ره توشه، هفتم محرم، تکریم دختران در سیرۀ امام حسین علیهالسلام
">
ره توشه، هفتم محرم، تکریم دختران در سیرۀ امام حسین علیهالسلام
تکریم دختران در سیرۀ امام حسین علیهالسلام
حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمیدرضا مطهری*
اشاره
تکریم دختران در سیرۀ امام حسین یکی از نکات مهمی است که کمتر بدان توجه شده است. اینکه چرا امام حسین به این موضوع اهتمام خاص داشت و در برخورد با دختران خود و برخی از خویشاوندان آن را نشان میدهد، پرسشی است که نوشتار پیشرو به دنبال پاسخ به آن است. در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که سیره امام حسین را باید امتداد حرکتی دانست که جد بزرگوارش رسول خدا در جامعه ترسیم کردند. امام حسین در فضایی که برخی سنتهای عصر جاهلی بازگشته بود، همان روش رسول خدا را در راستای اصلاح جامعه و احیای سنت نبوی در پیش گرفتند. ایشان با اظهار محبت به فرزندان خویش و دادن مسئولیت به آنها و نیز اهتمام به آیندۀ آنان و انتخاب همسران مناسب و گاه نیز با همفکری و گوشدادن به سخنان آنها در تکریم دختران کوشیدند.
مقدمه
یکی از مهمترین مسائل روز جامعه در بیشتر کشورها از جمله کشورهای مسلمان، تبعیض جنسیتی و نادیدهگرفتن برخی حقوق دختران و زنان است. درحالیکه مراجعه به سیره ائمه نشانمیدهد نهتنها تبعیضی دراینباره دیده نمیشود، بلکه گاهی اوقات احترام و تکریم دختران برجستهتر است. در سیره پیامبر و اهلبیت تکریم انسان، فارغ از جنس و رنگ و نژاد است. در این میان تکریم فرزندان بدون تبعیض بهویژه تکریم دختران از اهمیت ویژهای برخوردار است. اهمیت این مسئله وقتی بیشتر روشن میشود که وضعیت دختران و زنان در دوران پیش از اسلام و پس از رحلت پیامبر در جامعه عربی تبیین گردد. وضعیتی که با تلاش رسول خدا بسیار بهبود یافت؛ اما بعد از رحلت آن حضرت بار دیگر همچون برخی سنتهای پیش از اسلام بازگشت؛ به گونهای که اثر آن همچنان در جامعه مسلمانان دیده میشد.
در نخستین گام این رسول خدا بود که با تکریم زنان و دختران به دختر جایگاه ویژهای بخشید. ایشان دختر را مایه خیر و برکت و همانند پسر نعمت خدا و منشأ خیر و برکت معرفی کردند. رفتار پیامبر و سخنان آن حضرت تحولی در جامعه حجاز ایجاد کرد و کرامتی به دختران داد که در جهان آن روزگار بینظیر بود؛ اما با رحلت پیامبر، بار دیگر برخی سنتهای جاهلی در جامعه بازگشت و بهتدریج انحرافها به گونهای رشد کرد که سرانجام در زمان امام حسین یک قیام پرهزینه برای اصلاح امت لازم بود و سیدالشهدا با نهضت خود این حرکت را انجام داد. نوشتار پیشرو نگاهی اجمالی به یک نمونه در رفتار امام حسین برای احیای سنت جد بزرگوارش دارد و بر آن است تا نشان دهد تکریم دختران در سیره امام ادامه رفتار پیامبر و احیای یکی از سنتهای نبوی بوده است.
مفهومشناسی
تکریم: تکریم در لغت به معنای گرامی داشتن و احترام است و در اصطلاح به روابط مبتنی بر حفظ ارزشهای انسانی میان افراد گفته میشود که او را از دیگر آفریدهها متمایز میکند. به این کرامت در قرآن کریم بهمثابۀ مهمترین منبع تعالیم اسلامی توجه شده و ارزش و تکریم را بر همه فرزندان آدم اطلاق میکند و میفرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا: همانا فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر مرکبها سوار کردیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان دادیم و بر بسیاری از آفریدههای خویش، آنها را برتری دادیم». علامه طباطبایی مراد از آیه را جنس بشر میداند و علامه محمدتقی جعفری نیز آیه را ناظر به کرامت ذاتی انسان دانسته است. در سیره نبوی و حسینی هم احترام به انسان فارغ از نوع و جنس و رنگ و نژاد مورد توجه بود.
امام حسین احترام ویژهای برای فرزندان بهویژه دختران خود قائل بود و به گونههای مختلف آن را ابراز میکردند؛ گاه با اظهار علاقه و محبت به دختر، گاه با تشبیه او به مادر و گاه نیز با آیندهنگری و توجه به زندگی مشترک او و گزینش همسر مناسب برای دخترش آن را نشان میدادند. واگذاری مسؤلیت نیز میتواند بیانکنندۀ جایگاه والای دختران در سیره امام حسین باشد.
1. اظهار عشق و علاقه
یکی از مهمترین نکات در زندگی اجتماعی بهویژه در خانواده و در برابر فرزندان، محبتکردن به آنان و اظهار این محبت است؛ همان چیزی که در کلمات اهلبیت موج میزند. سخن پیامبر درباره حضرت زهرا با تعابیری مانند «فداها ابوها: پدرش به فدایش» و «إن فاطمة منی و هی نور عینی و ثمرة فؤادی: فاطمه پاره تن و نور چشم میوه دل من است» و «أحب اهلی الی فاطمة: محبوبترین خاندانم نزد من فاطمه است»، اوج این اظهار عشق و علاقه و محبت است. همین رفتار در سیرۀ امام حسین در برابر دخترانش دیده میشود.
یکی از دختران امام حسین سکینه بود که در کربلا نیز حضور داشت و همراه اهلبیت برای تحقق اهداف قیام حضرت سیدالشهدا نقشآفرینی کرد. او فرزند رباب دختر امرؤالقیس بود. امام حسین محبت خود را به او و مادرش چنین ابراز کرد:
لعمرک إننی لأحب داراً
تکون بها السکینه و الرباب
به جان تو سوگند، من خانهای را دوست دارم که سکینه و رباب در آن باشند.
احبهما و أبذل جل مالی
ولیس لعاتب عندی عتاب
آن دو را دوست میدارم و همه مالم را در این راه میبخشم و هیچ سرزنشکنندهای حق سرزنش ندارد.
این کلام سرشار از عاطفه و مهر امام به همسر و دخترش چنان در جان آنان رسوخ کرد و ماندگار شد که اثر آن را بعد از رخداد عاشورا و شهادت امام حسین نیز میتوان دید.
در این کلام امام حسین هم تکریم دختر مشاهده میشود و هم علاقه و دوستی همسر را نشان میدهد و همین اظهار علاقه است که رباب تنها یکسال با سختی بعد از عاشورا زنده ماند و سرانجام از شدت اندوه درگذشت. این اظهار علاقه به دختر و نامبردن از او و مادرش افزون بر تکریم دختر، اظهار عشق و علاقۀ خود به او بود که بیانکنندۀ اهمیت جایگاه مادر او نیز میتواند باشد.
اظهار علاقه به دختر حتی در آخرین لحظات عمر شریف امام حسین نیز دیده میشود؛ آنجا که حضرت سکینه بعد از وداع با گریه به سوی پدر رفت و امام او را به سینه چسباند و فرمود:
سَيَطُولُ بَعْدِي يَا سُكَيْنَةُ فَاعْلَمِي
مِنْكِ الْبُكَاءُ إِذَا الْحَمَامُ دَهَانِي
ای سکینه، بدان که بعد از من گریه تو طولانی خواهد شد.
لَا تُحْرِقِي قَلْبِي بِدَمْعِكِ حَسْرَةً
مَا دَامَ مِنِّي الرُّوحُ فِي جُثْمَانِي
تا زمانی که روح در بدن دارم، با اشک حسرتبار خود قلبم را مسوزان.
وَ إِذَا قُتِلْتُ فَأَنْتِ أَوْلَى بِالَّذِي
تَبکينَهُ يَا خَيْرَةَ النِّسْوَانِ
ای بهترین زنان، بعد از کشتهشدن من، تو برای گریه سزاوارتری.
این اشعار امام بهویژه بیت دوم که میفرماید تا زمانی که روح در بدنم هست، قلبم را با اشک خود مسوزان؛ نشاندهندۀ اوج محبت یک پدر به فرزندش است.
2. واگذاری مسئولیت
واگذاری مسؤلیت به فرزندان نشاندهندۀ جایگاه آنان است و این مهم در سیره امام حسین نهتنها در برابر پسران که درباره دختران نیز دیده میشود؛ همان نکتهای که در سیرۀ نبوی هم بهخوبی ارائه شده است. یکی دیگر از اثرگذارترین مواردی که حضرت زهرا حضور داشتند، جریان مباهله بود. انتخاب افراد حاضر در مباهله را پیامبر انجام داد؛ اما جایگاه و مسئولیت خطیری را به حاضران داد و حضرت صدیقه طاهره نیز یکی از حاضران در آن بود. همچنین حضور در زمان فتح مکه و بیعت زنان و حضور در حجةالوداع از مهمترین رخدادهایی بود که حضرت زهرا در آنها حضور داشتند. این مهم با توجه به اقدامات و استنادات حضرت زهرا به رخداد غدیر برای اثبات حقانیت امیرالمؤمنین میتواند نشاندهندۀ مسئولیتی باشد که از سوی پدر بزرگوارش بر عهده آن حضرت گذاشته شد و حضرت زهرا بهخوبی و در جای خود از عهده آن برآمد و بدان استناد کرد.
امام حسین نیز در شرایط حساس و حزنآلود و بحرانی عاشورا و درحالیکه در آستانه شهادت بودند، مهمترین مأموریت را به دخترش فاطمه دادند و وصیتنامه خود را به او سپردند تا به امام سجاد برساند. امام باقر دراینباره فرمودند: «امام سجاد در کربلا به اندازهای بیمار بود که امام حسین دخترش فاطمه را صدا زد و وصیتنامه و کتابی را به او داد تا آن را به علی بن حسین برساند و این کتاب بعداً به ما رسید». این اقدام امام حسین نشاندهندۀ جایگاه والایی است که امام برای دخترش قائل است؛ به نوعی حامل کتابی میشود که اختصاص به امام دارد و به فرموده امام باقر آنچه بشر بدان نیاز دارد، در آن بوده است.
3. تشبیه به مادر
یکی از روشهای تکریم فرزند یا هر فرد دیگر، تشبیه او به عزیزان و بزرگانی است که در قلب و جان انسان جای دارند. حضرت فاطمه زمانی به شهادت رسیدند که فرزندانشان خردسال بودند؛ با این وجود مهر و محبت و علاقه او چنان در وجود فرزندان تنیده شده بود که تا پایان عمر یاد مادر را زنده نگه داشتند و به نسلهای بعد نیز منتقل کردند. بر این اساس میتوان علت نامگذاری دختران امام حسن و امام حسین به نام فاطمه را تحلیل کرد؛ هر دو بزرگوار دخترانی به نام فاطمه داشتند که با پسرعموی خود ازدواج کردند. فاطمه دختر امام حسن با حضرت امام زینالعابدین ازدواج کرد و مادر امام محمدباقر شد و فاطمه دختر امام حسین نیز با پسر عموی خود حسن بن حسن (حسن مثنی) ازدواج کرد و عبدالله محض فرزند او بود.
نکته مهم آن است که امام حسین هنگام خواستگاری برادرزادهاش حسن مثنی و پرسش از اینکه کدامیک از دخترانش را خواستگاری میکند، دخترش فاطمه را به او پیشنهاد کرد و در بیان علت این انتخاب او را به مادرش حضرت فاطمه تشبیه کرد و فرمود: «فاطمه چون به مادرم فاطمه شبیهتر است». در این کلام امام حسین هم تکریم و گرامیداشت یاد مادر دیده میشود و هم احترام ویژه به دختر؛ از یکسو نشان میدهد که پس از گذشت بیش از نیمقرن از شهادت حضرت زهرا هنوز یاد او در خاطر امام حسین زنده است و به مناسبتهای مختلف میکوشد نام و یادش در جامعه و در میان خاندان زنده بماند؛ از سوی دیگر این رفتار امام بیانکنندۀ تکریم دخترش نیز هست؛ به گونهای که دختر خود را به مادری تشبیه میکند که برتر از همه زنان عالم است و چنان جایگاهی در قلب امام دارد.
4. آیندهنگری و همسرگزینی (انتخاب همسر مناسب)
یکی از نکات مهم در تکریم فرزند، توجه به آینده و زندگی مشترک او و انتخاب همسر مناسب برای اوست. امام حسین به این نکته توجه ویژهای دارد؛ حتی گاه در انتخاب همسر برای دختران اقوام نیز مشورت و راهنماییهایی میکند. درباره فرزندان خود نمونه بارز همان تزویج دخترش به فرزند امام حسن بود که فاطمه را برای برادرزادهاش حسن بن حسن برگزید و دلیل آن را نیز شباهت او به مادرش بیان کرد. امام حسین دختر دیگرش سکینه را نیز به ازدواج عبدالله پسر دیگر امام حسن درآورد؛ اما او در کربلا به شهادت رسید.
توجه به دختران دیگر در میان خویشاوندان هم از نکات جالب در سیرۀ امام حسین است. نمونه برجسته آن امکلثوم دختر حضرت زینب و جریان ازدواجش با پسرعموی اوست. معاویه او را برای پسرش یزید خواستگاری کرد و مروان بن حکم را مأمور این کار کرده بود، عبدالله بن جعفر حضورنیافتن امام حسین در مدینه را بهانه کرد و پاسخ را به زمان بازگشت آن حضرت موکول کرد. پس از رسیدن امام به مدینه، بار دیگر مروان در میان جمعیت حاضر در مجلس با غرور، خواستۀ معاویه را مطرح و آن را افتخاری برای عبدالله بن جعفر و دختر او بیان کرد و از امام حسین خواست تا این دختر را به ازدواج یزید درآورد؛ اما امام با رد این درخواست، خواهرزاده خود را با مهریه 480 درهم به ازدواج پسرعمویش قاسم بن محمد بن جعفر درآورد و مزرعۀ خود در اراضی عقیق را به او بخشید. امام قبل از مجلس خواستگاری با خواهرزادۀ خود گفتگو کرد و به او فرمود پسرعمویت قاسم برای تو شایستهتر است. ایشان در ادامه به مباحث مادی هم اشاره کرد و برای آنکه زیادی مهریۀ تعیینشده از سوی معاویه او را وسوسه نکند، فرمود «بُغَیبِغات» را به توبخشیدم. این رفتار امام، تکریم خواهرزاده خود در برابر زیادهخواهی تحقیرگونه معاویه و مروان بود.
این دختر عبدالله بن جعفر همراه امام حسین به کربلا رفت و ناظر شهادت برادر و همسر و بستگان خود بود و همراه اهلبیت به اسارت رفت.
نتیجه
تکریم دختران در سیرۀ امام حسین در راستای احیای سیرۀ نبوی بود. همچنانکه پیامبر در فضایی که هیچ جایگاهی برای زن و دختر قائل نبودند، به مبارزه برخاست و جایگاه واقعی زن را به او بازگرداند، امام حسین نیز همین رفتار را در فضایی دیگر به انجام رساند و امتداد بخشید. پیامبر هیچ تفاوتی میان پسر و دختر قائل نبودند و تبعیض میان فرزندان را برنمیتافتند؛ ایشان ضمن اظهار محبت به دخت گرامیشان حضرت فاطمه و دادن مسئولیت به ایشان و دیگر زنان آن دوره، در تکریم دختران کوشیدند. امام حسین نیز به پیروی از جد بزرگوارش به جایگاه ویژه دختران اهتمام داشتند و در بزرگداشت و تکریم آنان فرقی بین پسران و دختران نمیگذاشتند و دختران را مورد لطف ویژه خود قرار میدادند.این رفتار را به طور ویژه در رفتار امام با دخترانش میتوان دید؛ گاه با تشبیه آنان به مادر بزرگوارشان حضرت فاطمه، گاه با اظهار عشق و علاقه خود به آنان،و گاه نیز با سپردن مسئولیتهای مهم به ایشان و نیز مشورتدهی یا همفکری در انتخاب همسران مناسب برای آنان در تکریم ایشان میکوشیدند و راهکار مناسب عرضه میکردند.
کتابنامه
1. ابنابیالدنیا، عبدالله بن محمد بن عبید، کتاب العیال، تحقیق: نجم عبدالرحمن خلف، دمام: دارابنالقیم، 1410 ق.
2. ابناثیر، ابوالحسن علی بن محمد بن محمد بن عبدالکریم شیبانی، الکامل فی التاریخ، بیروت: دارصادر، 1385 ق.
3. ابنبابویه، ابوجعفر محمد بن علی، امالی، قم: مؤسسة البعثة، 1417 ق.
4. ابنبابویه، ابوجعفر محمد بن علی، خصال، تصحیح: علیاکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1362 ش.
5. ابنجوزی، یوسف ابن قزاوقلی، تذکرة الخواص، مقدمه: محمدصادق بحر العلوم، تهران: مکتبة النینوی الحدیثة، [بیتا].
6. ابنشهرآشوب، ابوجعفر محمد بن علی، مناقب آلابیطالب، تصحیح: محمدحسین آشتیانی و هاشم رسولی، قم: انتشارات علامه، 1379 ق.
7. ابنصباغ مالکی، علی بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة الائمة، تحقیق: سامی غریری، قم: دارالحدیث، 1380 ش.
8. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، تصحیح: سیدهاشم رسولی محلاتی، تبریز: نشر بنیهاشمی، 1381 ق.
9. اشتهاردی، محمدمهدی، حضرت معصومه فاطمه دوم، چ 5، قم: نشر اخلاق، 1389 ش.
10. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، الأغانی، چ 1، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1415 ق.
11. بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، تحقیق: سهیل زکار، بیروت: دارالفکر، 1417 ق.
12. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، تحقیق: احمد محمد شاکر، چ 2، مصر: شرکة مکتبة و مطبعة البابی الحلبی، 1395 ق.
13. تستری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، 1409 ق.
14. جزری، شمسالدین محمد، مناقب الأسد الغالب و ممزق الکتائب و مظهر العجائب، تحقیق: طارق طنطاوی، چ 1، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1426 ق.
15. جعفری، محمدتقی، تحقيق در دو نظام حقوق جهانی بشر از ديدگاه اسلام و غرب و تطبيق آن دو بر يکديگر، [بیجا]: دفتر خدمات حقوقی بينالمللی جمهوری اسلامی ايران، 1370 ش.
16. حاکم نیشابوری، ابوعبدالله الحاکم محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1411 ق.
17. سمهودی، علی بن عبدالله، وفاء الوفاء بأخبار دارالمصطفی، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1419 ق.
18. طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم: نشر علامه، [بیتا].
19. طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم: مؤسسه آلالبیت لإحیاء التراث، 1417 ق.
20. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم: دارالحدیث، 1429 ق.
21. مبرد، ابوالعباس محمد بن یزید، الکامل فی اللغة والأدب، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، چ 3، قاهره: دارالفکر العربی، 1417 ق.
22. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، چ 2، بیروت: مؤسسة الوفاء، 1403 ق.
23. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، قم: انصاریان، 1384 ش.
24. مطهری، حمیدرضا، زنان (از نگاه نبوی)، تهران: کانون اندیشه جوان، 1394 ش.
25. ____________، نقش زنان در نهضت عاشورا (کتاب نگاهی نو به جریان عاشورا)، قم: بوستان کتاب، 1383 ش.
26. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، امالی، تصحیح: حسین استادولی و علیاکبر غفاری، قم: کنگره شیخ مفید، 1413 ق.
27. یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت: دارصادر، [بیتا].