شب پنجم محرم، ره توشه، امام حسین عليهالسلام الگوی شجاعت و قاطعیت با دشمن
">
شب پنجم محرم، ره توشه، امام حسین عليهالسلام الگوی شجاعت و قاطعیت با دشمن
امام حسین عليهالسلام الگوی شجاعت و قاطعیت با دشمن
حجتالاسلام والمسلمین حسن شیرزاد کمانگر*
اشاره
یکی از مسائل حتمی برای جامعۀ ایمانی، وجود دشمن است؛ چراکه سطح بینشها، انگیزهها وگرایشها متفاوت است و کسانی که آلوده به صفاتی مانند روحیۀ استکباری، نژادپرستی، زیادهخواهی و منفعتطلبی هستند، نمیتوانند آرامش، سلامت و رشد وتعالی معنوی وبیشرفت مادی افراد و جامعه را ببینند و همیشه آماده توطئه، اختلال و آسیبرسانی به افراد، حکومتها وجامعه ایمانی هستند؛ ازاینرو همواره بر ایجاد تفرقه و جنگ داخلی و جلب منافع و سلطه خود میکوشند. بر همین اساس، تعالیم اسلامی به وجود دشمن هشدار میدهند و راهکارهای مناسبی را به فراخور دشمنی و اقداماتش در نظر گرفتهاند؛ همچنین غفلت و سستیورزیدن در برابرآن را خطرناک و زیانآور توصیف کردهاند.
اسلام افزون بر وجود تعالیم سازنده برای چگونگی رفتار با دشمنان، به بیان الگوهایی از انسانهای کامل از پیامبران مانند حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت محمد میپردازد که میتواند بهمثابۀ منشوری درخشان برای گزینش مسیر درست مورد توجه قرار گیرد؛ همچنین راه «احدیالحسنیین» (پیروزی یا شهادت) را به همراه داشته باشد و زندگی سعادتبخش و مورد رضایت الهی را فراهم آورد.
امام حسین شخصیتی دارای شجاعت و قاطعیت با دشمن در گفتار و عمل بوده است که میتواند آینه تمامنمای انسان کامل و نیز الگویی بسیار مناسب در رفتار و مبارزه با دشمنان باشد؛ به گونهای که از هرگونه رفتار افراطی و تفریطی جلوگیری میکند و فرجام احدیالحسنیین را به همراه داشته باشد. پیامبر اکرم درباره امام حسین فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَنْظُرَ إِلَی أَحَبِّ أَهْلِ اَلْأَرْضِ إِلَی أَهْلِ اَلسَّماءِ فَلْیَنْظُرْ إِلَی اَلْحُسَینِ: کسی که دوست دارد به محبوبترین اهل زمین در نزد آسمانیان را نگاه کند، به حسین نظر نماید».
فرمانده عشاق دل آگاه حسین است
بیراهه مرو، سادهترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیکترین راه به الله حسین است
1. مفهومشناسی
الگو
الگو به معنای سرمشق، شخص یا چیزی است که معیار و نمونه برای دیگران یا دیگر چیزها قرار میگیرد. در لغت عربی به معنای «اسوه» و «قدوه» آمده است.
شجاعت
شجاعت یعنی دلاوری و ویژگیهای اخلاقی ناشی از جرئت، دلیری و ثبات است. در علم اخلاق، «شجاعت» در برابر «تهوّر» (بىباكى) و «جبن» (ترسویى)، به معنای اطاعت قوۀ غضب از عقل در اقدام بر كارهاى خطیر است تا عملش ستوده و صبرش نیز پسندیده باشد.
قاطعیت
به معنای نفوذ شخص بر زیردستان و همکاران است؛ به گونهای که دستورهای او را در زمان معین و بهدرستی انجام دهند؛ همچنین به مفهوم انجام کار با پشتکار، جدیت و استواری است.
دشمن
دشمن یعنی آنکه عداوت میکند و ضرر میرساند یا در برابر کسی یا چیزی حس مخالفت، بدخواهی و کینهتوزی دارد. بنابراین هر کسی چنین صفاتی را داشته باشد، دشمن خواهد بود، گرچه داخلی باشد؛ همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند: «هر كسی فضاى تهمتزنى در داخل كشور و جنگ روانى علیه نظام را تقویت و تشدید كند، مزدور آمریكاست».
2. اهمیت شجاعت
شجاعت از صفاتی است که میتواند در استیفای حقوق خود، خانواده، دین، کشور و مردم بسیار اثرگذار باشد. فرد در جایگاه رهبری و مسئولیت که دارای شجاعت باشد، میتواند الگوی خوب و نقشآفرینی در بسیج نیروها و حرکتهای مردمی در مقابل دشمنان باشد.
شجاعت به اندازهای ارزش دارد که خداوند به پیامبرش دستور میدهد بین افرادی که اسیرش بود، یکی از آنان را به دلیل داشتن پنج خصلت، یعنی بخشش، غیرت در برابر خانواده، خوشخلقی، راستگویی و شجاعت آزاد کند.
خداوند در قرآن از گروهی از مؤمنان که دارای شجاعت و قاطعیت در برخورد با دشمنان هستند، ستایش میکند و میفرماید: «... فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ: خدا بهزودی گروهی میآورد که آنان را دوست دارد و آنان هم خدا را دوست دارند. در برابر مؤمنان فروتناند و در برابر کافران سرسخت و قدرتمندند. همواره در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نمیترسند».
در روایتی آمده است: «خداوند پیامبر اکرم را به ده خصلت اختصاص داده است: یقین، قناعت، بصیرت، شکر، بردباری، سخاوت، حسن خلق، غیرت، جوانمردی و شجاعت؛ شما هم خود را امتحان کنید که اگر در شما چنین خصلتهایی وجود دارد، خدا را ستایش نمایید و اگر وجود ندارد، از خداوند درخواست کرده و به آن رغبت داشته باشید».
امیرمؤمنان فرمودند: «الشّجاعة زینة: شجاعت زینت است»؛ همچنین فرمودند: «الشّجاعة نصرة حاضرة و فضیلة ظاهرة: شجاعت نصرتی حاضر و فضیلتی آشکار است». در روایت دیگری فرمودند: «ألسّخاء والشّجاعة غرائز شریفة یضعها اللّه سبحانه فیمن أحبّه و أمتحنه: سخاوت و شجاعت غرایز شریفی هستند که خداوند آن را در کسانی قرار میدهد که آنان را دوست داشته و امتحان کرده است». فایدۀ شجاعت، غیرتداشتن است که فرمود: «ثمرة الشّجاعة الغیرة» و زکاتش، جهاد در راه خداست: «زكاة الشّجاعة الجهاد فی سبیل اللّه».
از منظر استاد مطهری، شجاعت را مىتوان یكى از شروط مبلغ و پیامرسان دانست و آیۀ «الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یخْشَوْنَهُ وَ لا یخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ: آنان كه رسالات و پیامهاى الهى را به مردم مىرسانند و از خداى خودشان مىترسند و از احدى جز خدا بیم ندارند»، بیانکنندۀ این شرط است.
البته باید توجه داشت که شجاعت و قاطعیت در برابردشمن زمانی ارزش دارد که با بینش الهی و عزتمندانه همراه باشد؛ یعنی شخص شجاع مرگ در راه خدا را در مقایسه با زندگی، سبب افتخار و عزت بداند؛ درست همانند امام حسین که فرمود: «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ من حَیاةٍ فی ذُلٍّ: مردن با عزت بهتر از زندگی با ذلت است». همچنین فرمود: «ولا وَاللَّهِ لَاأُعْطِیكُمْ بِیدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَلَا أَفِرُّ فِرَارَ الْعَبِید: نه به خدا قسم، من خودم را به دست خویشتن ذلیل شما نخواهم کرد و نظیر غلامها فرار نخواهم نمود»؛ یعنی نه ذلت و نه تسلیم. در اشعاری نیز فرمودند:
انى لا ارَى الْمَوْتَ الا سَعادَةً
وَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ الّا بَرَماً
الموت خیر من رکوب العار
و العار اولی من دخول النار
3. نمونههایی از شجاعت و قاطعیت امام حسین
داشتن مواضع روشن، شجاعانه و قاطعانه از سوی رهبران الهی و انسان کامل در برابر دشمنان از مسائل مهم در عرصۀ سیاسی و روشنکنندۀ تکالیف پیروان و دوستان است. تاریخ و سیرۀ رفتاری امام حسین نشان میدهد که آن حضرت مواضع شجاعانه و قاطعانهای در برابر دشمن در زمان معاویه و بعد از او در برابر یزید داشتند که در ادامه به بخشهای مهمی از آنها اشاره شود
3-1. شجاع امام حسین در برابر معاویه
امام حسین با اینکه مانند برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی معتقد به دشمنی معاویه با اسلام و پیامبر اکرم و اهلبیت بود، در دوره امامت برادرش كاملاً از سیاست وى دفاع مىكرد؛ حتى پس از شهادت ایشان هم تا زمانی که معاویه زنده بود، به صلحنامه وفادار ماند. اما گاهی بین امام حسین و معاویه، گفتمان و نامههایی ردوبدل میشد که نشاندهندۀ شجاعت و قاطعیت حضرت است. امام خطاب به معاویه نوشتند:
.... آیا تو نبودى كه از روى ظلم، حجر بن عدى و یاران او كه در براندازى ظلم و مخالفت با بدعتها مبارزه كردند و از هیچ خطرى نمىهراسیدند، به قتل رساندى؟ آن هم بعد از آنكه با قسمهاى شدید به آنان امان دادى. آیا تو قاتل عمرو بن حمق خزاعى نیستى؟ او كه از اصحاب پیامبر بود که عبادتش او را ضعیف و چهرهاش را تغییر و جسمش را لاغر كرده بود ... . آیا تو كسى نیستى كه مدّعى اخوّت زیاد بن سمیه شدى؟ فردى كه در فراش عبید، عبد ثقیف به دنیا آمده و گفتى كه او فرزند پدر توست؛ درحالىكه پیامبر فرموده بود: فرزند بهدنیاآمده از آن كسى است كه در فراش او متولّد شده و زانى باید سنگسار شود ... ؛ تو سنّت پیامبر را ترك و با فرمان او بهعمد مخالفت كردى ... . بعد از آن زیاد را به بصره و كوفه مسلط كردى، درحالىكه او دستهاى مسلمین را قطع و چشمان آنها را نابینا نموده و آنها را به شاخههاى نخل آویزان مىساخت ... . اى معاویه، ... من براى تو جز این نمىگویم كه تو در حق خود خسران كردى، دینت را ضایع كردى و امانتى را كه در دست دارى مورد سوءاستفاده قرار دادى ... .
3-2. شجاعت امام حسین در برخورد با والی مدینه
بعد از مرگ معاویه، یزید در نخستین اقدام خود در 15 رجب سال 60 هجری قمری، برای ولید بن عتبه والی مدینه نامه نوشت که از آن حضرت بیعت بگیرد. امام حسین بعد از اطلاع از دعوت والی مدینه، به ملاقاتش رفت که در آن جلسه مروان بن حکم از بزرگان بنیامیه نیز حضور داشت. گفتگوهایی بین امام حسین و ولید ردوبدل شد .حضرت بیعت را در چنین زمان و دور از انظار مردم نپذیرفت. مروان اشاره کرد در صورت خودداری حضرت از بیعت، گردنش را بزند و او را به قتل برساند. امام متوجه جریان شد به مروان فرمود: آیا تو میخواهی مرا به قتل برسانی؟ و خطاب به والی مدینه کرد و با شجاعت و قاطعیت تمام رذایل یزید را برشمرد: «اَيُّهَا اْلاَميرُ اِنّا اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنافَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ. وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ».
3-3. شجاعت در برابر لشکر دشمن
امام حسین در مقابل لشكر دشمن مىایستد و فریاد برمیآورد: «الا وَ انَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَ بَینَ اثْنَتَینِ بَینَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ! یأْبَى اللَّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ: مردم كوفه، آن ناكس پسر ناكس امیر شما، به من گفته است كه از این دو كار یكى را انتخاب كن: یا شمشیر یا تن به ذلتدادن. هیهات كه ما زیر بار ذلت برویم. خداى من كه در راه رضاى او قدم برمىدارم، راضى نیست و مىگوید نكن؛ پیغمبر كه وابسته به مكتب او هستم، مىگوید نكن؛ آن دامن هایى كه من در آنها بزرگ شدهام، دامن على كه روى زانوى او نشستهام، به من مىگوید تن به ذلت نده». در جای دیگری فرمودند: «أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ انَّ الْباطِلَ لا یُتَناهى عَنْهُ؟ لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِ اللَّهِ مُحِقّاً، اِنّى لا ارَى الْمَوْتَ الا سَعادَةً وَالْحَیاةَ مَعَ الظّالِمینَ الّا بَرَماً: ای مردم، نمىبینید كه به حق عمل نمىشود و كسى از باطل روىگردان نیست؟ در چنین شرایطى، مؤمن [نگفت حسین یا امام] باید لقای پروردگارش را بر چنین زندگىاى ترجیح بدهد. من مردن را براى خودم سعادت و زندگى با ستمگران را موجب ملامت مىبینم».
مرا عار آید از این بندگی
که سالار باشم کنم زندگی
3-4. شجاعت در اوج غربت
اوج غربت و تنهایی امام حسین در لحظههای واپسین روز عاشوراست که حضرت با انبوهی از مصیبتها و فراق مظلومانۀ فرزندان، برادران، خویشاوندان و اصحاب خود قرار گرفته است. اما روز عاشورا، روز معراج حسین بن على است؛ روزى كه ما باید از غیرت، مقاومت، شجاعت و دلیرى حسین پرتوى بگیریم و بیدار شویم.
نقل شده است روحیۀ شجاعت و قاطعیت حضرت در روز عاشورا بسیار شگفتانگیز است؛ یکی از حاضران صحنۀ کربلا که درواقع بهمثابۀ خبرنگاری قضایا را نقل میکند، میگوید: «وَ اللَّهِ ما رَأیتُ مَكْثوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ اهْلُ بَیتِهِ وَ اصْحابُهُ ارْبَطُ جَأشاً مِنْهُ: به خدا سوگند هيچ مغلوبى را مانند حسين كه فرزندان و خاندان و يارانش شهيد شده باشند پابرجاتر و قويدلتر نديدم».
بهیقین بر اساس شواهد تاریخی، كسى جرئت نبرد تنبهتن با اباعبداللَّه را نداشت؛ ازاینرو ابتدا چند نفر آمدند و جنگیدند؛ ولى آمدن همان و ازبینرفتن همان. پسر سعد فریاد كرد: چه مىكنید؟ پسر على است، روح على در پیكر اوست. با او تنبهتن نجنگید. بنابراین جنگ ناجوانمردانه و با ابزار گوناگون شروع شد؛ سنگپرانى، تیراندازى و ...؛ جمعیتى چندهزار نفره که مىخواهند یك نفر را بكشند. همینها وقتى اباعبداللَّه حمله مىكرد، درست مثل یك گلّه روباه كه از جلوى شیر فرار مىكند، فرار مىكردند.
3-5. شجاعت و آزادگی در واپسین لحظات عمر
در تاریخ آمده است حضرت در آخرین لحظات که اندک رمقی دارد و احساس میکند دشمن به سوی خیام اهلبیتش هجوم میبرد، با همان صدای نحیف، شجاعانه و قاطعانه خطاب به دشمنان میفرماید: «وَيْحَكُمْ يا شيعَةَ آلِ أَبي سُفْيانَ! إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ، وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَكُونُوا أَحْراراً في دُنْياكُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَبَاً كَما تَزْعُمُونَ؛ واى بر شما! اى شیعیان و پيروان آل ابى سفيان! اگر دين نداريد و از حسابرسى روز قيامت نمىترسيد لااقل در دنياى خود آزاده باشيد و اگر خود را عرب مىدانيد به خلق و خوى عربى خويش پايبند باشيد».
نتیجه
امام حسین آینۀ تمامنمای حق است که به ما میآموزد بعد از شناخت دشمن و اعلان جنگ و اقدامات او، هرگز نباید دچار شک، ترس، تزلزل، سستی و عقبنشینی شد و گرفتار فرجام زیانبار و جبرانناپذیر گشت.
آینۀ حقنما، حسین است حسین
جان و تن مصطفی، حسین است حسین
مصبـــاح هدایت بشر تا محشر
بي شبهه حسین است حسین
کتابنامه
قرآن کریم
1. ابنبابویه (صدوق)، محمد بن على، عیون اخبار الرضا، محقق/ مصحح: مهدی لاجوردى، تهران: جهان، 1378 ق.
2. _______________________، الخصال، محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى، قم: جامعه مدرسین، 1362 ش.
3. ابنشهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، مصحح: هاشم رسولی و محمدحسین آشتیانی، قم: علامه، [بیتا].
4. پایگاه اطلاعرسانی مقام معظم رهبری.
5. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، محقق/ مصحح: مصطفی درایتى، قم: دفتر تبلیغات، 1366 ش.
6. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، محقق/ مصحح: سیدمهدی رجائى، چ 2، قم: دارالكتاب الإسلامی، 1410 ق.
7. جمعى از نویسندگان، فرهنگ جامع سخنان امام حسین، مترجم: علی مؤیدى، چ 2، تهران: امیركبیر، 1382 ش.
8. حلوانى، حسین بن محمد بن حسن بن نصر، نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، قم: مدرسة الإمام المهدی، 1408 ق.
9. شوشتری (تستری)، القاضى نورالله المرعشى، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، قم: مکتبة آیتالله المرعشى النجفى، 1409 ق.
10. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: دارالکتب العلمیة، [بیتا].
11. مسعودى، على بن حسین، اثبات الوصیة، چ 3، قم: انصاریان، 1426 ق.
12. مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار، قم: صدرا، 1372 ش.
13. مغنیه، محمدجواد، الحسین و بطلة کربلاء، محقق: سامری عزیزی، [بیجا]: دارالکتاب الإسلامی، 1426 ق.
14. نراقى، ملامحمدمهدى، جامع السعادات، ترجمه: سیدجلالالدین مجتبوى، چ 4، تهران: [بینا]، 1377 ش.