرت آقا رو نگاه کنید، واقعاً حالا شهادتش خیلی سنگین بود اما خدایی شما نگاه کنید، از ده رمضان که شهادت ایشون اعلام میشد اصلاً جامعه، مردم تغییری درشون پیدا شد، تحولی درشون پیدا شد، بیش از یکصد شبه تو خیابانها به تعبیر رهبر عزیزمون «مبعوث شدن». این تحول چقدر آدما تو کشور دوست اومدن نوشتن رو دیوارها عذرخواهی میکنیم، ما رو حلال کنید ما فحش دادیم، ناسزا گفتیم، بد گفتیم. چقدر آدما... بعضی اوقات تأثیری که داره خون اباعبدالله (علیهالسلام). لذا وقتی اون شخص از امام سجاد پرسید شما پیروز شدید یا یزید؟ فرمود صبر کن ببین نام جد ما برده میشه تو اذان یا نام جد یزید. صبر کن... این نکته بسیار مهمی است. اباعبدالله (علیهالسلام) دردهای جامعه رو داره بیان میکنه. این نامهای که امشب خوندم وصیتنامه امام حسین (علیهالسلام) به محمد حنفیه است تو مدینه. این یک.
### خطبه منطقه شراف: ویژگیهای جامعه یزیدی
دوم، این خطبهای که در ورود به خاک عراق... میدونید اون زمان هم مرز بوده، الان مرز سعودی با عراق که ما حج پارسال از اونجا اومدیم اون استان عرعر معروفه که یه استان بزرگیست. اما همین منطقه من به رفقام گفتم اون سال که با ماشین برمیگشتیم، گفتم یکی از توفیقات شما اینه راهی رو دارید برمیگردید که امام حسین از این مسیر اومده. اون زمان به اینجا میگفتند «شراف»؛ اسم مرز سعودی با عراق «شراف» بود اسمش. امام حسین وقتی رسیدند به اینجا فرمودند: پیاده شید استراحت میکنیم. بعد فرمودند: هرچی وسیله دارید پر از آب کنید. گفتن آقا چرا؟ ما که این تعداد اینقدر آب نمیخوایم. فرمودند این کار رو بکنید. تمام ظرفها رو پر از آب کردن.
اونجا امام حسین یه خطبه خواند. کجا؟ مرز حجاز. حالا ما الان میگیم عربستان، اون موقع حجاز میگفتند. مرز حجاز و عراق، منطقه شراف که الان شده این استان جدیدی که خب فرودگاه داره، مرز زمینی هم ازش اومدن عدهای. من خواهش میکنم این سخنرانی امام حسین رو در شراف (شراف اسم اون منطقه است، یعنی مرز حجاز و عراق) دقت کنید. فرمود:
> «أَلَا وَ إِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّیْطَانِ...»
مردم، چند تا اتفاق تو جامعه افتاده من نمیتونم ساکت باشم. ویژگیهای جامعه یزیدی این است:
**یک:** مردم و این گروه و این افراد پیرو شیطان شدند. به جای اینکه پیرو خدا بشن. وای به جامعهای که آقا پیرو شیطان بشه. خدا در سوره یس میفرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ». خیلی جوونا مواظب باشید، زیاد بگید «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ»، «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ» بخوانید. خدا رحمت کنه آیتالله دستغیب یه کتاب داره «استعاذه» (پناه بردن به خدا از شر شیطان). هم مواظب هجمهها و حربههای شیاطین (من نمیگم شیطان؛ شیطان دو جوره شیطان انس داریم شیطان جن داریم «شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ») خیلی مواظب باشید. فرمود شما تابع شیطان شدید. این یک اشکال.
**اشکال دوم:** «وَ تَرَکُوا طَاعَةَ الرَّحْمَنِ». پیروی از خدا رو هم گذاشتید کنار. ما باید پیرو خدا باشیم. جوونای عزیز اگه نماز خوندید برکت تو زندگیتون میآد چون خدا گفته. اگر مواظب زبان بودید، اگه مواظب رابطه با نامحرم بودید، خواهرهای گرامی اگه حجاب رعایت کردید... آنچه که خدا فرمان داده پاکیزه است، آنچه که خدا نهی کرده ناپاکه. «وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ»، خدا میفرماید خدا خبیثها رو حروم کرده. ممکنه من عقلم نرسه چرا شراب حرومه، ولی بدانید شراب جزو خبائثه. ممکنه عقلم نرسه چرا روزه ماه رمضون واجبه، ولی بدانید روزه جزو پاکیزههاست. «وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَائِثَ» (سوره مبارکه اعراف). اطاعت! این دردا اگر امروز هم تو جامعه پیدا بشه، جامعه میشه جامعه یزیدی. جامعه یزیدی چه ویژگیای داره؟ امام حسین تو منطقه شراف مرز حجاز و عراق فرمود جامعه یزیدی ویژگیاش اینه: یک. پیرو شیطان، دو. از خدا اطاعت نمیکنه.
**سه:** «وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ». فساد تو این جامعه زیاده. فساد اخلاقی (دروغ بگه)، فساد اقتصادی (ربا تو جامعه باشه، رشوه تو جامعه باشه)، فساد سیاسی (مسئولین بیعدالتی کنند، ظلم کنند، تبعیض تو ادارات باشه، رشوه باشه). فساد گاهی اعتقادیه مثل شرک، گاهی اخلاقیه مثل دروغ، گاهی اقتصادیه مثل ربا و رشوه، گاهی اداریه مثل تبعیض، پارتیبازی، حق و ناحق کردن. گاهی سیاسی مثل مسئول نالایق سر کار باشه. گاهی فساد تو امور خانواده است، یه خانوادهای دچار آسیب بشه. گاهی فساد تو حوزه اجتماع مثل بیحجابی مثل روابط نادرست. اینا همه فساده. منم نمیخوام شمارهبندی کنم، من همیشه این رو گفتم منکر رو شمارهبندی نکنید. چون الان تو مثلاً میگی حجاب، میگن آقا اختلاس پس چیه؟ بله اونم هست. رشوه پس چیه؟ اونم هست. همه اینا با هم. منتها هر کدومش یه راهکاری داره؛ جلوی بعضیها رو دولت باید بگیره، جلو بعضیها رو مثلاً قوه قضاییه باید بگیره، جلوی بعضیها رو مردم باید... فساد اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، عرض میکنم اقتصادی. آقا فرمودند جامعه یزیدی ویژگیاش ایناست: پیرو شیطانن، اطاعت خدا را کنار میذارن، فساد تو این جامعه است.
**چهارم:** «وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ». حدود الهی تعطیله. شرابخوار هشتاد ضربه شلاق داره، دزد قطع دست داره. اینا حدود الهی است. خدا میگه کسی از حدود الهی تجاوز کنه ظالمه: «وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ». امیرالمؤمنین یک کسی زمانش از یاران ایشون بود به نام نجاشی، شراب خورده بود در ماه رمضون. آقا میخواست براش حد اجرا کنه. گفتن آقا حالا بر همه اجرا میکنند بکن اما ایشون رو استثنا کن! ایشون از یاران شما بوده، مداح شما بوده، پشت سر شما نماز میخونده. آقا فرمودند مشکل زمان بنیاسرائیل هم همین بود، حدود رو بر بیچارهها اجرا میکردند بر آدمهای به نام، فلان مسئول اجرا نمیکردند، لذا زیر و رو شد. فرمود جامعه یزیدی چهارمین ویژگیاش این است که حدود الهی تعطیله.
**پنجم:** «وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَیْ ءِ، وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلَالَ اللَّهِ». حقوق اهل بیت پرداخته نمیشه، حلال الهی حرام میشه، حرام الهی حلال میشه. وای وای اگر توی جامعه حلال، حروم شد! ای آقا دیگه دست دادن با نامحرم که دیگه تو عصر تکنولوژی حروم نیست! کی گفته حرام نیست؟ دیگه حالا چهار تا مو بیرون بودن تو عصر تکنولوژی... دیگه شراب تو همه دنیا معموله حالا دیگه شما میخواید جلوش... آقا، حلال پیامبر و حرامش چون رو مصلحته تا قیامت باقیه. احدی حق نداره حلالی را حرام یا حرامی را حلال کنه.
فرمود بنیامیه که میدونید (آیه شصت سوره اسراء رو ببینید) رسول خدا حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) یه شب خواب دید. آیه قرآن هم هست، مرحوم طبرسی تو تفسیر نوشته، پیغمبر یه شب خواب دید منبر پیغمبر تو مسجده، چند تا میمون دارن از این منبر میرن بالا. یعنی چی؟ منبر رسول خدا، جای پیغمبر، میمون داره میره بالا، بوزینه! صبح بلند شد، دیگه خود پیغمبر عالم به همه علومه اما بعضی اوقات از جبرئیل یه چیزایی رو حضرت میپرسید (با اینکه مقام پیامبر بالاتره). جبرئیل آمد، چی شده یا رسول الله؟ فرمود برادرم جبرئیل من یه همچین خوابی دیدم. فرمود درسته، این میمونها و بوزینهها همون خلفای بنیامیهان که بعد از تو میرن از منبر تو بالا. همینطور هم شد دیگه. عبدالملک مروان خبیث، شرابخوار، آدمکش رفت رو منبر پیغمبر نشست. یزید آدمکش امامحسینکش رفت رو منبر پیغمبر نشست. اینا رو بهشون میگفتن امیرالمؤمنین!
بعد این آیه شصت سوره اسراء (این داستانی که گفتم ذیل این آیه است) یه کلمه توشه، همین یه بار هم بیشتر تو قرآن نیومده، تنها جایی که اومده تو همین سوره است. سوره مبارکه اسراء آیه شصت: «الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ» (درخت ملعونه). حالا یه تفسیرش درخت زقوم که جهنمیها میخورن، یه تفسیر و تأویل این آیه تو تفاسیر اومده که منظور از شجره ملعونه همین حاکمیت بنیامیهان. چهارده تا خلیفه اموی از سال چهل و یک تا ۱۳۲، نود و یک سال حکومت کرده و جنایت کرده. نود و یک سال! حواس جمع باشه ها، بعضیها فکر میکنن با دعا فقط حکومت حفظ میشه «انشاءالله خدا حفظ میکنه». آقا امام حسن زنده بود ازش گرفتن حکومت رو، خودش بود امام معصوم بود معاویه قدرت رو گرفت، با اون حوادثی که پیش اومد. امام حسین زنده بود یزید جنایت میکرد. اگر سفت واینستید سفت میخورید! اگر محکم «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» نباشه، گرفتند دیگه نود و یک سال منبر پیغمبر دست امویان افتاد، دست ولیدی افتاد که تو حوض شراب میرفت شراب میخورد.
جامعه... رهبر شهید ما (ما امسال بحثمون رو از فرمایشات آغاز فرمودند) چه اتفاقی تو جامعه افتاده بود که امام حسین قیام کرد؟ بعد این جمله رو ایشون فرمایششون فرمودند که من دارم عرض میکنم. امام حسین فرمود جامعه زمان یزید مبتلا به این دردها بود: پیروی شیطان (یک)، ترک اطاعت خدا (دو)، آشکار کردن فساد، فساد آشکار شد راحت شراب میخورد (سه)، تعطیل کردن حدود (چهار)، حرام کردن حلال، حلال کردن حرام (پنج).
خب حالا راهش چیه؟ بسمهتعالی. این مشکلات تو جامعه پیش اومده راهش چیه؟
> «وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ»
اون کسی که میتونه جلوی همه اینا بایسته منم. البته هزینه داره:
> «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
خون داد از مکه که میخواست بیاد بیرون:
> «مَنْ کَانَ بَاذِلًا فِینَا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَائِنَا نَفْسَهُ، فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا»
هر که حاضره خون بده دنبال من بیاد، پول نمیخوایم، اسب و شمشیر نمیخوایم. این دومین در واقع تحلیل و تبیین فرمایشات رهبری عرض کردیم. انشاءالله دوستان یه قدری زودتر تشریف بیارید، ما هر شب یکی از فرمایشات آقا رو مطرح میکنیم و با روایات و آیات تحلیل میکنیم. اگر جای خودشون امسال خالیه، جای حرفاشون تو مجلس ما خالی نباشه. خدایا به آبروی اهل بیت قسم میدم ما را عامل به کلمات نورانی قرآن و اهل بیت قرار بده، جامعه ما را از این ویژگیهایی که عرض کردم ویژگیهای جامعه یزیدی است دور بگردان.
روضه و مرثیه اباعبدالله الحسین (ع)
> السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
> عالم محرم است سلامٌ علی الحسین
> این ذکر عالم است سلامٌ علی الحسین
> بعد از خدا و رسول و سؤال قبر
> تنها همین دم است سلامٌ علی الحسین
> هم ذکر فاطمه است سلامٌ علی الغریب
> هم ذکر خاتم است سلامٌ علی الحسین
بعد از بیست و چهار روز، بیست و چهار روز راه اومدن (هشتم ذیحجه حرکت کرد) دوم محرم رسید به سرزمین کربلا. سرزمینی که ابراهیم پیامبر در حالی که سوار بر اسب بود «فَوَقَعَ عَنْ فَرَسِهِ» از اسب رو زمین افتاد، تو نقل دارد خون از پاش جاری شد. سرزمینی که حضرت آدم عبور میکرد گفت خدایا اینجا کجاست؟ «فَضَاقَ صَدْرُهُ» دلش گرفت. سرزمینی که رسول خدا خبر داده بود خاکش رو به امسلمه داد فرمود حسینم رو این خاک به شهادت میرسه. خدا رحمت کنه مرحوم مجلسی تو بحار حدود چهل تا روایت راجع به همین موضوع آورده، خبرایی که قبل از شهادت امام حسین از شهادت ایشون داده شد. سرزمینی که امیرالمؤمنین از صفین که برمیگشت آمد اونجا گریه کرد خاکش رو برداشت بویید.
حالا امام حسین روز دوم محرم رسیده به این سرزمین:
> بار بگشایید اینجا کربلاست
> آب و خاکش با دل و جان آشناست
تا فهمید اینجا سرزمین کربلا و نینواست فرمود خیمهها رو بزنید. خیمه خانمها رو وسط گذاشتند؛ زینب و رباب رو. خیمه بنیهاشم رو دورش گذاشتند اینها در حفاظ قرار بگیرند. خیمه اصحاب رو بعد از بنیهاشم گذاشتند. بعضی از اینایی که میگم زبان حال، طبعاً مثل فردای محرمها اومدن زینب رو پیاده کردند، رباب رو پیاده کردند. معلومه قاسم هست، علی اکبر هست، عباس هست، سه تا داداشاش هستند، چهار تا برادرِ خودِ امام حسین دور عقیله رو گرفتند. اما با این وجود وقتی پیاده شد تو این سرزمین آمد خدمت ابیعبدالله: آقا کجاییم اینجا؟ اینجا کجاست دلم گرفت؟ غمهای عالم به دلم آمد...
این شعری که معروف شب عاشورا میخونن من دیدم تو بعضی از نقلها این رو امام حسین فردا خونده، روز دوم:
> «یَا دَهْرُ أُفٍّ لَکَ مِنْ خَلِیلِ
> کَمْ لَکَ بِالْإِشْرَاقِ وَ الْأَصِیلِ»
این شعر دوم محرم تو این سرزمین... حالا شاید شب عاشورا هم تکرار بوده خوانده. اما اینجا خواندن...
روضه من همین یه جمله باشه: آقایان خواهران، هر ورودی خروجی داره. هر ورودی یه خروجی داره. یازدهم محرمی شد، عصر یازدهم زینب از این سرزمین میخواد بره. سرزمینی که با عباس و قاسم آمده، با علی اکبر آمده، حالا کی زینب رو سوار کنه؟ یه نگاهی کرد به نهر علقمه: «أَخِی الْعَبَّاس» برادر پاشو... پاشو خواهر رو سوار کن. میدونید یکی که صاحبعزاست این جمله رو دقت کنید، سعی میکنه خودش رو کنترل کنه. مثلاً پدر یه خانه، تو همین حوادثی که ما داشتیم بعضیها هشت نُه نفر توی خانه شهید شدن، اون بزرگ خانه سعی میکنه گریه نکنه همه رو آرام کنه. اگر همه رو آرام کرد و دیگه کار آروم شد یه وقت خودش میره یه گوشهای سر به دیوار میذاره گریه میکنه. ما داشتیم آدمی که خودش رو تو جلو بچههاش نشون نداد.
زینب جلو بچهها خودش رو نشون نداد گفت سوار شید آماده شید راضیام به رضای خدا، حتی امام سجاد رو آرام کرد؛ عزیز برادرم اینجا قبر میشه اینجا زیارتگاه میشه... همه رو که سوار کرد، خودش یه وقتی پیدا کرد خلوت آمد گودی قتلگاه. اون وقت اینجا دیگه کارش رو انجام داد. نمیدونم چی چی خوانده ولی نوشتن دشمنم گریه کرد: «فَأَبْکَتْ وَ اللَّهِ کُلَّ عَدُوٍّ وَ صَدِیقٍ»؛ حسینم فدای لبهای تشنهات... حسینم فدای حلقوم بریدهات... حسینم فدای بدن عریانت... یا رسولالله این حسین است، «مَسْلُوبَ الْعِمَامَةِ وَ الرِّدَاءِ، مُقَطَّعَ الْأَعْضَاءِ». لذا اینجا بود که فرصت رو مغتنم شمرد دید همه سوارن دارن میرن، خم شد لبها رو گذاشت به گلوی پر خونی... «النَّحْرِ الشَّرِیفِ».
حالا هر کجا نشستید سه مرتبه به توصیه امام صادق (علیهالسلام) بگویید:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ... صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ... صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ»
